نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
عجیب است کسانی که بر روی نوه پیامبر(ص) شمشیر کشیدند و امام و جانشین بر حق پیامبر(ص) را خانه نشین کردند حالا به عقیده بعضیها با نقل و نبات به ایران آمده اند!!!!!!ننگ بر همه وطن فروشان….
جریان قتل عام بنی قریظه که معرف حضور همه هست که در این دوره و در این روزگار بحث های زیادی رو ایجاد کرده ……….رجوع کنید مستقیم به معتبرترین شرح تاریخ اسلام و زندگی رهبران اسلام یعنی تاریخ طبری : جلد سوم -برگهای ۱۰۸۸ و ۱۰۹۱ …..
و کتاب کم اهمیت تر منتهی الآمال شیخ عباس قمی که خودش یک شیعه دبشه! : کتاب منتهی الامال قمی صفحه هفتاد و سوم که خود همین شیخ عباس قمی نوشته حتی کودکان هم در این کشتار سر بریده شده اند ……..
سلام! بعضی گفته هاتونو باور میکنم! اما تو نهج البلاغه آمده که وقتی حضرت علی به خلافت رسید رو به ملت جاهل عرب کرد و گفت:«خوردید مال ملت ها را!! همچون شتری که در فصل بهار علف لطیف میخورد! حق آنان را از شما خواهم گرفت حتی اگر در نفقه زنتان باشد!»….من با اینکه یه ناسیونالیسم هستم اما سعی میکنم که نسبت به ائمه هیچی نگم….نمیدونم چرا! اما نمیتونم….
منشا واژه های خوارج، اباضیان و معتزلین
اسلام شناسان سنتی ادعا می کنند که خوارح اولین فرقه مذهبی در دین اسلام بودند. در جنگ صفین، به نقل از این اسلام شناسان، حضرت علی پیشنهاد کرد که خلیفه را داوران تعیین کنند (تعیین خلیفه به حکمیت ). بخشی از جنگجویان که با این پیشنهاد حکمیت موافق نبودند به عنوان اعتراض لشگر علی را ترک کردند و در دهکده ای به نام حروراء ( Harura ) در نزدیکی کوفه اقامت کردند. این گروه که لشگر علی را ترک کردند به خوارج ( آنهایی که به حروراء رفتند ) معروف شدند.
ادامه:
http://www.chubin.net/?p=6247
در مورد بنی قریظه هم که هفتصد تا یهودی بخت برگشته رو پیامبر اسلام به جرم توطئه ای که قرار بوده در اینده از سوی این طایفه با قریش در جنگ با اسلام شکل بگیره و هفتصد نفری رو که اصلا معلوم نیست همشون از ین قضیه خبر داشتند یا نه اوردن دست و پاشون رو بستن و همه رو گردن زدن یعنی همون چیزی که دین خود محمد رد میکنه اون رو !!!!!!!! گیرم گه روسای این قبیله میخواستند علیه اسلام با قریش متحد و احتمالا وادر جنگی هم بشوند، ولی اعضای عادی ان قبیله و کسایی که اصلا شاید روحشان هم از توطئه ای که قرار بوده به وسیله سرانشان انجام بشه خبر نداشته ……….ممکنه چند نفر از هشتصد نفر انگشت شمار میدوستند جریان توطئه رو ………و هر احتمالی هست به هر حال هفتصد الی هشتصد نفر رو اوردن دست بسته و پا بسته گردن زدن اون هم به دست توانایی مولای متقیان علی !!!!!!!!یکی بیاد به ما جواب بده این دیگه چی بوده قضیه اش ؟ تاریخ ابن اسحاق صریح این جریان رو شرح داده با جزییاتش ……..ابن اسحاق از تاریخ شیعه که همون کتاب های شیخ عباس قمی و مجلسی خیلی معتبرتره ها ! اگه درست باشه باید فاتحه این دین و پیامبر و علی رو همه رو با هم خوند !
اقای اریامهر حالا عمر که حمله کرده ……..ولی مشکل اینجاست که علی ابن ابیطالب هم برای ما ایرانیان که تو شکنجه روحی و جسمی عظمی و قتل عام و بدبختی و نابود شدن فرهنگ و جهنمی بودیم که اعراب برامون درست کرده بودن با اون عقاید مزخرف تر از خودشون ………این اقای علی به قول دوستان شیر خدا چرا صدای اعتراضی هم ازش بلند نشد مگه شما نمیگید که معصوم بوده و بزرگمردی بوده واسه خودش ………خوب اون همه جنایت تو ایران و کشورهای دیگه مصر و شام و سوریه و فلسطین و روم و ………..برای تحمیل کردن دین اسلام بر ملل دیگر …………کو اعتراضی از علی که برای ما بت شده ؟کو دست خطی نشوته ای تو همون نهج البلاغه که به اشغال واقعا وحشیانه کشورهای اشغال شده اعتراضی بکنه حتی وقتی خودش خلیفه شد باز همون روند رو ادامه داد و حاکمانی برای ایران و مصر و اینها تعیین کرد حداقل میتونست کلا این بساط اعراب متجاوز رو جمع بکنه از کشور ما …………به نظر شما دوستان اینکه علی محبوب ایرانیان شده یک حرکت سیاسی در مقابل جناح حاکم اعراب همین عمر و معاویه و …………..نبوده نه اینکه از حب علی باشه ؟ چون که بلاخره علی که به قول شما معصوم بود و امام بود و از همه چیز عالم خبر داشت باید حداقل یک حرف از حرکات غیر انسانی اعراب ازش به جا مونده باشه چرا پس نیست ؟ در ضمن چرا به عمر مشاوره داده برای اینکه خودش وارد ایران نشه تا کشته نشه ؟ بعد هم اینکه حرف همه مسلمونا و. شیعیان و اینها این شده که علی برای حفظ اسلام سکوت کرد؟ خوب مسئله که باقی موند یعنی حفظ اسلام به هر قیمتی حتی کشتار ایرانیان و به بردگی رفتن کودکان و زنان و فروخته شدن مادران ما در بازارهای شوم مکه و مدینه ………خوب اگه علی از خلخال درواردن از پای زن یهودی ناراحت شده بود که باید اینجا رسما خلیفه هم نمیشد و استعفا میداد ! با این همه جنایات انجام شده ………
درود به همه
یه پرسش کوتاه
چرا پیامبر مسلمانان مانند دیگر پیامبران (حضرت مسیح ، زردشت و … برده داری را پایان نداد.(حرام نکرد.)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
میشه اسناد و مدارکی که از روی اونا این حرف رو زدی به ما هم معرفی کنی؟
اینکه کدوم مدارک حاکی از اینه که همه ی ۳۲۴۰۰۰پیغمبر غیر از رسول خدا برده داری رو حرام کردند؟ و اینکه پیامبر ما این کار رو نکردند؟
اگه پیامبرای دیگه حرام کردند پس در دوره محمد(ص) دیگه برده داری نبوده که ایشون بخواد حرام کنه چون به گفته ی شما ۳۲۳۹۹۹ پیغمبر اونو حرام کردن و اگه بوده و ایشون حرام نکردند پس چرا الان در جامعه ی ما خبری از برده داری نیست؟ ولی در جامعه ی مسیحیت تا چند سال قبل بوده؟
آقای ارمنی دوست منطق تو در بحث چیه داری بدون دلیل و مدرک حرف میزنی, خب این مشخصه که ملتی که شکست خورده و به مورد تهاجم واقع شده از مهاجم بیزار باشه مگه بی غیرت باشه, من در مطالب بالا از اسناد و مدارک تاریخی اسلامی و اعراب یاد کردم. در ضمن برو تاریخ را بخون بسیاری از اعراب که در جنگ قادسیه شرکت کردن هنوز مسلمان نشده بودن مانند اعراب یمنی, در ثانی شما چرا بحث تاریخی را مذهبی میکنی؟ معلومه که شما منطق نداری که میخوای از احساسات و عواطف مذهبی سواستفاده کنی. بحث اعراب و اسلام در این فقره جداست
راستی یادم رفت بگم ناموسمون رو هم اعراب بردن تو مکه و مدینه فروختن تو فیلم مختار یادتونه عبیدالله رو ابن مرجانه میگفتن مرجانه زن یکی از شاهزادهگانه ایرانی بود که بردنش تو عربستان فاحشهش کردن ما باید انتقامه همه این مصیبتا رو بگیریم هم از عربها هم از روسیه هم از انگلیس هم از مغول اگه ایرانی و وطن پرست هستید باید سینه هاتونو از کینه اینها لبریز کنید.بدرود
سوال دوم هم از پستم پاک شد ………خوب مسلمون های شیعه جواب بدن ……….اگه علی که امامشون هست واقعا با جنایات اعراب و نسل کشی ها و به بردگی گرفتن زن ها و کودکان ایرانی و حتی تجاوز به اونا که از زمان عمر شروع شد و در زمان سه خلیفه ادامه یافت مخالف بوده ………..چرا نیروهای عرب حاکم بر کشورهای اشغالی مثل ایران و روم و فلسطین و مصر و ………..از این کشورها بیرون نکشید؟ مگه ایشون امام معصوم نبوده ؟ چطور سرزمین هایی که به اعراب مسلمون کاری نداشتند و داشتن زندگیشون رو میکردن ناجوان مردانه قتل عام شدن و نابود شدن و فرهنگشون از بین رفت و هست و نیستشون نابود شد ………ایشون که به عدالت محشوره علامت باطل روی این کشورگشای های زورمندانه و نا حق نکشید و سایه حکومت عرب رو از سر این کشورهای با تمدن و فرهنگ مثل ایران و مصر و بقیه جاها کم نکرد؟؟ تازه همین علی این ابیطالب بنا به گفته تاریخ طبری که مستندترین تاریخه و بسیار مستندتر و درست و حسابی تز از کتاب های چرت مجلسی و دروغ گویان شیعه هستش ……صریحا به این اشاره کرده که حاکمی که علی برای استخر ایران تعیین کرد شورش و قیام بزرگ ایرانیان رو به خاک و خون کشید طوری که ۱۰۰۰۰ نفر از مردم بدبخت استخر کشته شدن ………اینا چه معنی میده ؟ واقعا چه جوری میشه از این مسائل به راحتی بگذرید ؟
درود. ما حرفهایی تند، تکراری، مملوء از علامت های تعجب و سوال را به زباله دان منتقل می کنیم و درین باره اصلاً به حزب و اعتقادات طرف توجه نمی کنیم.
هر چند قبلاً چنین کاری نمی کردیم و ولی به توجه به تذکر های جرایم اینترنتی این کارو انجام میدیم.
شما فقط در یکی از نظرهاتون بیشتر از ۸۵ بار علامت سوال رو استفاده کردید!
سلام فقط یک جمله:
امیدوارم در آینده ای نزدیک تمام حقایق جهان مشخص شود…
آمین
خوبه خودتون میگید خوارج بر علیه علی تو مسجد شعار میدادن و میگفتن تو اصلا کافری و در امت اسلام تفرقه و خون ریزی راه انداختید و علی کاریشون ندشات حالا از سه پست من که سوالاتی بود هر سه را حذف میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا باعث تاسفه الان اگه ه پست دیگه هم بذارم یا همین جا دوباره حرف خودم را بزنم لابد دوباره پاکش میکنید این جور نیست ؟