نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
خیلی ناراحت شدی تمدن خیالیتون رو شده تازه من ایرانی نیستم خداروشکر جواب اون عوضی چندسالی اینجا باخانوادم بودم بعدش شماها همه خدا روشکر کنیدکه۱۵۰۰سال بیش قیافه تون تغییرکرد از مردای عرب .ترک. مغول تشکر کنید به امیددیدارتوجهنم راستی یه باردیگه مثل اون شاه دماغ داز ومووزوزی بابول تمدن ونژاد بخرید یالا بای دیکه کاری باهاهتون ندارم هزینه اینترتتم زیادشده فقط میخواستم حقیقت براتون روشن کنم زیاد قرص توهم زا مصرف نکنید میگن مصرفش توایران زیاد
بازم که غلط دیکته ای داری بچه جون.اولا خیلی خوب شد که گورتو گم کردی از این کشور. دوما عوضی تویی که حرف زدن بلد نیستی. قبلا هم گفتم زیاد دمر میخوابی .بواسیل اومده سراقت . راست روده ت پاره شده به خاطر فشار زیادی که از پشت بهت اومده حالا داری از دهن میدی بیرون. سوما واسه من از اعراب تعریف نکن که من کاملا با خصوصیات اخلاقیشون آشنا هستم که چه گوهی هستند. از بغل دستشون رد میشی بوی گند عرق از بدنشون تو دماغت میزنه. بعداظهرها تو خیابونا سگ چرخ میزنند برای بردن دخترای لجنی مثل تو. برای همینم هست که اونا رو دوست داری چون پول خوبی بهت میدند. چهارما از نداشتن پول اینتر نتت فهمیدم گدا زاده هستی وحدسمم درست از آب در اومد که تو اونجا کاسبی. پنجما گیرم که شاه داشت تمدن میخرید وخرید. خب شما هم برید بخرید چرا هنوز دوست دارید مثل عقب افتاده ها زندگی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ششما حرفای خودمو یه بار گفتم به خودم بر نگردون (قر قره نکن) اعتماد به نفست به صورت تخمی تخیلی بالاست. گفتی حقیقت برامون روشن بشه؟ بابا بیخیال تو که گوهی نبودی که بخواهی حقیقتو روشن کنی. همین مونده که یه بچه با تحصیلات دبستانی حقیقتو روشن کنه اونم با حرفای چرند پرند “شاه دماغش دراز بود و……… عجب حقیقتیو روشن کردی. کسی که ایرانی نیست فارسی هم نمیتونه بنویسه. برو خر خودتی. چقدر تو حس هستی. بدبخت من که کون دنیارو پاره کردم تو سفرهای خارجی ادعا نمیکنم که ایرانی نیستم. عقده ای. عقده حقارت قبلانم گفتم از درو دیوارت داره میزنه بیرون. برو گمشو تو این پست دیگه نیا که فقط ضرضر شنیدیم ازت. کاش یه مطلب با سندو مدرک میگفتی. چه غلطا من ایرانی نیستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ای عقده اییییییییییییییییی. سادیسمییییییییییییی. روانت پاک شده حسابی. بد جور از مردای عربو ترکو مغول تعریف میکنی!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا دیدی اونجات بد جور میخاره. چرا حرف زناشونو نمیزنی که ۹۰درصد مردایی که میرند دبی زنایه عربیو انتخاب میکنند. بر گمشو بزار دهنم بسته باشه.
راستی یادم رفت جوابه یه قسمت از حرفای چرندت موند. اونجا که گفتی ” به امید دیدار تو جهنم”پس خودت مطمیینی که جهنمی هستی؟ اونم به خاطر گناهان کبیره ای هست که میکنی. امید داشته باش بالا خره از قدیم گفتند: فقرو بدبختی از یه در بیاد ایمان از اون یکی در میره. ایمان تو هم از اون یکی درت رفته. اگه وضعت خوب شد اون درتو ببند. هرچند اون در دیگه واست در بشو نیست . بازم یه گوشش باز میمونه. اما خب اگه رو به خدا بیایی ودست برداری از اون کارا .خدا میبخشتت. اون بخشندست. واینکه من چه تو جهنم چه تو بهشت هیچ تمایلی ندارم برای دیدنت. تر جیح میدم تو جهنمم که باشم خوشگلا رو ببینم. از حر فایی که زدی فهمیدم زیبا هم نیستی که اینقدر عقده از مردای ایرانی داری. چون مردای ایرانی خوشگل پسندند معلومه که تحویلت نگرفتن. برای همینم هست عقده شده به دلت.. بر عکسه عربا که آشغال پسندند. تو ام راضی باش به رضای خدا بالاخره هر کی یه سرنوشتی داره. سرنوشت تو ام دبی هستو باقیه ماجرا………….. خوش باش با عربا وترکا ومغولا….
درود
من در مورد شما زود قضاوت کردم
شما هم هیچ فرقی با افراطیون ندارید
از فرید و شهاب هم معذرت میخوام که در مورد این خانوم زود قضاوت کردم
ایشون هم چون نژاد پرستا و کوروش پرستا و پان تورکها پان عربها و … بسیار بی ادب و فحاش هستند
بدرود
سللللللللللللللللللاممممممممممممم.سوشیانت جان کجا بووووووودییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا منو تحویل نمیگرفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه من چکار کردم؟؟؟؟ من دوست دارم بخدا. تو معلم من بودی. من شاگرد کوچیکه توام. سوشیانت جان در یکی دو تا کامنت شاید کمی بی ادبی کردم نسبت به همون که میشناسیش. اما بخدا من آدم بی ادبی نیستم. هر دفعه که کامنتاشو میخوندم میدیدم که دوباره یه ضری زده که جواب ندان ما بهش داره گستاخترش میکنه. ومنم دیگه نتونستم با زبون خودش جوابشو دادم. البته اصلا پشیمون نیستم .حکایت حکایت اون داستان وشعر سعدی است . که میگه تر حم بر گرگ تیز دندان نشاید چرا که دشمنی است در حق دیگران( نمیدونم یه چیزی تو مایه های این بود معنیش. خواهشا عفو کن). ببین سوشیانت جان تو اگه حرفی هم میزنی از رو دشمنی نیست. واینکه خودتو از این آبو خاک میدونی. وهیچوقت نگفتی برو بابا با اون کورشتون.با اون نیاکانتون. با اون فلان پادشاهتون. تو هیچوقت تو حرفات نیاکان ما رو زیر سوال نبردی. تو هیچوقت بی احترامی به فلان شخص تاریخی نکردی. تو ….. خیلی از خصایص خوبو داری که شاید دیگر دوستان نداشته باشند. که البته از نظر بنده هر گلی یه بویی داره .اما من به علم تو ایمان دارم. خب اگه اختلافاتی هم هست باید قبول کرد که ریشه در پوستو خون ما کرده. وبسختی بشه اونو از خودمون دور کنیم. اگه یه ایرانی بیاد خیلی قشنگ بگه اعراب یا هر قوم دیگری این خصوصیت اخلاقی پسندیده رو داشتند طبق فلان کتاب یا فلان سند خب چرا باید آدم شاکی بشه چون داره با سند حرف میزنه به شرطی که تو حرفاش نشانه ای از رجحان عربها یا هر قوم دیگری نسبت به ایرانیها نباشه .وبه قول معروف نظرش کوبیدن ایرانو ایرانی نباشه. اما اگه منظور دار باشه هر وطن پرستی شاکی میشه . این طبیعیه. سوشیانت جان شاید دیگه بنده تو این پست نیام.باید برم به دبی (شاید یه سری هم به شهلا زدم)(چشمک). اما از شوخی گذشته چند سفر در پیش دارم. اگه تونستم برات کامنت میزارم . نمیدونم چی پیش میاد اما به یادت هستم . به یاد همه دوستان هستم. شهاب علیرضا امیرخان و…. دوستتون دارم موفق باشید. اگه عمری باقی بود بر میگردم ایران هر جا که باشم ایرانی هستم وافتخار میکنم به ایرانی بودنم وداشتن دوستانی مثل شما. بوسسسسسسسسسسسس برای همه.بدرود پادشاه من(سوشیانتم)
درود فرید
سفر بخیر ایشالا سالم بری و برگردی و سفر پر پولی باشه(چشمک)
اقا از هرجا هستی یه میعادگاه همیشگی بهت پیشنهاد میدم از هرجا هستی انلاین بیا همو پیدا میکنیم
http://www.tarikhema.net/forum
بیا اینجا ثبت نام کن
پیدا کردن همدیگه راحتتره
در ضمن جای خوبیه واسه بیشتر شدن دانش
بزرگان باسوادی داره تو برنامه هاش
من تواکثر پستهاش هستم
حتی قابلیت چت و پیام خصوصی هم داره
منتظرتم
هرجای دنیا بودی انلاین شو بیا این ادرسی که گفتم
راستی
اینم میل شخصی من
gitar_moosighi@yahoo.com
موفق باشی
درود سوشیانت جان خوشحالم که ماهیت این عرب رو فهمیدی واقعن اینچنین آدم ها لایق هیچ ترحمی نیستند خدا لعنتشون کنه….
.
.
.
فرید جان به سلامتی داداش سفر خوش بگذره بهت….
منظورم این بود شهلا تابلوهه که پسره اگرم دختر باشه از اون دخترای هرجایی هست
شهلا تابلوهه که میگه دختره ممنون فرید جان که چهره این ادم بی همه چیز رو بهم نشون دادی و برای شخص سوشیانت هم متاسفم که از این عرب دفاع میکنه…
بچه ها همگی برای شفای آقا شهلا دعا کنید….
فرید خان اینگار کسی بیدا شده تمام رویا هاتون نقش براب کرده خیلی ناراحتی تازه مگرتو تو مردی .اگه مرد ی غیرت داشتی ناموستو با مینی بوس به بهانه حجاب حال نمیدادن حالا دیگه عربا ۱۵۰۰سال بیش……….. شماها همه تون مشکل روحی روانی دارید هنوز توگذشته خیالی زندگی مکنید البته چندتا عاقلی که توایران بودن یابالای دارن یا توزندون چندتا بی عقلی مثل توهم یا سرگرم گرفتن یارانه یاحجاب یاسایت های که باعث احمق ترشدن. راستی اگه تومرد شدی اون وقت ادرس میدم که نمیشی یه چیزیدیگه شاه باایجاد تخم تفرق عجم وعرب اختلاف طبقاتی سرشو بباد داد ولی خمینی باایجادیک جمله کوتاه همه باهم خواهر برادری بیروز شد بهتر نیست شما ایرانیها باتمام اقوام متحد بشید تا به خواستون برسید……..اگه بگیرد که نمیگرید
فرصت کردی یه بار دیگه کامنت تو بخون. انشاء چند میگرفتی تو دبستان. بابا نه نقطه ای نه ویرگولی نه…. همه کلماتو بهم چسبوندی. خداییش من که نفهمیدم چی نوشتی. دوم اینکه غلط دیکته ای هم زیاد داری:” انگار ” درسته نه “اینگار”اونجا که گفتی “غیرت داشتی ناموستو با مینی بوس به بهانه حجاب حال نمیدادند”!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی چی؟ خودت از این جمله ای که گفتی چیزی فهمیدی؟بازم نامفهوم بود.تا چند خوندی؟ قبلا فکر میکردم سیکلم ردی هستی .اما حالا میبینم که از سیکل هم پایینتری که!!!!!. سوم بین آقایون رسم ومد وعرف هست که اگر نفر اول حرفی زد نفر دوم حرفشو ندزده وهمون حرفو بهش تحویل بده. که اگر چنین کاری کرد بهش میگند” قرقره نکن”. من به تو گفته بودم مشکله روحی روانی داری. پس حرف خودمو به خودم برنگردون.ok?????? .در ضمن گفتی چند تا عاقلی که بودند سرشون یا بالای داره یا تو زندان هستند. خب اگه این حرفت درست باشه پس توام که دیونه ای!!! چون نه توزندان هستی نه سرت بالای دار رفته. دوباره اونجا رو نفهمیدم که گفتی: چند تایی هم که مثل تو سرگرم یارانه یا حجاب یا سایتهای که باعث احمق تر شدن” خب ببین دوباره جمله ات فعل نداره. دوم اینکه اصلا موضوع چه ربطی به حجاب داره؟ سوم اینکه داستان یارانه چیه؟ سایتهایی که باعث احمق تر شدن؟ یعنی چی؟ فعل این جمله ناقصت که توش همه چیز نامفهومه کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. بعد گفتی مرد شدم آدرس میدی؟؟؟؟ خب اگه دنباله یه مرد واقعی هستی حالا ما رو که قبول نداری اما بخواهی دارم برات تو آدرستو بده نگران نباش. خیلی مررررررررده. جمله آخرتم باز نامفهوم بود. اصلا معلوم نیست کدوم وری هستی یه بار میگی عرب باحالندو عربا نازننیندو عربا متمدنندو عربا…. بعد حالا اومدی میگی با اقوام متحد بشیم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!! تو که تو ایران زندگی میکنی نمیتونی هموطن خودتو ببینی اونوقت از اقوام دیگه چه توقعی هست؟؟؟؟!!!!!!!!!. جون من اکس نزن. دوباره ترکوندی نکنه؟ هر چی میگذره امیدم به بهبودیت کمتر میشه. فقط خدا از این توهم تاریخی نجاتت بده. خدایا یا کمکش کن یا سقطش کن تا بیشتر از این تحقیر نشه . اما بزار برات بگم من نه طرفدار شاهم نه طرفدار بد حجابی نه بی حجابی نه با حجابی. هر کسی خودش آزاده که هرطور که میخواد راجع به مسایل مربوط به امور شخصیه خودش تصمیم بگیره. بنابراین مسایلو با هم قاطی نکن. سعی کن تو حرف زدن اگر دختری جانب ادبو رعایت کنی. تو بیشتر کامنتهایی که گذاشتی صحبت از حالو حول کردی. تو اگه واقعا دختر محجوب وسر به زیری هستی چرا قبل از اینکه کسی این حرفا رو بزنه خودت حرفشو با بیشرمی پیش میکشی. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید خجالت بکشی!!!!!!!!! دختران وزنان دیگه ای هم اومدنو حرفشونو زدند اما مودبانه. فوقش یه کلمه بیشعور یا نفهم یا یه چیزی تو این مایه ها هم به بعضی افراد گفته شده باشه که اونم طبیعیه. چون ظرفیت افراد با هم فرق داره. اما حرفهای تو کاملا بی ادبیه و منتظر این هستی تا یکی سر حرفو باز کنه تا تو بزنی تو خاکی. به هر حال من وظیفه داشتم امر به معروف کنم. در ضمن دیکته تو قوی کن. اگرم سوادت خیلی پایینه مهم نیست اما ادب داشته باش . وبرو شبانه اسمتو تو کلاسا بنویس. ندانستن عیب نیست. نپرسیدن عیبه. ( قرص مرص هم نخور) الانم برو مسواکتو بزنو بخواب.
به نام خدا
یا علی (کور باد هر آنکه نتواند دید)
کتاب های علامه مجلسی (ره) و حاج شیخ عباس قمی (ره) در آنجائی که مربوط به تاریخ است.از کتاب مورخان شیعه و سنی استفاده کرده اند.اگر هم سخنان ضعیف در آنها یافت می شود.مربوط به گذشتگان است که هر خبری را چه ضیف و چه قوی ضبط می کردند.علامه مجلسی و شیخ عباس قمی ناقل این متون هستند.و دخل و تصرفی در آنها نکرده اند.اصطلاحاً به آنها اخباریون گفته می شود.یعنی اخبار رسیده را نقل می کردند.در هر کتاب تاریخی دروغ و راست به هم آمیخته و به دلیل چند اشتباه کل کتاب را دور نمی اندازند(این مسلئه نمونه زیاد دارد).
نوشته های شما پر از سانسور و تحریف حقایق و خیانت در نقل تاریخ است.(البته می دانم که از جای دیگر کپی کرده اید)
«ابن بلخی از بزرگترین مورخینه!! حتی جمهوری اسلامی هم ازش استفاده می کنه؟؟»
آیا این لطیفه را خودتان ساخته اید.
بهتر است جنابعالی بجای نوشتن بیش از حد و کپی پیست از آن سو و این سو کمی کتاب بخوانید.اگر به مقدمه کتاب فارسنامه مراجعه کنید.خواهید دید نام نویسنده این کتاب تا به حال ناشناخته مانده است!!-و نام «ابن بلخی» لقب اهدائی به او می باشد!–در ضمن او
جغرافیدان است نه مورخ!و کتاب او در دسته بندی جغرافیایی قرار می گیرد نه تاریخی-همچنین نویسنده کتاب فارسنامه در قرن ۶ هجری(حدود ۵۰۰ سال پس از هجرت) می زیسته–و روایت او (رفتن ابن عباس به استخر)فاقد هرگونه سند و مدرک و پشتوانه تاریخی می باشد.و علم تاریخ هم چیزی نیست که یک شبه بعد از ۴۰۰ و اندی سال بر نویسنده مجهول کتاب الهام شود!! منهای تمام این مواردی که گفتم.می توان با استفاده از روایت خود فارسنامه بی پایه و اساس بودن آن را به شما اثبات کنم.چرا که آن روایت ایرادات و تضاد های تاریخی و حتی جغرافیای فراوان دارد.منتها در این مجال و در این فضا نمی گنجد.
«نادان» دوست عزیز آن کسی هست که نمی داند. شما هم سعی کن ندانسته چیزی را ادعا نکنی.
آن روایتی که دوستمان آورد دارای اسناد تاریخی است.به کتاب وقعه(پیکار)صفین-نوشته نصر بن مزاحم بن سیار منقرى (زاده پس از ۱۲۰-م ۲۱۲ ق/۷۳۸- ۸۲۷ م)مورخ مشهور کوفی(پیش از طبری می زیسته است). ابن ابى الحدید او را مورد اعتمادى راستین و درستگوى و از رجال اصحاب حدیث دانسته است. (شرح نهج البلاغه، ۱/۱۸۳)
توضیحی مختصر در باب شهر «انبار»:
«انبار» شهرى کنار فرات، ۶۲ کیلومترى غرب بغداد در عراق کنونى ،شاپور اول ساسانى آن را از نو ساخت و مستحکم نمود، و به انبار اسلحه و مهمات تبدیل کرد، و به یادبود پیروزى خود بر گوردیانوس، آن را «پیروز شاپور» نامید. اعراب ناحیه اطراف آن را «فیروز شاپور» و انبار خواندند. انبار در زمان خلافت ابو بکر به دست مسلمین افتاد (۱۲ ه. ق).(پانویس کتاب-پیکار صفین-ص:۱۹۹)
امیرالمومنین علی بن ابی طالب(صلوات الله علیه) در هنگام حرکت به نبردگاه صفین از این شهر عبور کرد(پیکارصفین/ترجمه،ص:۱۹۷)
اما روایت:
«..و على همچنان بیامد تا به انبار رسید و دهقانان آن سرزمین، بنو خشنوشک به استقبالش آمدند. سلیمان گوید: «این کلمه فارسى است: خوش طیب و نوشک راضى، یعنى بنى الطّیّب الرّاضى».
(آن دهقانان) چون او را پذیره آمدند پیاده شدند و سپس شروع به دویدن در رکابش کردند، به ایشان گفت: پس این چارپایان که با خود آوردهاید براى چیست؟
و از این کار که مىکنید (و پیاده شدهاید و مىدوید) چه قصدى دارید؟ گفتند: این کار که اینک مىکنیم رسم و خوى ماست و بدین وسیله فرمانروایان خود را بزرگ مىداریم و بدیشان احترام مىنهیم. اما این چارپایان، پیشکش براى توست. و نیز براى تو و مسلمانان غذا آماده کرده و براى چارپایانتان علوفه بسیار فراهم آوردهایم.
گفت: اما این که مىگویید: رسم شماست که فرمانروایان را بدین گونه گرامى و بزرگ مىدارید، به خدا سوگند که این دویدن شما فرمانروایان را سودى ندارد، فقط شما وجود خود و پیکر خویش را رنجه مىدارید، دیگر چنین نکنید. اما اگر دوست دارید ما این چارپایان را از شما بستانیم، ما آنها را به حساب خراجتان از شما مىپذیریم. اما خوراکى که براى ما تهیه کردهاید، ما خوش نداریم که چیزى از مال شما را جز با پرداخت بهاى آن بخوریم. گفتند: اى امیر مؤمنان ما آن را ارزیابى مىکنیم و سپس بهایش را خواهیم گرفت. گفت: اگر بهایش را معلوم نکنید ما به همان آذوقهاى که خود داریم اکتفا مىکنیم. گفتند: اى امیر مؤمنان، ما مولایان(سرورانی) و خواجگانى نامدار از اعراب داریم، آیا تو ما را از این که به ایشان پیشکشى دهیم و آنان را از این که چیزى از ما بپذیرند، نیز منع مىفرمایى ؟ گفت: همه اعراب دوستدان شمایند(یعنی نه سروران و بدین معنی که با شما فرقی ندارند) ، اما بر هیچیک از مسلمانان روا نیست که پیشکش شما را بپذیرد. و اگر کسى چیزى از شما به زور غصب کند ما را خبر دهید. گفتند:اى امیر مؤمنان ما خوش داریم که پیشکش و بزرگداشت ما پذیرفته آید. به ایشان گفت: زهى (آفرین) بر شما ، ولى ما را بدان نیازى نیست. پس ایشان را ترک کرد و به راه خود ادامه داد. (پیکارصفین/ترجمه،ص:۱۹۹-۲۰۰)
کتابنامه:پیکار صفین، نصر بن مزاحم منقرى (م ۲۱۲)، ترجمه پرویز اتابکى، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چ دوم، ۱۳۷۰ش.
«ای خوانده ترا خدا ولی ادر کنی
بر تو ز نبی نص جلی ادر کنی
دستم تهی و لطف تو بی پایانست
یا حضرت مرتضی علی ادر کنی»
(ابوسعید ابوالخیر)
یا علی،یا علی،یا علی،یا علی،یا علی،…….
تو خفه شو عجم نفهم که قبل از ورود اسلام یاشیر الاغ مخوردید یا گوشت الاغ بعدهم از استقبال که از شاه تون ……..مشخص چقد دنیا بتون احترام میذاره ازتمدن شما که بهتر که چهارتا سنگ روهم گذاشتن هم تمدن اون چها رتاسنگ هم یهودیهای ازقوم سامی (عرب)بودن به بباس تشکر ازکوروش بنا کردن اخه این هنر
تو باید خفه بشی و دیگه اینجا نیای عرب…بخاطر فرید جان دیگه جوابتو نمیدم همه میدونن که ایران باستان چی بوده….تو نمیخواد واسه من نطق کنی این اخرین کامنتی بود که بهت دادم….
شما نیز شیر شتر و سوسمار و ملخ تناول میکردید
من از دوستان معذرت میخوام که از این خانوم بی تربیت حمایت کردم
احساس میکردم ایشون مظلومه اما خوب اشتباه بود
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجایی رسیده است کار
که اورنگ شاهی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
مشکلت از حاد هم گذشته . هیچکاری نمیشه دیگه برات کرد. عجب…… هر چی عقدست در تو جمع شده. واقعا متاسفم برات. نکنه اکس مکس میزنی وقتی کامنت میزاری؟ مقدار توهمت خیلی بالاست. نکن. با خودت اینکارو نکن. این عقده حقارتو از خودت دور کن. سعی کن با این درد کنار بیای. وگرنه سقط میشی. توکل کن به خدای بزرگ.
شما نیز شیر شتر و سوسمار و ملخ تناول میکردید
من از دوستان معذرت میخوام که از این خانوم بی تربیت حمایت کردم
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجایی رسیده است کار
که اورنگ شاهی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
شما نیز شیر شتر و سوسمار و ملخ تناول میکردید
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجایی رسیده است کار
که اورنگ شاهی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
این ادبیات در شأن شما هست ؟
پاسخ هایی که عاری از تسامح هستند نه تنها مشکلی را حل نمی کنند؛ بلکه باعث شرم و تاسف و عمیق شدن اختلاف ها هستند.
من از همین جا برای تمامی دوستانی که بی ادبی کرده اند؛ متاسفم.
بیسواد ادم وهوا نخستین ادما بودن برای همین خداوند همچین حکمی داد یعنی میخوای بگی ایرانیها قبل از ادم هوا وجود داشتن عجب باسوادی راستی نژاد شما از افریقا کشور زنبار میاید (نقل قول بی بی سی فارسی) و فیلم سیصد بعد نیست کتاب های تاریخ که در کشور امریکا والمان هست مطالعه کنید خودت متوجه میشی باسواد
جمع کن خودتو دختره پاپتی عرب همه عاشق نژاد پارسی ها هستند تو یکی خفه….توام ادم شدی عرب؟؟؟؟برو بابا با اون تمدنت که هیچی نبودین و نیستین….چه خودتونم میچسبونین به ادم و حوا هههههه…..
اون محمدتون چندتا زن داشت؟؟؟؟تو یکی حرف از نژاد نزن که خندم میگیره…بیسواد همه کسته حرف دهنتو مز مزه کن بعد نطق کن…..از بد بودن اعراب همه دنیا میگن…از وحشی بودنشون….تو خیلی بیجا میکنی به شاهنشاه اریا مهر توهین میکنی..در صورتی که کل ایران عاشقشن….هرییییی ….دیگه برو و اینجا نطق نکن…..
شهابم در حدو اندازه تو نیست اصلا دیگه کامنتاشو جواب نده. اون یه مذکره با اسم زنانه که مبادا کسی به خودش اجازه بده بهش توهین کنه. اما خودش در کمال بی ادبی با دیگران صحبت کنه. احتمالا سادیسم هم داره از کامنتهاش کاملا مشهوده. این” آقا شهلا” رو بی خیال شو.
درود فرید جان باشه سعی میکنم دیگه کاری به کارش نداشته باشم…
خندم گرفت شهاب(همه عاشق نژاد پارسی ها هستند ) فعلا که لکه تروسیت رو پیشو نیتونه.
زیاد چرت و پرت نگو عرب زاده….
شهلا خانم. جسارتا “حوا “درست هست. اونی که شما گفتید با هاش تنفس میکنند خانم با سواد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
درود بر شهلا
اخرین باری که در این پست کامنت گذاشتم به دلیل توهین نژاد پرستان و کوروشپرستان به خانواده ام که نشان از ادب خالص آریایی دوستان داشت، تصمیم گرفتم که هرگز در مباحث این پست شرکت نکنم چون قادر نیستم پاسخ فحاشی دوستان را مثل خودشان بدهم و تربیت من با انها متفاوت است
به هر روی امروز وقتی دیدم نژاد پرستان به شما دختر با ادب و نازنین ایران زمین با الفاظی که یقینا شایسته خودشان بود توهین کردند، نتوانستم بی تفاوت بگذرم
شهلا جان
به عنوان برادر شما از شما میخواهم تا در این پست و با این افراد بی ادب مباحثه نکنید و این کامنت شما اخرین کامنتتان در این پست باشد چرا که در شان و منزلت بانوی پاکدامن ایرانی چون شما نیست که با فحاشان و بیادبانی که دم از کوروش و زرتشت میزنند اما هرگز گفتار نیکی در سخنشان موجود نبوده و نیست ، دهان به دهان شوید.
من به داشتن خواهری واقع بین و هموطنی متمدن و با ادب و صد البته با فرهنگ و منطقی چون شما افتخار میکنم
امیدوارم همواره در زندگی در کنار خانواده و به دور از فحاشان و اوباش باستان پرست و نژاد پرست زندگی شیرینی داشته باشید
بدرود
آقای سوشیانت شما واقعا کدوم طرفی هستی؟؟؟؟نمیبنی به قول براد عزیزم ایشون آقا شهلاست:)
آقای سوشیانت عزیز شما که میگی میهن پرستی شما که میگی کارت درسته…
چرا از آقا شهلا دفاع میکنی؟؟؟؟چرا میگی دختر ایران مگه نمیبینی چجوری نطق میکنه؟؟؟؟من ۱ جواب صریح از شما میخوام بخاطر این کامنتتون….
من بی منطق…من بی ادب…
شما با منطق…شما با ادب…چرا از این آقا شهلا که تمدن ایران باستان رو به سخره میگیره دفاع میکنی بهمن سوشی؟؟؟این کار درسته؟؟؟من منتظر کامنتتون هستم…تموم…
شهابم خونسرد باش . اینم انتقام سوشیانتم بود.( خشم سوشیانت از امشب در سینماهای کشور) (چشمک)
درود فرید عزیز.
من آروم هستم فرید جان.
ولی خیلی بده انتقام اعتقادات آدمو زیر سوال ببره….چه فیلمی بشه ها ولی(چشمک)
شهابم فکر کنم بالا خره گورشو گم کرد. نمیدونم کدوم روان پاکی این سایتو بهش معرفی کرده بود. همه حرفاش ضدو نقیض بود. میگه من ایرانی نیستم . خب یکی نیست بهش بگه احمق اگه ایرانی نیستی پس چطور فارسی مینویسی؟ پس چطور اسمت شهلاست؟ خیلی حشرش بالا بود دایم میزد تو خاکی. شهابم دوست دارممممممممم. بخدا. سوشیانت قهر کرده از ما. اما من قهر نیستم با کسی. اون شهلا هم اگه توبه کنه باهاش دوست میشم. به شرطی که فکر دبی رو از سرش بیرون کنه (چشمک.
سلام سوشیانتم. جسارتا میشه بگی شما از کجا به پاکدامنیه ایشان پی بردید؟ کجاش واقع بینه؟ چون با شهاب مخالفت میکنه واقع بینه؟ اون که از ما ایرانیا ناسیونالیستره. تعجبم از داوریت!!!!!!!!!!!!! وقتی اون داره فرهنگ مضخرف اعرابو به ایرانیها ترجیه میده.وقتی که اون داره میگه با محارمتون میخوابید بچه تون چی صداتون میکنه؟ وقتی که میگه گوشت الاغ و شیر الاغ میخوردید. اونقت بهش لوح افتخار میدی؟؟؟؟!!!!! اونم به خایینی که آبو نون این مملکتو میخوره. واقعا دارم متعجب میشم. در ضمن بی احترامیه یه نفرو پای دیگران ننویس. وجمع نبند . واینکه ضربو المثلی هست که میگن به خاطر یه نفر که در مسجدو نمیبندند که. نیومدنت به این پست یا هر پست دیگه ای به خاطر اینکه شخصی بی احترامی میکنه اصلا منطقی نیست اونم برای شما فرهیخته. حالا من که نخن کوچیکه شما هم نمیشم تو اطلاعات تاریخی. اومدن یا نیومدنم زیاد فرقی نمیکنه. اما شما باید بیایید.
تو که ادعای مسلمونی میکنی.میشه بگی چرا با طعنه از آفریقاییها صحبت میکنی؟ مگه در اسلام خداوند نگفته هیچکس بر دیگری برتری نداره مگر تقوا؟ تو حتی کوچکترین اطلاعاتی از دین محمد(ص) نداری. بعد اومدی نطق میکنی؟ اصلا مهم نیست ایرانی از هر نژادی که باشه مهم اینه که خایین به کشوری که توش متولد شده وآبو نون این مملکتو میخوره نباشه. هیچکس نمیتونه بگه که نژادش خالصه. حتی خودت که داری الان قد قد میکنی نسلت ایرانیه . واقعا چقدر سردرد آوری. بیچاره شهاب اینا چی کشیدند از دست تو. میدونی با آدمی که سوادش در حد سیکلم ردیه و حرفاش خیلی کودکانه است سخته سرو کله زدن. البته مشکله روحی وفکری هم داری. خدایی خودت چی میکشی از خودت؟؟؟؟؟
قربونت فردید جان منم دوست دارم….
آره اگه این ادم واقعن دختر بود معلومه که هرجایی هست….
به هر صورت خیلی عقده ایه….
خدا شفاش بده…
شهلا تمدن کثیف خودت خیلی خرابه فهمیدی؟؟؟کثیف ترین تمدن رو تمدن تو داره مثل اینکه اونجای تو سوخته که حرفشو میزنی بدبخت ایران قدیمی ترین تمدم رو تو دنیا داره تویه عرب زاده سگ کی باشی بیای اینجا واسه من نطق کنی دختره ی پاپتی….تمدن تو ۱۰۰تا طلاق و ۱۰۰ تا ازدواج داشته….تمدن کثیفت اینجوری بود که از خرما برای خودشون بت مساختن و وقتی گشنشون میشد بت خرمایی رو تناول میکردن….جمع کن کاسه کوزتو عرب زاده….من مثل تو نیستم گورتو گم کن دیگه اینجا نیا…دماغ دراز اون محمده.اون عمر گوربگوریه اون سعد بن ابی وقاص(رقاص)هست برو بابا توام ادم شدی عرب زاده اومدی وتسه من نطق میکنی؟؟؟
شهاب جان اینگاری اون جات بدجوری سوخته میدونستی شاه دماغ درازتون باخرج کردن ثروت کشورتون مخواست تمدن ونژاد بخر ه………………راستی اون بزیردستاش گفته بود اعراب خوزستان باتحقیر وبرونشون کنید ولی قربون خدا خودش بوسیله هم زبوناش اواره شد وباتحقیر والتماس رو به یه عرب کرد اخرعاقبت تمام ایرانی های که الگوشون اون دماغ دراز همین راستی اگه خیلی ناراحت هستی به همان اتش برستی برگردید حالا که زورشمشیرنیست راستی وقتی باخواهرتون ازدواج میکردید بچه ها چی صداتون مکنن دایی یا بابا
شهلا خانم درود بر شما با این همه علم آگاهی
گفته بودی از قوم سامی هستی وپرسیده بودی وقتی با خواهرتان ازدواج می کنی حاصل چه میشود خواهر زاده یا فرزند؟
برای رسیدن به جواب تان لازم است قران راباز کن بادقت مطالعه کن
ببین فرزند قابیل و خواهرش چه نسبتی با هم دارند اخه عزیز خانم سامی ها نسبشون به آدم میرسد حال ببین چه نسبتی باخودت وقوم سامی داری ؟ اخه ۸۰۰۰ سال قبل از اخراج آدم برای همین هرزگی هاش از بهشت که یکی از باغات ایرانی ها بوده به برهوت عربستان ازدواج بامحارم درایران صورت نمی گرفته شاهد بر این مطلب ۲۵۰۰سال پیش وقتی کمبوجیه در مصر بود دید سامی ها باخواهر ومادرشان ازدواج میکنند نامه ایی به مغان نوشت که ایا چنین چیزی ممکن است ؟
سلام جناب شهلا جان…من نمیدانم واقعا اسمت شهلاست یا نه…آخر تازگیا برخی با اینکه پسرند اما پسرنما هستند و میرن با نازک کردن آبروهاشون خودشونو شبیه دخترا میکنند و یا برعکس برخی دختران روح پسرانه دارند…هدف از گفتن این حرفم این بود که شما آدمی بی هویت هستین…چرا شما الان متعلق به سرزمین ایران هستی…وطن یه چیز دیگه هست…اگه شیرینشو بچشی میدونی که واقعا ناسیونالیسم ها چه عقیده ای دارند…ما اینجا نه از اون شاه بیعرضه حمایت میکنیم و نه کسان دیگر…اما میخوام به سوالاتتون پاسخگو باشم چون واقعا بی منطق حرف میزنید و حرفاتون حرف خودتان نیست…یا این سخنان رو یکی دیگه در پیشتان گفته و شما هم اینجا مطرح میکنید و یا از روی احساسات سخن میگویید…باید عرض کنم که ایرانیان آتش پرست نبودند آنان آتش را سمبل و نمادی از وجود خداوند میدانستند…آتش را یک چیز مقدس میدانستند…مثلا ما مسلمانان نیز ۷ بار دور مکه طواف میکنیم در اینصورت باید گفت که چون مسلمانان دور یک چیز بیجان هفت بار گردش میکنند پس خدایی نکرده بت پرست هستند؟! ولی در پاسخ میگوییم نه! چرا؟! چون انجا یک مکان مقدس هست برای مسلمانان…این برای زرتشتیان نیز صدق میکند..آنان آتش رو به منظور سوختن همه بدی ها استفاده میکردند…آتش رو نشانی از گرمی و محبت وجود خداوند میدانستند…تا اینجا حله؟! اما در مورد ازدواج با محارم نیز تناقض نظر وجود دارد..تو این گفته رو از یک مورخ یونانی خوانده ای…پس به نظرت عجیب نمی آید که یک مورخ خارجی برای تحقیر ایرانیان چنین دروغی را نوشته باشد؟! بنا به گفته کتزیاس، کوروش با دختر آستیاگ ازدواج کردهاست.شاید همین مورد باعث شدهاست، برخی کوروش بزرگ را به ازدواج با محارم متهم کنند. اما باید توجه داشت که فقط کتزیاس به این موضوع اشاره کردهاست و خود کتزیاس قبل از بیان این موضوع، اظهار میدارد که کوروش هیچ گونه نسبت خانوادگی با آستیاگ نداشتهاست. پس مفهوم شد؟! اینم حرف بیمنطق دومت…اما به نظرم جالب میاد اصلا هدف شما از گفتن این حرف ها چیست؟! در تاریخ نظر اکثریت مهم است وقتی بزرگترین دانشمندان جهان کوروش کبیر رو تایید میکنند پس مگر شما حرفی برای گفتن میتوانید داشته باشد؟! اگه اطلاعات کافی از چگونگی مسلمان شدن ایرانیان را ندارید کافی است یه سرچ کوچک تو گوگل بزنید تا با یک عده حقیقت های آشنا شوید!
اولا شاه دماغش دراز بود یا کوتاهو قلمی .چه فرقی میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستان تو این پست در رابطه با کاهای انجام شده ونشده حرف میزنند در رابطه با تاریخ حرف میزنند نه شکلو قیافه افراد در تاریخ. حرفات خیلی کودکانه وسطحیه. دوم اینکه اگه واقعا از جنس مونث باشی که بعید میدونم چون لحن صحبت کردن یه خانم اونطوری که شما حزف میزنید نیست. ( اونجات میسوزه!!!! یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟) سوم اینکه ردیف دوم از کامنتت گفتی”. کشورتون”. ببینم مگه این کشور مال تو نیست؟؟ مگه تو توش زندگی نمیکنی؟ باید میگفتی کشورم. نه کشورتون. خیلی اشتباه ادبیاتی داری. تحصیلاتت چیه ؟سیکلم ردی؟ بعدشم گفتی وقتی با خواهراتون ازدواج میکردیم بچه چی صدامون میکرد؟ بچه من منو شهلا صدا میزد. مثلا فکر کردی خیلی ترکوندی؟!!!!!! برو بچه برو جای دیگه این چرند پرندا از خودت در کن. شبا دمر نخواب فکرای بد از اونجا که نباید بزنه بیرون میزنه بیرون.( با لحن خودت حرف زدم تا کمی آتیشت بخوابه) هنوز حرارتت بالاست . برو جوجو. مال این حرفا نیستی. اصلا بیخودی شهاب جانم میاد باهت بحث میکنه. چون افکارت خیلی کودکانه و گستاخانه ست که در سطح این پست وسایت نیستی. یه بی ادب وعقده ای که از در و دیوارش داره عقده حقارت تاریخی اجتماعی فرهنگی علمی میزنه بیرون. جای تو اینجا نیست. کلا جای خایینین تو این مملکت نیست. در ضمن نترسو اسم واقعیتو بگو” آقا شهلا”
ممنون فرید عزیز شما به من خیلی لطف داری داداش گلم….این شهلا به راستی که ۱ تختش کمه و منم همین فکر شما رو کردم که دختر نیست این بشر چون ۱ دختر پاکدامن و با ادب هرگز به خودش این اجازه رو نمیده که اینطوری نطق کنه….من نمیدونم اگرم دختر باشه خیلی بی خانوادست….فرید جان کامنت بهمن سوشیانت رو ببین به شهلا…من که دیدم شاخ دراوردم!!!!!فقط ببین چجوری از شهلا تعریف و تمجید میکنه با توجه به اراجیف شهلا!!!!!!!من حقیقتش برام عجیبه این طرز کامنت دادن از سوشیانت…به هر صورت فرید عزیز من دیگه جواب این شهلا(به قول خودت آقا شهلا;)))))))) رو دیگه نمیدم چون میدونم سرتا پا عقدست….
فرش پاتریسه(چشمک)
شاید(چشمک)
بچه ها این شهلای عرب زاده عقده داره بدبخت دست خودش نیست چون که نمدن نداشته و نداره کشورشون و به تمدن ایرانی ها حسودیش میشه حسود هرگز نیاسود شهلای عرب زاده…زیادی واسه من نطق نکن دگوری….
باید عرض کنم ازتمدن اعراب دنیا شگفت زده شده شما ناراحت هستید چون تازه فهمیدید تمدنی نداشتید یه چیزی دیگه مامیدونیم جدمان سام ابن نوح بود ولی شما چی . اخه شما همه خواهربرادر بودیدباهم ازدواج کردید .راستی اگه ببرسم زرتشت احمقتون اصل ونسبش کی بوده ن…………..اخه ازکی تاحال اتش برستی هم یکتا برستی شده .راستی تودهنتو ببند که نمدونی تمام این نژادها ازاقوام سامی هستن بیسواد بیشترکتاب بخون زیادهم عصبانی نشو تقصیرتو نیست اون شاه دماغ درازتومغزتون این تمدن خیالی روگذاشت بخاطر همین چیزاس به هیجا نرسدید چون تواوهام زندگی میکنید شما از خواب بیدارشو برادر البت اگه بیدار بشی
شهلا جان به پست من یه نگاه بنداز ضرری نداره.
تمدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب اعتماد به نفسی داری تو!!!!!!!!!!!! نصیحتی بهت میکنم اینقدر باعث خنده وتمسخر دیگران نشو. نکنه کلا استیلت اینطوریه؟ میگی چطوری؟ خب همینطوری که هستی دیگه یه چیزی تو مایه های دلقکای سیرک. خب اگه تو مایه های دلقکای سیرک هستی که آرزوی موفقیت میکنم برات. اما اگه بیماری جلب توجه داری خودتو حتما به دکتر نشون بده خیلی حاد شده. اگرم بیماری سادیسم داری که البته من فکر میکنم که این آخری نزدیکتره طبق شواهدات باید بگم که متاسفانه سادیسم بیماری نیست که به این زودیها خوب بشه باید بسوزیو بسوزیو بسوزی. همین کاری که الان داری میکنی.