نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
با سلام
هم عقیده منی واقعا با منطق حرف میزنی./.
با سلام خدمت دوستان یکی به من بگه که حضرت علی (ع) که در همه فتوحات اسلام شرکت داشت چرا در فتح ایران شرکت ننمود بغیر از اینه که حمله به ایران را بجز گسترش اسلام می دانست و چنین کاری رو قبول نداشت.ضمنا ائمه معصومین از تبار حضرت ابراهیم (ع) بوده و هرگز اصالتاً عرب نبودند .حمله اعراب به بهانه گسترش اسلام را به ایران محکوم می کنیم چون این کار به دستور خلیفه ای صورت گرفته که به نیرنگ و حلیله به خلافت رسید و این جنایات را مرتکب شدند.
با سلام اعراب به نام برابری و برادری وارد ایران ایران شدند ولی به جز ظلم و تعدی با ایرانیان کاری نکردند که خلاصه آن را میتوانید در کتاب دو قرن سکوت آقای زرین کوب مطالعه کنید, ضمنا اون هموطنی که میگفت اعراب پس از حمله به ایران ظلمی نکردند یادآور میشوم که آنها تمام زنان که به دستشان آفتاد را سبی کردند ( یعنی بدون عقد با آنها همخوابه شدند ) و خمس این تعداد زنان ایرانی را نیز برای خلیفه وقت فرستادند. ضمنا به آقای یک دوست که میگه ما تو قرن ۲۱ هستیم بله ولی ربطی نداره چون بعد از اون جنگ یک تمدن بزرگ نابود شد نه فقط یه امپراطوری معمولی
سلام
اگر این سخنان واقعا ازیزدگرد سوم بوده میگم دست طلا فکر خوبی داشته بااینکه می گویندکم سن وسال بوده
امدند وتمدن هزارساله ی مارابه باد فنا دادندامدندووحشی گری وبرده داری رادرکشور مارواج دادند
امدندومقدس پروری راکه شامل انسان ودرخت ومنشورهای بدون عمل رادرماترویج کردند
امدندوچپاولگری وتجاوز رابه مااموزش دادندامدندوادمهای بی اصل ونصب رابرماشیر کردندمانندچنگیزوتیموروصدام و……….واکنون سلفی گری ووهابیت
کجایی خدای بزرگ عظت ایرانی رادریاب
زهی خیال باطل
این نقشه که در سر داری به درد کمپانی های انیمیشن میخوره عزیزم
از این خبرا نیست
نه کسی با ایران متحد میشه نه عرب ها میشینن همینطوری دست رو دست میذارن منتظر رسیدن شما میمونن نه آمریکا بیدیه که به این بادها بلرزه
واقعا جای تأسف داره !
سپاس بسیار از شما برای نوشته هایی که میذارید.
اگه “خاتون هفت قلعه-باستانی پاریزی” رو برای دانلود بذارید سپاسگزار میشم.
ایرانی کسی ست که تمام نشان ایرانی گری را داشته باشد
یک ایرانی به تمام اعتقادات گرچه باید ارزش نهد
ولی احترام گذاشتن به بینشی که تحمیلی ست و به زور شمشیر،پشت کردن به ایران و نارو زدن به ایرانی ست چه رسد به ستایش و پرستش آن
عرب هر چه باشد مرا دشمن است
ویران زمانی ایران(آباد) و ایرانی زمانی آزاد میشود که اسلام(قانون) تازیان توسط ملت ایران به زادگاهش برگردد
هیچ مسلمانی ایرانی نیست و هیچ ایرانی مسلمان نیست
اگر این بینش تحمیلی بود باید تو زمان همون صفویان لعنتی که به همه زیاده خواهی هاشون به اسم تشیع جنبه مذهبی دادن مثل غده سرطانی میکندن ومینداختنش دور
ولی مردم تا امروز بر باورهای اسلامی خودشون بیش از حد تعصب دارن ولو ۹۹% شون هم تحریف به نفع اخوندها باشه
شما اگر راست میگی که این دین به زور شمشیر وارد ایران شده برو همین حرف رو تو کوچه وبازار به مردم بگو ببین چه جوابی میشنوی اصلا جرات داری همچین حرفی رو بزنی ؟
بعدشم آقای روشنفکری که میخوای به اعتقادات ارزش بذاری به قول خودت ! دین ومذهب به هیچ عنوان ربطی به ملیت افراد نداره این حرفت واقعا خنده دار بود
اگر اینطوری که شما میگی هست پس یهودی ها ومسیحی ها هم ایرانی نیستن چون زادگاه دینشون ایران نبوده !
چه ربطی داره اخه تو همین امریکا هم مسیحی داریم هم یهودی هم مسلمون مگه کسی میتونه بگه امریکایی مسلمون امریکایی نیست !
دین یک امر کاملا فرذی هست وهر کسی مختار هست دینی رو انتخاب کنه که باهاش راحت تره
این قضاوتها بیخردانه و نابجا هم نتیجه تعالیم منهجی اخوندهای لعنتی هست که اگر کسی شیعه نبود جاش تو جهنمه ! شما هم میفرمایی هیچ مسلمانی ایرانی نیست !
واقعا که !!
زنده باد ایران و ایرانی لعنت به عرب و افغانی درود بر کوروش بزرگ زنده باد اریایی
مرگ بر اعراب که همه چیز از جمله پاکی ، فرهنگ ، صداقت ، ایمان و اراده را از ما گرفتند و به جای آن خوی وحشیگری خود را به تن ایرانیان تزریق نمودند .
مرگ بر آنها و مرگ بر کسانی که بی دلیل آنها را یاری می کنند .
اینقدر پیام هارو خوندم یادم رفت مطلب اصلی چی بود…
فقط یه مطلب به نظرم رسید خواستم بگم و اونم کاملا سلیقه ای هست.
محمد به نظرم فردی ستودنی هست… و چرا ؟
۱-تبدیل کردن قبایلی بادیه نشین و دور از تمدن به مردمی متمول
۲-گسترش مکتب و ایدئولوژی اونم توسط شخصی تو اون شرایط خاص محیطی که توش زندگی می کرد به بخشهای وسیعی از گستره جغرافیایی
۳-برآورده کردن تمام آرزوها و خواسته شخصی افراد پیروش، مبنی بر زن، ثروت، زندگی جاودانه(با توجه به حیاط پس از مرگ) جایگاه و مقام ، سرزمین های آباد و…
که کسی در این موارد شکی نداره…در کنار این مطلب نکته ی حائز اهمیت چگونگی رسیدن به این دست آوردهاست که مورد مناقشه ی خیلی از افراد از قدیم تا امروز هستش.
رسیدن به مواردی که با خشونت معمول در جنگ های تن به تن همراه بود. تجاوزهایی که با توجیه غنایم و قرار گرفتن آن ها در زمره اموال شخص مهاجم انجام می شد. تاراج هایی که به عنوان پاداش افراد شرکت کننده در نبرد صورت می گرفت و سایر موارد.در تمام این نبردها بخشی از غنایم به مرکز فرماندهی یا همون دارالخلافه ارسال می شد و علت وجود برخی از آمارهای دقیق از اون زمان هم این بود که این بخش از غنایم با نسبت مشخصی از اونچه در جنگ به دست می اومد مشخص می شد. و حتی در برخی موارد استناد مورخین به آمار کشته ها و غیره بر اساس همین غنایم ارسال شده صورت می گرفت.
همچنین با توجه به کم بودن جمعیت در شهر ها و محاصره اونها و همچنین قرار داشتن تعداد بسیار زیادی آبادی، یورش به آنها توسط مهاجمین آسان و کشتن مردها از بیم یکپارچگی و قیام و به خصوص به این علت که تجاوز به زنان شوهر دار خلاف ایدئولوژی مهاجمین بود ، بسیار رخ می داد.
مجال برای واکاوی این کشور گشایی و یورش به سایر سرزمین ها در این نوشتار بسیار اندکه اما در مجموع آنچه که باعث پیشروی مهاجمین در سایر سرزمین ها می شد رسیدن به خواسته هایی بود که همیشه رسیدن به آنها برای پیروان آیین نوی محمد دست نیافتنی بود. و فرصت پیش آمده به آنها این اجازه را می داد به جای هجوم به سایر قبایل هم ملیت خود در کنار هم به چیزهای بسیار ارزشمندتر در سایر سرزمین ها دست پیدا کنند.
لعنت به روح سردمدارانی که قبلا ایران راسر افکنده کردند و لعنت بر سردمدارانی که در اینده ای نزدیک باز ایران را سر افکنده تر خواهند کرد.
درود بر خمینی کبیر