نبرد قادسیه: پایان هژمونی ساسانیان و آغاز فتوحات اسلامی در ایران
نبرد قادسیه یکی از سرنوشتسازترین رویاروییهای نظامی در تاریخ خاورمیانه است که در سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین رخ داد. این جنگ با شکست سنگین و تاریخی ایرانیان پایان یافت و با فروپاشی خطوط دفاعی غرب ایران، راه را برای سقوط تیسفون و در نهایت پایان یافتن شاهنشاهی چهارصدساله ساسانی هموار کرد.
زمینهها و دلایل آغاز نبرد قادسیه در امپراتوری ساسانی
امپراتوری ساسانی در آستانه نبرد قادسیه در یکی از شکنندهترین دورانهای تاریخ خود قرار داشت. پس از پایان جنگهای ۲۶ ساله و ویرانگر ایران و بیزانس (۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی) که با شکست خسرو پرویز همراه بود، پایههای اقتصادی و نظامی این امپراتوری بهشدت تضعیف شده بود. این جنگهای طولانی نهتنها خزانهی دولت را خالی کرد، بلکه موجب فرسایش شدید نیروی انسانی ارتش شد که پیش از این نقطه قوت ساسانیان محسوب میشد. علاوه بر این، شیوع طاعون شیرویه که جان بسیاری از مردم و نخبگان نظامی را گرفت، بحران جمعیتی عمیقی را در بینالنهرین و فلات ایران ایجاد کرد.
پس از قتل خسرو پرویز، امپراتوری ساسانی درگیر یک جنگ داخلی چهارساله (۶۲۸ تا ۶۳۲ میلادی) شد. در این مدت کوتاه، بیش از ده پادشاه و ملکه بر تخت نشستند که نشاندهندهی از همگسیختگی کامل ساختار قدرت و نفوذ مفرط اشرافزادگان در تعیین سرنوشت سلطنت بود. یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی، در شرایطی به قدرت رسید که تنها یک نوجوان بود و عملاً کنترل بخشهای وسیعی از قلمرو خود را در اختیار نداشت. او در تیسفون مستقر شد، اما سایه سنگین سردارانی چون رستم فرخزاد بر قدرت او کاملاً مشهود بود.
در سمت مقابل، شبهجزیره عربستان پس از ظهور اسلام، اتحاد بیسابقهای را تجربه میکرد. تحت رهبری خلیفه دوم، عمر بن خطاب، مسلمانان با انگیزههای قدرتمند مذهبی و اقتصادی، نگاه خود را به سرزمینهای حاصلخیز عراق دوخته بودند. حملات پراکنده قبایل عرب به مرزهای ایران که از زمان جنگ ذوقار آغاز شده بود، اکنون به یک استراتژی منسجم برای فتح سرزمینهای جدید تبدیل شده بود. خلاء قدرت در مرزهای غربی ایران، بهترین فرصت را برای پیشروی این نیروهای تازهنفس فراهم آورده بود.
فرماندهان و ترکیب ارتشها در نبرد قادسیه
ترکیب نیروها و فرماندهی دو سپاه در نبرد قادسیه، بازتابی از دو سیستم نظامی کاملاً متفاوت بود. فرماندهی ارتش ساسانی بر عهده رستم فرخزاد بود؛ اسپهبد و اشرافزادهای باتجربه از خاندان پهلو که بالاترین مقام نظامی امپراتوری محسوب میشد. ارتش تحت فرمان او، یک نیروی کلاسیک و زرهپوش بود که هسته اصلی آن را سوارهنظام سنگیناسلحه (اسواران) تشکیل میداد. این ارتش همچنین به فیلهای جنگی مجهز بود که از هند آورده شده بودند و هدف اصلی آنها ایجاد رعب و وحشت و شکستن خطوط پیادهنظام دشمن بود.
در مقابل، فرماندهی سپاه مسلمانان را سعد بن ابیوقاص، از صحابه برجسته پیامبر اسلام، بر عهده داشت. ارتش او فاقد زرههای سنگین و تجهیزات پیچیده ساسانیان بود، اما این کمبود را با تحرک بسیار بالا، سازماندهی قبیلهای منسجم، و روحیه تهاجمی بینظیر جبران میکرد. پیادهنظام مسلمانان به نیزههای بلند و شمشیرهای سبک مجهز بودند و سوارهنظام آنها که بر شترها و اسبهای تندرو سوار میشدند، استاد جنگهای چریکی و حملات غافلگیرانه در محیطهای بیابانی محسوب میشدند.
| ویژگیهای نظامی | ارتش ساسانی (به فرماندهی رستم فرخزاد) | ارتش مسلمانان (به فرماندهی سعد بن ابیوقاص) |
|---|---|---|
| تخمین تعداد نیروها | حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر | حدود ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر |
| نقاط قوت اصلی | سوارهنظام زرهی سنگین (اسواران)، فیلهای جنگی، تجهیزات پیشرفته | تحرک بالا، آشنایی با اقلیم، انگیزه و روحیه بالای اعتقادی |
| نقاط ضعف | کندی در حرکت، زنجیره فرماندهی متکی به شخص، خستگی ناشی از جنگهای طولانی | کمبود تجهیزات و زرههای محافظ، فقدان سلاحهای سنگین و محاصرهای |
شرح وقایع چهار روز نبرد قادسیه به تفکیک
نبرد قادسیه در یک دوره چهار روزه، در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (برخی روایات ۶۳۵ میلادی) به وقوع پیوست. هر یک از این روزها در منابع تاریخی نامی مخصوص به خود گرفته و دارای دینامیک جنگی متفاوتی بودهاند. شدت درگیریها به حدی بود که تا آخرین روز، نتیجه جنگ برای هیچیک از دو طرف قطعی به نظر نمیرسید.
روز اول: ارماث و یورش فیلهای جنگی
روز اول نبرد قادسیه که به «یوم ارماث» معروف است، با حملات پراکنده و مبارزات تنبهتن آغاز شد. ساسانیان در این روز استراتژی اصلی خود یعنی استفاده از فیلهای جنگی[پیشنهاد لینک داخلی: کاربرد فیلهای جنگی در ارتش ساسانی] را به اجرا گذاشتند. حضور این حیوانات عظیمالجثه که زنگولههایی به گردن داشتند، موجب وحشت شدید اسبهای اعراب شد و سازماندهی سوارهنظام آنها را کاملاً به هم ریخت.
در پی این اختلال، پیادهنظام مسلمانان با فشار شدیدی از سوی مرکز و جناحین سپاه ایران مواجه شدند. سعد بن ابیوقاص که به دلیل بیماری در میدان حضور مستقیم نداشت و نبرد را از فراز یک قصر هدایت میکرد، دستور داد تا تیراندازان عرب، فیلبانان و هودجهای روی فیلها را هدف قرار دهند. این تاکتیک تا حدودی پیشروی ساسانیان را کند کرد، اما روز اول با برتری نسبی ایرانیان و تلفات سنگین مسلمانان به پایان رسید.
روز دوم: اغواث و رسیدن نیروهای کمکی
در روز دوم یا «یوم اغواث»، کفه ترازو اندکی به سود مسلمانان تغییر کرد. دلیل اصلی این تغییر، رسیدن نیروهای کمکی از جبهه شام به فرماندهی قعقاع بن عمرو تمیمی بود. قعقاع نیروهای خود را به دستههای کوچک تقسیم کرد تا با ورود پیاپی به میدان نبرد، توهم وجود یک ارتش عظیم را در دل ایرانیان ایجاد کند.
در این روز، ارتش ساسانی نتوانست از فیلهای خود استفاده کند، زیرا هودجها و تجهیزات روی آنها در روز اول آسیب دیده بود و نیاز به تعمیر داشت. اعراب نیز برای مقابله با سوارهنظام ساسانی، شترهای خود را با پارچههای عجیب پوشاندند تا اسبهای ایرانیان را بترسانند. روز دوم با نبردهای تنبهتن و فرسایشی به پایان رسید و هیچکدام از طرفین نتوانستند خطوط دفاعی یکدیگر را به طور کامل بشکنند.
روز سوم: عماس و نبرد فرسایشی
روز سوم نبرد قادسیه که «یوم عماس» نام گرفت، خونینترین و سختترین روز نبرد بود. ساسانیان فیلهای جنگی خود را پس از تعمیر تجهیزات، مجدداً به میدان آوردند و فشار خردکنندهای بر خطوط مسلمانان وارد کردند. آرایش نظامی مسلمانان در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت.
با این حال، به دستور قعقاع بن عمرو، گروهی از جنگجویان شجاع عرب مامور شدند تا مستقیماً به فیلها حمله کنند. آنها با نیزهها و شمشیرهای خود، چشمها و خرطومهای فیلهای پیشرو (بهویژه فیل سفید معروفی که رهبری گله را بر عهده داشت) را هدف قرار دادند. فیلهای زخمی و وحشتزده، به جای پیشروی، به سمت خطوط خودی برگشتند و پیادهنظام ساسانی را لگدمال کردند. جنگ در این روز حتی با فرارسیدن شب نیز متوقف نشد و تا صبح روز بعد به صورت پراکنده ادامه یافت.
روز چهارم: طوفان شن و کشته شدن رستم فرخزاد
روز چهارم و سرنوشتساز جنگ به «یوم القادسیه» شهرت دارد. در ساعات میانی روز، یک طوفان شن بسیار شدید (که در زبان عربی به باد صبا معروف است) وزیدن گرفت. جهت این طوفان مستقیماً به سمت خطوط ارتش ساسانی بود، به طوری که شن و ماسه چشمان سربازان ایرانی را کور کرد و ارتباط میان فرماندهان و یگانها را قطع نمود. اعراب که پشت به طوفان داشتند، از این موهبت طبیعی نهایت استفاده را بردند و حمله سراسری خود را آغاز کردند.
در همین هرج و مرج، خطوط مرکزی ارتش ایران شکسته شد و اعراب به خیمه فرماندهی رستم فرخزاد رسیدند. روایات درباره نحوه مرگ رستم متفاوت است؛ برخی منابع میگویند او در حال تلاش برای فرار از طریق شنا در رودخانه بود که توسط یکی از سربازان عرب به نام هلال بن علفه شناسایی و کشته شد، و منابع دیگر از مرگ او در زیر بار شترهای فراری خبر میدهند. با انتشار خبر کشته شدن رستم، ارتش ساسانی انسجام خود را از دست داد. بخشی از سپاه به فرماندهی جالینوس تلاش کرد عقبنشینی کند، اما بسیاری در رودخانه غرق شده یا به دست مسلمانان کشته شدند و درفش کاویان، پرچم اسطورهای ایران، به غنیمت اعراب درآمد.
پیامدهای نبرد قادسیه بر تاریخ ایران و خاورمیانه
شکست ارتش ایران در نبرد قادسیه، تنها یک شکست نظامی ساده نبود؛ بلکه سدی بود که با فروریختن آن، دروازههای فلات ایران به روی فتوحات اسلامی باز شد. مهمترین پیامد کوتاهمدت این جنگ، بیدفاع ماندن تیسفون (مدائن)، پایتخت افسانهای و ثروتمند ساسانیان بود. تنها چند ماه پس از قادسیه، ارتش مسلمانان وارد تیسفون شد و گنجینههای عظیم پادشاهان ساسانی، از جمله فرش معروف بهارستان، به دست آنان افتاد و یزدگرد سوم مجبور به فرار به سمت فلات مرکزی ایران شد.
از منظر استراتژیک، نبرد قادسیه کنترل سرزمین حاصلخیز و ثروتمند سواد (عراق امروزی) را از دست ساسانیان خارج کرد. این منطقه که قلب تپنده اقتصاد امپراتوری بود، به پایگاه اصلی مسلمانان برای تدارک حملات بعدی به داخل فلات ایران (مانند نبرد جلولا و نهاوند) تبدیل شد. پیامدهای فرهنگی و هویتی این شکست نیز بسیار عمیق بود و مسیر تاریخ، زبان و مذهب منطقه خاورمیانه را برای قرون متمادی دگرگون ساخت.
آیا نبرد قادسیه پایان قطعی امپراتوری ساسانی بود؟
با وجود اینکه نبرد قادسیه ضربهای مهلک و جبرانناپذیر به پیکره شاهنشاهی ساسانی وارد کرد، اما پایان قطعی و رسمی این امپراتوری محسوب نمیشود. پس از سقوط تیسفون، یزدگرد سوم به مناطق شرقی و مرکزی ایران عقبنشینی کرد و تلاش نمود تا نیروهای جدیدی برای مقابله با اعراب بسیج کند. پایان قطعی قدرت نظامی ساسانیان، شش سال بعد در سال ۶۴۲ میلادی و در نبرد نهاوند رقم خورد. در نهاوند که اعراب آن را «فتحالفتوح» نامیدند، آخرین ارتش منسجم و بزرگ ساسانی در هم شکست و پس از آن، مقاومتها به شکل محلی و ایالتی ادامه یافت.
تعداد واقعی سربازان در نبرد قادسیه چقدر بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای مورخان در بررسی نبرد قادسیه، آمار اغراقآمیز ارائهشده در منابع اولیه است. منابعی مانند تاریخ طبری، تعداد سربازان ساسانی را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار نفر ذکر کردهاند که از نظر لجستیکی در شرایط بحرانی آن زمان کاملاً غیرممکن است. مورخان آکادمیک و مدرن، با بررسی ظرفیتهای اقتصادی و جمعیتی ایرانِ پس از طاعون شیرویه، معتقدند ارتش رستم فرخزاد نمیتوانست بیش از ۴۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ نفر باشد. در مقابل، تعداد نیروهای مسلمانان نیز با وجود اغراقها، بین ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰ نفر برآورد میشود که این توازن نسبی، دلیل طولانی شدن جنگ تا چهار روز را منطقیتر جلوه میدهد.
چرا ساسانیان با وجود تجهیزات برتر در نبرد قادسیه شکست خوردند؟
دلایل شکست ارتش ساسانی در نبرد قادسیه را نمیتوان تنها به عوامل تاکتیکی محدود کرد. علاوه بر طوفان شن روز چهارم که عاملی تصادفی اما تعیینکننده بود، چند عامل بنیادین نقش داشتند:
- فرسودگی ارتش: جنگهای طولانی با روم شرقی و درگیریهای داخلی رمقی برای ارتش باقی نگذاشته بود.
- فقدان انسجام سیاسی: رقابت اشرافزادگان و نبود یک پادشاه مقتدر، تمرکز و هماهنگی را از بین برده بود.
- تاکتیکهای انعطافناپذیر: ارتش ساسانی بر پایه نبردهای منظم و کلاسیک آموزش دیده بود و در برابر حملات چریکی، سریع و غیرمتمرکز اعراب آسیبپذیر نشان داد.
- وابستگی به شخص فرمانده: در سیستم نظامی ساسانی، کشته شدن یا سقوط پرچم فرمانده (درفش کاویان) به معنای فروپاشی روانی کل ارتش بود، اتفاقی که با مرگ رستم به وقوع پیوست.
منابع
- Daryaee, Touraj (2009). Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. I.B.Tauris / Wiley Online Library, pp. 36-40.
- Morony, M. (1986). “ʿARAB ii. Arab conquest of Iran”. Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 2, pp. 203-210.
- Zarrinkub, Abd al-Husain (1975). “The Arab conquest of Iran and its aftermath”. The Cambridge History of Iran, Vol. 4, Cambridge University Press, pp. 1-56.
- Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. I.B.Tauris, pp. 232-234.
- Kennedy, Hugh (2007). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. Da Capo Press, pp. 108-115.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۹). دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، صص ۵۲-۵۸.
- دریایی، تورج (۱۳۸۳). سقوط ساسانیان: فاتحان خارجی، مقاومت داخلی و تصویر پایان جهان. ترجمه منصوره اتحادیه، نشر تاریخ ایران.
- Christensen, Arthur (1944). L’Iran sous les Sassanides. Ejnar Munksgaard, p. 504.
- طبری، محمد بن جریر (۱۳۷۵). تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد پنجم، انتشارات اساطیر، صص ۱۷۵۰-۱۷۸۰.
- Frye, Richard N. (1983). “The political history of Iran under the Sasanians”. The Cambridge History of Iran, Vol. 3(1), pp. 116-180.
سؤالات متداول درباره نبرد قادسیه
۱. نبرد قادسیه در چه سالی و کجا رخ داد؟
این نبرد در اواخر سال ۶۳۶ میلادی (۱۵ هجری قمری) در منطقه قادسیه، واقع در جنوب غربی حیره (نزدیک نجف در عراق امروزی) به وقوع پیوست.
۲. فرماندهان دو ارتش در این نبرد چه کسانی بودند؟
رستم فرخزاد، اسپهبد بزرگ ایران، فرماندهی ارتش ساسانی را بر عهده داشت و سعد بن ابیوقاص فرمانده کل نیروهای مسلمان بود.
۳. نقش فیلهای جنگی در نبرد قادسیه چه بود؟
ساسانیان از فیلها برای ایجاد رعب و درهم شکستن خطوط سوارهنظام اعراب استفاده کردند. این تاکتیک در روز اول و سوم موفق بود، اما در نهایت اعراب با کور کردن و حمله به خرطوم فیلها، آنها را به سمت سپاه ایران فراری دادند.
۴. مهمترین دلیل شکست ساسانیان در روز آخر چه بود؟
وزش طوفان شدید شن به سمت سپاه ایران که باعث کاهش دید و اختلال در ارتباطات نظامی شد، به همراه کشته شدن رستم فرخزاد، شیرازه ارتش ساسانی را از هم پاشید.
۵. آیا درفش کاویان در این نبرد به دست اعراب افتاد؟
بله، در روز چهارم و با فروپاشی قلب ارتش ساسانی، درفش کاویان (پرچم ملی و سلطنتی ایران باستان) که نماد اقتدار ساسانیان بود، به غنیمت مسلمانان درآمد.
۱-ﺳﺎل ۹۳ هجری ﻣﺮدم ﻓﺎرس و ﮐﺮﻣﺎن ﻧﻴﺰ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺷﻮرش ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ و ﺣﮑﺎم اﻣﺎم ﻋﻠﯽ را از ﺷﻬﺮ ﺧﻮد ﺑﻴﺮون ﮐﺮدﻧﺪ. اﻣﺎم ﻋﻠﯽﻣﺠﺪدا زﻳﺎد ﺑﻦ اﺑﻴﻪ را ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﮔﺴﻴﻞ داﺷﺖ و ﻟﺸﮑﺮﻳﺎن وی از هیچ ﺟﻨﺎﻳﺘﯽ ﻓﺮوﮔﺬاری ﻧﮑﺮدﻧﺪ. (ﺗﺎرﻳﺦ ﻃﺒﺮی، ﺟﻠﺪ ۶، ﺻﻔﺤﻪ ۲۶۵۷ و ﻳﺎ ﻓﺎرﺳﻨﺎﻣﻪ ابن بلخی، ص ۱۳۶)
۲-ﻣﺮدم ﺧﺮاﺳﺎن ﻧﻴﺰ در زﻣﺎن اﻣﺎم ﻋﻠﯽ ﺑﺮای ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎر ﻗﻴﺎم ﮐﺮدﻧﺪ و ﭼﻮن ﭼﻴﺰی ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ ﺑﻌﻨﻮان ﺑﺎج و ﺧﺮاج ﺑﭙﺮدازﻧﺪ، از دﻳﻦ اﺳﻼم ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ و ﺑﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺳﺨﺖ و ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ ای دﺳﺖ زدﻧﺪ. اﻣﺎم ﻋﻠﯽ »ﺟﻌﺪﻩ ﺑﻦ هبیرﻩ« را ﺑﺴﻮی ﺧﺮاﺳﺎن ﻓﺮﺳﺘﺎد. او ﻣﺮدم ﻧﻴﺸﺎﭘﻮر را ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﮐﺮد ﺗﺎ ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﺷﺪﻧﺪ. (ﺗﺎرﻳﺦ ﻃﺒﺮی، ﺟﻠﺪ ۶، ص ۲۵۶۸ و ﻓﺘﻮح اﻟﺒﻠﺪان ص ۲۹۲)
۳_ﻋﻠﯽ ﺑﻦ اﺑﯽ ﻃﺎﻟﺐ، ﻋﺒﺪاﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻨﯽ ﺟﺰ ﻃﺎﺋﯽ را ﺑﻪ ﺳﻴﺴﺘﺎن ﻓﺮﺳﺘﺎد. ﻟﮑﻦ ﺣﺴﮑﻪ ﺣﺒﻄﯽ وی را ﺑﮑﺸﺖ، ﭘﺲ ﻋﻠﯽ ﻓﺮﻣﻮد: ﺑﻴﺎﻳﺪ ﮐﻪ ﭼﻬﺎر هزار ﺗﻦ از ﺣﺒﻄﻴﺎن را ﺑﻪ ﻗﺘﻞ رﺳﺎﻧﻴﻢ. وی را ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺣﺒﻄﻴﺎن ﭘﺎﻧﺼﺪ ﺗﻦ هم ﻧﺸﻮﻧﺪ! (ﻓﺘﻮح اﻟﺒﻠﺪان، ﺑﻼذری)
۱-به نگر من خاندان ساسانی بهترین خاندان ایرانی بود در زمان ساسانیان ایران مرکز فرهنگ ودانش بود ودانشگاه گندی شاپور بزرگترین وبهترین دانشگاه جهان بود در حالی که در ایران اسلامی بهترین دانشگاه ایران رتبه ۵۰۰ در جهان دارد ۲-خاندان ساسانیان ملی گراترین خاندان ایرانی بودند تمدن ملی . زبان ملی.دین ملی وهمچنین تلاشی زیادی برای ملت سازی ویکپارچه کردن قومیت های ملی کردند واگر ایران بعد از یورش تازیان ددمنش زبان وفرهنگش حفظ شد به خاطر تلاش های زیاد ومستمر پادشاهان ساسانی بود۳- توده ایرانی با اسودگی خاطر در این چهار سده می توانست کسب درامد کند وایران امن ترین کشور در جهان بود نه از قتل وغارت بیگانگان خبری بود نه ازبهره کشی های مالکان و روحانیون و برخلاف دوره هخامنشیان که شورش های زیادی می شد در زمان ساسانیان فقط دو شورش شد۴-ایران ساسانی به راستی مدافع تمدن جهانی بود زیرا با قدرت تمام چهار سد سال در برابر هپتال ها وترکان بربر واعراب مقابله کردند و مانع ورود این وحشیان به سرزمین های متمدن شدند و خاندان ساسانی عامل اصلی فروپاشی امپراتوری ستمگر روم بود۵- در ایران ساسانی ازادی بیان نسبی و استدلال منطقی وجود داشت و افراد بجای وجشیگری و زور برای دفاع از عقاید خود با استدلال ومنطق پیش می رفتند برای مثال مهر نرسی وزیر بهرام گور طی مناظره ای با کشیشان مسیحی با دلیل برتری دین زرتشتی به دین مسیحی نشان داد ۶-در زمان ساسانیان نسک های زیادی از جمله یونانی به پهلوی ترجمه شدند که جهشی برای ارتقای علمی دانشمندان پس از اسلام شد. این ها فقط بخشی از خدماتی که ساسانیان برای ایران کردند بله دوستان دودمان ساسانی مانند دودمان هخامنشی تا ابد در اندیشه و یاد ایرانیان است
خدا رو سپاس, واقعا همینطوره ایران امروز یادگار ایرانشهر ساسانیان و شهریاران جاوید ساسانی است
درود وسپاس به شیفتگان حقیقت
من می خواهم با یک دلیل عقلی اثبات کنم که اعراب با نام اسلام به تاریخ تمدن جهان حمله کرده اند وجلو تحول و پیشرفت از کشورهای مسلمان شده گرفته اند. برای مردمانی که به دین اسلام گرویده اند. جز عقب ماندگی و تحجر و خرافات سوغاتی نداشته اند .
قبایل عرب ساکن در برهوت عربستان از راه حمله وتاراج به قبایل هم دیگر و شبیهخون زدن به سرزمین های متمدن مجاور امرار معاش میکرده اند. دربین این مردم خبری از فرهنگ وتمدن نبود ، چون درحملات وشبیهخون ها زنان دست پا گیر وناتوان بودند و در بیشتر غارت ها انها رابه اسارت میبردند .این را عرب جاهلی باعث سرشکستگی وننگ می دانست . برای حل این معضل غیر انسانی ترین راه حل که از هیچ حیوانی سر نمی زند را انتخاب کردند. (زنده به گور کردن نوزادان بیگناه دختر) این یک دلیل برای نبود فرهنگ وتمدن دربین اعراب.حال محمد باشعار برابری و عدم تجاوز به حق وحقوق دیگران وشعار هایی دیگر( که امروز باتقدس که به رفتار محمد داده شده است،این شعایر اخلاقی وانسانی رایدک می کشند وگر نه رفتار و اعمال اعراب مسلمان درجنگ ها و افزون طلبی هایشان وبه خاک وخون کشیدن مردمان متمدن وبا خاک یکسان کردن ابنیه ی تاریخی چپاول وقتل وغارت وتجاوز به دیار دیگران واز خود کردن زن واموال مردم وهزاران جنایت ناگفته وندیده شده توسط چشمان حقیقت بین، هیچ کدام نشانی از ان فلسفه ی آرمانی متمدنانه ای که به شعارهای محمد متصور است ،ندارد )اعر اب را متحد کرده است زیر پرجم اسلام ، به نام اسلام وملت مسلمان با انگیزه ی ۱ـاگر در چپاول دیگر ان پیروز شوید امر الهی است وخواسته ی خداوند است ونعمات الهی شامل حال شما گردیده است .(اندیشه کنید جان ،مال و اموال، ناموس وفرزندان گذشتگان مابرای اعراب نعمت خدایی شمرده شده است.)
۲ ـ اگر چنانچه کشته شوید شهید راه خداوند هستید . اعرابی که تنها مهارت زندگی آنها چپاول، قتل و غارت و بالا ترین فرهنگش شبیهخون وبالا ترین افتخارش کشتن است . توسط محمد که خود را فرستاده ی خدا می داند با انگیزه های یاد شده ،درمقابل سه تمدن باستانی جهان قرار میگیرد .واینجاست که جهان با غیرانسانی ترین شبیهخون ،حمله ،تهاجم وقتل وغارت ان هم با انگیزه الهی را به خود
می بیند.اعراب مسلمان غیر متمدن با انگیزه ی به دست آوردن مال ومنال ،زن ، نوکر ، اسب وشتر وغصب سرزمین دیگران به جان هزاران سال فرهنگ وتمدن جهانی میافتد هرچه راتوانست بعنوان هدیه ونعمت الهی تاراج کرد .هرانچه راکه نتوانست با نیت الهی محض رضای خداوند به آنش کشید . خوب اندیشه کنید وببینید چه بر سر ایران باستان آوردند. چه مقدار ازفرهنگ وتمدن ایران عزیز ما ازدست این قوم به دور از فرهنگ باقی ماند . چه رنج ها که پیشینیان ما ازدست اعراب کشیده اند.پیامبری که بزرگترین وعده الهیش ازبین بردن فرهنگ وتمدن پیشینیان است .(شکست طاق کسری )
به تمدن مصر بنگریم که توسط مسلمانان عرب با خاک یکسان شد .از فرهنگ وتمدن وزبان مصریان امروزه خبری هست .
به سرزمین فرهنگ خیز سوریه ، ترکیه ،لبنان و فلسطین امروزی سر بزنیم . این سرزمین ها جزء نعمات و وعده های الهی مسلمان بود .باچپاولگری اعراب به چنگ آنها افتاد . امروزه آیا اثری از ان همه تمدن باقی مانده است . خبری اززبان وفرهنگ مردمان گذشته انها از دست متجاوزان الهی مانده است .این بود وعده عدالت وبرابری ؟
اکنون دوباره بیاندیشیم ،اسلام فراگیر شد . ایران ،مصر وسرزمین های حاشیه مدیترانه مسلمان شدند(به هر روش و نیرنگی ) . آیا یک حکومت اسلامی برگرفته شده اعراب پیروز و فاتح در سرزمین ها ی غصب شده توسط اعراب مسلمان به وجود آمد؟وچرا نتوانستند یک حکومت مقتدر اسلامی تشکیل دهند؟ تمدن های اسلامی بوجود آمده پس اسلام را مطالعه کنید بینید امپرا طوری های اسلامی در کدام سرزمین ها تشکیل شده اند؟ چرا؟ چه مردمانی واز کدام کشور ها باعث ارتقای تمدن و فرهنگ اسلامی شده اند؟چرا؟دانشگاه ها ی اسلامی برای اولین بار درکدام بلاد اسلامی آغاز به کار کرده اند ؟ چرا؟چه کسانی با تحصیل علوم جدید متحجرانه در ستیزند؟ چرا؟وآخرین پرسش وغم انگیز ترین پرسش : ایا رفتار مردم متمدن ایران ، افغانستان ،پاکستان ،مصر ،لبنان ،سوریه وفلسطین در ۲۰۰۰ سال قبل از ظهور اسلام مانند امروز بوده است، که محض رضای خدا همدیگر را تحمل نکنند و به حالت انتحاری به همدیگر حمله کنند؟
پر واضح ومشخص است که حکومت های اسلامی در سرزمین هایی که تمدن وفرهنگ حکومت داری داشتندمانند ایران ،مصرو ترکیه ،تشکیل شد. اولین دانشگاه ها ومراکز آموزشی درمهد های تمدن وفرهنگ مانند ایران و مصر بوجود آمد زیرا زیر ساخت فرهنگی دراین دیار اماده بود .
با نگاهی اندیشمندانه میبینیم که حمله ی اعراب به تمدن های جهانی باعث تخریب و توقف تولید فرهنگ و تمدن در سالیان دراز وطولانی در سرزمین های متمدن شدهاست . و به خصوص ایران عزیز ما که هنوز هم در سیطره ی تفکر و فلسفه ی متحجرا نه ی عمر می باشد . که هنگام تجاوز وحشیانه ی اعراب گفته بود که تمام کتاب های کتابخانه های ایرانیان آتش بزنید مارا یک کتاب (قرآن) بس است.
درود بی پایان به دوستاران ایران زمین
اگر محققین گرامی تاریخ پر شکوه ایران دقت نظر داشته و با دیده ی تامل وتفکر ، به چگونگی حمله ، غارت ،چپاول وتاراج فرهنگی اعراب در دیار متمدن ایران ودیگر تمدن های جهان مانند مصر باستان ،رم شرقی داشته باشند .متوجه خواهند شد که نفرت از بلایا وستم گری هایی که اعراب برسر پیشینیان ما ،تمدن ما و بر کشورما آورده اند و ازدید تاریخ پنهان گشته است .زیرا این اقوام دور ازتمدن و فرهنگ تمام اسناد ظلم وستم و وحشی گری های که به جوامع متمدن وارد کرده اند را از بین برده اند . نه تنها از سراحساسات نیست بلکه واقعیتی تلخ است که هر روز وشب باید ان راتحمل کنیم .
درود بهمن سوشیانت
در مورد انتقادی که به ساسانیان داشتی, این رو یک بی مهری به خاندانی تلقی میکنم که ایران امروز یادگار آنهاست, باید به این نکته اساسی توجه کنی که اگر حس میهن پرستی و زرتشتیگری ساسانیان نبود از ایران امروز هم خبری نبود. من با توجه به این مطالب تاثیر کارهای اردشیر بابکان بزرگ را شگرف تر و زرف تر از کارهای کوروش بزرگ میدونم, البته این رو در مقیاس میهنی سرزمینم ایران میگم چون بر همه روشن است که کوروش بزرگ تاثیر جهانی داشت. متاسفانه همواره بر تاریخ ساسانیان جفا شده است.
بدرود
درود بر شما
موافقم با رای شما
اما ساسانیان در اواسط حکومت بخاطر تعصب شدید مذهبی هم دین زرتشتی رو تحریف کردند و هم نظام مملکت حالت دینی و استبدادی گرفت
ولی در کل نباید ساسانیان رو کوبید موافقم با این سخن شما
لعنت به اعراب وحشی…لعنت به اون ذات کثیفشون…اون خالدبن ولید…اون سعدبن ابی وقاص(رقاص)…و خاک بر سر اون فیروزان که تو نبرد قادسیه به رستم فرخزاد خیانت کرد و مرکز سپاه رو خالی گذاشت و مقدمات شکست لشکر ایرانیان رو فراهم کرد….حالم از هر چی عرب وحشیه بهم میخوره…حالم از اون خواننده عرب زشت نانسی بهم میخوره…میگه من از ایرانیا بدم میاد ولی احمق بیشعور نمیدونه کل ایران از عربا نه تنها بدشون میاد بلکه متنفرن….
بهمن سوشیانت عزیز
من با بزرگنمایی امام ها مشکل دارم به هیچوجه معصوم نبودن البته ما شیعه ها خیلی دوست داشتیم که مظلوم نشونشون بدیم درصورتی که هم مال و هم صیغه و کنیز و اعتبار داشتن
من عرض کردم که تنها برای حضرت فاطمه احترام قائل هستم و بس به دلیل اینکه قضیه تیره و لکه سیاه در زندگیش نمیبینم
ما در کشورمون هم مردان بزرگ و هم زنان معروف و متفکر داشتیم و رفتار و اعمال و کنش این زنان شبهاتی با زنان بزرگ عرب نداره که هیچ بلکه بنده زنان ایرانی رو بالاتر از عرب میدونم
شما با مجای حرف من مخالفین امام معصوم میدونی یعنی چه
اینکه کسی در زندگی اشتباهی نکرده باشه از دید من رد هستش
به هر حال من یکمی درباره ائمه محافظه کارانه نظر میدم و زیاد کاری به کارشون ندارم! از تاریخ بگیم بهتره بیخیال مذهب
خوب بودن همشهری هاشون به ایران حمله نمیکردن همه چی ایران و ایرانی رو غارت کنن…پس خوب نیستن…واقعا متاسفم که هیچکس نمیخئاد این واقعیت رو قبول کنه….آقا جون اعراب کارشون به مراتب خیلی بدتر از مغولان بود…همون امام علی پاک و بی گناه تو خیلی از جنگ ها شرکت کرد و ادم کشت پس لطفا با حضرت مسیح مقایسش نکنید که آزارش به ۱ برگ گل هم نرسد این ازین….بعدشم اگه حضرت علی خوب بود چرا سهمشو از جنگ قادسیه فروخت؟؟؟؟مردمو خر فرض نکنید لطفا…
چرا انقدر کس و شعر میگید؟؟؟؟بابا نه علی نه فاطمه از ما نیستن….چقدر خرید شماها اونا عربن به ما چه؟؟؟ما پیامبرمون کوروش بزرگ هست…هی نگید علی خوبه محمد خوبه فاطمه خوبه فاطمه ناخون خشکه شهربانو هم نمیشد پس انقدر لیلی به لاالاش نذارید خستمون کردین.ااهههههه
درود بر شما
چند یاد اوردی:
۱-ادب بهترین ثروت و داشتهی آدمیست
۲-انسانهای بزرگ به کسی توهین نمیکنن حتی اگر دشمنشون باشه
۳-پیامبر یعنی کسی که از خدا پیام میآورد. آیا کوروش از خدا پیامی آورده؟ و اگر آورده سندی ارائه کنید
۴-پیامبر ایرانی زرتشت است.البته این بدین معنا نیست که پیامبر غیر ایرانی نیست زیرا او پیامبری جهانشمول است
۵-شهربانویی وجود نداشته.نه یزدگرد دختری به نام شهربانو داشته نه حسین با همچنین شخصی ازدواج کرده.شهربانو زاده تخیلات صفویان است تا خود را هم از نسل پادشاهان باستان و هم از نسل امامان شیعه قلمداد کنند.
۶-علی فاطمه و بقیه کسانی که نام بردید انسان هستند.عرب یا آریایی یا چینی یا سرخپوست همه بندگان یک آفریدکانند.به انسانها بخاطر بنده خدا بودن و انسانیتشون احترام بگزاریم
۷-کوروش به بابلیها و خدایشان مردوک احترام کرد. داریوش یهودها را به سرزمینشان بازگرداند.کمبوجیه در مصر بسان یک فرعون مصری با رسوم مصریان تاجگذاری کرد. این بزرگان نژاد پرست نبودند و .کسی که خود را پیرو این اشخاص بزرگ میداند باید از نژادپرستی جدا باشد
بدرود
درود
شهربانویی وجود نداشته
اینا زاده تخیلاته ماس
نه یزدگرد دختری به اسم شهربانو داشته و نه امام حسین همسری به این نام
اخر این داستان ساختگی باحاله بخونید:
((… و شهربانو از نینوا تا ری با ذوالجناح به تاخت امد در حالی که لشگر دشمن در پی او بود. به کوهی رسید و ترس از کشته شدن تمام وجودش را فراگرفت. خواست که بگوید “یاهو مرا دریاب” اما زبانش گرفت و گفت “یاکوه مرا دریاب” در این لحظه کوه دهن باز کرد شهربانو و ذوالجناح به داخل آن رفتند و کوه مجددا بسته شد…))
سخن با منبع بزارم:
نوشته امیر معزی در دانشنامهٔ ایرانیکا، هیچ یک از تاریخنگاران باستان که به موضوع حمله اعراب به ایران و سرنوشت خانواده ساسانیان پرداختهاند، به ارتباط میان یکی از دختران یزدگرد سوم و حسین بن علی اشاره نکردهاند. ضمن اینکه ابن سعد و ابن قتیبه مورخ ایرانی قرن سوم هجری مادر علی بن حسین را بردهای از اهالی ناحیه سند معرفی کردهاند
((shahrbanu, Iranica, by Mohammad Ali Amir-Moezz))
برخی منابع دیگر به دلیل قرار گرفتن زیارتگاه بر فراز کوه، مجاورت آن با چشمه، ویژگیهای معماری سنگی، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دورهها، کاربرد واژه بانو و شهربانو برای الهه آناهید و تشابه افسانه بیبی شهربانو با داستان زیارتگاه زرتشتی (بانوی پارس) در یزد، بسیاری بر این عقیدهاند که این بنا در اصل از نیایشگاههای آناهید، الهه آبها و باروری و از پرستشگاههای زرتشتیان پیش از اسلام بودهاست.
((مری بویس، بیبی شهربانو و بانو پارس، ترجمه حسن جوادی، مجله بررسیهای تاریخی، سال دوم، شماره ۳ و ۴، آبان ۱۳۴۶، صفحه ۱۲۹ـ۱۳۰، ۱۳۵، ۱۴۳
↑ حسین کریمان، تهران در گذشته و حال، تهران ۱۳۵۵، صفحه ۳۲ـ۴۱))
در تعزیه مجلس شهربانو چنین است: چون سیدالشهدا شهید میشود، ذوالجناح به خیمه آمده و شهربانو را به شهرری میبرد. شهربانو به اشتباه بهجای «یا هو»، «یا کوه» گفته و کوه از هم شکافته میشود.
((نمونهای از خرافات اجتماع. محمدرضا اسلامی. به نقل از «ازخشت تا خشت» محمود کتیرایی))
در خرافات مردم تهران آمدهاست که زنان حاملهای که خود یا همسرشان سید نیستند، به آرامگاه شهربانو نمیروند، چون ممکن است جنین پسر باشد و به شهربانو نامحرم بوده و کور شود.
((«ازخشت تا خشت» محمود کتیرایی))
در ضمن احمق بیشعور من به ادمایی که فرهنگ و تمدنمو نابود کردنو باعث عقب موندگی کشورم شدن احترام نمیذارم….
ائمه مشکلات زیادی را متحمل شده اند….یه سری به قبرستان بقیع بزن….سوت و کور! انگار شخصیت های بزرگ اونجا دارند صدات میکنند…چقدر معصومانه کشته شدن!….من خودم ملی گرا هستم اما اجازه نمیدم کسی به ائمه توهین کنه!….به نظر شما قیام امام حسین بر چه مبنایی بود؟! به خاطر ظلم ها و فشار های فاسد بنی امیه!…ببنید قصد ندارم از هیچکی طرفداری کنم من خودم یکی از طرفداران کورش هستم! تابع دولت هخامنشیانم! اما به عنوان یه مسلمان نیز از طرفی تابع ۱۴ معصوم هستم!….خب مشکل شاید من و شما نباشیم! مشکل مال افرادی است که با سینه زنی ها و اشک ریختن های اغراقی ما رو بیزار کرده اند! اما تو نهج البلاغه حضرت علی خودش گفته که اجازه میداده شورشیان حرفشان را بگویند! حتی همیشه جنگ رو به تاخیر مینداخت که مبادا خونی ریخته شود! به هرحال من اصلا فکر نمیکنم که چنین کسانی کوچیکترین گناهی رو کرده باشند!
همین بهشت زهرا هم بری میبینی سوت و کور هستش!
کلا قبرستون سوت و کور بقیع و غیر بقیع نداره!
در مورد قادسیه هم علی یه کلام تو نهج البلاغه نگفته یک کلام اعتراضی اشاره ای، چیزی، حدیثی ………تو قادسیه ۴۰۰۰۰ ایرانی کشته شدند، تو استخر هم همین طور که بعد از جنگ قادسیه جنگ استخر بود و ۴۰۰۰۰ جوان و پیر و زن و مرد ایرانی کشته شدند و کلی ها رو همون موقع فرستادن مدینه و مکه و بیابون های عربستان برای برده کردن و فروختن زن ها و کودکان برای بیگاری کاری و جنسی! مگه همین داستان شما نمیگید که تو قادسیه، فیروزان یا ابولولو دست بر سر بچه ها و کودکان ایرانی که دسته دسته اسیر میشدن میکشیده و با تاثر گریه میکرده ……..خوب کو اعتراض امام معصوم؟ این همه جنایات به گوشش نمیرسیده یه اعتراض بکنه به این جنایات اعتراض و بلند بگه : برده نگیرید، تجاوز به زنان ایرانی نکنید، غارتشون نکنید، به اسم جهاد….کو؟ کجاست؟ راجع به هر چی از علی حدیث هست غیر از قتل عام فجیع ایرانی ها!
اقای سوشیانت چه جدایی؟ پس چرا علی واسه ایران که سرزمین اشغالی بود همچنین مصر که اشتر رو فرستاد و جاهای دیگه واسه همه اینها حاکم تعیین کرد؟ مگه ایران و مصر و ………..اشغال شده به ناحق نبودن مگه سرزمین غصبی نبودن؟ پس چرا این به قول شما معصوم برای یک کشور اشغال شده به ناحق حاکمی به اسم اشتر رو تعیین میکنه؟ علی وقتی خلیفه شد اگه با این گشورگشایی ها مخالف بوده باید بساط نیروهای عرب رو جمع میکرد از سر کشورهای اشغالی و میگفت اینا غصبیه و باطله تجاوز به سرزمین دیگه ای برای تحمیل یک دین دیگه نه اینکه خودش هم حاکم بفرسته؟ این دیگه چه جور معصومی میشه؟ انصافا حضرت مسیح که همش از صلح و عشق و دوستی دم میزنه رو با علی مقاسیه کنید بعد جواب بدید…….
درود بر سهیل
با توجه به نوشته های فوحالبلدان ( نوشته بلاذری) و استاد بزرگ دکتر خنجی، بعد از خلافت عمر و عثمان و روی کار امدن علی نواحی شرقی ایران از سیطره عرب کاملا جداشد.علی هیچ تلاشی برای بازپس گیری مجدد نکرد و بعدها در دوره خلفای بی امیه مجدد با لشگرکشی وحشیانه عرب این نواحی به دست عرب افتاد
علی با توجه به فضای سیاسی حاکم بر اونروز مسلمانان ( که مردم ریخته بودن و عثمان و کشته بودن) نمیتونست با صراحت کاری کنه . باید محافظه کارانه پیش میرفت
با تدبیر و تیز هوشی درباره ایران سکوت کرد و به جز یک مورد که به تعقیب خوارج وارد شهرهای ایران شد، دیگه هیچ لشگرکشی به ایران نکرد
باداوری میکنم عمر و عثمان باوجودیکه کل ایرانو گرفته بودند هراز چند گاهی به شهرهایی که قبلا گرفته بودند به بهونه های مختلف حمله مجدد میکردند تا باقی مونده ثروت ایران رو هم بگیرند( از جمله به استخر پس از تصرف کامل بعدها ۴ بار دیگه به بهونه های واهی حمله کردند)
علی اگر با صراحت از حمله نکردن به ایران میگفت ملت عرب نابودش میکردند و یکی مث عمر میاوردن جاش و بدبختی ایران صد چندان میشد
با نگاهی منطقی میفهمیم که علی چطور دوستدار ایرانی بود
اینم بگم تو یه حدیث علی میگه ایرانیها اهل کتاب هستند و پیامبر یکتاپرستی داشتند.
اینو مقایسه کن با عمر که ایرانی ها رو حرامزاده و بت پرست میدونست
بدرود
فک نمیکنید این امام های معصوم رو خودمان بزرگ کردیم
ببینید مگه ما کم مردان و زنان اساطیری در کشور داشتیم که چشم به عباس و نقی و تقی و علی عرب دوختیم
من به شخصه با بزرگ نمایی این معصومین مشکلی ندارم اما چرا نباید به داشته های خودمون افتخار بکنیم فرهنگ ما کجاست
به دلایل منطقی و علمی مردمان ایران دارای فرهنگی که متناسب با رسوم و شیوه باستانی خودشون باشن رو ندارن اصلا زندگی ما با خرافه و دین ادغام شده ببینید تمام فرهنگ های زیبای ما جای خودشون رو به تفکر های پوچ و نازیبای عرب داده مثلا ما به کجای زنان اسلامی عربی باید افتخار کنیم اگر در عرب یک زن مانند فاطمه داشتیم که من ارادت دارم خدمت ایشون اما در ایران باستان ده ها زن داشتیم که میشه اونهارو زنان بزرگ تاریخ ما دونست و روشون مانور فرهنگی داد
علی فضایل خوب داشته نمیشه منکرش شد اما علی رو نمیتونیم معصوم بدونیم نمیتونیم بگیم سکوت کرد تا اسلام زنده بماند با سکوت ایشون این همه تمدن نابود شد این همه زنها و مردان در مکه به اسیری و بردگی گماشته شدن این تقیه در شیعه چقدر موذیانه بوده
ما باید یک خدا رو بپرستیم همین مذاهب تنها مارو از خدا دور میکنه الله مزدا یهوه بودا اینها تا زمانی که به دیگری توهین نکنن به نظر من هیچ مشکلی ندارن
به امید روشنایی و نابودی جهل
درود بر شما
نه عزیزم موافق نیستم
بحث علی و فاطمه چیز دیگریست
من از عرب بدم میاد شدید و خشکه مذهب نیستم. تا حدودی باستانی پرست هم هستم
ولی حساب ائمه جداست
خب درسته حرف شما!….منم میگم! ما زنانی چون بانو یوتاب داشتیم که دلیرانه در برابر اسکندر مقدونی ایستادگی میکنه….و البته هزاران اسطوره ای دیگر….اما حضرت فاطمه خیلی سختی ها کشیده…هنوز تو دوران بچگی مادرش رو از دست داده!…تو یه دره به دنیا اومده! پدرش از لحاظ اجتماعی خطر هایی داشت!…و در زمان عمر این قوم احمق فقط حضرت رو کتک میزدند! به همین خاطر کمی انسان دلش به درد میاد که یه انسان چقدر باید رنج بکشد؟!!!!
درود بر شما
لطفا از به کار بردن علامات تعجب پی در پی خود داری کنید.
با سپاس بیکران
بدرود