دانستنی هایی پیرامون لرها در زمان مادها

 تاریخچه و نژاد لرها:

چیزی که واضح و روشن است ،اینست که بررسیهای زبان شناسی و فرهنگی، نشان دهنده پیوستگی قومی لرها با دیگر اقوام ایرانی به ویژه شعبه پارسی است. لران قدیمی ترین قبایل آریایی ایران زمین می باشند که از روزگاران کهن در نواحی غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه های زاگرس ساکن بوده و هستند .

لران بازماندگان شاخه ای از نژاد آریا بنام کاسیان هستند که بین هزاره سوم و اول پیش از میلاد به هنگام مهاجرت اقوام آریایی شعبه ای از این اقوام موسوم به کاسیها به لرستان آمدند و با بومیان منطقه در آمیخته و بدین ترتیب نژاد تازه ای پدید آمد که بعدها به لر شهرت یافتند.(۱)

 

قوم کاسی : و لرستان در دوره کاسی ها

کاسیان قبل از مادها وپارس ها از ارتفاعات قفقازیه و آذربایجان به جنوب غربی ایران روی آوردند ولی در ابتدای امر در نواحی دریای مازندران سکونت کردند ونام خود را به این دریا دادند وآنرا دریای کاسپی یا کاشی نامیدند و این دریا در اصطلاح اروپاپی بنام دریای کاسپین (Caspian) شهرت دارد.استرابون (Strabon) مورخ یونانی نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کناره دریای کاسپین سکونت نمودند ونام خود را به این دریا دادند.افراسیاب تورانی طبق اوستا برای دست یافتن به فر کیانی در این دریا فرورفت وناامید برگشت و دیگر دریای وورو کاش (Vouro-kasha) می باشد.

دارمستتر در توضیح از این واژه معتقد شده که وورو مخفف فراخ است وهر دو پهلوی و فارسی از یک ریشه می باشند.بنابراین این واژه ووروکاش بمعنی دریای فراخ وبزرگ کاشی ودریای کاسپین می باشد. واژه کاشی در کتیبه های بابلی به عبارت کاسی یا کاسپی آمده واقوام کاسی (کاشی)در زمان مهاجرت بتدریج در شهرهای کاشان وقزوین نیز سکونت نمودند ونام خود را بر این دو شهر داده اند.(۲)

این قوم که همزمان و به موازات عیلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته اند ، قومی بودند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند .آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده میشدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن میگفتند .آنان سوار کارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامیها و بابلیها در افتادند.آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند .حکومت کاسیها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامیها به پایان رسید .آنها پس از شکست از عیلامیها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند .

 

لرستان در دوران ماد ،هخامنشی ،سلوکی ،و اشکانی

کاسیها در دوران حکومتهای ماد و هخامنشی همچنان استقلال و اقتدار خویش را حفظ نموده و شاهان هخامنشی که میخواستند جهت لشگرکشی به سایر نقاط سپاهی را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روسای این قوم باج بپردازند .اسکندر مقدونی هم در هجوم به ایران چون این طایفه را مطیع نمیدید، با قوایی عظیم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسلیم کرد .ولی پس از مرگ اسکندر دوباره آزادی خود را باز یافتند

لرستان در زمان ساسانیان:

لرستان در دوره ساسانیان ، از لحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین ((پهله )) یا ((پهلو ))محسوب می شد. یعنی سرزمینی که بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .

سرزمین پهله خود به نواحی کوچکتری تقسیم می گردید. چنانکه لرستان و منطقه غربی آن یعنی پشتکوه (ایلام )را به ترتیب به ((مهرگان کدک ))و ماسبذان نامیده می شد. این دو نام تا قرون نخستین اسلامی همچنان به این نواحی اطلاق می شد و با تغییر در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده می شدند . از شهرهای مشهور منطقه مهرگان کدک یا لرستان عهد ساسانی شهرهای صیمره و شاپور خواست (خرم آباد )را می توان نام برد. شهر سیمره حاکم نشین منطقه و شاپور خواست که گفته میشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهای آباد و پر رونق دوره ساسانی محسوب می گردید .

*****************************

حمدالله مستوفی , نام لران را بمحلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد و می نویسد :

وقوع این اسم بر آن قوم, به وجهی گویند از آن است که در ولایت مانرود دهی است که آن را کرد خوانند ودر آن حدودبندی که آن را بزبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی که آن را لر خوانند” (۳)

شاید علل نسبت دادن لران به این سرزمین مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافی دانان عرب درباره ی آن بحث کرده اند و امروزه نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول, هنوز زنده است.

محلهای دیگری نیز یافت می شود که نام آنها همانند لور می باشد از جمله لیر محلی واقع در ناحیه گندی شاپور (جندی شاپور) و لیراوی واقع در کهگلویه است. احتمالا کلمه لر همان واژه لور است, چنانکه در لری پول را پیل میگویند.

یاقوت حموی نیز از محلی به نام لردجان (لردگان) نام برده است . به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان می باشد که بین کهگلویه(کوه کیلویه) وبختیاری قرار دارد. در سیمره نیز محلی بنام لورت یالیرت است.

مسعودی ضمن ذکر فهرست طوایف کرد, از قبایل لریه نیز نام برده است.

یاقوت حموی با اینکه از لران سخن می گوید , واژه اکراد را بکار برده ومی گوید:

اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند ومحل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان مینامند.”(۴)

 

در اواسط قرن ششم(۶٫ه.ق) لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لرکوچک تقسیم شد .منظور از لر کوچک همان از لرستان کنونی و مقصود از لر بزرگ بختیاری و کوه کیلویه است . بین اراضی لر نشین مزبور قسمتی قرار داشت که دامنه ی آن تا شیراز کشیده میشده وآنرا شولستان مینامیدند وامروز این خاک بنام ممسنی معروف است .

لر کوچک وبزرگ از اواخر قرن ششم ببعد بزرگان وامرائی داشت که نام بعضی از آنها در ادبیات پارسی مخلد وجاویدان مانده است . امراء لر بزرگ که آنها را اتابکان لرستان ،به دنبال ضعف و تجزیه دولت سلجوقی، شجاع الدین خورشید نیز همچون امرای بلاد دیگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختیار گرفته و بر خود عنوان اتابک (که واژه ای ترکی است که از اتا به معنی پدر و بیگ یعنی بزرگ است ساخته شده را نهاد.)  و بدین ترتیب او سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد.

خاندان فضلویه که از امرای لر بزرگ بودند شهرت بیشتری داشتند، علت این امر آن بود که خاک لر بزرگ بین شولستان وعراق عجم وعراق عرب وفارس قرار داشت و امرای آن منطقه طبعا با حکام نواحی اخیر رابطه داشته گاهی در حال صلح وزمانی در وضع جنگ ونزاع بسر می بردند.(۵)

اتابکان لر کوچک با هر وسیله ای که توانستند موقعیت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوی با گردن نهادن به یوغ فرمانروایان وقت ایران از جمله سلاطین خوارزمشاهی،مغولان ،تیموریان ،ترکمانان ، قراقویونلو و اق قو یونلو و تا پایان پادشاهان صفوی حفظ نمایند .از اتابکان لر کوچک چند تن با درایت و سیاست بودند که از آن جمله شجاع الدین خورشید موسس سلسله ، حسام الدین خلیل (حدود ۶۴۰هجری )،ملک عزالدین (۸۰۴_۷۵۰ ه ق ) میتوان نام برد.

لرها همواره در وطن دوستی و پاسداری از وطن خود همانند بقیه ایرانیان ،غیرت نشان می دهند.به عنوان مثال خدمات این سردار دلیر(علی مردان خان) و نام آور لرستانی در برابر هجوم افغانها در پایان دوره صفوی و مقاومت سر سختانه او در برابر قوای عثمانی و همچنین رشادتهای فراوان وی در رکاب نادر شاه افشار جهت بر قراری صلح و ثبات و دفع متجاوزان از کشور ،بسیار در خور توجه و تحسین انگیز است.

آخرین حکومت لرها نیز به کریمخان زند میرسد .(البته به دلیل مدت حکومت کم این سلسله نمیتوان در مورد تاثیر یا نوع حکومت آنان بر کشور نظری با اطمینان داد) او از طوایف لر ساکن ملایر بود و بعد از دوره ۴۰ ساله حکومت زندیه با به قدرت رسیدن این فردخائن و عقده ای(آغا محمد خان قاجار) و جانشینان بیکفایت و بی لیاقت و وطن فروش قاجاریه اکثر نواحی ایران جدا گشت. ولی …

آغا محمد خان ،بانی سلسله قاجاریه ،به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید.

اشیاء مفرغی لرستان:

در مدتی متجاوز از ۲۰ سال آنچه که روستاییان در ناحیه کرمانشاه ومخصوصادر هرسین ,الشتر و

خرم آباد که در شمال لرستان است یافته بودند مجموعه های خصوصی و موزه های اروپا وآمریکا را با هزاران شی ء مفرغی وآهنی مزین ساخت . این اشیاء در قبوری پیدا شده که تاکنون هیچ یک از آنها از نظر علمی حفاری نگردیده . این قبور گودال های هستند که گاهی سنگ فرش شده اندو همواره با لوحه سنگ بزرگی که به پنها گذاشته شده، پوشیده است. واین اشیاء عبارتند از شمشیر آهنی و خنجر مفرغی و کلنگ برنزی وسنجاق های برنزی و سیتولهای مفرغی (نوعی ظروف مخصوص سفالین.
‘>م.)(۶)

رمان گریشمن در این کتاب توضیحاتی خوبی درباره تمدن این اشیاء اشاره کرده برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان.  و یک تارنمای زیبا برای دیدن این مفرغ ها  Bronze Sculpture of Lurestan

 

شهرهای مهم این مناطق (لر نشین) :

 

۱-خرم آباد : خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسیاری از مورخان اروپایی بر این باورند که این محل با خایدالوی متون آشوری مطابقت می کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عیلامیان ،از شهرهای این قوم بوده، ولی بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است.(۷)

ژاک دومرگان، عضو هیئت علمی فرانسه در ایران معتقد بود که لرستان از ایالتهای عیلام قدیم بوده وخرم آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است.(۸)

فردوسی براین عقیده بود که این شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاریخ بنایش را همزمان ایجاد گندی شاپور دانسته است.

بنابراین میتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانیان در محل خایدالو بنا شده است واتابکان لرستان نیز در سده ی ۵ ه.ق بر لرستان دست یافتند،خرم آباد را روی خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال ۵۸۰ ه.ق اتابک شجاع الدین خورشید بوده است(۹)

 

۲-بروجرد: بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود ، شهری است که قلعه ای گرداگرد آن بوده است که از دور کاملا گرد به نظر می آمده، که آثار بسیار کمی از آن باقی مانده که بعضی ها بنای آن را همزمان با دوره پیروز ساسانی دانسته اند و در دوران جنگ ایران و اعراب اعتقادها بر این است که یزدگرد سپاه خود را قبل از جنگ نهاوند (در این قلعه در ۳۹ کیلومتری نهاوند یعنی همان بروجرد فعلی گرد آورده )وآماده رزم نموده تا سپاهیان خود را به فرماندهی فیروزان به قلعه نهاوند و جایی که سپاهیان پابرهنه تازی که در پای کوه آردوشان (اردوشاهان) گرد آمده بودند رهسپار سازد و آتشکده ی داشته که بعد از اسلام به مسجد و امام زاده مبدل گشته است. البته

 

۳-ایلام: سرزمین ایلام از دیرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشیه ی روز سیمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ایلام داشته است،دره سیمره نقش بزرگی در شکوفایی تاریخ وتمدن منطقه ایلام داشته است، زیرا مهمترین راه ارتباطی بین تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ایران سرزمین می گذشته است. استان ایلام از نظر آثار تاریخی ونقاط دیدنی بسیار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هیلان،شیروان،آرمو ،ایوان غرب و … آثار تاریخی از عصر مفرغ،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان و…کشف وبه ثبت رسیده است.(۱۰)

 

۴کهگلویه وبویر احمد: از دوناحیه کهگلویه و بویر احمد تشکیل گردیده .

برخی از مورخان براین باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمینگان(محل جایگاه)گیلویه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو یا گیلویه که از مردم خمایگاه سفلی از ولایت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گیلویه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،این سرزمین را بنام او خواندند.(۱۱)

مؤلف فارسنامه ی ناصری بر این باور است که درخت کیالک(زال زالک) در کوهستانهای این سرزمین بیشتر از دیگر نقاط پارس وجود دارد. وچون میوه ی وحشی زال زالک را در این منطقه گیلویه گویند،بدین مناسبت این سرزمین را کُه گیلویه نامیده اند.(۱۲)

اما این نظریه درست نیست ، زیرا درخت زال زالک منحصر به این استان نمی باشد وبطور طبیعی در سرتاسر لرستان وبختیاری یافت می شود ودر کهگیلویه سیسه نامیده می شود.

ظاهرا کیارک در شیراز رایج است نه بین لرهای کهگیلویه.

” تل خسرو(کهگیلویه)کوهستانی است در شمال ولایت بهبهان…در روزگار پیشین آن را رم زمیگان که معنی بلوک سرد است می نامیده اند ودر سده ی ۳ ه.ق به نام کوه گیلویه معروف گردید”.(۱۳)

“طایفه ی بویر احمد،ناحیه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحیه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحیه ی بویر احمد مشهور گشته است.(۱۴)

۵-یاسوج: نام بومی یاسوج ، یاسیج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بویر احمد علیا بود . سابقه ی تل خسرو بیش از۲۰۰۰ سال است، ولی احداث ابنیه ی معاصر آناز سال ۱۳۰۹ه.ش آغاز شدوتا سال ۱۳۲۳ ه.ش ادامه داشت وپس از این تاریخ متروک گشت.

از عوامل ایجاد شهر یاسوج شرایط اقلیمی وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زیبا ومنابع فراوان آب است

 

۶چهار محال وبختیاری : براساس کتیبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختیاری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.

********************************* 

زبان :

پس از انقراض ساسانیان، آنچه پایداری وغلبه ی معنوی ایرانیان بر اعراب گشت ، فرهنگ وزبان قوم ایرانی است.

مردم لر نیز همانند دیگر ایرانیان ، گرچه کیش باستانی خود را به مرور زمان رها کرده وبه آیین اسلام درآمدند ولی زبان کهن خویش را نگاهداری نمودند . بسیاری از واژههای لری اغلب ریشه های باستانی دارند و به احتمالا تعداد زیادی از این واژه ها مربوط به زبانهای کاسی و عیلامی می باشد . گفته می شود زبان پارسی در زمان امپراتوریهای هخامنشی ، اشکانی و ساسانی در لرستان گسترش یافته است .

در بین زبانهای جنوب غربی ایران ،زبان (گویش)لری بزرگترین رابطه را با زبان فارسی دارد. که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، زبان پارتیان قرن هشتم بعد از میلاد هستند ،و همانگونه که می دانیم پارسی میانه، زبان پارتیان و ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان فارسی نزدیک است که بعضی معتقدند این زبان در گذشته نه چندان دور از فارسی منشعب شده است .

گویش مردم لرستان بیشتر لری ولکی است. بر اساس مطالعات زبان شناسی ، زبانهای لری و لکی جزو زبانهای هندو _ اروپایی به شمار می آیند. زبانهای ایرانی شامل زبانهای ایرانی شرقی ، و زبانهای ایرانی غربی می باشد . لکی و لری جزو زبانهای ایرانی غربی محسوب می شوند .

 

باختری :گویشهای لری ، بروجردی ، ملایری ،نهاوندی ،وغیره لری
خاوری :شامل گویش های بختیاری ،دزفولی، شوشتری ،وغیره

 

لکها بیشتر در نواحی نورآباد وکوهدشت والشتر ساکن اند ولرها در خرم آباد و بروجرد و اشترینان (اشتربانان)… مستقر هستند. گویش لری بختیاری که تفاوتی با لری خرم آبادی دارد در الیگودرز و روستاهای اطراف و طایفه های چهار لنگ بختیاری رایج است.(۱۵)

در ملایر ونهاوند وتویسرکان به لری و لکی سخن گفته می شود در ایلام هم در قسمت های شمالی آن که همرز با کرمانشاه است لکی بیشتر رایج است و در قسمت های دیگر لری سخن میگویند وطوایف لک که در نواحی شمال استان بسر میبرند ،طایفه مکی که بین کرمانشاه وهیلان زندگی میکنند وبه لهجه کردی جنوبی تکلم میکنند که شبیه لهجه کلهر است ودر قمسمت جنوبی استان کردان شوهان هستند که به لهجه کردی کرمانجی سخن میگویند.(۱۶)

در کهگیلویه وبویر احمد وچهار محال بختیاری تا لر های ممسنی همه به گویش لری با اختلاف های اندکی سخن میگویند البته گروههای مهاجری هم بوجود دارد که بگویش های دیگری سخن میگویند و بیشتر مردمان لری سخن می گویند.

 

**********************************************

۱-(افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۳۷۲)

۲-(تاریخ اجتماعی ایران باستان.نوشته :دکتر موسی جوان صفحه۱۱۲ و۱۱۳) .

۳-(مستوفی تاریخ گزیده،ص ۵۳۷)

۴-(مینورسکی ،ولادمیر، لرستان ولرها،ص ۲۲)

۵-(تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران.جلد ۳٫ص ۲۳۶ .)

۶-(تاریخ ایران از آغاز تا اسلام –رمان گریشمن(Ghirishman.Roman.۱۹۷۹-۱۸۹۵):رئیس گروه باستان شناسی فرانسوی در ایران. ترجمه دکتر محمد معین .صفحه ۱۳۰-۱۳۱)

۷-(ساکی،جغرافیای تاریخی وتاریخ لرستان ص۹۴-۹۷)

۸-(دومرگان ژاگ.هیئت علمی فرانسه در ایران، جلد۲٫ص۲۱۱)

۹-(رزم آرا،تیمسار علی .جغرافیای نظامی ایران .لرستان.ص ۱۷۸)

۱۰-( افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۱۷۳)

۱۱-(اقتداری ،احمد.خوزستان وکهگلویه وممسنی.جلد ۱٫ص ۳۶۳)

۱۲-(فارسنامه ناصری .حسینی فسایی.جلد۲٫ص۱۴۶۷) .

۱۳-(شوشتری: مؤلف کتاب تاریخ جغرافیای خوزستان درباره ی کهگیلویه در ص ۱۹۲)

۱۴-( مؤلف فارسنامه ناصری در ص.۱۴۸۱ )

۱۵-(دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها .جغرافیای کامل ایران.جلد ۲٫ص۱۰۷۵)

۱۶-(مینورسکی ولادمیر لرستان ولرها .ص۳۰)

۱۷-تارنمای http://www.luripeople.com

منبع پارسیان دژ
243 نظرات
  1. نازنین بلیکه عبدالوند بختیاری می گوید

    من نازنین بلیکه عبدالوند بختیاری سوطلایی شامی هندی به صراحت اعلام می کنم ما لورها اصالتی راجستانی و سیک هندی داریم!

  2. کامران ملکشاهی می گوید

    همین لورهای قنگدر بلیکه صلواتی میان به اقوام دیگه توهین میکنن. لوریان هندی باید به هندوستان فراری داده بشن بلکه از نرخ دزدی و اعتیاد ایران کم بشه. من کامران ملکشاهی کرد کرمانج هستیم. همین لورهای دزد و معتاد به ترکان قشقایی و پارسیان و اعراب و لکها و کردها توهین میکنن در صورتی که اصلا ایرانی نیستند و اسعد بختیاری فراماسونی توی کتابش هم گفته بین ایرانیان و ما لورها متقابلا علاقه ای نیست. هر لباسی هم میبینن میگن این لوریه. قوم دزدها و معتادهای بی دین همین لورها هستند!

  3. پریسا رشنوادی می گوید

    زیبا بختیار بازیگر پنجابی راجستانی رو چرا چیزی ازش نمیگید؟! ما رشنوها کردهای کرمانج هستیم و پانصد ششصد سال پیش شرف خان بدلیسی اصالت ما رشنوها را اعلام کرده است. در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد رشنوها کردی یا لکی حرف میزنن و زیر ۱۰ درصد آن هم سمت هندیمشک و خرم آباد لوری حرف میزنن و آسمیله شدن. من خودم پریسا رشنوادی ساکن ایلام هستم و تاریخ ایل و طایفه خودم رو خوب میدونم. طایفه رشنو اصالتا کُرد کرمانج هستیم و جای هیچ گونه شکی نیست! لازم نکرده لوریان واسه اصالت ما کردهای رشنو تصمیم بگیرند!

  4. نازنین بلیکا جودکی می گوید

    عده ای در این صفحه منکر یکی بودن لور با لُر شده اند. خواستم خدمت همگی عرض کنم که ما لورها به پول در لهجه لوری پیل میگیم! و در میان ما لورها یک ایل به اسم لیراوی وجود دارد که قریب به یقین دگرگون شده لوراوی می باشد! و چون لیراوی یکی از ایلات اصلی لور هستش با همین روش خیلی ساده می تونیم بگیم لور با لُر یکی می باشد! با تشکر از سایت خوبتون، من نازنین بلیکا جودکی لوطی پلدختری هستم! در ضمن ما لورها طبق گفتمان حکیم فردوسی اصالتا هندی هستیم!

  5. مهناز پاپی هندی می گوید

    کریم خان زند کسی که از سرهای مردان لور کله مناره می ساخت و توک بلیکه زنان و دختران لور را می گرفت با چه منطقی لور بوده است؟! ما لورهای سیک هندی چرا عادت به دروغ پردازی داریم؟! من خودم مهناز پاپی هندی هستم ولی مجبورم واقعیات تاریخی را با صداقت کامل به عرض ملت ایران برسانم، چون ممکنه دوباره یک کسی مثل کریم خان زند پیدا بشه و بیاد چنگ بزنه به توک بلیکه زنان و دختران لور و از سرهای مردان لور دوباره کله مناره بسازه! بروهی لور و لوریان!

  6. شهناز لورستانی می گوید

    <> کوروش اسدپور خواننده موسیقی #لوری در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، با تاکید بر پررنگ بودنِ وجهِ آوازهای تغزلی در میان اقوام لور می‌گوید که #منطقه_لُردگان سرشار از فراز و نشیب جغرافیایی و دشت‌های وسیع است و زمانی این خطه را #هند_کوچک می‌نامیدند! و می دانیم که ناحیه گورشنگلی نیز در این ناحیه قرار دارد!

  7. شهناز لورستانی می گوید

    <> کوروش اسدپور خواننده موسیقی #لوری در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، با تاکید بر پررنگ بودنِ وجهِ آوازهای تغزلی در میان اقوام لور می‌گوید که #منطقه_لُردگان سرشار از فراز و نشیب جغرافیایی و دشت‌های وسیع است و زمانی این خطه را #هند_کوچک می‌نامیدند! و می دانیم که ناحیه گورشنگلی نیز در این ناحیه قرار دارد!

  8. الهام لوطی جودکی می گوید

    نقش #تیمور_بختیاری بنیان گذار ساواک در #کشتار_مردم_آذربایجان چگونه بود؟! ……..… (کشتار بی رحمانه مردم تهران توسط این لور بختیاری جنایتکار را فاکتور می گیریم!) ………….. سرگرد تیمور بختیاری در لشگرکشی به آذربایجان ایران بیشترین قتل و کشتار بی رحمانه مردم بی گناه را انجام داد و به همین خاطر در بازگشت به تهران مورد تفقد ملوکانه قرار گرفت و درجه سرهنگی به این جنایتکار جنگی و خائن اعطا شد و به فرماندهی تیپ زرهی کرمانشاه منصوب گردید! (منابع: ۱- نسل کشی ۲۱ آذر، باریش مرندلی، صفحات ۱۴۹ و ۱۵۰ ۲- تاریخ پهلوی، مصطفی الموتی، جلد ۱۳، صفحات ۵۲۸ و ۵۲۹ ۳- من و فرح پهلوی، اسکندر دلدم ) ……………. ما لورهای لوطی هندی راجستانی به تمام اقوام ایران خیانت کرده ایم و همیشه به دروغ، لاف وطن پرستی می زنیم ! مستر جیکاک انگلیسی به همین خاطر بلیکه دالگ لورهای لوطی هندی را خیلی دوست داشت! من الهام جودکی هستم از طایفه لوطی جودکی پلدختر. ما لورهای بلیکه معروف و لوطی هندی باید با واقعیات تاریخی کنار بیاییم و اصالت هندوستانی خودمان را فراموش نکنیم! بروهی لورهای ایران و هندوستان!

  9. فارز تبریزی می گوید

    نقش #تیمور_بختیاری بنیان گذار ساواک در #کشتار_مردم_آذربایجان چگونه بود؟!………………….. سرگرد تیمور بختیاری در لشگرکشی به آذربایجان ایران بیشترین قتل و کشتار بی رحمانه مردم بی گناه را انجام داد و به همین خاطر در بازگشت به تهران مورد تفقد ملوکانه قرار گرفت و درجه سرهنگی به این جنایتکار جنگی و خائن اعطا شد و به فرماندهی تیپ زرهی کرمانشاه منصوب گردید! (منابع: ۱- نسل کشی ۲۱ آذر ، باریش مرندلی ، ص ۱۴۹ و ۱۵۰ ۲- تاریخ پهلوی ، مصطفی الموتی ، جلد ۱۳ ، صفحات ۵۲۸ و ۵۲۹ ۳- من و فرح پهلوی ، اسکندر دلدم ) ……………. لورهای هندی راجستانی به تمام اقوام ایران خیانت کرده اند!

  10. طاهر می گوید

    بختیاری ماد و پارسه!شجره محمود صالح شوانکاره پارس چهارلنگ بختیاری و شباهت نام طوایف دیگر بختیاری را با نام طوایف ماو دقت کنید!

  11. الهام چگینی قزوین می گوید

    چگین یا چیگینی ها که بودند؟
    چگین ها به گروهی از جلادان زنده خوار در دربار پادشاهان صفوی میگفتند که به اشاره ی سلطان همچون جانوران درنده به قربانی حمله کرده و زنده زنده او را می خوردند . این افراد همچون جانوران درنده با دندان بدن قربانی را تکه تکه کرده و می خوردند و از کاسه ی سرش برای نوشیدن شراب استفاده می کرده اند . اما آن گونه که از نوشته های شاردن و برخی تاریخ نگاران دیگر بر می آید گروه ۴۰ نفری چگین ها شخص را زنده می خورده اند و آنچنان هم این کار را می کرده اند که چپز زیادی از بدن قربانی باقی نمی ماند. شاه عباس در دربار خود مومنینی را تربیت کرده بود که آدم زنده را درسته میخوردند. زنده یاد علی اکبر سعیدی سیرجانی از معدود نویسندگانی بود که در زمینه ی آدمخواری به دلایل مذهبی، توسط سلسله های حاکم بر ایران در طول تاریخ تحقیقاتی کرد و به نتایج هولناکی رسید. او شرح داد که چگونه حکومت های مذهبی و بسیار پایبند به اصول دینی و مومن و معتقد با نام دین مخالفین خود را به فجیع ترین شکل ممکن میکشتند و در این راه مسلمانترین و معتقدترین و پابندترین و مومن ترین افراد، نقش جلاد و آدمکش و آدمخوار را برای این حکومت ها ایفا میکرده اند. سیرجانی در مقدمه ی کتاب وقایع التفاقیه چنین مینویسد: شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگین ( کسانی که گوشت خام میخورند ) داشت . کار آنها این بود که محکومان را به امر شاه زنده زنده میخوردند. یعنی چگینی ها بر سر محکوم ریخته و با دندان تکه ای از بدن او را زنده زنده کنده ومیخوردند. به روایت مولف روضه الصفویه، مورخ رسمی دربار صفوی ، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجب التغدیر را از یکدیگر ربوده و انف ( بینی ) و اذن ( گوش ) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع می فرمودند و همچنین بقیهء اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده ( یعنی می کندند ) و می خوردند. . ( زندگانی شاه عباس اول تالیف نصرالله فلسفی، جلد دوم، صفحه ۱۲۵ ) .
    شاه اسماعیل اول پس از آنکه بر شیبک خان ازبک غلبه کرد و او را کشت ( جنازه اش را به میان مومنین و متدینین صوفی انداخت ) و به صوفیان گفت هر که سر مرا دوست دارد از گوشت این دشمن بخورد ( تازه این صوفیان جزو علمای دینی دربار بودند ونه آن آدمخوران رسمی که چیگیین ها باشند! ) . خواجه محمود ساغرچی که در آن معرکه حاضر بوده گفته است که پس از فرمان شاه ازدحام صوفیان برای خوردن جسد شیبک خان به جایی رسید که جمعی تیغ کشیدند و ( برای خوردن آن جسد ) به جان یکدیگر افتادند و آن مردهء به خاک و خون آغشته را مانند لاشه خواران از دست یکدیگر می ربودند و می خوردند ( نقل از روضه الصفویه ) . پدر بزرگوار شاه عباس کبیر هم جمعی از ریش سفیدان و صوفیان طوایف را در مجلسی جمع نموده بعد از ذکر و ذاکری که در میانهء صوفیان معمول است، به ایشان خطاب کرد : هر کس خلاف اراده و سخن مرشد عمل نماید تنبیه او چیست؟ آن جماعت ( مومن و متدین و متعبد ) گفتند که : گوشت بدن او او را خام خام خواهیم خورد. . و بر این نیت الله الله کشیدند ( نقل از خلاصه التواریخ ) .
    .
    این که عده ای می گویند تشابه اسمی هستش واقعا مسخرست. هنوز هم نام چگینی روی لورهای ساکن قزوین هستش!

  12. استالینگراد ایران می گوید

    شاهنامه که سند ملّی ایران زمین می باشد از لورهای هندی حرف می زند نه از اقوام دیگر! هندی بودن لورها از ارزش قومیتی آنها کم نمی کند! منطقه ای به اسم #گور_شنگلی در شهرستان بختیاری نشین #لوردگان وجود دارد که هم اسم با شنگل پادشاه هندوستان در دوره بهرام گور ساسانی می باشد! یا روستای #چم_هندی دهلُران و روستای #حسن_هندو بختیاری و … . ما در منابع تاریخی مثلا فارسنامه ناصری را داریم که به صراحت ایل #پاپی را هندی معرفی کرده است و این طایفه در تمام سایتها #لور معرفی شده اند و #لوری صحبت می کنند! بنده تاریخدان هستم! من قومیت گرا نیستم! نمی شود ما بیاییم با تعصبات جهلیات گونه جعلی، خوراک تاریخی دروغین به خورد ملت بدهیم! شما می گویید لورهای ایران ربطی به لورهای هندوستان ندارند. اوکی! چرا در کشور هندوستان ما ناحیه ای به اسم #الوار راجستان داریم؟! چرا در هندوستان ما شهری به بزرگی #بنگه_لور داریم؟! چرا در ایالت راجستان هند شهری به اسم #لور یا لُر داریم؟! چرا طایفه #گورویی بختیاری با #گوروهای سیک هندی هم نام هستند؟! و … . اینا اگه صرفا تشابه باشد می تواند رد شود اما شاهنامه فردوسی می گوید لورها به درخواست بهرام گور ساسانی پادشاه ایران، توسط شنگل پادشاه هندوستان از هند به ایران صادر شده اند و جالب اینجاست که ما در شهرستان #لوردگان (محل سکونت ایل بختیاری) یک منطقه به اسم #گورشنگلی داریم!(هم اسم با شنگل نام برده شده توسط حکیم ابوالقاسم فردوسی، که پادشاه هندوستان در زمان ساسانیان بوده است!) ما در نواحی #لور_بختیاری نشین، روستاهای #حسن_هندو و #دره_هندو و #هنده را داریم! ما در شهرستان دهلُران، روستای #چم_هندی را داریم! ما در بخش پاپی(شهرستان خرم آباد) روستایی به اسم #دره_هندیان پاپی را داریم! و جالب‌تر این که همین طایفه #پاپی به صراحت توسط فارسنامه ناصری #هندی الاصل معرفی شده اند! ما بهمئی هایی داریم که با بهمنی های شهر بمبئی می توانند یکی باشند! ما در کتاب تاریخ ایران و اَنیران به متنی می‌رسیم که به صراحت اعلام می کند لورهای ایران هندی هستند! والتر هینتس در کتاب دنیای گمشده عیلام ص ۲۷ به صراحت نژاد لورهای ایران را اختلاطی از #هندی ها و ژاپنی ها(مغولها) می داند! این موارد را نمی شود صرفا تشابه اسمی یا سوء تفاهم گذاشت! این ها نشان می دهد که گفتمان فردوسی درباره ورود لورها از هندوستان به ایران (در دوره بهرام گور و شاهپور ساسانی) برای خنیاگری و ساز و آواز، عین حقیقت و واقعیت می باشد و ارزش و اعتبار تاریخیِ کتاب شاهنامه را بیش از پیش بالا می برد! جالب اینجاست کمانچه لوری در ایران معروف می باشد و هنوز که هنوزه لورها پیشه اجداد هندی خودشان یعنی مطربی و ساز و آواز را رها نکرده اند! الوار اندیمشک یا هندیمشک با الوار راجستان هندوستان تشابه هستش؟! روستای #حسن_هندو بختیاری تشابه هستش؟! روستای #دره_هندو بختیاری تشابه هستش؟! روستای #هنده چهارلنگ بختیاری تشابه هستش؟! روستای #دره_هندیان پاپی تشابه هستش؟! روستای #چم_هندی دهلُران تشابه هستش؟! لالی خوزستان با لالی آباد هندوستان تشابه هستش؟! #گورشنگلی در شهرستان لوردگان با شنگل پادشاه هندوستان تشابه هستش؟! و …. . تازه بنده به یک مورد جدید برخورد کرده ام و جالب است برای شما بازگو کنم تا یکم ذهنیت بازتری پیدا کنید. شما در جریانید همین مردم #پاپی یک طایفه به اسم #مدهُنی دارند؟!(که در زبان پارسی به آنها #مدح_هندی می گویند!) طبق گفته مردم پاپی، طایفه #مدهنی هندی هایی هستند که کارشان مداحی برای مردم و زیارتگاه ها بوده است و سربند جگری هندی به دور سرشان می‌بستند! یا مثلا بزرگ ترین طایفه از ایل #جودکی اسمش #لوطی_هندی می باشد! و تا دلتان بخواهد از این موارد موجود است! چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟! شما در جواب میگید اعراب هندی هستن یا ترکها یا کُردها یا لکها و … که انگار توی متن شاهنامه به جای واژه #لوریان یا #لوری واژه هایی نظیر عربیان یا تُرکیان و … به کار رفته است! ما در برابر تاریخ کشورمان مدیون هستیم! همیشه سعی کنید واقعیات و حقایق تاریخ را برای آیندگان ارائه کنید نه صرفا تعصبات پوچ و بی معنی! هندی بودن لورها هیچ گونه توهینی به لورها وارد نمی کند!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.