آمنوفیس چهارم (حدود ۱۳۶۳ تا ۱۳۴۵ پیش از میلاد مسیح)

آمنوفیس چهارم  (حدود 1363 تا 1345 پیش از میلاد مسیح)

وی ملقب به اخناتون است. تحولات درخشان سلسلۀ هجدهم تاریخ مصر باستان در دورۀ زمام داری این فرعون به پایان خود رسید که برای مصریان و دیگر جهانیان و به ویژه مورخان رویدادی غیرمترقبه و باور نکردنی به شمار آمده است. وی هجده سال زمام امور را در دست داشت. دگرگونی های متعددی که در عرصه های فرهنگی و دینی، سیاسی – اقتصادی و بنیادهای دیگر اجتماعی به وقوع پیوست، قرن ها را در همۀ ابعاد و جهات به خود مشغول داشت. اخناتون با رنسانس دینی خود برآن بود تا را به صورت قدرتی نوین و متفاوت با آنچه تاکنون بوده است، به جهانیان معرفی کند. وی برآن بود که قدرت فرعون را قدرتی همطراز با خدایان مصری نماید و از این رو برخورد با مجمع کاهنان آمون اجتناب ناپذیر گردید.

بزرگترین معبد آمون در تب و طبعاً نیرومندترین  پایگاه روحانیان فوق نیز در همانجا بوده است. وی خدای آتون را به جای آمون مبنا و مبدأ و ملاک پرستش قرار داد و خود را تأیید شده از سوی آن رب النوع قلمداد نمود. پیش از آن آمون خدای مطلق و همه جانبۀ امپراطوری بود. این اقدام چهارم (اخناتون) را به صورت دشمن روحانیان و مصریان سنت گرا درآورد. برترجویی او در زمینۀ فرهنگی – دینی در چهارمین سال زمام داری وی به بار نشست و تبعاتی داشت که تاریخ مصریان همانندی برای آن روایت نکرده است. این امر باعث شد که او تب را به پایگاه کاهنان و بارگاه آمون بود ترک کرده و در هرموپلیس (هرموپولیس)[۱] واقع در منطقه ای میان تب و (تل ال آمرنه)[۲] پایتخت نوین خود را اختیار نماید. پیش از این هرموپولیس اهمیت و اعتبار دینی و سیاسی قابل توجهی نداشته است.

این عمل به معنای قطع رابطۀ وی با آداب و سنن مصریان بود. او آتون را محور، مرکز و بزرگترین خدا و خدایان دیگر را مردود دانسته و شایسته احترام به شمار نیاورد و آیین های آنان را ممنوع و کاهنان را برکنار و طرد نمود. به سخن دیگر در کنار آمون، خدایان دیگر مصریان نیز قربانی اهداف آمنوفیس چهارم (اخناتون) شدند. معابد آنان یا تنزل مقام داده و یا ویران گردیدند. وی طبعی شاعرانه داشت و شخصاً سرودهایی در مدح و وصف آتون سروده و مقابر خود و خانوادۀ خود را در تل ال آمرنه به شیوه ای بدیع و باشکوه ساخته و آراسته است. او همه چیز خود را وقف آتون کرد. اخناتون که لقب او بود معنای «آنکه رضای خاطر آتون را دارد» داشت. مورخان از اوضاع و مناسبات سیاسی او تنها به وسیلۀ کتیبه های میخی به دست آمده در شمال بین النهرین و آسیای صغیر آگاه شده اند[۳].

همچنین بخوانید:  منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه

دربارۀ فرجام کار و پایان زندگی او اطلاع دقیق و درستی در دست نیست. دو تن از دامادهای او که معروف ترین آنها «توتن خامون»[۴] که مقبرۀ مجلل او در سال ۱۹۲۲ میلادی در تب به دست آمده است، می باشند. از خانوادۀ او کسی دیگر در تاریخ مصریان معرفی نشده است. هرمهب[۵] یکی از افسران سپاه مصر به پا خاست و از کاهنان آزرده خاطر آمون دلجویی نمود و برآن شد که ابتدا نفوذ و اعتبار مصر را در سوریه برقرار نماید. او به عنوان فرعون سلسلۀ هجدهم بر تخت سلطنت جلوس کرد. هنر مصریان در دورۀ اخناتون نیز با تأثیرپذیری از این تحولات فرهنگی – دینی دگرگون شد و جنبۀ طبیعت گرایی[۶] به خود گرفت.

اخناتون هنر مصریان را به گونه  و اندازه ای باورنکردنی در زندگی خصوصی خود به کار

گرفته و از آن عرصه هم آثار قابل توجهی به دست آمده است. باستان شناسان آلمانی و انگلیسی در کاوشهای خود در منطقۀ آمرنه به برخی از این آثار دست یافته اند. از جمله می توان از مجسمۀ نیم تنۀ نفرته ته[۷] همسر آمنوفیس چهارم (اخناتون) نام برد که هم اکنون در موزۀ برلین[۸] نگهداری می شود. کارشناسان هنرهای این اثر را آمیخته ای از هنر ، نقاشی و پلاستیک و در نوع خود بی نظیر به شمار آورده اند.

اخیراً با مطالعات بیشتری که بر روی آثار هنری متعلق به دورۀ زمام داری اخناتون صورت گرفته است، صاحبنظران به این نتیجه رسیده اند که در کاخ پدر اخناتون زمینه های خلق این گونه آثار هنری شناخته شده و مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. کاخ مزبور در تب بوده است، یعنی همان جایی که به خاطر وجود معابد عظیم و باشکوه آمون و حضور کاهنان آمون در آن، اخناتون ناگزیر از ترک آن شده بود. با وجود برخورد قهرآمیز هرمهب جانشین اخناتون با مظاهر دینی، کتیبه ها و دیگر یادمان های وی، باز هم نشانه هایی از این هنر بدیع به چشم خورده و مورد بررسی قرار گرفته است. بعید به نظر رسد که به موازات ارتقاء کمّی وکیفی هنر در عصر این فرعون ادبیات و شعر و دیگر نمادهای فرهنگی و هنری نیز پیشرفت نکرده باشد. به او نسبت داده شده است که هرآنچه در رابطه با آمون خدای سنتی مصریان بوده مورد خشم او قرار گرفته و طعمۀ آتش غضب وی واقع شده است. مصرشناسان او را به وجود آورندۀ دینی جدید و هنر، شعر و ادبیات نوین و به نظر اخناتون شایسته و برازندۀ آتون، دانسته اند.

همچنین بخوانید:  عقلانیت در تاریخ

[۱] . Hermopolis

Tell el Amarna  .[۲]

[۳].  Herzfeld, H.: A. a. O. S. 70-1

[۴].  Tutenchamun

[۵].  Haremhab

[۶].  Maturalismus

[۷].  Nefretete

[۸].  Berlin – Museum

منبع : کتاب تاریخ

نویسنده : دکتر اردشیر خدادادیان

نشر الکترونیکی سایت

بابک زارع

بابک زارع هستم | نویسنده و مدیر وب‌سایت تاریخ ما | از ایام کودکی علاقه بخصوصی به تاریخ (بخصوص تاریخ ایران) داشتم | امیدوارم با مطالبی که با دیگر دوستان در سایت تاریخ‌ما قرار می‌دهیم مثمر ثمر واقع شود.

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
دنبال کردن