نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
آقای به اصطلاح منطقی!….علت داره ما از اعراب خوشمون نمیاد….همونایی که ۸ سال جنگ تحمیلی رو بر ما تحمیل کردند….همونایی که دخترا رو زنده به گور میکردند اومدن و بر پشت ما ایرانیان سوار شدند…..همونایی که با امام حسین عهد بستند و عهد خود را سشکتند….همونایی که دختران خاندان ساسانی رو مورد تجاوز قرار دادند…..ما بخاطر این عوامل داریم از اونا تنفر میورزیم….این کشور تا کلی باید مطیع این اعراب تمدن زدا باشد؟! تا کی باید نفت رو بفروشیم تا از پول بدست آدمده خوراک فلسطینی ها رو تامین کنیم؟!….اگه شما منطقی هستی بیجا از اونا طرفداری نمکنی….شما یه عده آدمایی هستید که مامور شده اید تاریخ ایران رو تحریف کنید ولی مطمئن باشید تا وقتی که روزگار داره گردش میکنه این ملت ما هیچ موقعی شخصی چون کوروش رو فراموش نمیکنه…..آدم منطقی از روی منطق خود به مسئله نگاه میکنه نه از روی تعصب….ما به اسلامی که به ایران آمد کاری نداریم….ما به ظلم ها و بی ادالتی های این اعراب کار داریم…..حرف این! پس بیجا خودت رو منطقی ندون و به نظرات دیگران احترام بذار و هرقدرم که زورتو بزنی ما ایرانیان فقط به تاریخ قبل از اسلام افتخار میکنیم….و البته به دینمون اسلام….
افتخار کردن شما به تاریخ ۲۰۰۰ سال پیش شکم مردم ایران و سیر میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه امام حسین عرب نبوده؟؟؟ معلوم نیست شما کدوم وری هستین ؟؟؟؟در مورد فلسطین مگه کوروش یهودی هارو از بند بابل رها نکرد؟؟؟الان چه اشکالی داره دولت کنونی ما هم فلسطینی هارو از بند اسراییل رهایی بده؟؟؟شما میگین منطقی باشین درحالی که خودتان منطقی نیستین
آقای منطقی چرت و پرت نگو!…..امام حسین درسته که یه عرب بود اما خدا اونو واسه تمامی جهانیان آفرید که درسی باشد برای همه! پس ربطی به عرب بودنش نداره! و اگه کمی با حوصله خطاب بنده رو فهمیده بودند نوشتم که«چهاد ده معصوم از دست این اعراب خیلی کشیده اند با اینکه خودشون یه عرب بوده اند!»…..ثانیا بابل و فلسطین هیچ ربطی به هم ندارند….فلسطینی ها عرب هستند و تشنه ی خون ما!…..و اما در مورد کورش کبیر…..بله درسته! کورش کبیر یهودی ها رو آزاد کرد! اما نه فقط یهودی ها! بلکه تمامی افرادی که اسیر و برده نبونید بوده اند آزاد کرد و به همگی انسان های دوران خود حق زندگی بخشید و موسس حقوق بشر شد! اما با توجه به مشکلات مالی بسیاری که الان بر کشور ما حاکم هست آیا درسته که از پول نفت به این احمق ها کمک کنیم! هزارتا جوان بی پول داریم! هزارتا افراد فقیر! هیچ میدونی با اون پول چقدر آدم فقیر رو میشه خوشحال کرد!….میگند در زمان اعراب هیچ دختر ایرانی حق نداشت بدون اجازه ی اعراب ازدواج کند!…..این اعراب دشمن ملت ایران هستند!…..میگند در ۸ سال دفاع مقدس ۴ تا زن میبیند که اعراب دارند به خونشون نزدیک میشند واسه حفظ آبروشون خودشون رو میندازند تو چاه آب!!!….
موافقم
آقای عزیز اولا باید بگم که اگه جنگی میشه حاصل تصمیم های سیاسی سیاست مداراشون هستش به مردم و ملت اون کشور بستگی نداره..اگه با نظر شما بریم جلو که الان باید همه ی مردم اروپا از آلمانی ها متنفر باشند به خاطر سختی هایی که تو دو جنگ جهانی کشیدند..مگه شما از گشنه تشنه های زمان کوروش خبر دارین که الان با این اطمینان حرف میزنین؟یعنی در زمان کوروش فقیر و گشنه و مظلوم و یتیم و … وجود نداشت ؟ولی در یک مورد آفرین به شما که بحث اعراب رو از اسلام جدا کردین حرف منم همینه…
اصلا همه ادعای تازیان هم که راست باشه باید کفت به جه حقی به یک کشور حمله کردید و خواستید به زور وارد بهشتشان کنید؟
با عرض سلام خدمت دوستان
واقعاً جای بحث دارد کسی ادعا می کندکه دانشجوی تاریخ است و این تحقیق را در وب سایت منتشر کرده است و هنوز به جای واژه ی عرب یا عرب ها از واژه ی اعراب استفاده می کند.
در کجای منبع موثوق تاریخی نقل شده است که به زنان و کودکان رحم نشده است .
چرا این را ذکر نمی کنید که مردم ایران به خاطر ظلم و ستمی که به آنان ها از طرف حکومت وقت ایران می شد اراضی بودند.
چرا زندگی نامه ی سلمان فارسی را ذکر نمی کنید و چرا در راهی طولانی به مدینه رسید و مسلمان شد.
چرا حتی بعد از فتح ایران تمدن اسلامی قرن ها بعد ادامه داشت و اتفاقاً بسیاری از علما از ایران بودند و راحت می توانستند به دین اجدادشان برگردند علمایی که هنوز در دانشگاه کتاب های آن ها تدریس می شود اما با این وجود هم به اسلامی بودنشان و هم به ایرای بودنشان افتخار می کردند و کتاب هایشان به زبان عربی بود.
چرا این را ذکر نمی کنید که ما ایرانیان نژاد پرست هستیم واقعاً دارم می گویم چرا ما بیش تر از سایر اقوام از عرب بدمان میآید.
شما برو فقط کتاب فتوح البلدان بخون ( نوشته بلاذری – مورخ عرب ” دقت کن خود نویسنده عرب هست ” )
با دو تا لینک گذاشتم که حتما دانلود کنی و بخونی تا دیگه نگی کی گفته به زنان و کودکان رحم نشده
دقت کن بلاذری با نگاه جانبدارانه به عرب این کتابو نوشته و جاهایی با افتخار از کشتار و تجاوز به ایرانیان حرف میزنه
http://tarikheslam.com/downloadbook/category/23-dc-fotuh-boldan.html
http://www.4shared.com/office/finVTh45/___online.html
گفتی چرا ما انقدر از عرب بدمون میاد حتی بیش از همه دنیا
دلیلش اینه که عرب ظلمی که به ما کرد به هیچ تمدن و مملکت دیگه ای نکرد
مرده باد تمدن عربی
بدرود
فقط میتونم بگم درود.
بازم سلام
چقدر جالبه شیوه نماز بجا آوردن ما مسلمانان ایرانی و عرب چقدر شباهت داره با عبادت زرتشتیان باستان پنج بار در روز و با دقت وقت های بجا آوردن نماز
بعضی وقت ها فک میکنم که ادیان از هم ایده میگرفتن آیات رحمان قران چقدر با روح ما ایرانی ها اجینه و آیات خشونت به اعراب بادینه نشین عربستان همخوانی داره ای کاش محمد در ایران و یا در هند به آگاه کردن بشر سربلند میکرد!!!!!!!!!!!!
درود بر شما
فلسفه تمام ادیان واحد و مشترکه
مثل چند رود که همه از یک دریاچه نشات میگیره
محمد از عرب و بین عرب اومد خود عرب دخترشو نواده هاشو کشت . پس اگه تو ایران یا هند میومد عرب میومد خود محمدو میکشت.
ما احتیاجی به پیامبر جدید نداشتیم یه زردش داشتیم و ۳ هزار سال بعد یه مزدک وسلام.
ولی عرب و جهود هزاران پیامبر داشتن و ادم نشدن اخرش
آقای به اصطلاح منطقی!….علت داره ما از اعراب خوشمون نمیاد….همونایی که ۸ سال جنگ تحمیلی رو بر ما تحمیل کردند….همونایی که دخترا رو زنده به گور میکردند اومدن و بر پشت ما ایرانیان سوار شدند…..همونایی که با امام حسین عهد بستند و عهد خود را سشکتند….همونایی که دختران خاندان ساسانی رو مورد تجاوز قرار دادند…..ما بخاطر این عوامل داریم از اونا تنفر میورزیم….این کشور تا کلی باید مطیع این اعراب تمدن زدا باشد؟! تا کی باید نفت رو بفروشیم تا از پول بدست آدمده خوراک فلسطینی ها رو تامین کنیم؟!….اگه شما منطقی هستی بیجا از اونا طرفداری نمکنی….شما یه عده آدمایی هستید که مامور شده اید تاریخ ایران رو تحریف کنید ولی مطمئن باشید تا وقتی که روزگار داره گردش میکنه این ملت ما هیچ موقعی شخصی چون کوروش رو فراموش نمیکنه…..آدم منطقی از روی منطق خود به مسئله نگاه میکنه نه از روی تعصب….ما به اسلامی که به ایران آمد کاری نداریم….ما به ظلم ها و بی ادالتی های این اعراب کار داریم…..حرف این! پس بیجا خودت رو منطقی ندون و به نظرات دیگران احترام بذار و هرقدرم که زورتو بزنی ما ایرانیان فقط به تاریخ قبل از اسلام افتخار میکنیم….و البته به دینمون اسلام….
درود
۶۰درصد از سخنان شمارو تایید میکنم مخصوصا بحث نفت و فلسطینو غیره
اما یه سوالی که دارم اینه که چرا اینو تو پاسخ به من دادی!! منم مثل بقیه مردمی که از مغزشون استفاده میکنن به تاریخ قبل از اسلام علاقه دارم
دوست دارم ندید بای
دلمو سوزوندی داداش پارسی خودم.
بنازم به اسلامتان دیگه چیزی ازعمرش نمونده باورندارین برو خیابونارو نگه کن
درود
بهمن عزیزم, بعضی وقتا آدم مجبوره مثل خودشون بحث کنه, به یزدان پاک قسم من و شما و تاریخ میدونه که اینا چه جنایاتی در ایران کردن, من رو حرف احسان حساس شدم
ولی در کل حرف شما درسته, اینم از روح بزرگ منشی آریایی هست
اما با مرگ بر نژاد پرستی شما مخالف هستم, اگر ما ایرانی ها هم بعضی وقتا مثل دشمنامون نباشیم ما رو نابود میکنند
جاوید ایران
بدرود
درود بر خسرو عزیزم
تو کامنتا اسخاصی اومدن مث اون غلام گمنام و صالح غیره مطالبی نوشتن که قابل ج دادن نیست
معلومه که این اشخاص دست نشانده های حکومت هستن تا با کامنت گذاشتن در وبلاگها و وبسایتها مثلا مشروعیت بدن به حکومت ( غیرجمهوری غیراسلامی غیر ایرانیشون ). پس دهن به دهن گزاشتن با این اشغالا تلف کردن وقته.
اما نژاد پرستی که گفتی. عزیزم هممون بنده خدا هستیم با هر دین و نژاد و زبان و رنگ.
به انسانها حتی اگه بابت شخصیتشون گاهی نتونیم احترام بزاریم ،بابت انسان بودن و بنده خدا بودنشون میشه احترام گذاشت.
تمدن از ایران اومده در ایران میمونه و از ایران هم با تمام شدن زندگی بشر روی زمین میره.
خود عرب میگه یاران امام زمان ۳۱۳ نفر هستن که همشون عجم هستن . پیامبر میگه من از عرب هستم و عرب از من نیست ( اصول کافی جلد ۳ )
دوست دارم ندید
بدرود
درود بر تو دوست گرامی
باهات موافقم
افرین. درود
باهات موافقم. بالاخره یکی پیدا شد که همدرد ما باشه وحرف دل ما رو بزنه.
درود
احسان عزیز با توجه به دو مثالی که از اصفهان و بیرجند زدی باید به عرضت برسونم فساد در جمعیت عرب خوزستان بسیار گسترده هست خودت هم میدونی پس ادای آدمای زرنگ را درنیار میتونی آمار قتل های ناموسی در کشور و جایگاه خوزستان را ببینی در ضمن میتونی بری دادگستری اهواز یه سر بزنی ببینی چند درصد این قتل ها در جامعه عرب اتفاق افتاده (بالای ۹۰%)
درود بر خسروی عزیزم
یه مطلب کوچولو
حساب عربای ایران از عربای اونور کاورون جداس
این درسته که اجداد عربای داخل ایران ادمای کثیفی بودن اومدن غارت کردن و تجاوز. بعد هم بجای برگشتن به سرزمین بی آب و علف خودشون موندن تا از نعمتای بیشمار سرزمین اریا استفاده ( یا سو استفاده ) کنن.
اونا پست فطرت بودن اما این بندگان خدا که از تخم و طایفه اونا هستن چه گناهی کردن؟ چشم باز کردن دیدن تو این مملکت به دنیا اومدن و دارن زندگی میکنن. در ضمن بر اثر ازدواج نسلهای گذشتشون با ایرانی ها خونشون تا حدودی هرچند کم با ما یکی شده.
درود بر انسانیت
درود بر حضرت زردش علیهالسلام
مرگ بر نژاد پرستی
درود
اولا عرب های خوزستان جمعیت کل خوزستان نیستند, بخش عمده ای از جمعیت خوزستان لرهای با غیرت و اصیل هستند که در جنگ پوزه تازیان متجاوز را به خاک مالیدن علیرغم گربه رقصانی برخی طوایف عرب. همین طوایف عرب که سرسپرده رژیم بعث عربی کثیف شدند بعدها با بدترین نوع رفتار مواجه شدن از سوی صدام ملعون. یزدان پاک را سپاس که به درک رفتن سردار قادسیه و فرمانده ام المعارک را دیدیم. دوستان عزیز برید تاریخ بخونید, درس بگیرید.
ببینیدیه مثال میزنم
تو تبریز یه نفر زندگی میکنه که شدیدا لهجه داره و اصلا فارسی نمیتونه بحرفه و سید هم هست
ایا این شخص ترک هستش؟ نه چون سید یعنی نسبش به فلان امام میرسه پس این شخص نژادش عرب هستش
این مثالو زدم که بگم زبان نشانه نژاد نیس
همه ترک زبانها ترک نیستن . همه عرب زبان ها عرب نیستن و همه فارسی زبانها ایرانی نیستن
پس جنوب ایران چون اکثریت عربی حرف میزنن بنا نیست که همشون عرب باشن اونا زبونشون عربی هستش ولی نژادشون اکثرا لر هست. ( لرها از اصیلترین نژادها هستن که نسبشون به مادها و از شاخه دیگه به لولوبی ها و گوتیها میرسه )
بدرود
درود
برخی از ایده ها را که آدم در اینجا میخونه شک میکنه که صادر کننده این نظرات ایرانی هست, قابل توجه کارشناس ارشد تاریخ ویل دورانت در مجموعه تاریخ تمدن جلد چهارم (عصر ایمان) با توجه به به منابع رومی و یونانی (دشمنان اصلی ساسانیان) اذعان میکنه رنسانس فرهنگی و علمی ایران در دوران ساسانیان اتفاق افتاده یعنی ۱۰۰۰ سال زودتر از رنسانس در اروپا. بهتر بری مدرکت بندازی دور بیسواد
بس است اینگونه سخن گفتن دوری جویید زین سخنان بیهوده این گزافه گوییها در شان مردمان(( ایرانشهر)) نیست دوری جویید زین اهریمن بدگهر سوی یزدان پاک اهورامزدا در آیید آیین مهرورزی چه شد ز مردمان این وطن… چه خوش گفتا زرتشت پاک من :
گفتارنیک پندار نیک کردار نیک.
درود یزدان بر این مردمان سرزمین اهورامزدا
ایول ادب و پارسی گویی سلیس !
عالی بود
آقای شوسیانت
شرقشناس آلمانی، Theodor Nöldeke – تئودور نولدکه ( ۱۸۳۶ – ۱۹۳۰ ), اشاره میکند که طبری مشخص نکرده که از چه منبع خبری اطلاعات ( تاریخی ) خود را به دست آورده است و فقط در مواردی و آنهم به طور غیرمستقیم طبری از افراد مطلع نام برده است که این اخبار را به او دادهاند. این شرقشناس ادامه میدهد که طبری در بخش تاریخ ساسانیان حتی از نام بردن این افراد مطلع نیز صرفنظر کرده است. طبری یک داستان ( رمان ) در باره ساسانیان نوشته است (شبیه داستان های هزار و یک شب) و نه تاریخ ساسانیان را. تاریخ نویس، برخلاف رمان نویس، فقط با رجوع به منابع تاریخی ( اسناد تاریخی ) میتواند گذشته را بازسازی کند.
ادامه در :
http://www.chubin.net/?p=8097
فردوسی بزرگ
چو بخت عرب بر عجم چیره شد
همی بخت ساسانیان تیره شد
همان زشت شد خوب ، خوب زشت
شده راه دوزخ پدید از بهشت
دگرگونه تر شد چرخ گردون بچهر
ز آزادگان پاک ببرید مهر
به ایرانیان زار و گریان شدم
ز ساسانیان نیز بریان شدم
دریغ آن سر و تاج و اورنگ و تخت
دریغ آن بزرگی و آن فر و بخت
کزین پس شکست آید از تازیان
ستاره نگردد مگر بر زیان
چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود
تبه گردد این رنج های دراز
نشیبی دراز است پیشش فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
ز اختر همه تازیان راست بهر
ز پیمان بگردند وز راستی
گرامی شود کژی و کاستی
ربایند همی این زآن،آن ازین
ز نفرین ندانند باز آفرین
دل مردمان سنگ خارا شود
نهانی بتر زآشکارا شود
شود بنده ی بی هنر شهریار
نژاد و بزرگی نیاید به کار
به گیتی نماند کسی را وفا
روان و زبانها شود پر جفا
از ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان،همه ترک و تازی بود
سخنها به کردار بازی بود
نه جشن و نه رامش نه گوهر نه نام
نه کوشش ز هر گونه سازند دام
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار بد آراسته
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
ز پیشی و بیشی ندارند هوش
خورش نان کشیکن و پشمینه پوش
چو بسیار از این داستان بگذرد
کسی سوی آزادگان ننگرد
یکی نامه ای بر حریر سفید
نوشتند پر بیم و چندی امید
به عنوان بر از پور هرمزد شاه
جهان پهلوان رستم کینه خواه
سوی سعد وقاص جوینده جنگ
پر از زای و پر دانش و پر درنگ
به من بازگوی آنکه شاه تو کیست؟
چه مردی و آیین و راه تو چیست؟
به نزد که جویی همی دستگاه
برهنه سپهبد برهنه سپاه
به نانی تو سیری و هم گرسنه
نه پیل و نه تخت و نه بار و بنه
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو باد بر چرخ گردان تفو
شما را به دیده درون شرم نیست
ز راه خرد مهر و آزرم نیست
بدین چهر و این مهر و این راه و خوی
همی تخت و تاج آیدت آرزو
جهان گر به اندازه جوید همی
سخن بر گزافه نگویی همی