کیم یوشین
کیم یوشین متولد سال 595 ، ژنرالی در قرن هفتم میلادی در شیلا بود. او اتحاد شبه جزیره کره توسط شیلا که تحت فرمانروایی پادشاه مویول و پادشاه مونمو به وقوع پیوست را هدایت کرد.
گفته می شود یوشین بایستی نتیجه امپراطور گاهه آخرین فرمانروای کشور گایا باشد. همچنین به وی یکی از بالاترین مقام ها در سیستم رده بندی اشراف شیلا که به سیاستمداران و نظامیان داده می شد اعطا شده بود.
او در گیانگ بدنیا آمد و در حالی که فقط پانزده ساله بود جنگجوی هورانگ شد. در سن هیجده سالگی وی تبدیل به یک شمشیر باز ماهر و رهبر هوارانگ ها گردید.
در سن 34 سالگی به یوشین فرماندهی کل قوای نیروهای مسلح شیلایی داده شد. سه سال بعد دختر خاله کیم یو شین (شاهزاده دوک من) با عنوان سوندوک امپراطوریس شیلا شد و وی کیم یو شین را به عنوان فرمانده ارتش سلطنتی منسوب کرد.
در طول سلطنت امپراطوریس سوندوک، کیم یوشین صاحب ده ها هزار سرباز خصوصی شد و توانست نبردهای زیادی را برعلیه بکجه پیروز شود و تبدیل به یکی از قدرتمندترین مردان شیلا گردد.

دستاوردهای نظامی:
احتمال می رود اولین رهبری کیم یوشین در نبردها در حدود سال 629 اتفاق افتاده است و در طول آن، وی توانایی خود را به عنوان یک مبارز به سرعت به اثبات رساند.
شیلا در نبردی دائمی با همسایه غربی خود بکجه بر سر قلمروهای منطقه بود. هر دو طرف موفقیت ها و شکست هایی داشتند و نبرد برای سال های متمادی ادامه داشت. در این زمان بود که کیم رده های نظامی را پیمود، به مقام یک ژنرال رسید و یک فرمانده ماهر میدان جنگ شد.
شیلا و بکجه اتحادی را در جهت مبارزه با گوگوریو و قصد آن در به تحت فشار قرار دادن قسمت جنوبی شبه جزیره شکل دادند و با هم یک حمله موفقیت آمیز را بر علیه گوگوریو راه انداختند. شیلا مناطق شمالی و بکجه قسمتی از جنوب رودخانه هان را تصرف کردند اما شیلا برای اینکه ادعای مالکیت بر هر دو ناحیه را داشت، اتحاد را شکست و به بکجه حمله کرد. بعد از این خیانت بکجه با گوگوریو متحد شد. زمانی که گوگوریو و بکجه در سال 655 به شیلا حمله کردند، نیروهای شیلا به منظور نبرد با مهاجمان به نیروهایی از تانگ ملحق شدند. اگرچه به روشنی مشخص نیست کیم یو شین چه زمانی برای اولین بار ژنرال شده است، اما او یقینا نیروهای شیلا را در این زمان هدایت می کرد.
در تابستان سال 660، پادشاه مویول (کیم چونچو) و ولیعهد یوم مین با ارتشی بزرگ کمپی را در نامچون به منظور حمله به باکجه دائر کردند. کیم اینمون به منظور درخواست سرباز به تانگ رفت و با ژنرال های چینی (سو تینگ فانگ و لیو پو یینگ) که صد و سی هزار سرباز را هدایت می کردند و از دریا گذشته و در جزیره تونگ مول پهلو گرفته بودند برگشت.
پادشاه به ولیعهد، کیم یو شین، چینجو، چونجون و دیگران دستور داد تا یکصد کشتی بزرگ را با سربازان بارگیری کنند و آماده همراهی با ارتش تانگ شوند. سرانجام کیم یوشین به سابی پایتخت بکجه در نبرد هوانگ سان بول که یکی از مشهورترین نبردهای قرن بود حمله کرد.
مدافعان بکجه ای که فقط توسط ژنرال گی بک هدایت می شدند، نبرد عادلانه ای با جنگجویان کیم نداشتند زیرا تعدادشان ده برابر کمتر از نیروهای شیلا بود. بکجه که پیشتر مشکلات سیاسی و داخلی را متحمل شده بود، فروریخت.
ژنرال سو تینگ فانگ پیشنهاد کرد که کل بکجه را به یوشین، اینمون و یانگدو بدهند اما آنها قبول نکردند. پادشاه مویول بالاترین مقام شیلا (ریئس الوزرا) را به کیم یوشین اعطا کرد. به محض اینکه بکجه شکست داده شد ، نیروهای تانگ در تپه های سابی اردو زدند و پنهانی نقشه کشیدند تا به شیلا حمله کنند. پادشاه شیلا فهمید و مقاماتش را برای طرح ریزی یک استراتژی فراخواند. زمانی که ارتش تانگ فهمید که شیلا به نقشه آنها پی برده است، آنها پادشاه بکجه را به همراه 93 مقام رسمی و بیست هزار سرباز زندانی برداشته و در سومین روز از ماه نهم بادبان ها را از سابی به مقصد تانگ کشیدند. آنها ژنرال لیو جن یوان را در بکجه به منظور در اشغال داشتن آن برجا گذاشتند.
هنگامی که ژنرال سوتینگ فانگ زندانیان را به امپراطور تانگ تقدیم کرد، امپراطور دلیل حمله نکردن به شیلا را از وی جویا شد. او در پاسخ گفت:“پادشاه شیلا مهربان است و مردمش را دوست دارد. افسران وی با وفاداری به ملت خود خدمت می کنند و پائین ترین مقام آنها به بالاترین مقامشان به مانند پدر و برادر بزرگ تر خود خدمت می کنند. به رغم اینکه شیلا کشور کوچکی است، هیچ کشوری نمی تواند بر علیه آنها نقشه ای بکشد.”

سپس نیروهای شیلایی به رهبری یوشین و متحدان تانگی آنها از دو جهت به سمت گوگوریو حرکت کردند و در سال 661 به امپراطوری به ظاهر تسخیر نشدنی گوگوریو حمله کردند اما گوگوریو آنان را دفع کرد.
این تهاجم گوگوریو را ضعیف کرد. در سال 667 تهاجم دیگری انجام شد که باعث نابودی گوگوریو در سال 668 شد. تانگ دوباره سربازان خود را در مناطق سابق بکجه مستقر کرد و تصمیم داشت با حمله ای به شیلا کل شبه جزیره کره را تحت کنترل خود درآورد. در سال 676 در شانزدهمین سال سلطنت پادشاه مونمو، شیلا چینی ها را بیرون رانده و سرانجام سه سال بعد از فوت کیم یوشین شبه جزیره کره متحد شد.
کیم یوشین و خانواده سلطنتی:
کیم یو شین دو خواهر داشت (کیم یوهوی و کیم مونهوی). کیم مونهوی که بعدها با عنوان ملکه مونمیونگ شناخته شد، با دوست دوران بچگی یوشین که همان کیم چونچو (پادشاه مویول) بود ازدواج کرد.
کیم چونچو و ملکه مونمیونگ والدین پادشاه مونمو و کیم اینمون بودند. بعد از اینکه همسر کیم یو شین فوت کرد، او با سومین دختر کیم چونچو (بانو جیسو)ازدواج کرد که باعث نزدیکی بیشتر آنها شد.
در سال 642، بکجه بخش هایی از شیلا را اشغال کرد و کیم چونچو که عصبانی بود، خواست تا برای گرفتن انتقام از بکجه به گوگوریو سفر کرده و سرباز درخواست کند. زمانی که چونچو اماده سفر بود، قول داد تا در طی 60 روز برگردد. سپس هر دو قسم یاد کردند تا برادران خونی باشند.
زمانی که چونچو به دربار گوگوریو رسید، پادشاه فهمید که وی یک مرد عادی نیست پس دستور داد او را برای اعدام زندانی کنند. بعد از شصت روز زمانی که چونچو برنگشت، کیم یو شین سه هزار جنگجوی شجاع شیلایی را برای نبرد آماده کرد. اما قبل از تصمیم ملکه در خصوص زمان حرکت کیم یوشین، پادشاه گوگوریو از نقشه شیلا توسط جاسوسانش آگاه شد و چونچو را آزاد کرد.
یوشین ده فرزند داشت.پسر سوم وی (کیم ون سول) بعدها نقشی محوری در استقلال کامل شیلا از امپراطوری تانگ ایفا کرد. یکی از نوادگان وی نیز شخصی به نام کیم آم می باشد که منجمی مشهور در قرن هشتم شیلا بود.
داستان های زیادی در مورد کیم یوشین وجود دارد که به فرزانگی و شجاعت وی به عنوان یک ژنرال شهادت می دهند.
گفته می شود وی یکبار دستور داشت تا یک ارتش شورشی را سرکوب کند اما سربازان وی به دلیل مشاهده ی سقوط یک ستاره بزرگ از آسمان و بد یمن پنداشتن آن از نبرد سر باز زدند. برای بازیابی اعتماد به نفس سربازان، ژنرال از یک کایت که گلوله ای آتشین را به سمت آسمان حمل می کرد بهره برد.
سربازان که مشاهده کردند ستاره به آسمان بر می گردد، تجدید قوا کرده و شورشی ها را شکست دادند. همچنین ژنرال کیم به طرز خلاقانه ای از کایت ها به عنوان یک وسیله ارتباطی بین سربازانش زمانی که آن ها بایستی بین جزایر و سرزمین اصلی تقسیم می شدند استفاده می کرد.
در داستان دیگری امده است زمانی که شیلا با تانگ بر علیه بکجه متحد شد، یک مشاجره بین یکی از فرماندهان کیم و سو جونگ بانگ (ژنرال تانگ)رخ داد. گفته می شود زمانی که مشاجره داشت به طور بالقوه ای به یک نزاع خونین تبدیل می شد، شمشیر کیم از غلافش به دستش پرید زیرا اعتقاد بر این بود که شمشیر یک مبارز ذهن وی بود.
این اتفاق باعث وحشت ژنرال تانگ شد و وی سریعا از افسران شیلا عذرخواهی کرد.

درست قبل از اخرین نبرد با بکجه، پنجاه هزار جنگجوی دستچین شده تحت رهبری ژنرال کیم یوشین آماده می شدند تا همراه با 122711 سرباز ماهر از تانگ به رهبری “سو تینگ فانگ” بجنگند. یک پرنده درنده شروع به چرخیدن دور سر ژنرال “سو” کرد و یک پیشگو صراحتا بیان کرد که این یک نشانه بد برای کشته شدن قطعی وی در نبرد آینده است. ژنرال تانگ سر تا پا به لرزه افتاد و نزدیک بود به مردانش دستور بازگشت بدهد. کیم یوشین شمشیر درازش را از غلاف بیرون آورد و با حمله ای پرنده را کشت و آن را جلوی پای ژنرال قرار داد و گفت :“یک پرنده کوچک عجیب نمی تواند مانعی برای ارتش ما در برابر یک پادشاه بد باشد.”
در سال 661 در طی سلطنت پادشاه جینپیونگ، زمانی که کیم یوشین هفده ساله بود، گوگوریو،باکجه و ماگال تجاوزی را به خاک شیلا شروع کردند. کیم یوشین که عصبانی بود به غاری در کوه چکنگ آک وارد شد. وی در آنجا روزه گرفت و سوگند یاد کرد تا به نابسامانی ها پایان دهد. بعد از چهار روز مردی که لباس خشنی به تن داشت بر وی ظاهر شد .کیم یوشین فهمید که او یک فرد عادی نیست و به مدت هفت روز به وی التماس کرد تا رازهای مرد پیر را یاد بگیرد.
سرانجام مرد پیر سخن گفت:“شما برای اتحاد سه امپراطوری تعیین شده اید، اگرچه جوان هستید. این قطعا یک شخصیت قوی را نشان می دهد”. سپس مرد پیر به وی روش های سری را آموخت و در میان نور درخشان پنج رنگی ناپدید شد.
در سال 629 کیم یوشین در ارتش شیلا که تحت رهبری پدرش(سوهیون)بود می جنگید. سربازان اراده خود را بعد از شکست های متوالی در تصاحب دژ نانگ بی و کشته شدن تعداد زیادی از هم قطارانشان از دست دادند.
کیم یوشین که در آن زمان فرمانده سربازان محافظ رده میانی بود، به نزد پدرش رفت و قول داد به سربازان روحیه ببخشد. او به اسبش سوار شد، در راهش تا کمپ دشمن مبارزه کرد و در نهایت سر ژنرال دشمن را برید. زمانی که سربازان شیلا وی را دیدند در حالی که سر ژنرال را در دست دارد و در حال بازگشت است، به میدان جنگ شتافتند و بیش از پنج هزار سرباز دشمن را کشتند، بیش از هزار اسیر گرفتند و شهر محاصره شده تسلیم شد.

در طی زندگی اش کیم یوشین احساس می کرد که بکجه، گوگوریو و شیلا نبایستی کشورهای جداگانه ای باشند و باید متحد شوند. او به خاطر تلاش در جهت اتحاد شبه جزیره مورد احترام است و مشهورترین ژنرال در جنگ های اتحاد سه امپراطوری می باشد. وی به خاطر تلاش هایش در میادین نبرد به طرز سخاوتمندانه ای پاداش داده شد.
کیم یوشین حق ورود به قصر در هر زمانی را دریافت کرد و همراهان وی هر کدام مقامی را دریافت کردند.د ر سال 668 پادشاه مونمو به وی مقام افتخاری تدگاک کان (قاصد عالی دفاعی)را اعطا کرد. همچنین وی روستایی با پانصد خانوار دریافت کرد و در سال 669، 142 مزرعه پرورش اسب را در سراسر کشور دریافت نمود.
یک روز در ششمین ماه از سال 673 مردم صدها مرد زره پوش را دیدند که از خانه کیم یوشین خارج و ناگهان ناپدید شدند. زمانی که کیم یوشین این موضوع را شنید گفت: “آنها سربازان مخفی تحت فرماندهی من بودند و احساس کردند شانس من رو به اتمام است و مرا ترک کردند . من به زودی خواهم مرد.”
ده روز بعد او در بستر بیماری افتاد و در اولین روز از هفتمین ماه در اتاق اصلی خانه اش فوت کرد و در کوهپایه کوه سونگهوا به خاک سپرده شد. پادشاه مونمو یک هزار توپ ابریشم رنگی و دو هزار کیسه برنج برای مراسم تشعیع وی فرستاد و به گارد سلطنتی دستور داد تا از مقبره وی محافظت کنند.
کیم یوشین تا سن 79 سالگی زندگی کرد و به عنوان یکی از مشهورترین ژنرال ها و اساتید شمشیر کره ای در تاریخ کره معروف است. او موضوع چندین داستان و افسانه کره ای می باشد و بسیاری از کره ای ها از ابتدای کودکی با وی آشنا هستند.
در پی فوت یوشین،او عنوان افتخاری “پادشاه هونگ مو” را دریافت کرد. مقبره اش مانند پادشاهان باشکوه ساخته شده است.
اگر به خاطر کیم یوشین نبود ملت کره متحد نمی شد و مردم کره نمی توانستند ملتی متمایز با فرهنگی منحصر به فرد باشند.این میراث نهایی ژنرال کیم یو شین است.

با ارفاق تا به این لحظه تاریخ 9/1400
تعداد بازدید صفحه خشایار شاه کبیر شاه بزرگ ایران
و کسی که رم و یونان رو با خاک یکسان کرد :
فقط 2 هزار تا
آمار بازدید صفحه کیم یوشین یک فرمانده ساده کره ای که ربطی هم به ملت شریف ایران نداره :
115 هزار تا به این لحظه
حالا اشک بریزید که تاریخ نداشته پر دروغ و خیال پردازانه اون جغله کشور کره این طور محبوب شده!
معلومه این باستان پرستان ایرانی حسابی آتش گرفته اند و سوخته اند چون هیچ طرفداری ندارند
بمیرید بدبخت ها
ممنون از نویسنده گرامی بابت این مطالب خوب و زیبا
خواهش میکنم. نظر لطفتونه
داداش اونا فیلمه به واقعیت هم 1 درصد نزدیک نیست.
سلام. سریال ها چیزی رو نشون میدن که تمام یا قسمتی از اونا ممکنه حقیقت داشته باشه.اما ما اینجا با فیلم و سریال ها کاری نداشته و نداریم. اینجا ما در مورد تاریخ صحبت میکنیم و منابع تاریخی. مقالات بنده هم از روی منابع تاریخی نگاشته شدن نه فیلم و سریال
من عاشق رویای فرمانروای بزرگ و افسانه اوک نیو هستم در رویای فرمانروای بزرگ : یوشیو و بیونگ و همینطور بانو جیسو خیلی خوب و با احساس بازی کردند و در افسانه اوک نیو : خدت اوک نیو از همه بهتر بازی میکرد و یک زن شمشیر زن بود و در ضمن شما دارید در مورد یک کشور دیگه صحبت می کنید و بحث می کنید خوشتون میاد اونا هم فرماندهان ما صحبت کنند و در موردشان غیبت کننند
سلام وقت بخیر بنظرمن یوشین فرمانده کشورش بود و برای کشورش زحمت می کشید مانند فرماندهان ایرانی اون برای مردم خودش زحمت فراوان و به یاد ماندنی کشید اگه بد و کثیف بود چرا حالا کلی مجسمه و اسمش تو زباح های مردم کره پیچیده پس اینقدر حرف چاخان و مذخرف نگویید
وقتی پیروزی افسانه ای دژ آنسی برای مردم گوگوریو زیاد مهم نیست اون وقت میان از کیم یوشین که کشورشون رو نابود کرده تعریف کنند؟؟
پس از اون حمله (بعد از 200 سال) مردم گوریو با نهایت شرافت انتقامشون رو از شیلا گرفتند
اینو قبول دارم خیلیم درسته ولی مگه توی کل سه امپراطوری فقط مردم گوگوریو هستن که باید ستایشش کنن توی خود فیلم میگه شهرتش تا جاییه که به گوگوریو بکجه وائه تانگ و جاهای دیگه رسیده بعد شما فقط میگی گوگوریو؟
به هر حال شیلا و گوگوریو هردوشون نابود شدند و از نقشه هم محو شدند این قدر جوش نزنید و باهم دعوا نداشته باشید
متاسفانه چه قدر کمی از مردم ساده تشریف دارند
اصلا مردم چین هم اسم کیم یوشین رو نشنیده بودند حالا چه برسه به رم!!
وقتی پیروزی افسانه ای دژ آنسی برای مردم مهم گوگوریو نیست اون وقت میان از یوشین که کشورشون رو نابود کرده تعریف کنن؟؟!
مردم باکجه هم که بی رحمانه قتل عام شدند (توسط چینی ها) که عامل این کشتار هم حمله شیلا بود که باعث پخش شدن ارتش بکجه شد
گیبک فقط با 4 هزار نفر (که 200 تاشون هم خائن بودند) دقیقا 15 هزار شیلایی رو به درک واصل کرد
و در اخرش هم به خاطر خیانت درباریان و تعدادی از لشکرش نابود شد ( در فیلمش هم نشون داد)
حالا انتظار دارید از یوشین تعریف بشه
باریکلا ایکاش بقیه هم این بینش شما رو داشتن مشخصه همه این داستانها رو از تاریخ ایران و روم و چین کپی کردن چون داستان قهرمانهاشون خیلی شبیه به قهرمانهای ایران و رومه
اره فقط ایران و روم و چین و یونان تاریخ دارن. بقیه بی هویتن و زیر بته عمل اومدن.
کاش قبل از حرف زدن کمی مطالعه داشتیم؟
کاربر جواد
شما دیگه خیلی متوهمی
مواد مخدر مصرف داشتی یا تأثیر فکر و خیال زیاد هستش؟
سلام
اونهایی ک از کیم یوشین انتقاد میکنن و بهش میگن فرمانده ساده پرخاشگر پر ادعا ک با لشکر کشی و قتل عام ادعای صلح دارع و…. برید ی نگاهی به تاریخ کره بندازید بعد بیاد حرف بزنید
۳ قلمرو کی متحد کرد؟؟
همین کیم یوشین ۳ قلمرو متحد کرد و برید تحقیق کنید لقب هایی ک مردم بکجه گوگوریو و بقیه کشور ها اون زمان بهش دادن چی بوده؟؟
کیم یوشین و گیبک شهرتشون به روم هم رسیده بود اما شهرت کیم یوشین از گیبک خیلی بیشتر بود
مثلا اگر کسی توی روم میگفت گیبک رو میشناسی میگفتن همونی ک کشورش همسایه کشور کیم یوشن؟؟
کسایی هم ک به کیم یوشین میگن بی درایت بی منطق حتما بخونن کسی ک بی درایت و بی منطق باشع هیچ وقت و توی هیچ جنگی پیروز نمیشه و همیشه شکست میخوره بعد چجوری یوشین این همه افتخارات جنگی داشته؟؟؟
کیم یوشین فقط وقتی ک شیلا و تانگ میخواستن متحد بشن مخالف بود ک این بی درایتی و بی منطقی نمیشه شما با یک موضوعی مخالفی پس شما بی درایت و بی منطق میشی؟؟؟؟
که این مخالفت یوشین دلیل داشته به دلیل اینکه فرمانده هان و سربازان تانگ به سربازان شیلا اهانت میکردن و فرمانده کیم یوشین میخواست غرور شیلا رو حفظ کنه از طرفی کیم یوشین میدونست ک در سر امپراطوری تانگ چی میگذره و قصدشون تصرف شیلا بوده به همین دلیل با موضوع متحد شدن و کمک خواستن از تانگ مخالف بود و اسرار به شکستن پیمان نامه داشت
این مخالفت به منظور حفظ غرور شیلا و وفادار بودن ب کشورش رخ داد چطور شما به این میگین بی منطقی؟؟؟
فرمانده کیم یوشین یکی از با درایت ترین فرماندهان کره بوده
و در مورد فرمانده گیبک درسته ک گییک با ۵ هزار سرباز تونست ۴ بار لشگر ۵۰ هزار نفری یوشین رو شکست بده اما این دلیلی نمیشه ک بگیم گیبک از یوشین بهتر بوده توی اون جنگ روحیه سربازان بکجه از سربازان شیلا خیلی بالاتر بود و اولین چیزی ک توی جنگ های اون دوران مهم بود روحیه بود به خاطر همین گیبک تونست ۴ بار یوشین رو در اون جنگ شکست بده حتی در رويای فرمانروای بزرگ در آخرین جنگ گیبک ک بعد از اون جنگ مرد خود گیبک به یوشین گفت ک من در جنگی عادلانه شکست خودرم درسته ک یوشین ۵۰ هزار سرباز داشت و گیبک ۵ هزار اما روحیه سربازان بکجه ۱۰ برابر بیشتر از سربازان شیلا بود و روحیه سربازان شیلا ۱۰ برابر کمتر بود پس این موضوع یه برابری ایجاد میکنه
از طرف دیگری گییک هیچ دشمنی نداشته و بدون هیچ استرسی روی خودش کارد و تبدیل شد به فرمانده گیبک اما یوشین چی؟؟؟ یوشین ایقدر مشکلات و دشمن داشته و اون ها رو شکست داده ک شده فرمانده بزرگ کره مثل ( بیدام ،پاچینگ چانگ، پدر بزرگش ملکه شیلا ک خائن بود بی هیونگ ک خودش دوست یوشین بود اما شورش کرد و…..)
مثل این میمونه ک ۲ نفر توی یک دانشگاه هستن یکی پدرش پولداره و اون پسرش ک دانشجو هست هیچ درسی نمیخونه و فقط آخر ترم پدرش چند میلیون پول به حساب استادای پسرش واریز میکنه و اون ها بهش بالا ترین نمره رو میدن
اما یک نفر همیچین پولی نداره و مثل چی زحمت میشکه و درس میخونه و عادلانه میاد بالا و نمره قابل قبولی میگره
این ۲ موضوع کاملا شبیه هم هستند گیبک بدون هیچ استرسی روی خودش کارکرد و هیچ دشمنی هم نداشت دقیقا مثل اون دانشجویی ک با دوستاش میره صفا سیتی و اصلا به فکر درس نیست و بعد آخرش پدرش پول واریز میکنع به حساب استاداش و بهش بالا ترین نمره رو میدن
و یوشین با توجه به تمام مشکلات و دشمن تراشی هایی ک برای اون کردن باز هم بالا تر از گیبک ایستاده دقیقا مثل اون دانشجویی ک زحمت میشکه درس میخونه و عادلانه میاد بالا
گییک فرمانده خوبی هست اما در سطح خودش هیچ کس به پای فرمانده یوشین نمیرسه
ژنرال کیم یوشین بزرگ ترین و بهترین و با درایت ترین فرمانده۳ قلمرو و کره است
و بهترین جنگجو و شمشیر زن تاریخ کره است
هزاران هزار درود بر شما
بزرگترین فرمانده سه قلمرو،یون گائه سومون بود
سلام صالح
کی بکجه و گوگوریو را نابود کرد
یوشین
چرا مقبره کیم یوشین قهرمان شیلا را نگفت
و تعداد جنگ هایی که وی حضور داشت
انسانی که در راه رسیدن به آرمان پادشاه و خودش،حاضره پسرش رو بکشه و یا طرد کنه،در وفاداری اون شک جایز نیست.حاضر میشه هرگونه ذلت رو تحمل کنه ولی به فرمانروای خویش فشار نیاوره،به نظرم دلسوزترین انسانه
کیم یوشین قدرتمندترین و داناترین فرمانده نظامی اون دوران بود و همیشه بر ارمان اتحاد وفادار بود.مردم اونو از خود فرمانروا نیز بیشتر دوست میداشتن.حالا بعضیا نمیخوان افتخارات اونو باور کنن،هیچ کاری نمیشه کرد ولی به نظر من یک انسان نترس و با درایت و جنگجویی بود.
کیم یوشین یک اسطوره هست کم مرد مثل ایناهس که خالصانه برای کشورش میجنگه
نه
جناب سیروس پور ی سوال دارم اویجا تو سریال تجویونگ بود؟
سلام.نه
چونچو که سگ چینیهای نجس احمق بود… کیم یوشین و سودینگ فانگ دو قاتل شرور عوضی بی رحم بودن به بهانه اتحاد سه قلمرو به بکجه حمله کردن اتحاد سه قلمرو هم بهانه ای برای چونچو بود که به امپراتوریهای دیگر تجاوز کند و آنها را غارت کند