ازدواج با محارم در دین زرتشتی
با موضوع ازدواج با محارم در دین زرتشتی بیشتر اشنا شوید
رضا مرادی غیاث آبادی | در متون پهلوی و متون فقهی دین زرتشتی اصطلاحی به نام «خویدوده» دیده میشود که اغلب دانشمندان و پژوهشگران دین زرتشتی و مترجمان پهلوی آنرا به معنای «ازدواج با محارم/ ازدواج با نزدیکان» گرفتهاند در باره خویدوده از جمله در کتابهای زرتشتی «روایت پهلوی»، «مینوی خرد»، «روایت آذرفرنبغ فرخزادان»، «ارداویرافنامه»، «دینکرد»، «دادستان دینی»، «روایات داراب هرمزد» و «زادسپرم» سخن رفته است. به موجب این متون، خویدوده پدر و دختر، خویدوه مادر و پسر، و خویدوده برادر و خواهر از شایستهترین و مهمترین دستورات دینی زرتشتی و بزرگترین ثوابها است که اجرای آن موجب رسیدن سریعتر به بهشت، و اختلال در اجرای آن جزو بزرگترین گناهان دانسته میشده است (مینوی خرد، بخش ۳۵ و ۳۶؛ روایت پهلوی، فصل هشتم).
آذرفرنبغ (موبد بزرگ زرتشتی) در فصل هشتادم از کتاب سوم دینکرد، خویدوده را سنتی برگرفته از آمیزش اهورامزدا با دخترش سپندارمذ میداند که مشی و مشیانه (نخستین آدمیان و نخستین برادر و خواهر) آنرا ادامه دادند تا به نسل همه مردمان گیتی برسد. او هرگونه آمیزش به غیر از روش خویدوده را با آمیزش گرگ و سگ، و آمیزش اسب و خر مقایسه میکند که محصول جفتگیری آنها از نظر نژادی پست و فرومایه خواهد شد. این نکتهای است که مورد توجه و تأکید زادسپرم (پیشوای بزرگ زرتشتیان) نیز قرار گرفته و در بخش بیست و ششم کتاب گزیدههای زادسپرم، خویدوده را موجب تولید نسل پاک دانسته است.
آذرفرنبغ هر کس را که با خویدوده مخالفت ورزد و آنرا سبک بشمارد، از تبار دیوان و دشمنان مردم میداند. . او همچنین در پاسخ به مخالفان خویدوده و برای توجیه و تبلیغ دینی و ذکر محاسن آن، یادآور شده است که آیا بهتر نیست اگر زخمی در آلت مادر یا خواهر یا دختر وجود داشته باشد، پدر یا پسر یا برادر آنرا ببینند و بر آن دست برند و مرهم نهند؟
در فصل هشتم از متن «روایت پهلوی» برای تشویق مردم به اجرای خویدوده چنین توجیهی را آوردهاند که اهورامزدا به زرتشت دستور اجرای خویدوده را میدهد و میگوید این کاری است که من با دخترم سپندارمذ انجام دادم و مشی نیز با مشیانه انجام داد.
در فصل ۸۶ از متن پهلوی ارداویرافنامه به زنان هشدار داده شده است که چنانچه از خویدوده خودداری کنند و آنرا سبک بشمارند، وارد دوزخ خواهند شد و در آنجا مارهای بزرگی وارد اندام تناسلیاشان خواهد شد و از دهانشان بیرون خواهد آمد.
به موجب فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موجود در کتاب «روایت آذرفرنبغ فرخزادان» اگر دختر یا خواهر مردی به خویدوده با او رضایت و موافقت نداشته باشند، مرد میتواند از زور استفاده کند و زن را وادار به اینکار کند.
چنین تهدیدهایی نشانه آنست که عموم مردم از این دستور دینی رویگردان بودهاند و موبدان میکوشیدهاند تا با نسبت دادن خویدوده به اهورامزدا و زرتشت و بیان تشویق از یکسو و تهدید از سویی دیگر، مردم را وادار به انجام آن کار کنند. نشانه دیگری از رویگردانی مردم این است که در پایان بخش هشتم از کتاب روایت پهلوی، زرتشت به اهورامزدا میگوید: «این کار سخت و دشواری است و چگونه میتوانم خویدوده را در میان مردم رواج دهم؟» و اهورامزدا جواب میدهد: «به چشم من نیز چنین است، اما وقتی کردار نیک باشد، نباید دشوار و سخت باشد. به خویدوده کوشا باش و دیگران را نیز کوشا کن».
اما نکتهای که نگارنده قصد دارد آنرا در این گفتار پیش بکشد، اینست که با توجه به برخی شواهد، به نظر میرسد که منظور از خویدوده منحصراً «ازدواج با محارم» نیست و معنای «همخوابگی با محارم» را نیز میدهد. چه به شکل ازدواج باشد و چه به شکل همبستریهای موردی یا مکرر. به این عبارتها که در فصل هشتم کتاب روایت پهلوی آمده است، توجه کنیم و ببینیم آیا این توصیههای دینی مفهوم «ازدواج» را میرساند یا مفهوم «همخوابگی» را:
«اگر مردی یک خویدوده با مادر و یکی نیز با دخترش کند، آنکه با مادر بوده، برتر از دختر است». «اگر با دختر و خواهرش خویدوده کرده باشد، آنکه با دختر بوده، برتر از آنست که با خواهر بوده باشد». «اگر پدری با دختر حلالزاده و تنی خودش خویدوده کند، برتر است؛ اما اگر با دختر نامشروع خودش که محصول آمیزش با زن دیگران بوده باشد، خویدوده کند، باز هم ثواب میبرد». «روزی جمشید با خواهرش جمک بخوابید و از ثواب این همخوابگی بسیاری از دیوان بشکستند و بمردند». «اهورامزدا به زرتشت گفت که خویدوده بهترین و برترین کارها است. کسی که یکبار نزدیکی کند، هزار دیو میمیرد؛ اگر دوبار نزدیکی کند، دو هزار دیو میمیرد؛ اگر سه بار نزدیکی کند، سه هزار دیو میمیرد؛ اگر چهار بار نزدیکی کند، مرد و زن رستگار خواهند شد». «پسر به مادر و پدر به دختر و برادر به خواهر باید بگوید که تن خود را برای آمیزش کردن به من بده تا اهورامزدا را خشنود کنیم و جای نیکی در بهشت بیابیم».
عبارات بالا و بخصوص انجام چندین باره خویدوده توسط یک شخص بر روی مادر و خواهر و دختر خود، نشان میدهد که منظور از خویدوده در دین بهی زرتشتی «ازدواج با محارم» نیست، بلکه «همخوابگی و آمیزش با محارم» است.
منابع
آذرفرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد، ترجمه فریدون فضیلت، کتاب سوم، جلد یکم، تهران، ۱۳۸۱، صفحه ۱۴۳ تا ۱۵۲.
ارداویرافنامه، ترجمه به فرانسه از فیلیپ ژینیو، ترجمه به فارسی از ژاله آموزگار، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۲، صفحه ۹۱.
روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغبیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶٫
روایت پهوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، ۱۳۹۰، صفحه ۲۱۹ تا ۲۲۹.
زادسپرم، گزیدههای زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، ۱۳۶۶، صفحه ۳۷.
مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، ویرایش سوم، تهران، ۱۳۸۰، صفحه ۵۰ تا ۵۲.
نظر ابوریحان بیرونى در مورد ازدواج و محارم
ابوریحان بیرونى مى گوید: درباره نکاح مادر که به زرتشتى ها نسبت مى دهند، از سپهبد مرزبان بن رستم شنیدم که : زرتشت این عمل را تشریع نکرده و چون گشتاسب ، خردمندان و سالخوردگان کشور خود را براى گفتگو با زرتشت در مجلسى گردآورد، یکى از پرسشها این بود که : اگر مردى با مادر خود در حال اضطرار و جهالت و ترس از انقطاع نسل ، بسر برد، باید چه بکند؟ زرتشت بگفت که باید با او هم بستر شود تا انسان و نسل او باقى باشد.
سنت ازدواج با محارم
مسئله ازدواج با محارم یک سنت بدوى بوده و از دیرباز در میان جوامع قبایلى رواج داشته است . اصالت نژاد و طهارت خون و خویشاوندى و منافع اقتصادى عامل مهم و تعیین کننده این سنت کهن بوده است . از آنجا که ازدواج با محارم با طبع فطرى انسان سازگار نبوده ، مذهب عامل توجیه این سنت گردیده است . منابع تاریخى نشان مى دهند که سنت ازدواج با محارم در برخى سلسله هاى سلطنتى ایران باستان رواج داشته است .
در ((دینکرت )) یکى از بخشهاى ((اوستا)) اصطلاح ((نزد پیوند)) به معناى ((پیوند با نزدیکان )) گرفته شده است و به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره کرده اند. در متون مذهبى پهلوى آمده است که ازدواج با هفت خواهر لازمه معراج بوده است .
نظر یک محقق آلمانى در مورد ازدواج با محارم
یک محقق آلمانى مى گوید اهتمام در پاکى اصل و نسب و خون و نژاد یکى از صفات بارز جامعه ایرانى بشمار مى رفت ؛ تا آنجا که ازدواج با محارم را جایز مى شمردند. این گونه پیوند را ((خویدوگدس )) یا ((خوایت ودث )) مى خواندند. این رسم از قدیم معمول بود. حتى در دوره هخامنشیان نیز انجام مى شد. کمبوجیه با دو خواهر خود ازدواج کرد داریوش نیز خواهرش را به زنى گرفت .
اردشیر با دو دختر خود و داریوش سوم نیز با دختر خود ازدواج کرد. هر چند که معناى لفظ خوادت ودث در اوستا نیامده و موجود نیست ، ولى در نسکهاى مفقوده ، مراد از آن ازدواج با محارم بوده است . در ((بغ نسک )) ۶ و ۷ اشاره به این معنى شده است . ازدواج برادر با خواهر بوسیله ((فره ایزدى )) روشن مى شود و دیوان را به دور مى راند.
نظر مفسرین در مورد ازدواج با محارم
((نرسى بزرگمهر)) مفسر ادعا کرده است که ((خویدوگدس )) معاصى کبیره را محو مى کند. این مطلب در شایشت نى و شایشت ۸ و ۱۸ آمده است . در کتب دوره ساسانى و ادوار بعد به این موضوع اعتراف شده است . این دیصان نیز اعتراف کرده که او خود با خواهرش ازدواج کرده است . ((بهرام چوبین )) با خواهرش ((گردیک )) ازدواج کرد. ((مهران گنشسب )) خواهرش را به زنى گرفت .
او مدعى بود که خویدوگدس معاصى کبیره را محو مى کند. مترجم کتاب کریستن سن مى ویدگ یا اصلا در شریعت زرتشتى چنین رسمى نبوده ؛ و اگر بوده ، اختصاص به فرقه خاصى داشته ؛ و در غیر این صورت که اصل مطلب را در دین زرتشت ثابت بدانیم ک این از فروع مباحث فقهاء بشمار مى آمده که اگر هم به آن عمل شده ، بسیار نادر الوقوع بوده است .
او در رد سخنان کریستن سن مى گوید که مؤ لف با اسناد به نسکهاى مفقوده از روى خلاصه دینکرت که دو قرن بعد از اسلام نوشته شده ، چنین ادعاهائى کرده است . آنچه را مورخان مسیحى در این باب نوشته اند، ممکن است در مورد یکى از فرقه هاى زرتشتى باشد و عیسویان از روى تعصب این مطلب را به همه ایرانیان نسبت داده اند.
چنان که در کتب فقهى اسلام نام مجوسى آمده که یکى از طوایف زرتشتى است و در ((شرح لمعه )) و کتاب ((ریاض )) در باب ((میراث مجوس )) آمده که ((امام على بن ابیطالب (علیه السلام ): کان یورث المجوس اذا تزوج بامه و ابنته ؛ من جهه انها امه و انها زوجه .)) و نیز شیخ مفید و شیخ طوسى روایتى نقل کرده اند که شخصى نزد حضرت صادق (علیه السلام ) زبان به دشنام مجوسى گشود که آنان با محارم خود ازدواج مى کنند. حضرت فرمود: اما علمت ان ذالک عندهم هو النکاح ، و کل قوم یعرفون النکاح عن السفاح ، فنکاحهم جایز و ان کان قوم دانوا بشیئى یلزمهم حکمه .
ازدواج با محارم در دوره ساسانیان
اگر چه در نزد مسلمانان ، همه زرتشتیان ، به اعتبار تسمیه کل بر جزئ، مجوس خوانده مى شوند، ولى ممکن است که در اینجا اشاره بر همان طایفه خاص از زرتشتیان باشد که در قدیم مجوس گفته مى شده اند. از طرفى هر کجا که نص در کار نبادش ، فقها به تجزیه و تحلیل آن مى پردازند، و این مسئله در عصر ساسانى از مسائل فقهى بوده است .
از دیگر طرف ، بر فرض عملى شدن این مسئله ، آن چنان نادر الوقوع بوده که جز چند مورد، بیشتر در تاریخ دیده نمى شود. کریستن سن مستشرق آلمانى مى گوید: با وجود اسناد معتبرى که در منابع زرتشتى و کتب بیگانگان معاصر دوره ساسانى دیده مى شود، کوششى که بعضى از پارسیان جدید براى انکار این عمل (ازدواج با محارم ) مى کنند، بى اساس و سبکسرانه است .
نظر محققین در مورد ازدواج با محارم
یک محقق مشهور ایرانى مى گوید: چیزى که از اسناد آن زمان به دست مى آید و با همه هیاهوى جاهلانه اى که اخیرا بپا کرده اند از بدیهیات تمدن آن دوران است ، نکاح با محارم درجه اول است که معمول و متعارف بوده است .. مورخان یونانى تصریح کرده اند که در دوره هخامنشى ، مغ ها ما مادرانشان ازدواج مى کرده اند. در دوره اشکانى نیز این رسم معمول بوده است .
برخى از شاهان اشکانى با محارم خویش ازدواج مى کرده اند. علت روانى این رسم این بوده که ازدواج با محارم تنها راه حفظ اصالت نژاد و طهارت خون شناخته مى شده است . مورخان اسلامى نیز بر این سنت تصریح کرده اند. یعقوبى مورخ ایرانى مسلمان از ازدواج ایرانیان باستان با مادران و خواهران و دختران شان یاد مى کند که این کار را نوعى صله رحم و عبادت مى دانسته اند. گویا عیسویان ایرانى نیز تحت تاءثیر زرتشتیان علیرغم مخالفت با دین شان با اقارب خود ازدواج مى کرده اند.
نظر اسلام در مورد ازدواج با محارم
در صدر اسلام ، ازدواج با محارم در میان زرتشتیان امر رایجى بوده است ، لذا مورد سرزنش مسلمانان قرار مى گرفته اند. در این زمینه روایاتى در منابع شیعى دیده مى شود که حکایت از برخورد مسلمانان با زرتشتیان و رهنمودهاى امامان شیعه را در خود دارد. فقهاء شیعه و سنى (عرب و عجم ) در ابواب گوناگون فقه این بحث را به عنوان مسئله اى که در خارج مصداق دارد، مورد بحث قرار داده اند. شیخ طوسى در کتاب مشهور ((الخلاف )) به این مسئله پرداخته است .
رد ازدواج با محارم توسط مقام مذهبی زرتشتیان
اخیرا یک مقام مذهبى زرتشتى کلیه اتهامات از این قبیل را که نسبت به دین زرتشت و زرتشتیان روا داشته اند، پاسخ گفته است و ریشه چنین اتهاماتى را متوجه مورخ مشهور یونانى ((هرودوت )) کرده است
منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد اول اثر عبداللّه مبلغى آبادانى
نشر الکترونیکی به کوشش اِنی کاظمی در سایت تاریخ ما.
آیا ازدواج با محارم در آئین زرتشت وجود دارد؟ یا این نسبت ، تهمت است ؟
دفاعیه یکى از روحانیون زرتشتى
در این جهت اطلاع خوانندگان ، نظر جناب آقاى موبد اردشیر آذرگشسب را که یکى از روحانیون آئین زرتشت است ، و هم اکنون ریاست و رهبرى زرتشتیان ایران را بر عهده دارد، در اینجا مى آوریم ، تا موضوع ازدواج با محارم در کیش زرتشتیان روشن گردد.
آقاى اردشیر مى گوید:((یکى از اتهاماتى که به پدران نامدار ما نسبت داده اند تهمت نارواى زناشوئى با نزدیکان است که از سوى دشمنان ایران و افرادى که از مذهب ایرانیان باستان اطلاع عمیق نداشته اند، به نیاکان نامدار ما وارد آمده و آنها را به ارتکاب این عمل زشت ، متهم نموده اند. این افتراء نخست از سوى یونانیان که با پدران ما دشمنى دیرینه داشته اند به منظور خاصى به آنها نسبت داده شد و قرنها بعد پس از آنکه خاک پاک ایران لگدکوب سم ستوران اعراب گردید، اینان نیز تا آنجا که توانستند به این آتش دامن زدند، و در قرن اخیر چند تن از خاورشناسان و اوستادانان غربى ، با پیدا کردن واژه اوستائى ((فیتودت ))به خیال خودشان به این موضوع – تهمت – صحه گذاشتند، و ما اینک مى کوشیم تا به این تهمت ناروا که پایه و اساسى ندارد با عقل و مطق جواب گوئیم و براى اینکه نوشته و ترتیب خاصى برخوردار باشد، نخست از انواع پیوند زناشوئى با نزدیکان پرداخته به تهمت هاى وارده یکى پس از دیگرى با دلیل و منطق پاسخ مى گوئیم ، سپس واژه اوستائى ((فیتودت ))را ترجمه و تفسیر مى نمائیم ، و در پایان شمه اى را درباره شیوع ازدواج با محارم میان دیگر اقوام باستانى بیان نمود و با جمع بندى مطالب گفته شده ، به این موضوع پایان مى دهیم :
رد موضوع زناشوئى با محارم و نزدیکان توسط جناب موبد اردشیر آذرگشسب
جناب موبد اردشیر آذرگشسب که یکى از روحانیون آئین زرتشتیان است ، در رابطه با عنوان فوق مى گوید: ((راجع به اتهام بى اساس زناشوئى با نزدیکان که به ایرانیان باستان نسبت داده اند، در وهله اول یونانى ها بودند که بخاطر دشمنى با ایرانیان ، به آنان چنین تهمتى بستند، و کارهاى سه تن از پادشاهان را مستمسک این نسبت قرار داده اند. حال ما این قضیه را تعقیب مى کنیم تا ببینیم اصل داستان در مورد این افراد چگونه بوده است ؟
۱ – ازداج کامبوزیا با خواهر خود:
((نخستین نویسنده اى که راجع به این موضوع مطلبى نوشته و این تهمت را به پادشاه بزرگ هخامنشى وارد نموده ، هرودت ۴۸۴-۴۰۹ پیش از میلاد است . این نویسنده شرح قضیه را در کتاب خود به این مضمون آورده است : دومین خطایى که کامبوزیا مرتکب شد، کشتن خواهرش بود که او را به مصر آورده و با او مانند یک زن زندگى مى کرد، گرچه او خواهرش بود و از یک پدر و مادر. طرز ازدواج آنها بدین طریق بود که پیش از این ، ازدواج برادر و خواهر مرسوم نبود؛ ولى کامبوزیا که عاشق خواهرش شده بود، با اینکه مى دانست که این کار غیر عادى است ، معهذا نمى توانست از آن چشم بپوشد. بنابراین پس از مدتى ، این مطلب را با قضات سلطنتى در میان نهاد و از آنها چاره جوئى کرد. داوران از پادشاه سه روز مهلت خواستند تا قوانین کشور را بررسى کنند. پس از پایان مهلت به حضور شاه شرفیاب شده ، به عرض رساندند که در کلیه قوانین موجود نتوانستند قانونى بیابند که خواهر را بر برادر حلال کند، ولى قانونى وجود دارد که مى گوید: شاه سایه خدا است و فوق قانون است ! بنابراین او مى تواند به تمایل خود جاه عمل بپوشاند.
((آنچه از این نوشته بدست مى آید این است که در ایران باستان ازدواج با محارم نه سابقه کشورى داشته و نه سابقه در قوانین مذهبى . بنابراین هرودت گفته اش جز یک تهمت بیش نبوده ، ولى متاءسفانه نویسندگان دیگر که بعد از هرودت آمده اند این مطلب را ناقص و با غرض خصمانه به مذهب زرتشت نسبت داده اند و پدران ما را متهم به عمل زشت ازدواج با محارم نموده اند.
۲ – ازدواج اردشیر دوم با دختر خود:
((نخستین نویسنده یونانى که به این موضوع اشاره نموده ((کتزیاس )) است که در سال ۴۴۰ قبل از میلاد مى زیسته است . نوشته هاى او در دست نیست ، ولى پلوتارک که در سال ۶۶ بعد از میلاد به دنیا آمده در رابطه با زندگى اردشیر دوم ، پادشاه هخامنشى به استناد گفته کتزیاس ، این پادشاه را متهم به ازدواج با دخترش مى کند. پلوتارک در این باره مى گوید:
((اردشیر دوم – ارتاکزرس – یک کارکرد که کلیه بدى هاى او را نسبت به یونانیان جبران کرد و آن کشتن – تیسافرن – دشمن بزرگ یونان بود که پادشاه به اصرار مادرش ، پریزاد، تیسافرن را کشت ، و چون پادشاه این کار را به اصرار مادر و طبق تمایلات او انجام داد، مادرش از آن به بعد مى کوشید که پادشاه را از خود راضى نگهدارد و در هیچ کارى برخلاف میل او رفتار نکند. پریزاد بارها دیده بود که پادشاه نسبت به یکى از دخترهاى خود – آتوسا – علاقه زیادى دارد ولى مى کوشد که این عشق و علاقه را از مادر خود و مردم پوشیده دارد. پریزاد، پس از اطلاع از این موضوع کوشید تا نسبت به نوه اش – آتوسا – علاقه بیشترى نشان دهد و هر وقت فرصت مى یافت ، از زیبائى و حسن رفتار او نزد پادشاه سخن فراوان مى گفت و او را لایق پادشاه مى دانست تا سرانجام ، شاه را تحریک کرد تا با او ازدواج کند.
((در اینجا باز مشاهده مى شود که شاهنشاه از اینکه به دختر خود عشق مى ورزد، همواره مى کوشد تا این عشق را از نظر مردم پوشیده دارد، چون از مردم و مادرش خجلت مى کشد، و عاقبت اردشیر به تحریک مادرش که زن جاه طلب و بدجنسى بود، به این کار اقدام مى ورزد.
۳ – ازدواج قباد با دختر خود:
((موضوع ازدواج قباد با دخترش را اولین بار ((آگاتیس )) که در عهد پادشاهى انوشیروان مى زیست ، عنوان نموده است که قباد پدر انوشیروان با دختر خود به نام ((زنبق )) ازدواج کرده ولى بدین موضوع نه فردوسى روانشاد در شاهنامه اش اشاره کرده و نه تاریخ نویسان عرب و دیگر تاریخ نگاران و حتى پروفسور رالینون مترجم تاریخ هرودت به انگلیسى ، در این باره چیزى ننوشته است . اگر شبهه را قوى بگیریم ممکن است بگوئیم که قباد تحت تاءثیر آئین مزدک قرار گرفته و این کار را کرده است ، زیرا مى دانیم در زمان پادشاهى قباد، شخصى به نام مزدک پیدا شد و ادعاى پیامبرى نمود و عده اى از مردم ایران ، از جمله قباد، دین و آئین او را پذیرفتند.
((دینى که مزدک عرضه داشت بر اساس اشتراک در همه چیز دور مى زد. مزدک مى گفت : خداوند همه چیز را براى همگان آفریده است ، و نباید آن را به شخصى معین اختصاص داد. دین جدید با قوانین اشتراکى خود به اساس قانون مالکیت و زناشویى و مراسم و سنن خانوادگى ایرانیان لطمه بزرگى وارد نمود و آن را سست کرد.
((آگاتیاس مى گوید: عمل ازدواج با محارم اخیرا در ایران پیدا شده و همه این خلاف قانونها و بى نظمى ها، در اثر تعلیمات دین مزدک در ایران پیدا شده بود که با خلع قباد از پادشاهى و کشته شدن مزدک و مزدکیان ، ریشه کن شد، و پیش از پادشاهى قباد و ظهور مزدک ، عمل ازدواج با محارم در ایران ، متداول نبوده و به قول آگاتیاس ، اخیرا شیوع یافته است .
منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد اول اثر عبداللّه مبلغى آبادانى
نشر الکترونیکی به کوشش اِنی کاظمی در سایت تاریخ ما.

متاسفانه برخورد مخالفین با این مطلب بسیار ناجالب و غیرحرفهای بوده. اگه موافق این مطلب نیستید به جای حمله به نویسنده یا صاحب سایت و به جای کلیگوییهای همیشگی که این نوشتهها متعلق به اعراب و دشمنان و غیره است به نقد آکادمیک همان منابع مورد اشاره میپرداختید که این مطلب بر آنها قرار گرفته و به این صورت هم مباحثات جدی میبود و هم نکاتی برای یادگیری مطرح میشد.
(cached)
پیش از ظهور اسلام، در میان اعراب جاهلی ده نوع ازدواج وجود داشت:
ازدواج صداق: که همان ازدواج رایج در همه ادیان آسمانی است و دین اسلام نیز آن را تایید کرده است. در این ازدواج، مهریه معین اما مدت زمان زندگی مشترک، نامعین است و تنها با ازدواج یا مرگ یکی از طرفین پایان می پذیرد.
متعه: یا همان ازدواج موقت که در ادیان الهی پیش از اسلام و حتی در برخی ملتهای غیر الهی نیز وجود داشته است. در این ازدواج هم مدت زمان را معین میکردند هم مهریه را.
ازدواج اماء: که ازدواج با کنیزان بود. اگر کسی کنیزی را می خرید، بی آن که مهری برای آن بپردازد، همسرش می شد و می توانست او را به دیگری بفروشد. این ازدواج در اسلام با شرایط ویژه ای مجاز بوده است.
ازدواج موقت: پسر بزرگ خانواده حق داشت با زن یا زنان پدرش ازدواج کند (البته غیر از مادر خودش ). در اسلام این ازدواج حرام شمرده شده و زن پدر، محرم شمرده میشود. ( آیه ۲۲ سوره نساء)
ازدواج شغار: در این نوع پیوند، مرد با دختر یا خواهر مرد دیگری ازدواج می کرد تا او نیز با دختر یا خواهر او ازدواج کند.
ازدواج رهط: یعنی ازدواج مشارکتی یا دسته جمعی. گروهی از مردان که نباید بیشتر از ده نفر می بودند با یک زن رابطه برقرار میکردند و اگر فرزندی به دنیا می آمد، آن زن فرزندش را به هر یک از مردان که خود می خواست منتسب می کرد و او را پدر فرزند خود قرار می داد.
ازدواج با اختین: یعنی مردی همزمان با دو خواهر ازدواج کند.
ازدواج مخادنه: نوعی ازدواج دوستانه بوده است که مردی زنی را به دوستی می گرفت یا زنی مردی را به دوستی بر می گزید.
ازدواج استبضاع: در این نوع ازدواج، مردی همسر خود را در اختیار مردی که شجاعت، قدرت و یا صفت پسندیده دیگری داشت قرار می داد و تا وقتی که همسرش از آن مرد صاحب فرزند نمیشد، از او کناره گیری می کرد.
ازدواج تعویضی: دو مرد با یکدیگر توافق می کردند و زنانشان را با هم عوض می کردند.
علاوه بر این ها، ازدواج رسمی و دائم چند مرد با یک زن در برخی اقوام وجود داشته است و نیز در میان درباریان پادشاهی ساسانی در ایران ازدواج خواهر و برادر نیز انجام می شده است.
از این ها گذشته در میان اعراب جاهلی ارتباط با زنان فاحشه مرسوم بود؛ زنانی که بر در خانه خود پرچم می افراشتند و هر گاه فرزندی از آنها زاده می شد، او را بنا به تشخیص قیافه شناسان و کاهنان به یکی از مردانی که با او ارتباط داشتند منتسب می کردند و آن مرد رسماً پدر آن نوزاد شمرده می شد.
منابع:
تاریخ تحلیلی اسلام، محمد نصیری؛ حقوق زن در اسلام
من یه سوال دارم گردانندگان
من یه سوال دارم گردانندگان این سایت مرجع تقلیدند??? سوره نسا آیه ۲۲ و ۲۳ می فرماید ازدواج با محارم حرام شد به جز ازدواج های گذشته من تفسیر همه مراجع تقلید از این دو ایه را خوندم ۹۹ درصد مراجع تقلید در تفسیر این ایه ها نوشتن بعد از نزول این ایه ازدواج با محارم حرام شد یعنی ۹۰۰ سال قبل از نزول قرآن در زمان هخامنشیان ازدواج با محارم حرام نبوده اولا تفسیر مراجع بزرگوار تقلید رو بخونین البته اگه اصلا در دین زرتشت ازدواج با محارم بوده باشه بعد دیدم آقایی به نام سامان نوشتن در دین ابراهیم ازدواج بامحارم حرام بوده شما کتاب اسمانی کامل حضرت ابراهیم از کجا اوردین همه مفسران می فرمایند کتب آسمانی قبل قران تحریف شده بعد شما با اطمینان میگین در دین ابراهیم ازدواج با محارم حرام بوده تازه در آیه ۲۳ سوره نسا نوشته شده ازدواج هم زمان با دو خواهر حرام شد شما که می فرمایین از زمان حضرت ابراهیم این حکم بوده در قران یاداوری شده میشه بفرمایین حضرت یعقوب پیامبر چرا همزمان با دو خواهر ازدواج کرد بعد اگر ازدواج با محارم از زمان حضرت ابراهیم حرام بوده چرا خدا می فرماید حرام شد ازدواج با محارم جز ازدواج های گذشته خدا برایه چی اگه در زمان حضرت ابراهیم ازدواج با محارم را حرام کرده در این ایه می فرماین جز ازدواج های گذشته وگذشتگان را می بخشد یعنی خدا حکم زمان حضرت ابراهیم را نادیده گرفتن ؟؟ لطفا تفسیر مراجع تقلید از آیه ۲۲ و ۲۳ سوره نسا رو بخونین بعد پاسخ بدین من از یه مرجع تقلید سوال کردم اگه نظر منپ منتشر نکنین با عرض معذرت یعنی جواب نداشتین و کم سوادین
این ترکا از روی حسادت چه چیزایی که نمیگن،به کوری دشمنان ایران و کوروش،کوروش بزرگ در سطح جهان در ازاده بودن،پاکی و حق مظلوم از ظالم گرفتن شناخته شده هست و با این تهمت ها از چشم مردم نمیوفتن،به کوری چشم دشمنان ایران و تاریخ ایران هرسال سالگرد کوروش را باشکوه تراز قبل برگزار میکنیم
🥰🥰🥰🥰❤❤❤
وقتی یه مشت بی سواد تعصبی همچین مطلبی رو بنویسن وضعمان از این بهتر نمیشه…
واقعا باعث تاسف همچین نویسنده هایی داریم
همه بی سواد شما با سواد
این کار باعث میشه بچه ناقص به دنیا بیاد
درباره فرهنگ ایران باستان در این زمینه می توان دو نیبیگ (کتاب) پژوهشی زیر را به خوانندگان شناسینید:
Sexuality in the Babylonian Talmud, Christian and Sasanian in Late Antiquity, By: Yishai
Kiel, Cambridge University Press, 2016.
Wrestling with the Demons of the Pahlevi Widewdad, By: Mahnaz Moazami, Brill, 2014.
بر پایه آنچه به ویژه در بونخان (منبع) دوم دیده ام، خویدوده در ایران در آیین زرتشتی روزگار ساسانیان سپارش و انجام می شده است و کیومَرس نخستین مردم (انسان) پیامد آمیزش اهورامزدا با زمین (دختر) بوده است (خویدوده پدر با دختر) و هنگامی که دیوها کیومرس را می کشند، آب او مادرش (زمین) را بارور می سازد و مَشی و مَشیانه در پی این باروری زمین پدید می آیند (خویدوده پسر با مادر) و نزدیک به چهل، پنجاه سال دیوان بر همه جا چیرگی داشتند، تا این که مَشی و مَشیانه به راز گرایش مَرزیشنیگ (جنسی) به همدیگر پی می برند و از آن سخن می گویند و از یوما (جماع) آن دو فرزندان زاده می شوند (خویدوده خواهر و برادر) و به همین شیوه مردمان چنان فزونی می یابند که بر دیوها چیره می شوند. از این روی، دستکم بر پایه این بونخان، در زمان ساسانیان، خویدوده بر پایه این باورها درباره چگونگی آفرینش نخستین مردم (گیومَرت/ کیومرس امروزی) و پیدایش مرد و زن آغازین و فرزندان آنان سپارش و انجام می شده است. با این همه، این که آیا این کار با آموزه های زرتشت همخوانی دارد، روشن نیست. همچنین، باید دانست که فرهنگ ایران پیش از اسلام فرهنگی چند باوری بوده است و در ایران آن روزگار در زمان هایی بوداییان، ترسایان، کلیمیان، مزدکیان، مانویان، باورمندان به میتراییسم، و … در کنار زرتشتیان می زیستند و همانگونه که از برخی نام ها نیز بر می آید، فرهنگ ایران بسیار جدای از فرهنگ کنونی (چهارده سده پس از گسترش اسلام در ایران) بوده است و تا آن جا که می دانم، کونمرزی (چه با مرد و چه با زن) گناهی مرگَرزان (مستوجب مرگ) شمرده می شده است. اگرچه زنان ایرانی جامه می پوشیدند، با این همه مانند زنان رومی و یونانی سر و تن خود را بسیار نمی پوشاندند که جامه هایی چون چادر سیاه و یا مانند مغنعه راهبه ها را می پوشیدند که ایز (حتی) سیما و دست ها را می پوشاند و نه مانند برخی دیگر از آنان در زمان هایی دیگر، بی جامه و برهنه بودند. سگ و هوگ (خوک) نزد ایرانیان آن روزگاران ارجمند بودند و آزار سگان و گرسنه نگهداشتن آنان گناه شمرده می شد و هوگ نماد هوگستگی (خجستگی) و فراوانی و زایندگی بود که در نام سَگَند (سَهَند) و هوگَند (خُجَند) و هوگیستان (خوجیستان، خوزیستان، خوزستان) نیز این فرهنگ آشکارا دیده می شود، با این همه، با چیره شدن فرهنگ اسلامی بر ایران، جامه زنان ایرانی به چیزی مانند چادر و مغنعه (فرهنگ رومی که شاید بر بخشی از اعراب چیره بودند- جنگ فیلیپ عرب و والریانوس روم با اردشیر ساسانی نمودی از این سرسپردگی اعراب غیرایرانی به رومیان است) و سگ و هوگ نیز ناپاک (نجس) شمرده شدند. از این روی، شیوه نگرش به زندگی در ایران کنونی با فرهنگ ایران آن روزگار ناهمخوانی بسیار دارد و گاهی نیز دشمنان زرتشت و ایران به دروغ بستن به ایرانیان پرداخته اند، برای نمونه ایرانیان از پیشاب گاو برای پاک کردن برخی چیزهای ناپاک بهره می گرفتند، و دشمنان زرتشت و ایران، به دروغ نوشته اند که ایرانیان زرتشتی پیشاب گاو را می خوردند!!! باید اَبَرنگریست (توجه داشت) که هیچ نوشته ای یا گفته ای را نباید بی پژوهش باور کرد و سخن مرا نیز باید پژوهید.
من درک نمی کنم چرا جدال بیهوده می کنیم و اقدام به تخطئه همدیگه می نماییم . مسلما ازدواج با محارم با توجه به تحریفاتی که در آیین زرتشتی به وجود آمد ، وجود داشته و البته در کل جامعه زرتشتی یک امر فراگیر هم نبوده و بیشتر به طبقات بالای اجتماع و خصوصا خاندان سلطنتی اختصاص داشته تا به گمان خود خون سلطنتی را پاک نگاه دارند . اما در هر صورت این امر نزد جامعه زرتشتی آن روز به عنوان ( هر چند اشتباه ) ازدواج پذیرفته شده بود و نه یک بی ناموسی ، رابطه نامشروع و خارج از قواعد خانواده . حتی در احادیث شیعه از امام علی (علیه السلام) روایت شده که علت آغاز این امر همبستری یکی پادشاهان با خواهر خود در حالت مستی بوده است . در حدیث دیگری هم از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده که او یکی از یاران خود را به علت آنکه یکی از ایرانیان را ( که مولود همین ازدواج با محارم بود) زنازاده خوانده بود ، از خود راندند و عنوان کردند که این امر در فرهنگ آنان به عنوان ازدواج امری پذیرفته شده بود و نه یک امر خارج از چارچوب قواعد شرعی و اخلاقی آن جامعه
یه مشت چرت و پرت! ساخته دست دشمنان ایرانی و آریایی! که شامل کشورهای جعلی عثمانی و اعراب بی تاریخ و جعلیه!
خویدودک هم به چم ازدواج با خویشان یعنی فامیلاست. نه ازدواج با اعضا خانواده خودت! دنبال چی میگردید؟ ایرانی رو خراب کنید؟😞😞😞
مسئله ازدواج با محارم یک سنت بدوى بوده و از دیرباز در میان جوامع قبایلى رواج داشته است. اصالت نژاد و طهارت خون و خویشاوندى و منافع اقتصادى عامل مهم و تعیین کننده این سنت کهن بوده است.طبیعتا از نژاد آریایی آن دوران که در میان قبایل متعدد بومی و غیر بومی شمال اعراب و ترکان و… بوده است انتظار میرفته که خون اشرافی را حفظ کنند.
همچنین فراموش نشود که با وجود مجاز بودن ازدواج با محارم این امر با اجبار و بدون حس عاطفه صورت نمیگرفته و برخلاف نژاد های دیگر که علاقه به ازدواج و بعضا به اسارت گرفتن دختران قبایل و نژاد های دیگر داشتند و چند همسری داشتند در زرتشت تک همسری و با رضایت طرفین بوده است.
نسبت حضرت ابراهیم با ساره غیراز همسری چه بوده ؟همسر شمعون بن یعقوب کیه؟مادر وپدر موسی بجز همسری چه نسبتی با هم داشته اند؟احکام با گذر زمان تغییر کرده و متعلق به نژاد یا قوم و مذهب خاصی هم نمی باشد .در ضمن متن در پاسخ به نظر آقا مهرداد نیست .
سلام.اگر از من که بیشتر از شما تاریخ می دونم بپرسید میگم نه تنها درست بوده بلکه اگر ادامه می یافت و آریایی ها سعی می کردند این اصل زیبا رو ادامه بدند الان نسل آریایی ها به این روز نمیافتاد.دلیل علاقه و کوشش محققان آلمانی هم مشخص است چرا که آنها هم از نژاد پاک آریایی هستند که البته درصدی از خونشان با نژاد های دیگر در آمیخته است. هیچ چیز مهم تر از حفظ هستی وجود نیست.xd xd xd ها ها
سلام عزیزان عکس مراسم کشتی بستن است که یعنی وارد مرحله تکلیف در زرتشتی است کاش انی گرامی توضیح کوچکی میداد تا سوتفاهم پدید نیاید