هنرها در یونان باستان
قوم آخايايي فن نوشتن را، كه گويا از عصر عظمت موكناي براي آن مانده است، به بازرگانان و دبيران افتاده حال وا ميگذارد و خود خون را بر مركب، و گوشت را بر لوح گلين ترجيح ميدهد. در سراسر آثار هومر تنها يك جا از كتابت ياد ميشود، آن هم در موردي ممتاز، لوحه ملفوفي به پيكي ميسپارند و در آن به گيرنده دستور ميدهند كه پيك را بكشد. مردم آخايايي تنها در دورههاي آرام كوتاهي كه بين جنگها و غارتگريها دست ميدهد، به ادبيات ميپردازد. شاه يا امير، ملازمان خود را در مجلس جشني گرد ميآورد، و خنياگري دوره گرد چنگ مينوازد. و با شعري ساده، كردههاي قهرماني نياكان را بر ميشمرد و اين، هم شعر و هم تاريخ قوم آخايايي است. هومر، كه شايد ميخواهد مانند فيدياس صورت خود را بر اثر خويش باقي گذارد، نقل ميكند كه آلكينوئوس، شاه فاياكي، براي پذيرايي از اودوسئوس تدارك ترانهاي ميبيند و ميگويد: ((خنياگر آسماني، دمودوكوس را بدينجا فراخوانيد، زيرا خدا او را بيش از ديگران از هنر سرود برخوردار كرده است…. آنگاه منادي نزديك شد و خنياگر نيكو را راه نمود، و او خنياگري بود كه موزها (موسايها) بيش از مردمان دوستش ميداشتند، و بدو هم حسن دادند و هم عيب از بينايي محروم و از موهبت سرود دلنواز متنعمش كردند.)) گذشته از شاعري، تنها هنري كه هومر را خوش ميآيد برجسته كاري است ايجاد اشكال بر صفحات فلزي با چكشكاري. از پيكرنگاري يا پيكرتراشي چيزي نميگويد، اما در توصيف مناظر منقش يا مرصع بر سپر اخيلس يا نقوش برجسته نشان اودوسئوس، از تمام نيروي ابداع خود ياري ميگيرد. سخنش درباره معماري كوتاه، ولي روشني بخش است. بنابر آثار هومر، مسكن متعارف ظاهرا از خشت آفتاب پخت ساخته ميشود، و تنها پي آن از سنگ است. كف اطاقها معمولا از خاك كوبيده است و با تراشيدن پاك ميشود. بام از نيهايي كه روي آنها گل ميريزند فراهم ميآيد. شيب بام فقط به قدري است كه باران بتواند به پايين بريزد. درها يك لنگهاي يا دو لنگهاي
هستند و چفت يا قفل دارند. در خانههاي عالي، ديوارهاي داخلي را با گچ اندود و منقش ميكنند. بالاي ديوارها كتيبه يا حاشيهاي ترتيب ميدهند و روي آنها سلاح و سپر و فرشينه ميآويزند. آشپزخانه و دودكش و دريچه وجود ندارد. قسمتي از دودي كه از آتشدان برميخيزد، از سوراخ بام تالار مركزي، و بقيه از درها بيرون ميرود يا به صورت دوده بر ديوارها باقي ميماند. خانههاي مجلل داراي گرمابهاند، ولي ساير خانهها به داشتن واني خرسندند. اثاث البيت از چوبهاي محكم ساخته و غالبا هنرمندانه حكاكي يا پرداختكاري ميشوند. ايكماليوس براي پنلوپه يك صندلي راحتي ميسازد و عاج و فلزات گرانبها در آن به كار ميبرد، و اودوسئوس براي خود و همسرش تختي عظيم به وجود ميآورد كه ميبايست يك قرن عمر كند.
وجه مشخص عصر هومري بي اعتنايي به معبدسازي است. هنرمعماري صرفا در خدمت قصرهاست، برخلاف معماري عهد پريكلس كه از كاخها غفلت ميورزد و به معبدها ميگرايد. در آثار هومر، از آثار معماري مهمي نام رفته است: مثلا ((منزلگاه مجلل پاريس كه آن امير به ياري هوشيارترين معمار تروا ساخته بود))، و قرارگاه بزرگ شاه آلكينوئوس با ديوارهايي از مفرغ، كتيبههايي از خمير شيشه آبيفام، درهايي از سيم و زر، و مشخصاتي ديگر كه شايد بيشتر مربوط به حوزه شعر باشد تا مربوط به حوزه معماري. از اقامتگاه سلطنتي آگاممنون در موكناي نيز چيزي ميدانيم و از قصر اودوسئوس در ايتاكا اطلاع بسيار داريم.
در جلوي اين قصر، محوطهاي هست كه قسمتي از آن سنگفرش است. نرده يا ديواري گچي محوطه را احاطه كرده است. درختان و آخورهاي اسبان و توده سرگين گرم (كه لابد آرگوس،سگ اودوسئوس، روي آن ميخوابيده و آفتاب ميگرفته است) در اطراف محوطه به چشم ميخورد. دالان وسيع ستونداري در مدخل قصر به نظر ميرسد. بردگان، و كرارا ارباب رجوع، شب هنگام در اين دالان ميخوابند. در داخل عمارت، پس از اطاق كفش كن، تالار مركزي واقع است. اين تالار بر ستونهاي بسيار استوار است، و از سوراخهاي سقف و همچنين فضاي باز بين گچبري روي سرستون و پيش آمدگي لبه بام نور ميگيرد. شبانگاه مجمرهاي فروزاني، از روي پايههايي بلند، روشنايي لرزاني در تالار پخش ميكنند. خانواده، براي دريافت گرمي و شادي، در پيرامون آتشداني كه در وسط تالار قرار دارد گرد ميآيند و درباره راه و رسم همسايگان و خودسري كودكان و فراز و نشيبهاي دولتها گفتگو ميكنند.
منبع : تاریخ تمدن , مشرق زمین : جلد دوم
نویسنده : ویل دورانت
نشر الکترونیکی سایت تاریخ ما