دانستنی هایی پیرامون لرها در زمان مادها
تاریخچه و نژاد لرها:
چیزی که واضح و روشن است ،اینست که بررسیهای زبان شناسی و فرهنگی، نشان دهنده پیوستگی قومی لرها با دیگر اقوام ایرانی به ویژه شعبه پارسی است. لران قدیمی ترین قبایل آریایی ایران زمین می باشند که از روزگاران کهن در نواحی غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه های زاگرس ساکن بوده و هستند .
لران بازماندگان شاخه ای از نژاد آریا بنام کاسیان هستند که بین هزاره سوم و اول پیش از میلاد به هنگام مهاجرت اقوام آریایی شعبه ای از این اقوام موسوم به کاسیها به لرستان آمدند و با بومیان منطقه در آمیخته و بدین ترتیب نژاد تازه ای پدید آمد که بعدها به لر شهرت یافتند.(۱)
قوم کاسی : و لرستان در دوره کاسی ها
کاسیان قبل از مادها وپارس ها از ارتفاعات قفقازیه و آذربایجان به جنوب غربی ایران روی آوردند ولی در ابتدای امر در نواحی دریای مازندران سکونت کردند ونام خود را به این دریا دادند وآنرا دریای کاسپی یا کاشی نامیدند و این دریا در اصطلاح اروپاپی بنام دریای کاسپین (Caspian) شهرت دارد.استرابون (Strabon) مورخ یونانی نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کناره دریای کاسپین سکونت نمودند ونام خود را به این دریا دادند.افراسیاب تورانی طبق اوستا برای دست یافتن به فر کیانی در این دریا فرورفت وناامید برگشت و دیگر دریای وورو کاش (Vouro-kasha) می باشد.
دارمستتر در توضیح از این واژه معتقد شده که وورو مخفف فراخ است وهر دو پهلوی و فارسی از یک ریشه می باشند.بنابراین این واژه ووروکاش بمعنی دریای فراخ وبزرگ کاشی ودریای کاسپین می باشد. واژه کاشی در کتیبه های بابلی به عبارت کاسی یا کاسپی آمده واقوام کاسی (کاشی)در زمان مهاجرت بتدریج در شهرهای کاشان وقزوین نیز سکونت نمودند ونام خود را بر این دو شهر داده اند.(۲)
این قوم که همزمان و به موازات عیلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته اند ، قومی بودند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند .آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده میشدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن میگفتند .آنان سوار کارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامیها و بابلیها در افتادند.آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند .حکومت کاسیها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامیها به پایان رسید .آنها پس از شکست از عیلامیها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند .
لرستان در دوران ماد ،هخامنشی ،سلوکی ،و اشکانی
کاسیها در دوران حکومتهای ماد و هخامنشی همچنان استقلال و اقتدار خویش را حفظ نموده و شاهان هخامنشی که میخواستند جهت لشگرکشی به سایر نقاط سپاهی را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روسای این قوم باج بپردازند .اسکندر مقدونی هم در هجوم به ایران چون این طایفه را مطیع نمیدید، با قوایی عظیم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسلیم کرد .ولی پس از مرگ اسکندر دوباره آزادی خود را باز یافتند
لرستان در زمان ساسانیان:
لرستان در دوره ساسانیان ، از لحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین ((پهله )) یا ((پهلو ))محسوب می شد. یعنی سرزمینی که بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .
سرزمین پهله خود به نواحی کوچکتری تقسیم می گردید. چنانکه لرستان و منطقه غربی آن یعنی پشتکوه (ایلام )را به ترتیب به ((مهرگان کدک ))و ماسبذان نامیده می شد. این دو نام تا قرون نخستین اسلامی همچنان به این نواحی اطلاق می شد و با تغییر در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده می شدند . از شهرهای مشهور منطقه مهرگان کدک یا لرستان عهد ساسانی شهرهای صیمره و شاپور خواست (خرم آباد )را می توان نام برد. شهر سیمره حاکم نشین منطقه و شاپور خواست که گفته میشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهای آباد و پر رونق دوره ساسانی محسوب می گردید .
*****************************
حمدالله مستوفی , نام لران را بمحلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد و می نویسد :
” وقوع این اسم بر آن قوم, به وجهی گویند از آن است که در ولایت مانرود دهی است که آن را کرد خوانند ودر آن حدودبندی که آن را بزبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی که آن را لر خوانند” (۳)

شاید علل نسبت دادن لران به این سرزمین مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافی دانان عرب درباره ی آن بحث کرده اند و امروزه نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول, هنوز زنده است.
محلهای دیگری نیز یافت می شود که نام آنها همانند لور می باشد از جمله لیر محلی واقع در ناحیه گندی شاپور (جندی شاپور) و لیراوی واقع در کهگلویه است. احتمالا کلمه لر همان واژه لور است, چنانکه در لری پول را پیل میگویند.
یاقوت حموی نیز از محلی به نام لردجان (لردگان) نام برده است . به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان می باشد که بین کهگلویه(کوه کیلویه) وبختیاری قرار دارد. در سیمره نیز محلی بنام لورت یالیرت است.
مسعودی ضمن ذکر فهرست طوایف کرد, از قبایل لریه نیز نام برده است.
یاقوت حموی با اینکه از لران سخن می گوید , واژه اکراد را بکار برده ومی گوید:
” اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند ومحل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان مینامند.”(۴)
در اواسط قرن ششم(۶٫ه.ق) لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لرکوچک تقسیم شد .منظور از لر کوچک همان از لرستان کنونی و مقصود از لر بزرگ بختیاری و کوه کیلویه است . بین اراضی لر نشین مزبور قسمتی قرار داشت که دامنه ی آن تا شیراز کشیده میشده وآنرا شولستان مینامیدند وامروز این خاک بنام ممسنی معروف است .
لر کوچک وبزرگ از اواخر قرن ششم ببعد بزرگان وامرائی داشت که نام بعضی از آنها در ادبیات پارسی مخلد وجاویدان مانده است . امراء لر بزرگ که آنها را اتابکان لرستان ،به دنبال ضعف و تجزیه دولت سلجوقی، شجاع الدین خورشید نیز همچون امرای بلاد دیگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختیار گرفته و بر خود عنوان اتابک (که واژه ای ترکی است که از اتا به معنی پدر و بیگ یعنی بزرگ است ساخته شده را نهاد.) و بدین ترتیب او سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد.
خاندان فضلویه که از امرای لر بزرگ بودند شهرت بیشتری داشتند، علت این امر آن بود که خاک لر بزرگ بین شولستان وعراق عجم وعراق عرب وفارس قرار داشت و امرای آن منطقه طبعا با حکام نواحی اخیر رابطه داشته گاهی در حال صلح وزمانی در وضع جنگ ونزاع بسر می بردند.(۵)
اتابکان لر کوچک با هر وسیله ای که توانستند موقعیت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوی با گردن نهادن به یوغ فرمانروایان وقت ایران از جمله سلاطین خوارزمشاهی،مغولان ،تیموریان ،ترکمانان ، قراقویونلو و اق قو یونلو و تا پایان پادشاهان صفوی حفظ نمایند .از اتابکان لر کوچک چند تن با درایت و سیاست بودند که از آن جمله شجاع الدین خورشید موسس سلسله ، حسام الدین خلیل (حدود ۶۴۰هجری )،ملک عزالدین (۸۰۴_۷۵۰ ه ق ) میتوان نام برد.
لرها همواره در وطن دوستی و پاسداری از وطن خود همانند بقیه ایرانیان ،غیرت نشان می دهند.به عنوان مثال خدمات این سردار دلیر(علی مردان خان) و نام آور لرستانی در برابر هجوم افغانها در پایان دوره صفوی و مقاومت سر سختانه او در برابر قوای عثمانی و همچنین رشادتهای فراوان وی در رکاب نادر شاه افشار جهت بر قراری صلح و ثبات و دفع متجاوزان از کشور ،بسیار در خور توجه و تحسین انگیز است.
آخرین حکومت لرها نیز به کریمخان زند میرسد .(البته به دلیل مدت حکومت کم این سلسله نمیتوان در مورد تاثیر یا نوع حکومت آنان بر کشور نظری با اطمینان داد) او از طوایف لر ساکن ملایر بود و بعد از دوره ۴۰ ساله حکومت زندیه با به قدرت رسیدن این فردخائن و عقده ای(آغا محمد خان قاجار) و جانشینان بیکفایت و بی لیاقت و وطن فروش قاجاریه اکثر نواحی ایران جدا گشت. ولی …
آغا محمد خان ،بانی سلسله قاجاریه ،به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید.
اشیاء مفرغی لرستان:
در مدتی متجاوز از ۲۰ سال آنچه که روستاییان در ناحیه کرمانشاه ومخصوصادر هرسین ,الشتر و
خرم آباد که در شمال لرستان است یافته بودند مجموعه های خصوصی و موزه های اروپا وآمریکا را با هزاران شی ء مفرغی وآهنی مزین ساخت . این اشیاء در قبوری پیدا شده که تاکنون هیچ یک از آنها از نظر علمی حفاری نگردیده . این قبور گودال های هستند که گاهی سنگ فرش شده اندو همواره با لوحه سنگ بزرگی که به پنها گذاشته شده، پوشیده است. واین اشیاء عبارتند از شمشیر آهنی و خنجر مفرغی و کلنگ برنزی وسنجاق های برنزی و سیتولهای مفرغی (نوعی ظروف مخصوص سفالین.
‘>م.)(۶)
رمان گریشمن در این کتاب توضیحاتی خوبی درباره تمدن این اشیاء اشاره کرده برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان. و یک تارنمای زیبا برای دیدن این مفرغ ها Bronze Sculpture of Lurestan
شهرهای مهم این مناطق (لر نشین) :
۱-خرم آباد : خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسیاری از مورخان اروپایی بر این باورند که این محل با خایدالوی متون آشوری مطابقت می کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عیلامیان ،از شهرهای این قوم بوده، ولی بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است.(۷)
ژاک دومرگان، عضو هیئت علمی فرانسه در ایران معتقد بود که لرستان از ایالتهای عیلام قدیم بوده وخرم آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است.(۸)
فردوسی براین عقیده بود که این شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاریخ بنایش را همزمان ایجاد گندی شاپور دانسته است.
بنابراین میتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانیان در محل خایدالو بنا شده است واتابکان لرستان نیز در سده ی ۵ ه.ق بر لرستان دست یافتند،خرم آباد را روی خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال ۵۸۰ ه.ق اتابک شجاع الدین خورشید بوده است(۹)
۲-بروجرد: بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود ، شهری است که قلعه ای گرداگرد آن بوده است که از دور کاملا گرد به نظر می آمده، که آثار بسیار کمی از آن باقی مانده که بعضی ها بنای آن را همزمان با دوره پیروز ساسانی دانسته اند و در دوران جنگ ایران و اعراب اعتقادها بر این است که یزدگرد سپاه خود را قبل از جنگ نهاوند (در این قلعه در ۳۹ کیلومتری نهاوند یعنی همان بروجرد فعلی گرد آورده )وآماده رزم نموده تا سپاهیان خود را به فرماندهی فیروزان به قلعه نهاوند و جایی که سپاهیان پابرهنه تازی که در پای کوه آردوشان (اردوشاهان) گرد آمده بودند رهسپار سازد و آتشکده ی داشته که بعد از اسلام به مسجد و امام زاده مبدل گشته است. البته
۳-ایلام: سرزمین ایلام از دیرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشیه ی روز سیمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ایلام داشته است،دره سیمره نقش بزرگی در شکوفایی تاریخ وتمدن منطقه ایلام داشته است، زیرا مهمترین راه ارتباطی بین تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ایران سرزمین می گذشته است. استان ایلام از نظر آثار تاریخی ونقاط دیدنی بسیار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هیلان،شیروان،آرمو ،ایوان غرب و … آثار تاریخی از عصر مفرغ،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان و…کشف وبه ثبت رسیده است.(۱۰)
۴–کهگلویه وبویر احمد: از دوناحیه کهگلویه و بویر احمد تشکیل گردیده .
برخی از مورخان براین باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمینگان(محل جایگاه)گیلویه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو یا گیلویه که از مردم خمایگاه سفلی از ولایت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گیلویه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،این سرزمین را بنام او خواندند.(۱۱)
مؤلف فارسنامه ی ناصری بر این باور است که درخت کیالک(زال زالک) در کوهستانهای این سرزمین بیشتر از دیگر نقاط پارس وجود دارد. وچون میوه ی وحشی زال زالک را در این منطقه گیلویه گویند،بدین مناسبت این سرزمین را کُه گیلویه نامیده اند.(۱۲)
اما این نظریه درست نیست ، زیرا درخت زال زالک منحصر به این استان نمی باشد وبطور طبیعی در سرتاسر لرستان وبختیاری یافت می شود ودر کهگیلویه سیسه نامیده می شود.
ظاهرا کیارک در شیراز رایج است نه بین لرهای کهگیلویه.
” تل خسرو(کهگیلویه)کوهستانی است در شمال ولایت بهبهان…در روزگار پیشین آن را رم زمیگان که معنی بلوک سرد است می نامیده اند ودر سده ی ۳ ه.ق به نام کوه گیلویه معروف گردید”.(۱۳)
“طایفه ی بویر احمد،ناحیه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحیه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحیه ی بویر احمد مشهور گشته است.(۱۴)

۵-یاسوج: نام بومی یاسوج ، یاسیج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بویر احمد علیا بود . سابقه ی تل خسرو بیش از۲۰۰۰ سال است، ولی احداث ابنیه ی معاصر آناز سال ۱۳۰۹ه.ش آغاز شدوتا سال ۱۳۲۳ ه.ش ادامه داشت وپس از این تاریخ متروک گشت.
از عوامل ایجاد شهر یاسوج شرایط اقلیمی وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زیبا ومنابع فراوان آب است
۶–چهار محال وبختیاری : براساس کتیبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختیاری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.
*********************************
زبان :
پس از انقراض ساسانیان، آنچه پایداری وغلبه ی معنوی ایرانیان بر اعراب گشت ، فرهنگ وزبان قوم ایرانی است.
مردم لر نیز همانند دیگر ایرانیان ، گرچه کیش باستانی خود را به مرور زمان رها کرده وبه آیین اسلام درآمدند ولی زبان کهن خویش را نگاهداری نمودند . بسیاری از واژههای لری اغلب ریشه های باستانی دارند و به احتمالا تعداد زیادی از این واژه ها مربوط به زبانهای کاسی و عیلامی می باشد . گفته می شود زبان پارسی در زمان امپراتوریهای هخامنشی ، اشکانی و ساسانی در لرستان گسترش یافته است .
در بین زبانهای جنوب غربی ایران ،زبان (گویش)لری بزرگترین رابطه را با زبان فارسی دارد. که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، زبان پارتیان قرن هشتم بعد از میلاد هستند ،و همانگونه که می دانیم پارسی میانه، زبان پارتیان و ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان فارسی نزدیک است که بعضی معتقدند این زبان در گذشته نه چندان دور از فارسی منشعب شده است .
گویش مردم لرستان بیشتر لری ولکی است. بر اساس مطالعات زبان شناسی ، زبانهای لری و لکی جزو زبانهای هندو _ اروپایی به شمار می آیند. زبانهای ایرانی شامل زبانهای ایرانی شرقی ، و زبانهای ایرانی غربی می باشد . لکی و لری جزو زبانهای ایرانی غربی محسوب می شوند .
| باختری :گویشهای لری ، بروجردی ، ملایری ،نهاوندی ،وغیره | لری |
| خاوری :شامل گویش های بختیاری ،دزفولی، شوشتری ،وغیره |
لکها بیشتر در نواحی نورآباد وکوهدشت والشتر ساکن اند ولرها در خرم آباد و بروجرد و اشترینان (اشتربانان)… مستقر هستند. گویش لری بختیاری که تفاوتی با لری خرم آبادی دارد در الیگودرز و روستاهای اطراف و طایفه های چهار لنگ بختیاری رایج است.(۱۵)
در ملایر ونهاوند وتویسرکان به لری و لکی سخن گفته می شود در ایلام هم در قسمت های شمالی آن که همرز با کرمانشاه است لکی بیشتر رایج است و در قسمت های دیگر لری سخن میگویند وطوایف لک که در نواحی شمال استان بسر میبرند ،طایفه مکی که بین کرمانشاه وهیلان زندگی میکنند وبه لهجه کردی جنوبی تکلم میکنند که شبیه لهجه کلهر است ودر قمسمت جنوبی استان کردان شوهان هستند که به لهجه کردی کرمانجی سخن میگویند.(۱۶)
در کهگیلویه وبویر احمد وچهار محال بختیاری تا لر های ممسنی همه به گویش لری با اختلاف های اندکی سخن میگویند البته گروههای مهاجری هم بوجود دارد که بگویش های دیگری سخن میگویند و بیشتر مردمان لری سخن می گویند.
**********************************************
۱-(افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۳۷۲)
۲-(تاریخ اجتماعی ایران باستان.نوشته :دکتر موسی جوان صفحه۱۱۲ و۱۱۳) .
۳-(مستوفی تاریخ گزیده،ص ۵۳۷)
۴-(مینورسکی ،ولادمیر، لرستان ولرها،ص ۲۲)
۵-(تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران.جلد ۳٫ص ۲۳۶ .)
۶-(تاریخ ایران از آغاز تا اسلام –رمان گریشمن(Ghirishman.Roman.۱۹۷۹-۱۸۹۵):رئیس گروه باستان شناسی فرانسوی در ایران. ترجمه دکتر محمد معین .صفحه ۱۳۰-۱۳۱)
۷-(ساکی،جغرافیای تاریخی وتاریخ لرستان ص۹۴-۹۷)
۸-(دومرگان ژاگ.هیئت علمی فرانسه در ایران، جلد۲٫ص۲۱۱)
۹-(رزم آرا،تیمسار علی .جغرافیای نظامی ایران .لرستان.ص ۱۷۸)
۱۰-( افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۱۷۳)
۱۱-(اقتداری ،احمد.خوزستان وکهگلویه وممسنی.جلد ۱٫ص ۳۶۳)
۱۲-(فارسنامه ناصری .حسینی فسایی.جلد۲٫ص۱۴۶۷) .
۱۳-(شوشتری: مؤلف کتاب تاریخ جغرافیای خوزستان درباره ی کهگیلویه در ص ۱۹۲)
۱۴-( مؤلف فارسنامه ناصری در ص.۱۴۸۱ )
۱۵-(دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها .جغرافیای کامل ایران.جلد ۲٫ص۱۰۷۵)
۱۶-(مینورسکی ولادمیر لرستان ولرها .ص۳۰)
۱۷-تارنمای http://www.luripeople.com
سایکس در مورد کولیها مینویسد (ص۳۳۴) : «مسئله اصل نژادی آنها بقدری پیچیده است که من فقط بذکر اطلاعاتی که درباره این فرم جالب توجه کسب کرده ام اکتفا میکنم در ایران در ایالات مختلف دارای نام مختلف هستند و بطور کلی آنها را فیوج مینامند که میگویند کلمه عربی است. در کرمان آنها را #لولی و در بلوچستان آنها را #لوری میخوانند.»
چه کسانی اولین بار شعار #لرها_غیور_و_نترس_هستند را سر زبانها انداخت؟؟
کنسول انگلیس در اصفهان پاسخ میدهد:
«کلیه خوانین بختیاری حاضرند در زیر چتر انگلیس قرار گیرند و خواسته های ما را بدون چون و چرا به مرحله اجرا درآوردند، اینان به حدی #قوی هستند که میتوانند اصفهان را هر لحظه به تصرف درآورند، تا هر زمانی که اراده کنیم آن شهر را در اشغال خود داشته باشیم، آنها به قاجار (ایران) وفادار نیستند!»
(تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری، جن راف گارثویت، ترجمه مهران امیری، صفحه ۱۷۷)
از #پرسی_کاکس_انگلیسی بشنویم:
«میپذیریم بعد از پایان جنگ یک حکمران بختیاری به سرپرستی به سرپرستی خودمان در اصفهان بگماریم، همچنین در شهرهای مناطق تحت نفوذمان، و ترتیبی اتخاذ میکنیم تا با همفکری و همکاری یکدیگر، بختیاری ها به خلیج فارس دسترسی پیدا کنند!»
حالا فهمیدید چرا میگن ما لورها غیور و شجاع هستیم؟؟ این واقعیت و فلسفه پشت جملاتی از قبیل «لورها قومی غیور و قوی هستند» میباشد!
این شعار شجاع بودن لورها را اولین بار انگلیسی ها سر زبانها انداختند! همین انگلیسی ها اومدن گفتن که لوری یک زبان جداگانه است درحالی که لوری یک زبان ناقص و فاقد ادبیات باستانی است که رنگ و عدد و نام ندارد و تمام واژگانش فارسی و سامی و کردی هستند!
اصفهان بعد از ورود ما عشایر دره نشین دیگه نه سی و سه پل تولید کرد نه استاد فرشچیان!! چون ما لورهای لوطی هندی 🇮🇳 رفتیم اونجا جز شوتی سواری قلیون کشی و ماری جوانا و قاچاق مواد مخدر و رقاصی و برنو برنو چیزی با خودمان نبردیم! شیراز که سقوط کرد! اصفهان و اراک هم به زودی سقوط خواهند کرد!
اگر ما الوار راجستان که ترکیبی از اقوام بازنده و مردود لولوبی و گوتی و کاسی و هندی 🇮🇳 و شامی 🇸🇾 و سادات 🇸🇦 و افغانی 🇦🇫 و انگلیسی 🇦🇺 میباشیم را همین امروز از شهرهایتان بیرون نیندازید به سراغ یزد و تبریز و ساری و رشت و اردبیل هم خواهیم آمد!
دیگه نبینم کسی هویت ما لورهای نترس و غیرتمند بنیانگذار فراماسونری ایران و دست نشانده انگلیس را جعل کنه! ما یکبار قدرت خودمان را در باستان نشان دادیم و بز چران ما به اسکندر مقدونی کمک کرد تا آریوبرزن رو شکست بده، حالا داستان رو برعکس میکنیم و میگیم آریوبرزن لوری هندی بود!!
فقط یه پانترک میتونه این همه ک.شعر یه جا بنویسه
پیام های قومیتی منجمله پیام های شما هم از این به بعد منتشر نمیشه.
یه مشت پانترک بی هویت با نام لر و به نام لرها کامنت می گذارند.زمانی که لرها تمدن های هلتمتی و آرته و سیلک را بنیان نهادیم نیاکان شما مغول زادگان در بیابان های گبی و کوه های آلتایی مانند حیوانات نیم وحشی نیمه برهنه بودند و مانند حیوانات جفتگیری می کردند و با زبان ایما اشاره با هم ارتباط برقرار می کردن
پویان مختاری که یک لور بختیاریه و کلی ایرانی رو بدبخت کرد و سرشون کلاه گذاشت از شرط بندی ها و اسکم و کوین وطن و کلی چیز دیگه
هاپلوگروپ لورهای بختیاری از قرار زیر است:
هاپلوگروپ J2 (بومی ایران): ۲۵%
هاپلوگروپ G (شمال بینالنهرین و شرق آناتولی): ۱۵%
هاپلوگروپ H (هندوستان، پاکستان): ۱۱%
هاپلوگروپ T (شام و غرب عراق): ۱۰.۸%
هاپلوگروپ R1b (قفقاز ارمنستان، بینالنهرین آشوری): ۹%
هاپلوگروپ R1a (مهاجرتهای هندواروپایی، گلهداران استپ غربی): ۹%
هاپلوگروپ J1 (عربستان و جنوب شام): ۷.۶%
هاپلوگروپ DE (انسانهای اولیه که مستقیماً از مرکز آفریقا به زاگرس آمدند): ۴%
هاپلوگروپ E1b (غرب شام و شما شرق آفریقا): ۴%
هاپلوگروپ K (فقط در انسانهای اولیه که به جنوب شرق آسیا و پاپوا گینه نو و اقیانوسه رفتند): ۲.۲%
هاپلوگروپ Q (ترک، غرب چین، سرخپوستان قاره آمریکا): ۲%
هاپلوگروپ R2 (هندوستان، پاکستان): ۲%
دیگر: ۲.۴%
منبع:
بررسی ۵۳ نفر بختیاریهای خوزستان (ایذه و مسجدسلیمان)
Close Genetic Relationship Between Semitic-speaking and Indo-European-sparking Groups in IRAN
https://uploadkon.ir/uploads/ba1516_26ژنتیک-ریشه-های-هندی-و-شامی-لرها-را-تأیید-میکند.jpg
لورهای بختیاری عزیز بگید اگر بومی هستید چرا اینقدر هاپلوگروپ H در بین شما هست که ریشه آن هند و پاکستان است؟؟
چرا هاپلوگروپ T که منشأ آن شام و غرب بینالنهرین است در بین لوریان بختیاری است؟
لورهای بختیاری مدعی هستند که بومی ایران هستند و همزمان از موی بور و قد رسا و چشم روشن و پوست سفید صحبت میکنند که محال است. لینک زیر بازسازی فنوتیپی یک لور واقعی است:
https://uploadkon.ir/uploads/9ecc13_26اثبات-ژنتیکی-لورها-و-هندوستان.jpg
https://uploadkon.ir/uploads/d62513_26آیا-لرها-هندی-هستند؟-لرهای-اصیل-و-واقعی-چه-شکلی-هستند؟.jpg
https://uploadkon.ir/uploads/80f913_26لوریان-هندی.jpg
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/030262.webp
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/002098.webp
پس از بررسی کروموزوم غیرجنسی مشخص شد که لورهای بختیاری به عربها نزدیکتر هستند تا به پارسیها، لورهای خرمآباد و لورهای بویراحمدی و کوردها!
Iranian Lurs Genetic Diversity: An
Anthropological View Based on HLA
Class II Profiles 2006
اینها نه جعلی هستند! نه پهلوی ها با کمک یهودی ها و تورک ها و پارس ها ساختند برای تحریف تاریخ خیالی ۶۴۰۰۰ لوریان! اینها واقعیاتی است که بختیاریها نمیخواهند بپذیرند، منبع گذاشته و بختیاریها هم آزمایش میدهند، هاپلوگروپ پدری بختیاریها اونا رو ترکیبی از ایرانیان و شامیها و هندیها و حتی سرخپوستها نشون میده! فردوسی حدود ۱۰۰۰ سال پیش پیشبینی کرد که قومی پدید خواهد آمد که ترکیبی از ایرانی و عرب و ترک و… است:
ز ایران وز ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان!
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخنها به کردار بازی بود
نامهای هندی در مناطق لورهای بختیاری خیلی زیاده:
گورشنگلی لوردگان!
چم هندی!
شهرستان #هندیجان!
دره پاپی!
هنده چهارلنگ الیگودرز!
الوار گرمسیری اندیمشک (هندیمشک) و الوار راجستان!
لالی بختیاری شبیه لالی آباد هند است!
قوم لور در ایران و طایفه لور در منطقه پنجابی پاکستان!
ببخشید ولی دزدی و غارت و رشوه گرفتن و قتل و خیانت لورها بر اساس اسناد مختلف یک سیر کاملا تاریخی داشته است و ربطی به یک سایت ندارد! محمودرضا خاوری بالاگریوه ای که ۳ میلیارد دلار از پول ملت ایران را به یغما برد چه ارتباطی به سایت های تاریخی یا دینی داشت؟! نکنه این سایتها باعث این دزدی لورها شده اند؟! از این حاشیه امنی که سالها با سواستفاده از نجابت اقوام ایرانی برای خودتون درست کردین بیرون اومدن یکم سخته ولی چاره چیست؟! خود کرده را تدبیر نیست! این چاهی هستش که لورها با اعمالشون واسه خودشون درست کردن و بقیه را متهم به اعمال خلاف خودشون میکنن! من خودم یک لور زینیوند اندیمشکی هندیمشکی هستم ولی واقعیات قابل کتمان نیست! سالهای زیادی که توک بلیکه های لوری مورد نوازش اقوام و پادشاهان مختلف قرار گرفته هم حتما مقصرش سایتها هستند؟!
اینایی که نظر کارشناسی میدهند که لری زبان است ، فرق لهجه و گویش و زبان را نمیدونند، چون بیسواد، ناآگاه و دارای ضعف فکری هستند…
«زبان» یعنی ساختار جمله کاملاً متفاوته، دستور ادبی و تقریباً همه واژگان متفاوت باشد. همه ساکنان لرستان میدونند که ما لرها اکثر واژگان را فقط کوتاه میکنیم :
گفتن- گتن با حذف ت
رفتن- رتن با حذف ف
شستن- شسن با حذف ت
انداختن- اناختن با حذف د
افتادم- افتام با حذف د
خوردن- هوردن یا در برخی جاها هردن
نوشتن- نوشتن فقط تغییر آوایی لهجهای
شوهر- شوئر تغییر آوایی
برادرشوهر- شوبرار (تبدیل شوهر به شو و برادر به برار)
خواهرشوهر- شوخوار که در اصفهانی خارشو مادرزن
مادرشوهر- خسوره که در اصفهانی خارسو
خنده- خنه با حذف د
چسب- چسپ با تبدیل ب به پ
چزوندن- چزونن، تبدیل به د به ن
دونستن- دونسن با حذف ت
دنگال در لغت لغتنامه دهخدا
خوش- خَش، با حذف و (یزدی ها و خراسانی ها و زرتشتیان هم میگن خش)
کفش- کوش، با تبدیل ف به و (یزدی ها و دزفولی ها هم میگن)
بکنم- بکم در خرم آبادی با با حذف ن
ایستادم- ایسائم با حذف ت
بخشیدم- بغشیئم با حذف د تغییر آوایی خ به غ
بنشین- بنیش جابجا کردن ی
بگو- بو با حذف گ
نگو- نو با حذف گ
بگیر- بیر با حذف گ
پوشیدن- پوشیئن با حذف د
پی بردن- پی پرن با حذف د (فهمیدن، آگاه شدن)
خفته (خوابیده)- خفتیئه
پیدا- پیا با حذف د
چشیدن- چشتن کوتاه کردن ی و تبدیل د به ت
دیدم- دیئم حذف د
میروم- میرم، عامیانه فارسی- مرم حذف ی بروم که عامیانه برم- روئم که همون روم فقط با لهجه!
برای چه (واسه چی)- سیچه، فقط تغییر آوایی (بهبهانی ها و آبادانی ها و باصری ها و شولی ها و تونی های خراسان و… هم میگن سیچه)
سوزاندن- سوزوندن- سوزونن در گویش محلی
سرما- گرما- شب (شو) میان(مین، با حذف الف) و… که بازهم یزدی ها و بهبهانی ها و دزفولی ها هم میگن
آتش برغ- آتش برق- رعدوبرق- آذرخش
اگر- ار ، ایر با حذف گ یا تبدیلش به ی
چی- سی یا شی که فقط تغییر آوایی
دندون- دننون و حذف د
داغ دلم- دغهدلی (تلافی، داغ دل، انتقام عقده دل)
بادا- بایَه (در عروسی ها میگن های بادا بادا …)
شده- شیئه در بروجردی فقط تغییر آوایی لهجهای
بوده- بیئه خرمآبادی که از بودن
بود-شد- بی که در فارسی همدانی و اشعار باباطاهر هم معمول شده:
خوشا آندل که از غم بهرهور بی//
//بر آندل وای کز غم بی خبر بی
و اینها هم مترادف های فارسی هستند که کمتر متداول هستند در فارسی باقی مناطق هست مثل: اشکفتن- اشکاندن- استاندن- اشنفتن- هشتن و…
دقت کنید شهرهای لرنشین اکثراً نامهای فارسی دارند: خرم آباد، بروجرد و ملایر و نهاوند و کهگیلویه (کوهِ سردار گیلویه) و…
نام واقعی لرستان و خرم آباد هم شاپورخواست و بنیانگذارش شاپور یکم ساسانی بود از استان پارس امروزی بود. از ساسانیان پارسی تبار میلیون بار شکر گذار باشیم …
لرها عموما نام فارسی یا عربی دارند. نام لری وجود ندارد: نگین و نسترن و شروین و روزبه و بابک و خسرو و امید و پوریا و آرمین و هیراد
اعداد و واحد شمارش در لری همان فارسی است
رنگها در لرستانی عیناً فارسی است، فقط کمی تغییر آوایی
اگر لری زبان است باید عدد و شمارشگذاری و رنگ مستقل داشته باشد.
اکثر طایفه های ما لرهای لرستانی ها نام فارسی است
ادبیات لرستانی همان ادبیات فارسی است با تأثیراتی از کردی. ساز موسیقی ما کاملا فارسی است فقط با تفاوت.
اساطیر و فولکور و جشن هایی که میگیریم از نوروز گرفته
پانلر ناآگاه و تفرقه افکن، برای اثبات اینکه لری یک زبان است، واژههایی را به کار میبره که اصطلاحات محلی هر شهر و قومی هستند و هر استان و مکانی در ایران یک سری اصطلاحات محلی و تغییرات آوایی شدید مخصوص به خود را به علت گذشت زمان و فاصله جغرافیایی دارد.
با این فرض یزدی ها میتونن بگن چون ما به آبکش میگن تُرُش بالا و به طوفان (تیفون) میگن دولخ یا به کمر میگن گُردَه یا به بگیرم میگن بِسونَم یا به گنجشک میگن چُغورَک پس یزدی خودش زبانی جداگانه است و پارسی نیست… اینطوری که باید نزدیک به یک میلیون زبان تو ایران داشته باشیم!
تو همه کشورهای دنیا همینطوری است، قوم هان (قوم اصلی چین) به گویشهای مختلف ماندارین صحبت میکنند، ۱)یکی گویش رسمی-معیار و دیگری ۲)گویشهای محلی-بومی با لهجهها، اما همشون از قوم هان و به زبان ماندارین صحبت میکنند و سازمان سیآیای حتی تلاش داره درون قوم هان انشعاب و تجزیه و تفکیک بوجود بیاره…
درباره بختیاری نمیدونم اما لرهای لرستان و بویراحمد فارس هستند، فارس غربیتر، فارس کوهستانی، فارس کوچ نشین، یا کردان فارس تبار، همانطور یزدیها و اصفهانیها که فارسهای مرکزی و کویرنشین و یکجانشین اند ما لرستانی ها فارسهای کوه و دره هستیم. هویت یک قوم را زبان و تاریخ و فرهنگ میسازه همه چیز لرها فارسی است. ژنتیک ما هم با بقیه فرقی ندارد.
پیامبر اسلام گفته برگزیده عرب قریش است و برگزیده عجم #قوم_فارس است که مشخصا شامل همین مردم بویراحمد و بختیاری و لرستان و یزدی و اصفهانی و همدانی میشه.
خواهشا دیگه بحث از این بیشتر کش ندهید و به جای استناد به نظریه پردازان خارجی و آمریکایی خودتون کمی فکر کنید. ممنونم از ایل باجول لرستان
یونس ملکی شیراوند لوری ساکن کوهدشت لوریستان هستم. دقیقا ما لورها توسط بهرام گور ساسانی از هندوستان به ایران وارد شدیم و دست آخر کارمون به راهزنی و دزدی و … کشیده شد و هنوز هم این فرهنگ راهزنی و عیاشی و غارتگری و دروغگویی رو به خوبی حفظ کردیم!
شاهنامه فردوسی و فخرالدین اسعد گرگانی و فارسنامه ناصری و عبدالغفار اصفهانی همه اسناد تاریخی غیرقابل انکاری هستند. ما شیراوندها هم همیشه به سرزمین اجدادی خودمان یعنی هندوستان 🇮🇳 افتخار می کنیم. با تشکر از تمامی کسانی که در این سایت به هویت سیک هندی ما لورها احترام می گذارند من یونس ملکی شیراوند از لورهای ساکن کوهدشت هستم.
آقای کاظمی نویسنده سایت! دزفولی و شوشتری گویشی لری است ؟؟ بر چه اساس شما دزفولی ها و شوشتری ها را لر حساب کردید ؟؟ لطفاً این را تصحیح کنید دزفول و شوشتر پارس و پارس زبان هستند و ربطی به لر ندارند. گویش دزفولی ترکیبی از پارسی میانه و پارسی دری است و نه لری و این ادعا که شما در روز روشن مردمی با قومیت و هویت زبانی را لری میدانید مصداق بارز آسیمیله و لوریسازی است.
اولاً زبان لوری به شدت بحث برانگیز و منشأ گوناگون دارد و اصلاً زبانی به نام لوری نداریم.
لرهای خوزستان عملاً به گویش فارسی ترکیبی از بوشهری و بهبهانی و دزفولی و شوشتری صحبت میکنند و و متوجه نمیشن به اصطلاح لورهای ملایر و بروجرد چی میگن!
اصلاً به سختی میشه لری را یک زبان مستقل دانست. ترکی و کردی و عربی را میتوان زبان دانست، چون واژگان کاملاً متفاوت، دستور زبان مستقل و معیارهای خاص خود و از خانوادهای مجزا میآیند. این سایت به شدت پارسی ستیزانه و ضد ایرانی است و هیچکس در ایران و دنیا دزفول و شوشتر را لر نمیداند! مردم بومی دزفول خودشان مردمی منحصر به فرد و جداگانه هستند و حتی نام خانوادگی شوشتری و دزفولی دارند.
لری جنوبی یک زبان نیست، مجموعه گویش هایی از زبان فارسی قرون وسطی هست که از اتابکان لر تکامل و شکلگیری کرد. یعنی پلی بین فارسی میانه و فارسی دری است.
#بازسازی_فنوتیپی بقایای اسکلت نمونه ژنتیکی در منطقه لورنشین #دهلُران پیدا شد که بیشترین شباهت را به هندیها، افغانیها، پاکستانیها، کولیهای دالیت و دراویدیها دارد! پوستش مثل یک دراویدی 🇮🇳 تیره بود! در همین حال لورها نام قومیت خود را از قبیلهای هندی گرفتند!
https://uploadkon.ir/uploads/9ecc13_26اثبات-ژنتیکی-لورها-و-هندوستان.jpg
https://uploadkon.ir/uploads/d62513_26آیا-لرها-هندی-هستند؟-لرهای-اصیل-و-واقعی-چه-شکلی-هستند؟.jpg
https://uploadkon.ir/uploads/80f913_26لوریان-هندی.jpg
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/030262.webp
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/002098.webp
دره هندیان پاپی:
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/019760.webp
نام لولیان در شاهنامه:
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/080273.webp
فارسنامه ناصری:
https://img.abadis.ir/comments/words/%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86/010457.webp
این گفتههای شاهنامه فردوسی رو کاملا تایید میکنه که ما لورها توسط بهرام گور ساسانی از هندوستان 🇮🇳 وارد ایران شدیم!
من کلبعلی موری از طایفه چهارلنگ موری (به هندی: मौर्य) به عنوان یک لور بختیاری از اندیکا (هندیکا) به سلمان خان و جبار سینگ و آرجون کاپور و آنکور بهاتیا و آمیتا باچان درود و خسته نباشید میگویم!
لیلا خانم از کجا معلومه که این اسکلت ها متعلق به اجداد ما لورها نباشه ؟؟؟
بعدشم اسکلت هایی که در آبراهه های تخت جمشید پیدا شدند از نظر ژنتیکی شباهتی با مردم جبل السماق شام ندارند بلکه با آناتولیاییهای باستان شباهت دارند چون اونا نظامیانی بودند که توسط داریوش بزرگ هخامنشی از #لیدیا و #ایونیا و #کاپادویه و #آشورستان به ایران منتقل شدند و این موضوع مستقیماً در #سنگ_نگاره_نقش_رستم_داریوش_بزرگ و #سنگ_نگاره_آرامگاه_خشایارشا ذکر شده و این موضوع توسط ژنتیکباستانشناسان تأیید شده و جای تعجب نداره که یک امپراتوری که در سه قاره حضور داشته و درحال کار روی آبراهه باشه مردم مختلف را دور هم جمع کنه!
مثلاً اجسادی در ایتالیا پیدا شده که متعلق به روم باستان بود و تبار ایرانی و شمال آفریقا و شام داشتند، این یعنی رومیها ایرانی و شامی بودند؟! اجسادی در منطقه سین کیانگ چین پیدا شده که تبار مختلط ایرانی و ترک و سکایی داشتند، این یعنی چینی های باستان ایرانی و سکایی و ترک بودند؟!
در دوره استعمار انگلیسی ها و پرتغالی ها و اسپانیایی ها هم بردگان هندی و آفریقایی را وارد کشور خود کردند.
شاپور و بهرام گور ساسانی هم بر اساس منابع تاریخی لوریان رو از هندوستان و افغانستان وارد ایران کرد.
در مصر باستان هم اسکلتهایی از مردم مختلف پیدا شده که درحال کار روی هرم خوفو بودن پیدا شد.
چنین چیز در همه امپراتوری های بزرگ جهان وجود داره و این قدرت فراگیر اون ملت رو نشون میده.
همچنین این اسکلت های تخت جمشید همشون مربوط به دوره خاصی نبودن، مثلاً برخی بر اساس کربننگاری احتمال میدن دو سه تای این اجساد متعلق به سربازان آناتولیایی اسکندر مقدونی باشه و این اصلاً صورت مسئله که لورها از هندوستان 🇮🇳 و جبل السماق سوریه 🇸🇾 به صورت دسته جمعی به ایران آمدند را پاک نمیکنه!
بعدشم از دی ان ای با ما صحبت نکن! بقایای اسکلت نمونه ژنتیکی در منطقه لورنشین دهلُران پیدا شد که بیشترین شباهت را به پنجابیهای پاکستان، افغانیها، کولیهای دالیتهای و هندیها دارد و حتی گفته میشه پوستش مثل یک دراویدی سیاه بود! لینکهای زیر #بازسازی_فنوتیپی لورهای واقعی را فاش میکند و این جسد در منطقه لورنشین پیدا شد:
https://uploadkon.ir/uploads/9ecc13_26اثبات-ژنتیکی-لورها-و-هندوستان.jpg
https://uploadkon.ir/uploads/d62513_26آیا-لرها-هندی-هستند؟-لرهای-اصیل-و-واقعی-چه-شکلی-هستند؟.jpg
https://uploadkon.ir/uploads/80f913_26لوریان-هندی.jpg
ما بختیاریها در قرن نهم میلادی اصالت و زبان دراویدی خود را باختیم و الان به گویشی از فارسی دری صحبت میکنیم! علاقه زیادی به لباس قشقایی و عبای طرح دار یهودیان شام داریم!
من خودم حسن خدری موری بختیاری، نام طایفه موری از امپراتوری باستانی هندوستان مائوریا یا موریا (मौर्य) گرفته شد و به موری بودن هندی بودن خودم افتخار میکنم! البته موریها را با #بهمئی_بمبئی_ممبی (मुंबई) گرمسیری اشتباه نگیرید!
هندی بودن ما لوریان بختیاری نقطه ضعف بلکه نقطه قوت است💪🏿 اینکه ما را هندی خطاب کنید از ما چیزی کم نمیکند و باعث افتخار ماست. اصالت خریدنی نیست و اینکه شما اصالت ندارید تقصیر ما لورهای لوطی نیست.
زنده باد طایفه موری (मौर्य)!!! زنده باد گورشنگلی لوردگان! زنده باد سرزمین مادری ما هندوستان!
اشاره غیر مستقیم در شاهنامه فردوسی به قوم لور:
ز ایران وز ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان!
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخنها به کردار بازی بود
فردوسی آشکار میگه پس از سقوط ساسانیان از ترکیب ترک و عرب نژادی جدید پدید خواهد آمد که به احتمال زیاد منظورش همان لور است!
یکی از دلایلی که ما لورها به شاهنامه فارسی علاقه نشان میدهیم همین اشاره این بزرگوار به اصالت و ریشه ما لورهای ترک-عرب است!
حتی #هنری_فیلد انسانشناس آمریکایی تأیید کرد که لورها ترکیبی از تورانی ها (ترکها) و سامی ها (عربها) هستند که گفته فردوسی بیش از پیش تأیید میکند. همچنین مردم کهگیلویه و بویراحمد خودشون اعتراف میکنند که ترکیبی از قشقایی و سادات هستند! این مهر تأیید بر اشعار حکیمانه فردوسی است!