دانستنی هایی پیرامون لرها در زمان مادها
تاریخچه و نژاد لرها:
چیزی که واضح و روشن است ،اینست که بررسیهای زبان شناسی و فرهنگی، نشان دهنده پیوستگی قومی لرها با دیگر اقوام ایرانی به ویژه شعبه پارسی است. لران قدیمی ترین قبایل آریایی ایران زمین می باشند که از روزگاران کهن در نواحی غرب وجنوب غرب و در امتداد دامنه های زاگرس ساکن بوده و هستند .
لران بازماندگان شاخه ای از نژاد آریا بنام کاسیان هستند که بین هزاره سوم و اول پیش از میلاد به هنگام مهاجرت اقوام آریایی شعبه ای از این اقوام موسوم به کاسیها به لرستان آمدند و با بومیان منطقه در آمیخته و بدین ترتیب نژاد تازه ای پدید آمد که بعدها به لر شهرت یافتند.(۱)
قوم کاسی : و لرستان در دوره کاسی ها
کاسیان قبل از مادها وپارس ها از ارتفاعات قفقازیه و آذربایجان به جنوب غربی ایران روی آوردند ولی در ابتدای امر در نواحی دریای مازندران سکونت کردند ونام خود را به این دریا دادند وآنرا دریای کاسپی یا کاشی نامیدند و این دریا در اصطلاح اروپاپی بنام دریای کاسپین (Caspian) شهرت دارد.استرابون (Strabon) مورخ یونانی نقل کرده که اقوام کاسووا در ابتدای مهاجرت خود در کناره دریای کاسپین سکونت نمودند ونام خود را به این دریا دادند.افراسیاب تورانی طبق اوستا برای دست یافتن به فر کیانی در این دریا فرورفت وناامید برگشت و دیگر دریای وورو کاش (Vouro-kasha) می باشد.
دارمستتر در توضیح از این واژه معتقد شده که وورو مخفف فراخ است وهر دو پهلوی و فارسی از یک ریشه می باشند.بنابراین این واژه ووروکاش بمعنی دریای فراخ وبزرگ کاشی ودریای کاسپین می باشد. واژه کاشی در کتیبه های بابلی به عبارت کاسی یا کاسپی آمده واقوام کاسی (کاشی)در زمان مهاجرت بتدریج در شهرهای کاشان وقزوین نیز سکونت نمودند ونام خود را بر این دو شهر داده اند.(۲)
این قوم که همزمان و به موازات عیلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته اند ، قومی بودند که چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی به دست آوردند .آنان مهمترین قبایل کوهستانی زاگرس شمرده میشدند و پیشه دامداری داشته و با زبانی که با عیلامی قرابت داشت سخن میگفتند .آنان سوار کارانی دلیر و جنگجو بودند و بارها با همسایگان خود از جمله عیلامیها و بابلیها در افتادند.آنها حتی توانستند دولت بابل را سرنگون ساخته و مدت شش قرن بر آن سرزمین حکمرانی نمایند .حکومت کاسیها بر بابل در نتیجه شکست از عیلامیها به پایان رسید .آنها پس از شکست از عیلامیها به سرزمین کوهستانی خود یعنی لرستان بازگشتند .
لرستان در دوران ماد ،هخامنشی ،سلوکی ،و اشکانی
کاسیها در دوران حکومتهای ماد و هخامنشی همچنان استقلال و اقتدار خویش را حفظ نموده و شاهان هخامنشی که میخواستند جهت لشگرکشی به سایر نقاط سپاهی را از قلمرو آنها عبور دهند ،مجبور بودند به روسای این قوم باج بپردازند .اسکندر مقدونی هم در هجوم به ایران چون این طایفه را مطیع نمیدید، با قوایی عظیم آنان را محاصره و پس از چهل روز وادار به تسلیم کرد .ولی پس از مرگ اسکندر دوباره آزادی خود را باز یافتند
لرستان در زمان ساسانیان:
لرستان در دوره ساسانیان ، از لحاظ تقسیمات کشوری جزو سرزمین ((پهله )) یا ((پهلو ))محسوب می شد. یعنی سرزمینی که بعدها توسط اعراب جبال خوانده شد .
سرزمین پهله خود به نواحی کوچکتری تقسیم می گردید. چنانکه لرستان و منطقه غربی آن یعنی پشتکوه (ایلام )را به ترتیب به ((مهرگان کدک ))و ماسبذان نامیده می شد. این دو نام تا قرون نخستین اسلامی همچنان به این نواحی اطلاق می شد و با تغییر در اعراب آنها مهر جانقذق و ماسبذان خوانده می شدند . از شهرهای مشهور منطقه مهرگان کدک یا لرستان عهد ساسانی شهرهای صیمره و شاپور خواست (خرم آباد )را می توان نام برد. شهر سیمره حاکم نشین منطقه و شاپور خواست که گفته میشود توسط شاپور (اول) بنا نهاده شده بود از شهرهای آباد و پر رونق دوره ساسانی محسوب می گردید .
*****************************
حمدالله مستوفی , نام لران را بمحلی موسوم به لور واقع در گردنه ی مانرود نسبت میدهد و می نویسد :
” وقوع این اسم بر آن قوم, به وجهی گویند از آن است که در ولایت مانرود دهی است که آن را کرد خوانند ودر آن حدودبندی که آن را بزبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی که آن را لر خوانند” (۳)

شاید علل نسبت دادن لران به این سرزمین مربوط به خاطره ی شهر اللور باشد که جغرافی دانان عرب درباره ی آن بحث کرده اند و امروزه نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول, هنوز زنده است.
محلهای دیگری نیز یافت می شود که نام آنها همانند لور می باشد از جمله لیر محلی واقع در ناحیه گندی شاپور (جندی شاپور) و لیراوی واقع در کهگلویه است. احتمالا کلمه لر همان واژه لور است, چنانکه در لری پول را پیل میگویند.
یاقوت حموی نیز از محلی به نام لردجان (لردگان) نام برده است . به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان می باشد که بین کهگلویه(کوه کیلویه) وبختیاری قرار دارد. در سیمره نیز محلی بنام لورت یالیرت است.
مسعودی ضمن ذکر فهرست طوایف کرد, از قبایل لریه نیز نام برده است.
یاقوت حموی با اینکه از لران سخن می گوید , واژه اکراد را بکار برده ومی گوید:
” اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند ومحل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان مینامند.”(۴)
در اواسط قرن ششم(۶٫ه.ق) لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لرکوچک تقسیم شد .منظور از لر کوچک همان از لرستان کنونی و مقصود از لر بزرگ بختیاری و کوه کیلویه است . بین اراضی لر نشین مزبور قسمتی قرار داشت که دامنه ی آن تا شیراز کشیده میشده وآنرا شولستان مینامیدند وامروز این خاک بنام ممسنی معروف است .
لر کوچک وبزرگ از اواخر قرن ششم ببعد بزرگان وامرائی داشت که نام بعضی از آنها در ادبیات پارسی مخلد وجاویدان مانده است . امراء لر بزرگ که آنها را اتابکان لرستان ،به دنبال ضعف و تجزیه دولت سلجوقی، شجاع الدین خورشید نیز همچون امرای بلاد دیگر فرصت را مغتنم شمرده ،لرستان را در قبضه اختیار گرفته و بر خود عنوان اتابک (که واژه ای ترکی است که از اتا به معنی پدر و بیگ یعنی بزرگ است ساخته شده را نهاد.) و بدین ترتیب او سلسله اتابکان لر کوچک را بنیان نهاد.
خاندان فضلویه که از امرای لر بزرگ بودند شهرت بیشتری داشتند، علت این امر آن بود که خاک لر بزرگ بین شولستان وعراق عجم وعراق عرب وفارس قرار داشت و امرای آن منطقه طبعا با حکام نواحی اخیر رابطه داشته گاهی در حال صلح وزمانی در وضع جنگ ونزاع بسر می بردند.(۵)
اتابکان لر کوچک با هر وسیله ای که توانستند موقعیت و اقتدار خود را تا اواسط دوره صفوی با گردن نهادن به یوغ فرمانروایان وقت ایران از جمله سلاطین خوارزمشاهی،مغولان ،تیموریان ،ترکمانان ، قراقویونلو و اق قو یونلو و تا پایان پادشاهان صفوی حفظ نمایند .از اتابکان لر کوچک چند تن با درایت و سیاست بودند که از آن جمله شجاع الدین خورشید موسس سلسله ، حسام الدین خلیل (حدود ۶۴۰هجری )،ملک عزالدین (۸۰۴_۷۵۰ ه ق ) میتوان نام برد.
لرها همواره در وطن دوستی و پاسداری از وطن خود همانند بقیه ایرانیان ،غیرت نشان می دهند.به عنوان مثال خدمات این سردار دلیر(علی مردان خان) و نام آور لرستانی در برابر هجوم افغانها در پایان دوره صفوی و مقاومت سر سختانه او در برابر قوای عثمانی و همچنین رشادتهای فراوان وی در رکاب نادر شاه افشار جهت بر قراری صلح و ثبات و دفع متجاوزان از کشور ،بسیار در خور توجه و تحسین انگیز است.
آخرین حکومت لرها نیز به کریمخان زند میرسد .(البته به دلیل مدت حکومت کم این سلسله نمیتوان در مورد تاثیر یا نوع حکومت آنان بر کشور نظری با اطمینان داد) او از طوایف لر ساکن ملایر بود و بعد از دوره ۴۰ ساله حکومت زندیه با به قدرت رسیدن این فردخائن و عقده ای(آغا محمد خان قاجار) و جانشینان بیکفایت و بی لیاقت و وطن فروش قاجاریه اکثر نواحی ایران جدا گشت. ولی …
آغا محمد خان ،بانی سلسله قاجاریه ،به علت کینه ای که از لر های زندیه در دل داشت نسبت به همه لرها با دیده دشمنی می نگریست واسباب ضعف این قوم را به هر نحوی که توانست فراهم آورد چنانکه برخی از طوایف لرستان را به قزوین کوچانید . همچنین چون والیان لرستان را رقیبی خطر ناک میپنداشت در تضعیف آنها کوشید.
اشیاء مفرغی لرستان:
در مدتی متجاوز از ۲۰ سال آنچه که روستاییان در ناحیه کرمانشاه ومخصوصادر هرسین ,الشتر و
خرم آباد که در شمال لرستان است یافته بودند مجموعه های خصوصی و موزه های اروپا وآمریکا را با هزاران شی ء مفرغی وآهنی مزین ساخت . این اشیاء در قبوری پیدا شده که تاکنون هیچ یک از آنها از نظر علمی حفاری نگردیده . این قبور گودال های هستند که گاهی سنگ فرش شده اندو همواره با لوحه سنگ بزرگی که به پنها گذاشته شده، پوشیده است. واین اشیاء عبارتند از شمشیر آهنی و خنجر مفرغی و کلنگ برنزی وسنجاق های برنزی و سیتولهای مفرغی (نوعی ظروف مخصوص سفالین.
‘>م.)(۶)
رمان گریشمن در این کتاب توضیحاتی خوبی درباره تمدن این اشیاء اشاره کرده برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان. و یک تارنمای زیبا برای دیدن این مفرغ ها Bronze Sculpture of Lurestan
شهرهای مهم این مناطق (لر نشین) :
۱-خرم آباد : خرم آباد (که در زبان محلی به آن خورمووه گفته می شود) را که بسیاری از مورخان اروپایی بر این باورند که این محل با خایدالوی متون آشوری مطابقت می کند .آنچه مسلم است خرم آباد در دوره ی عیلامیان ،از شهرهای این قوم بوده، ولی بدنبال انقراض آنان اهمیت خود را از دست داده است.(۷)
ژاک دومرگان، عضو هیئت علمی فرانسه در ایران معتقد بود که لرستان از ایالتهای عیلام قدیم بوده وخرم آباد همان خایدالو یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است.(۸)
فردوسی براین عقیده بود که این شهر در زمان شاهپور ذوالاکتاف ساخته شده است وتاریخ بنایش را همزمان ایجاد گندی شاپور دانسته است.
بنابراین میتوان گفت که خرم آباد امروزی در عهد ساسانیان در محل خایدالو بنا شده است واتابکان لرستان نیز در سده ی ۵ ه.ق بر لرستان دست یافتند،خرم آباد را روی خرابه های شهر ساسانی،بنا کرده اند وبانی آبادانی آن در سال ۵۸۰ ه.ق اتابک شجاع الدین خورشید بوده است(۹)
۲-بروجرد: بروجرد که هنوز در لهجه محلی همان نام اصلی آن یعنی وروگرد(بروگرد) گفته می شود ، شهری است که قلعه ای گرداگرد آن بوده است که از دور کاملا گرد به نظر می آمده، که آثار بسیار کمی از آن باقی مانده که بعضی ها بنای آن را همزمان با دوره پیروز ساسانی دانسته اند و در دوران جنگ ایران و اعراب اعتقادها بر این است که یزدگرد سپاه خود را قبل از جنگ نهاوند (در این قلعه در ۳۹ کیلومتری نهاوند یعنی همان بروجرد فعلی گرد آورده )وآماده رزم نموده تا سپاهیان خود را به فرماندهی فیروزان به قلعه نهاوند و جایی که سپاهیان پابرهنه تازی که در پای کوه آردوشان (اردوشاهان) گرد آمده بودند رهسپار سازد و آتشکده ی داشته که بعد از اسلام به مسجد و امام زاده مبدل گشته است. البته
۳-ایلام: سرزمین ایلام از دیرباز مهد تمدن بوده وهمواره محل سکونت اقوامی بوده که در اطراف وحاشیه ی روز سیمره گرد آمده وتمدن منطقه ی ایلام داشته است،دره سیمره نقش بزرگی در شکوفایی تاریخ وتمدن منطقه ایلام داشته است، زیرا مهمترین راه ارتباطی بین تمدن کوهها وتمدن جلگه های جنوب غرب ایران سرزمین می گذشته است. استان ایلام از نظر آثار تاریخی ونقاط دیدنی بسیار غنی است وتاکنون در نواحی دره شهر ،هیلان،شیروان،آرمو ،ایوان غرب و … آثار تاریخی از عصر مفرغ،هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان و…کشف وبه ثبت رسیده است.(۱۰)
۴–کهگلویه وبویر احمد: از دوناحیه کهگلویه و بویر احمد تشکیل گردیده .
برخی از مورخان براین باورند که مهرگان پسر روزبه ،پادشاه زمینگان(محل جایگاه)گیلویه بود،پس از مهرگان برادرش سلمه شاه شد.گلو یا گیلویه که از مردم خمایگاه سفلی از ولایت استخر بود،نزد سلمه آمد وبه خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه درگذشت گیلویه آنجا را تصرف کرد وچون قدرتی بدست آورد،این سرزمین را بنام او خواندند.(۱۱)
مؤلف فارسنامه ی ناصری بر این باور است که درخت کیالک(زال زالک) در کوهستانهای این سرزمین بیشتر از دیگر نقاط پارس وجود دارد. وچون میوه ی وحشی زال زالک را در این منطقه گیلویه گویند،بدین مناسبت این سرزمین را کُه گیلویه نامیده اند.(۱۲)
اما این نظریه درست نیست ، زیرا درخت زال زالک منحصر به این استان نمی باشد وبطور طبیعی در سرتاسر لرستان وبختیاری یافت می شود ودر کهگیلویه سیسه نامیده می شود.
ظاهرا کیارک در شیراز رایج است نه بین لرهای کهگیلویه.
” تل خسرو(کهگیلویه)کوهستانی است در شمال ولایت بهبهان…در روزگار پیشین آن را رم زمیگان که معنی بلوک سرد است می نامیده اند ودر سده ی ۳ ه.ق به نام کوه گیلویه معروف گردید”.(۱۳)
“طایفه ی بویر احمد،ناحیه ی تل خسروی وچند محل از بلاد شاپور ناحیه ی رون (Reven) را متصرفشده ،تمامی آنها به ناحیه ی بویر احمد مشهور گشته است.(۱۴)

۵-یاسوج: نام بومی یاسوج ، یاسیج است که در کنار رودآبشار ،دامنه ی قلعه ی دنا واقع شده است .که زمانی مرکز نفوذ خانهای بویر احمد علیا بود . سابقه ی تل خسرو بیش از۲۰۰۰ سال است، ولی احداث ابنیه ی معاصر آناز سال ۱۳۰۹ه.ش آغاز شدوتا سال ۱۳۲۳ ه.ش ادامه داشت وپس از این تاریخ متروک گشت.
از عوامل ایجاد شهر یاسوج شرایط اقلیمی وخاک و جنگلهای سرسبز بلوط و دره ها وکوهها وتپه های زیبا ومنابع فراوان آب است
۶–چهار محال وبختیاری : براساس کتیبه ها وسنگ نبشته های گوناگونی که بدست آمده، منطقه ی چهر ومحال بختیاری در زمان کوروش هخامنشی وجود داشته ومردم در جنگهای مختلف شرکت می کردند.
*********************************
زبان :
پس از انقراض ساسانیان، آنچه پایداری وغلبه ی معنوی ایرانیان بر اعراب گشت ، فرهنگ وزبان قوم ایرانی است.
مردم لر نیز همانند دیگر ایرانیان ، گرچه کیش باستانی خود را به مرور زمان رها کرده وبه آیین اسلام درآمدند ولی زبان کهن خویش را نگاهداری نمودند . بسیاری از واژههای لری اغلب ریشه های باستانی دارند و به احتمالا تعداد زیادی از این واژه ها مربوط به زبانهای کاسی و عیلامی می باشد . گفته می شود زبان پارسی در زمان امپراتوریهای هخامنشی ، اشکانی و ساسانی در لرستان گسترش یافته است .
در بین زبانهای جنوب غربی ایران ،زبان (گویش)لری بزرگترین رابطه را با زبان فارسی دارد. که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه، زبان پارتیان قرن هشتم بعد از میلاد هستند ،و همانگونه که می دانیم پارسی میانه، زبان پارتیان و ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان فارسی نزدیک است که بعضی معتقدند این زبان در گذشته نه چندان دور از فارسی منشعب شده است .
گویش مردم لرستان بیشتر لری ولکی است. بر اساس مطالعات زبان شناسی ، زبانهای لری و لکی جزو زبانهای هندو _ اروپایی به شمار می آیند. زبانهای ایرانی شامل زبانهای ایرانی شرقی ، و زبانهای ایرانی غربی می باشد . لکی و لری جزو زبانهای ایرانی غربی محسوب می شوند .
| باختری :گویشهای لری ، بروجردی ، ملایری ،نهاوندی ،وغیره | لری |
| خاوری :شامل گویش های بختیاری ،دزفولی، شوشتری ،وغیره |
لکها بیشتر در نواحی نورآباد وکوهدشت والشتر ساکن اند ولرها در خرم آباد و بروجرد و اشترینان (اشتربانان)… مستقر هستند. گویش لری بختیاری که تفاوتی با لری خرم آبادی دارد در الیگودرز و روستاهای اطراف و طایفه های چهار لنگ بختیاری رایج است.(۱۵)
در ملایر ونهاوند وتویسرکان به لری و لکی سخن گفته می شود در ایلام هم در قسمت های شمالی آن که همرز با کرمانشاه است لکی بیشتر رایج است و در قسمت های دیگر لری سخن میگویند وطوایف لک که در نواحی شمال استان بسر میبرند ،طایفه مکی که بین کرمانشاه وهیلان زندگی میکنند وبه لهجه کردی جنوبی تکلم میکنند که شبیه لهجه کلهر است ودر قمسمت جنوبی استان کردان شوهان هستند که به لهجه کردی کرمانجی سخن میگویند.(۱۶)
در کهگیلویه وبویر احمد وچهار محال بختیاری تا لر های ممسنی همه به گویش لری با اختلاف های اندکی سخن میگویند البته گروههای مهاجری هم بوجود دارد که بگویش های دیگری سخن میگویند و بیشتر مردمان لری سخن می گویند.
**********************************************
۱-(افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۳۷۲)
۲-(تاریخ اجتماعی ایران باستان.نوشته :دکتر موسی جوان صفحه۱۱۲ و۱۱۳) .
۳-(مستوفی تاریخ گزیده،ص ۵۳۷)
۴-(مینورسکی ،ولادمیر، لرستان ولرها،ص ۲۲)
۵-(تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله ایران.جلد ۳٫ص ۲۳۶ .)
۶-(تاریخ ایران از آغاز تا اسلام –رمان گریشمن(Ghirishman.Roman.۱۹۷۹-۱۸۹۵):رئیس گروه باستان شناسی فرانسوی در ایران. ترجمه دکتر محمد معین .صفحه ۱۳۰-۱۳۱)
۷-(ساکی،جغرافیای تاریخی وتاریخ لرستان ص۹۴-۹۷)
۸-(دومرگان ژاگ.هیئت علمی فرانسه در ایران، جلد۲٫ص۲۱۱)
۹-(رزم آرا،تیمسار علی .جغرافیای نظامی ایران .لرستان.ص ۱۷۸)
۱۰-( افشار، ایرج .مقدمه ای بر شناخت ایل ها و…جلد اول ص ۱۷۳)
۱۱-(اقتداری ،احمد.خوزستان وکهگلویه وممسنی.جلد ۱٫ص ۳۶۳)
۱۲-(فارسنامه ناصری .حسینی فسایی.جلد۲٫ص۱۴۶۷) .
۱۳-(شوشتری: مؤلف کتاب تاریخ جغرافیای خوزستان درباره ی کهگیلویه در ص ۱۹۲)
۱۴-( مؤلف فارسنامه ناصری در ص.۱۴۸۱ )
۱۵-(دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها .جغرافیای کامل ایران.جلد ۲٫ص۱۰۷۵)
۱۶-(مینورسکی ولادمیر لرستان ولرها .ص۳۰)
۱۷-تارنمای http://www.luripeople.com
شباهت اسکلت وقتی میگیم یعنی شباهت کدهای ژنتیکی و اتوزومال و توالی یابی ژنومی نه قیافه اسکلت ها! آخه وقتی ما لوریان لوطی سواد نداریم چرا اینقدر ادعا و بلوف میزنیم؟؟
به شباهت دی ان ای اسکلتهای کشف شده در ابراهه های تخت جمشید با دی ان ای مردمان جبل السماق شمال سوریه دقت کنید
.
هشدار‼️برای عزیزانی که میخواهند به گُهگیلویه و بویراحمد (استان لورنشین) سفر کنند:
به گزارش خبرگزاری مهر در سال ۸۷ یک لوری به نام #ممد_آتاری با نام واقعی #محمد_افشین صاحب کلوپ بازی در دهدشت با ۶ تا از دوستانش به یکی از بچه هایی که میره اونجا بازی کند تجاوز میکنند و از او فیلم برداری میکنند! و به بچه میگن اگر میخوای فیلمت رو پخش نکنیم باید یک بچه دیگه بیاری تا با اون هم همین کار رو بکنیم! و دوباره از بچه دومی هم فیلم میگیره و از اون هم میخوان که یک بچه براش بیاره! و این چرخه همینطور ادامه پیدا میکند و تعداد قربانیان تا به ۸۰ تا هم میرسه و برخی حتی قربانیان را تا ۲۰۰ تا هم برآورد کردند! و حتی یکی از قربانیان او یک پسر ۴ ساله بود!!! پلیس به دنبال ممد آتاری میره و ممد آتاری در جاده اهواز یک تصادف شدید میکند و به کما میره و قرار منع تعقیب صادر میشه، اما حالش بهتر میشه دوباره به کارهاش ادامه میده! این اولین و بزرگترین تجاوز جنسی به سبک #شرکتهای_هرمی (گلدکوئیسی) در تاریخ ایران است که توسط یک لوری حجازی-هندی لوطی شوتی سوار اختراع میشود! این لوری ها دوباره دستگیر میشن اما با رشوه و آشنا بازی و با پارتی نماینده شهرستان کهگیلویه و … آزاد میشن!!!
مردم شریف ایران!! ما لورها نه غیور هستیم نه شجاع، ما صرفاً وحوش بربر پشت کوهی و دره نشین هستیم که درحال تصاحب شهرهای شما و سپس قومیت و تمدن و فرهنگ شما هستیم!!
.
.
در ۱۲ دی ۱۳۹۰ در دهدشت سه چوپان لور در دهدشت به زن باردار و شوهرش که درحال گردش در طبیعت بودند حمله میکنند، شوهرش را به درخت بستند و به زنش که حامله بود جلوی چشمانش تجاوز کردند! شوهر این زن دچار اختلال روانی شد و زن بر اثر جراحات وارده جنسی، بچه اش سقط شد!! این رفتار فقط از داعش و لورها سر میزنه!!! یکی از دلایل شباهت ما لورها به داعشی ها این است که هردو از عراق و جبلالسماق شام یعنی سوریه میآییم!! اینهم یک اماره و نشانه قوی از اینکه ما لورها شامی هستیم!
.
.
در مرداد سال ۱۳۹۰ چند مرد غیور از قوم لور در دهدشت کهگیلویه و بویراحمد پای یک کودک ۱۳ ساله را وسط روستا با یک ساطور قطع می کنند به انتقام اینکه طایفه مقابل تیراندازی به پای مردی کرد که پایش عفونت کرده بود و قابل درمان نبود!!
این کودک به بیمارستان منتقل شد و پس از دوازده ساعت عمل برای پیوند پا، بدن پا را پس می زند و پیوند با موفقیت انجام نمی شود!! این تاریخ ما لورهای غیرتی و ناموس پرست است که موزههای هندوستان آن را فریاد میزنند! این هم لینک:
https://www.tabnak.ir/000mAW
.
.
در تابستان ۱۳۹۶ در درگیری دو طایفه در منطقه پتک جلالی شهرستان باغملک و رامهرمز واقع در استان خوزستان با اختلاف بر سر آبیاری زمینهای کشاورزی باعث کشته شدن ۲۸ نفر شده است!! این درگیری دوباره در ۷ آذر ۱۴۰۲ از سر گرفته شد و دو نفر دیگر نیز کشته شدند!!!
این لورها از طایفه #بهمئی_بمبئی (मुंबई) هستند.
خدا بگم چیکار کنه بهرام گور که ما لورهای لوطی هندی را به ایران وارد کرد!
.
.
در بهمن ۱۳۹۶ فرمانده انتظامی شهرستان کهگیلویه از دستگیری دختر لور ۱۵ ساله که با پوشش مردانه به همراه همدستانش اقدام به زورگیری و اخاذی می نمودند خبر داد!!
.
.
در ۱۴ تیر ۱۳۹۹ یک دانشجوی نخبه دندانپزشکی به نام علی شفیعی که تازه از دانشگاه سوماشکوی روسیه به یاسوج برای سر زدن به خانواده خود آمده بود توسط اراذل و اشرار لُر (لوری) که درحال درگیری طایفهای در خیابان تختی بودند مورد شلیک گلوله قرار گرفت!! حالا هی بگید فرار مغزها!! ما لورها یکی از عوامل اصلی فرار مغزها هستیم، ما لورها از بسکه ثروت مملکت رو دزدیدیم نمیدونیم با پولامون چیکار کنیم میریم کلاش و برنو و چاقو و نارنجک میگیریم باهاش خودمون لورها رو میکشیم!
.
.
در ۲۱ آبان ۱۴۰۳ یکی از لوری های یاسوجی روانی با حمله مسلحانه به منزل #دکتر_مسعود_داوودی پزشک متخصص شاهرودی را به رگبار بست و سپس لباس پزشک مقتول را به تن کرد و با آن عکس گرفت و در اینستاگرام پست کرد! او سپس از کلاشینکف و چاقویی خونی که دکتر را کشت عکس گرفت و آن را در فضای مجازی استوری کرد و این کار را غیرت و افتخار دانست!!
این لور کاولی هندی بربر، خود را غیرتمند خواند و چندین فیلم از خودش تهیه کرد که قرار است تا ساعت ۷ صبح هنوز چند نفر دیگر را در یاسوج قتلعام کند! او توسط تیم اطلاعاتی ویژه زحمتکش دستگیر شد و حکم اعدام در ملأ اعدام برای این لور بویراحمدی بدنساز وحشی صادر شد. جامعه پزشکی ایران در شوک کامل فرو رفت و حتی تیتر داغ خبرگزاری بینالمللی سیانان و بیبیسی شد!!
.
.
در آذر ۱۴۰۳ در یاسوج ۱۲ مرد لور یاسوجی به یک دختر به نام #اسماء بر سر اینکه به طایفهشون فحش داده تجاوز کردن و فیلمای دختر رو پخش کردن!!! این دختر بر اثر جراحات وارده جنسی و ضرب و شتم به بیمارستان منتقل میشود و دختره هم بعد این اتفاق خودکشی میکنه!
مردم شریف ایران!!! از هر قوم و مذهب و گرایش و بینش سیاسی هستید، بیایید یک بار برای همیشه ما لوری ها را به جنگل های آدمخواران آمازون تبعید کنید تا ایران به آرامش و تعالی و پیشرفت و امنیت برسد! ما لورها بزرگترین تهدید برای ایران هستیم! اجازه ندهید ما لورهای عشایر دره نشین که تاریخمون جز راهزنی، بز چرانی، ویرانگری، کوچ نشینی، رقاصی و تجاوز نیست، بیش از این به شهرهای متمدن و آرام شما کوچ کنیم!!!
مردم عزیز ایران!! از پارسیان تا بلوچ و ترکمن و تات و تالشی و ترک و عرب و کرد و لک! با فراری دادن ما لورها دوباره ایران را بسازید! به خودتان رحم کنید! ما لورها به هر شهری رفتیم آن را تبدیل به برهوت فرهنگی کردیم! بیایید این بار اشتباه نکنید!
ایران باید از درون اصلاح شود! ذات لورها عوض نخواهد شد!
.
بزرگ ترین دزد تاریخ ایران یعنی محمودرضا خاوری یک لور بالاگریوه ای پلدختری بود که ۳ میلیارد دلار از ثروت ملت ایران را غارت کرد و به کانادا پناهنده شد!
.
لر یا لوری یا لولی (ج: لوریان) بر اساس متون شاهنامه قبیلهای رقاص، بربطنواز و رامشگر بودند که بهرام پنجم پور یزدگرد ملقب به بهرام گور در اوایل قرن پنجم میلادی از شمال غرب هندوستان در زمان پادشاهی شنگل وارد جنوب غربی ایران کرد. آنها سپس به راهزنی و عیاشی و غارتگری و تجاوز و زندگی عشایری روی آوردند.
متون دیگر حاکی از آن است که برخی دیگر از این لوریها به فرمان شاپور از جنوب افغانستان به ایران کوچ داده شدند برای بردگی و آنها عمدتاً طبقه پایین و فرودست جامعه را تشکیل میدادند.
نوادگان آنها امروزه در جنوب غرب و غرب ایران زندگی میکنند، آنها پوستی بسیار تیره، سر صاف و مانند اعقاب هندی خود موهای فرفری غیرمعمولی دارند، البته برخی موهای مجعد لوریان را به تبار عربی/بینالنهرینی آنها نسبت میدهند.
بقایایی از یک انسان نوسنگی در منطقه #تپه_علی_کش_دهلُران پیدا شد که ژنتیکشناسان پس از بررسی ژنتیکی و توالییابی ژنومی مشخص کردند که فاقد ژن SLC24A5 (ژن مسئول پوست روشن) بود، این نمونههای دیگر زاگرسی پیش از آن مانند گنجدره را هم تأیید میکند که فاقد آللهای ژنتیکی مربوط به صفات مو و چشم روشن بودند که مؤید این است پوست روشن در جغرافیای نوسنگی ایران/زاگرس وجود نداشت. پاکستانیها و دراویدیهای پاکستان (براهوییها) تا ۷۰٪ که بیشترین شباهت را به این نمونه دارند. بنابراین اینکه لورها مدعی چشم رنگی و موی بور هستند به شدت با ادعای زاگرسی بودن آنها در تضاد است.
آنچه که روایت را جالبتر میکند این است که امروزه همین لوریان که مهاجرانی از هندوستان بودند، معتقدند بقیه مهاجر هستند و خودشان از قدمتی ۶۴۰۰۰ سال (اواخر دوره پلیستوسن و عصر یخبندان مقارن با نئاندرتالها!!) تا کنون در ایران زندگی میکنند که البته ریشه اساطیری هندوئیسم لورها را یادآوری میکند. هندیها 🇮🇳 معمولاً در اعداد و ارقام بزرگنمایی میکنند.
اسناد متعددی درباره خصلت و رفتار و اعمال لورهای مقیم ایران و ایلات و طوایف لور در دسترس می باشد که به مرور زمان به اشتراک ملت ایران گذاشته خواهد شد! ما اقوام ایرانی تبار باید تاریخ لورهای هندی راجستانی را به روشنی هر چه تمام تر بازگو کنیم که زیر خروارها خروار جعل و جهل و تحریف و دروغ دفن و فراموش نشه.
آخه فقط #شاهنامه_فردوسی نیست که لورها رو مهاجران راهزن هندی الاصل معرفی میکنه، فخرالدین اسعد گرگانی شاعر قرن پنجم هجری لورها رو یک مشت شیاد و دزد و غارتگر معرفی میکنه:
جهان آسوده گشت از دزد و طرار
ز کُرد و #لور و از ره گیر و عیار
کتاب #نزههالقلوب از #حمدالله_مستوفی مستقیماً ریشه لوریان رو به جبل السماق سوریه 🇸🇾 می رسونه!
کتاب #مجمع_التواریخ_سلطانیه از _حافظ_ابرو
#شرفنامه_بدلیسی از #امیر_شرف_خان_بدلیسی
#حمزه_اصفهانی
#دهخدا
#فرهنگ_جهانگیری
#سر_اوستن_هنری_لایار
کتاب #زبده_التواریخ
و اصلاً خود #سردار_اسعد همه اینها گفتند که لوریان ایرانی نیستند و کولی های عشایری از دره های جبل السماق شام 🇸🇾 بودند!
#سفرنامه_خوزستان از #حاج_عبدالغفار_اصفهانی میگه لوریان اهل خوزستان نبودند!
#تاریخ_کامل_ایران_جلد_ششم از #حسن_پیرنیا میگه لوریان از هندوستان به ایران کوچ کردند!
#ایزابلا_بیشوپ مستقیم میگه لورهای بختیاری اصالت ایرانی خودشان را انکار میکنند و میگویند از شامات سوریه 🇸🇾 به ایران مهاجرت کردند!
هوکوم_سینگ_پنوار مورخ و محقق برجسته تاریخ #لوریان که خود نیز از قوم #لور هند است مستقیم گفت لورهای لورهای ایران اصالتی هندی دارند!
#سفرنامه_خوزستان از #حاج_عبدالغفار_اصفهانی میگه لوریان اهل خوزستان نبودند!
#حسن_پیرنیا در #تاریخ_کامل_ایران_جلد_ششم میگه لوریان از هندوستان به ایران کوچ کردند!
نام لور مستقیماً در اشعار #کمال_اسماعیل و #جمالالدین_عبدالرزاق #حافظ_شیرازی و #سعدی_شیرازی و #دهخدا و #منوچهری و #خاقانی و #مولوی و #فخرالدین_گرگانی و… آمده…
حالا همین لورهای راجستانی سوری میگن قدمت ما به زمان دایناسورها بر میگرده!!
شکی نیست که لورها دقیقاً رقص و سازشون شبیه ساز هندی های جنوبی (دراویدی ها) هست!
اینکه عیلامی ها به زبانی صحبت میکردند که دراویدی های جنوب هندوستان و پاکستان صحبت میکنند نزدیکی لورها به اجداد هندیشان را بیشتر تأیید میکند!
لورها و دراویدی ها هردو مدعی هستن عیلامی های واقعی خودشون هستن!
آخه فقط #شاهنامه_فردوسی نیست که لورها رو مهاجران راهزن هندی الاصل معرفی میکنه، فخرالدین اسعد گرگانی شاعر قرن پنجم هجری لورها رو یک مشت شیاد و دزد و غارتگر معرفی میکنه:
جهان آسوده گشت از دزد و طرار
ز کُرد و #لور و از ره گیر و عیار
کتاب #نزههالقلوب از #حمدالله_مستوفی مستقیماً ریشه لوریان رو به جبل السماق سوریه 🇸🇾 می رسونه!
کتاب #مجمع_التواریخ_سلطانیه از _حافظ_ابرو
#شرفنامه_بدلیسی از #امیر_شرف_خان_بدلیسی
#حمزه_اصفهانی
#دهخدا
#فرهنگ_جهانگیری
#سر_اوستن_هنری_لایار
کتاب #زبده_التواریخ
و اصلاً خود #سردار_اسعد همه اینها گفتند که لوریان ایرانی نیستند و کولی های عشایری از دره های جبل السماق شام 🇸🇾 بودند!
#سفرنامه_خوزستان از #حاج_عبدالغفار_اصفهانی میگه لوریان اهل خوزستان نبودند!
#تاریخ_کامل_ایران_جلد_ششم از #حسن_پیرنیا میگه لوریان از هندوستان به ایران کوچ کردند!
#ایزابلا_بیشوپ مستقیم میگه لورهای بختیاری اصالت ایرانی خودشان را انکار میکنند و میگویند از شامات سوریه 🇸🇾 به ایران مهاجرت کردند!
هوکوم_سینگ_پنوار مورخ و محقق برجسته تاریخ #لوریان که خود نیز از قوم #لور هند است مستقیم گفت لورهای لورهای ایران اصالتی هندی دارند!
#سفرنامه_خوزستان از #حاج_عبدالغفار_اصفهانی میگه لوریان اهل خوزستان نبودند!
#حسن_پیرنیا در #تاریخ_کامل_ایران_جلد_ششم میگه لوریان از هندوستان به ایران کوچ کردند!
نام لور مستقیماً در اشعار #کمال_اسماعیل و #جمالالدین_عبدالرزاق #حافظ_شیرازی و #سعدی_شیرازی و #دهخدا و #منوچهری و #خاقانی و #مولوی و #فخرالدین_گرگانی و… آمده…
خطاب به پان لوریست های مزاحم که سرطانی شدن برای ما شولی ها!! ما شول ها لور نیستیم، ما شولستانی و فارس هستیم، هم نژاد ساسانی ها و از محافظین پاسارگاد هستیم، با خوارزمشاهیان و مغول ها و گورکانیان میجنگیدیم و در مقابل حملات پیاپی لرها به فارس مبارزه میکردیم، ما لور نیستیم! ما پارس هستیم! باصری ها و شولستانی ها و کردشولی ها و… همه پارس هستیم! هیچ ارتباطی با لورهای هندی و جبل السماقی 🇸🇾 نداریم!
اینکه برخی شولیها در رامهرمز و بهبهان و… زندگی میکنند بدین معنی نیست که لوری هستند! اونا فارسهایی بودند که با لورها ازدواج کردند و به مرور زمان لورسازی شدند (بخاطر ترس از اقلیت بودن و در معرض تبعیض قرار گرفتن، چون لورها فاشیست هستند). این نشون میده که بیشتر لورها ریشه شولی و پارس دارند نه برعکس!!
حتی در گویش بختیاری به کسی که جنگجو و دلاور و با وقار و زیبا و بلندقامت باشه میگن شول/شولون.
ما شولستانی ها پارس هستیم، بودیم و خواهیم بود و هیچکس نمیتواند هویت ما را جعل و تحریف کند.
با شما لورهای هندی که سعی دارید همه را لور خطاب کنید مبارزه میکنیم! لورها محکوم به شکست هستند! لورها لولوبی و گوتی و سامی و هندی هستند نه عیلامی و پارس…
درخت انجیر معابد (به هندی: पीपल) که در جنوب ایران به آن #درخت_لور و انجیر بنگالی و اشوتهه (به سانسکریت: अश्वत्थ) یکی از بلندترین درختان جنگلهای بارانی، درخت مقدس #هندیها 🇮🇳 میباشد به عنوان درخت جاویدان که ریشههایش در آسمان میدانند!
لرهای هندی عزیز از این به بعد خواستید با ما عربها همایش #اتحاد_نخل_و_بلوط برگزار کنید بهتره همایش #اتحاد_نخل_و_انجیر_هندی_पीपल برگزار کنید! البته چون هند به سرزمین جنگل های موز معروف است، نامش را #اتحاد_نخل_و_موز بگذاریم!
اخیراً لورهای جبل السماقی 🇸🇾 با پخش شایعاتی مبنی بر اینکه حافظ شیرازی و سعدی شیرازی لور (هندی) بودند موجب ایجاد تشویش و شبهه در اذهان عمومی شدند.
اولاً اینکه اونی که هندی تشریف داره خود لورهای لوطی هستند! دوماً لورهای مقیم شیراز قومی نوظهور و تازه وارد و مهاجران هند و جبل السماق هستند . اصلاً باستانی نیستند. سوما اینکه همه دنیا میدونن حافظ و سعدی اصالتا ایرانی-پارسی بودند نه هندی-لوری! چهارما لورها همین الانش هم عشایر و پشت کوهی و دره نشین هستند و لورها که فقط چوپان و دره گرد هستند و همین تازگی شهرنشین شدند نمیدونن شعر و هنر چیه! پنجما چه سند و مدرک دلالت بر لور بودن شخصیت های تاریخی مانند آریوبرزن، داریوش بزرگ، اردشیر بابکان، سعدی شیرازی، رئیسعلی دلواری و حتی هیتلر وجود دارد؟! ششماً بیت معروف سعدی مستقیماً میگه:
یا رب! ز باد فتنه نگهدار خاک پارس
چندان که خاک را بُوَد و باد را بقا
سعدی در جایی دیگه میگه:
اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست
تا بر سرش بُوَد چو تویی سایهی خدا
سعدی نگفت اقلیم لور هندی بزچران را غم از آسیب دهر نیست!
سعدی در غزل ۵۰۷ خود میگوید:
جمیع پارسی گویان بدانند
که سعدی توبه کرد از پارسایی!
سعدی گفت پارسی گویان نگفت لوری گویان! نگفت هندی گویان!
بازهم سعدی هیچ نامی از لورستان یا جبل السماق یا راج هندوستان نبرد به عنوان وطن خودش:
بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارس یکی منم که ندانم نماز چون بستم
سعدی در جایی دیگه میگوید:
نرنجی ز خصمان اگر برتپند
کز این آتش پارسی در تبند
سعدی در جایی تبار و وطن خود را پارسی میداند نه لور هندی:
و گر پارسی باشدش زاد و بوم
به صنعاش مفرست و سقلاب و روم
(بوستان سعدی، آغاز باب اول)
سعدی میگوید:
«گفت: گوگردِ #پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسهٔ چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولادِ هندی به حَلَب و آبگینهٔ حلبی به یَمَن و بُرْدِ یمانی به #پارس و زآنپس ترکِ تجارت کنم و به دکّانی بنشینم»
فردوسی در بیت ۳۱۴۶۹ خود میگوید:
به شهر گجاران به دریای پارس
چه گوید ز بالا و پهنای پارس
و همین فردوسی از لورها به عنوان قومی هندی یاد کرد!
حالا این لورها که مستقیماً در دهخدا و حافظ و فردوسی نامشان آمده گیر دادن به یه بیت حافظ که گفت:
هرچند که هست عالم از خوبان پُر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لُر
به این علت حافظ از واژه اصلی لور استفاده نکرد چون نظم شعر به هم میخورد و قافیه جور در نمیومد.
هرچند که هست عالم از خوبان پُر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لور ❌
وگرنه همین حافظ در بیت معروفش مستقیم گفت: «اﯾﻦ ﻟﻮریاﻥ ﺷﻮﺥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺷﻬﺮﺁﺷﻮﺏ!»
همین حافظ مستقیماً گفت:
شکرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قندِ #پارسی که به بنگاله رود
حافظ نگفت قند لوری، و اگر میگفت چقدر ضایع بود
شاهنامه که سند ملی ایرانیان میباشد مستقیم میگه قوم لور حاصل پیوند #روم و #توران و #تازیان است و لورها هم که خودشون شاهنامه خوان هستند!
من اینجا هستم تا شبهاتی که لورهای شوتی بی سواد برای ایران و ایرانی ایجاد میکنند را برطرف کنم تا در دام این جماعت جبل السماقی نیفتید، لورها استاد شبهه تراشی هستند…
.
سیسیل جان #ادموندز و توصیف مردم #لر:
.
The character of the Lur can be summed up in one word, if it is per-
missible to use rather an inelegant one. He is a ” swine,” an undiluted
swine, without one single redeeming trait. His attitude towards the
traveller, whether foreigner or Persian , is one of ” Your money or your life.” He means to have one or
both. He is treacherous, and no oath is sacred enough to bind him. He
is avaricious; he will sell his soul for money. He is what the Arabs call
” ibn-ul-waqt,” the child of the moment, with no memory and no foresight;
he will act on the whim of the moment without regard to past experience
or probable consequence. It is this absence of any logic in his behaviour,
the absolute uncertainty of what the Lur will do, that adds so much to the
strain of travel in Luristan. The Lur has only two states of mind. The
first is that of being umidvar, hopeful; that is when he is hoping to get
your money, either by what he calis hospitality or by performing some
service such as escorting you through his country. The second state of
mind is that of being ma’yus, hopeless; that is when he has failed to get
your money or as much as he thought he ought, or alternatively when he
has got your money and so has nothing more to hope for in that particular
direction. And it is when he is ma’yus, hopeless, that he turns from
designs on your money to designs on your life.
.
ترجمه متن: شخصیت #لر را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد، اگر استفاده از کلمهای نسبتاً بیادبانه مجاز باشد. او یک «#خوک» است، یک #خوک خالص، بدون حتی یک ویژگی رهاییبخش. نگرش او نسبت به مسافر، چه خارجی و چه ایرانی، «پولت یا جانت» است. او میخواهد یکی یا هر دو را داشته باشد. او #خائن است و هیچ سوگندی به اندازه کافی مقدس نیست که او را مقید کند. او #حریص است؛ او روح خود را به پول میفروشد. او کسی است که اعراب او را «#ابن_الوقت» مینامند، فرزند لحظه، بدون حافظه و دوراندیشی؛ او بدون توجه به تجربیات گذشته یا پیامدهای احتمالی، بر اساس هوس لحظهای عمل میکند. همین فقدان هرگونه منطق در رفتار او، عدم اطمینان مطلق از آنچه لر انجام خواهد داد، است که به سختی سفر در لرستان میافزاید. لر فقط دو حالت ذهنی دارد. حالت اول امیدوار بودن است؛ یعنی زمانی که او امیدوار است پول شما را به دست آورد، چه با آنچه که مهماننوازی مینامد و چه با انجام خدماتی مانند همراهی شما در کشورش. حالت دوم ذهنی، حالت مایوس بودن، یعنی ناامیدی است؛ یعنی زمانی که او نتوانسته پول شما را به آن اندازه که فکر میکرد باید، به دست آورد، یا در حالت دیگر، وقتی که پول شما را به دست آورده و بنابراین دیگر هیچ امیدی در آن جهت خاص ندارد. و وقتی که او مایوس، یعنی ناامید است، از نقشه کشیدن برای پول شما به نقشه کشیدن برای زندگی شما روی میآورد!
{ سفرنامه سیسیل جان ادموندز نسخه اصلی / ص ۳۴۲ / سال ۱۹۱۳ میلادی }
.
.
سیسیل جان ادموندز و توصیف مردم لر:
.
The character of the Lur can be summed up in one word, if it is per-
missible to use rather an inelegant one. He is a ” swine,” an undiluted
swine, without one single redeeming trait. His attitude towards the
traveller, whether foreigner or Persian , is one of ” Your money or your life.” He means to have one or
both. He is treacherous, and no oath is sacred enough to bind him. He
is avaricious; he will sell his soul for money. He is what the Arabs call
” ibn-ul-waqt,” the child of the moment, with no memory and no foresight;
he will act on the whim of the moment without regard to past experience
or probable consequence. It is this absence of any logic in his behaviour,
the absolute uncertainty of what the Lur will do, that adds so much to the
strain of travel in Luristan. The Lur has only two states of mind. The
first is that of being umidvar, hopeful; that is when he is hoping to get
your money, either by what he calis hospitality or by performing some
service such as escorting you through his country. The second state of
mind is that of being ma’yus, hopeless; that is when he has failed to get
your money or as much as he thought he ought, or alternatively when he
has got your money and so has nothing more to hope for in that particular
direction. And it is when he is ma’yus, hopeless, that he turns from
designs on your money to designs on your life.
.
ترجمه متن: شخصیت لر را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد، اگر استفاده از کلمهای نسبتاً بیادبانه مجاز باشد. او یک «#خوک» است، یک #خوک خالص، بدون حتی یک ویژگی رهاییبخش. نگرش او نسبت به مسافر، چه خارجی و چه ایرانی، «پولت یا جانت» است. او میخواهد یکی یا هر دو را داشته باشد. او #خائن است و هیچ سوگندی به اندازه کافی مقدس نیست که او را مقید کند. او #حریص است؛ او روح خود را به پول میفروشد. او کسی است که اعراب او را «#ابن_الوقت» مینامند، فرزند لحظه، بدون حافظه و دوراندیشی؛ او بدون توجه به تجربیات گذشته یا پیامدهای احتمالی، بر اساس هوس لحظهای عمل میکند. همین فقدان هرگونه منطق در رفتار او، عدم اطمینان مطلق از آنچه لر انجام خواهد داد، است که به سختی سفر در لرستان میافزاید. لر فقط دو حالت ذهنی دارد. حالت اول امیدوار بودن است؛ یعنی زمانی که او امیدوار است پول شما را به دست آورد، چه با آنچه که مهماننوازی مینامد و چه با انجام خدماتی مانند همراهی شما در کشورش. حالت دوم ذهنی، حالت مایوس بودن، یعنی ناامیدی است؛ یعنی زمانی که او نتوانسته پول شما را به آن اندازه که فکر میکرد باید، به دست آورد، یا در حالت دیگر، وقتی که پول شما را به دست آورده و بنابراین دیگر هیچ امیدی در آن جهت خاص ندارد. و وقتی که او مایوس، یعنی ناامید است، از نقشه کشیدن برای پول شما به نقشه کشیدن برای زندگی شما روی میآورد!
{ سفرنامه سیسیل جان ادموندز نسخه اصلی / ص ۳۴۲ / سال ۱۹۱۳ میلادی }