دانستنی هایی پیرامون لرها در زمان مادها

 تاریخچه و نژاد لرها:

چیزی که واضح و روشن است ،اینست که بررسیهای زبان شناسی و فرهنگی، نشان دهنده پیوستگی قومی لرها با دیگر اقوام ایرانی به ویژه شعبه پارسی است. لران قدیمی ترین قبایل آریایی ایران زمین می باشند که از روزگاران کهن در نواحی غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه های زاگرس ساکن بوده و هستند .

لران بازماندگان شاخه ای از نژاد آریا بنام کاسیان هستند که بین هزاره سوم و اول پیش از میلاد به هنگام مهاجرت اقوام آریایی شعبه ای از این اقوام موسوم به کاسیها به لرستان آمدند و با بومیان منطقه در آمیخته و بدین ترتیب نژاد تازه ای پدید آمد که بعدها به لر شهرت یافتند.(۱)

 

قوم کاسی : و لرستان در دوره کاسی ها

کاسیان قبل از مادها وپارس ها از ارتفاعات قفقازیه و آذربایجان به جنوب غربی ایران روی آوردند ولی در ابتدای امر در نواحی دریای مازندران سکونت کردند ونام خود را به این دریا دادند وآنرا دریای کاسپی یا کاشی نامیدند و این دریا در اصطلاح اروپاپی بنام دریای کاسپین (Caspian) شهرت دارد.استرابون (Strabon) مورخ یونانی نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کناره دریای کاسپین سکونت نمودند ونام خود را به این دریا دادند.افراسیاب تورانی طبق اوستا برای دست یافتن به فر کیانی در این دریا فرورفت وناامید برگشت و دیگر دریای وورو کاش (Vouro-kasha) می باشد.

دارمستتر در توضیح از این واژه معتقد شده که وورو مخفف فراخ است وهر دو پهلوی و فارسی از یک ریشه می باشند.بنابراین این واژه ووروکاش بمعنی دریای فراخ وبزرگ کاشی ودریای کاسپین می باشد. واژه کاشی در کتیبه های بابلی به عبارت کاسی یا کاسپی آمده واقوام کاسی (کاشی)در زمان مهاجرت بتدریج در شهرهای کاشان وقزوین نیز سکونت نمودند ونام خود را بر این دو شهر داده اند.(۲)

این قوم که همزمان و به موازات عیلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته اند ، قومی بودند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند .آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده میشدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن میگفتند .آنان سوار کارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامیها و بابلیها در افتادند.آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند .حکومت کاسیها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامیها به پایان رسید .آنها پس از شکست از عیلامیها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند .

 

لرستان در دوران ماد ،هخامنشی ،سلوکی ،و اشکانی

کاسیها در دوران حکومتهای ماد و هخامنشی همچنان استقلال و اقتدار خویش را حفظ نموده و شاهان هخامنشی که میخواستند جهت لشگرکشی به سایر نقاط سپاهی را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روسای این قوم باج بپردازند .اسکندر مقدونی هم در هجوم به ایران چون این طایفه را مطیع نمیدید، با قوایی عظیم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسلیم کرد .ولی پس از مرگ اسکندر دوباره آزادی خود را باز یافتند

لرستان در زمان ساسانیان:

لرستان در دوره ساسانیان ، از لحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین ((پهله )) یا ((پهلو ))محسوب می شد. یعنی سرزمینی که بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .

سرزمین پهله خود به نواحی کوچکتری تقسیم می گردید. چنانکه لرستان و منطقه غربی آن یعنی پشتکوه (ایلام )را به ترتیب به ((مهرگان کدک ))و ماسبذان نامیده می شد. این دو نام تا قرون نخستین اسلامی همچنان به این نواحی اطلاق می شد و با تغییر در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده می شدند . از شهرهای مشهور منطقه مهرگان کدک یا لرستان عهد ساسانی شهرهای صیمره و شاپور خواست (خرم آباد )را می توان نام برد. شهر سیمره حاکم نشین منطقه و شاپور خواست که گفته میشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهای آباد و پر رونق دوره ساسانی محسوب می گردید .

*****************************

حمدالله مستوفی , نام لران را بمحلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد و می نویسد :

وقوع این اسم بر آن قوم, به وجهی گویند از آن است که در ولایت مانرود دهی است که آن را کرد خوانند ودر آن حدودبندی که آن را بزبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی که آن را لر خوانند” (۳)

شاید علل نسبت دادن لران به این سرزمین مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافی دانان عرب درباره ی آن بحث کرده اند و امروزه نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول, هنوز زنده است.

محلهای دیگری نیز یافت می شود که نام آنها همانند لور می باشد از جمله لیر محلی واقع در ناحیه گندی شاپور (جندی شاپور) و لیراوی واقع در کهگلویه است. احتمالا کلمه لر همان واژه لور است, چنانکه در لری پول را پیل میگویند.

یاقوت حموی نیز از محلی به نام لردجان (لردگان) نام برده است . به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان می باشد که بین کهگلویه(کوه کیلویه) وبختیاری قرار دارد. در سیمره نیز محلی بنام لورت یالیرت است.

مسعودی ضمن ذکر فهرست طوایف کرد, از قبایل لریه نیز نام برده است.

یاقوت حموی با اینکه از لران سخن می گوید , واژه اکراد را بکار برده ومی گوید:

اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند ومحل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان مینامند.”(۴)

 

در اواسط قرن ششم(۶٫ه.ق) لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لرکوچک تقسیم شد .منظور از لر کوچک همان از لرستان کنونی و مقصود از لر بزرگ بختیاری و کوه کیلویه است . بین اراضی لر نشین مزبور قسمتی قرار داشت که دامنه ی آن تا شیراز کشیده میشده وآنرا شولستان مینامیدند وامروز این خاک بنام ممسنی معروف است .

لر کوچک وبزرگ از اواخر قرن ششم ببعد بزرگان وامرائی داشت که نام بعضی از آنها در ادبیات پارسی مخلد وجاویدان مانده است . امراء لر بزرگ که آنها را اتابکان لرستان ،به دنبال ضعف و تجزیه دولت سلجوقی، شجاع الدین خورشید نیز همچون امرای بلاد دیگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختیار گرفته و بر خود عنوان اتابک (که واژه ای ترکی است که از اتا به معنی پدر و بیگ یعنی بزرگ است ساخته شده را نهاد.)  و بدین ترتیب او سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد.

خاندان فضلویه که از امرای لر بزرگ بودند شهرت بیشتری داشتند، علت این امر آن بود که خاک لر بزرگ بین شولستان وعراق عجم وعراق عرب وفارس قرار داشت و امرای آن منطقه طبعا با حکام نواحی اخیر رابطه داشته گاهی در حال صلح وزمانی در وضع جنگ ونزاع بسر می بردند.(۵)

اتابکان لر کوچک با هر وسیله ای که توانستند موقعیت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوی با گردن نهادن به یوغ فرمانروایان وقت ایران از جمله سلاطین خوارزمشاهی،مغولان ،تیموریان ،ترکمانان ، قراقویونلو و اق قو یونلو و تا پایان پادشاهان صفوی حفظ نمایند .از اتابکان لر کوچک چند تن با درایت و سیاست بودند که از آن جمله شجاع الدین خورشید موسس سلسله ، حسام الدین خلیل (حدود ۶۴۰هجری )،ملک عزالدین (۸۰۴_۷۵۰ ه ق ) میتوان نام برد.

لرها همواره در وطن دوستی و پاسداری از وطن خود همانند بقیه ایرانیان ،غیرت نشان می دهند.به عنوان مثال خدمات این سردار دلیر(علی مردان خان) و نام آور لرستانی در برابر هجوم افغانها در پایان دوره صفوی و مقاومت سر سختانه او در برابر قوای عثمانی و همچنین رشادتهای فراوان وی در رکاب نادر شاه افشار جهت بر قراری صلح و ثبات و دفع متجاوزان از کشور ،بسیار در خور توجه و تحسین انگیز است.

آخرین حکومت لرها نیز به کریمخان زند میرسد .(البته به دلیل مدت حکومت کم این سلسله نمیتوان در مورد تاثیر یا نوع حکومت آنان بر کشور نظری با اطمینان داد) او از طوایف لر ساکن ملایر بود و بعد از دوره ۴۰ ساله حکومت زندیه با به قدرت رسیدن این فردخائن و عقده ای(آغا محمد خان قاجار) و جانشینان بیکفایت و بی لیاقت و وطن فروش قاجاریه اکثر نواحی ایران جدا گشت. ولی …

آغا محمد خان ،بانی سلسله قاجاریه ،به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید.

اشیاء مفرغی لرستان:

در مدتی متجاوز از ۲۰ سال آنچه که روستاییان در ناحیه کرمانشاه ومخصوصادر هرسین ,الشتر و

خرم آباد که در شمال لرستان است یافته بودند مجموعه های خصوصی و موزه های اروپا وآمریکا را با هزاران شی ء مفرغی وآهنی مزین ساخت . این اشیاء در قبوری پیدا شده که تاکنون هیچ یک از آنها از نظر علمی حفاری نگردیده . این قبور گودال های هستند که گاهی سنگ فرش شده اندو همواره با لوحه سنگ بزرگی که به پنها گذاشته شده، پوشیده است. واین اشیاء عبارتند از شمشیر آهنی و خنجر مفرغی و کلنگ برنزی وسنجاق های برنزی و سیتولهای مفرغی (نوعی ظروف مخصوص سفالین.
‘>م.)(۶)

رمان گریشمن در این کتاب توضیحاتی خوبی درباره تمدن این اشیاء اشاره کرده برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان.  و یک تارنمای زیبا برای دیدن این مفرغ ها  Bronze Sculpture of Lurestan

 

شهرهای مهم این مناطق (لر نشین) :

 

۱-خرم آباد : خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسیاری از مورخان اروپایی بر این باورند که این محل با خایدالوی متون آشوری مطابقت می کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عیلامیان ،از شهرهای این قوم بوده، ولی بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است.(۷)

ژاک دومرگان، عضو هیئت علمی فرانسه در ایران معتقد بود که لرستان از ایالتهای عیلام قدیم بوده وخرم آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است.(۸)

فردوسی براین عقیده بود که این شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاریخ بنایش را همزمان ایجاد گندی شاپور دانسته است.

بنابراین میتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانیان در محل خایدالو بنا شده است واتابکان لرستان نیز در سده ی ۵ ه.ق بر لرستان دست یافتند،خرم آباد را روی خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال ۵۸۰ ه.ق اتابک شجاع الدین خورشید بوده است(۹)

 

۲-بروجرد: بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود ، شهری است که قلعه ای گرداگرد آن بوده است که از دور کاملا گرد به نظر می آمده، که آثار بسیار کمی از آن باقی مانده که بعضی ها بنای آن را همزمان با دوره پیروز ساسانی دانسته اند و در دوران جنگ ایران و اعراب اعتقادها بر این است که یزدگرد سپاه خود را قبل از جنگ نهاوند (در این قلعه در ۳۹ کیلومتری نهاوند یعنی همان بروجرد فعلی گرد آورده )وآماده رزم نموده تا سپاهیان خود را به فرماندهی فیروزان به قلعه نهاوند و جایی که سپاهیان پابرهنه تازی که در پای کوه آردوشان (اردوشاهان) گرد آمده بودند رهسپار سازد و آتشکده ی داشته که بعد از اسلام به مسجد و امام زاده مبدل گشته است. البته

 

۳-ایلام: سرزمین ایلام از دیرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشیه ی روز سیمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ایلام داشته است،دره سیمره نقش بزرگی در شکوفایی تاریخ وتمدن منطقه ایلام داشته است، زیرا مهمترین راه ارتباطی بین تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ایران سرزمین می گذشته است. استان ایلام از نظر آثار تاریخی ونقاط دیدنی بسیار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هیلان،شیروان،آرمو ،ایوان غرب و … آثار تاریخی از عصر مفرغ،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان و…کشف وبه ثبت رسیده است.(۱۰)

 

۴کهگلویه وبویر احمد: از دوناحیه کهگلویه و بویر احمد تشکیل گردیده .

برخی از مورخان براین باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمینگان(محل جایگاه)گیلویه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو یا گیلویه که از مردم خمایگاه سفلی از ولایت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گیلویه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،این سرزمین را بنام او خواندند.(۱۱)

مؤلف فارسنامه ی ناصری بر این باور است که درخت کیالک(زال زالک) در کوهستانهای این سرزمین بیشتر از دیگر نقاط پارس وجود دارد. وچون میوه ی وحشی زال زالک را در این منطقه گیلویه گویند،بدین مناسبت این سرزمین را کُه گیلویه نامیده اند.(۱۲)

اما این نظریه درست نیست ، زیرا درخت زال زالک منحصر به این استان نمی باشد وبطور طبیعی در سرتاسر لرستان وبختیاری یافت می شود ودر کهگیلویه سیسه نامیده می شود.

ظاهرا کیارک در شیراز رایج است نه بین لرهای کهگیلویه.

” تل خسرو(کهگیلویه)کوهستانی است در شمال ولایت بهبهان…در روزگار پیشین آن را رم زمیگان که معنی بلوک سرد است می نامیده اند ودر سده ی ۳ ه.ق به نام کوه گیلویه معروف گردید”.(۱۳)

“طایفه ی بویر احمد،ناحیه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحیه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحیه ی بویر احمد مشهور گشته است.(۱۴)

۵-یاسوج: نام بومی یاسوج ، یاسیج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بویر احمد علیا بود . سابقه ی تل خسرو بیش از۲۰۰۰ سال است، ولی احداث ابنیه ی معاصر آناز سال ۱۳۰۹ه.ش آغاز شدوتا سال ۱۳۲۳ ه.ش ادامه داشت وپس از این تاریخ متروک گشت.

از عوامل ایجاد شهر یاسوج شرایط اقلیمی وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زیبا ومنابع فراوان آب است

 

۶چهار محال وبختیاری : براساس کتیبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختیاری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.

********************************* 

زبان :

پس از انقراض ساسانیان، آنچه پایداری وغلبه ی معنوی ایرانیان بر اعراب گشت ، فرهنگ وزبان قوم ایرانی است.

مردم لر نیز همانند دیگر ایرانیان ، گرچه کیش باستانی خود را به مرور زمان رها کرده وبه آیین اسلام درآمدند ولی زبان کهن خویش را نگاهداری نمودند . بسیاری از واژههای لری اغلب ریشه های باستانی دارند و به احتمالا تعداد زیادی از این واژه ها مربوط به زبانهای کاسی و عیلامی می باشد . گفته می شود زبان پارسی در زمان امپراتوریهای هخامنشی ، اشکانی و ساسانی در لرستان گسترش یافته است .

در بین زبانهای جنوب غربی ایران ،زبان (گویش)لری بزرگترین رابطه را با زبان فارسی دارد. که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، زبان پارتیان قرن هشتم بعد از میلاد هستند ،و همانگونه که می دانیم پارسی میانه، زبان پارتیان و ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان فارسی نزدیک است که بعضی معتقدند این زبان در گذشته نه چندان دور از فارسی منشعب شده است .

گویش مردم لرستان بیشتر لری ولکی است. بر اساس مطالعات زبان شناسی ، زبانهای لری و لکی جزو زبانهای هندو _ اروپایی به شمار می آیند. زبانهای ایرانی شامل زبانهای ایرانی شرقی ، و زبانهای ایرانی غربی می باشد . لکی و لری جزو زبانهای ایرانی غربی محسوب می شوند .

 

باختری :گویشهای لری ، بروجردی ، ملایری ،نهاوندی ،وغیره لری
خاوری :شامل گویش های بختیاری ،دزفولی، شوشتری ،وغیره

 

لکها بیشتر در نواحی نورآباد وکوهدشت والشتر ساکن اند ولرها در خرم آباد و بروجرد و اشترینان (اشتربانان)… مستقر هستند. گویش لری بختیاری که تفاوتی با لری خرم آبادی دارد در الیگودرز و روستاهای اطراف و طایفه های چهار لنگ بختیاری رایج است.(۱۵)

در ملایر ونهاوند وتویسرکان به لری و لکی سخن گفته می شود در ایلام هم در قسمت های شمالی آن که همرز با کرمانشاه است لکی بیشتر رایج است و در قسمت های دیگر لری سخن میگویند وطوایف لک که در نواحی شمال استان بسر میبرند ،طایفه مکی که بین کرمانشاه وهیلان زندگی میکنند وبه لهجه کردی جنوبی تکلم میکنند که شبیه لهجه کلهر است ودر قمسمت جنوبی استان کردان شوهان هستند که به لهجه کردی کرمانجی سخن میگویند.(۱۶)

در کهگیلویه وبویر احمد وچهار محال بختیاری تا لر های ممسنی همه به گویش لری با اختلاف های اندکی سخن میگویند البته گروههای مهاجری هم بوجود دارد که بگویش های دیگری سخن میگویند و بیشتر مردمان لری سخن می گویند.

 

**********************************************

۱-(افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۳۷۲)

۲-(تاریخ اجتماعی ایران باستان.نوشته :دکتر موسی جوان صفحه۱۱۲ و۱۱۳) .

۳-(مستوفی تاریخ گزیده،ص ۵۳۷)

۴-(مینورسکی ،ولادمیر، لرستان ولرها،ص ۲۲)

۵-(تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران.جلد ۳٫ص ۲۳۶ .)

۶-(تاریخ ایران از آغاز تا اسلام –رمان گریشمن(Ghirishman.Roman.۱۹۷۹-۱۸۹۵):رئیس گروه باستان شناسی فرانسوی در ایران. ترجمه دکتر محمد معین .صفحه ۱۳۰-۱۳۱)

۷-(ساکی،جغرافیای تاریخی وتاریخ لرستان ص۹۴-۹۷)

۸-(دومرگان ژاگ.هیئت علمی فرانسه در ایران، جلد۲٫ص۲۱۱)

۹-(رزم آرا،تیمسار علی .جغرافیای نظامی ایران .لرستان.ص ۱۷۸)

۱۰-( افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۱۷۳)

۱۱-(اقتداری ،احمد.خوزستان وکهگلویه وممسنی.جلد ۱٫ص ۳۶۳)

۱۲-(فارسنامه ناصری .حسینی فسایی.جلد۲٫ص۱۴۶۷) .

۱۳-(شوشتری: مؤلف کتاب تاریخ جغرافیای خوزستان درباره ی کهگیلویه در ص ۱۹۲)

۱۴-( مؤلف فارسنامه ناصری در ص.۱۴۸۱ )

۱۵-(دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها .جغرافیای کامل ایران.جلد ۲٫ص۱۰۷۵)

۱۶-(مینورسکی ولادمیر لرستان ولرها .ص۳۰)

۱۷-تارنمای http://www.luripeople.com

منبع پارسیان دژ
243 نظرات
  1. گلبانگ می گوید

    https://www.adyannet.com/fa/news/44588
    این لینک سایت تخصصی ادیان نت هستش که لورهای ایران رو هندوستانی معرفی کرده و شاهنامه ی فردوسی بزرگ رو مورد استناد قرار داده است!

  2. گلبانگ می گوید

    لورها پر از الحاقی هستند! سگوندها عرب بنی کلاب هستند! طایفه رشنو کرد کرمانج اصیل هستند! سلاحورزی عرب ربیعی شمال عراق هستند! طایفه میر عرب هاشمی از قبیله بنی هاشم قریشی هستند! طایفه سوری از کردهای سوریه هستند! باجلوندها سرپل ذهابی هستند و جزو قشون زندیه بودند! عمرایی یا امرایی دزفولی هستند! طایفه رکرک از پارسیان و دزفولی الاصل هستند! گودرزی پارس اصیل هستند! شولها پارس اصیل هستند! آغاجری ترک اصیل هستند! باوی ها عرب اصیل هستند! بختیاری کرد شامی هستند! جانکی طایفه ای از کردهای شامی می باشد! آسترکی طایفه ای از کردهای شامی می باشد! ساکی پارس هستند و نطنزی به صراحت گفته است ساکی جزو لور نیستند! بیاتها ترک اصیل ساکن ازنا هستند! پشته ها ترک اصیل ساکن ازنا هستند! افشارها ترک قرخلو ساکن ازنا و الیگودرز هستند! طایفه بیرانوند عرب از نسل هیجالی حجازی هستند! بابادی و بهداروند عرب بصره عراق هستند! عرب کمری از اعراب کعبی هستند!. طایفه بهاروند ترک بهارلو همدان هستند که از شهرستان بهار همدان وارد خرم آباد شده اند! طوایف پازوکی و بیگلری ترک اصیل هستند! این طوایف به مرور زمان درون لورها آسمیله و هضم شده اند و به اشتباه جزو لوریان معرفی می شوند! لورها اصالتا هندی هستند! شاهنامه به درستی لورها را هندی معرفی کرده است! خود بیرانوندها یک تیره به اسم هراتی افغانی دارند.

    1. ایرانی می گوید

      منبع؟

  3. گلبانگ می گوید

    مسعودی تاریخ نویس به صراحت لورها رو قبیله ای از کردها معرفی کرده است ولی قبل از این سند تاریخی شاهنامه فردوسی به صراحت لورها را هندیانی معرفی کرده که بهرام گور به ایران واردات کرد

  4. گلبانگ می گوید

    فارسنامه ناصری به صراحت کل طایفه پاپی رو هندوستانی معرفی میکنه. فردوسی میگه لورها هندی هستن

  5. گلبانگ می گوید

    لورها پر از الحاقی هستند! سگوندها عرب بنی کلاب هستند! طایفه رشنو کرد کرمانج اصیل هستند! سلاحورزی عرب ربیعی شمال عراق هستند! طایفه میر عرب هاشمی از قبیله بنی هاشم قریشی هستند! طایفه سوری از کردهای سوریه هستند! باجلوندها سرپل ذهابی هستند و جزو قشون زندیه بودند! عمرایی یا امرایی دزفولی هستند! طایفه رکرک از پارسیان و دزفولی الاصل هستند! گودرزی پارس اصیل هستند! شولها پارس اصیل هستند! آغاجری ترک اصیل هستند! باوی ها عرب اصیل هستند! بختیاری کرد شامی هستند! جانکی طایفه ای از کردهای شامی می باشد! آسترکی طایفه ای از کردهای شامی می باشد! ساکی پارس هستند و نطنزی به صراحت گفته است ساکی جزو لور نیستند! بیاتها ترک اصیل ساکن ازنا هستند! پشته ها ترک اصیل ساکن ازنا هستند! افشارها ترک قرخلو ساکن ازنا و الیگودرز هستند! طایفه بیرانوند عرب از نسل هیجالی حجازی هستند! بابادی و بهداروند عرب بصره عراق هستند! عرب کمری از اعراب کعبی هستند!. طایفه بهاروند ترک بهارلو همدان هستند که از شهرستان بهار همدان وارد خرم آباد شده اند! طوایف پازوکی و بیگلری ترک اصیل هستند! این طوایف به مرور زمان درون لورها آسمیله و هضم شده اند و به اشتباه جزو لوریان معرفی می شوند! لورها اصالتا هندی هستند! شاهنامه به درستی لورها را هندی معرفی کرده است!

    1. امیر چخماق می گوید

      یک طایفه در لرها وجود داره به نام «کولی‌وند» خودت دیگه نه ماجرا رو میتونی بخونی. لرها یک مشت پشت کوهی عشایری هستند، این لرهایی که می‌بینید فرهنگی هستند اصلاً لر نیستند، اینها ترکیبی از اقوام مختلف هستند که خودشون رو لر خطاب میکنند. نام لر در هیچ کتیبه باستانی نیومده، لرها از مغول ها هم عقب مانده تر هستند

      1. ناشناس می گوید

        اگه اینجوریه که تورکها و قشقایی ها یک طایفه اسم کشکولی( کش کولی ) دارید

  6. سهیلا می گوید

    بیرانوند که کرد موصلی هستید و از اونجا فرار کردین وارد حومه خرم آباد شدین. اتفاقا یه تیره از بیرانوندها اسمش هراتی هستش که از هرات افغانستان هستند. کتاب سفرنامه هنری راویلنسون رو بخونید تا اصالت کردی بیرانوند رو بدونید. طبق شجره نامه هم حساب کنیم بیرانوندها از نسل هیجالی حجازی عرب هستید.

  7. ارتميس می گوید

    ماشالا همه هم محققن اینجاااا، این همه استاد تو یه سایت جه میکنن واقعا؟
    نه عیلامی بودن افتخاره نه کاسی بودن نه هندی بودن بده
    اکر مناطق کنونی لرنشین مثل شوش و … اثاری دارند دلیل نمیشه لرها عیلامی باشند تاریخ خیلی خیلی وسیع تر از این حرفاست و طبق اسناد مردم کوهنشین اون مناطق رو بعدا تصرف کردند
    کاسی بودن اکر افتخاره خودتون دیدین که نزادشون قفقازیه مثل کل ایران!
    فارس بودن اکه افتخاره بس جرا میکید کورش کبیر لر بوده؟!!؟؟؟ تکلیفتون رو مشخص کنید خوب
    لغت لر از زمان فردوسی اومد به ادبیات فارسی
    و شکی نیست که شاهنامه سند تاریخی ماست
    و اما هندی بودن کسر شان نیست جون اولین انسان ها از افریقا که مهاجرت کردن بعد به سمت شرق رفتند بس هندی ها هم ریشه ایرانی دارند!
    همه ما انسان ها باهم فامیلیم
    هیج افتخاریم تو هیج نزادی وجود نداره جرا؟ جون دست خودتون نیست که فارس باشین یا ترک یا افغانی یا لر
    برای دستاوردهای خودتون دنبال افتخار باشین

    1. L می گوید

      اولا بومیان هند که پوستی تقریبا تیره دارند از نژاد دراویدی هستند که بعد ها آریاییان با انها ترکیب شدند بخصوص نواحی شمالی و غربی هندوستان که باعث شد زبان و فرهنگ آنها اریاییزه شود دلیل شباهت زبانی هندی ایرانی هم همین هست همانطور که دیگر آریاییان زبان بومیان کهن ایران را تحت تاثیر خود قرار دادند و زبان آنها و فرهنگ آنها به بومیان کهن غالب شد و حتی نام ایران به معنای جایگاه یا کشور آریاییان بر آنها غالب شد همانطور که بعد ها نام پارس شعبه ای از همین اریاییها برتری یافتند و نام خودشون رو به یادگار معادل ایران بر روی کشور به یادگار گذاشتند واژگان معنای مختلفی دارند و در طول زمان تغییر می‌کنند. هم شما هم سهیلا و هر کسی که از سوزش شدید هندی ها را به لرها و ایرانیها ربط میدید که باید گفت این آریایی ها بودند که به هند رفتند و نه اینکه هندی ها به ایران اومده باشند ولی نام هند باقی ماند این واژه مدهنی چه ربطی به هندی دارد ؟؟ مثلا طایفه مدملیل لر بختیاری که اول اسم آن هم مد دارد را باید ربط بدیم به مدح !! اصلا این واژه مدح از کی وارد زبان لری شده ؟؟ مدح چی ؟؟ مدح کی ؟؟ شنگول در زبان لری بختیاری یعنی گوساله خب شنکل پادشاه هند چه جوری ربط پیدا می‌کنه ؟؟ اصلا پادشاه هند تو‌منطقه بختیاری و توی یه دره چه می‌کرده چه می‌خواسته ؟؟ ربطش به گور چیه ؟؟ گور شنگولی یعنی قبر گوساله یا جایی که گوساله ای را از سر حسادت کشته بودند و به علت دیده نشدن در منطقه آنها زیر خاک کرده بودند این هم خدمت نادان و مغرض شما هر چند نمی صرفه کامنت در جواب شما ها و مخصوصا این سهیلا بذارم که این کینه شدید خدا می‌دونه حاصل چی هست اندیکا اندیمشک یا حتی همون هندیجان یا اندیجان که درست تر هست اشاره به مناطق دارای آب دارد یا کنار آب که باعث زندگی و سکونت می‌شده واقعا فقط پانها سوزشیها چون خودشون اجدادشون مهاجر هستند برای اینکه شریک مهاجر برا خودشون پیدا کنند مدام روی یه متن کپی شده از یه نفر مغرص شروع به تخریب مردم لر میکنند آخه شل مغزها درسته عقل ندارید ولی واقعا یه کم فکر نمیکنید ببینید این زبان و فرهنگ و لباس و لری چه جوری بوجود اومده خب حالا گیریم نام لر خیلی قدمت ندارد خب نام بسیاری از شهرهاو استانهای ایران هم در ایران باستان نبودند آیا میشه بگیم نبودند خیلی ها هم بودند و دیگر نیستند این دلیلی نمیشه که بگیم اجداد این مردم هم تو این مناطق نبودند خب خراسان تهران مشهد کرج سمنان و…..خیلی از شهر ها این اسامی نبود بعدا تغییر کردند خب مردم لر در ایران باستان هم به قومیت و هویت هوایی دیگر شناخته می‌شدند ازجنوب استان همدان تا خلیج فارس لرها هستند یه کم با خودتون فکر کنید پس تو این مناطق وسیع چه کسانی بوده اند یعنی خالی از جمعیت بوده و یه عده از …اومدند تو این مناطق …اصلا واژه لولی یا لوری بر وزن فوری تلفظ خراسانی شاهنامه ای کولی چه ربطی به واژه جغرافیایی لر دارد واژه لر مانند جنوبی کویر شمال غرب شرق خاور باختر چنین اسمی دارد که نام هویتی این مردم شده است مگه خراسان چه بار نژادی دارد و یا بقیه شهرها

  8. او می گوید

    بله

  9. ناشناس می گوید

    جانم

  10. ناشناس می گوید

    نکته جالب اینکه برخی ترکها و کردها اصرار دارند ما تورک و کورد هستیم ولی هموطنان عزیز لر دو دستی چسبیده اند که خیر!
    ما لور نیستیم ما لریم.

  11. رانوند کهن ایل لر می گوید

    سلام وعرض ادب،سهیلا خانم لطف کنید وقتی اطلاعات کافی ندارید چیزی نگید،اولا واژه لر بعد از قرن ششم بوجود اومده وشاهنامه هم اول به زبان لکی بوده وقهرمانان شاهنامه همه نیاکان لک زبانانی بودن که امروزه به لر معروفن بنده خودم محققم وتاریخ اقوام بهتر از هر کسی میدونم صبور باش تا بزات توضیح بدم همه مردمان لرستان در باستان تحت عنوان قوم سکا بودن وهمه لک زبان ،بیرانوند،کهن ترین ایل لرستان است به ذکر تاریخ تیموری هر ایلی که وند دارد لر است سکاها خاندان رستم،ساسانی،سورن،مهران تا جمشید وکیومرث افسانه ای همه لک بودن،در زمان حملات ماد واشور سکاها برای پس گیری سرزمین اجدادی خود برگشتن وبا اقوام جایگزین جنگیدن وکیمری ها در اذربایجان مستقر شدن وقبل از اونا اماردها(لک ها) در لرستان امده بودن این داستان طولانی،تا زمان سلجوقیان تمام مناطق ایران بدست ترکان افتاده بود تا انزمان کیمریان به سوریه رفته بودن خاندانی قدرتمند از این قوم به ایران اومدن ودر خدمت سلجوقیان دراومدن (خاندان فضلویه) سلغریان فارس اونا رو برا فتح لرستان میفرستن وشکست میخورن ومتوجه میشن هم زبونن با هم متحد میشن وبا سلغریان میجنگن واونا شکست میدن این خبر به خاندان های لک زبان سوریه کیمری میرسه به ایران کوچ میکنن وبه این اتحادیه ملحق میشن لرهای بختیاری،بویری از اون خاندان ها هستن،طایفه مدهونی از نسل دختری پاپی است که با مردی به اسم جمال هندی ازدواج کرده واز سپاه نادرشاه فرارکرده وطایفه پاپی پناهش میدن وبهش دخترمیدن

  12. همدانی می گوید

    کتیبه‌های داریوش همه به زبان لریست و کوروش کبیر زادگاهش ایذه شهر بختیاری هاست لطفاً سواد تاریخی خودتان را بالا ببر سهیلا خانم از روی با معده حرف نزن ازدست لرنارو خوردی اینجا خودتون خالی نکن

    1. ناشناس می گوید

      داریوش بزرگ در کتیبه بیستون گفت: من پارسی، پسر یک پارسی از پارس هستم، نگفت من یک کولی هندی، پس یک کولی هندی از هندوستان هستم.
      اگه کتیبه‌های هخامنشی به زبان لری هست پس چرا نمی‌تونید ما لورها نمی‌تونیم اونا رو بخونیم؟ ما لورها حتی زبان یکدیگر را متوجه نمیشیم. مثلاً یک لور بختیاری نمی‌فهمه یک لور کولی کهگیلویه و بویراحمدی و یک لور اندیمشکی (هِندیمشکی) چه میگه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.