نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
ایران را دوباره پس خواهیم گرفت
درودآقای کارشناس عرب شناس.خودقرآن فتواداده که هرجاحمله کردین غارت کنین وزنان رابعنوان برده به مکه ببرین چراحقیقت رانمیبینی؟بحث کلی اینه که گذشتها گذشت اسلام دوباره خودش رانشان داده .درهمین تاریخ خودمان.اول باید ایرانی باشیم دین کلاکهنه شده وکارایی نداره درکل جهان وقانون روز ووطن پرستی فقط ایران وجهان راآبادمیکند واگ قرارباشه دین مردم ایران وجهان رارهنمودکند زرتشت بهترین دینه چون روان وساده وهمه میفهمن وحقیقت میگه ومهربانست خصوصا منطق وخرددرون دین وجودداره ورنگ بوی ایرونی داره.
سلام
دوستان عزیز، مسلمان و غیر مسلمان! راستش! پیشنهاد میکنم یکبار برگردید به “نوع”حرف زدنها نگاه کنید. ۹۹و نیم درصد حرفها معمولا راجع به یکدیگر و طرز فکر و خوب و بد کردن این و اون میگذره. به چند نکته توجه داشته باشیم:
۱- هر چیزی که انسان نسبت بهش دغدغه داره یا جزو علائقش و ضد علائقش و خوشایندها و ناخوشایندهاش باشه، خواه نا خواه در قضاوتهاش و نوع نگاهش به مسائل و حتی نوع حرف زدنش تأثیر میذاره. حضرت علی علیه السلام سه چیز رو سخت ترین کار دنیا می دونه که یکیش حفظ انصاف هستش.
۲- تاریخ، اگه منبع صددرصد مطمئن داشت، شاید بشه روش کمی حساب کرد. اما وقتی هر کسی اومد یه چیزی نوشت و گفت، کار قضاوت و حداقل انصاف در قضاوت رو مشکل میکنه. الان در تواریخ، مسائلی وجود داره که کاملا با هم متناقض هستند. جهره های متناقض از اشخاص، داستانهای متناقض از یک واقعه، پنهان کردن برخی مسائل از دیگران، مخلوط کردن نقل های درست و نادرست، و بسیاری از مشکلات دیگه. نمیدونم چطور میشه اینقدر زود و خارج از تحقیق در باره همدیگه بر اساس تاریخ قضاوت کرد.
۳- اموری هستند که معمولا برای انسانها غم انگیز هستند، شاید مهمترینش جنگ باشه. جنگ وقتی به هدف دفاع از ارزشها و خاک و وطن باشه، مورد تمجید هستش اما وقتی هجمه باشه، همیشه مورد تنفّره. حتی وقتی دفاع هستن باز حوادثی که در ش اتفاق میافته غم انگیزه. ادمای بیگنهای که کشته میشن از هر دو طرف، سرمایه ای شخصیتی و انسانی ای که از بین می روند، منابع طبیعی ای از بین میره، سرمایه های فرهنگی وعلمی ای که از بین میره، ویرانی های بناها و سرپناها، کینه های به وجود اورده شده میان ادمها، مرزبندی های بین کشورها، اسارتهای و بردگیها، زخمیها و معلولها، و بسیاری از مسائل ناهنجار دیگر که ثمره یک جنگ میشه چه شما درش حق باشی یا باطل. بله؛ کسانی که سعی میکنن ارزشهای الاهی یا انسانی یا طبیعی و غیره رو رعایت کنن، شاید کمی در این امر موفق باشند اما نهایتا، جنگ، جنگه و اثار بد خودش رو داره. شاید از همه مهمتر تفرقه ای هستش که بین نژادها و ملتها اتفاق میوفته؛ و به جای این که انسانها غمخوار هم و کمک کار هم باشند امروزه میبینید که به چه وضعی افتاده. حالا بااین اوضاعی که الان در جهان هستش، دیگه جای بگو مگو و خاک پرستی و و نژادگرایی و
واقعا، آیا میشه کامل و خوب دانست یک ادمی رو که به خاطر علائقش به وطن و نژاد و عقایدش بیاد ادمای دیگه رو توهین کنه یا از دردهاشون خوشحال باشه یا نسبت به اوضاعشون بی تفاوت باشه، که سر آخر چی، بخواد به افکار و احوال خودش فخر داشته باشه؟؟؟!!!!!
به تعبیر حضرت علی، آنچه اتفاق افتاد اگه عبرتی برای ما نباشه، هیچ ارزش دیگه ای نداره؛ که حالا هی بخواهیم پاش روده درازی کنیم و به همدیگه توهین کنیم یا به سمت هم سنگ پرت کنیم. وقتی علیه هم هستیم، چه فرقی میکنه با شمشیر همدیگه رو بکوبیم یا با زبان و نوشتار و کنایه و اشاره و …؟!!!!!!!!!
میتونیم بشینیم هرکی با مثل خودش، روی کوهی از دردهای تاریخ بشر و آش فخرفروشی به هم بپزیم و بخوریم به هم بخندیم و نیش و کنایه بپّرانیم و هی این بگه تو بدی و اون بگه نه من خوبم تو بدی و هی سیاهنمای کنیم و هی با هر وسیله ای دنبال این باشیم که بگیم من حقم و تو باطلی.
حق و باطل و خوب و بد، نه در مرز و نه در نژاد و نه هیاهوی من و تو هستش و نه در بیشتر کشتن همدیگه و بیشتر فحش دادن به همدیگه و بیشتر تحقیر و توهین کردن به همدیگه.
خوب و بد رو اگه ازاد بذاریم مردم بیشتر و بهتر میتونن اونا رو بشناسن.
اگه به من بگن سختترین کار الان دنیا چیه، میگم پیدا کردن حقیقت و فهمیدن راست و دروغ.
هر چیز راه درست داره و این که چرا ما اکثرا ترجیح میدیم راه نادرست را برا اهدافمون انتخاب کنیم، بماند.
فقط اینرو بدونیم که شیطان برا گمراه کردن ما خیلی کارها کرده و مهمترینش، قاطی کردن خوب و بد، حق و باطل، نقل درست و غلط، اطلاعات سازی انحرافی و تایخ سازی، توجیه و تزیین افکار غلط برای ما و جا انداختن منابع انحراف در میان انسانها هستش. همه اینها برای این که ما را اول به افکار و قضاوتهای نادرست همراه با بی اخلاقی بکشونه و بعد به اقدام کردن به یک سری کارهای خاص. حالا، چه مسلمون باشم چه بی دین، چه ایرانی باشیم چه غیر ایرانی.
خودتون رو دریابین!
ما باید در حال زندگی کنیم نه گذشته ، تاریخ گذشته ایران پرشکوه هست و باعث افتخار ما….
اما اگه نگاهی به امپراطوری های بزرگ امروز بندازیم باید بدانیم ما کجا هستیمو و انها کجا؟ ایا ان ها هم فقط با لشکر کشی صاحب امپراطوری بزرگ شدن؟
ما در حال حاضر در قرن ۲۱ زندگی می کنیم ملت ما با ملت قرن ۵ میلادی فرق کرده حوادث زیادی بر ایران گذشته و کهن ریخت تاریخی ملت ایران رو به کلی دگرگون کرده انچه مهمه اینکه ایدیو لوژی اصلی ما و عامل اتحاد ملت باید شناسایی و پر رنگ بشه و بعد از مرزهای ما عبور کنه
به نظر من بزرگ ترین ایدولوژی کنونی ما بدون شک اسلام و مذهب تشیع است همون که جوانای ما بخاطرش حاضر شدن از جونشون بگذرند و ضمن اون از کشورشون دفاع کنن البته اسراییل ستیزی امریکا ستیزی را هم شامل میشود
به این زبان فارسی نژاد اریایی و فرهنگ مشترک و تمدن باستانی رو اضافه کنید
مثلا این ایدولوژی شوروی بود که از روسیه یک ابر قدرت ساخت و بیشتر دنیا رو بلعید که تهایتا فروپاشید این ایدیو لوژی نظام کاپیتالیستی که با ابزار رسانه ای قدرتمندش همراه شده و با لیبرال کردن مردم یک کشور با ابزار رسانه جا پای خودش رو برای نفوذ و نابودی استقلال یک کشور باز می کنه
درسی که غربی ها به ما می اموزند اینکه در قرن ۲۱ برای ایجاد امپراطوری بزرگ باید باهوش بود و ازهر یک از ابزارهای ایدیولوژی در جای خودش استفاده کرد مثلا از زبان فارسی برای گسترش نفوذ در اسیای میانه یا از تمدن و مشترکات فرهنگی برای نفوذ در جمهوری های تازه استقلال یافته که اون هم ابزار رسانه رو می طلبه که ما در اون ضعیف هستیم
ایا ما با شعار کوروش بزرگ می تونستیم بر پایتخت ۴ کشور عربی منطقه مسلط بشیم؟
حتی دیدگاه امریکاستیزی ما موجبات نفوذ ما در امریکای لاتین و کشور های مسیحی رو فراهم کرد که البته ما استفاده کامل نکردیم چون ابزار رسانه قوی نداشتیم
پس این فرمول جواب میده
ما هم الان ایدولوژی داریم انچه که قبلا نداشتیم در واقع ایدولوژی ما در عراق و لبنان و سوریه تا یمن تا جمهوری ادربایجان و افریقا نفوذ کرده و ما تا حدی رسانه گسترش این ایدولوژی (مذهب تشیع) رو در اختیار داریم وحشت زده شدن امریکا و عربستان در گردن زدن روحانی شیعه و درمورد مشابه نیجریه و اتفاقات مصر و اندونزی گواه بر این ادعاست
من ایرانیم من می دونم شاپور یکم امپراتور روم والرین رو اسیر کرد و وقتی سوار اسب میشد والرین مجبور بود خم شود تا شاپور پای خودش رو بر کمر او بگذارد و بر اسب بنشیند
ما امپراطوری های بزرگ غربی رو تحقیر کردیم و امروز هم همین کارو می کنیم ما امریکا رو در این ۳۰ سال تحقیر کردیم سربازاشون رو مجبور می کنیم در برابر ما زانو بزنن ما رو تحریم می کنن در حالی که ما به ریششون می خندیم
این ایدولوژی هایی که ذکر کردم باید برای اینکه بتواند در جوامع هدف نفوذ کند با ابزار رسانه همراه بشه ضمن اینکه برای یک امپراطوی امروزی پیش نیازهایی لازمه اولیش داشتن سلاح استراتژیک ( بمب هسته ای ) موشکی که بتونه اون رو حمل کنه (موشک بالستیک قاره پیما) و سیادت دریایی یا نیرو دریایی که بتونه تا ساحل دشمن برسه وبر اب های جهان مسلط باشد
حالا میشه فهمید چرا رسانه های ما از ماهواره های غربی و عربی برداشته میشه اجازه گسترش زبان فارسی گرفته میشه نیروی دریایی ما تحریم میشه
و انرژی هسته ای و موشک بالستیک ما ابزار تحریم میشه
حالم به هم می خوره از ادمای روشن فکری که دم از تمدن ایرانی می زنن ولی شبا به سمت امریکا می خوابن اون ها یک مشت خاین هستن
کسانی که مذهب تشیع رو نشونه گرفتن و به امامان بزرگ ما توهین می کنن نوکر و مذدور کثیف همین قدرتهای غربی هستن که ناخواسته به تمدن ما ضربه می زنند و شعار لیبرالیستی و کاپیتالیستی راه رو برای نفوذ غرب در ایران می دهند
پاشنه اشیل امپراطوری نو بنیاد ما ضعف ما در اقتصادی قدرتمند و تکنولوژی برامده از علم هست
ضعف عمده ما خیانت یک عده روشنفکر نما به هویت کنونی ایرانی ما و
خیانت در امانت ملت است
ضمن اینکه باید بیشتر به سمت ابزار های دیگه مثل احتمام دادن به فرهنگ ایرانی و پایه های تمدنی تا گسترش زبان فارسی در جهان با ابزار های خودش باشیم
من نه عرب هستم نه عرب زاده ،ایرانیممممممممممم
بنام یزان پاک
می توانم من هم بنویسم بسیار هم بنویسم از ظلم وتجاوز پا برهنگان وحشی صفت سوسمار خور به سرزمین اهورای ایران ولی هیچ فایده ای ندارد ما ایرانی ها اسم سرداران وفرماندهان ایرانی را نمی دانیم ولی اسم تمام اعراب را یکی یکی می دانیم بیایید با کمک هم اعراب را فراموش واسمی از هیچکدام از اعراب نبریم تا برای نسل های آینده شناخته شده نباشن عرب یعنی وحشی یعنی حیوان
نظر احمد بسیار عالی است و قانع کننده، درود برشما. در یک تحقیق که در منابع عربی داشتم متوجه شدم که در صورت مقاومت مردم بود که خونریزی به پا می شد و نه اینکه سپاه اعراب رو به هر جا کند خونریزی شود. مثلا منطقه ی ایلام کنونی و جی که اصفهان کنونی است با صلح تصرف شده است و گرنه از نسل ایرانی دیگر خبری نبود! وو اینکه مغولان نیز همین رویه را داشته اند در یکی از یاسا های مغولی که مجموعه قوانین آنهاست، چنگیز فقط در صورت مقاومت دستور خونریزی داده است. یک اصل کلی نظامی این است که منطقه یای تصرف می شود و مقاومتی انجام نشود، فقط در صورت عدم اطاعت و پر داخت باج خونریزی به پا خواهد شد.
درود به همگان!
من از سرزمین استم که نامش فعلن گذاشته شده افغانستان که اصلن این جغرافیا با جغرافیه ایران کنونی یکیست همین اسلام است که مایان را از هم جدا ساخته یکی بنام سنی مذهب و دیگر به نام شعیه مدهب کسانیکه تاریخ می خوانند و عمر خود را صرف خواندن تاریخ کرده افسوس و هزار افسوس به حالش که تا اکنون نفهمیده که چرا ما از اسلام پیش کدام مدرک و اسناد قوی نداریم و یا چرا باید زبان الفبای ما تغیر کرده!
آیا قبل از اسلام در سرزمین پارس زن مورد آزار و بی رحمی قرار میگرفت؟ نه عزیز بل قبل از اسلام در این سرزمین زن و مرد با هم برابر بودن زن پادشاهی میکرد اما برعکس در سرزمین اعراب دختران و زنان زنده بگور میشدند نمی دانم چی گونه شما چگونه ادعا میکنید که تاریخ خوانده اید افسوس به حال شما ها کادر های تاریخ!!!!!
درود سلام hello
گذشته ها گذشته. بالیدن بر گذشته و تکه ای ورق کاغذی که دیگر فایده ندارد.دوستمان که تاریخ خوانده اینگونه تاریخ را وارونه بخواند و وارونه نمایش دهد دوستمان که سخن گفتنش دشنام باشد یا ….مرد میدان هستید همین میهن سرفراز با خون هزاران مرد جانباخته را نگاهدار باشید تا آیندگان به شما ببالند.شما کار کنید شما بسازید شما دروغ نگویید شما دزدی نکنید شما مثبت اندیشه کنید. راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.دین شما اسلام باشد زرتشت باشد مسیحی باشد خدای همه یکی است روا نیست این چنین بر سر هم بکوبیم.بیایید دوباره بسازیم. من منکر بلایی که مسلمانان بر ایران آوردند نمی شوم ولی انها مسلمان نبودند.به هم ریختگی و پراکندگی ایران موجب ان شد.پس درس بگیریم و دوباره به بهانه باج (مالیات)کمتر ایران فروشی نکنیم چون یکی از دلایل خالی کردن سپاه ایران خراج کمتر اعراب بود.مرد باشیم مرد میدان همانند مردان هشت سال جنگ که نگذاشتند قادسیه وحشی گری بازکرد داشته باشد.یادمان باشد ما هم به هند هجوم بردیم البته نه به وحش گری عربها.پس انها هم حالا بیایند …..پیامبر مرد وارسته ای بود نباید به بهانه ای (وحشی گری چند نفر)به منش او دشنام بدهیم اسلام دین بدی نیست ما شاخ و برگش را زیاد کردیم. انسان بودن که این هم شاخ برگ نمی خواهد . دروغ نگوییم دزدی نکنیم ازاده باشیم و به دور از تعصب فکر کنیم مهربانی کنید یک هم کار کنیم فرآوری ایران چیز کمتر از اجناس بی کیفیت چینی نیست مثل خودرو ایرانی و …. به خدا زشت است . همیشه کلمه ولش کن کو تا بعدا از دهان ما نمی افتد.می شود از ژاپنی ها یاد گرفت از اروپایی ها از همین عربها. کارکرد و حق دیگران را ارج بنهیم. ساده باشیم ولی آزاده باشیم.هم میهن مهربانی کن ایران را دست بیگانه ها ندهید هشت سال مردانی که هنوز پشت لبهایشان سیاه نشده بود این کار کردند حالا شما بسازید.میهن را دست آمریکا انگلیس عرب و …. ندهید آزاده باشید ولی مهربانی کن سفارتش را هم آتش نزن مردی برو همان انگلستان کاخش را آتش بزن برای دو تا استخدام دولتی این بازیها را نکن مردی میهن را چنان بساز که انگلیس گستاخی نکند که به بهانه فناوری تحریمت کند .برای استخدام مسلمان نشو و پس از آن رشوه گیر و اختلاس کننده.بیایید کار کنیم کار انسانی .شاد هم باشید شادی ربطی به فقیر و غنی ندارد. اگر بر پایه کار کردمان ما ثروتمند شدیم خداوند شایستگی اش را هم بدهد شایستگی آن بخشندگی است اگر هم تهیدست خدای مهربان شایستگی آن را هم به ما بدهد شایستگی ان بی نیازی و وارستگی است.خودفروش نباشیم.
باسلام
خیلی با منطقی%
مهران جان کل کل کردن با یک مشت آدم نژاد پرست ومتعصب بیهوده است. حالا از صبح تاشب بشین توگوششون بخون بی فایده است
اینا هربحثی که بر ضدشون باشه قبول ندارن وحتی اگر سند تاریخی بیاری میگن جعلیه وردش میکنن و دائما اعراب را تحقیر میکنن
حالا اگر خودشون یک موضوع(ضد اعراب) بیارن وماقبولش نداشته باشیم میگفتن سندتاریخیه ومورخان اونو نوشتن
در کل هر حمایتی از اعراب بشه اونو رد میکنن وضمناً هر موضوع که ضد عرب باشه اونو تایید میکنن
جالب اینجاست هر موضوع بد که منصوب به ایران باشه باهزار دلیل دروغین رد میکنن و لی اگر اون چیز بد مربوط به اعراب باشه با هزار دلیل تاییدش میکنن و برعکس..
منطق هم خوب چیزیه.
باسلام
واقعا حرف دلمو زدی
باسلام
کاملا با نظرت موافقم