نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
من یه پرسش دارم از اقای بهمن سوشیانت:
شما تاحالا وصیتنامه ی کوروش رو خوندید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کوروش تو وصیتنامش به پسرش(کمبوجیه) سفارش میکنه که همواره حامی کیش یزدان پرستی باشه.(و البته هیچ کس رو هم مجبور نکنه که از کیشش پیروی کنه)اونوقت شما میگید کوروش یکتا پرست نبود؟؟؟؟
توی منشور حقوق بشر کوروش چیزی درمورد مردوک نوشته؟؟؟
بعضیا میگن منشور حقوق بشر ؟جتما شما به جز اون سطر هایی که کوروش درباره ی نزدیکیش به مردوک صحبت کرده هیج جای دیگش رو نخوندیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و اگر هم خوندید فکر میکنم یه مشکلی از…دیگه ادامه نمیدم…
و یه چیز دیگه برای قضاوت و داروی باید چندین کتاب و مطلب بخونی.
برای اثبات حرفت هم باید چندین سند و مدرک(معتبر!)بیاری
امیدوارم تونسته باشم با این سن کمم چیزی یادتون داده باشم
درود مونا….
واقعن کامنت خوبی در جواب اقای سوشیانت گذاشتی….
ایشون خودشون رو زرتشتی تر از همه میدونن…
در حالی که از یه ادم عرب زاده دفاع میکنن….
من خودم هم چند سری با ایشون دعوام شده که در نهایت ایشون میگه من کورکورانه حرف میزنم…
ولی اصلن برام اهمیتی نداره که چه فکری میکنه سوشی جون…
کوروش بزرگ اولین نفری بود که منشور حقوق بشر رو نوشت و ممنون که شما این نکته رو متذکر شدی…
«حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند و در چنین صورتی مردم حق اظهارنظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند. یک زعیم روحانی خود را بخودی خود زعیم میداند، به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین، نه به اعتبار رأی و نظر و تصویب جمهور مردم؛ بنابراین یک حاکم غیرمسئول است و این مادر استبداد و دیکتاتوری فردی است و چون خود را سایه و نماینده خدا میداند، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمیدهد بلکه رضای خدا را در آن میپندارد. گذشته از آن، برای مخالف، برای پیروان مذاهب دیگر، حتی حق حیات نیز قائل نیست. آنها را مغضوب خدا، گمراه، نجس و دشمن راه دین و حق میشمارد و هر گونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدایی تلقی میکند» دکتر علی شریعتی
کوروش برادر بزرگمان ،زرتشت دانای بزرگمان،اوستا کتاب زندگی مان ،شاهنامه کتاب دفاع از میهنمان، شمشیر یعقوب سلاح دستانمان ،خون سیاوش،بابک ومازیار بهانه ی زندگی هایمان،منش کریم خان سیره ی زندگی مان،شور عارف قزوینی انرژی حرکتمان، و در آخرخاک پاک ایران توتیای چشمانمان است.
ایول برادر!!!!!!!!!!!!!!
درود بر شما
بچه ها این امین به قول معروف دست خودش نیست…
این امین یه عرب زاده پسته که نمیتونه تاریخ پرشکوه ایران باستان رو ببینه…
با اینکه سهیل جان چندین بار ایه رو گذاشتن تا ماهست اسلام رو همه ببینن امین ایه رو عوض میکنه چون تازه از امین اباد مرخص شده….
.
.
.
امین بیچاره نمیتونه ببینه که اعراب هیچ وقت به پای ایرانی ها نمیرسیدن….
تاریخ اعراب سرتاسر جنک و خون و دختر کشی هست….
اعراب دختران خود را میکشتند و اینکار را نشانه شجاعت و غیرت میدونستند…
آخه امین عرب زاده که تازه از ایمین آباد مرخص شدی برو یکم مطالعه کن بعدش بیا اینجا واسه من نطق کن مرتیکه عرب زاده….
.
.
.
آخه امین عقب مونده تو نمیدونی کوروش بزرگ نخستین آدمی بود که منشور حقوق بشر رو نوشته؟؟؟تو نمیدونی اولین راه شاهی رو داریوش ساخته؟؟؟
تو و خیلی دیگه از اعراب ها عقلتون به این چیزا نمیرسه…
۱۴۰۰ سال پیش با اون تمدن مزخرفتون باعث شدین افکار مزخرف بین ما ایرانی ها شکل بگیره….
بچه ها این امین حسودیش یشه به تمدن ایران باستان بالاخره عرب زاده هست دیگه دست خودش نیست….
۱-صفیه دختر حیی بن اخطب زن کنانه بن ربیعه بود که در جریان جنگ با یهودیان خیبر توسط مسلمانان به اسارت درآمد و به کنیزی محمد درآمد. شوی او به دلیل اینکه جایگاه گنج پنهان قبیله ر ا بازگو نمیکرد از سوی علی بن ابوطالب مورد بازجویی قرار گرفت و سپس با نشاندادن محل نگهداری گنج توسط محمد بن سلمه سر بریده شد..
تاریخ طبری، صفحه ۱۸۲۵-۱۸۳۴
در ادامه سخن امین عزیز عرض کنم که کوروش اصلا یکتاپرست نبوده
کوروش فقط یک کتیبه داره که امروز تو موزه لندن هستش و بهش میگن منشور کوروش (بعضیا هم احساساتی میشن میگن منشور حقوق بشر کوروش!!!)
کوروش تو این منشور که از خودش به یادگار گذاشته در سطرهای ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۳۳ ۳۴ ۳۶ میگه که من به خواست ((((مردوک))) شاه شدم
مردوک بت بزرگ بابل بود
کوروش ۸ بار در این منشور فسقلی میگه که من رو مردوک، به پادشاهی رسوند و من بنده مردوکم و خدایان بعلو نبو هم در این راه منو یاری کردند
حالا باز بگید کوروش یکتاپرست بوده این که حرف من نیست حرف خودشه تو کتیبه ای که همون موقع داده نوشتن
فقط میتونم بگم متاسفم برات…
تو میی خیلی زرتشتی هستی اره؟؟؟؟نه نیستی…
از یه ادم عرب زاده داری حمایت میکنی پس دیگه نگو وطن دوست هستی…
کوروش یکتا پرست بوده شما رو چه منبعی میگی یکتاپرست نبوده…
مشور حقوق بشر کوروش بزرگ کل دنیا اینو قبول دارن اصلن بحث احساسات نیست…
خجالت بکش واقعن اسم خودتو گذاشتی وطندوست با حمایت از این امین عرب زاده که معلومه تو اوهام سیر میکنه!!!!!
سلام
به گفته ی خود شما در بابل این کتیبه نوشته شده مردوک خدای بابلیان بوده و کوروش جهت احترام همچین حرفی زده لطفا بیشتر مطالعه کنید
توبه…. آیه ۵: فَإِذَا انسلَخَ الأَشهْرُ الْحرُام فَاقْتُلوُاْ الْمشْرِکینَ حیثُ وجدتُّموهم وخُذُوهم احصرُوهم واقعْدوا لهَم کلُ مرصْاد فَإِن تاَبواْ وأَقَامواْ الصلاَهَ وآتوَاْ الزَّکَاهَ فَخَلُّواْ سبِیلهَم إِنَّ اللّه غَفُور رحیم ﴿۵
پس چون ماه هاى حرام سپرى شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید، پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خدا آمرزنده مهربان است……….
جناب امین، این آیه داره میگه اگه کشوری نذاشت، نمایندگان اسلام بیان توش تبلیغ ایینشون رو بکنن، باهاشون بجنگین؟؟؟؟ بالا معنی آیه رو نوشتم، شما مثل اینکه هواست نیست یا در عالم دیگری سیر میکنی؟
اینجا اصلا بحث دعوت کشور دیگر به اسلام نیست و راجع به مشرکین عربستان هست…..میگه ماههای حرام به پایان رسید, هر جا یافتید، بکشیدشان…… بچه ها آقای شهاب؛ امیرخان یکی به داد من برسه! من اینجا خود ایه رو گذاشتم، ولی امین آیه رو هم عوض کرده، اصلا داره یه چیز دیگه میگه………………
درسته سهیل جان حق با توهه…
این عرب زاده هایی مثل امین واقعیت براشون تلخه دست خودشون نیست متاسفانه…..
راستی یه چیز دگه مانده ::::: قبل از گند زدنش ان بگم ::::::::::::::::::::::::::::::::در تمام ادیان الهی ازواج با محرم حرام پس چرا کوروش با خاله ای خو ازواج کرد وهمچنینین در خانواده ان ازواج با محرم یعنی خواهر مادر عمه خاله مادر بزرگ وبقه رسم بوده :::::::::نتیجه کوروش کافر بوده . و به خدا اعتقاد نداشته دست از سر ان ادم بیچاره بردارید :: دارید تو قبر عذابش می دید ::::::::::::::::::من دگه هیچ وقت به این سایت احساساتی نمیام :: چرا که فقط ادم کم عق تو این بحثها شرکت می منه
برو تاریخ نکبت بار خودتو بخون عرب زاده…
که اعراب وحشی چندتا ازدواج و چندتا طلاق داشتن…
اعراب دختر خودشون رو زنده بگور میکردن بدبخت…
کوروش بزرگ انقدر بزرگ و پر شکوه هست که تویه عرب زاده اصلن تو اون مغزت جا نمیشه بدبخت…..
کم عقل تویی که از کوروش شاه شاهان بد میگی عرب زاده….
تو مشکل روانی داری خودتو به دکتر نشون بده چون ممکنه مریضیت عود کنه….
قرصاتو همیشه به موقع بخور تا جوگیر نشــــــــــــــــــــــی….
فهمیدی عرب زاده….
دیوانه عرب پرست ایین زرتشت از اسلام تو هم پاک تره تو لیاقتت همون سوسمار خورای ناپاکه، خائن
دوست عزیز منم یک یک مسلمونم و اسلام رو دوست دارم
اما شما هر حرفی شنیدی باور نکن عزیزم ماجرای ازدواج با محارم رو فقط یونانی ها نوشتن برای تخریب کوروش
دین ایرانی ها یکتا پرستی بودهو تو یکتا پرستی ازواج با محارم حرام است
تو قرآن از ذوالقرنین نام برده که برای گذشته کوروش و آینده امام زمان عج است
لطفا بیشتر مطالعه کن
اسلام ورژن جدید و کامل زرتشت
اینم بدونید زرتشت در اواخر ساسانیان کاملا تحریف شده بود
اما در اخر دوستان عزیز انچه در حال حاظر وجود داره : بازی با احساسات ما جوانها توسط عده ای از مردم که منشا افکر غربی دارن که خواستار فروپاشی اسلام وحکومت بر کشورهای اسیای است به خود بیاید هیچ وقت احساساتی فکر نکنید دست از سر کوروش وبقیه بردارید
ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست / فخری به داریوش و به اسفندیار نیست
مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد / ما را به جاهلیّت آن دوره کار نیست
در سایه محمد(ص) و آل محمدیم / برتر از این برای بشر افتخار نیست
ابناء دین و سوره توحید و کوثریم / بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست
اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است / هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست
اندر دژ ولایت و حِصن امامتیم / مانند این حصار به گیتی حصار نیست
ما امت عدالت و صلح و اخوتیم / در ما نفاق و شیطنتِ دیوسار نیست
از جاهلیّتِ مجوس نگیریم رسم و راه / ما را به جز ولایت مهدی (عج) شعار نیست
اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام / در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست
گر مدعی تلاش به توهین ما کند / با او بگو که از تو جز این انتظار نیست
تو باش و هفت خوان و خرافات و تُرَّهات / راهی که میروی ره پروردگار نیست
زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع) / اَکمل از آن طریق سوی کردگار نیست
یارب رسان امام زمان منجی جهان / فرّخ زمان او که در آن، کار عار نیست
پر میکند ز عدل به امرِ خدا زمین / بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست
آئین دین مداری و تقوی شود رواج/ رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست
مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل / مرد خدا به دورهی او خوار و زار نیست
خب رستم مرده. کورش هم. همه میمیرن. اما مگه محمد نمرده. شماها هیچ کدومتون توی بحث احساسات و تعصب رو کنار نمیذارین. واسه همین هم به نتیجهای نمیرسین. رستم و کورش و شاپور تاریخ ماست. خوب یا بد. هویت ماست. بعد هم در کیش شما حرف از نژاد نیست؟ حدیث بیارم از جعفرصادق که میگه عرب جاهلی بهتر از عجمه؟ حدیث بیارم از رسول که: الائمهمن قزیش. یعنی حاکمان حتما باید از قریش باشند. انگار قریش تخم دو زرده گذاشتن. بعد هم تاریخ داشتن. میهن را دوست داشتن به معنای نژادپرستی نیست. اتفاقا چون ما نژادپرست نیستیم میگیم که باید هویتمان زبانمان و تاریخ مشترکمان رو حفظ کنیم. ملتهای دیگههم فرهنگ خودشون رو حفظ کنن. ولی شماها میگید برای اینکه نژادپرستی نشه فرهنگ عربی همه جا گیر بشه. جالبه. ما متهمیم یا شما؟ بعد هم اگه کورش اینا این قدری که شما مسلمونهای عربزده ادعا دارید بد بودند و ایرانیهای به قول شما مجوس، خبیث بودند پس چرا اللهتان یه پیغمبر براشون نفرستاد تا اصلاح بشن و در عوض از درو دیوار برای بنی اسراییل پیغمبر میریخت؟ خدا فقط جغرافیای فلسطین و عراق و عربستان رو بلد بود؟ همین منطقهی اقوام سامی؟ چرا برای روم یه پیغمبر نفرستاد؟ برای چین. یونان. جمع کنید بابا. تا خدا انگ نژادپرستی میزنین.
جناب امین کلمه ذوالقرنین در قرآن که بسیاری از آخوندها در تفاسیزشان به کورش اطلاق کرده اند شما به چه معنی می دانی؟
اقا بهزاد این شعر خروس بی محل که برای نان خوردن کلی شعر سرود اما اخرش چی شد در به در دنبالشه .. ومهمتر از همه ان زمان هیچکس قبولش نداشت برو تاریخش دقیق بخون .. تازه اولین تمدن در کجا به وجود امد بابل می دونی کجا همان عراق وکشورهای عرب کنونی
اگر به نظرات شما جنابعالی بنگریم متوجه میشویم که کلا مشکل شما با بقیه است…به نوعی اخلاق انسان گریزی یا انسان ستیزی دارید!!! باید خدمتت عرض کنم که اون حکیم بزرگی که شما با وقاحتی از تمام ازش به عنوان «خروس بی محل» یاد میکنید!! او ۳۳ سال از بهترین ایامش را فقط و فقط به خاطر فرهنگ بر باد رفته ایران سپری نمود.به خاطر اینکه امروز زبان من و شما حفظ شود.فرهنگی که توسط اجنبی ها و اجنبی پرست ها داشت از بین میرفت!! آری چنین همتی بزرگ را در پیش گرفت.اگر ایرانی که ما امروز از آن به عنوان کشورمان خطاب میکنیم فقط و فقط در نتیجه تلاش این بزرگواران بوده است.مگر قضاوت کردن در مورد خوبی یا بدی افراد در حد افراد معمولی مثل من و شما میتواند باشد؟! از کلی تا حالا شدیم قاضی انسان ها!!! حال آنکه اگر فقط یک روز قاضی خودمان باشیم کلی خلق و خوی بد در خودمان خواهیم یافت!!! شما هنوز سنتون نمیرسه…این کشور خیلی بلاها دیده…و اگر چنین مردان و تلاششان نبود…بقیه اش را خودت میدانی…اما بگم فردوسی یک شخص آموزش دیده بود…و البته از نظر مالی نیز بسیار خوب بود چرا که خانواده و خود او نیز دهقان بودند و در ایران آنزمان چندین زمین گرانبها در اختیار داشتند!!(پس معلوم میشه که شما خود نیز اصلا و ابدا مطالعه تاریخی در این زمینه نداشته اید و فقط همینجوری دارید چرت و پرت میگید!! چرا؟! چون کینه ای هستند و از شدت کینه چشم حقیقت بین شما بسته شده!!!) پس سرودن شاهنامه اصلا به خاطر نان نبوده است!! چون اگر چنین بود میتوانست برای بهبود وضع خیش برای اجنبی ها و سلاطین ظاغوتی(خلفای عباسی و سلطان محمود) انواع مداحی را بکند!! که چنین نکرد!! ثانیا ایشان در اواسط سامانیان دست به کار شد و بخصوص از طرف حکام سامانی مورد تشویق قرار گرفت!!(اینم دومین دروغ شما که میگفتید هیچکس بهش محل نمیداد!!) چهارما باید بگم که جد کتاب شاهنامه مربوط میشود به دوران قبل از اسلام…در زمان سلطنت انوشیروان ساسانی کتابی به اسم«خدای نامه» تدوین شد که مثل شاهنامه از اساطیر و حاکمان ایران در آن سخن بسیاری آمده بود…و دوران پس از اسلام نیز چندین دانشمند کتبی تحت عنوان شاهنامه ابومنصوری را تدوین کردند ولی هرکدام به علت هایی مختلف از قبیل سیاسی کار تدوین این کتاب را به طور کامل به ختم نرسوند…و سرانجام قبل از آغاز کار فردوسی شاعری به اسم «دقیقی» شروع به سرودن شاهنامه شد که متاسفانه او نیز به دست غلام خیش کشته شد…و بالاخره فردوسی این کار بزرگ را بر دوش کشید و سرانجام با مقابله با انواععی از خطرات از جمله خطر تازیان و ترکان سرانجام کتاب گرانبهایش را سرود و در اختیار آیندگان قرار داد.من مطمئنم که شما از این مطالبی که نوشتم تا حالا چیزی نشنیده بودید!! چرا که مطالعه به حد کافی ندارید و همینطوری هریک از اسناد نا معتبر را که با«عقاید» شما همخوانی داشته باشد آن را پذیرفته و بی آنکه از اصل موضوع خبر داشته باشید همینطوری اهار نظر میکنید!!! البته بگم فردوسی ما همچون تازیان شما حداقل که کشت و کشتار راه نیانداخت!! مثل اجداد شما که در ظاهر به اسم الله قیام میکردند ولی چیزی جز قتل و چپاول در ذهن نداشتند!!! بهتره که شما نیز کمی مطالعه خود را افزایش دهید و بعدا اینجا اظهار نظر کنید!! هرچند که بعد از این همه سخن قابل توجه است که دیگر بتوانید حتی خسن بگویید!!(فردوسی را با کل دنیا عوض نمیکنیم)
اقا مسعود خیلی برات نوشتم ولی متاسفانه ثبت نشد ولی بازهم خلاصه می گم کوروش پدر ایران نبود :: به دلایل زیر
قبل از کوروش امپراطوری ماد وعیلامی بر ایران حکومت می کردن و مادها شهر همگتانه که از فرهنگ غنی . . برخوردار بود ساخته اند