تاریخ پیدایش خطنويسي

Mikhi_words.png (555×179)

پيدايش احتمالي آن از سفالگري- «رموز مديترانه‌اي» – خطوط هيروگليفي- الفبا

مهمترين گامي كه انسان به سوي مدنيت برداشته همانا اختراع خط است. بر روي بعضي از قطعات سفال، كه از عصر نوسنگي برجاي مانده، خطوط رنگيني ديده مي‌شود كه بيشتر كارشناسان آنها را علايم و رموز تشخيص داده‌اند. گرچه اين مسئله با ترديد تلقي مي‌شود، امكان دارد كه خطنويسي، در صورتي كه به معني وسيع كلمه در نظر گرفته شود و علامات تصويري را كه نمايندة انديشة معيني است شامل شود، از آن زمان شروع شده باشد كه نخستين كوزه‌گران با انگشت يا ناخن خود، خواه براي تزيين، خواه براي علامتگذاري، علامتهايي بر روي گل نرم كوزه‌ها برجاي گذاشته باشند. در قديمترين نوشته‌هاي هيروگليفي كه در سومر به دست آمده، مرغ را به صورتي نگاشته‌اند كه با نقشه‌هاي مرغ موجود بر ظروف سفالي شوش در عيلام كمال شباهت را دارد؛ همين طور نخستين خطنويسي تصويريي كه نمايندة گندم است مستقيماً از تزيينات هندسي ظروف شوش و سومر اقتباس شده است. حروف مستقيم‌الخطي كه ابتداي امر در سومر (حوالي 3600 ق‌م) آشكار شده، ظاهراً، صورت خلاصه‌ شده‌اي است از رموز و رسوم نقاشي شده يا كنده شده بر ظرفهاي گلي نواحي جنوبي بين‌النهرين و عيلام. بنابراين، خطنويسي نيز، مانند نقاشي و حجاري، از شاخه‌هاي هنر كوزه‌گري است؛ گلي كه از زير دست كوزه‌گر به شكل ظرف بيرون مي‌آمد، و مجسمه‌ساز با آن پيكرها را مي‌ساخت، و براي بنا آجر بود، براي خطنويسي ماده‌اي بود كه مطالب خود را بر آن مي‌نوشت. با ملاحظة اين نكته، بخوبي مي‌توان دريافت كه چگونه از اين مقدمات، به صورت تدريجي و منطقي، خط ميخي در بين‌النهرين به وجود آمده است.

قديمترين رمز تصويريي كه تاكنون شناخته شده آنهايي است كه فليندر زپتري بر روي قطعات سفال و ظروف گلي و تكه‌هاي سنگ در مقابر ماقبل تاريخي مصر و اسپانيا و خاور نزديك كشف كرده و، با سخاوت خاصي كه در اندازه‌گيري عمرهاي تاريخي دارد، تاريخ آنها را به 7000 سال پيش رسانيده است. اين رموز و علايم خطنويسي، كه در حوضة مديترانه به دست آمده، شامل نزديك به سيصد رمز است كه بيشتر آنها در نواحي مختلف با يكديگر شباهت دارند، و اين خود نمايندة روابط بازرگاني است كه ميان كشورهاي اطراف مديترانه در 5000 سال قبل از ميلاد وجود داشته است. اين رموز و علايم را نمي‌توان تصوير و نقاشي به معني حقيقي كلمه دانست، بلكه بيشتر جنبة ‌علامات تجارتي را دارد كه نمايندة مالكيت و كميت و ساير اطلاعات مربوط به مبادلات بازرگاني بوده، و بورژوازي، كه اين اندازه مورد تمسخر است، احتمالا باتوجه به اين نكته كه صورتحساب تجارتي اساس تمام ادبيات را تشكيل مي‌دهد، تسلي خاطري پيدا خواهد كرد. با آنكه اين علامات نمايندة حروف نبوده و هر يك از آنها يك كلمه يا يك فكر كامل را نمايش مي‌داده است، با الفباي فنيقي كمال شباهت را دارد. پتري چنين نتيجه مي‌گيرد كه: «عدة زيادي از رموز، بتدريج، در دوره‌هاي ابتدايي به وسيلة بازرگانان به كار افتاده، از كشوري به كشور ديگر رفته‌اند و در پايان دو دوجين از آنها براي دسته‌اي از هيئتهاي بازرگاني حالت ملكيت مشاع پيدا كرده؛ باقي كه منحصر به ناحية خاصي بوده، در اين انزوا خرده خرده از بين رفته و مرده‌اند.» اين نظريه كه علامت رمزي اصل الفبا باشد بسيار جالب‌توجه است، و اين را نيز بايد گفت كه تنها استاد پتري اين نظر را دارد.

قضية تكامل و تطور اين علايم رمزي، هر چه بوده، همعرض با آن، نوعي از خطنويسي وجود داشته كه از شعب نقاشي به شمار مي‌رود و افكار را به وسيلة تصاوير مجسم مي‌ساخته است؛ هنوز برتخته سنگهاي مجاور درياچة سوپريور آثاري از تصاوير غيرظريفي ديده مي‌شود كه هنديشمردگان امريكا، به وسيلة آنها، قضية گذشتن خود را از اين درياچة هولناك با افتخار روايت كرده‌اند تا آيندگان، بلكه نزديكان آنان، ازاين امر آگاهي پيدا كنند. به نظر مي‌رسد كه تطور و تحول نقاشي به خطنويسي، در پايان عصر نوسنگي، در سراسر مديترانه صورت گرفته باشد. عيلام، سومر، و مصر به يقين در 3600 سال قبل از ميلاد، و به احتمال خيلي قبل از آن، مجموعه‌اي از تصاوير نمايندة افكار ترتيب داده‌بوده‌اند كه هيروگليف ناميده مي‌شد؛ چرا كه كاهنان بيشتر آن را به كار مي‌بردند. مجموعة ديگري شبيه به اينها در كرت پيدا شده كه حدود تاريخ 2500 قبل از ميلاد را دارد. بعدها خواهيم ديد كه چگونه از اين خطنويسي هيروگليفي، كه هر صورت آن نمايندة فكري است، در نتيجة استعمال و دستكاري و خلاصه كردن، مقاطع و هجاها نتيجه شده، و پس از آن، چگونه هر مقطع و هجايي نمايندة اولين صوت آن هجا شده و به اين ترتيب تبديل به حروف شده است. در مصر احتمالا، در تاريخ 3000 سال قبل از ميلاد اين خط را مي‌شناخته‌اند ولي تاريخ پيدايش آن در جزيرة كرت حدود 1600 قبل از ميلاد است. فنيقيان الفبا را اختراع نكرده، بلكه آن را وسيلة دادو ستد خويش قرار داده بودند و ظاهراً آن را از مصر و كرت گرفته بتدريج در صور و صيدا و بيبلوس وارد كرده، پس از آن به ساير شهرهاي مديترانه صادر كرده‌اند؛ به اين ترتيب، فنيقيان چون دلالهايي بوده‌اند كه انتقال الفبا به وسيلة آنان صورت مي‌گرفته و هرگز خودشان مخترع آن نبوده‌اند. هنگامي كه زمان هومر يوناني رسيد، يونانيان اين حروف فنيقي را- و به عبارت ديگر حروفي را كه تمام قبايل آرامي بلكه بيشتر جنبة هيروگليف از دو ريشة يوناني ساخته شده كه به معني نبشتة مقدس است. – م.

در ايجاد آن دست داشته‌اند- گرفتند و آنها را با دو اسم سامي، كه نمايندة دو حروف اول است، ناميدند (آلفا،Alpha؛ بتا، Beta، در عبري الف، Aleph؛بت، Beth).

چنانكه ملاحظه مي‌شود، خطنويسي محصول و نتيجة تجارت است؛ در اينجا يك بار ديگر متوجه مي‌شويم كه فرهنگ تا چه حد مديون بازرگاني است. آنگاه كه كاهنان براي خود مجموعه‌اي از تصاوير وضع كردند، كه عبارات سحري و ديني و پزشكي خود را با آن بنگارند، دو جريان مختلف تاريخ، كه معمولاً با يكديگر سرسازگاري ندارند، يعني دين و دنيا يا كاهن و بازرگان، موقتاً با يكديگر سازش كردند و بزرگترين اثري را كه بشريت، پس از شناسايي سخن گفتن، به آن دست يافته برجاي گذاشتند. مي‌توان گفت كه پيدايش خط و تكامل آن خالق تمدن است، زيرا وسيلة نگارش و برجاگذاشتن و انتقال علم و معرفت را فراهم ساخته و اسباب فزوني دانش و ادبيات گرديده و در ميان قبايل مخالف با يكديگر لغت واحدي ايجاد كرده و در واقع، با ايجاد حكومت واحد خطي، در انتشار صلح و نظم كمك فراوان كرده است. پيدايش خط حدي است كه ابتداي تاريخ را نشان مي‌دهد، و هراندازه معرفت ما به آثار گذشتگان بيشتر شود، اين نقطة شروع عقب‌تر مي‌رود.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.