نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران

نبرد قادسیه یکی از سرنوشت‌سازترین رویارویی‌های نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.

زمینه‌ها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی

امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکننده‌ترین دوران‌های تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگ‌های ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایه‌های اقتصادی و نظامی این امپراتوری به‌شدت تضعیف شده بود. این جنگ‌های طولانی نه‌تنها خزانه‌ی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب می‌شد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بین‌النهرین و فلات ایران ایجاد کرد.

پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشان‌دهنده‌ی از هم‌گسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشراف‌زادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخش‌های وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.

The Battle of Qadisiyyah - WarHistory.org

در سمت مقابل، شبه‌جزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بی‌سابقه‌ای را تجربه می‌کرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزه‌های قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمین‌های حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمین‌های جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازه‌نفس فراهم آورده بود.

فرماندهان و ترکیب ارتش‌ها در نبرد قادسیه

ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشراف‌زاده‌ای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب می‌شد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زره‌پوش بود که هسته اصلی آن را سواره‌نظام سنگین‌اسلحه (اسواران) تشکیل می‌داد. این ارتش همچنین به فیل‌های جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آن‌ها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیاده‌نظام دشمن بود.

در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابی‌وقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زره‌های سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازمان‌دهی قبیله‌ای منسجم، و روحیه تهاجمی بی‌نظیر جبران می‌کرد. پیاده‌نظام مسلمانان به نیزه‌های بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سواره‌نظام آن‌ها که بر شترها و اسب‌های تندرو سوار می‌شدند، استاد جنگ‌های چریکی و حملات غافلگیرانه در محیط‌های بیابانی محسوب می‌شدند.

ویژگی‌های نظامی ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابی‌وقاص)
تخمین تعداد نیروها حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر
نقاط قوت اصلی سواره‌نظام زرهی سنگین (اسواران)، فیل‌های جنگی، تجهیزات پیشرفته تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی
نقاط ضعف کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگ‌های طولانی کمبود تجهیزات و زره‌های محافظ، فقدان سلاح‌های سنگین و محاصره‌ای

شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک

نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بوده‌اند. شدت درگیری‌ها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچ‌یک از دو طرف قطعی به نظر نمی‌رسید.

The Battle of Qadisiyyah: The Victory That Ended Persian Dominance

روز اول: ارماث و یورش فیل‌های جنگی

روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تن‌به‌تن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیل‌های جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیل‌های جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیم‌الجثه که زنگوله‌هایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسب‌های اعراب شد و سازمان‌دهی سواره‌نظام آن‌ها را کاملاً به هم ریخت.

در پی این اختلال، پیاده‌نظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابی‌وقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت می‌کرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیل‌بانان و هودج‌های روی فیل‌ها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.

روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی

در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دسته‌های کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.

در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیل‌های خود استفاده کند، زیرا هودج‌ها و تجهیزات روی آن‌ها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سواره‌نظام ساسانی، شترهای خود را با پارچه‌های عجیب پوشاندند تا اسب‌های ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تن‌به‌تن و فرسایشی به پایان رسید و هیچ‌کدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.

The Story of the Battle of al-Qadisiyyah: The Beginning of the Conquest of  Persia | History

روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی

روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونین‌ترین و سخت‌ترین روز نبرد بود. ساسانیان فیل‌های جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکننده‌ای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.

با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیل‌ها حمله کنند. آن‌ها با نیزه‌ها و شمشیرهای خود، چشم‌ها و خرطوم‌های فیل‌های پیشرو (به‌ویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیل‌های زخمی و وحشت‌زده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیاده‌نظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.

روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد

روز چهارم و سرنوشت‌ساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگان‌ها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.

در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع می‌گویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر می‌دهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقب‌نشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطوره‌ای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.

پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه

شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازه‌های فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهم‌ترین پیامد کوتاه‌مدت این جنگ، بی‌دفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانه‌ای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینه‌های عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.

از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.

Al-Qadisiyyah ၏တိုက်ပွဲ

آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟

با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربه‌ای مهلک و جبران‌ناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمی‌شود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقب‌نشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتح‌الفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومت‌ها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.

تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراق‌آمیز ارائه‌شده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کرده‌اند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیت‌های اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمی‌توانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراق‌ها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد می‌شود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقی‌تر جلوه می‌دهد.

چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟

دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمی‌توان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیین‌کننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:

  • فرسودگی ارتش: جنگ‌های طولانی با روم شرقی و درگیری‌های داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
  • فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشراف‌زادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
  • تاکتیک‌های انعطاف‌ناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیب‌پذیر نشان داد.
  • وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.

منابع

  1. Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
  2. Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
  3. Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
  4. Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
  5. Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
  6. زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
  7. دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
  8. Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
  9. طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
  10. Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.

سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه

۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.

۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابی‌وقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.

۳. نقش فیل‌های جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیل‌ها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سواره‌نظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیل‌ها، آن‌ها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.

۴. مهم‌ترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.

۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.

منبع wikipedia 313companions britannica
907 نظرات
  1. امین می گوید

    اقا سهیل شما معلومه که قران نخوندین . ودر مورد این ایه اشتبا ه می کنی مفهوم این ایه اینکه مردم را به دین خدا دعوت کنید واگه دولتها اجازه ورود به کشورها را ندادند تا دین مبین اسلام را به مردم بیاموزند انهارا از سر راه بردارید مشرکان را در جواب سهیل عزیز شما در مورد کتاب خدا وتعالیم اسلام مطالعه کنید وایمانتون را نسبت به خدا قوی کنید چرا که اسلام یعنی انسانیت است نه چیز دگه انشالله خداوند متعال شما را به را ه راست هدایت کنه

  2. سهیل می گوید

    وقتی ماههای حرام به پایان رسید، هر جا یافتید بکشیدشان……این واضحه همه اینجا عقل دارن، تاکید میکنم…..مسلمین و مشرکین همیشه با هم در حال جنگ بودند، و وقتی در ماههای حرام آرام گرفتند یعنی فعلا صلح برقراره یعنی ارامش هستش، حالا قران میگه، هر جا یافتیدشان بکشیدشان!!! یعنی مثلا یه گوشه ای تو اون بیابون عربستان خوابیدن، یا دارن تو بازار راه میرن اصلا هواسشون به این مجاهدان اسلام!! نیست شما بزنید بکشیدشان، اگه ایرانی هستی و فارسی میفهمی…..این آیه مفهوم دیگه ای نداره، این یعنی حمله غافلگیرانه، یعنی شبیخون و تروریسم……..اصلا کلام خدا باید این جوری باشه؟ در شان خدا هست خدایی که کل کائنات رو آفریده و کرات و سیاره ها و ستاره ها و آسمان و زمین و دانای کل و عقل کله……..بیاد بگه تو یه گوشه این دنیا اون هم تو عربستان، داخل اون وحشیها، هر وقت ماه حرام تموم شد، به جون دشمنانتان بیفتید؟ بابا شما مسلمین معتقدید برگی از درخت نمیفته، مگر خدا بداند و بفهمد، میگید خدا بزرگه و همیشه این تکیه کلامتونه، این بزرگوار! باید بیاد راجع به جنگ پیامبرش با مشرکین آیه بده؟ اون هم این قدر ناشیانه و احمقانه! که هر جا یافتیدشان، بکشید؟ در شان خدا هست بگه وقتی صلح در ماههای حرام تموم شد بزنید، هر جا تونستید بکشیدشان؟
    خدا اگه به قو.ل شما میخواست، بگه دفاع کنید میگفت، از سرزمین و حیثت و شرفتون دفاع کنید، حالا به قول شما از عقیدتون دفاع کنید، نه اینکه چون ماههای حرام به پایان رسید؛ بکشیدشان!!!این برای یه خدای بزرگ بسیار بسیار زشته و بی خردانه است…..مسائل بسیاری ضد خرد در قران هست که میتونم بازم بگید به شرط اینکه تهیدید و توهین در کار نباشه ………

    1. امیرخان می گوید

      لطفا سری به نظر جناب «امین» بزنید!! کمی داره تو رویاهاش زندگی میکنه!!

      1. شهاب می گوید

        درسته سهیل جان حق با توهه بالاخره اسلام به زور شمشیر وارد ایران شده دیگه انتظار دیگه ای نمیره…
        همش میگن اسلام واقعی این نیست؟؟؟
        اسلام واقعی چیه؟؟؟؟
        همش قتل و خون و جنگ….
        به امید ایرانی آزاد….

  3. محمد جهانبین می گوید

    ببین جوجه فسقلی شما که هیچ اطلاعاتی راجع به دین و مردم ایران ندارید بهتره حرف نزنی چون باعث میشه من بیام اونجا و دهنتو سروریس کنم حالیت شد ؟
    اولا مردم ایران اتش پرست نبودند و فقط اتش رو نماد زندگی و حرکت میدونستن و صد شرف به عرب های سوسمار خوار دارن و درضمن مگه حرف های پیامبر رو نمیدونی که میگه
    من عربم ولی عرب از من نیست
    حالیته
    من ایران چون خودشون دین رو قبول داشتن بدون هیچ جنگی تسلیم شدن و به طرف پیامبر رفتن و گرنه عمرا عرب های وحشی بتونستن ایران بزرگ رو بگیرن
    جوجه

  4. مسعود می گوید

    آقای امین حتما تو عرب هستی,گفته هات در مورد کوروش کبیر پدر ایرانیان نشوندهنده عقده های درونیت داره ,کورشی که حقانیت و صداقتش به تمام جهان ثابت شدس,البته عربها همیشه از کمبود فرهنگ و وحشیگری سرآمد بودن,این حرفا نه از ارزش کوروش کبیر کم میکنه نه به ارزش عربهای وحشی اضافه میشه

  5. امین می گوید

    اسلام نعمتی است که به خاست خداوند اعراب به ایران اهدا کردند :::::: پس با خداباشید تا در ان دنیا رستگار خواهید شد .. به دستورات خالق خود احترام بگذارید ::::: شما ای ادم در مقابل خدا چیزی نیستی دیگه چه مرگته قانون خدا را اطاعت کن ..

    1. امیرخان می گوید

      کلا مقدسات یک چیز فردی است و نمیتوان آن را بر دیگران تحمیل کرد…اما در پاسخ به سوالاتتان…اولا باید بگم شما نیز به گونه دارید از ورای تعصبات به موضوع نگاه میکنید…دارید از روی احساسات خود حرف میزنید…چون اگر احساساتی حرف نمیزدید حتما و حتما سخنان منطقی در نظر شما وجود داشت که بنده هرچی گشتم نتوانستم پیداش کنم…اما باید بگم که ما ایرانیان قبل از ظهور عیسی مسیح در کل دنیا به یکتاپرستی مشهور بودیم…و فقط خدای یگانه را پرستش میکردم..این یک اصل هست و اگر قبول ندارید این ناشی از کوته فکری شماست…ثانیا در هیچ مدرک علمی نیامده است که قبل از ظهور اسلام مصری ها عرب بوده اند این کاملا اشتباه هست و ساخته ذهن شما…ثانیا اعراب به ما اسلام را نیاموختند…چون اگر چنین قبول کنیم نوعی توهین به دین مبین است…ایرانیان افراد باهوشی بودند و تنها راه مبارزه با اعراب را اسلام دیدند و اینم دومین و اصیلیترین دروغ شما…ثانیا ما داریم اینجا در مورد فرهنگ بر باد رفته خود حرف میزنیم…این ایران اگر الان با اسم ایران در کل دنیا شناخته میشود با تلاش های بسیار زیاد فردوسی بابک خرمدین و شعوبیان و مازیار و سایر کسانی است که به خاطر حس ناسیونالیسمی خود ایران را از چنگ اجنبیان زدوده اند. باید متذکر شوم که دشمنی اعراب با ایرانیان یک قضیه طولانی دارد.مثلا ۸ سال جنگ تحمیلی نمونه بارز سخن ماست…اگر ما الان نسبت به این قوم نفرین شده متنفر هستیم ففط و فقط به خاطر قتل هایی است که در طول سالیان دراز در ایران کرده اند…حالا من نمیدانم به شما پول داده اند که چنین صحبت میکنی و یا اینکه آنقدر خوباخته عرب پرستی شده ای که دیگر توان دیدن واقعیات را نداری…و بگم اسلام دینی است کاملا منطب با عقل…حال شمایی که کاملا کورکورانه اسلام را پذیرفته ای باید بگم که در اصل مسلمان یا آدم نیستی! بلکه یک دستگاه چاپ هستی که هرچه که گفتند کپی کرده ای! پس شایسته یک دستگاه کپی نیست که خودش را قاطی جمع آدم ها کند و البته به عقاید دیگران توهین کند! این اصلا شایسته نیست! و مهمتر از همه اینکه کوروش خیلی وقت هست که مرده و قیبت کردن از پشت سر کسی که مرده خیلی گناه دارد!! انگار گوشت مرده برادرت را میخوری!!(همان لفظی که شما مدام میگویید! ولی در اصل این را فراموش کرده اید و دائما پشت سر دیگران غیبت میکنید!!)

    2. آزادمنش می گوید

      جناب امین شما که دم از اسلام می زنید.چرا به آرمانهای اسلام وفادرا نیستید؟!من کاری به غیر مسلمانان ندام.ولی شمائی که ادعای اسلام و مسلمانی می کنی چرا؟آیا به یاد پدرانت در جاهلیت افتاده ای که اینگونه سخن می رانی ؟کجای قرآن مجید فرموده است.به قوم ونژاد خویش فخر بفروشید.که شما منت قوم خویش(عرب) را بر سر ما می نهی؟آیا قرآن نخوانده ای که می فرماید:
      إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیهَ حَمِیهَ الْجَاهِلِیهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَلْزَمَهُمْ کَلِمَهَ التَّقْوَى وَکَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمًا
      (به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند؛ و (در مقابل،) خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر کس شایسته‌تر و اهل آن بودند؛ و خداوند به همه چیز دانا است.
      «الفتح/۲۶»

      نیک باید بدانید در این آیه شریفه نخوت و نژاد پرستی(حمیت جاهلی) برابر با کفر و شرک دانسته شده است!!و تقوا برابر ایمان!
      اما برای اینکه بدانید.چه کسی به دیگری مدیون است.یک سری به کتابهای اسلامی که رساننده احوال و آثار گذشتگان مسلمان و علوم ایشان به ماست بزنید.خواهید دید اکثر نویسندگان آن غیر عرب می باشند.و اکثر ایشان از فرزانگان و بزرگان ایران زمین می باشند.شما منت چه چیز را بر سر ما می گذارید؟اگر این بزرگان نبودند و این آثار را حفظ نمی کردند و آن را نشر نمی دادند من و شما امروز مسلمان نبودیم و هرگز نمی دانستیم مسلمانی چیست؟پس عرب به ایرانی مدیون است نه ایرانی به عرب دوست گرام!
      اما اینکه اسلام را اعراب به ایرانیان داده اند.سخن بس گزافی می باشد.شما نهایتاً می توانی بگوئی اعراب ایرانیان را با اسلام آشنا کرده اند.این سخن دروغ که اعراب به جبر و زور ایرانیان را مسلمان نمودند.ساخته و پرداخته نظرپردازان مکار و سودجوی خارجی است.که به دنبال منافع خود از پراکنده کردن اینگونه سخنان می باشند.که متأسفانه یک عده ناآگاه هم در ایران از ایشان تبعیت می کنند.و نمی دانند چه خفت و خواری را به ملت خویش به دروغ نسبت می دهند!!!
      ایرانی آنقدر بدبخت و فلک زده نبود که در زیر شمشیر اعراب «لا اله الا الله» بگوید.و همچنین اعراب به ظاهر مسلمان! هم آنقدر سخاوتمند نبودند که اسلام را با ایرانیان تقسیم کنند!!واقعیت این است که اعراب آندوره به جزء عده ی قلیلی متأسفانه فکر تنها چیزی که نبودند «نشر دین اسلام» بود!آنان فقط در فکر به دست آرودن هر چه بیشتر غنائم و مال و زیورهای دنیا بودند!شما در کدام عالم سیر می کنید.عالم هپروت!کتابهای جغرافیای مسلمانان را بگشائید در آن هاخواهید دید.در سرزمین ایران در قرن های سوم و چهارم هجری اگر زردتشتیان در ایران در اکثریت نبوده باشند!در اقلیت هم نبودند!واقعیت این است که اسلام ایرانیان از قرن چهارم شروع شد و در قرن های پنجم و ششم هجری تکامل یافت.در آن دوران ایرانیان خویش بر سرنوشت و سرزمین خود حکومت می کردند.در آن دوران دیگر نه از اعراب خبری بود.نه از حکومت ایشان بر سرزمین ایران.ایرانیان خود آزادانه و بر اساس خرد خود دین اسلام را بهترین و گرامی ترین عقیده یافته و تکامل و رشد خود در آن پیدا نمودند.و بعد از آن مسلمان گشته و پیرو اسلام گردیدند.و بر کوششهای خود در پیشرفت و شکوه روز افزون دین مبین اسلام افزودند.در این مسئله (اسلام ایرانیان) هیچ افتخاری نصیب اعراب محترم نمی شود.دوست عرب من!!یک مثال ساده تر بگویم شاید شما بهتر بفهمید.شما که اسلام را هدیه عرب به ایرانیان می دانید.چرا از این هدیه خویش به ارمنیان مسیحی مذهب نداده اید!!؟آنها هم در آن دوران جزء و بخشی از مملکت ایران بوده اند.همانگونه که مشاهده می کنید ایشان هم اکنون مسیحی می باشند.تمام این دلایل نشان می دهد که دین مبین اسلام هدیه اعراب به ایرانیان نیست.البته من مسلمان ایرانی شما را در این تصور غلط مقصر نمی دانم.بلکه مقصر را برخی از هموطنان ساده اندیش خود می دانم.که متأسفانه با استفاده از جملات ناشیانه چون«اسلام با شمشیر عرب به ایرانیان تحمیل شده!» گزک به دست شما دوست ناسیونالیست عرب می دهند.از قدیم گفته اند که از ماست که بر ماست.هدف من از این گفتار دوست عرب منت نهادن بر سر شما و دیگر برادران نژاد عرب نبود.بلکه قصدم بیرون آوردن شما یا برخی از دوستان از اینگونه توهومات بود.امیدوارم از این آگاهی ها استفاده نمائید.چرا که آگاهی سبب رشد و کمال است.
      والسلام علی من تبع الهدی…

  6. امین می گوید

    واما بعد./. کورش که الان نماد شکوه ایران است . هرچی داشت از تمدن فرهنگ . از اعراب داشت .::::::: دلیل :::::::. قبل از حکومت کورش عیلامیها در ایران حکومت می کردند وپایتخت انان شوش خوزستان که از دیرباز ساکنان ان عرب بودن . ۲۰۰۰ سال برایران حکومت کردند وایران را بافرهنگ غنی خود ساختند ..مصدر .. نقش رستم کتیبه های عیلامی ۴۰۰۰ سال پش در شیراز رابخوانید البته اگه چه کوروش سعی کرده که تمام این اثاز خراب کنه وچیزهای به تقلید از عیلامیان روی سنگها به نام خود حک کنه اما هنوز اثاری از ان پا برجاست :::کوروش امپراطوری قدرتمندی نبود چرا که فقط برایران کنونی وافقانها وپاکستان.وقسمت کوچکی از دریا خزر حکومت نی کرد . وهمچنین قسمتی از عراق بصره . در تمام تاریخ ایران دولت قدرتمندی نبود وهمیشه از رومیان ویا اعراب شکست می خورد . ویکی از نکات جالب تنها کسی ایران را از رومیان حمایت کرده همین اعراب بادبه نشین بود که ایران کوروش وبقیه پادشاهان به انها باج می دادند . چیزی شبیه تحت الحمایگی .. در تمام تاریخ نه ایران ونه روم بر حجاز حکومت نکردن . برید تاریخ خوب مطالعه کنید عقده ای نباشید انسان باشید وبا تفکر انسانیت . :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کوروش ایرانی نیست ان یک مهاجر بود که بر پارسها حکومت کرد حالا دگه به چی افتخار کنیم . هرچی هست یک مشت چرند که جمعی از مورخان نژادپرست ایرانی رو هم گذاشتند وتقدیم جامعه کردند تا افکار جامعه را به سوی خود سوق دهدند :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: اعراب قبل از ایران تمدن داشتند تمدن بین النهرین در میان دجله وفرات .. وتمدن مصر باستان وتمدن یمن کنونی وتمدن شام سوریه کنونی پس نتیجه می گیریم تا چه اندازه عربها از لحاظ فرهنگی از ایران جلوتر هستند ../ ایران در ان زمان چوپانانی بیشتر نبودند که برای حفاظت انها سگهای زیادی پرورش می دادند به خاطر پارس سگ به انه لقب پارسیان گذاشتند ::::::::::::::::::: چیز دگه که هست کی به ایران افتخار کنه ترکها که زمانی یکی از دشمنان ایران بودند. عثمانی .. کردها که یکی از مخالفان نژاد فارس ودنبال استقلال هستند بلوچ که از ایران وجنس فارس متنفرند وخواهان استقلال طلبی هستند . .

    1. یه دوست می گوید

      آقا امین من در مورد حرف شما مخالفم
      تمدن های بسیار قدیمی ایران در شهر سوخته کرمانج دیلمان و طالقان و عیلام و شوش بودن اینا قدیمی ترین بودن و اونی که در خوزستان به وجود آمد(پارس) بسیار دیر تر صورت گرفت

      و در نقشه های قدیمی هم ببینید خلیج فارس خط فاصله ی بین عیلام و عرب ها بوده و عیلام ربطی به عرب ها نداشته(در بعضی جاها مینویسن این تمدن توسط نوادگان نوح به وجود آمده)

      تمدن شهر سوخته میگن انقدر پیشرفته بوده که کانال های سفالی آب میساختن جراحی مغز میکردن و در آن زمان کوزه گری و مجسمه سازی رواج پیدا کرده بود

      زمانی که ایران ایران نام گرفت وقتی بود که قوم آریایی از نواحی دیگه مهاجرت کردن و سه قوم ماد پارت و پارس رو تشکیل دادن

  7. یه دوست می گوید

    از نشانه های قطعی ظهور امام زمان برخواستن (سفیانی) از سوریه است

    که تمام کسانی که اسم امامان رو دارن میکشه با وعده های مختلف

    میکشه (از نسل ابوسفیان)

    اگه هنوز به اسلام شک دارید این مدرکشه منتظرش بمونید هر چند هم که ممکنه ۱۰۰ ها سال بعد رخ بده

    داستان کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی
    علیه پیامبر اسلام را که فراموش نکرده اید.
    اما حسین نوری در تهران کاری کرد که باید
    در مقابل این همه شعوروشرف و انسانیت تمام قد ایستاد.

    در تهران رفت روبروی سفارت دانمارک
    یک سکو گذاشت و بعد بالای آن رفت.
    او هنر نقاشی و رنگ و بومش را هم با خودش برده بود.

    او می توانست پرچم آتش گرفته دانمارک را
    یا هر نقاشی لبریز از خشم و نفرت را نقاشی کند.
    اما او همه هنرش را ریخت روی بوم
    و زیباترین تصویر را از حضرت مریم ترسیم کرد.
    او با مهربانی تمام، ظرفیت یک مسلمان را به رخ همه کشید.
    او ثابت کرد خلق زیبایی می تواند نماد یک اعتراض باشد
    و این یعنی اخلاق به تمام معنا
    اخلاقی که ریشه در دین و آئین و مکتب ما دارد

    http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72223935187217091456.jpg

  8. امین می گوید

    با سلام :: عزیزان از خاندان مطالب شما متحیر شدم شما کاملا احساسی عمل می کنید واین نقض انسانیت است : شما معادی با انسانیت هستید . هیچ وقت احساسات خود را به کار نبرید . :::::::::::::::::::::::::::::::::::
    واما بعد./. کورش که الان نماد شکوه ایران است . هرچی داشت از تمدن فرهنگ . از اعراب داشت .::::::: دلیل :::::::. قبل از حکومت کورش عیلامیها در ایران حکومت می کردند وپایتخت انان شوش خوزستان که از دیرباز ساکنان ان عرب بودن . ۲۰۰۰ سال برایران حکومت کردند وایران را بافرهنگ غنی خود ساختند ..مصدر .. نقش رستم کتیبه های عیلامی ۴۰۰۰ سال پش در شیراز رابخوانید البته اگه چه کوروش سعی کرده که تمام این اثاز خراب کنه وچیزهای به تقلید از عیلامیان روی سنگها به نام خود حک کنه اما هنوز اثاری از ان پا برجاست :::کوروش امپراطوری قدرتمندی نبود چرا که فقط برایران کنونی وافقانها وپاکستان.وقسمت کوچکی از دریا خزر حکومت نی کرد . وهمچنین قسمتی از عراق بصره . در تمام تاریخ ایران دولت قدرتمندی نبود وهمیشه از رومیان ویا اعراب شکست می خورد . ویکی از نکات جالب تنها کسی ایران را از رومیان حمایت کرده همین اعراب بادبه نشین بود که ایران کوروش وبقیه پادشاهان به انها باج می دادند . چیزی شبیه تحت الحمایگی .. در تمام تاریخ نه ایران ونه روم بر حجاز حکومت نکردن . برید تاریخ خوب مطالعه کنید عقده ای نباشید انسان باشید وبا تفکر انسانیت . :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کوروش ایرانی نیست ان یک مهاجر بود که بر پارسها حکومت کرد حالا دگه به چی افتخار کنیم . هرچی هست یک مشت چرند که جمعی از مورخان نژادپرست ایرانی رو هم گذاشتند وتقدیم جامعه کردند تا افکار جامعه را به سوی خود سوق دهدند :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: اعراب قبل از ایران تمدن داشتند تمدن بین النهرین در میان دجله وفرات .. وتمدن مصر باستان وتمدن یمن کنونی وتمدن شام سوریه کنونی پس نتیجه می گیریم تا چه اندازه عربها از لحاظ فرهنگی از ایران جلوتر هستند ../ ایران در ان زمان چوپانانی بیشتر نبودند که برای حفاظت انها سگهای زیادی پرورش می دادند به خاطر پارس سگ به انه لقب پارسیان گذاشتند ::::::::::::::::::: چیز دگه که هست کی به ایران افتخار کنه ترکها که زمانی یکی از دشمنان ایران بودند. عثمانی .. کردها که یکی از مخالفان نژاد فارس ودنبال استقلال هستند بلوچ که از ایران وجنس فارس متنفرند وخواهان استقلال طلبی هستند . .

    1. سام می گوید

      تو که خودت هم داری با تعصب حرف می‌زنی. همه‌ی تمدن‌ها به هم وامدارن. بعد هم ایران در خیلی از دوره‌ها دولت قدرتمند داشته. تاریخ بخون. و اینکه هر کشوری در طول تاریخ شکست‌ها و پیروزیهایی رو تجربه کرده. کیارش(کورش) هم ایرانی بوده. تاریخ غربشناسان رو قبول نداری تاریخ طبری یا بلعمی رو بخون. اعراب حیره هم به ساسانی‌ها خیلی کمک کردن ولی اون‌ها غیر از اعراب قحطانی هستن که در دل حجاز می‌زیستند. علت اینکه هم هیچ قدرتی عربستان دوران جاهلیت را فتح نکرد به این دلیل بود که این سرزمین بیابان شن و ماسه و لم یزرع بود و فتحش هم سخت بود و هم ارزشی نداشت. اما یمن زیر فرمان ایران بود.

  9. شهاب می گوید

    اعراب یه مشت وحشی بودنو هستن….
    اصلن نمیشه گفت اعراب جوانمردن…..
    کدوم جوانمردی؟؟؟؟اینکه شبیخون میزنن کجاش جوانمردیه؟؟؟؟
    اسلام واقعی فقط حمله حمله حمله……همین یعنی سر بریدن….
    این رسمی که مسلمونا دارن سر بریدنو میگم…این چه رسمیه؟؟؟؟
    مگه انسانها حیوونن؟؟؟؟
    خدایا چرا این اعراب وحشی رو خلق کردی اخه؟؟؟؟
    تو این مملکت همش محدودیت هست….
    واقعن متاسفم برای کسایی که میانو از اسلام دفاع میکنن….
    .
    .
    .
    ایرانی ها میتونستن بعد از جنگ قادسیه تو جنگهای دیگه هم پیروز بشن ولی حیف که بازم خیانت بود تو اون جنگها….
    از هر چی عرب متنفرم….
    امیدوارم خدا نسلشونو از رو زمین برداره….

    1. یه دوست می گوید

      آقا شهاب نمیخواد برای ما متاسف باشی برای خودت متاسف باش

      این که ساز منفی با اسلام میزنی دلیلش چیه؟

      هر چی دوست داری سر عرب ها خالی کن به دین کاری نداشته باش

      تو انجیل و تورات و اوستا و هر کتاب مقدس دیگه ای رو بخونی نگفته باید ادیان دیگه رو مسخره کرد چه برسه به اسلام که کامل ترین دینه

      همه ی دین ها به آمدن دین اسلام بشارت داده بودن و تاییدش کرده بودن

      خیلی از مسیحی هایی که مسلمان شدن از ما مومن ترن چون ارزش بالای اسلام رو درک کردن و براش از جون مایه میذارن ولی ما که مسلمان به دنیا میایم ارزش اسلام رو به خوبی اونا درک نمیکنیم و ممکنه حتی دینمون رو هم عوض کنیم

  10. شهاب می گوید

    منم با میر خان موافقم….
    واقعن متاسفم که یاد کوروش بزرگ رو زنده نگه نمیداریم….
    مطلب هخامنشی ها و بسیاری از سلسله های قدیمی از کتاب بچه های مدرسه ای ۲سال هست حذف شده…اخه این چه وضعیه که بوجود اوردن؟؟؟؟
    تا کی میخوایم چشمامونو به روی حقیقت ببندیم؟؟؟؟
    بخاطر روزه خواری مردم رو شلاق میزنن….
    اون اسلام پرستا میگن اسلام واقعی این نیست!!!!
    اسلام واقعی چیه؟؟؟؟فقط شمشیره….
    کلی جوون بیکار تو این مملکت داریم بعد میرن به لبنان و فلسطین و سوریه کمک میکنن….
    این چه عدالتیه؟؟؟؟تا کی سکوت؟؟؟؟تا کی به روی خودمون نیاریم؟؟؟؟
    یسری عرب زاده میان اینجا نطق میکنن که خودشونو نشون بدن ولی ماه پشت ابر نمیمونه…
    متاسفانه ما یاد شاهان بزرگی چون کوروش بزرگ و داریوش بزرگ و خشایارشا و …. رو زنده نگه نمیداریم….
    بعد عاشورا که میشه همه حسین حسین میکنن….
    خیابونارو میبندن….
    تا کی باید این محدودیت هارو تحمل کرد؟؟؟؟
    گشت ارشاد و خیلی محدودیت های دیگه…؟؟؟
    امیدوارم یروزی همه این مشکلات حل بشه….
    همه باید یکدل بشیم..هممون….

    1. یه دوست می گوید

      آقا شهاب

      تا کی میخواین به ادیان بی حرمتی کنید

      خودتون حالا نمیدونم پیرو زرتشت هستید یا دین دیگه ولی دوست دارید به این شدت به دینتون بی احترامی بشه(کاری که شما با ما میکنی)

      گشت ارشاد نمیگم خوبه و نمیگم هم بده
      که تازه با وجود این که گشت ارشاد گذاشتن خیلی جاها پارتی میگیرن زن و مرد نمیشناسن خیلی کار های کثیف دیگه چی بگم دیگه برید سرچ کنید

      اسلام واقعی؟ آدم انجیل و تورات رو بخونه باز خیلی به اسلام احترام میذاره ولی شما که ادعات میشه بهش توهین میکنی

      روزه خواری میدونی چرا بده؟

      آدم ۱۶ ساعت روزه میگیره(بعضی جاها ۲۰ ساعت) ولی یه آدم خیلی راحت میاد جلوی فرد روزه دار دو پارچ آب میخوره خیلی موقع ها هم از قصد این کارو میکنه تازه هر چه هوا گرم تر بشه بیشتر حرص آدم رو در میاره

      که این کار در دین اسلام حرامه

      خدا خواسته که روزه خواری نکنیم برای اینکه احترام روزه دار نگه داشته بشه نه واسه خودش

      تو شهر ما مردم نزدیک صف تاکسی میرن جلوی آبخوری آب میخورن تو گرمای شدید تابستان ولی هیچ کی از گل نازک تر بهشون نمیگه شلاق؟ 😀

      در مورد حدف نام کوروش از کتاب ها خیلی ناراحتم تو این مسئله با شما موافقم به هر حال وطنمه دیگه

      امیدوارم جوابتون توهین آمیز نباشه

      دوستون دارم

      1. شهاب می گوید

        اسلام واقعی چیه که امثال تو همش میگن بگو تا ما هم بدونیم؟؟؟
        فقط جنگ و جنگ و جنگ….
        حضرت عیسی آزارش به یک مورچه هم نرسید…
        ولی محمد چی؟؟؟؟
        تو کلی از جنگ ها شرکت داشت….
        اسلام واقعی رو ببین تو کتابش چی گفتن….
        ببین سهیل جان چه آیه ای گذاشته….
        اینو که دیگه نمیتونی منکرش بشی….

  11. امیرخان می گوید

    من از همه اعراب متنفرم! چون هنوزم که هنوز اصلا از ما خوششان نمی آید و به پاس برخی عرب پرستان جیب این زنازاده ها پر میشه!…مثلا تو مکه اصلا ایرانیان رو دوست ندارند اما وقتی میشنوند یه ترکیه ای اومده اونقدر بهش احترام میذارند! هیچ میدانستید که قبر امیر کبیر در کربلا است اما آیا تا حالا کسی را میشناسید که واسه امیر کبیر به کربلا برود؟! طاق کسری که نشان از عدالت انوشیروان دارد در عراق و در شهری به نام مدائن قرار دارد اما متاسفانه نه تنها کاری برای بازسازی آن نمیکنند بلکه درصدد هستند که این بنای عظیم را که یک زمانی کاخ پادشاهان کسری بود از بین ببرند! و متاسفانه ما میلیارد ها پول برای حرم امام حسین و حضرت ابوالفضل خرج میکنیم اما حتی یک هزارم آن را برای یک اثر ایرانی که دارد مظلومانه به دست اعراب وحشی از بین میرود نمیکنیم! دیروز در یکی از کانال های ترکیه فیلمی به اسم «حضرت عمر» رو میداد! خیلی تعجب کردم! در جریان جنگ های ایران و اعراب – ایرانیان و سردارانشان خصوصا رستم فرخزاد و بهمن جاذویه را افرادی احمق و فرصت طلب نمونده اند و حال سرداران عرب مثل خالد ابن ولید را فردی شجاع و خداشناسی ترصیم کرده اند! تا کلی باید ما به این قوم نفرین شده وابسته باشیم؟!!! تا کی باید فیلم این اراجیف و اجنبی ها را بسازی فیلم هایی چون مختار و حضرت محمد رو!!!! و بعدا بیاییم و مجسمه های آرش و آریوبرزن را تخریب کنیم و نقاشی های میدان فردوسی را نیز پاک کنیم و بعدا بیاییم و هرچی که پول داریم برای امامزاده های جعلی خرج کنیم! آیا وقت اصلاح نیست؟!

  12. سهیل می گوید

    سوره ۴۷ (محمد) آیه ۴
    فَإِذا لَقیتُم الَّذینَ کَفَرُوا فَضَرْب الرِّقَابِ حتَّى إِذَا أَثْخنَتُموهم فَشُدوا الوْثَاق فَإِما منا بعد و إِما فداء حتَّى
    تَضَع الْحرْب أَوزارها ذَلک ولوَ یشاَء اللَّه لاَنتَصرَ منْهم و لَکن لیِّبلوُ بعضَکُم بِبعضٍ والَّذینَ قُتلُوا فی
    ﴾ سبِیلِ اللَّه فلََن یضلَّ أَعمالَهم ۴
    پس چون با کسانى که کفر ورزیده اند برخورد کنید گردنها [یشان] را بزنید و چون آنها را سخت
    فرو فکندید، پس [اسیران را] استوار در بند کشید سپس یا منت نهید [و آزادشان کنید] و یا فدیه [و
    عوض از ایشان بگیرید] تا در جنگ اسلحه بر زمین گذاشته شود این است [دستور خدا] و اگر خدا
    مى خواست از ایشان انتقام مى کشید ولى [فرمان پیکار داد] تا برخى از شما را به وسیله برخى [دیگر]
    ﴾ بیازماید و کسانى که در راه خدا کشته شده اند هرگز کارهایشان را ضایع نمى کند ﴿ ۴
    در این آیه نیز، دستورهای کشتار اسلامی را میتوان دید. در این آیه نه تنها سخن از کشتن و افکندن و
    دربند کشیدن است بلکه سخن از این است که این کار را باید با شدت هرچه تمامتر انجام داد.

    1. یه دوست می گوید

      آقا سهیل به به آقا شهاب جواب دادم چرا اون اسم هنوز مونده بود تو جواب یکی از نامه ها از یه آقا به نام داریوش(اقا براش زیادیه ) اون اسم رو انتخاب کردم که دهنش رو ببندم دیگه از اون به بعد یادم رفت اسمو عوض کنم

      تو قبل این که بخوای آیه تفسیر کنی برو معنی کافر رو سرچ کن بعد مفسر شو
      همین چیزا رو میگید بقیه هم گمراه میکنید

      اینی که الان گفتی مث این میمونه که یکی بره ۱۰۰۰ نفر رو بکشه بعد به جای این که دارش بزنن نازش بکشن

      یه کتاب تفسیر بخر بخون برو آفرین

      1. یه دوست می گوید

        حتما بخون آقا سهیل
        معنی کافر رو هم الان برات مینویسم:

        ر مجمع فرموده: کفر در شریعت عبارت است از انکار آنچه خدا معرفت آنرا واجب کرده از قبیل وحدانیّت و عدل خدا و معرفت پیغمبرش و آنچه پیغمبر آورده از ارکان دین هر که یکى از اینها را انکار کند کافر است. راغب گوید: کافر در عرف دین بکسى گفته میشود که وحدانیّت یا نبوت یا شریعت یا هر سه را انکار کند.

        بهر حال کافر کسى است که اصول یا ضرورى دین را انکار کند(۱).

        در فرهنگ دهخدا این واژه را چنین معنی می کند:کافر:”ضد مؤمن . بی دین . بی کتاب . ناگرونده . ناگرویده . ناخستو”.

        حالا تو اگه مقابل چنین آدمایی وایسی باید چی کار کنی؟ :

        همون آیه ای بود که نوشتی ولی :
        اشداء علی الکفار» به کفاری می‌گوید که یا مثل کفار قریش به طور دائم علیه اسلام و مدینه‌ی اسلامی در حال تحرّکات نظامی بودند؛ یا مثل یهودیهای بنی‌قریظه و خیبر و بقیه‌ی مناطق دائم کارشکنی می‌کردند – بروند این طرف و آن طرف سفر کنند، این گروه و آن گروه را علیه اسلام جمع کنند؛ لشکرکشی کنند، تحریک کنند، شایعه درست کنند – و یا کسانی که در چهره‌ی مسلمان اما با دل و باطن کافر در داخل مدینه زندگی می‌کردند و دائم هم یا با کفار دسته‌ی اول و یا با کفار دسته‌ی دوم ارتباط داشتند. «اشداء علی الکفار»، یعنی اشداء بر این سه دسته.(۳)

        این کفار کجا هستند؟ هر غیر معتقد به اسلام کسی نیست که باید نسبت به او سختگیر بود و شدّت گرفت. قرآن می‌گوید: «لا ینهاکم اللَّه عن الّذین لم یقاتلوکم فی الدّین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرّوهم و تقسطوا الیهم انّ اللَّه یحبّ المقسطین»؛(۴) کسانی که با شما سر ستیزه ندارند و علیه شما توطئه نمی‌کنند و کمر به نابودی نسل و ملت شما نبسته‌اند، ولو از دین دیگری باشند، با آن‌ها نیکی کنید و رفتار خوب داشته باشید؛ کافری که با او باید شدید بود، این نیست. «انّما ینهاکم اللَّه عن الّذین قاتلوکم فی الدّین و اخرجوکم من دیارکم».(۵)

        باید با کسانی شدید بود که با هویّت، اسلام، ملیّت، کشور، تمامیت ارضی، استقلال، شرف، عزّت، ناموس، سنّت‌ها، فرهنگ و ارزشهای شما مبارزه می‌کنند.(۶)

        ** معنای درست «اشداء علی الکفار» چیست؟

        اشداء بر کفار معنایش این نیست که با کفار دائم در حال جنگند. اشداء، شدت، یعنی استحکام، استواری، خورده نشدن.(۷) «اشداء» جمع «شدید» است. شدید یعنی سخت، سخت یعنی نفوذناپذیر. هر جسمی که سخت‌تر باشد، وقتی با جسم دیگری اصطکاک پیدا کرد، در آن جسم دیگر اثر می‌گذارد، اما از آن جسم اثر نمی‌پذیرد.(۸)

        یک فلزی زنگ می‌زند، خورده می‌شود، پوک می‌شود، از بین می‌رود؛ یک فلز هم قرنهای متمادی که بگذرد، دچار خوردگی و زنگ‌زدگی و پوسیدگی و پوکی نمی‌شود. اشداء یعنی این. شدت یعنی استحکام.(۹) درباره‌ی آهن می‌گوید: «فیه بأس شدید».(۱۰) شدید است؛ یعنی مستحکم است. شدّت در این‌جا به معنای ظلم نیست، به معنای حتماً خونریزی هم نیست. به معنای استحکام است؛ یعنی این خاکریز نباید شل و نرم باشد؛ این دیوار نباید رخنه داشته باشد.(۱۱)

        استحکام یک وقت در میدان جنگ است، یک جور بروز می‌کند؛ یک وقت در میدان گفتگوی با دشمن است، یک جور بروز می‌کند. شما ببینید پیغمبر در جنگهای خود، آنجائی که لازم بود با طرف خود و دشمن خود حرف بزند، چه جوری حرف می‌زند. سرتا پای نقشه‌ی پیغمبر استحکام است؛ استوار، یک ذره خلل نیست.

        در جنگ احزاب پیغمبر با طرفهای مقابل وارد گفتگو شد، اما چه گفتگوئی! تاریخ را بخوانید. اگر جنگ است، با شدت؛ اگر گفتگو است، با شدت؛ اگر تعامل است، با شدت؛ با استحکام.(۱۲) معنایش این نیست که حتماً بایستی دشمن را آدم بکلی پامال کند و سرکوب کند؛ نه، یک وقت اقتضای سرکوبی دارد، یک وقت هم اقتضای سرکوبی ندارد؛ اما در همه حال باید در مقابل دشمن سرسخت بود.(۱۳) این معنای اشداء علی الکفار است.(۱۴)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.