وخشها (غيبگويان) در یونان باستان

يونانيان، كه در جهاني پر از نيروهاي لاهوتي و غيرطبيعي زندگاني ميكردند، چنين ميپنداشتند كه حوادث زندگي بستگي به اراده شياطين و ارواح و خدايان دارد. پس، براي آگاهي از اراده خدايان و شياطين و ارواح، به غيبگويان، ستاره شماران، خوابگزاران، وخشها، و غيره متوسل ميشدند و درباره زندگي خود با آنان مشورت ميكردند. گاهي ستاره شماران و 

غيبگويان حرفهاي به خدمت خاندانها و ارتشها و دولتها در ميآمدند. نيكياس، پيش از آنكه به سيسيل لشكركشي كند، گروهي از فالگيران، غيبگويان، و متصديان قرباني و نذر را استخدام كرد. سرداران ديگر هم در خرافه پرستي دست كمي از اين سردار نداشتند. گاهي مردان و زناني يافت ميشدند كه خود را محط الهام وحي ميشمردند. در يونيا زناني بودند به نام سيبولاها (((مشيت خدا))) كه پيشگويي ميكردند و مورد اعتماد ميليونها يوناني بودند. گويند كه يكي از سيبولاها موسوم به هروفيلا از اروتراي آغاز كرد و به شهرهاي يونان رفت و بعد در كوماي ساكن گشت و از همه رقيبان خويش مشهور شد و هزار سال عمر كرد.

آتن، نظير روم، تعداد بسياري وخش داشت، و دولت، در تالار پذيرايي سفرا و محترمين، از مرداني كه خوابگزاري نيك ميدانستند نگاهداري ميكرد.

در بسياري از معابد يونان، وخشهاي بسيار وجود داشتند. معززترين و مشهورترين آنها در روزگار قديم وخش معبد زئوس در دودونا، و در دوره بعد، وخش معبد آپولون در دلفي بود. گذشته از يونانيان، بيگانگان نيز با وخش معبد دلفي به مشورت ميپرداختند، چنانكه روميان قاصداني ميفرستادند تا اراده خدايان را از او جويا شوند. يونانيان زنان را براي پذيرفتن وحي و الهام آمادهتر ميدانستند. از اين رو، در معبد آپولون سه پيرزن خدمت ميكردند. در اين معبد، از شكافي كه در كف معبد قرار داشت گازي مرموز بيرون ميآمد. مردم ميگفتند كه اين گاز از لاشه اژدهايي به نام پوتون، كه به دست آپولون كشته شده است، برمي خيزد. زن غيبگو كه براي پذيرفتن وحي آمادگي داشت، پشت ميزبلند سه پايهاي مينشست و گاز مقدس را، كه بسيار بدبو بود، استنشاق ميكرد و برگهايي تخدير آور ميجويد و به حال بيخودي ميافتاد. سپس بريده بريده سخناني بر زبان ميآورد كه به وسيله كاهنان براي حاضران ترجمه ميشد. معمولا سخنان او معاني متناقض داشت، و از اين رو كسي نميتوانست به او نسبت كذب دهد. بسياري از كاهنان و غيبگويان، با گرفتن رشوه، به ميل رشوه دهنده سخن ميگفتند، يا موافق انتظار متنفذترين مقامات يوناني به غيبگويي ميپرداختند. اما هنگامي كه زير نفوذ عوامل خارجي قرار نميگرفتند، افكار سياسي شايستهاي به مردم القا ميكردند. از اين رو، اين معبد در استقرار حكومت قانون و آزادي بردگان تاثيري عميق نهاد. حتي كاهنان مستقيما عده زيادي از بردگان را خريدند و آزاد كردند. اينان قرباني انساني را، كه كمكم در سراسر يونان مورد تنفر واقع ميشد، مردود ندانستند و عليه مفاسد دين يونانيان سخن نگفتند، و از اين بالاتر، حكومتها را مورد تاييد و تقديس قرار دادند. ولي در عين حال عدالت و حريت را ترويج كردند و ميان شهرهاي متفرق يونان وحدتي به وجود آوردند.

قديمترين پيماني كه ميان شهرهاي يونان برقرار شد، نتيجه اين وحدت بود و ((اتحاديه آمفيكوئوني)) خوانده ميشد. اين اتحاديه در آغاز رنگي ديني داشت و به وسيله وابستگان معبد دمتر، در نزديكي تنگه ترموپيل، به وجود آمد. كشور شهرهاي تشكيل دهنده آن تسالي، ماگنسيا، فتيوتيس، دوريس، فوكيس، بئوسي، ائوبويا، و آخايا بودند. نمايندگان اين شهرها هر شش ماه يك بار اجتماع ميكردند. بهار در دلفي، و خزان در ترموپيل گرد ميآمدند. همه آنها متعهد بودند كه شهرهاي يكديگر را ويران نكنند، منابع آب يكديگر را قطع نكنند، حافظ خزانه معبد آپولون در شهر دلفي باشند، و با هر شهري كه مواد اين پيمان را محترم نشمارد به نبرد برخيزند. اين اتحاديه، كه پيشاهنگ ((جامعه ملل)) اروپايي قرن بيستم بود، سبب شد كه حكومتهاي عضو آن با يكديگر نجنگند. با اين وصف، اتحاديه بر اثر نفوذ و رقابت شهرها استوار نماند، و تسالي، به كمك برخي دول ديگر، جبهه واحدي تشكيل داد و قيادت خود را بر اتحاديه تحميل كرد. شهرهاي ديگر هم اتحاديه‌هاي مشابهي به وجود آوردند، از قبيل اتحاديه كالائوريا كه آتن عضويت آن را داشت. هر يك از اتحاديه‌ها گرچه صلح را ميان اعضاي خود برقرار ميساختند، با يكديگر رقابت و جنگ ميكردند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.