نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
اکثر اسلام شناسان غربی و پژوهشگران ایرانی بر این باور هستند که اعراب مسلمان در نیمه اول قرن ۷ میلادی پس از شکست دادن ارتش یزدگرد سوم در جنگ های باصطلاح قادسیه و نهاوند سلسله ساسانیان را سرنگون کردند و ایران را به تصرف خود درآوردند. منبع خبری این محققان، به استثناء سبئوس ( Sebeos ) تاریخ نویس ارمنی از قرن ۷ ، طبری و نویسندگان عرب هستند که حدود دو قرن بعد از مرگ یزدگرد سوم (۶۵۲) از جنگ های قادسیه و نهاوند خبر داده اند.
ادامه
http://www.chubin.net/?p=10102
حساب چهارده معصوم و خداوند و اسلام با سایرین جداست.
اعراب به ما پارسی ها مربوط نیستن….
شمام انقدر سنگشونو به سینه نزن…
منم با نظر شما موافقم،حساب اونا جداست و اونا رو کاملا قبول دارم،ولی باید به بعضی ها فهموند همین عربای به ظاهر مسلمون اهل بیتو شهید کردن
میدونید این حرفایی که میزنید خوبه معلومه همه عاشق ایرانین مخصوصا اونجایی که جواب اون ملخ خور رو دادین ولی این حرفا ماله ۱۷۰۰ ساله پیشه و بله اون موقع ما بسیار قدرتمند و متمدن بودیم ولی حالا چی جز اینکه فقط تاریخو بازگو میکنیمو حرص میخوریم و هریکیم یه حرفی بزنه بشدت بهش پرخاش میکنیم (منظورم دفاع کردن نبود ) اما اگر با دقت نگاه کنیم میبینیم که مشکل خیلی عمیق تر و اساسی تر از این حرفاس وقتی هنوز مردمی هستن که با شنیدن الله اکبر گول میخورنو خر میشن وقتی هنوز کسایی هستن که یه سری خرافات مذهبی که از پدربزرگاشون دهن به دهن گشته و رسیده بهشونو اونام بدون هیچ فکری بهش اعتقاد دارن و خیلی موردای دیگه که اگه بخوام بنویسم باید تا صبح تایپ کنم .با ایرانیا کاری کردن که باید میکردن چون ایرانی بودن براشون معنایی نداره و میخوان مسلمون خوبی که نمیدونن با همینکارشون باعث صدمه زدن به ایران میشن (که تا الان به بهترین شکل ممکن انجام دادن) با این اوضا خب معلومه یکی مثل این سوسمار خوره میادو غلت زیادی میکنه همین حال و احوال امروز ما ۱۰۰۰ سال پیش هم بود که شخصی مثل فردوسی اومد شاهنامه رو نوشت بهتون قول میدم ۷۵% ایرانیا ارزش کار فردوسیو نمیدونن فقط اونو یه کتاب شعر میبینن .تا زمانی که این مردم دارن تو ایران زندگی میکنن وضع همینه و با حرف هم درست نمیشه چون مغزشون بر این اساس کار میکنه .
چرا در بحث عصبی میشوید و به هم توهین میکنید. ولی من از او آقای فیالطریقهالمجوس یه سوال دارم. مگه آقا هابیل شما خواهرش رو ترتیب نداد؟ گرچه من میگم آدم و حوا افسانه است. بعد هم برو تاریخ بخون تا بدونی در اوایل همهی تمدنها ازدواج با محارم داشتند. از چین گرفته تا ایران و عراق و مصر و روم. چرا ؟ چون بشر بعد از مدت زمانی به این نتیجه رسید که چیز خوبی نیست و مشکلات مادرزادی پدید میاره. با عقل و تجربه، ها. نه با وحی. دیگه این که اگه این جوری که تو تصور کردی قانون منع ازدواج با محارم از همون آغاز زیست انسان بوده پس چرا پیغمبرهاتون توی افسانهبافی آدم و حوا سوتی دادن؟ یا چرا یعقوب دو تا دختر که خواهر هم بودند را همزمان گرفت و ولی بعد توی اسلام منع شد؟ یعنی خدا اون موقع عقلش نکشیده بود منع کنه؟ نه. اون وقت قانون بشری این بود و زمان محمد قانون بشر نسبت به پیشرفت فکری انسانها عوض شد. امروز هم که کم کم داره ازدواج قوم و خویش نزدیک هم منع میشه مثل ازدواج پسرعمو و دختر عمو. چه بسا یه زمانی کلا ممنوع بشه و آیندگان ما رو به خاطر اینکه میگفتیم عقد دختر عمو پسر عمو رو در آسمون بستن، بی شرم بدونن و بد بگن بهمون که خاک بر سرشون چه کار وحشتناکی می کردن. میبینید که همهتون دارید تاریخ رو از بالا نگاه میکنید.
درسته نژاد پرستی خوب نیست. اما ایرانی بودن یعنی فرهنگ و زبان و تاریخ خاص خود را داشتن. همچنان که چینی بودن یعنی همین. پس میهن دوستی را با نژادپرستی اشتباه نگیرید. در ضمن برام جالبه که تا صحبت از فرهنگ ایرانی میشه این عرب دوستان انگ نژادپرستی میزنن و میگن همه باهم برابرن بعد از این حرف نتیجه میگیرن که حالا که همه با هم برابرن پس عربی که زبان قرآنه باید بر همه جا مسلط بشه. عجیبه؟ ما میخوایم فرهنگ و تاریخ و زبان و گویشها و لهجههای ایرانی خودمون رو حفظ کنیم و اون وقت اینها میگن این نژادپرستیه. خودتون رو جمع کنید. میگیم لشکر عمر توی جنگ با ایران جنایت کرده و اون وقت اینها میگن چرا به اسلام میتازید چرا نژاد میپرستید. عجیبهها؟!
بچه ها……..دوستان من…….. بابا چرا اینجوری شدیم نسبت به هرچیزی جبهمه میگیریم ………فقط فحش و فحش ناسزا….. کار به مبحث ندارم اما با ادب و منطق میشه بحث کرد…….. تو کدوم یکی از فرهنگ ایرانی یا اسلامی و حتی ایرانی-اسلامی اینگونه بحث شده؟؟ واقا ناراحتم اینجور شدیم هممون به جون هم افتادیم 🙁
راستش این تاپیکو دیدم خیلی سعی کردم نظر ندم ولی دیدم نمیشه!
دوستان عزیز جزئیات مسائل تاریخی چیزی نیست که بشه با بحث درموردشون به نتیجه ای رسید و من به شخصه بحث و دعوا در مورد تاریخ رو برای عوامی مثل خودم(که حداقل ۳۰ جلد کتاب معتبر تاریخی از جمله ۱۶ جلد تاریخ طبری رو خوندم!) احمقانه میدونم چون نتیجه ای برای خودم و شما نداره.آخه عزیز من وقتی در مورد کم و کیف یک مسئله هنوز شک و تردید وجود داره چجوری می تونیم با بحث درموردش به نتیجه ای برسیم!مثلا یکی میگه ۳۰۰ هزار زن ایرانی در حمله اعراب به اسارت رفتند( اصلا به درست وغلطش کار ندارم)،بابا وقتی هنوز رو این مسئله شک داریم که آیا اتفاق افتاده یا نه توهم ذهن یک مورخ بوده چرا بیخود در موردش بحث کنیم!
به جای این کار میتونیم مثل آدم بشینیم و با هم در مورد یک واقعیت پذیرفته شده که در درستیش شکی نداریم درست وحسابی تبادل نظر کنیم و بعد هم مثل آدم به نتیجه برسیم وهمه هم اون نتیجه رو قبول کنن.
به امید روزی که همه ما آنطور که شایسته کلمه انسان است رفتار کنیم.
خیلی دوست داشتم یکی مثل هیتلر در ایران ظهور میکرد که بجای یهود ستیزی عرب ستیز می بود. این عربهای سوسمار خور و به همون جایی که بهش تعلق دارند می فرستاد. تا تو همون چادرهای صحرا به چریدن و سوسمار خوردن زندگی میکردند. این تخمه سگ ها با این دین مزخرفشون مثل یک ویروس به هر جایی که رفتند جز بدبختی و عقب ماندگی چیزی نیاوردن. یک کشور مسلمون نام ببر که توش جنگ و خونریزی و فقر و بدبختی نباشه؟ مردمش آزاد باشن. هر چی کثافت و بدبختی هست تو کشورهای مسلمونه. گور پدر هر چی عرب. از محمد بگیر تا مهدی دروغین
آقای سیاوش شما مطمئنی حالت خوبه ؟ اصلا ایرانی هستی !؟ من شک دارم ایرانی باشی …
تا جایی که من میدونم نه کوروش نه زرتشت پیامبر و نه همون هیتلری که تو میگی حتی در برابر دشمناشون هم اینطور صحبت نمی کردن , بهتره قبل هر حرفی یکم فکر کنی …
نمیدونم والا منظور بعضیا از آزادی چیه اگه مقصود لخت و عریان بودنه که نوع طرز فکر بیشتر به غریزه حیوانی نزدیکه تا اندیشه , اگه آزادی بیانه که الان هرکی هرچی دلش میخاد میگه اگه طرز لباس پوشیدنه که هر کی هر جور لباسی می پوشه اگه آزادی عمله بازم هرکی هرکاری بخواد الان انجام میده از تزریق مواد تو پارک گرفته تا لایی کشی ماشینا تو اتوبان , پارتی شبانه , فحاشی تو استادیوم , شغل شریف قاچاق , تولید انواع مشروبات خوشمزه , وجود همه نوع مواد مخدر به مقدار لازم تو کشور از هشیش گرفته تا کوکائین و و و و و و و و و و….
دیگه چجور آزادی میخای آخه !؟
یه جایی خوندم که هرکسی که فحش و ناسزایی در مورد کسی می گه نشان از ضعف اون فرد داره.
خداوند انسان هارا با توانایی یکسان آفرید چه عرب چه پارس
فعلا که عرب سوسمار خور خیلی از ایران پارس مثلا آریایی جلو افتاده و تو این ضعف و تو فحاشی ات نشون میدی.
مسلمانان چه ایرانی چه تورک چه عرب جه کرد یکی از بزرگ ترین تمدن هارا در قرون میلادی۱۲ به بعد پایه گذاری کردند.
پادشاه اورشلیم در زمان صلاحدین جزامی بود در حالی که صلاحدین پزشکش را به مداوای وی می فرستاد .بعد از فتح اورشلیم توسط صلاحدین حتی به یک غیر مسلمان هم توهین نشد در حالی که پدر بزرگ همین پادشاه جزامی بعد از فتح اورشلیم سر همه ی مسلمانان را زد.
مسیحیان آن دوره از تمدن و قدرت و رعوف بودن مسلمین آن زمان خیره مانده بودند .
تو که جون به جونت کنن از اون عربای ملخ خور دفاع میکنی واقعن به توام میگن ایرانی؟؟؟
شایدم عرب زاده ای کی میدونه؟؟
چون خیلی ناسزاهایی که ب اعراب عوضی میشه به خودت میگیری..
حالا که تو از احترام حرف میزنی بگو پیامبر اسلام چرا به عقاید دیگران احترام نمیذاشت و هر کسی که نمیخواست مسلمون بشه رو میکشت؟؟؟
پس اعراب حقشونه بهشون فحش و ناسزا گفته بشه…
لعنت بر هر چی عربه….
فردوسی کبیر با این که فارسی را زنده کرد ولی در ستایش پیامبر اسلام شعر گفت خود پیامبر برای اینکه اعراب وحشی رو اصلاح کنه چقدر از دست اعراب خبیس زجر کشید اعراب ان زمان چقدر وحشی بودن که الان بعد از ۱۴۰۰سال هنوزم ادم نشدن میشه مسلمان شیعه بود ولی عرب نبود یکی از دلایل این که الان اعراب اشغال با ایرانی ها دشمن هستند این هست که ایرانیان شیعه شدن
عرب ها هر چند هم خبیث بودن یا هستن خیلی مورد حسادت بعضی از ایرانیا هستن
حالا یا به این خاطر که بعضی ها ناسیونالیسم رو در تحقیر بقیه ملت های دنیا میدونن
یا اینکه واقعا یه جایی در اعماقشون از اسلام متنفرن که اون هم میل خودشونه
عربهای سدر اسلام با جان ومال ودوش به دوش پیامبر به گسترش اسلام کمک کردن اونوقت یکی مثل شما بعد از ۱۴۰۰ سال میاد ومیگه پیامبر از دست همه عربها زجر کشیدن !!!! واقعا که ولی تقصیر شما نیست تقصیر اون افکار مسمومیه که مراجع تقلیدتون تو مختون فرو کردن !
همین کارا رو کردن که ۹۰% ملت ایران از اسلام متنفر شد (البته اسلامی دروغین که فقط برپایه منافع خودکامگان اخوندی بنا شده ) اینا باید جواب پس بدن
اصلا از زمانی که پای صفویان به عرصه حکومت این مرز وبوم باز شد نارضایتی و مشکلات شروع شد و بعد از ان هم حکومتها فاسد وفاسدتری جایگزینشون شدن واخرش هم در کمال وقاحت نیمی از ایران رو دو دستی تقدیم اجانب کردن و الان هم که این حال ووضع این ملته زیر بار ظلم وستم اخوند !
حقا که مولانا شیرین سرود :
فتنه از عمامه خیزد نی زخم
ماهی از سر گنده گردد نی ز دم
ای مسلمانان مگر خداوند شما نگفت که به دیگران احترام بگذارید و به آنان تهمت نزنید !؟
و ای زرتشتیان مگر خداوند شما نگفت : گفتار نیک پندار نیک کردار نیک !؟
.
.
.
پس با هم دوست باشین !!!!!
در مورد پاسخ آقای شاهی به آیه ۲۴ سوره نسا هم باید بگم خیلی زیرکانه قسمت اول و مهمتر آیه که غیر اخلاقیه رو حذف کرده و فقط راجع به قسمت دوم گفته که خدا گفته مهریه بدید و کنیز را به عنوان همسر در اختیار بگیرید، در حالیکه این قسمت آیه رو که من در پچایین گذاشته ام عمدا حذف کرده است :
سوره ۴ (نسا ) آیه ۲۴
و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] مگر آن زنان که در جنگهای با کفار بحکم خدا
متصرف شدید [این] فریضه الهى است…….
این خیلی واضحه، اقای شاهی و دیگرانی که از اسلام دفاع میکنید، اسلام در این آیه خیلی واضح به مسلمین، حالا هر کسی که میخواد باشه، این اجازه رو داده، که زنان شکست خوردگان در جنگ را به تصاحب خود در آورند…….نمیدانم چرا شما متوجه نمیشوید یا نمیخواهید متوجه شوید، که با این آیه که صادر شده، مسلمین به هر جایی که حمله کردند، حق تصرف نوامیس آن منطقه را هم دارند؛ مسئله اینجاست، که خدای به اون عظمت، چه جوری اجازه این کار رو به مسلمین داده؟! شایدهم جوابتون اینه که دوباره سوژه کردی؟….
گرفتی مارو اونا فرهنگ وتاریخ ما رو نابود کردن حا لا ما اونا رو قبول کنیم و بگیم برادریم همیننننننننننننن خاک بر سرتون
شما عرب پرستین اسلامی در کار نیست یک دینی که فقط جنایت رو داره به ما یاد میده ما ایرانییییییییییی هستیم و با اسلام مزخرف اعراب کاری نداریم