تاریخ ایلامیان باستان

ایلامیان شاخه ای از آن دسته از اقوام خویشاوند و همزبانی بودند که در حدود ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد از اسیای میانه به ایران کوچ کردند. ایلامیان در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند. و بعد از چندین قرن موفق به ایجاد تمدن بزرگی به نام ایلام شدند و دولت عیلام نزدیک به سه هزار سال دوام یافت.
ایلامیان تقریبا همزمان با سومری ها دولتشان را که شامل خوزستان, اطراف کوههای بختیاری,لرستان,پشتکوه و انشان یا انزان(فارس) بود تشکیل دادند.پایتختشان شوش بود و اهواز و خایدالو(خرم اباد) از شهرهای مهم شان بود(حقوق تاریخ, صفحه ۸۳, علی پاشا). ولی بعدا سرزمین تحت سلطه شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادندַ
خود اهالی ایلام کشورشان را Haltamtu هلتمتو به معنی سرزمین خدا(ئی) می نامیدند. سومری های دشت نشین ناحیه بین النهرین, ان کشور را ایلام(Elam) یعنی کشور کوهستانی و اهالی ان را ایلامی یعنی ساکنین مناطق کوهستانی خطاب میکردند. این نامگذاری را اکدی ها از سومری ها اخذ و از طریق تمدن بابل به تورات رسید که با املای “عیلام” به اعراب و دیگر مسلمین منتقل شد.هخامنشیان مهاجر انان را Huwaja می نامیدند.( دکتر ضַ صدر,پیرامون نام تاریخی کشور”ایلام”)
دولت مقتدر ایلام از ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد تا ۶۴۵ ق م یعنی به مدت ۳۰۰۰سال تداوم داشت و بیشترین تاثیر را بر فرهنگ اقوام ساکن در ایران گذاشته است.
از ایلامیان کتیبه و لوحه های زیادی به جای مانده و بیش از ده هزار لوحه ایلامی در دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود و اثاری که تا حال ترجمه شده اطلاعات زیادی راجع به سلسله های شاهی ایلام میدهند ولی اطلاعات راجع به زمان قبل از سارگون اول (2334ق م) شاه اکد کم است.
اولین سلسله سراسری ایلام “آوان” نام داشت (۲۵۵۰-2600ق م) و شوشتر کنونی مرکزشان بود.
سلسله “سیماش” ۱۲ شاه داشتند و مرکز حکومتشان در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود. اوایل حکومتشان همزمان با حاکمیت قوتتی های اذربایجان در بابل بود و تابع انها بودند و اخرین شاه این سلسله “Eparli” بود و این سلسله در سال ۱۸۶۰ق م سرنگون شدַاز حوادث مهم این دوران جنگهای طولانی با سومر-اکد که منجر به انقراض انان و تسلط درازمدت ایلامیان بر بین النهرین شدַ
سلسله “سوککال ماخ” (۱۸۰۰-۱۵۵۰ق م) : از شاهان معروف این سلسله” shirukduk” میباشد که بابل را مطیع ایلام کردַ در سال ۱۹۵۷ در شمال عراق کتیبه ای از او پیدا شد که اشاره میکند به حمله او به قوتتی هایی که بین دریاچه اورمیه و ایلک باتان(همدان) ساکن بودند ,در ان حمله shirukduk شکست خورده و به شوش برگشته و بعد از مدتی میمیردַ بعد از او برادرش” شیموت-وارتاش” شاه ایلام شدַ
دوره میانه پادشاهی ایلام( ۱۴۵۰-۱۱۰۰ ق م) دوران زرین ایلام بود. ولی در قرن های ۱۱-۹ ق م به علت کشمکشهای داخلی ایلام فاقد دولت مرکزی بود و همه ایالتها کاملا مستقل بودندַ
دوران جدید دولت ایلام (۷۴۵-۶۴۵ق م ) از حساسترین دوران در تاریخ دولت ایلام بود,در این دوره کیاکسار شاه ماد همراه با بابل بر علیه آشور میجنگیدند و ایلامیان از این فرصت استفاده کرده دولت خود را تقویت کردند
در این دوران “تیگلات پیلسر” شاه آشور توانست لولوبی ها و هوری ها را مطیع خود ساخته و مستقیما با ایلام همسایه شودַ سارگون دوم در سال ۷۲۲ق م به ایلام حمله کرد ولی شکست خوردַ آشور بنی پال در سال ۶۴۵ به ایلام حمله کرده و ” خوم بان کالداش” اخرین شاه ایلام را دستگیر کرد و دولت مرکزی ایلام را منقرض کردند ولی دولت های محلی به عمر خود ادامه دادند و شکست نهایی ایلام با حمله هخامنشیان در سال ۵۴۵ق م انجام گرفتַ
ایلامیان بعد از این شکست دیگر فرصت باز سازی دولت مرکزی خود را نیافتند و بعد از انقراض ماد توسط هخامشیان٬ پارس ها بتدریج اراضی ایلام را ضمیمه امپراطوری تازه تشکیل شده خود کردند و دولت های محلی ایلام تابع انها شدندַ
ایلامیان برای تشکیل دولت مستقل خود حتی در زمان هخامنشیان بارها قیام کردند ولی دیگر موفق نشدنددولت پایداری را ایجاد کنند . داریوش در سال اول حکوتش سه بار برای جنگ با سه نفر از استقلال طلبان ایلام به انجا لشکر کشی کرد و هر سه قیام را با خشونت زیاد سرکوب کرد.داریوش شهرشوش را گرفته و به پایتختی تبدیل کرد و بدین ترتیب حکومت ایلام توسط هخامنشیان از بین رفت ولی ایلامیان مثل یک ملت تا قرن ها به حیات خود ادامه داد. در زمان اشکانیان ٬ ایلامیان حق ضرب سکه خود را داشتند و بارها در زمان اشکانیان برای استقلال خود قیام کردند.

از آنجا که به هیچ وجه حمله آشوریها و حتی حمله هخامنشیان را پایان کار ایلام نمیدانیم٬ بخش مهمی از کتاب را به بررسی تاریخ ایلام در دوره سلوکی ٬ اشکانی و ساسانی اختصاص داده ایم و امیدواریم خواننده مجاب شود که حمله آشور بنی پال و ظهور هخامنشیان پایان کار ایلام نیست که حتی در دوره اشکانی برای استقلال خود می جنگیده اند.( د.ت.پوتس٬ باستان شناسی ایلام٬ مقدمه٬ص۲ ٬ از انتشارات دانشگاه کمبریج٬سال ۱۹۹۹)
ایلامیان بر عکس سومریان بعد از انقراض حاکمیتشان در طول عصر های زیادی به زندگی در وطن خود ادامه داده و زبان و تمدن خود را زنده نگه داشتندַزبان ایلامی که به علت شباهت اش با زبان دیگر اقوام (قوتتی ه,کاسسی ها,ַַַ) از زمان Puzur inshushinak پوزور این شوشیناک (۲۲۰۰ ق.م.)زبان مشترک و اداری سراسر ایران بود توانست موقعیت ممتاز خود را تا اوایل ساسانیان حفظ کندַبا ترجمه تعدادی از لوحه های ایلامی نگهداری شده در شیکاگو بطور قطعی ثابت شده است که زبان ایلامی یک زبان التصاقی میباشد و لغات زیادی در ان با ترکی آذری امروزی شبیه یا عین هم هستندַ آکادئمک “مار” ثابت کرد که زبان ماد و ماننا نیز همان زبان ایلامی بودַ
زبان ایلامی تا قرن ها بعد از سقوط ایلام اهمیت خود را حفظ کرد , داریوش هخامنشی آن را زبان رسمی و اداری امپراطوری کرد و همه ۳۰ هزار لوحه پیدا شده در تخت جمشید به زبان ایلامی هستند(هنوز هم ترجمه نشده اند)ַ اکادمئک”مار” ثابت کرده است که زبان رسمی و اداری ماد هم ایلامی بود(تاریخ و تمدن ایلام, ص۵), این موضوع بعدا در بخش مربوط به ماد ها شرح داده خواهد شدַ
ایلامیان در زمان هخامنشیان, سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان زبان خود را نگه داشتند و حتی در دوره بعد از اسلام نیز زبان ایلامی به حیات خود ادامه داد واز طرف تاریخنویسان اسلامی “خوزی” نامیده شد ,برای مثال اصطخری در کتاب”مسالک الممالک” به ان اشاره میکند و تاریخدانان امروزی مثلا دکتر سید محمدعلی سجادی وַַزبان خوزی را همان زبا ن ایلامی میدانندַ این زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقی نزدیک به شوش , از جمله شهر “مندلی” و هم چنین در شهر “سنقر” لرستان و اطراف ان و بعضی جاهای دیگر زنده است و زبان عادی و روزمره اهالی میباشد و خودش هم به زبان ترکی اذری امروزی خیلی نزدیک است, انان خودشان را اشکانی مینامند(تاریخ دیرین ترکان ایران,جلد۱, پروفسور ذهتابی)
دمورگان” که سالها در خرابه های شوش کاوشگری کرده بود مینویسد که ایالت فارس حتی بعد از به قدرت رسیدن هخامنشیان شدیدا تحت نفوذ فرهنگ و زبان ایلامی بود و پارس ها دولت و فرهنگ خود را بر آنچه که از ایلامیان یاد گرفته بودند بنا نهادندַ
مַ دیاکونوف” محقق روسیمینویسد: در ایالت فارس چندین کتیبه ایلامی از اوایل حکومت هخامنشیان وجود دارد که حضور بالای ایلامیان در آنجا را حتی در زمان داریوش دوم نشان میدهدַ و این مسئله از انجا دیده میشود که” مارتیا ” که خود را پادشاه ایلام مینامد در ایالت فارس زندگی میکرد و در دفترخانه “استخر” حاکمیت کامل زبان ایلامی نشانه بیسوادی مامورین و دولتمردان پارس میباشد و نه اینکه تصور کنیم که ان زبان فقط رایج در بین اهالی بودַ (تاریخ ماد صفحه ۵۸۰-۵۸۱)
چونکه هخامنشیان کوچ نشین از خود تمدنی نداشتند و حاکمیت را با زور شمشیر و خشونت و بیرحمی خاص خودشان بدست آورده بودند امپراتوری خود را بر پایه تمدن ایلام بنا کردند و به وسیله آنان تمدن ایلامی در دنیا توسعه یافتַ در آن زمان دعوای تمدن و فرهنگ قومی در ایران وجود نداشت و این عارضه از زمان ساسانیان توسط اردشیر بابکان شروع شد( از بین بردن آثار ترکان ماد و اشکانی توسط ساسانیان) و بعدا این کار زشت توسط رژیم پهلوی که خود را وارث انها معرفی میکرد ادامه یافت( خیلی از آثار باستانی اذربایجان را در این دوره از بین بردند)ַ
تمدن واحد سنتی ایران تا زمان انقلاب مشروطیت تقریبا همان تمدن ایلامی بود که برای اولین بار با ورود اسلام تغییراتی در ان ایجادشده بود و بار دوم قازان خان سلطان معروف و کاردان ایلخانی با اصلاحات اجتماعی عظیم خود تغیراتی را در سیستم اجتماعی ایران داد و بعد ها هم در زمان مشروطیت و هم با انقلاب سفید تغیراتی در آن شد ولی رویهمرفته ساختار اجتماعی امروزی ایران همان ساختار ایلامی و تمدن ایرانی مساوی است با تمدن ایلامی و تمدنی به اسم تمدن آریایی وجود خارجی نداشته و نظریه پوچ و بی اساسی است که از طرف استمارگران غربی برای رسیدن به اهداف استمارگرانه شان در اواخر قرن نوزدهم به میان کشیده شد و حالا خود انها خیلی وقت پیش به دغل بازی خود اعتراف کرده و موهومی بودن ان نظریه را تایید نموده و حالا حتی نظریه زبان هندو اروپایی در محافل علمی طرد شده و احتمال خویشاوندی بین زبانهای اروپایی و هندوایرانی را کلا رد میکنندַ
دین ایلامیان بت پرستی بود و عقیده به ارواح مختلف, شامان ها, در بین انان رایج بودַاسم خدای بزرگ ایلام “شوشیناک“بود و هر شهری خدای خود را داشت و مجسمه خدایان در عبادتگاه های شهرها گذاشته شده بود ַ مراسم دینی ایلام شبیه مراسم دینی سومر و بابل بود (تاریخ ماد, م دیاکونوف ص ۵۸۹).
در سیستم اجتماعی ایلام نیز مثل سومریان و دیگر خلق های التصاقی زبان زن از حقوق اجتماعی خیلی بالایی برخوردار بود و در کارهای دولتی و سرپرستی اماکن مذهبی زنان حضور گسترده ای داشتند و ستم جنسی بر علیه زنان از خصوصیات اجتماعی قبایل تات( قبایلی از اواخر قرن ۱۹ به غلط با اسم اریایی خطاب میشوند) بود و آنها زن را یک انسان حساب نمیکردند و او را مثل یک جنس خرید و فروش میکردند( هنوز هم در بین کردها, تاجیکها و بعضی دیگر از قبایل تات دختر را در مقابل پولی به مرد خواستگار میفروشند) با به حاکمیت رسیدن هخامنشیان به تدریج زنان از فعالیت های اجتماعی کنار زده شدند و تمام حقوق اجتماعی خود را از دست دادند. وضع اسفناکی را که هخامنشیان به زنان تحمیل کرده بودند٬ در زمان ساسانیان بدتر شد ولی با آمدن دین مبین اسلام وضعیت زنان کمی بهتر شد٬ اما هیچوقت به زمان قبل از آمدن تات ها بر نگشتַ(زن در سیستم حقوقی ساسانیان,k.Bartlemen , ترجمه دکتر نַ صاحب الزمان) .
مجسمه سنگی”ناپیر اسو” ملکه ایلام از ۱۵۲۰ ق م قدیمیترین مجسمه زن پیدا شده در دنیاست, این مجسمه که سرش کنده شده ۱۸۰۰کیلو وزن دارد و نمونه هنر و ظریف کاری آنها است ومجسمه های یونانی و رومی که صدها سال بعد از آن درست کرده شده اند از لحاظ هنری در سطح خیلی پایین تری قرار دارندַلباس های تن این ملکه شبیه لباس های زنان اذری میباشدַ
هر کسی که با زبان ترکی اشنایی دارد با نگاهی به اسامی شاهان ایلام تشابهات آنها را با اسامی ترکی امروزی میبیندַمثال:اسامی تعدادی از شاهان ایلام: شیموت-وارتاش shimut-vartash , تن دن- اولی tan dan-uli, اونتاش قال untash-gal, لیلاایرتاشlila-ir-tash, هومبان هال تاشhumban-haltashو غیرهַ در آخر اکثر اسامی ایلامی پسوند های”تاش“,”آش” و”لی” وجود دارد که در زبان همه اقوام التصاقی زبان ساکن اطراف کوههای زاگرس(قوتتی,لولوبی,هوری,گیلزان,ماننا,ماد,ַַַ) نیز صرف میشد و هنوز هم در بین اکثر اهالی همین سرزمین ها رایج است و برای مثال پسوند “ تاش” بصورت “داش” در ترکی آذری استفاده میشود:یولداش, قارداش,تیمورتاش و غیره.
ایلامیان نیز همچون سومریان موفق به افریدن یکی از تمدنهای عالی بشری شدند و در طول تمام دوره تقریبا ۳۰۰۰ ساله حکومتشان “دمکراسی ابتدایی و سنتی” خاص اقوام ترک را حفظ کردند که بعدا مادها, اشکانیان,سلجوقیان و دیگر سلسله های ترک آن روش را ادامه دادند(ایالات و ولایات نوعی استقلال داخلی داشتن و به فرهنگ و دین دیگران احترام میگذاشتند), این خصوصیت از اخلاق طبیعی ترکان قدیم به حساب می آید و در نتیجه همین روحیه آزاد ملی ایلامیان توانستند نزدیک به سه هزار سال حکومت کنند و در مقابل اقوام سامی و غیره ایستاده و اغلب غالب ایندַسیتم حکومتی فدرالی اولین بار در تاریخ در ایلام شکل گرفتַ
به مرور زمان تمدن درخشان ایلام هر چه بیشتر اشکارتر میشود و شوینیست های فارس و حامیان اریاپرست شان( استمارگران غربی که تاریخ ایران را به نفع قوم موهوم آریا شدیدا تحریف کرده اند) که تا دیروز ٬یا وجود آنها را کلا انکار میکردند و یا آنها را وحشی و غیر ایرانی مینامیدند٬ حالا با بیشرمی میخواهند به آنها لباس اریایی ( بخوان لباس وحشیت) بپوشانند , برای مثال “یوسف مجید زاده” در کتاب “تاریخ و تمدن ایلام” مینویسد:منطقی ترین فرضیه این است که ایلامیان به عنوان پروتولر زبانشان با ورود به دوران ماد به زبان ایرانی مبدل شد.( این پان فارس همان به اصطلاح تاریخ دانی هست که اخیرا در مصاحبه ای با روزنامه همشهری ادعا های دروغین پان فارس ها را در مورد کتابسوزی مسلمین در ایران را پس گرفته و اعتراف کرد که آریایی ها تا قرن ۹ میلادی هیچوقت هیچ نوشتاری از خود نداشتند و اولین بار در اواخر قرن ۹ میلادی با کمک گیری از زبان عربی زبان فارسی قدرت نوشتاری پیدا کرد) ( همشهری، ۶ مهر ۱۳۸۲)., اینها ۸۰ ساله که مشغول تحریف تاریخ ایران به نفع قوم موهوم آریا هستند و هنوز هم با سماجت به این کار غیر انسانی و ضدفرهنگی شان ادامه میدهندַ

محمدرضا Copyright © azerbaijan43.persianblog.ir

123 نظرات
  1. خانزاده می گوید

    دوستانی آن بالا ادعا کرده اند که “تاش” کلمه کردی به معنی کوه میباشد.
    آلامتو گفته:”همان طور که گفتم تاش به معنی کوه می باشد در زبان کردی (کردی هورامی ،سورانی ،ایلامی و….) وشما که اینقدر اطلاعت دارید باید بدانید که کردها (مادها )!!!!!! اولین فرمانروایان اریایی در ایران بودند و زبان انها یکی از زبانهای رایج در ایران وشاید زبان رسمی ایران بوده .واینکه زبان کردی هورامی را بداند میتواند اوستا را به راحتی بخواند .”
    جهت اطلاع دوستان و عرض اینکه اصیلترین زبان کردی ، کرمانجی است که زبان نوشتاری کردی میباشد کردی کلمه ای به نام تاش نداریم حال اینکه اصیل ترین کلمه برای کوه ” chiya ” و سنگ ” kevir ” میباشد اگر تاش را به معنی کوه استفاده میکنند حتماً از زبان دیگری عاریه گرفته اند.
    در خصوص اینکه “هر کسی کردی هورامی را بداند میتواند اوستا را به راحتی بخواند .”
    دوستان عزیز آیا میدانید “گاثا”های اوستا که از قدیمی ترین بخشهای اوستا هستند و از سوی شخص زرتشت و بزبان خود وی سروده شده ،به زبان التصاقی اهالی آذربایجان آن عهد نه به زبان پارسی باستان است چه در صورتی که به زبان پارسی باستان یا پهلوی میبود نیازی به ترجمه اوستا به فارسی در عهد ساسانیان وجود نداشت.
    اما راجع به مفهوم و مضمون خود “گاثه”ها به طور مشخص از آن نمی توان سخن گفت چون در طریق فهم گاثه ها هنوز قرسنگها از کمال مقصود دور هستیم، هر معبری از علمای دینی عهد ساسانیان گرفته تا دانشمندان فقه الغه معاصر ما گاثه ها را به میل خود ترجمه می کند و مضمونی را که خود مایل می باشد برای آن کتاب قائل است.
    ولی تا کنون هیچ کدام از ایشان موفق به درک درست مفهوم آن نگشته اند.
    “کوردان ایلام”!!!!! (KüÇIKZA) عزیز بله دوست عزیز خودت … خوردی اگر تاریخ را درست بخوانی و نژاد پرست نباشید باید قبول کنی ترکان ساکنان اولیه ایران هستند.
    هره بژی

    1. ملکشاهی می گوید

      (خانزاده)عزیز ترکا رو دیگه همه میشناسن که چیا هستن
      نمیدونم کی سر بحث کرد و ترک رو وا کرده ولی به نظر من کردها و تاریخ کرد ها خیلی فرا تر از اونیه که ترکها بخوان خودشون رو با ما مقایسه کنند و تنها امتیازی که ترکها دارن اینه که جمعیتشون تو ایران تقریبا” زیاده ولی هرگز به پای کردها نمیرسند (نه از نظر جمعیت!)
      ولی تو که اینقدر میگی(( اگه تاریخ را درست بخوانی و نژاد پرست نباشید باید قبول کنی ترکان ساکنان اولیه ایران هستند.))اگه واقعا” تاریخ خوان باشی هرگز اجازه چنیین جسارتی رو به خودت نمیدادی دوست عزیز!!
      در ضمن از همه کردهای عزیز میخوام که کردی رو زیاد با ترکی مقایسه نکنن ونظراشون رو به پای ترکها نریزن…
      البته این حرفها رو که زدم به این معنی نیس که ترکی زبون و نژاد بدیه نه من خودم ترکی یاد دارم و میتونم ترکی بحرفم!
      هربژیا کوردستان
      هربژیا ایلام
      هربژیا ((((((((((_ملکشای_))))))))))

      1. ایلامی می گوید

        تاریخ کوردها کجا گم شده آدرسی میدادی ما نیز اطلاعاتمان زیاد بشه کم نیاریم.
        هربژیا کوردستان
        هربژیا ایلام

      2. ترک می گوید

        کرد ها از عراق مهاجرت کردند. اگر واقعا تمدن داشتند الان یک کشور مستقل داشتند.

        1. پیمان می گوید

          داداش این مهاجرت کی بوده و از زبان امروزه ایران ایرانی تره و فکر نکن امپراتوری عثمانی ترک بوده امپراتور سونی مذهب بودن و بیشتر جمعیتشون عرب بودن و باید بگم انگلستان و فرانسه و اسرایل با قطع نامه ساکس پی کو نزدیک به صد سال پیش کورد ها رو جدا کردن و چهار قسمت کردن شاید حلال حاصل خیز همون سرزمین موعود یهود باشه اقای تورچ

  2. ایلامی می گوید

    اگه به امپراتوری ایلامی های و مناطق بختیاری ها نگاه کنید هیچ فرقی نداره و دقیقا همه ی اون مناطق لوری و بختیاری تکلم می کنند
    درود بر لرها (ایلامی ها)

    1. هالودویش می گوید

      یعنی حالا شما لرها سامی شدید این دفعه؟؟تا دیروز اصل آریایی بودید که

      1. فرهاد می گوید

        ایلامیان دارای شهرگیری و دادگری و دانش بودند که این آریایی بودن آنها را ثابت میکند اگه غارتگر و وحشی و دخترهایشان را زنده بگور می کردند آن وقت می توانستی ایلامیان را به خودتان بچسبانید

  3. قشقای اوغلو می گوید

    آریا ( آ +ریا= دروغ) ،آسترناخ(شخصی یهودی که نژاد آریا را برای ایران ساخت و پرداخت)= آستری+ ناخ به آلمانی یعنی نیست و کوروش=کو+روش واژه ای جهت پنهان ساختن این دروغ گویی ها همه دروغی بیش نبوده جهت انحراف تاریخ برای من مسجل شده که (آریا =آستری نیست +کو روش)
    متأسفانه آدم باید به حقیقت اعتراف کند این همه دلیل باشد آدم باور نکند واقعاً باید کور باشد.
    خوشبختانه در آخرین تحقیقات ژنتیکی دکتر مازیار اشرفیان بناب که در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۰ هم از تلویزیون بی بی سی پخش شد معلوم شده اکثریت ایرانیها و از جمله فارسها ژن آریایی ندارند و DNA ژن آنها به ۱۱ هزار سال پیش و به بومیان ساکن ایران (سومرهای و ایلامی های پروتو تورک ) می رسد که در صده های اخیر تحت تأثیر افغانها و تاجیکها زبانشان عوض شده و دری صحبت میکنند.
    که در حقیقت اکثر فارسها هم ژن تورکی ( ساکنان
    اولیه و بومی ایران = سومریها = التصاقی زبان = پرتوتورک = تورکان اولیه ) دارند
    که بعدها زبانشان عوض شده ولی نژادشان عوض نشده است . برای مطالعه بیشتر در این
    زمینه به ادرس اینترنتی :http://yurddash.com/?p=1238#more-1238 مراجعه کنید .

  4. قشقای اوغلو می گوید

    آریا ( آ +ریا= دروغ) ،آسترناخ(شخصی یهودی که نژاد آریا را برای ایران ساخت و پرداخت)= آستری+ ناخ به آلمانی یعنی نیست و کوروش=کو+روش واژه ای جهت پنهان ساختن این دروغ گویی ها همه دروغی بیش نبوده جهت انحراف تاریخ برای من مسجل شده که (آریا =آستری نیست +کو روش)
    متأسفانه آدم باید به حقیقت اعتراف کند این همه دلیل باشد آدم باور نکند واقعاً باید کور باشد.
    خوشبختانه در آخرین تحقیقات ژنتیکی دکتر مازیار اشرفیان بناب که در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۰ هم از تلویزیون بی بی سی پخش شد معلوم شده اکثریت ایرانیها و از جمله فارسها ژن آریایی ندارند و DNA ژن آنها به ۱۱ هزار سال پیش و به بومیان ساکن ایران (سومرهای و ایلامی های پروتو تورک ) می رسد که در صده های اخیر تحت تأثیر افغانها و تاجیکها زبانشان عوض شده و دری صحبت میکنند.
    که در حقیقت اکثر فارسها هم ژن تورکی ( ساکنان اولیه و بومی ایران = سومریها = التصاقی زبان = پرتوتورک = تورکان اولیه ) دارند
    که بعدها زبانشان عوض شده ولی نژادشان عوض نشده است . برای مطالعه بیشتر در این
    زمینه به ادرس اینترنتی :http://yurddash.com/?p=1238#more-1238 مراجعه کنید .

  5. اوش کایالی می گوید

    جناب کیوان و تمامی دوستان
    هر چند که میدانم از روی نادانی و تعصبات نژاد پرستانه قبول نخواهید کرد ولی لا اقل یه خورده اندیشه کنید اما داستان این است:
    ۱-در مورد عوض شدن زبان:
    پیروان کسروی در ترجمه عبارات به عمد یا سهو دچار اشتباهات فاحش بنفع تئوری خود شده اند بعنوان مثال ابن حوقل در کتاب « صورت الارض» که در بعضی نسخ چاپ شده در خارج «المسالک و الممالک» نیز نامیده شده است مینویسد: ” و اما لسان اهل آذربایجان و اکثر اهل ارمنیه الفارسیه تجمعهم (تجمعه) والعربیه بینهم مستعمله و قلمن بها ممن یتکلم بالفارسیه لا یفهم بالعربیه و یفصح بها من التجار و ارباب الضیاع …” {ابن حوقل: « صوره الارض » ، الطبعه الثانی (القسم الثانی) ، (طبع لیدن ۱۹۳۹)، ص. ۳۴۸ـ۳۴۹}.« ترجمه صحیح آن که به تأیید زبانشناسان عربی و عرب زبانان نیز رسیده است و از ترجمه های تاکنون موجود آن در نوشته های «محققین» ایرانی متفاوت است ، عبارت است از :
    – “و اما زبان تجمع (ارتباط) اهالی آذربایجان و اکثر اهالی ارمنیه فارسی است و عربی نیز (در اینمورد ارتباط بینشان) مستعمل است و در این میان کم اند که فارسی سخن بگویند ولی عربی نفهمند ، (لکن) در عربی (بعضی) تجار و زمینداران فصیح اند”.
    باید دانست که معنی ” تجمعهم (تجمعه) ” در متن بالا جمع آمدن باهم است و یعنی آذربایجانیها و ارمنیها ئی که به هم میرسیدند چون زبان همدیگر را نمی فهمیدند با هم به فارسی ویا عربی صحبت میکردند و نه اینکه در آذربایجان و ارمنستان با خودی و میان خودشان.
    نتیجه منطقی این نوشته طبق تایید نظر عربشناسان آلمانی و عرب زبانان اینست که نه اینکه زبان مادری ومحاوره روزمره اهالی آذربایجان و اکثر اهالی ارمنستان هزارسال پیش فارسی بوده باشد بلکه معدودی از آنان که در هزار سال پیش به همدیگر میرسیده اند نظیر دیوانیان و تجار این دو سرزمین، با هم به فارسی (الفارسیه) مکالمه میکرده اند. و یعنی زبان ارتباط ، پیوند و زبان مبادلاتی معدود مذکور از اهل ارامنه و آذزبایجان فارسی بوده است. بعین اینکه در هند وستان تحت تصرف انگلستان قرون اخیر زبان انگلیسی به زبان دیوان و ادارات و نیز زبان ارتباط بین اهالی ایلات هند با زبانهای مادری مختلف که زبانهای یکدیگررا نمی فهمیدند بدل شده بود. اما کسروی برای دستیابی به اهداف خود مطلب ابن حوقل راچنین ترجمه نموده است : ” زبان مردم آذربایجان و زبان بیشتری از مردم ارمنستان فارسی و عربی است. لیکن کمتر کسی بعربی سخن گوید و آنانکه بفارسی سخن گویند بعربی نفهمند …”{احمد کسروی: « آذری یا زبان باستان آذربایجان» ، شرکت نشرو پخش کتاب ، ۱/ ۱۰ / ۸/ ۲۵۳۵} با مقایسه این ترجمه با متن عربی و نیز ترجمه صحیح متوجه میشویم که ترجمه کسروی دست کم سه غلط فاحش دارد و شبیه داستان «خسن و خسین دختران حظرت معاویه بودند » است تا یک سخن جدی {ملاحظاتی در زبان قدیم آذربایجان ـ پرفسور فرهاد قابوسی }

    ۲-در مورد قدمت اسکان ترکان ایران
    ترکان در کتیبه های اشوری (۱۴۰۰ قبل از میلاد ) به نام توروک خوانده شده اند و در کتیبه های اورارتویی (۱۵۰۰ ق. م)با نام توریخ امده است و از همسایگی انها با این اقوام سخن به میان امده است .همسایگی انها اذربایجان بوده است .
    در کتیبه سارگن دوم از محلی به نام( اوش قایا )به ترکی یعنی سه کوه یا سه تپه نام برده شده با توجه به توضیحااتش دقیقا اسکوی کنونی است .
    پرفسور خودیف در کتاب زبان ادبی اذر بایجان بارها به وجود اقوام ترک بومی در سرزمین اذربایجان تاکید کرده است .
    دیاکونوف روسی در کتاب تاریخ ماد نوشته که محققین به این نتیجه رسیدند که اقوام التای – پرو ترک در هزاره های ۳-۱پیش از میلاد در اطراف دریاچه ی ارومیه سکونت داشته اند.
    قدیمیترین ساکنان بابل یعنی سومریها غیر سامی بوده و ریشه ی مغولی ( ترکی ) داشته اند . از کتاب تاریخ حقوق از انتشارات دانشکاه همیلتون ص ۹۶
    ژ- اوپر( ۱۸۲۵ – ۱۹۰۵م) زبان سومری جزء زبانهای التای (ترکی) است . فریتز هومل (۱۸۵۴-۱۹۳۶ م) سومرشناس المانی ثابت کرد سومریان و ترکان قومهای مشترک هستند . وبا برابر هم نهادن ۳۵۰ واژه سومری و ترکی انها را به راحتی معنی کرد .
    پروفسور ارگین .گفته وقتی دیوان لغات کاشغری را در یک طرف و کتیبه های سومری را در یک طرف قرار دادم در کتیبه ها ی سومری غیر از زبان ترکی ندیدم.
    همچنین ابن خلدون (۸۰۸ـ۷۳۲ هـ )جامعه شناس ،سیاست مدار ، انسان شناس ،تاریخ نگار و فقیه و فیلسوف بزرگ تونسی که بعنوان پدر جامعه شناسی از وی یاد میشود و نوشتجات او از ارزش بسزایی برخوردار است می نویسد:« و فی الکتب ان ارض ایران هی ارض الترک …فاما علماء الفرس و نسابتهم فیابون من هذا کله»{ابن خلدون ق ۱ج ۲ص ۱۵۴} (ترجمه: کتابها می نویسند که ایران سرزمین ترکان است اما علما و نسب شناسان فارس به کلی منکر این هستند)این جمله ابن خلدون که بدلیل وابستگی نداشتن به فارسها یا ترکها کاملا بیطرفانه محسوب می شود همچنین موید این مطلب است که بعضی نویسندگان فارس بعمد در صدد انکار ترک زبانان در ایران بوده اند.

  6. کیوان می گوید

    حرف شما درست آقا حسین ولی اگر بختیاری هستی یعنی لری و اگر لری یعنی پارس هستی.پس خودت رو از پارس ها جدا نکن.آتیلا جان کسروی ثابت کرد که شما ترک زبان شدید و ترک نیستید.اگه شما آذرپادگانی ها هرودوت و گریشمن و کسروی رو قبول ندارید پس کی رو قبول دارید ؟ اول نام سرزمین شما آذر یعنی آتش به زبان پارسی.همین کافی نیست؟شما چه بخایدچه نخاید آریایی ماد هستید . حالا اگه دوست داری یه وحشی هم ضمیمش کنیم.

    1. رضا می گوید

      اولاً که هیچ کس ترک زبان نشده دوم هرکس که ثابت کرده باید سند و مدرک هم داشته باشه سوم مادها ترک
      بودند و قوم کل ترکها هم توران است حالا چه چیزی هست که ثابت میکنه که مادها آریایی بودند

      1. امین می گوید

        توران که در شاهنامه آمده ترک نبودن

  7. حسین می گوید

    حسین از تهران

    من خیلی متاسفم این دوست عزیز تمدن بزرگ ایلام رو به ترکها نسبت میده در حالیکه اصلا ترکها ریشه زبانیشون مربوط به دوران سلجوقیان و مغولهاست در ثانی منطقه ایلام باستان که شامل لرستان امروزی.ایلام(لرستان پشتکوه)و خوزستان است اصلا چه ربطی به ترکها داره.کورش در منشور حقوق بشر خود و اجدادش رو انزانی یا انشانی معرفی کرده و انشان از ایالات دولت ایلام بوده در جنوب غربی که همگی یا لرند یا لر بختیاری.نام کوروش و پسرش ریشه در زبان لری دارد کوروش(کور ارخش) پسر نورانی و بردیا به معنای سنگی هر چند که از ایلام هم در زمان پهلوی لرستان پشتکوه بوده و بعد ها به استان ایلام شکل گرفت ولی شهرهای دره شهر .ابدانان ودهلران همگی لر بوده در شمال خوزتان و شرق خوزستان همه بختیاریند و بطور کل جنوب غربی ایران بختیاریند که همان سرزمین ایلام باستان ویا انشان سرزمین پادشاهی کوروش و اجدادش است پس فارسهاوترکهاوکردها حق ندارند بدون دلیل کوروش ابر مرد تاریخ ایران و بالاخص بختیاریها رو به خود نسبت بدهند. تاریخ رو باید با واقعیتها و شواهد و قراین درک کرد نه تعصبات قومی.

    1. علی می گوید

      سلام
      کورش واسه لرها باشه خوبه!
      ولی خواهشا” حرفای مستندی بزنید کی گفته ابدانان ودهلران و دره شهر همگی لر اند من خودم بچه آبدانانم و که حدود ۲۵% از مردم آبدانان لرند و بیش از ۲۰% این مردم لک(زیر گروه کرد)و بقیه مردم هم به زبان کردی کلهری صحبت میکنندا دهلران بیش از ۸۰%کرد دارد وتنها ۲۰% از آنها لر اند و دره شهر هم بالغ بر۷۵% کرد دارد با این آمار کی میگه همشون لر اند؟

      1. سهراب می گوید

        خدا شفا بده وضعیت تو خیلی خرابه

  8. atila می گوید

    به تازگی در دانشگاه مونیخ آلمان از باقیمانده استخوانهای قبرستان گوی مسجد تبریز و شهر سوخته سیستان و بلوچستان که قدمتشان به ده هزار سال پیش میرسد. آزمایش dna گرفته شده و با dna مردم فعلی تبریز و سیستان و بلوچستان تطبیق داده شده و ثابت شده که این مردمان نوادگان همان مردم ده هزار سال پیش هستند نه ۲۵۰۰ سال پیش شما این ثابت میکنه که ترکها و افغان ها ی ساکن در مناطق فعلی در سرزمین اجدادی خودشان زندگی میکنند. شما فارسهای خونخوار اینجا را اشغال کرده اید. در ضمن ثابت شده که سرزمین اصلی کرد ها سیستان وبلوچستان است.

    1. قاسم می گوید

      بله ، اگه به تاریخ نگاه کنید سکونت گاه آریاییی ها در قفقاز بوده و
      از آنجا وارد ایران شدند پس حتما آثاری از خود از قفقاز تا جنوب غربی
      ایران به جا گذاشته اند که بعدا اقوام دیگر به آنجا آمده اند.

  9. atila می گوید

    ببینید آقایون آریایی هر کاری بکنید دیگه سر ما ترکها کلاه نمیره زیاد خودتونو زحمت ندید ما ترکها هیچوقت خودمونو به آریاییهای وحشی نچسبوندیم اون کسروی بی غیرت نوکر انگلیس و آمریکا بود . مثل خیلی از شماها تاریخ ما از ده هزار سال پیش ثبت شده. زیاد به خودتون فشار نیارید.

    1. mozhi می گوید

      kheyli ….rrrrrrrrrrr

  10. رزماری می گوید

    متاسفانه تعصب احمقانه پان ترک های سرزمین ما خود یکی از عواملی است که باعث می شود تمدن ۸۰۰۰ ساله این فلات توسط برخی مورخ نویسان غرض ورز تنها ۲۵۰۰ سال نشان داده شود . تا زمانی که آریایی ها نژاد برتر بودند هم وطن های آذری ما آریایی بودند و زرتشت متولد آذربایجان بود و حالا که آریایی های مهاجر نژاد دیکتاتور معرفی می شوند باز هموطنان آذری ما خودشان را به قوم قدیمی تر نسبت می دهند . با توجه به اینکه ایلامیان باستان تمدن باشکوهی چه از لحاظ صنعت و هنر و چه از لحاظ سیاست و تجارت داشته اند بعید می دانم ترکان تکرو و ستیزه جوی سرزمین آذربایجان را بتوان از نسل ایلامیانی دانست که بهترین نوع حکومت داری جهان ( به سبک ایالتی و ولایتی ) را پایه ریزی نمودند؛ دانست . کاش یاد بگیریم در این فلات حاصلخیز تنها به هم میهن بودنمان احترام بگذاریم و با هدف مشترک آبادی سرزمینمان دست در دست یکدیگر تلاش کینم

  11. باي بك می گوید

    من اصل سنگ نوشته های ایلامی را خوندم که به الفبای عربی بر گرداننده شده و زیر سنگ نوشته زده شده خیلی شبیه زبان ترکی آذربایجانیه در ضمن مردمانی از ایلامی ها باقی موندن که خودشونو اشکانی نام میبرند و مثل آذربایجانی ها ترکی حرف میزنند اگه استان ایلامو بگردی تو روستاهایی هستند که همشون ترکی حرف میزنند. لطفا نژاد پرست نباشید. از ما ترکها یاد بگیرید به هیچ قوم و ملتی توهین و بی احترامی نمیکنیم پس شما هم این کار غیر انسانی را رها کنید. الان قرن پیشرفت و فن آوری و سالم زیستنه مگه نه؟

    1. سعید جمالی می گوید

      عزیز دل اشتباه نکن !
      کل استان ایلام باتمام روستاهاش و بگردی ی نفرترک و پیدانمی کنی.هرچند من خودم شخصا خیلی ترکی رو دوس دارم .پس دقت کن
      .سعی کن همیشه انتقادپذیر باشی و به ضعف خودت واقف باشی نه خودت و تبرعه کنی.موفق باشی چاوکم

      1. یاشار اوش کایالی می گوید

        دوست عزیز جناب آقای سعید جمالی
        در اواسط دوران سلطنت محمدرضا پهلوی در نواحی بین شهر شوش – که پایتخت ایلامیان بوده- و مرز عراق روستاهایی وجود داشتند که به یک لهجه بخصوص ترکی که به لهجه آذری نزدیک بود سخن می گفتند از روستاها و قصبه های مزبور که الان نیز وجود دارند می توان به “بدره”،”قازانیه”،”خانقین”، “مندلی” را نام برد که همان اخلاف خوزیان و بازمانده ایلامیان هستند.
        یاشا

    2. سعادت می گوید

      با سلام خدمت همه ی خواننده های این مطلب:
      من خودم تقریبا”همه شهر ها و روستا های ایلام رو به خوبی گشتم ولی ندیدم و نشنیدم که هیچ قومی از ایلام به زبون ترکی حرف بزنن یا حتی لهجه ترکی داشته باشن آره قبول دارم که جاهای کمی از ایلام لری حرف میزنند ولی ترکی نداشتیم و نداریم و نخواهیم داشت!

  12. باي بك می گوید

    آفرین بر تو چقدر با ادب تشریف داری
    ادبیات کردی حرف میزنی آره؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.