نبرد دامغان

نبرد دامغان یا نبرد مهماندوست، جنگی است که در سال ۱۱۰۸ ه.ش در اطراف دهکده مهماندوست ، ۲۵ کیلومتری شرق دامغان بین نیروهای نادر قلی افشار و محمود هوتکی درگرفت  اشرف بعد از پسرعمویش محمود هوتکی ا ز پشتونهای قندهار در اصفهان به تخت پادشاهی ایران نشست و با نام اشرف شاه ایران به تخت نشست او در پی یکپارچگی ایران بود گرچه نتوانست در این راه کامیاب شود.

نبرد دامغان
بخشی از جنگ های نادری
Jahangusha-ye Naderi 01.jpg
نقاشی از نبرد دامغان، به تصویر کشندهٔ آتش سنگین توپخانه نادر علیه افغان‌ها
تاریخسپتامبر ۲۹ – اکتبر ۵، ۱۷۲۹
مکانمهماندوست نزدیک دامغان
نتیجهپیروزی قاطع صفویان
طرفین درگیر
طرفداران صفویههوتکیان
فرماندهان و رهبران
نادر
لطف علی خان
طهماسب خان جلایر
فتحعلی خان کیانی
لطیف خان
اشرف افغان
محمد صیدال
نصرالله خان
زبردوست خان
قوا
~۲۵٬۰۰۰۴۰٬۰۰۰-۵۰٬۰۰۰
تلفات و ضایعات
۳٬۰۰۰ یا ۴٬۰۰۰۱۲٬۰۰۰

این نبرد به پیروزی نادر منجر شد و نبرد نهایی در مورچه خورت افغانها را با شکست نهایی، واگذاری اصفهان و پیوستن سربازانشان به نادرقلی افشار روبرو ساخت.

آرایش جنگی افغانان

دست چپ سپاه اشرف را صیدال خان و دست راست آن را محمدامین خان اعتمادالدوله هر کدام با بیست هزار سپاهی رهبری می‌کردند. سپاه اشرف بیش از پنجاه هزار نفر بود.باید بدین اندیشید که اشرف شاه انگاه شاه ایران بود و همه خزانه و سپاه و لشکر ایران در دست او بود و انگاه قندهار و کابل و شیراز و اصفهان شهرهای یک کشور بودند و مردمش هم میهن هم بودند و نباید تاریخ را با نگاه سیاسی امروزی دید.

آرایش جنگی سپاه نادر

نادر کلیه قوای خود را که بیست و پنج هزار نفر بودند به صورت یک واحد یکپارچه در آورد و تأکید کرد که پیش از فرمان او کسی کمترین حرکت یا شلیکی نکند.

پیشینه

شاه طهماسب دوم، که بازیافتن تاج و تخت نیاکانش را نزدیک می دید و مشتاق بود که شکست پدر را جبران کند و انتقام خون هزاران تن از اتباع خود را بگیرد، تصمیم گرفته بود که به اصفهان بشتابد و اشرف را وادار به جنگیدن کند. ولی نادر او را از این نقشه منصرف کرد.

سردار زیرکش به او چنین گفت که بُعد مسافت تا پایتخت دشواری‌هایی در پیش دارد؛ و گذشته از این، کارهایی که اشرف در اصفهان انجام داده است حاکی از آن است که وی قصد دارد به رویارویی اعلیحضرت بشتابد، و در نتیجه افغانها ضمن حرکت بیشتر خسته و کوفته خواهند شد و نیروهای تازه‌ای نیز به اشرف نخواهند پیوست، زیرا او تنها کسانی را درون سپاه کرده که به آن‌ها باور داشته‌است.

همچنین یادآور شد که هر چه بیشتر اشرف از اصفهان دور شود، پس نشینی او دشوارتر و خطرناک تر خواهد بود؛ ولی، برای آنکه او(نادر) خراسان را نمایشگر جنگ نکند و از سوی دیگر از خدمت‌های اتباع باوفای اعلیحضرت مانند قاجارها و بیاتها محروم نماند، نیاز است که مسافتی به رویارویی اشرف بشتابد.

بنابراین، پس از گذر چندین فرسنگ راه به آهستگی، با پادشاه و همه سپاه در پیرامون دامغان اردو زد، و این کار را پیش از رسیدن اشرف به آن نزدیکی انجام داد.

نادر با این محل که در نزدیکی رشته کوه‌های کرانه‌های دریای کاسپین جای داشت آشنا بود و می خواست در هنگام نیاز به آن بخش فرار کند. پس از آنکه نادر به هنگام لشکرگاه خود را نشان کرد و تا چند روز سربازان را به آسودگی واداشت، اشرف با همه نیروهای خود در رسید.

نبرد

اشرف ان زمان شاه ایران بود و نادر نه سپاه بزرگی داشت و نه حمایت و نام اوری و نه جنگ افزار چندانی داشت نیروهای سپاه اصفهان به فرماندهی اشرف ان هنگام شاه ایران محسوب میشدند و همه خزانه و جنگ افزار ایران بدست انان بود و برای همین این هنگام باور به پیروزی خود داشتند به اشرف پافشاری می‌کردند که جنگ را آغاز کند اشرف از دیدن جاگیری مناسب سپاه نادر دریافت که با سرداری آزموده سروکار دارد و باید با احتیاط بسیار جنگ را آغاز کند، به ویژه آنکه سرنوشت او مربوط به سرانجام آن بود.

در ساعت‌هایی که وی اوقات خود را در تردید می گذرانید، افسرانش به او گفتند که اگر شایع شود که وی از جنگ با نادر بیم دارد، کشاورزان دیگر آذوقه نیاز را به لشکرگاه او نخواهند آورد و سپاه اشرف وادار خواهند شد با دشواری بیشتر جنگ را آغاز کنند.

بنابراین اشرف، پس از آنکه نیروهای خود را هماهنگ کرد، در دوم اکتبر ۱۷۲۹ به سپاه نادر تاخت نیروهای نادر در برابر او پایداری کرد و با سرآمد هماهنگی به شلیک توپخانه او پاسخ داد و و استوار ایستاد و اشرف که از هماهنگی دسته‌های سپاه نادر در شگفت مانده، ولی وامانده نشده بود نیروهای خود را از تاختن بازداشت، و به نیرنگی که در جنگ با ترکان عثمانی از آن بهره برده بود، به فرمانده دو گروه سه هزارتنی فرمان داد که از پشت و گوشه‌ها به دشمن بتازند ، و خود از رویاروی به سپاه نادر تاخت .

طهماسب قلی که هر بخش را زیر نگاه می داشت با دلاوری آن‌ها را پس راند و همگی را از هم بپراکند ؛ و پس اانها را رو به روی آتش توپخانه تاراند و با تازشی دلیرانه و سخت به آسانی بر آن‌ها چیره شد.

فرجام

پیدا نیست در این جنگ از پای در آمده‌های دو سو چه اندازه بود. می‌توان گفت که کشته‌های سپاه اشرف بسیار بوده و شترها و زنبورکها و چادرها و همه باروبنه سپاه اصفهان بدست نادر افتاد. سپاه اشرف پس از این شکست به تهران گریختند و مسافت دویست میل را در دو روز طی کردند.

منبع ویکی پدیا
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.