ازدواج با محارم در دین زرتشتی
با موضوع ازدواج با محارم در دین زرتشتی بیشتر اشنا شوید
رضا مرادی غیاث آبادی | در متون پهلوی و متون فقهی دین زرتشتی اصطلاحی به نام «خویدوده» دیده میشود که اغلب دانشمندان و پژوهشگران دین زرتشتی و مترجمان پهلوی آنرا به معنای «ازدواج با محارم/ ازدواج با نزدیکان» گرفتهاند در باره خویدوده از جمله در کتابهای زرتشتی «روایت پهلوی»، «مینوی خرد»، «روایت آذرفرنبغ فرخزادان»، «ارداویرافنامه»، «دینکرد»، «دادستان دینی»، «روایات داراب هرمزد» و «زادسپرم» سخن رفته است. به موجب این متون، خویدوده پدر و دختر، خویدوه مادر و پسر، و خویدوده برادر و خواهر از شایستهترین و مهمترین دستورات دینی زرتشتی و بزرگترین ثوابها است که اجرای آن موجب رسیدن سریعتر به بهشت، و اختلال در اجرای آن جزو بزرگترین گناهان دانسته میشده است (مینوی خرد، بخش ۳۵ و ۳۶؛ روایت پهلوی، فصل هشتم).
آذرفرنبغ (موبد بزرگ زرتشتی) در فصل هشتادم از کتاب سوم دینکرد، خویدوده را سنتی برگرفته از آمیزش اهورامزدا با دخترش سپندارمذ میداند که مشی و مشیانه (نخستین آدمیان و نخستین برادر و خواهر) آنرا ادامه دادند تا به نسل همه مردمان گیتی برسد. او هرگونه آمیزش به غیر از روش خویدوده را با آمیزش گرگ و سگ، و آمیزش اسب و خر مقایسه میکند که محصول جفتگیری آنها از نظر نژادی پست و فرومایه خواهد شد. این نکتهای است که مورد توجه و تأکید زادسپرم (پیشوای بزرگ زرتشتیان) نیز قرار گرفته و در بخش بیست و ششم کتاب گزیدههای زادسپرم، خویدوده را موجب تولید نسل پاک دانسته است.
آذرفرنبغ هر کس را که با خویدوده مخالفت ورزد و آنرا سبک بشمارد، از تبار دیوان و دشمنان مردم میداند. . او همچنین در پاسخ به مخالفان خویدوده و برای توجیه و تبلیغ دینی و ذکر محاسن آن، یادآور شده است که آیا بهتر نیست اگر زخمی در آلت مادر یا خواهر یا دختر وجود داشته باشد، پدر یا پسر یا برادر آنرا ببینند و بر آن دست برند و مرهم نهند؟
در فصل هشتم از متن «روایت پهلوی» برای تشویق مردم به اجرای خویدوده چنین توجیهی را آوردهاند که اهورامزدا به زرتشت دستور اجرای خویدوده را میدهد و میگوید این کاری است که من با دخترم سپندارمذ انجام دادم و مشی نیز با مشیانه انجام داد.
در فصل ۸۶ از متن پهلوی ارداویرافنامه به زنان هشدار داده شده است که چنانچه از خویدوده خودداری کنند و آنرا سبک بشمارند، وارد دوزخ خواهند شد و در آنجا مارهای بزرگی وارد اندام تناسلیاشان خواهد شد و از دهانشان بیرون خواهد آمد.
به موجب فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موجود در کتاب «روایت آذرفرنبغ فرخزادان» اگر دختر یا خواهر مردی به خویدوده با او رضایت و موافقت نداشته باشند، مرد میتواند از زور استفاده کند و زن را وادار به اینکار کند.
چنین تهدیدهایی نشانه آنست که عموم مردم از این دستور دینی رویگردان بودهاند و موبدان میکوشیدهاند تا با نسبت دادن خویدوده به اهورامزدا و زرتشت و بیان تشویق از یکسو و تهدید از سویی دیگر، مردم را وادار به انجام آن کار کنند. نشانه دیگری از رویگردانی مردم این است که در پایان بخش هشتم از کتاب روایت پهلوی، زرتشت به اهورامزدا میگوید: «این کار سخت و دشواری است و چگونه میتوانم خویدوده را در میان مردم رواج دهم؟» و اهورامزدا جواب میدهد: «به چشم من نیز چنین است، اما وقتی کردار نیک باشد، نباید دشوار و سخت باشد. به خویدوده کوشا باش و دیگران را نیز کوشا کن».
اما نکتهای که نگارنده قصد دارد آنرا در این گفتار پیش بکشد، اینست که با توجه به برخی شواهد، به نظر میرسد که منظور از خویدوده منحصراً «ازدواج با محارم» نیست و معنای «همخوابگی با محارم» را نیز میدهد. چه به شکل ازدواج باشد و چه به شکل همبستریهای موردی یا مکرر. به این عبارتها که در فصل هشتم کتاب روایت پهلوی آمده است، توجه کنیم و ببینیم آیا این توصیههای دینی مفهوم «ازدواج» را میرساند یا مفهوم «همخوابگی» را:
«اگر مردی یک خویدوده با مادر و یکی نیز با دخترش کند، آنکه با مادر بوده، برتر از دختر است». «اگر با دختر و خواهرش خویدوده کرده باشد، آنکه با دختر بوده، برتر از آنست که با خواهر بوده باشد». «اگر پدری با دختر حلالزاده و تنی خودش خویدوده کند، برتر است؛ اما اگر با دختر نامشروع خودش که محصول آمیزش با زن دیگران بوده باشد، خویدوده کند، باز هم ثواب میبرد». «روزی جمشید با خواهرش جمک بخوابید و از ثواب این همخوابگی بسیاری از دیوان بشکستند و بمردند». «اهورامزدا به زرتشت گفت که خویدوده بهترین و برترین کارها است. کسی که یکبار نزدیکی کند، هزار دیو میمیرد؛ اگر دوبار نزدیکی کند، دو هزار دیو میمیرد؛ اگر سه بار نزدیکی کند، سه هزار دیو میمیرد؛ اگر چهار بار نزدیکی کند، مرد و زن رستگار خواهند شد». «پسر به مادر و پدر به دختر و برادر به خواهر باید بگوید که تن خود را برای آمیزش کردن به من بده تا اهورامزدا را خشنود کنیم و جای نیکی در بهشت بیابیم».
عبارات بالا و بخصوص انجام چندین باره خویدوده توسط یک شخص بر روی مادر و خواهر و دختر خود، نشان میدهد که منظور از خویدوده در دین بهی زرتشتی «ازدواج با محارم» نیست، بلکه «همخوابگی و آمیزش با محارم» است.
منابع
آذرفرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد، ترجمه فریدون فضیلت، کتاب سوم، جلد یکم، تهران، ۱۳۸۱، صفحه ۱۴۳ تا ۱۵۲.
ارداویرافنامه، ترجمه به فرانسه از فیلیپ ژینیو، ترجمه به فارسی از ژاله آموزگار، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۲، صفحه ۹۱.
روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغبیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶٫
روایت پهوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، ۱۳۹۰، صفحه ۲۱۹ تا ۲۲۹.
زادسپرم، گزیدههای زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، ۱۳۶۶، صفحه ۳۷.
مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، ویرایش سوم، تهران، ۱۳۸۰، صفحه ۵۰ تا ۵۲.
نظر ابوریحان بیرونى در مورد ازدواج و محارم
ابوریحان بیرونى مى گوید: درباره نکاح مادر که به زرتشتى ها نسبت مى دهند، از سپهبد مرزبان بن رستم شنیدم که : زرتشت این عمل را تشریع نکرده و چون گشتاسب ، خردمندان و سالخوردگان کشور خود را براى گفتگو با زرتشت در مجلسى گردآورد، یکى از پرسشها این بود که : اگر مردى با مادر خود در حال اضطرار و جهالت و ترس از انقطاع نسل ، بسر برد، باید چه بکند؟ زرتشت بگفت که باید با او هم بستر شود تا انسان و نسل او باقى باشد.
سنت ازدواج با محارم
مسئله ازدواج با محارم یک سنت بدوى بوده و از دیرباز در میان جوامع قبایلى رواج داشته است . اصالت نژاد و طهارت خون و خویشاوندى و منافع اقتصادى عامل مهم و تعیین کننده این سنت کهن بوده است . از آنجا که ازدواج با محارم با طبع فطرى انسان سازگار نبوده ، مذهب عامل توجیه این سنت گردیده است . منابع تاریخى نشان مى دهند که سنت ازدواج با محارم در برخى سلسله هاى سلطنتى ایران باستان رواج داشته است .
در ((دینکرت )) یکى از بخشهاى ((اوستا)) اصطلاح ((نزد پیوند)) به معناى ((پیوند با نزدیکان )) گرفته شده است و به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره کرده اند. در متون مذهبى پهلوى آمده است که ازدواج با هفت خواهر لازمه معراج بوده است .
نظر یک محقق آلمانى در مورد ازدواج با محارم
یک محقق آلمانى مى گوید اهتمام در پاکى اصل و نسب و خون و نژاد یکى از صفات بارز جامعه ایرانى بشمار مى رفت ؛ تا آنجا که ازدواج با محارم را جایز مى شمردند. این گونه پیوند را ((خویدوگدس )) یا ((خوایت ودث )) مى خواندند. این رسم از قدیم معمول بود. حتى در دوره هخامنشیان نیز انجام مى شد. کمبوجیه با دو خواهر خود ازدواج کرد داریوش نیز خواهرش را به زنى گرفت .
اردشیر با دو دختر خود و داریوش سوم نیز با دختر خود ازدواج کرد. هر چند که معناى لفظ خوادت ودث در اوستا نیامده و موجود نیست ، ولى در نسکهاى مفقوده ، مراد از آن ازدواج با محارم بوده است . در ((بغ نسک )) ۶ و ۷ اشاره به این معنى شده است . ازدواج برادر با خواهر بوسیله ((فره ایزدى )) روشن مى شود و دیوان را به دور مى راند.
نظر مفسرین در مورد ازدواج با محارم
((نرسى بزرگمهر)) مفسر ادعا کرده است که ((خویدوگدس )) معاصى کبیره را محو مى کند. این مطلب در شایشت نى و شایشت ۸ و ۱۸ آمده است . در کتب دوره ساسانى و ادوار بعد به این موضوع اعتراف شده است . این دیصان نیز اعتراف کرده که او خود با خواهرش ازدواج کرده است . ((بهرام چوبین )) با خواهرش ((گردیک )) ازدواج کرد. ((مهران گنشسب )) خواهرش را به زنى گرفت .
او مدعى بود که خویدوگدس معاصى کبیره را محو مى کند. مترجم کتاب کریستن سن مى ویدگ یا اصلا در شریعت زرتشتى چنین رسمى نبوده ؛ و اگر بوده ، اختصاص به فرقه خاصى داشته ؛ و در غیر این صورت که اصل مطلب را در دین زرتشت ثابت بدانیم ک این از فروع مباحث فقهاء بشمار مى آمده که اگر هم به آن عمل شده ، بسیار نادر الوقوع بوده است .
او در رد سخنان کریستن سن مى گوید که مؤ لف با اسناد به نسکهاى مفقوده از روى خلاصه دینکرت که دو قرن بعد از اسلام نوشته شده ، چنین ادعاهائى کرده است . آنچه را مورخان مسیحى در این باب نوشته اند، ممکن است در مورد یکى از فرقه هاى زرتشتى باشد و عیسویان از روى تعصب این مطلب را به همه ایرانیان نسبت داده اند.
چنان که در کتب فقهى اسلام نام مجوسى آمده که یکى از طوایف زرتشتى است و در ((شرح لمعه )) و کتاب ((ریاض )) در باب ((میراث مجوس )) آمده که ((امام على بن ابیطالب (علیه السلام ): کان یورث المجوس اذا تزوج بامه و ابنته ؛ من جهه انها امه و انها زوجه .)) و نیز شیخ مفید و شیخ طوسى روایتى نقل کرده اند که شخصى نزد حضرت صادق (علیه السلام ) زبان به دشنام مجوسى گشود که آنان با محارم خود ازدواج مى کنند. حضرت فرمود: اما علمت ان ذالک عندهم هو النکاح ، و کل قوم یعرفون النکاح عن السفاح ، فنکاحهم جایز و ان کان قوم دانوا بشیئى یلزمهم حکمه .
ازدواج با محارم در دوره ساسانیان
اگر چه در نزد مسلمانان ، همه زرتشتیان ، به اعتبار تسمیه کل بر جزئ، مجوس خوانده مى شوند، ولى ممکن است که در اینجا اشاره بر همان طایفه خاص از زرتشتیان باشد که در قدیم مجوس گفته مى شده اند. از طرفى هر کجا که نص در کار نبادش ، فقها به تجزیه و تحلیل آن مى پردازند، و این مسئله در عصر ساسانى از مسائل فقهى بوده است .
از دیگر طرف ، بر فرض عملى شدن این مسئله ، آن چنان نادر الوقوع بوده که جز چند مورد، بیشتر در تاریخ دیده نمى شود. کریستن سن مستشرق آلمانى مى گوید: با وجود اسناد معتبرى که در منابع زرتشتى و کتب بیگانگان معاصر دوره ساسانى دیده مى شود، کوششى که بعضى از پارسیان جدید براى انکار این عمل (ازدواج با محارم ) مى کنند، بى اساس و سبکسرانه است .
نظر محققین در مورد ازدواج با محارم
یک محقق مشهور ایرانى مى گوید: چیزى که از اسناد آن زمان به دست مى آید و با همه هیاهوى جاهلانه اى که اخیرا بپا کرده اند از بدیهیات تمدن آن دوران است ، نکاح با محارم درجه اول است که معمول و متعارف بوده است .. مورخان یونانى تصریح کرده اند که در دوره هخامنشى ، مغ ها ما مادرانشان ازدواج مى کرده اند. در دوره اشکانى نیز این رسم معمول بوده است .
برخى از شاهان اشکانى با محارم خویش ازدواج مى کرده اند. علت روانى این رسم این بوده که ازدواج با محارم تنها راه حفظ اصالت نژاد و طهارت خون شناخته مى شده است . مورخان اسلامى نیز بر این سنت تصریح کرده اند. یعقوبى مورخ ایرانى مسلمان از ازدواج ایرانیان باستان با مادران و خواهران و دختران شان یاد مى کند که این کار را نوعى صله رحم و عبادت مى دانسته اند. گویا عیسویان ایرانى نیز تحت تاءثیر زرتشتیان علیرغم مخالفت با دین شان با اقارب خود ازدواج مى کرده اند.
نظر اسلام در مورد ازدواج با محارم
در صدر اسلام ، ازدواج با محارم در میان زرتشتیان امر رایجى بوده است ، لذا مورد سرزنش مسلمانان قرار مى گرفته اند. در این زمینه روایاتى در منابع شیعى دیده مى شود که حکایت از برخورد مسلمانان با زرتشتیان و رهنمودهاى امامان شیعه را در خود دارد. فقهاء شیعه و سنى (عرب و عجم ) در ابواب گوناگون فقه این بحث را به عنوان مسئله اى که در خارج مصداق دارد، مورد بحث قرار داده اند. شیخ طوسى در کتاب مشهور ((الخلاف )) به این مسئله پرداخته است .
رد ازدواج با محارم توسط مقام مذهبی زرتشتیان
اخیرا یک مقام مذهبى زرتشتى کلیه اتهامات از این قبیل را که نسبت به دین زرتشت و زرتشتیان روا داشته اند، پاسخ گفته است و ریشه چنین اتهاماتى را متوجه مورخ مشهور یونانى ((هرودوت )) کرده است
منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد اول اثر عبداللّه مبلغى آبادانى
نشر الکترونیکی به کوشش اِنی کاظمی در سایت تاریخ ما.
آیا ازدواج با محارم در آئین زرتشت وجود دارد؟ یا این نسبت ، تهمت است ؟
دفاعیه یکى از روحانیون زرتشتى
در این جهت اطلاع خوانندگان ، نظر جناب آقاى موبد اردشیر آذرگشسب را که یکى از روحانیون آئین زرتشت است ، و هم اکنون ریاست و رهبرى زرتشتیان ایران را بر عهده دارد، در اینجا مى آوریم ، تا موضوع ازدواج با محارم در کیش زرتشتیان روشن گردد.
آقاى اردشیر مى گوید:((یکى از اتهاماتى که به پدران نامدار ما نسبت داده اند تهمت نارواى زناشوئى با نزدیکان است که از سوى دشمنان ایران و افرادى که از مذهب ایرانیان باستان اطلاع عمیق نداشته اند، به نیاکان نامدار ما وارد آمده و آنها را به ارتکاب این عمل زشت ، متهم نموده اند. این افتراء نخست از سوى یونانیان که با پدران ما دشمنى دیرینه داشته اند به منظور خاصى به آنها نسبت داده شد و قرنها بعد پس از آنکه خاک پاک ایران لگدکوب سم ستوران اعراب گردید، اینان نیز تا آنجا که توانستند به این آتش دامن زدند، و در قرن اخیر چند تن از خاورشناسان و اوستادانان غربى ، با پیدا کردن واژه اوستائى ((فیتودت ))به خیال خودشان به این موضوع – تهمت – صحه گذاشتند، و ما اینک مى کوشیم تا به این تهمت ناروا که پایه و اساسى ندارد با عقل و مطق جواب گوئیم و براى اینکه نوشته و ترتیب خاصى برخوردار باشد، نخست از انواع پیوند زناشوئى با نزدیکان پرداخته به تهمت هاى وارده یکى پس از دیگرى با دلیل و منطق پاسخ مى گوئیم ، سپس واژه اوستائى ((فیتودت ))را ترجمه و تفسیر مى نمائیم ، و در پایان شمه اى را درباره شیوع ازدواج با محارم میان دیگر اقوام باستانى بیان نمود و با جمع بندى مطالب گفته شده ، به این موضوع پایان مى دهیم :
رد موضوع زناشوئى با محارم و نزدیکان توسط جناب موبد اردشیر آذرگشسب
جناب موبد اردشیر آذرگشسب که یکى از روحانیون آئین زرتشتیان است ، در رابطه با عنوان فوق مى گوید: ((راجع به اتهام بى اساس زناشوئى با نزدیکان که به ایرانیان باستان نسبت داده اند، در وهله اول یونانى ها بودند که بخاطر دشمنى با ایرانیان ، به آنان چنین تهمتى بستند، و کارهاى سه تن از پادشاهان را مستمسک این نسبت قرار داده اند. حال ما این قضیه را تعقیب مى کنیم تا ببینیم اصل داستان در مورد این افراد چگونه بوده است ؟
۱ – ازداج کامبوزیا با خواهر خود:
((نخستین نویسنده اى که راجع به این موضوع مطلبى نوشته و این تهمت را به پادشاه بزرگ هخامنشى وارد نموده ، هرودت ۴۸۴-۴۰۹ پیش از میلاد است . این نویسنده شرح قضیه را در کتاب خود به این مضمون آورده است : دومین خطایى که کامبوزیا مرتکب شد، کشتن خواهرش بود که او را به مصر آورده و با او مانند یک زن زندگى مى کرد، گرچه او خواهرش بود و از یک پدر و مادر. طرز ازدواج آنها بدین طریق بود که پیش از این ، ازدواج برادر و خواهر مرسوم نبود؛ ولى کامبوزیا که عاشق خواهرش شده بود، با اینکه مى دانست که این کار غیر عادى است ، معهذا نمى توانست از آن چشم بپوشد. بنابراین پس از مدتى ، این مطلب را با قضات سلطنتى در میان نهاد و از آنها چاره جوئى کرد. داوران از پادشاه سه روز مهلت خواستند تا قوانین کشور را بررسى کنند. پس از پایان مهلت به حضور شاه شرفیاب شده ، به عرض رساندند که در کلیه قوانین موجود نتوانستند قانونى بیابند که خواهر را بر برادر حلال کند، ولى قانونى وجود دارد که مى گوید: شاه سایه خدا است و فوق قانون است ! بنابراین او مى تواند به تمایل خود جاه عمل بپوشاند.
((آنچه از این نوشته بدست مى آید این است که در ایران باستان ازدواج با محارم نه سابقه کشورى داشته و نه سابقه در قوانین مذهبى . بنابراین هرودت گفته اش جز یک تهمت بیش نبوده ، ولى متاءسفانه نویسندگان دیگر که بعد از هرودت آمده اند این مطلب را ناقص و با غرض خصمانه به مذهب زرتشت نسبت داده اند و پدران ما را متهم به عمل زشت ازدواج با محارم نموده اند.
۲ – ازدواج اردشیر دوم با دختر خود:
((نخستین نویسنده یونانى که به این موضوع اشاره نموده ((کتزیاس )) است که در سال ۴۴۰ قبل از میلاد مى زیسته است . نوشته هاى او در دست نیست ، ولى پلوتارک که در سال ۶۶ بعد از میلاد به دنیا آمده در رابطه با زندگى اردشیر دوم ، پادشاه هخامنشى به استناد گفته کتزیاس ، این پادشاه را متهم به ازدواج با دخترش مى کند. پلوتارک در این باره مى گوید:
((اردشیر دوم – ارتاکزرس – یک کارکرد که کلیه بدى هاى او را نسبت به یونانیان جبران کرد و آن کشتن – تیسافرن – دشمن بزرگ یونان بود که پادشاه به اصرار مادرش ، پریزاد، تیسافرن را کشت ، و چون پادشاه این کار را به اصرار مادر و طبق تمایلات او انجام داد، مادرش از آن به بعد مى کوشید که پادشاه را از خود راضى نگهدارد و در هیچ کارى برخلاف میل او رفتار نکند. پریزاد بارها دیده بود که پادشاه نسبت به یکى از دخترهاى خود – آتوسا – علاقه زیادى دارد ولى مى کوشد که این عشق و علاقه را از مادر خود و مردم پوشیده دارد. پریزاد، پس از اطلاع از این موضوع کوشید تا نسبت به نوه اش – آتوسا – علاقه بیشترى نشان دهد و هر وقت فرصت مى یافت ، از زیبائى و حسن رفتار او نزد پادشاه سخن فراوان مى گفت و او را لایق پادشاه مى دانست تا سرانجام ، شاه را تحریک کرد تا با او ازدواج کند.
((در اینجا باز مشاهده مى شود که شاهنشاه از اینکه به دختر خود عشق مى ورزد، همواره مى کوشد تا این عشق را از نظر مردم پوشیده دارد، چون از مردم و مادرش خجلت مى کشد، و عاقبت اردشیر به تحریک مادرش که زن جاه طلب و بدجنسى بود، به این کار اقدام مى ورزد.
۳ – ازدواج قباد با دختر خود:
((موضوع ازدواج قباد با دخترش را اولین بار ((آگاتیس )) که در عهد پادشاهى انوشیروان مى زیست ، عنوان نموده است که قباد پدر انوشیروان با دختر خود به نام ((زنبق )) ازدواج کرده ولى بدین موضوع نه فردوسى روانشاد در شاهنامه اش اشاره کرده و نه تاریخ نویسان عرب و دیگر تاریخ نگاران و حتى پروفسور رالینون مترجم تاریخ هرودت به انگلیسى ، در این باره چیزى ننوشته است . اگر شبهه را قوى بگیریم ممکن است بگوئیم که قباد تحت تاءثیر آئین مزدک قرار گرفته و این کار را کرده است ، زیرا مى دانیم در زمان پادشاهى قباد، شخصى به نام مزدک پیدا شد و ادعاى پیامبرى نمود و عده اى از مردم ایران ، از جمله قباد، دین و آئین او را پذیرفتند.
((دینى که مزدک عرضه داشت بر اساس اشتراک در همه چیز دور مى زد. مزدک مى گفت : خداوند همه چیز را براى همگان آفریده است ، و نباید آن را به شخصى معین اختصاص داد. دین جدید با قوانین اشتراکى خود به اساس قانون مالکیت و زناشویى و مراسم و سنن خانوادگى ایرانیان لطمه بزرگى وارد نمود و آن را سست کرد.
((آگاتیاس مى گوید: عمل ازدواج با محارم اخیرا در ایران پیدا شده و همه این خلاف قانونها و بى نظمى ها، در اثر تعلیمات دین مزدک در ایران پیدا شده بود که با خلع قباد از پادشاهى و کشته شدن مزدک و مزدکیان ، ریشه کن شد، و پیش از پادشاهى قباد و ظهور مزدک ، عمل ازدواج با محارم در ایران ، متداول نبوده و به قول آگاتیاس ، اخیرا شیوع یافته است .
منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد اول اثر عبداللّه مبلغى آبادانى
نشر الکترونیکی به کوشش اِنی کاظمی در سایت تاریخ ما.

طبق پژوهشهای علمی امروزه اگرازدواج با محارم مرسوم بوده ک باید نسلهای بعدی همه ناقص الخلقه بودند.
ضمنا همین الانش هم ازدواج با خویشان مثلاً عموزاده در خیلی از کشورها غفله،وتعجب میکنند.
آداب به جا اوردن اخلاق مطلق نیست ، اخلاق پاک نگه داشتن خون است ، انها با همخوابی با خانواده انجام میدادن ، که با دانش ان زمان پذیرفته شده بوده ، پس مشکلی نداره ،
مهم نیت است ، که قصدشون حفظ اصالت مونده ، الان که میدونیم این کار باعث اسیب های فراوان به نسل بعد میشود ، با حفظ نیت که نگه داشتن اصالت هست ، تنها با هم میهنان ازدواج میکنیم نه بیگانه
من با مطالعه و کنجکاوی در تمان ادیان الهی این جواب این سوال را برای همه دوستان میدهم
در قرآن آمده وقتی فرزندان آدم هابیل و قابیل به سن بلوغ رسیدند از خدا فرمان آمد هابیل خواهر قابیل را بگیرد و قابل خواهر هابیل را به هسری قبول کنند هابیل و قابیل هر دو یک خواهر هم قلو داشتند این امر خدا را قابیل قبول نکرد و گفت هر کس خواهر خود را بگیرد فرقی ندارد هر دو خوار خودمان هست خواهر من زیبا تر از خواهر هابیل هست و این اعتراض از طرف خدا دستور آمد قربانی کنید تا قربانی هر کدوم قبول شد آن شخص خواهر هابیل را بگیرد در هنگام قربانی هابیل چوپان بود و از بهترین گوسفندان خود یک گوسفند درشت را انتخواب و قربانی کرد و قابیل کشاورز بود و از ته مانده گن م که پر از کاه و سنگ ریز بود انتخاب کرد و قربانی کرد و عاقبت فرمان خدا اجرا شد و بعد از آن یعنی تمام فرزندان آدم خداوند ازدواج محارم را با خواهر و مادر و دختر برادرزاده خواهرزاده عمه خاله فرزند همسر همسر پدر همسر پسر مادر زن خواهر زن مادر بزرگان همسر را برای ازدواج حرام شد تا روز قیامت و در تمام ادیان الهی این امر الهی وجود دارد و هر کس این عمل زشت را انجام دهد حرام و عرش آسمان به لرزه می آید
خداوند عزوجل میفرماید من برای اولین بار و آخرین بار این اجازه ازدواج برای فرزندان آدم دادم تا برای تولید نسل و ادامه نسل انسان تا برلی آیندگان سوال نباشد و حتی میتوانستم برای آنها از جن و انس و یا دختران دیگر بیافریند اما بندگانم میگفتند چرا خدا انسان را از نسل خود نتوانست به وجود آورد که ما به همه آنها آگاه و توانایی آفرینش را داریم
زرتشت یکی از ادیان الهی و از دیان ابراهیمی هست علت بیان کلمه مجوس به ایرانیان به معنی قوم اهل کتاب آنهایی که پیامبران آنها اهل کتاب آسمانی هستند و از پیامبر اسلام حضرت محمد بیان شده زرتشت یکی از پیامبران اهل کتاب میباشد و او توسط قوم خودش کشته شده است و کتاب اوستا بعد از مرگ زرتشت جمع آوری و قسمتی از آن تحریف شده است
در زمان ظهور اسلام به تمام ادیان اهل کتاب از مسیحی و یهودی و زرتشت و…مجوس میگفتند
پس به استناد قرآن و تصدیق پیامبر اسلام از پیامبری شرتشت و کتاب اوستا نتیجه میتوان گرفت که در دین زرتشت ازدواج محارم نمیتواند اتفاق افتد
در بعضی منابع این نسبت ازدواج محارم به حضرت ابراهیم با ساره داده میشود که آنها خواهر و برادر هستند ولی حضرت ابراهیم و ساره باهم دختر عمو و پسر عمو بودند اما در مورد یونانی ها میتوان گفت که وقتی ایرانیان در جنگ یونان پیروز شدند و آنها به ایرانیان تعدادی پس و تعدادی دختر فرستادند تا با آنها نیاز جنسی را برطرف کنند ایرانیان با این رفتار آنها متعجب شدند و پرسیدند اینها برای چیست سفیر یونان اعلام کرد شما چند مدت هست که در جنگ با ما هستید و از خانه و کاشانه دور و سربازان شما نیاز دارند با این ها نیاز جنسی خود را برطرف کنند و در مقابل ایرانیان جواب دادند ما هیچ یک با هم جنس خود نیاز جنسی برطرف نمیکنیم و به دختر دشمنان هم تعرض نمیکنیم و آنها را برگرداندند حتی سربازان یونانی در جنگ در وسایل خود یک سنگ تراش خرده به شکل جنس تناسلی مرد به همراه خود داشتند که در هنگام جنگ با آن نیاز خودشان را برطرف میکردند
ما به جای اینکه به همدیگر توهین کنیم بهتر است در مورد تاریخ خود و دیگران و ادیان الهی و دیگر چیزها مطالعه و جواب منطقی و قانع کننده بدهیم ایران از قدیم مهر پرستی و بعد زرتشتی و بعد اسلام از ادیان آنها هستو در کنار آن مسیحی و کلیمی و کمی هم بهاییاز زمان قاجار به وجود آمده است تا آنجا که اطلاعات داشتم خدمت دوستان ارائه دادم تا مورد استفاده قرار گیرد
درود،خب بیایید یک نگاه اجمالی به تاریخ ایرانیان واعراب نه فقط از روی دین ومذهب بلکه از روی عقلانیت وعقل سلیم بندازیم،چطور میشود در ایران باستان که دارای تمدن وفرهنگ چندهزارساله است از لحاظ شهرسازی،کشاورزی،حتی لوله کشیهای آب بصورت مادی که بخصوص آثارش دراصفهان بسیارند و همانطور که ازاسمش پیداست ساخته ی دست مادهاست تا برسیم به اواخر حکومت ساسانیان وساختنه اولین دانشگاه جهان بنام گندی شاپور یاجندی شاپور با آنهمه سازه وبناهای عظیم وعلم وفرهنگ ودانشمندان بسیار ،ازدواج بامحارم رواج داشته ؟یعنی بااینهمه تمدن وفرهنگ وقدمتی چندهزارساله ازلحاظ تمدنی نسبت به اعراب که فاصله ی بسیاریست،اما درمیان اعراب بادیه نشین وکپرنشین وبیابان گرد و وحشی که در حجاز وشبه جزیره ی عربستان میزیستندوبه گواه تاریخ هیچ تمدن وآثارفرهنگی وشهرسازی وحتی کشاورزی نداشتند چون اصولا جغرافیای حجاز این اجازه رو بهشون نمیداد وهمش رَمل وبیابان بوده وحتی آنزمانها بارندگی نمیشده اونجا حالا برف که اصلا یه چیزه نادیدنی وغیرباورکردنی بوده براشون وبازهم به گواه تاریخ هزاران سال اجدادشان بت پرست بودن وشغلی جز شنرچرانی وبزچرانی وراهزنی نداشتن تاجایی که این شغل درتاریخ به خود پیامبرهم نسبت دادند ودور از عقل نیست چون همه از یک قوم بودند وخدیجه برای حفظ کاروانش از دست راهزنان مسوولیت امنیت آنرا به محمد میسپاره وبعدابهش لقب محمدامین میدن ودخترانشونو زنده به گور میکردن وهیچ احساسی به زنان یا دختران بعنوان انسان نداشتن وآنهارو یک حیوان وحتی شترهاشون رو باارزشتر از زنانشون میدونستن به گفته ی آیت الله سیدمرتضی جزایری از مراجع شیعه ،که حتی چیزی بنام حمام کردن نداشتن ودرکثافت محض بسر میبردند وجلوی کپرهاشون به گواه تاریخ مدفوع میکردن حتی بدونه پوشاندنه آن که حتی حیوانات هم مدفوعشان را میپوشانند وحتی چیزی بنام ذبح حیوانات نداشتن وبه گواه تاریخ خوداسلام برای کشتن یک بز آنرا لرروی صخره ای بلندمیبردند و به پایین پرت میکردند وبعد آنرا میخوردن ،بنظره شما ازدواج با محارم وبسیاری دیگر از کثافتکاریها وجودنداشته وعقلشان بیشتر از ایرانیان زرتشتی یکتاپرست میرسیده؟خب فهم این موضوع واستخراج حقیقت از دل تاریخ بسیار ساده است .نیازی به صغری وکبری چیدن اونهم بعداز کلی گشتن درتمدن وفرهنگ ایرانیان که بزور یکمورد اونهم به کذب وخطا وتفسیره اشتباه پیداکردین نیست،ماازاین دست دروغهای تاریخی کم نداریم از اعراب که به ایرانیان نسبت دادن والبته یونانیها که به اندازه ی انگشتان دست شاید پیدابشه اونهم در بازنویسیهای تحریف شده ،خب اگر به منبع است مثلا همین خط یا الفبای پارسی رو هم در اکثره سایتهای ایرانی وبخصوص ج ا سالهاست به دروغ ثبت شده که این خط عربیست و بدبختانه توسط معلمین عربی و کمی هم ادبیات پارسی درمدارس به کودکان از ب بسم الله اینطور یاددادن و در کتابهای درسیشونم چاپ کردن ،ولی آیا بنظرشماکه خودتونو محقق واهل تحقیق میدانید این خط عربیست؟قطعا خیر،چون هرچیزی سازنده ای درجهان داره اگر عربی باشه باید بنام یک عرب ساخت آن ثبت شده باشه ولی به گواه تاریخ اعراب حجاز در حمیر وانبار هیچ خطی نداشته اند واین خط بعدازورود اعراب مسلمان به ایران از ایرانیان پارس زبان به دستور یا درخواست میخواهند تا خطی برای ثبت مشترک زبان عربی وپارسی بسازند،که اینکار را شعوبیه ی ایرانی انجام میده و ازروی خط اوستایی وپهلوی میسازه و بخاطره وجود واژه هایی که در زبان عربی نبود ولی درزبان پارسی بود واعراب نمیتونستند تلفظ کنند چهار حرفم بیشتر درآن قرار داد یعنی گچپز….خب باز میایم جلوتر میبینیم اکثرا کاتبان قرآن در صدراسلام ایرانیان وهندیها بودن که خب چند نفر از اصحاب پیامبرم بهشون اشاره شده که قطعا نزد ایرانیان فراگرفته اند وجالبه که قرآنها ابتدا بدون نقطه بوده که ایرانیان نقطه گذاری و بعد اِعراب گذاری هم میکنند وبه خط کوفی یک خط کاملا پارسی مینویسند که باز بخاطره اینکه خوانشش برای همه مسلمانان ممالک اسلامی مقدور نبوده باز تغییرمیدن و به الفبای امروزی مینویسند که شعوبیه نام آنرا الفبای پیرآموز میگذاره ،حالا جالبتر اینکه حتی با اینکه اعراب ادعای کاملترین زبان را دارند حتی دستورزبانشونم ایرانیان پارس زبان از جمله کسایی ایرانی وسیبویه ی شیرازی مینویسند وتاامروز از مهمترین وکاملترین منابع هستند وبهمین منظور طبق تحقیقات زبانشناسان از جمله بهاء الدین خرمشاهی حتی قرآن هم طبق ادعای اعراب بزبان فصیح عربی نیست ویک دروغه تاریخیه وحداقل چهل ودوکلمه ی پارسی در اون وجود داره که اعراب جایگزینی براشون نداشتن ازجمله کلمه ی فردوس که از واژه ی پردیس گرفته شده،حالا بفرمایید کسانیکه نه تمدن ونه فرهنگ ونه خط ودستورزبان داشتن وهمه را از سرزمین ما وایرانیان عاریت گرفتن وزبانشونم ما کامل کردیم وبهشون هویت دادیم چطور میتونستن دین کاملی برای شما بیارن وشماهای نوعی یعنی ایرانیان را از جهالت نجات بدهند؟آیا ازنظرعقلانی خنده دار نیست؟🤦😅قضاوت با خردمندان …خرد پیشه باد نه تقلید🙌
سلام دانشمندان امروزه کشف کردند که اگر در ایران باستان افراد با پدر و مادر و خواهر و برادر های خود ازدواج میکردند ۱۰تا ۲۰سال بعد نصب آنها منقرض میشدند
به نطر من اگر پان ترکها که ادعا دارن در ایران باستان بودن و توهین به ایرانیان میکنن .خودشان هم در آن زمان که میگن بودن و با محارم خود ازدواج میکردن.
این اطلاعات غلط و بر اساس چه منابعی می دی؟
اولین انسان که در قران هم آمده آدم ابولبشر بود او هابیل وقابیل که هرکدام با خواهر بصورت دو قلو بدنیا آمدن که قل دختری هابیل با قابیل ازدواج کرد وقل قابیل با هابیل چون اصلا دختری وجود نداشت که با او ازدواج کنند ولی وقتی جمعیت انسانها بیشتر شد خوب هرکس میتوانست همسری برای خودش اختیار کند ومجبور نبودند با محارم خود ازدواج کنند ودین هم این را قبول ندارد والان هم زرتشتیان این عمل را زشت میدانند شاید در جاهایی این عمل در قرون وسطی انجام میشده والان هم در بعضی در کشورها این عمل نادرست را زشت نمی دانند ولی دین زرتشت قرنهاست که اینگونه اعمال را زشت ونادرست میدانند دراسلام خوردن گوشت خوک حرام است ولی در حالت مضطر به حد اینکه انسان جانش را از مرگ نجات دهد اشکال ندارد پس نتیجه میگیریم که در گدشته های دور اگر اینگونه ازدواجی رخ داد یک مشکلی در کار بود
شما قرآن قبول داری؟
اگه داری پس تو قرآن نیاورده که قومی با محارم خودشون زنا میکردن
تو قرآن درباره لواط آورده و راجب کوچک ترین چیز آورده
حالا چطور راجب این قضیه نیاورده دلیلش این میتونه باشه که چنین چیزی وجود نداشته
قرآنی که شما میگین نه یک کلمه بهش اضافه شده و نه کم
و از اون پیامبران و امامان که میپرستید هم هیچ حدیث یا جمله ای نیامده
و تو قرآن راجب همه چیز گفته شده و راز های زیادی فاش شده
تویی که دینت اسلامه مدرک از این بالاتر میخوای
و این فقط و فقط کار دشمنای ایرانه
با سلام و درود.مکتب اسلام با شعار بگو خدایی جز خدای یگانه الله نیست آخرین مکتب یکتا پرستی. ودین زرتشت باشعار پندار.افکار.نیک_ کردار نیک. عمل صالح_ گفتار نیک.امر به معروف و نهی از منکر از ادیان نخست یکتاپرستی بوده.در طول تاریخ سه گروه تیشه به ریشه ادیان زده اند.گروه اقلیت اول حاکمانی که بدون آموزش و آمادگی و صلاحیت قدرت را به ارث برده اند چون معتاد خوشگذرانی بودند برای حفظ تمرکز قدرت در خانواده خود هرکار خلاف شرعی را به راحتی انجام داده اند.گروه دوم اقلیتی از بیچاره گان افراد جامعه بوده اند که بر اثر بی رحمی اکثریت مردم به وضع رقت انگیزشان تنها راه رسیدن خود را به قدرت و ثروت را در رسیدن به مقامات دینی و بعد همکاری همه جانبه با قدرتمندان و حاکمان ظالم پیدا کرده اند.منهم اصلی اکثریت مردم هستند که با کنار گذاشتن دستورات واقعی و انسانی ادیان موجبات انحراف ادیان از مسیر اصلی شده اند.بی شک نسبت دادن این مطالب تهوع آور به دین پاکیزه زرتشت از شیاطینی که تنها ظاهر آدم دارند برمی آید.
به نظرم بهتره از دین این و دین اون بکشید بیرون یه چیزی داریم به نام عقل لطفا در زندگی روزمره خودمون تو هر نسلی که هستیم کمی استفاده کنیم ازش.
در مورد مطالبی هم که نشر میدیم منصفانه و عادلانه و یکسان اقدام کنیم من یک نگاه اجمالی به بخش ادیان سایت انداختم جز فتوحات و اکتشافات مسلمین چیزی ندیدم.
در خصوص عملی هم که تعداد انگشت شمار ازپادشاهان در ۵۰۰۰سال پیش انجام دادن شاید هم به خاطر مصلحت سیاسی بوده یا هرچی نمیشه گفت رایج بوده یا رسم یک ایین بوده و نسبت بدیم به طرفداران اون ایین.مثل این هست که خدای نکرده همه چیز رو رها کنیم و بچسبیم به اینکه در دین اسلام کودک همسری و یا شوگر مامی رایج بوده.