تاریخ ایلامیان باستان

ایلامیان شاخه ای از آن دسته از اقوام خویشاوند و همزبانی بودند که در حدود ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد از اسیای میانه به ایران کوچ کردند. ایلامیان در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند. و بعد از چندین قرن موفق به ایجاد تمدن بزرگی به نام ایلام شدند و دولت عیلام نزدیک به سه هزار سال دوام یافت.
ایلامیان تقریبا همزمان با سومری ها دولتشان را که شامل خوزستان, اطراف کوههای بختیاری,لرستان,پشتکوه و انشان یا انزان(فارس) بود تشکیل دادند.پایتختشان شوش بود و اهواز و خایدالو(خرم اباد) از شهرهای مهم شان بود(حقوق تاریخ, صفحه ۸۳, علی پاشا). ولی بعدا سرزمین تحت سلطه شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادندַ
خود اهالی ایلام کشورشان را Haltamtu هلتمتو به معنی سرزمین خدا(ئی) می نامیدند. سومری های دشت نشین ناحیه بین النهرین, ان کشور را ایلام(Elam) یعنی کشور کوهستانی و اهالی ان را ایلامی یعنی ساکنین مناطق کوهستانی خطاب میکردند. این نامگذاری را اکدی ها از سومری ها اخذ و از طریق تمدن بابل به تورات رسید که با املای “عیلام” به اعراب و دیگر مسلمین منتقل شد.هخامنشیان مهاجر انان را Huwaja می نامیدند.( دکتر ضַ صدر,پیرامون نام تاریخی کشور”ایلام”)
دولت مقتدر ایلام از ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد تا ۶۴۵ ق م یعنی به مدت ۳۰۰۰سال تداوم داشت و بیشترین تاثیر را بر فرهنگ اقوام ساکن در ایران گذاشته است.
از ایلامیان کتیبه و لوحه های زیادی به جای مانده و بیش از ده هزار لوحه ایلامی در دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود و اثاری که تا حال ترجمه شده اطلاعات زیادی راجع به سلسله های شاهی ایلام میدهند ولی اطلاعات راجع به زمان قبل از سارگون اول (2334ق م) شاه اکد کم است.
اولین سلسله سراسری ایلام “آوان” نام داشت (۲۵۵۰-2600ق م) و شوشتر کنونی مرکزشان بود.
سلسله “سیماش” ۱۲ شاه داشتند و مرکز حکومتشان در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود. اوایل حکومتشان همزمان با حاکمیت قوتتی های اذربایجان در بابل بود و تابع انها بودند و اخرین شاه این سلسله “Eparli” بود و این سلسله در سال ۱۸۶۰ق م سرنگون شدַاز حوادث مهم این دوران جنگهای طولانی با سومر-اکد که منجر به انقراض انان و تسلط درازمدت ایلامیان بر بین النهرین شدַ
سلسله “سوککال ماخ” (۱۸۰۰-۱۵۵۰ق م) : از شاهان معروف این سلسله” shirukduk” میباشد که بابل را مطیع ایلام کردַ در سال ۱۹۵۷ در شمال عراق کتیبه ای از او پیدا شد که اشاره میکند به حمله او به قوتتی هایی که بین دریاچه اورمیه و ایلک باتان(همدان) ساکن بودند ,در ان حمله shirukduk شکست خورده و به شوش برگشته و بعد از مدتی میمیردַ بعد از او برادرش” شیموت-وارتاش” شاه ایلام شدַ
دوره میانه پادشاهی ایلام( ۱۴۵۰-۱۱۰۰ ق م) دوران زرین ایلام بود. ولی در قرن های ۱۱-۹ ق م به علت کشمکشهای داخلی ایلام فاقد دولت مرکزی بود و همه ایالتها کاملا مستقل بودندַ
دوران جدید دولت ایلام (۷۴۵-۶۴۵ق م ) از حساسترین دوران در تاریخ دولت ایلام بود,در این دوره کیاکسار شاه ماد همراه با بابل بر علیه آشور میجنگیدند و ایلامیان از این فرصت استفاده کرده دولت خود را تقویت کردند
در این دوران “تیگلات پیلسر” شاه آشور توانست لولوبی ها و هوری ها را مطیع خود ساخته و مستقیما با ایلام همسایه شودַ سارگون دوم در سال ۷۲۲ق م به ایلام حمله کرد ولی شکست خوردַ آشور بنی پال در سال ۶۴۵ به ایلام حمله کرده و ” خوم بان کالداش” اخرین شاه ایلام را دستگیر کرد و دولت مرکزی ایلام را منقرض کردند ولی دولت های محلی به عمر خود ادامه دادند و شکست نهایی ایلام با حمله هخامنشیان در سال ۵۴۵ق م انجام گرفتַ
ایلامیان بعد از این شکست دیگر فرصت باز سازی دولت مرکزی خود را نیافتند و بعد از انقراض ماد توسط هخامشیان٬ پارس ها بتدریج اراضی ایلام را ضمیمه امپراطوری تازه تشکیل شده خود کردند و دولت های محلی ایلام تابع انها شدندַ
ایلامیان برای تشکیل دولت مستقل خود حتی در زمان هخامنشیان بارها قیام کردند ولی دیگر موفق نشدنددولت پایداری را ایجاد کنند . داریوش در سال اول حکوتش سه بار برای جنگ با سه نفر از استقلال طلبان ایلام به انجا لشکر کشی کرد و هر سه قیام را با خشونت زیاد سرکوب کرد.داریوش شهرشوش را گرفته و به پایتختی تبدیل کرد و بدین ترتیب حکومت ایلام توسط هخامنشیان از بین رفت ولی ایلامیان مثل یک ملت تا قرن ها به حیات خود ادامه داد. در زمان اشکانیان ٬ ایلامیان حق ضرب سکه خود را داشتند و بارها در زمان اشکانیان برای استقلال خود قیام کردند.

از آنجا که به هیچ وجه حمله آشوریها و حتی حمله هخامنشیان را پایان کار ایلام نمیدانیم٬ بخش مهمی از کتاب را به بررسی تاریخ ایلام در دوره سلوکی ٬ اشکانی و ساسانی اختصاص داده ایم و امیدواریم خواننده مجاب شود که حمله آشور بنی پال و ظهور هخامنشیان پایان کار ایلام نیست که حتی در دوره اشکانی برای استقلال خود می جنگیده اند.( د.ت.پوتس٬ باستان شناسی ایلام٬ مقدمه٬ص۲ ٬ از انتشارات دانشگاه کمبریج٬سال ۱۹۹۹)
ایلامیان بر عکس سومریان بعد از انقراض حاکمیتشان در طول عصر های زیادی به زندگی در وطن خود ادامه داده و زبان و تمدن خود را زنده نگه داشتندַزبان ایلامی که به علت شباهت اش با زبان دیگر اقوام (قوتتی ه,کاسسی ها,ַַַ) از زمان Puzur inshushinak پوزور این شوشیناک (۲۲۰۰ ق.م.)زبان مشترک و اداری سراسر ایران بود توانست موقعیت ممتاز خود را تا اوایل ساسانیان حفظ کندַبا ترجمه تعدادی از لوحه های ایلامی نگهداری شده در شیکاگو بطور قطعی ثابت شده است که زبان ایلامی یک زبان التصاقی میباشد و لغات زیادی در ان با ترکی آذری امروزی شبیه یا عین هم هستندַ آکادئمک “مار” ثابت کرد که زبان ماد و ماننا نیز همان زبان ایلامی بودַ
زبان ایلامی تا قرن ها بعد از سقوط ایلام اهمیت خود را حفظ کرد , داریوش هخامنشی آن را زبان رسمی و اداری امپراطوری کرد و همه ۳۰ هزار لوحه پیدا شده در تخت جمشید به زبان ایلامی هستند(هنوز هم ترجمه نشده اند)ַ اکادمئک”مار” ثابت کرده است که زبان رسمی و اداری ماد هم ایلامی بود(تاریخ و تمدن ایلام, ص۵), این موضوع بعدا در بخش مربوط به ماد ها شرح داده خواهد شدַ
ایلامیان در زمان هخامنشیان, سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان زبان خود را نگه داشتند و حتی در دوره بعد از اسلام نیز زبان ایلامی به حیات خود ادامه داد واز طرف تاریخنویسان اسلامی “خوزی” نامیده شد ,برای مثال اصطخری در کتاب”مسالک الممالک” به ان اشاره میکند و تاریخدانان امروزی مثلا دکتر سید محمدعلی سجادی وַַزبان خوزی را همان زبا ن ایلامی میدانندַ این زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقی نزدیک به شوش , از جمله شهر “مندلی” و هم چنین در شهر “سنقر” لرستان و اطراف ان و بعضی جاهای دیگر زنده است و زبان عادی و روزمره اهالی میباشد و خودش هم به زبان ترکی اذری امروزی خیلی نزدیک است, انان خودشان را اشکانی مینامند(تاریخ دیرین ترکان ایران,جلد۱, پروفسور ذهتابی)
دمورگان” که سالها در خرابه های شوش کاوشگری کرده بود مینویسد که ایالت فارس حتی بعد از به قدرت رسیدن هخامنشیان شدیدا تحت نفوذ فرهنگ و زبان ایلامی بود و پارس ها دولت و فرهنگ خود را بر آنچه که از ایلامیان یاد گرفته بودند بنا نهادندַ
مַ دیاکونوف” محقق روسیمینویسد: در ایالت فارس چندین کتیبه ایلامی از اوایل حکومت هخامنشیان وجود دارد که حضور بالای ایلامیان در آنجا را حتی در زمان داریوش دوم نشان میدهدַ و این مسئله از انجا دیده میشود که” مارتیا ” که خود را پادشاه ایلام مینامد در ایالت فارس زندگی میکرد و در دفترخانه “استخر” حاکمیت کامل زبان ایلامی نشانه بیسوادی مامورین و دولتمردان پارس میباشد و نه اینکه تصور کنیم که ان زبان فقط رایج در بین اهالی بودַ (تاریخ ماد صفحه ۵۸۰-۵۸۱)
چونکه هخامنشیان کوچ نشین از خود تمدنی نداشتند و حاکمیت را با زور شمشیر و خشونت و بیرحمی خاص خودشان بدست آورده بودند امپراتوری خود را بر پایه تمدن ایلام بنا کردند و به وسیله آنان تمدن ایلامی در دنیا توسعه یافتַ در آن زمان دعوای تمدن و فرهنگ قومی در ایران وجود نداشت و این عارضه از زمان ساسانیان توسط اردشیر بابکان شروع شد( از بین بردن آثار ترکان ماد و اشکانی توسط ساسانیان) و بعدا این کار زشت توسط رژیم پهلوی که خود را وارث انها معرفی میکرد ادامه یافت( خیلی از آثار باستانی اذربایجان را در این دوره از بین بردند)ַ
تمدن واحد سنتی ایران تا زمان انقلاب مشروطیت تقریبا همان تمدن ایلامی بود که برای اولین بار با ورود اسلام تغییراتی در ان ایجادشده بود و بار دوم قازان خان سلطان معروف و کاردان ایلخانی با اصلاحات اجتماعی عظیم خود تغیراتی را در سیستم اجتماعی ایران داد و بعد ها هم در زمان مشروطیت و هم با انقلاب سفید تغیراتی در آن شد ولی رویهمرفته ساختار اجتماعی امروزی ایران همان ساختار ایلامی و تمدن ایرانی مساوی است با تمدن ایلامی و تمدنی به اسم تمدن آریایی وجود خارجی نداشته و نظریه پوچ و بی اساسی است که از طرف استمارگران غربی برای رسیدن به اهداف استمارگرانه شان در اواخر قرن نوزدهم به میان کشیده شد و حالا خود انها خیلی وقت پیش به دغل بازی خود اعتراف کرده و موهومی بودن ان نظریه را تایید نموده و حالا حتی نظریه زبان هندو اروپایی در محافل علمی طرد شده و احتمال خویشاوندی بین زبانهای اروپایی و هندوایرانی را کلا رد میکنندַ
دین ایلامیان بت پرستی بود و عقیده به ارواح مختلف, شامان ها, در بین انان رایج بودַاسم خدای بزرگ ایلام “شوشیناک“بود و هر شهری خدای خود را داشت و مجسمه خدایان در عبادتگاه های شهرها گذاشته شده بود ַ مراسم دینی ایلام شبیه مراسم دینی سومر و بابل بود (تاریخ ماد, م دیاکونوف ص ۵۸۹).
در سیستم اجتماعی ایلام نیز مثل سومریان و دیگر خلق های التصاقی زبان زن از حقوق اجتماعی خیلی بالایی برخوردار بود و در کارهای دولتی و سرپرستی اماکن مذهبی زنان حضور گسترده ای داشتند و ستم جنسی بر علیه زنان از خصوصیات اجتماعی قبایل تات( قبایلی از اواخر قرن ۱۹ به غلط با اسم اریایی خطاب میشوند) بود و آنها زن را یک انسان حساب نمیکردند و او را مثل یک جنس خرید و فروش میکردند( هنوز هم در بین کردها, تاجیکها و بعضی دیگر از قبایل تات دختر را در مقابل پولی به مرد خواستگار میفروشند) با به حاکمیت رسیدن هخامنشیان به تدریج زنان از فعالیت های اجتماعی کنار زده شدند و تمام حقوق اجتماعی خود را از دست دادند. وضع اسفناکی را که هخامنشیان به زنان تحمیل کرده بودند٬ در زمان ساسانیان بدتر شد ولی با آمدن دین مبین اسلام وضعیت زنان کمی بهتر شد٬ اما هیچوقت به زمان قبل از آمدن تات ها بر نگشتַ(زن در سیستم حقوقی ساسانیان,k.Bartlemen , ترجمه دکتر نַ صاحب الزمان) .
مجسمه سنگی”ناپیر اسو” ملکه ایلام از ۱۵۲۰ ق م قدیمیترین مجسمه زن پیدا شده در دنیاست, این مجسمه که سرش کنده شده ۱۸۰۰کیلو وزن دارد و نمونه هنر و ظریف کاری آنها است ومجسمه های یونانی و رومی که صدها سال بعد از آن درست کرده شده اند از لحاظ هنری در سطح خیلی پایین تری قرار دارندַلباس های تن این ملکه شبیه لباس های زنان اذری میباشدַ
هر کسی که با زبان ترکی اشنایی دارد با نگاهی به اسامی شاهان ایلام تشابهات آنها را با اسامی ترکی امروزی میبیندַمثال:اسامی تعدادی از شاهان ایلام: شیموت-وارتاش shimut-vartash , تن دن- اولی tan dan-uli, اونتاش قال untash-gal, لیلاایرتاشlila-ir-tash, هومبان هال تاشhumban-haltashو غیرهַ در آخر اکثر اسامی ایلامی پسوند های”تاش“,”آش” و”لی” وجود دارد که در زبان همه اقوام التصاقی زبان ساکن اطراف کوههای زاگرس(قوتتی,لولوبی,هوری,گیلزان,ماننا,ماد,ַַַ) نیز صرف میشد و هنوز هم در بین اکثر اهالی همین سرزمین ها رایج است و برای مثال پسوند “ تاش” بصورت “داش” در ترکی آذری استفاده میشود:یولداش, قارداش,تیمورتاش و غیره.
ایلامیان نیز همچون سومریان موفق به افریدن یکی از تمدنهای عالی بشری شدند و در طول تمام دوره تقریبا ۳۰۰۰ ساله حکومتشان “دمکراسی ابتدایی و سنتی” خاص اقوام ترک را حفظ کردند که بعدا مادها, اشکانیان,سلجوقیان و دیگر سلسله های ترک آن روش را ادامه دادند(ایالات و ولایات نوعی استقلال داخلی داشتن و به فرهنگ و دین دیگران احترام میگذاشتند), این خصوصیت از اخلاق طبیعی ترکان قدیم به حساب می آید و در نتیجه همین روحیه آزاد ملی ایلامیان توانستند نزدیک به سه هزار سال حکومت کنند و در مقابل اقوام سامی و غیره ایستاده و اغلب غالب ایندַسیتم حکومتی فدرالی اولین بار در تاریخ در ایلام شکل گرفتַ
به مرور زمان تمدن درخشان ایلام هر چه بیشتر اشکارتر میشود و شوینیست های فارس و حامیان اریاپرست شان( استمارگران غربی که تاریخ ایران را به نفع قوم موهوم آریا شدیدا تحریف کرده اند) که تا دیروز ٬یا وجود آنها را کلا انکار میکردند و یا آنها را وحشی و غیر ایرانی مینامیدند٬ حالا با بیشرمی میخواهند به آنها لباس اریایی ( بخوان لباس وحشیت) بپوشانند , برای مثال “یوسف مجید زاده” در کتاب “تاریخ و تمدن ایلام” مینویسد:منطقی ترین فرضیه این است که ایلامیان به عنوان پروتولر زبانشان با ورود به دوران ماد به زبان ایرانی مبدل شد.( این پان فارس همان به اصطلاح تاریخ دانی هست که اخیرا در مصاحبه ای با روزنامه همشهری ادعا های دروغین پان فارس ها را در مورد کتابسوزی مسلمین در ایران را پس گرفته و اعتراف کرد که آریایی ها تا قرن ۹ میلادی هیچوقت هیچ نوشتاری از خود نداشتند و اولین بار در اواخر قرن ۹ میلادی با کمک گیری از زبان عربی زبان فارسی قدرت نوشتاری پیدا کرد) ( همشهری، ۶ مهر ۱۳۸۲)., اینها ۸۰ ساله که مشغول تحریف تاریخ ایران به نفع قوم موهوم آریا هستند و هنوز هم با سماجت به این کار غیر انسانی و ضدفرهنگی شان ادامه میدهندַ

محمدرضا Copyright © azerbaijan43.persianblog.ir

123 نظرات
  1. محسن می گوید

    این اراجیفو از کجات در اوردی…؟

  2. کوردان ایلام می گوید

    خیلی گوه خوردی از کی تا حالا ترک ها ایرانی هستند فکر کنم روت نشد وگرنه می گفتی اصلا ساکنان اول ایران ترک بودند بقیه مهاجر هستند تو اصلان زبان کوردی رو که میشه گفت همون زبان ایلامی و زردتشتی هستش رو می دونی پس … نگو

  3. احسان می گوید

    سلام به همه دوستان

    خوز لهجه ای هست که در منطقه شمال خوزستان و در شهرهای شوشتر و دزفول به آن گویش دارند

    منبع:
    http://farsilookup.com/p2p/seek.jsp?lang=fa&word=%D8%AE%D9%88%D8%B2

    http://www.rismoon.com/moeenworddetail-13601-fa.html

  4. آياپير می گوید

    با سلام بر اساس سنگ نوشته ها ی تاریشا یا اشکفت سلمان و کولفرح که در(آیاپیر، ایذج،آنزان، مالمیر، ایذه)((انشان))در شمال شرقی خوزستان موجود می باشد دلیل بر صحت و معتبر بودن تاریخ این سرزمین در دوره های مختلف خصوصا ایلامی می باشد شما با سفر به این شهر می توانید به اشتباه بزرگ خود پی ببرید.

    1. انی کاظمی می گوید

      درود.
      در مورد اشتباه ما کمی توضیح بدید و بگید که چه باید بکنیم ؟
      حاظریم اصلاح کنیم. درین مورد با منابع خوب در ارتباط نیستیم.

  5. آرش می گوید

    معلومه که از تاریخ هیچی سرت نمیشه

  6. انشان بختیاری می گوید

    انی کاظمی
    من مدرک ارائه کردم نه باد هوا !!۱-اثار باستانی ایلامی موجود در ایذه(انشان قدیم) وترجمه انها که در کتب معتبر موجود است ایا وجود این اثار در ایذه و عدم وجود ان در کل استان فارس یک فرضیه است؟؟؟اگر میتوانید ثابت کنید .۲-در حال حاضر اشخاص زیادی تاریخ را نوشته اند ولی ایا همه انها معتبر هستند. نه: من سراغ هر کس و ناکسی برای مطالعه تاریخ نمی روم بلکه ابتدا چند تاریخ نویس معتبر ایرانی یا خارجی را پیدا میکنم بعد مدارک انها و نوشته های ان را مطالعه میکنم تا اگر جوابی خواستم به کسی بدم مثل شما نگویم من نمیدانم و فقط نقل داستان کردم .من مطالب استاد پیرنیا را به عنوان یکی از مدارکم ارائه کردم(تکرار میکنم یکی از مدارک) که ایشان را تمام تاریخ دانان میشناسند و میدانند که کیست وتا چه حد دارای اعتبار است نه یک دکتر در سطح یک استان۳-ضمنا ایا شما مثلا برای سردار بزرگ ایرانی یعنی اریو برزن جایی سنگ نوشته یا کتابی از ایران قدیم از زیر خاک پیدا کردید که ما نمیدانیم و میگویند همچین اشخاصی بودند و مثلا اهل فلان منطقه بودند نه بلکه هویت انها را یونانیها برای ما مشخص کردند نه دکتر ایلامی و شما .هویت ایذه(انشان) را هم استاد پیرنیا که هر سال کتابهایش را بیشتر سانسور و کم حجمتر میکنند از روی کتابهای هرودت(پدر تاریخ)-کتزیاس-کزنفون که خود تقریبا در همان دوره میزیستند نوشته واز اثار موجود در ایران به عنوان مدرک استفاده کرده نه دکتر ایلامی جانت۴-این حرف شما (من فقط نقل کردم)الان دیگه با امکانات موجود جواب حتی ادمای بیسواد و بچه دبستانی ها هم نیست چه برسد به یک وبلاگ تاریخی!!!!!!!!!!!!!!!!۵-ما که تا همین چند وقت پیش هنوز کوچ میکردیم وجزء عشایر بختیاری بودیم هرچه که نداشته باشیم لا اقل بهتر میدانیم که از نسل که بودیم وهستیم- کجا بودیم وکجا زندگی میکنیم ولی برخی هه!!!معلوم نیست از نسل ترک- عرب -افغان-مغول و یا ایرانی هستند و از کدام سرزمین و قوم و قبیله امدند وخود را به عنوان ایرانی جا میزنند.۶-در ایذه(انشان) و کوههای بختیاری کودکان با شاهنامه حکیم فردوسی بزرگ میشوند (میخندند و میگریند و عاشق میشوند و میجنگند و میمیرند) پس کسی نمی تواند تاریخ و هویت شهرهای بختیاری را به نام تاریخ بدزدد.همان کاری را که بیگانگان بر سر ایران و شخصیتهای ایران میکنند.مرا ببخشید اگر تند حرف زدم ولی ما از وبلاگ شما توقع زیادی داریم. و از شما را هم از صمیم قلب به خاطر تلاشتان در افزایش اگاهی جوانان ایران تشکر میکنیم

    1. انی کاظمی می گوید

      انشان بختیاری، نمی دانم چه گفتم که این پاسخ را دادی :
      “من مدرک ارائه کردم نه باد هوا !!”

      من فقط توضیحی از سیاست کاری دادم و بس.

  7. انشان بختیاری می گوید

    انی کاظمی!!!!!!انی کاظمی!!!!!!!
    از کی تا حالا انزان یا انشان(ایذه در خوزستان)رفته تو استان فارس که ما خبر نداریم؟؟؟؟؟.واقعا زشته برای وبلاگ شما همچین اشتباه های به این بزرگی.پس خوب ببین چی بهت میگم :۱-چند تا از اثار دوران ایلامی تو کل استان فارس برام اسم ببر!عمرا اگه پیدا کنی(در حالی که در ایذه درمنطقه تفریحی اشکفت سلمان حداقل سه کتیبه بزرگ خط ایلامی وتصاویری از پادشاه وخانواده و وزیر در حال نیایش در دل کوه وجود دارد و همچنین در منطقه کولفرح ایذه قطعات بزرگ حجاری شده از دوره ایلامیان به وفور وجود دارد و به طبع درمناطق دیگر ایذه طوری که باستان شناسان شهر ایذه یا انزان قدیم(به معنی کنار اب قرار گرفته شده-زیرا از ان زمان تا کنون دو دریاچه در این محل وجود دارد)را سرزمین سنگ نوشته ها نام نهادند که در زمان ایلامیان همراه شوش و اوان (اهواز)-ارجان(بهبهان)از مهمترین شهرهای ایلام بودند۲-طبق جلد اول کتاب ایران باستان استاد حسن پیرنیا این سرزمین چون از شهرهای مهم ایلام بودوتمدن ایلام پس از شکست مقابل دولت اشور وضعیف شدن به دست حکومت تازه تاسیس مجاور خود یعنی پارس افتاد و چون هم از لحاظ قدمت وشهرت و ابادانی مطلوب بود به عنوان پایتخت اجداد کورش کبیر انتخاب شده بود تا چند سال بعد از به قدرت رسیدن کورش کبیر .و این شهر کم کم از اسم انزان یا انشان در زمان ایلامیان و هخامنشیان به ایاپیر در دوره اشکانیان و ایذج یا ایذه در زمان ساسانیان و اعراب و به مالمیر در زمان حکومت اتابکان لر بزرگ تغییر پیدا کرد. مجسمه برنزیه مرد پارتی که یک دست دارد هم در همین منطقه کشف شد۳-با مراجعه به دیوان حافظ در غزلی که در مدح حاکم ایذه در ان زمان یعنی اتابک سرو ده شده از ایذج نام برده شده که ای غزل با این بیت شروع می شود
    افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
    مقدمش یارب مبارک باد بر سرو و چمن
    .
    .
    .
    بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت
    خیزد از سحرای ایذج نافه مشک ختن
    خلاصه اینکه زمانی که این شهرستان در حال حاضر محروم عرض اندام میکرد سر و صدایی از تهران و اصفهان و شیراز و….وجود نداشت پس یه لطفی کن کمتر از این اشتباهها یا دزدیدن شهرت وتمدن این شهرهای اکنون محروم که تنها دلخوشیش فقط شکوه قدیمش هست بکن

    1. انی کاظمی می گوید

      درود.
      اِنی کاظمی تنها نقل کننده بوده است، بجز این نگاره، بیشتر نگاره ها از یک دکتر ایلامی از مردم ایلامیان نقل شده است که
      نام کتابش هست : ایلام باستان.
      کتابی نازک که به بررسی نام شاهان ایلامی، برخی از اسناد و مدارک موجود (تنها مدارک موجود نه فرضیه و سخن باد) می پردازد.

      1. کاظم می گوید

        برای تاریخ و تمدن ایلام کتاب ایلام و تمدن دیرینه آن نوشته ایرج افشار سیستانی منبع بهتری است.

  8. آلامتو می گوید

    در مورد نام گذاری تمدن ایلام میخواستم بگویم که در کتابهای قدیمی دینی به اسم آلامتو آورده شده است ولی در همان حال هم در برخی کتابها که کمی دیر تر نوشته شدایلام آورده شده است.
    و اعراب به آن عیلام گفتند . و استا ایلام به مناسبت این که در گذشته یکی از پایتخت های ایلام باستان بوده است در زمان رضا خان و بعد از جنگ معروف رنو به حق دوباره صاحب این نام تاریخی خود شد.

  9. آلامتو می گوید

    اکثر مطالب شما نادرست است. و فکر میکنم آن هم به دلیل ناآگاهی شما از تاریخ ایلام باشد .مردم ایلام نژاد متفاوتی داشتند . و این نژاد به اقوام قدیمی(کردهاو کاسیها و سومریهاو…) همسایه خود نزدیکی فراوانی داشته است . همچنین شما استان ایلام را جزو ایلام باستان به حساب نیاوردید.فقط از لفظ پشتکوه و آن هم یک بار استفاده کرده اید.
    در صورتی که وقتی آشوریان به ایلام حمله میکنند در این منطقه یک سنگ نوشته به عنوان فتح ایلام به یادگار میگذارند(ایلام – ملکشاهی -گل گل).شهر ماسبذان در استان ایلام در شهر ستان دره شهر پایتخت ایلام باستانمیباشد.
    کلمه تاش به زبان محلی ایلامی که همان زبان کردی میباشد به معنی کوه است و هیچ ربطی به قارداش ندارد .
    و اینکه ایلامیها اصلا قرابتی با ترک ها نداشتند و ترکها خیلی بعد از ایلامیها به وجود می آیند .لطفا تاریخ را درست منتقل کنید. امیدوارم که اشتباهات مطلب شما همان طور که اول نوشتم به دلیل نداشتن آگاهی در مورد ایلام باستان باشد.

    1. انی کاظمی می گوید

      شاید منابع ما قدیمی و فرسوده شده اند..

    2. احمد می گوید

      با سلام ، آیا اسم کردی و فارسی وجود دارد که پایانش تاش باشد؟ اما رئیس جمهورچند سال پیش قبرس شمالی (قسمت ترک نشین ) اسمش دنگ تاش بود و دنگ چند معنی دارد ۱- به معنای تعادل ۲ – به معنای عرفانی و آسمانی و … وتاش یعنی ۱- سنگ ۲- هم کیش یا یا همزبان یا هم رزم و . . .که البته بجای خود باید یکی از اینها باشد. پس دنگ تاش یعنی سنگ تعادل یا سنگ عدالت .قارداش یا در آذری قدیمی یعنی به قبل از ۸۰۰ یا ۷۰۰ هجری به قبل با تلفظ قار تاش : یعنی برادر و فارسها که الان میگند داش یا داداش همان گرفته شده از ترکی است.و یولداش یا یولتاش یعنی همراه و دوست . آنقدر پسوند تاش و داش است که نوشتن آنها و معنی آنها حتما یک کتاب ۵۰۰ صفحه می شود ای وطنداش.

      1. آلامتو می گوید

        همان طور که گفتم تاش به معنی کوه می باشد در زبان کردی (کردی هورامی ،سورانی ،ایلامی و….) وشما که اینقدر اطلاعت دارید باید بدانید که کردها (مادها )اولین فرمانروایان اریایی در ایران بودند وزبان انها یکی از زبانهای رایج در ایران وشاید زبان رسمی ایران بوده .واینکه زبان کردی هورامی را بداند میتواند اوستا را به راحتی بخواند .
        اما این را بدانید که ترک ها خیلی بعد از کردها صاحب حکومت میشوند وان هم از زمان خوارزمشاهیان و سلجوقیان .و این را بدانید قدمت زبان کردی از ترکی بیشتر است.
        من در مورد زبان ترکی چیزی نمیدانم شاید و یا حتما حرفهای شما درست باشد در مورد زبان کردی ولی قدمت ۷۰۰ویا ۸۰۰ساله را با قدمت ۳۰۰۰ساله مقایسه نکنید .
        ممنون
        هر بژی = زنده باشی

        1. محمد از سولدوز(نقده) می گوید

          دوست عزیز شما که قدمت زبان کردی را سه هزار ساله می پندارید یک اثر کردی معرفی کنید که قبل از صفویان تاریخ کتابت داشته باشد. اوستایی را که کردی می دانی تمام اقوام ایرانی می توانند ادعای مالکیتش را داشته باشند. اگر هم به فرض قبول کنیم اوستا کردی است ، پس چرا از ۳۰۰۰ سال تا عصر قاجار ( آثار مدون کردی در این عصر پدید آمده اند) یک خلا بسیار طولانی در عدم توانایی اکراد در پدید آوردن آثار کردی به وجود آمده است؟ اگر قومی توانایی خلق کتابی در حد اوستا را داشته اند ،پس تا این مدت کجا بوده اند و چه کار می کردند؟ واقعیت این است که متکلمان به زبان اوستا نابود شده اند و کردها بدون هیچ ادله محکم و قابل دفاعی تنها چون در جغرافیای قوم ماد زندگی می کنند خود را وارث تمدن ماد می دانند. در صورتی که تا کنون حتی یک کلمه نوشته شده ای که به زبان مادی باشد در دست نیست.

          1. پیمان می گوید

            دوست عزیز زبان کوردی هست و کتاب و اثار تاریخی هم هست دلیل از این محکمتر و ارامگاه هوخشتره یه سند از قوم ماد که در کردستان عراق هست و شما با دستکاری کردن کلمات خود میخواین تاریخ سازی کنین و

        2. کاظم می گوید

          مورخان مسلمان مثل مسعودی و ابن مقفع زبان های ایرانی را شامل پارسی، پهلوی، دری، سریانی و خوزی دانسته اند. برخی محققین معتقدند زبان خوزی بازمانده زبان ایلامی باستان بوده و برخی هم آن را گویشی از زبان های ایرانی دانسته اند. زبن سریانی را هم همان زبان آرامی شرقی که زبان رسمی امپراتوری بوده، دانسته اند. اما این احتمال هم هست که این زبان همان کردی سورانی باشد. به هر حال، من در مقاله ای که به زودی چاپ می شود ثابت کرده ام که بر خلاف تصور محققین زبان پهلوی همان پارسی ساسانی نیست، بلکه این زبان بازمانده زبان مادی است که تا قرون بعد از اسلام هم در مادستان قدیم که شامل آذربایجان هم هست رایج بوده و دوبیتی های باباطاهر تحت عنوان فهلویات متعلق به گویش های همین زبان است و ربطی به پارسی و دری ندارد.

      2. کاظم می گوید

        لطفا ربط کلمه های دای /دایه لری = مادر، دادی / ددی انگلیسی = پدر، دایی فارسی = برادر مادر، دادر تاجیکی= برادر، و غیره که هر کدام متعلق به زبانی جدا با فاصله جغرافیایی بزرگ هستند را با کلمه داداش که آن را ترکی میدانید مشخص کنید ببینیم داستان چگونه و ربطش با قارداش چیه؟

    3. قاسم می گوید

      سلام ، باید به اطلاع برسانم که ترک ها بعد از اسلام و هنگام حمله
      مغول وارد ایران شدند و حکومت های ترک زبان از آن زمان به بعد در
      ایران مشاهده می گردد. و باعث از بین رفتن هویت ایرانی شد. همانطور
      که می دانید تنها ترک ها می گویند زنده باد آذربایجان ولی بقیه اقوام زنده باد ایران می گویند.

      1. کاظم می گوید

        ورود ترکان به ایران به دوران عباسی برمی گرد، خلفای عباسی که به عرب های اموی و عرب های شیعه و همچنین به ایرانیان اعتماد نداشتند گروهی از ترکان را وارد لشکر کرده و گارد محافظی متشکل از ترکان پدید آوردند وگر نه تا پیش از آن پای ترکان به سرزمین های اینور دریاچه آرال (خوارزم) نرسیده بود.

  10. ایلامی می گوید

    کلمه تاش به معنی کوه صاف و درجای به معنی تراش است
    قارداش چه ربطی به تاش داشت
    برو تحقیق کن

    1. احمد می گوید

      با سلام ، خود شما بفرمایید آیا مشابهتی بین زبان ایلامی ( زبانی که در کتیبه ها است ) با زبان فارسی و یا کردی وجد دارد؟ لطفا زبان ایلامی امروزی را مطرح نکنید که در اینصورت می توان ثابت کرد که زبان امریکا ۱۰۰ در ۱۰۰ انگلیسی است ، در حالیکه اینگونه نیست و امریکاییها مهاجر هستند. ایلامیان امروزی نیز مهاجر هستند.البته من به شما حق می دهم چون شما ها را اینگونه بار آورده اند . مثل آنست که تو کردی حرف می زنی و این زبان از مادرت به شما به ارث رسیده است. این اعتقادات نیز از اعتقادات موهوم نژادپرستان فارس و کرد به ارث رسیده است و شما گناهی ندارید. باید انسان خودش تحقیق کند .بواقع من هم یک روزی مثل شما بودم و دنبال مدرکی که ثابت شود واقعا ترک هستم .آنقدر مطالعه کردم و کتاب خواندم از ترکی و فارسی و انگلیسی تا راهم را پیدا کردم.لطفا شما نیز از ته دل و از روی وجدان مطالعه فرمایید برای رسیدن به حقیقت هرچند که تعصب اجازه ندهد آنرا به زبان آورید.

      1. ایلامی می گوید

        دوست عزیز تعصب جلوی چشم شما را گرفته این حرف شما مثل این است که بگویید چون ایلامی ها دو دست داشته اند پس ترک بوده اند بزار یه چیز ای رو برات مشخص کنم کرد به چند گروه تقسیم میشوند به اقوام غربی ایران چون رمه گردان بوده اند به کرد به معنی رمه گردان معروف شده اند و از دو نژاد ماد و ایلامی هستند هر چه به سمت شمال میرویم بیشتر از نژاد ماد هستند به طوری که بالا تر از سنندج دیگر می توان گفت ماد هستند به طوری که زبان ایلامیان کنونی ۲ واج اظافه نسبت به کردی کردستان دارد جدای از این اگر ایلامیان با اقوام جدید نسبتی داشته باشد قطعا ترک ها(مغولی ها ) ندارند
        این حرف های شما از کتاب تاریخ دیرین ترکان ایران تالیف محمدتقی زهتابی (کیریشچی) ترجمه و تلخیص : علی احمدیان سرای نشر اختر ۱۳۸۱ صفه ۳۸ تا ۱۰۳ است پس به من لغب بیسوادی و تعصب نزن من این کتاب را خوانده ام البته مطمعن نیستم شما این کتاب را خو انده اید یا نه یا فقط از جای کپی کردی . این اقا با یک لیسانس ادبیات به خاطر این اراجیف از دانشگاه پان ترک باکو دکترا افتخاری گرفت کسی که ادبیات خوانده از بزرگترین باستان شناسان دنیا چون گرانتوسکی م. آ. داندامایف، هینس، جرج کامرون، پیگولووسکایا، رومن گریشمن که تمدن ایلام را از زیر خاک بیرون کشیدند بیشتر میداند جمهوری ازربایجان که با خلاء تمدن روبروست از این حرف ها همایت میکنند و فریفته شدگانی نیز دارد اگه شما میخواهید حقیقت را بفهمید کتب زیر را بخوانید
        تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا. آ. گرانتوسکی – م. آ. داندامایف، مترجم: کیخسرو کشاورزی، ناشر: مروارید ۱۳۸۵
        دنیای گمشده ایلام، هینس، ترجمه فیروز فیروزنیا، تهران: ۱۳۷۱
        گذری بر تاریخ ایلام، هینس، ترجمه محمدحسین خانی، تهران: ۱۳۷۳
        ایران در سپیده‌دم تاریخ، جرج کامرون، ترجمه حسن انوشه،: ۱۳۷۲
        تاریخ اجتماعی ایران (جلد ۱)، مرتضی راوندی تاریخ ماد، دیاکونوف – ترجمه کریم کشاورز
        تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.
        مجیدزاده، یوسف، تاریخ و تمدن ایلام، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ۱۳۷۰

        1. ئاکو ایلامی می گوید

          دمت گرم برا . والا دیگه همین یه چیزمون کم بود که کم کم بگن ایلامیها ترکن ، نمیدونم چرا بعضی هموطنان اینقده با کورد بودن ماها مشکل دارن . طوری ک میخوام بزور هم ک شده ماهارو از نژاد باافتخار کورد بودنمون که در ذره ذره وحودمون شکل گرفته جدا جلوه بدن ولی نمیدونن ک ما ایلامیها به کورد بودنمون میبالیم و تا اخرین لحظه ک جان در بدن داریم با افتخار فریاد میزنیم که ما ایلامیها کورد بوده ایم ، کوردیم و کورد میمانیم تا دنیادنیاستتتتت .. هربژی کورد و کوردستان

          1. ساتیار می گوید

            استان ایلام رو با تمدن ایلام اشتباه گرفتی.در ضمن استان ایلام هم نیمه غربی لرستان هست نه کرد

      2. کاظم می گوید

        از راه مطالعه کتاب و مقاله و غیره نمی شود تبار ژنتیکی کسی را پیدا کرد.
        از آن گذشته تبار ژنتیکی با تبارزبانی یکی نیستند و همواره همپوشانی ندارند.
        چه بسا کسی تبار عربی داشته باشد ولی زبانش فارسی باشد که تبار آریایی دارد. مثل سادات ایرانی.
        بهتره خودمان را به خریت نزنیم و تبار دزدی نکنیم.

    2. مهرداد می گوید

      کلمه تاش گفته نه تراش . تاش در بین تورک ها به معنی هم فارسی کاربرد داره مثلا قارداش یعنی هم شکم . وطن داش یعنی هموطن . همکتاش یعنی هم کیش . یولداش یعنی همراه . یک حقیقت تاریخی در مورد اقوام بومی ایران(اوراتو . منناییان . لولوبیان .گوتیان . ایلامیان(انشان)سومریان و…) این است که همگی قبل از درامدن اقوام هندواروپایی به منطقه ساکنان اصلی این مرزبوم با جغرافیای مشخص بودند که قدرتمندانه از سرزمین خود دفاع میکردند حتی دولت قدرتمند سامی نژاد اشوری هم نتوانست دربرابر انان دوام بیاورد( شش طایفه زردپوست التصاقی زبان ساکن در ازربایجان متحد و دولت مته یا همان ماد را علیه اشور ایجاد کردند) و بر انان چیره شود چه اینکه ده طایفه چادر نشین اریایی از راه نرسیده بر انان چیره شده و سرزمین انان را تصاحب کنند . پس هیچ کدام از اقوام ایرانی(بجز تورک ها که از نسل بومیان ایران میباشد) ائم از کرد و لر و تات و تالش حق دست اندازی و تصاحب تاریخ و قومیت و نژاد و فرهنگ بومیان ایران رو نداره چرا که هم نژادان ارمنی شما که بیشترین بهره از علم باستان شناسی نسبت به شما را دارند نیز قبلا همین تفکر را نسبت به اوراتوها داشتند تا اینکه برایشان معلوم شد اوراتو ها کاملا متفاوت با هندواروپاییان و اجداد تورکان اناتولی و بخشی از ازربایجان میباشند . و نکته دیگر اینکه وقتی سخن از تمدن های باشکوه ایران قبل از اریاییان که اولین و گهواره تمدن بشریست لطفا سکوت نکنید و تاریخ رو تحریف نکنید این حرفا چه معنی میدهد که زبان ایلامیان یا سومریان منفرد است و در هیچ گروه زبانی جای نمیگرد جز عداوت و کینه توزی و تعصب کورکورانه ای که نشانه ای جز تنگ نفسی و افکار حقیرانه و مسموم یک صاحب نظر . با جرات حقیقت رو بگید که انان به زبانی تکلم میکردند که در گروه زبانی التصاقی قرار میگیرد . گروهی که تورکی صدرنشین ان گروه هست.

      1. کاظم می گوید

        یک احمق یهودی تورات خوان تبار اقوام را به سه پسر نوح یعنی سام و یافث و حام تقسیم کرد و همین افسانه ساختگی وارد باستان شناسی شد و تا همین اکنون موجب سو تفاهمات زیادی شده است.
        یک احمق پانترک هم یا از روی غرض یا سو تفاهم به تاریخ باستان دست اندازی کرده و هر گروه قومی که نه سامی است و نه آریایی را ترک می نامد.
        اصلا حام و سام و یافث افسانه ای چگونه با آریایی و عرب و ترک قابل تطبیق است. جالبه در کتب تاریخی مثل اخبارالطوال دینوری ملت فارس را از نژاد سام می داند. حالا چرا فارس سام نژاد و عرب سامی اینقدر تفاوت زبانی، فرهنگی و تمدنی دارند را باید از یهودیان پانترک خزری یهودی پرسید.

  11. ایرانی می گوید

    من یه سوال ازت می پرسم
    یک نمونه از خط ترکی به من نشون بده
    و تاریخ ترک هارا هم بخون
    در ضمن اذربایجانی ها نژادشان ترک نیست ترک زبان هست آن هم به دلیل تسلط ترکان چادر نشین و مهاجم ماوراالنهر
    سخت گیری و تعصب خامی است -تا جنینی کار تو خون خواری است

    در ضمن کتاب سوزی بوده ان هم به دست به ظاهر مسلمانان ولی متعصبان قوم گرا متعصبان جنین و متعصبان خون خوار و متعصبان غیر ایرانی که درمرام ایرانی تعصب بر باطل وجود ندارد
    غیرت با تعصب فرق داره

  12. احمد رفیق می گوید

    یک نویسنده باید صالح و درست نوشتار باشد تا نوشته اش را به توان با رغبت خواند. شما با وجود این که فارس ها را شوونیست می خوانید خود نیز یک شوونیست هستید که از آسمان به ریسمان می رسید و نوشته های تاریخی را هم بی اعتبار می کنید. تعصب با خرد بسیار فاصله دارد. در ضمن من خود یک ترک هستم ولی از این نوشته حالم به هم می خورد.

    1. احمد می گوید

      با سلام ،جناب احمد رفیق شما یک ترک نیستید بلکه خودفروش هستید و اریا گرا و حتما دلت خوش است به اینکه یک روزی ثابت شود ترکهای آذری واقعا آریای هستند . تو یک بزدلی و شرم باد بر تو . مگر نمیبینی که این همه توهین و دزدی و تجاوز به حقوق ترکها شده آنوقت ادعای انسانیت می کنی و از عدالت دم می زنی ؟ تو هیچ چی نیستی . واقعا وقتی یک ترک اینگونه سخن می راند ، حالم بهم می خورد.

      1. سعید می گوید

        اول : نمی دانم که چرا این متن در این سایت قرار گرفته . لازم است آقای کاظمی در این باره توضیح دهد .
        دوم : چیزی به نام نژاد و تعصب نژادی از احمقانه ترین چیزهایی است که می توان در قرن ۲۱ پیدا کرد . شاید زمانی خوب یا حتی لازم بود اما امروزه دیگر نه ضرورتی دارد و نه حتی جایی برای ابراز وجود .
        به خود شما پیشنهاد می کنم که یک آزمایش ژنتیک بدهید تا معلوم شود مخلوط عجیبی از نژادهای گوناگون هستید از سامی تا مغول و …
        به عقیده من کسانی که در قرن ۲۱ اینگونه به نژاد مخلوط خود می نازند یا از سر نادانی است یا حماقت
        سوم : اگر طبق اسلوب شما بخواهیم جلو برویم و نژاد را مهم بدانیم ، یک سوال بسیار ساده از شما و امثال شما دارم : چه کسی به شما توهین کرده ؟ چه کسی جیب شما را زده ؟ چه کسی به حقوق شما ترک ها تجاوز کرده ؟ طی ۱۴۰۰ سال بعد از اسلام نزدیک به ۱۳۰۰ سال آنرا ترک ها برا این منطقه حکومت کرده اند و اگر به نظر شما کسی طی این سالها در حق مردم ظلم کرده ، شما بوده اید نه کس دیگر اگر کسی ناراضی باشد و شاکی ، باید غیر ترک ها باشند نه شما . اسم ۲ سلسله را بیاورید که ترک نباشند
        طی این سالها سامانیان غیر ترک بوده اند و تا حدودی پهلوی بقیه عملا ترک بوده اند
        پس لطفا از جایگاه مدعی خارج شوید قبل از این که ما شما را محاکمه کنیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.