ازدواج با محارم در دین زرتشتی

با موضوع ازدواج با محارم در دین زرتشتی بیشتر اشنا شوید

نقد یادداشت رضا مرادی غیاث آبادی توسط دکتر علیرضا شاهپور شهبازی را از اینجا دانلود کنید
انتشار مطالب در تاریخ ما به منزله تایید آن نیست، بلکه برای نقد و بررسی است.

رضا مرادی غیاث آبادی | در متون پهلوی و متون فقهی دین زرتشتی اصطلاحی به نام «خویدوده» دیده می‌شود که اغلب دانشمندان و پژوهشگران دین زرتشتی و مترجمان پهلوی آنرا به معنای «ازدواج با محارم/ ازدواج با نزدیکان» گرفته‌اند  در باره خویدوده از جمله در کتاب‌های زرتشتی «روایت پهلوی»، «مینوی خرد»، «روایت آذرفرنبغ فرخزادان»، «ارداویراف‌نامه»، «دینکرد»، «دادستان دینی»، «روایات داراب هرمزد» و «زادسپرم» سخن رفته است. به موجب این متون، خویدوده پدر و دختر، خویدوه مادر و پسر، و خویدوده برادر و خواهر از شایسته‌ترین و مهمترین دستورات دینی زرتشتی و بزرگ‌ترین ثواب‌ها است که اجرای آن موجب رسیدن سریع‌تر به بهشت، و اختلال در اجرای آن جزو بزرگترین گناهان دانسته می‌شده است (مینوی خرد، بخش ۳۵ و ۳۶؛ روایت پهلوی، فصل هشتم).

آذرفرنبغ (موبد بزرگ زرتشتی) در فصل هشتادم از کتاب سوم دینکرد، خویدوده را سنتی برگرفته از آمیزش اهورامزدا با دخترش سپندارمذ می‌داند که مشی و مشیانه (نخستین آدمیان و نخستین برادر و خواهر) آنرا ادامه دادند تا به نسل همه مردمان گیتی برسد. او هرگونه آمیزش به غیر از روش خویدوده را با آمیزش گرگ و سگ، و آمیزش اسب و خر مقایسه می‌کند که محصول جفت‌گیری آنها از نظر نژادی پست و فرومایه خواهد شد. این نکته‌ای است که مورد توجه و تأکید زادسپرم (پیشوای بزرگ زرتشتیان) نیز قرار گرفته و در بخش بیست و ششم کتاب گزیده‌های زادسپرم، خویدوده را موجب تولید نسل پاک دانسته است.

آذرفرنبغ هر کس را که با خویدوده مخالفت ورزد و آنرا سبک بشمارد، از تبار دیوان و دشمنان مردم می‌داند. . او همچنین در پاسخ به مخالفان خویدوده و برای توجیه و تبلیغ دینی و ذکر محاسن آن، یادآور شده است که آیا بهتر نیست اگر زخمی در آلت مادر یا خواهر یا دختر وجود داشته باشد، پدر یا پسر یا برادر آنرا ببینند و بر آن دست برند و مرهم نهند؟

در فصل هشتم از متن «روایت پهلوی» برای تشویق مردم به اجرای خویدوده چنین توجیهی را آورده‌اند که اهورامزدا به زرتشت دستور اجرای خویدوده را می‌دهد و می‌گوید این کاری است که من با دخترم سپندارمذ انجام دادم و مشی نیز با مشیانه انجام داد.

در فصل ۸۶ از متن پهلوی ارداویراف‌نامه به زنان هشدار داده شده است که چنانچه از خویدوده خودداری کنند و آنرا سبک بشمارند، وارد دوزخ خواهند شد و در آنجا مارهای بزرگی وارد اندام تناسلی‌اشان خواهد شد و از دهانشان بیرون خواهد آمد.

به موجب فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موجود در کتاب «روایت آذرفرنبغ فرخزادان» اگر دختر یا خواهر مردی به خویدوده با او رضایت و موافقت نداشته باشند، مرد می‌تواند از زور استفاده کند و زن را وادار به اینکار کند.

چنین تهدیدهایی نشانه آنست که عموم مردم از این دستور دینی رویگردان بوده‌اند و موبدان می‌کوشیده‌اند تا با نسبت دادن خویدوده به اهورامزدا و زرتشت و بیان تشویق از یکسو و تهدید از سویی دیگر، مردم را وادار به انجام آن کار کنند. نشانه دیگری از رویگردانی مردم این است که در پایان بخش هشتم از کتاب روایت پهلوی، زرتشت به اهورامزدا می‌گوید: «این کار سخت و دشواری است و چگونه می‌توانم خویدوده را در میان مردم رواج دهم؟» و اهورامزدا جواب می‌دهد: «به چشم من نیز چنین است، اما وقتی کردار نیک باشد، نباید دشوار و سخت باشد. به خویدوده کوشا باش و دیگران را نیز کوشا کن».

اما نکته‌ای که نگارنده قصد دارد آنرا در این گفتار پیش بکشد، اینست که با توجه به برخی شواهد، به نظر می‌رسد که منظور از خویدوده منحصراً «ازدواج با محارم» نیست و معنای «همخوابگی با محارم» را نیز می‌دهد. چه به شکل ازدواج باشد و چه به شکل هم‌بستری‌‌های موردی یا مکرر. به این عبارت‌ها که در فصل هشتم کتاب روایت پهلوی آمده است، توجه کنیم و ببینیم آیا این توصیه‌های دینی مفهوم «ازدواج» را می‌رساند یا مفهوم «همخوابگی» را:

«اگر مردی یک خویدوده با مادر و یکی نیز با دخترش کند، آنکه با مادر بوده، برتر از دختر است». «اگر با دختر و خواهرش خویدوده کرده باشد، آنکه با دختر بوده، برتر از آنست که با خواهر بوده باشد». «اگر پدری با دختر حلال‌زاده و تنی خودش خویدوده کند، برتر است؛ اما اگر با دختر نامشروع خودش که محصول آمیزش با زن دیگران بوده باشد، خویدوده کند، باز هم ثواب می‌برد». «روزی جمشید با خواهرش جمک بخوابید و از ثواب این همخوابگی بسیاری از دیوان بشکستند و بمردند». «اهورامزدا به زرتشت گفت که خویدوده بهترین و برترین کارها است. کسی که یکبار نزدیکی کند، هزار دیو می‌میرد؛ اگر دوبار نزدیکی کند، دو هزار دیو می‌میرد؛ اگر سه بار نزدیکی کند، سه هزار دیو می‌میرد؛ اگر چهار بار نزدیکی کند، مرد و زن رستگار خواهند شد». «پسر به مادر و پدر به دختر و برادر به خواهر باید بگوید که تن خود را برای آمیزش کردن به من بده تا اهورامزدا را خشنود کنیم و جای نیکی در بهشت بیابیم».

عبارات بالا و بخصوص انجام چندین باره خویدوده توسط یک شخص بر روی مادر و خواهر و دختر خود، نشان می‌دهد که منظور از خویدوده در دین بهی زرتشتی «ازدواج با محارم» نیست، بلکه «همخوابگی و آمیزش با محارم» است.

منابع

آذرفرنبغ پسر فرخزاد، دینکرد، ترجمه فریدون فضیلت، کتاب سوم، جلد یکم، تهران، ۱۳۸۱، صفحه ۱۴۳ تا ۱۵۲.
ارداویراف‌نامه، ترجمه به فرانسه از فیلیپ ژینیو، ترجمه به فارسی از ژاله آموزگار، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۲، صفحه ۹۱.
روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغ‌بیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶٫
روایت پهوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، ۱۳۹۰، صفحه ۲۱۹ تا ۲۲۹.
زادسپرم، گزیده‌های زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، ۱۳۶۶، صفحه ۳۷.
مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، ویرایش سوم، تهران، ۱۳۸۰، صفحه ۵۰ تا ۵۲.

نظر ابوریحان بیرونى در مورد ازدواج و محارم

 

ابوریحان بیرونى مى گوید: درباره نکاح مادر که به زرتشتى ها نسبت مى دهند، از سپهبد مرزبان بن رستم شنیدم که : زرتشت این عمل را تشریع نکرده و چون گشتاسب ، خردمندان و سالخوردگان کشور خود را براى گفتگو با زرتشت در مجلسى گردآورد، یکى از پرسشها این بود که : اگر مردى با مادر خود در حال اضطرار و جهالت و ترس از انقطاع نسل ، بسر برد، باید چه بکند؟ زرتشت بگفت که باید با او هم بستر شود تا انسان و نسل او باقى باشد.

 

سنت ازدواج با محارم

 

مسئله ازدواج با محارم یک سنت بدوى بوده و از دیرباز در میان جوامع قبایلى رواج داشته است . اصالت نژاد و طهارت خون و خویشاوندى و منافع اقتصادى عامل مهم و تعیین کننده این سنت کهن بوده است . از آنجا که ازدواج با محارم با طبع فطرى انسان سازگار نبوده ، مذهب عامل توجیه این سنت گردیده است . منابع تاریخى نشان مى دهند که سنت ازدواج با محارم در برخى سلسله هاى سلطنتى ایران باستان رواج داشته است .

در ((دینکرت )) یکى از بخشهاى ((اوستا)) اصطلاح ((نزد پیوند)) به معناى ((پیوند با نزدیکان )) گرفته شده است و به پیوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره کرده اند. در متون مذهبى پهلوى آمده است که ازدواج با هفت خواهر لازمه معراج بوده است .

 

نظر یک محقق آلمانى در مورد ازدواج با محارم

یک محقق آلمانى مى گوید اهتمام در پاکى اصل و نسب و خون و نژاد یکى از صفات بارز جامعه ایرانى بشمار مى رفت ؛ تا آنجا که ازدواج با محارم را جایز مى شمردند. این گونه پیوند را ((خویدوگدس )) یا ((خوایت ودث )) مى خواندند. این رسم از قدیم معمول بود. حتى در دوره هخامنشیان نیز انجام مى شد. کمبوجیه با دو خواهر خود ازدواج کرد داریوش نیز خواهرش را به زنى گرفت .

اردشیر با دو دختر خود و داریوش ‍ سوم نیز با دختر خود ازدواج کرد. هر چند که معناى لفظ خوادت ودث در اوستا نیامده و موجود نیست ، ولى در نسکهاى مفقوده ، مراد از آن ازدواج با محارم بوده است . در ((بغ نسک )) ۶ و ۷ اشاره به این معنى شده است . ازدواج برادر با خواهر بوسیله ((فره ایزدى )) روشن مى شود و دیوان را به دور مى راند.

 

نظر مفسرین در مورد ازدواج با محارم

 

((نرسى بزرگمهر)) مفسر ادعا کرده است که ((خویدوگدس )) معاصى کبیره را محو مى کند. این مطلب در شایشت نى و شایشت ۸ و ۱۸ آمده است . در کتب دوره ساسانى و ادوار بعد به این موضوع اعتراف شده است . این دیصان نیز اعتراف کرده که او خود با خواهرش ازدواج کرده است . ((بهرام چوبین )) با خواهرش ((گردیک )) ازدواج کرد. ((مهران گنشسب )) خواهرش را به زنى گرفت .

او مدعى بود که خویدوگدس معاصى کبیره را محو مى کند. مترجم کتاب کریستن سن مى ویدگ یا اصلا در شریعت زرتشتى چنین رسمى نبوده ؛ و اگر بوده ، اختصاص به فرقه خاصى داشته ؛ و در غیر این صورت که اصل مطلب را در دین زرتشت ثابت بدانیم ک این از فروع مباحث فقهاء بشمار مى آمده که اگر هم به آن عمل شده ، بسیار نادر الوقوع بوده است .

او در رد سخنان کریستن سن مى گوید که مؤ لف با اسناد به نسکهاى مفقوده از روى خلاصه دینکرت که دو قرن بعد از اسلام نوشته شده ، چنین ادعاهائى کرده است . آنچه را مورخان مسیحى در این باب نوشته اند، ممکن است در مورد یکى از فرقه هاى زرتشتى باشد و عیسویان از روى تعصب این مطلب را به همه ایرانیان نسبت داده اند.

چنان که در کتب فقهى اسلام نام مجوسى آمده که یکى از طوایف زرتشتى است و در ((شرح لمعه )) و کتاب ((ریاض )) در باب ((میراث مجوس )) آمده که ((امام على بن ابیطالب (علیه السلام ): کان یورث المجوس اذا تزوج بامه و ابنته ؛ من جهه انها امه و انها زوجه .)) و نیز شیخ مفید و شیخ طوسى روایتى نقل کرده اند که شخصى نزد حضرت صادق (علیه السلام ) زبان به دشنام مجوسى گشود که آنان با محارم خود ازدواج مى کنند. حضرت فرمود: اما علمت ان ذالک عندهم هو النکاح ، و کل قوم یعرفون النکاح عن السفاح ، فنکاحهم جایز و ان کان قوم دانوا بشیئى یلزمهم حکمه .

 

ازدواج با محارم در دوره ساسانیان

اگر چه در نزد مسلمانان ، همه زرتشتیان ، به اعتبار تسمیه کل بر جزئ، مجوس خوانده مى شوند، ولى ممکن است که در اینجا اشاره بر همان طایفه خاص از زرتشتیان باشد که در قدیم مجوس گفته مى شده اند. از طرفى هر کجا که نص در کار نبادش ، فقها به تجزیه و تحلیل آن مى پردازند، و این مسئله در عصر ساسانى از مسائل فقهى بوده است .

از دیگر طرف ، بر فرض ‍ عملى شدن این مسئله ، آن چنان نادر الوقوع بوده که جز چند مورد، بیشتر در تاریخ دیده نمى شود. کریستن سن مستشرق آلمانى مى گوید: با وجود اسناد معتبرى که در منابع زرتشتى و کتب بیگانگان معاصر دوره ساسانى دیده مى شود، کوششى که بعضى از پارسیان جدید براى انکار این عمل (ازدواج با محارم ) مى کنند، بى اساس و سبکسرانه است .

نظر محققین در مورد ازدواج با محارم

یک محقق مشهور ایرانى مى گوید: چیزى که از اسناد آن زمان به دست مى آید و با همه هیاهوى جاهلانه اى که اخیرا بپا کرده اند از بدیهیات تمدن آن دوران است ، نکاح با محارم درجه اول است که معمول و متعارف بوده است .. مورخان یونانى تصریح کرده اند که در دوره هخامنشى ، مغ ‌ها ما مادرانشان ازدواج مى کرده اند. در دوره اشکانى نیز این رسم معمول بوده است .

برخى از شاهان اشکانى با محارم خویش ازدواج مى کرده اند. علت روانى این رسم این بوده که ازدواج با محارم تنها راه حفظ اصالت نژاد و طهارت خون شناخته مى شده است . مورخان اسلامى نیز بر این سنت تصریح کرده اند. یعقوبى مورخ ایرانى مسلمان از ازدواج ایرانیان باستان با مادران و خواهران و دختران شان یاد مى کند که این کار را نوعى صله رحم و عبادت مى دانسته اند. گویا عیسویان ایرانى نیز تحت تاءثیر زرتشتیان علیرغم مخالفت با دین شان با اقارب خود ازدواج مى کرده اند.

نظر اسلام در مورد ازدواج با محارم

در صدر اسلام ، ازدواج با محارم در میان زرتشتیان امر رایجى بوده است ، لذا مورد سرزنش مسلمانان قرار مى گرفته اند. در این زمینه روایاتى در منابع شیعى دیده مى شود که حکایت از برخورد مسلمانان با زرتشتیان و رهنمودهاى امامان شیعه را در خود دارد. فقهاء شیعه و سنى (عرب و عجم ) در ابواب گوناگون فقه این بحث را به عنوان مسئله اى که در خارج مصداق دارد، مورد بحث قرار داده اند. شیخ طوسى در کتاب مشهور ((الخلاف )) به این مسئله پرداخته است .

رد ازدواج با محارم توسط مقام مذهبی زرتشتیان

اخیرا یک مقام مذهبى زرتشتى کلیه اتهامات از این قبیل را که نسبت به دین زرتشت و زرتشتیان روا داشته اند، پاسخ گفته است و ریشه چنین اتهاماتى را متوجه مورخ مشهور یونانى ((هرودوت )) کرده است

 

 

منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد اول اثر عبداللّه مبلغى آبادانى

نشر الکترونیکی به کوشش اِنی کاظمی در سایت تاریخ ما.

 

آیا ازدواج با محارم در آئین زرتشت وجود دارد؟ یا این نسبت ، تهمت است ؟


دفاعیه یکى از روحانیون زرتشتى


در این جهت اطلاع خوانندگان ، نظر جناب آقاى موبد اردشیر آذرگشسب را که یکى از روحانیون آئین زرتشت است ، و هم اکنون ریاست و رهبرى زرتشتیان ایران را بر عهده دارد، در اینجا مى آوریم ، تا موضوع ازدواج با محارم در کیش زرتشتیان روشن گردد.
آقاى اردشیر مى گوید:((یکى از اتهاماتى که به پدران نامدار ما نسبت داده اند تهمت نارواى زناشوئى با نزدیکان است که از سوى دشمنان ایران و افرادى که از مذهب ایرانیان باستان اطلاع عمیق نداشته اند، به نیاکان نامدار ما وارد آمده و آنها را به ارتکاب این عمل زشت ، متهم نموده اند. این افتراء نخست از سوى یونانیان که با پدران ما دشمنى دیرینه داشته اند به منظور خاصى به آنها نسبت داده شد و قرنها بعد پس از آنکه خاک پاک ایران لگدکوب سم ستوران اعراب گردید،  اینان نیز تا آنجا که توانستند به این آتش دامن زدند، و در قرن اخیر چند تن از خاورشناسان و اوستادانان غربى ، با پیدا کردن واژه اوستائى ((فیتودت ))به خیال خودشان به این موضوع – تهمت – صحه گذاشتند، و ما اینک مى کوشیم تا به این تهمت ناروا که پایه و اساسى ندارد با عقل و مطق جواب گوئیم و براى اینکه نوشته و ترتیب خاصى برخوردار باشد، نخست از انواع پیوند زناشوئى با نزدیکان پرداخته به تهمت هاى وارده یکى پس از دیگرى با دلیل و منطق پاسخ مى گوئیم ، سپس واژه اوستائى ((فیتودت ))را ترجمه و تفسیر مى نمائیم ، و در پایان شمه اى را درباره شیوع ازدواج با محارم میان دیگر اقوام باستانى بیان نمود و با جمع بندى مطالب گفته شده ، به این موضوع پایان مى دهیم :

 

رد موضوع زناشوئى با محارم و نزدیکان توسط جناب موبد اردشیر آذرگشسب


جناب موبد اردشیر آذرگشسب که یکى از روحانیون آئین زرتشتیان است ، در رابطه با عنوان فوق مى گوید: ((راجع به اتهام بى اساس زناشوئى با نزدیکان که به ایرانیان باستان نسبت داده اند، در وهله اول یونانى ها بودند که بخاطر دشمنى با ایرانیان ، به آنان چنین تهمتى بستند، و کارهاى سه تن از پادشاهان را مستمسک این نسبت قرار داده اند. حال ما این قضیه را تعقیب مى کنیم تا ببینیم اصل داستان در مورد این افراد چگونه بوده است ؟
۱ – ازداج کامبوزیا با خواهر خود:
((نخستین نویسنده اى که راجع به این موضوع مطلبى نوشته و این تهمت را به پادشاه بزرگ هخامنشى وارد نموده ، هرودت ۴۸۴-۴۰۹ پیش از میلاد است . این نویسنده شرح قضیه را در کتاب خود به این مضمون آورده است : دومین خطایى که کامبوزیا مرتکب شد، کشتن خواهرش بود که او را به مصر آورده و با او مانند یک زن زندگى مى کرد، گرچه او خواهرش بود و از یک پدر و مادر. طرز ازدواج آنها بدین طریق بود که پیش از این ، ازدواج برادر و خواهر مرسوم نبود؛ ولى کامبوزیا که عاشق خواهرش شده بود، با اینکه مى دانست که این کار غیر عادى است ، معهذا نمى توانست از آن چشم بپوشد. بنابراین پس از مدتى ، این مطلب را با قضات سلطنتى در میان نهاد و از آنها چاره جوئى کرد. داوران از پادشاه سه روز مهلت خواستند تا قوانین کشور را بررسى کنند. پس از پایان مهلت به حضور شاه شرفیاب شده ، به عرض رساندند که در کلیه قوانین موجود نتوانستند قانونى بیابند که خواهر را بر برادر حلال کند، ولى قانونى وجود دارد که مى گوید: شاه سایه خدا است و فوق قانون است ! بنابراین او مى تواند به تمایل خود جاه عمل بپوشاند.
((آنچه از این نوشته بدست مى آید این است که در ایران باستان ازدواج با محارم نه سابقه کشورى داشته و نه سابقه در قوانین مذهبى . بنابراین هرودت گفته اش جز یک تهمت بیش نبوده ، ولى متاءسفانه نویسندگان دیگر که بعد از هرودت آمده اند این مطلب را ناقص و با غرض خصمانه به مذهب زرتشت نسبت داده اند و پدران ما را متهم به عمل زشت ازدواج با محارم نموده اند.
۲ – ازدواج اردشیر دوم با دختر خود:
((نخستین نویسنده یونانى که به این موضوع اشاره نموده ((کتزیاس )) است که در سال ۴۴۰ قبل از میلاد مى زیسته است . نوشته هاى او در دست نیست ، ولى پلوتارک که در سال ۶۶ بعد از میلاد به دنیا آمده در رابطه با زندگى اردشیر دوم ، پادشاه هخامنشى به استناد گفته کتزیاس ، این پادشاه را متهم به ازدواج با دخترش مى کند. پلوتارک در این باره مى گوید:
((اردشیر دوم – ارتاکزرس – یک کارکرد که کلیه بدى هاى او را نسبت به یونانیان جبران کرد و آن کشتن – تیسافرن – دشمن بزرگ یونان بود که پادشاه به اصرار مادرش ، پریزاد، تیسافرن را کشت ، و چون پادشاه این کار را به اصرار مادر و طبق تمایلات او انجام داد، مادرش از آن به بعد مى کوشید که پادشاه را از خود راضى نگهدارد و در هیچ کارى برخلاف میل او رفتار نکند. پریزاد بارها دیده بود که پادشاه نسبت به یکى از دخترهاى خود – آتوسا – علاقه زیادى دارد ولى مى کوشد که این عشق و علاقه را از مادر خود و مردم پوشیده دارد. پریزاد، پس از اطلاع از این موضوع کوشید تا نسبت به نوه اش – آتوسا – علاقه بیشترى نشان دهد و هر وقت فرصت مى یافت ، از زیبائى و حسن رفتار او نزد پادشاه سخن فراوان مى گفت و او را لایق پادشاه مى دانست تا سرانجام ، شاه را تحریک کرد تا با او ازدواج کند.
((در اینجا باز مشاهده مى شود که شاهنشاه از اینکه به دختر خود عشق مى ورزد، همواره مى کوشد تا این عشق را از نظر مردم پوشیده دارد، چون از مردم و مادرش خجلت مى کشد، و عاقبت اردشیر به تحریک مادرش که زن جاه طلب و بدجنسى بود، به این کار اقدام مى ورزد.
۳ – ازدواج قباد با دختر خود:
((موضوع ازدواج قباد با دخترش را اولین بار ((آگاتیس )) که در عهد پادشاهى انوشیروان مى زیست ، عنوان نموده است که قباد پدر انوشیروان با دختر خود به نام ((زنبق )) ازدواج کرده ولى بدین موضوع نه فردوسى روانشاد در شاهنامه اش اشاره کرده و نه تاریخ نویسان عرب و دیگر تاریخ نگاران و حتى پروفسور رالینون مترجم تاریخ هرودت به انگلیسى ، در این باره چیزى ننوشته است . اگر شبهه را قوى بگیریم ممکن است بگوئیم که قباد تحت تاءثیر آئین مزدک قرار گرفته و این کار را کرده است ، زیرا مى دانیم در زمان پادشاهى قباد، شخصى به نام مزدک پیدا شد و ادعاى پیامبرى نمود و عده اى از مردم ایران ، از جمله قباد، دین و آئین او را پذیرفتند.
((دینى که مزدک عرضه داشت بر اساس اشتراک در همه چیز دور مى زد. مزدک مى گفت : خداوند همه چیز را براى همگان آفریده است ، و نباید آن را به شخصى معین اختصاص داد. دین جدید با قوانین اشتراکى خود به اساس قانون مالکیت و زناشویى و مراسم و سنن خانوادگى ایرانیان لطمه بزرگى وارد نمود و آن را سست کرد.
((آگاتیاس مى گوید: عمل ازدواج با محارم اخیرا در ایران پیدا شده و همه این خلاف قانونها و بى نظمى ها، در اثر تعلیمات دین مزدک در ایران پیدا شده بود که با خلع قباد از پادشاهى و کشته شدن مزدک و مزدکیان ، ریشه کن شد، و پیش از پادشاهى قباد و ظهور مزدک ، عمل ازدواج با محارم در ایران ، متداول نبوده و به قول آگاتیاس ، اخیرا شیوع یافته است .

 

منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان جلد اول اثر عبداللّه مبلغى آبادانى

نشر الکترونیکی به کوشش اِنی کاظمی در سایت تاریخ ما.

306 نظرات
  1. محسن ضربیان نام می گوید

    خوب انسان هم حیوانی بوده که به گذشت زمان بااندیشه خودش تکامل یافته وکشف کرده که ازدواج بامحارم وحتی عموزاده هاوعمه زاده وخاله زاده ودایی زاده باعت ناقص شدن نسل وحتی ازبین رفتن نسل بشرمیشود.الان که ازدواج باعموزاده اشکالی نداردولی بازهم پیامدهای ناگواری برنسل بشرداردودرآینده شایدازدواج باعموزاده هاومخاله زاده وعمه زاده ودایی زاده هم مایه ننگ ومزمت باشد.

  2. محمد کاپله می گوید

    باسلام و درود فراوان خدمت خوانندگان عزیز و محترم اعم ازمخالفین موافقین با خوئ یاتو دته ، این مشاجرات پیامکی مرا بیاد انگور و اوزوم و عنب و گریپ حضرت مولانا انداخت و همین طور داستان پیل در خانه تاریک را برایم تداعی نمود زیرا متاسفانه معنای خوئی یا تو دته که همین امروز هم در زبان لُری ر واج و کاربرد دا رد، کسی اهمیت نداده ! چونکه گویش روی نزدیکترین گویش به زبان پهلوی است و “خوئی یاتو” یعنی خودی هایتان ،و “دت یا دتّه ” یعنی دختر و رویهم یعنی دختری از خودی هایتان !! خوئی یامو= خودی هایمان ، خوئی یاتو= خودی هایتان ، خوئی یاشو= خودی هایشان و عرض کردم دِ ت یا دِتّه یعنی دختر و کلام آخر اینکه آیا برای شناختن اسلام آیا بایستی به قرآن و سنّت مراجعه نمود یا به رساله و توضیح المسائل فلان مجتهدی که مجله سکسی پلی بوی آنرابعنوان سکسی ترین کتاب سال چاپ ومنتشرنمود؟ برای شناختن دین کهن اجدادمان بایستی به اوستا وگاتها مراجعه نمود نه به رسائل موبدان که همان توضیح المسائل فعلی است و یکی از آنها کتاب دینکرد است و اسمش هم روی خودش است یعنی توضیح المسائل ویا شایست و ناشایست هم مشابه همان یعنی کارهایی که انجام آن شایسته است و کارهایی که نباید انجام داد. ما فراموش کردیم چونکه حافظه تاریخی نداریم ! آئین نوزرتشتیان از شرق توسط بودائیان و از غرب توسط مسیحیان و ازدرون توسط مانویان مورد تهدید بود آخرسرهم ضربه نهایی را از درست دینان مزدکی دریافت نمود و موبدان برای جلوگیری از مضمحل شدن جامعه رو بزوال زرتشتیان، این فتوا را دادند همانگونه که همه‌ی مراجع عظام تقلید فتوا داده‌اند که شیعیان از اهل سنّت واهل کتاب زن بگیرند ولی به آنها زن ندهند !مسئله همین است وبس ولی عواملی هست که میخواهند مردم در بی خبری بسربرند التماس تفکر در پناه خردباشیم. پاینده باد ایران و ایرانی.

  3. سید می گوید

    با نشر مطالب نصب و نیمه چه مقصودی جز تخریب دارید؟

  4. سید می گوید

    سپاس بابت اراجیفی که به عنوان مقاله گرد آوری کردید بی شک و تردید فقط قصد تخریب داشتید

  5. محمد پیردنیا می گوید

    خداوند نگهدار شما که مطالب تاریخی را با ذکر منابع توضیح می دهید

  6. محمد پیردنیا می گوید

    من از نویسنده این مقاله که با دقت و با ذکر منابع باعث شد اگاهی من بیشتر شد کمال تشکر را دارم خداوند نگهدارتان باشد

    1. محمد می گوید

      اعتبار منابع به صرف اسم منبع که روش میذارن نیست. کافیه در مورد منابع تحقیق بفرمایید تا مشخص بشه چه اراجیفی بیان شده
      علاوه بر این برای تحلیل ایین زرتشت کتابی مثل دینکرد معتبر هست نه کتابی که دشمنان اریایی نگاشته ان هرچند که کافیه گاتها یا اوستا رو بخونید.
      این موارد در مورد دین اسلام هم به مراتب بیشتر مورد بحث هستش (کافیه نگاهی به ایات متشابهات بندازین تا مشخص بشه)
      و در نهایت از کسی که اریایی نیست انتظاری جز تخریب ایران و ایین ۵۰۰۰ ساله ش نیست

  7. رهگذر می گوید

    تیتر مقاله و عکس انتخابی شما نشان میده هدفتون تخریب بوده و نه صرفا اطلاعت رسانی. به همین خاطر میشه درنظر گرفت که مطالبی که که نوشتید بی طرفانه نبوده و حتما شیطنت های درونشون بوده. خدا شما رو به راه راست هدایت کنه

  8. بهمن می گوید

    همانگونه که عربهاتوانستندبازوروتبلیغات وراهنماییهای یک ایرانی کاری کنندکه یک معبدرسمی بت پرستی به نام خانه ی خدا جابیفتدوبلکه پرستش آن تاامروزنیزدوام بیاوردوهمانطورکه عرب بت پرست وغارتگرباهمکاری کاسه لیس های خودی توانست ایرانی سربلندوخداباوررابه عنوان آتش پرست بخواندبه گونه ای که اثروتشکیک آن تاامروزهم بماند،بایدپذیرفت که همسری محارم درآیین یگانه پرستی نیزازتبلیغات وفحش های دائمی اعراب اسلام به ایرانی هابوده وآن نیزگاها”توسط افرادبیمارخودی مطرح میشودبرای توجیح است که اسلام برآیین اصلی توحیددرایران برتری دارد.البته همین شانتاژرابرای مسیحیت دارنددراینکه مسیحیان عیسی رافرزندخدامیدانندیاحکایات دیگری برعلیه یهود.عربهای عقده دار،پس ازتسلط برایران،ایرانی ها رامرتبا”برده وموالی میخواندندواین قضیه آنچنان نهادینه شدکه حتی امروزه نیز افراد روحانی اسلامی پنهان قبول دارند وآشکاراجرامیکنند.آیابر این اساس بایدایرانی راآتش پرست وبرده وکنیزبدانیم.برآیندآیین های باستانی ایران همان ورودکوروش بزرگ به بابل واحترام به مردم آنجاولغوبرده داری وآزادسازی مردم ازاسارت بودکه توسط جامعه ی ملل پذیرش ورسمیت یافته است واین دستاوردهمان دینی است که اعراب ویونانیان بت پرست برضدآن تبلیغهای دروغین بسیارکرده اند.اماازاینکه بخواهم دستاوردعرب راپس ازتهاجم به سرزمینهای مختلف به نام دین برایتان بازگوکنم بایدبگویم شرم دارم.چنانچه بخواهیم فرزندانمان موالی به دنیا نیایند،درگوششان ایرانیت وآزادمردی رابخوانیم نه چیزدیگر.

  9. می می می گوید

    تفسیر کردی از واژه اوستایی :
    این واژه در اصل و ریشه به صورت زیر بوده است : خُوَا اِت و دِتام . بعدا در متون پهلوی به شکل های خویدوده ؛ خویتوکدس؛ خویت ودثه و خویدوس ، متحمل تغییرات نوشتاری و ماهیت و معنا شده است. میتوان گفت که این فرّه ایزدی توسط نادانان و کم خرد یا بی خردان موردظلم و ستم قرار گرفته است و زیر سُم ستوران اندیشه های تاریک و ظلمانی آنان خورد و خمیر شده است و جلوه ایزدیش توسط دیوان اهریمنی به غارت و یغما و تاراج رفته است.
    الف – خُوَا به زبان امروز کردی ایرانی به معنای خدا می باشد.
    ب – اِت در اصل و ریشه به شکل اَت و یا یَت بوده است و اشاره به صفت ملکی دوم شخص مفرد دارد. لذا خُوااِت یا خُوااَت و یا خُوایَت هرسه به زبان کردی به معنای ” خدای تو ” می باشند.
    پ – دِتا به زبان کردی مترادف و معادل و هم معنا با ” دوتا ” در زبانی فارسی می باشد.
    ت – پسوند ” م ” مخفف ام بوده و به معنای هستم می باشد.
    ث – حرف ” و ” همان حرف ربط و پیوند بین دو عبارت است.
    بر اساس این تجزیه و تحلیل منطقی و معقول معنای این واژه باستانی و اوستایی به زبان کردی امروز که ریشه در زبان اقوام باستانی ماد دارد به شکل زیر می باشد : خدای تو و دو تا ام.
    البته منظور این عبارت به معنای باور ثنویت و دو خدایی نبوده بلکه ایزد دانا و توانا و احد و واحد و یگانه در بخش انسانی هستی و وجود خویش دارای دو جنبه مردانگی و زنانگی ؛ نرینگی و مادینگی ؛ پدرانه و مادرانه ؛ پسرانه و دخترانه ؛ مذکرانه و موئنثانه می باشد. روی همین اصل مسیحیان که برای خداوند فقط جنبه پدرانه و پسرانه قائل بوده و هستند به مبارزه با این جنبه مادرانه بینش اوستایی ماقبل زرتشت بر خواسته اند و سعی و کوشش اولیه آنان این بوده است که آن آیین و بینش نیک باستانی را تخریب نموده و آنرا در ذهن و خاطر ایرانیان پست جلوه دهند. امروز به عنوان یک کرد ایرانی و دوستدار زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی با اطمینان و یقین و خیال راحت و خاطر جمع از خدمت خود و هستی و وجود و خدا ناشناسان یهودی ؛ زرتشتی ؛ مسیحی و مسلمان می پرسم که این بینش باستانی در قالب این واژه اوستایی به شکل ” خدای تو و دو تا ام ” چه رابطه و پیوندی با ازدواج با خویشاوندان دارد؟ یک روزی در آینده شناخت و دانش علوم طبیعی و تجربی خانه پدر و مادر آسمانی ام را از وجود شما آشغال های خود و خدانشناس یهودی و زرتشتی و مسیحی و مسلمان پاک خواهد کرد و باور علمی عام و خاص و جهانشمول را جایگزین باور های اوهامی تان خواهد نمود.

  10. Si Si می گوید

    غربیان هفت شهر عشق اهورامزدا و الله را گشتند و ما هنوز در خم پس کوچه های تاریک آیات و روایات و احادیث انبیاء و اولیاء و عشق بازی شاعران و عارفان دینی پارسی زبان با محبوب و محبوبه ملکوتی و شال بستن و نوشیدن شربت هوم توسط موبد موبدان و چادر و چار قد و حجاب کامل و جدایی زن و مرد از همدیگر از دوران کودکی تا دوران پیری و کهولت در ظلمت غرق شده و پرسه می زنیم. و دچار خیالات و اوهامات پیاده کردن قوانین الاهی و مزدایی بر روی کره زمین شده ایم. گویا اهورامزدا و الله هشت ماهه از اهریمن حامله باشند و ماموریت پیاده کردن قوانین را بدست عده ای ریش و سبیل دار سپرده باشند. این است سرنوشت فلک زده تاریخی ما ایرانیان.

    1. نازنین می گوید

      تو برو با غربی ها هفت شهر عشق بگرد
      فقط گشتی ببین عشقی توشون مونده که ازش حرف بزنی ؟
      آتئیست بدبخت
      سالی بالغ بر ۹۰۰۰فرقه ی مذهبی تو همون غرب به وجود میاد که علتشم نیاز فطری بشر به پرستش و خداست که متاسفانه چون این نیاز به درستی توشون پاسخ داده نشده سالانه هزاران فرقه توشون به وجود میاد و بیشترین خشونت و آدم کشی و خیانت و ظلم به بشرم توسط همون غربی ها به دنیا شده .

  11. لی لی می گوید

    جدید ترین ترجمه واژه اوستایی خویدوده به صورت زیر می باشد : ” خود تو ده تائی ” . حقایق ژرفی که در پشت این مقوله و مفهوم نهفته اند بطور خیلی خلاصه به شرح زیر می باشند :
    الف – برخلاف تصور خاص و عام ، کلیه افراد انسانی تنها دارای یک سرنوشت جنسی و عشقی به شکل ” یا مرد یا زن ” نیستند بلکه پنج نوع.
    ب – همچنین کلیه افراد انسانی تنها دارای یک نفس یا یک من یا یک خود و یا یک خویشتن مجرد و یگانه و منحصر به فرد نبوده بلکه ده تا.
    اجداد باستانی ماقبل زرتشت ما ایرانیان موفق به کشف دو حقیقت ژرف و بنیادی شده اند که میتوان آنرا عظیم ترین اکتشافات علمی هستی و وجود شناسانه در طول تاریخ بشریت تاکنون دانست و به آن افتخار نمود بدون فخر فروشی به دیگران. اما انسان های آن اعصار دور دست با نوسانات انبساط و انقباض کیهانی آشنا نبوده اند و به همین دلیل توانایی توضیح و شرح این اکتشافات را نداشته اند. به عنوان مثال خود های دهگانه چگونه به ظهور میرسند و سرنوشت های پنجگانه جنسی و عشقی به چه نحوی و از چه راه و طریقی جاری و ساری می شوند و رقم زده میشوند ؟ پاسخ به این سوالات بطور حقیقی و مطابق بر واقعیت یعنی بدور از خیالبافی و اوهام سازی بدون در نظر گرفتن شناخت و دانش علوم طبیعی و تجربی و ریاضیات محض و بدون غایت شناسی نظریات و تئوری های علمی عصر جدید بخصوص نظریه علمی مه بانگ غیر ممکن می باشد. همزمان با ایرانیان ، هندوان باستان هم به یک کشف عظیم و سترگ دست یافته بودند که به علت عدم آگاهی از نوسانات کیهانی آن کشف بزرگ را از راه حلول روان تبیین نموده و شرح داده اند. میتوان باور داشت که این اکتشافات عظیم علمی اقوام باستانی ساکن سرزمین های ایران و هند به تدریج و در طول اعصار زیر خروارها خاکستر آیین و مراسم دست و پاگیر دفن گردیده اند. یکی دیگر از اکتشافات بزرگ ایرانیان به عصرهای ماقبل یکی از پادشاهان پیشدادی به نام جمشید تعلق دارد که آنهم زیر بار مراسم چیدن هفت سین در جشن عید نوروز پنهان شده و کمرش خم گردیده است. حرف س در اصل و ریشه حرف اول هفت شیء یا هفت چیز و هفت خوراکی نبوده بلکه حرف اول واژه پارسی ” سامان ” به معنای نظم می باشد. حقیقتی که در پشت این اکتشاف علمی نهفته این است که طبیعت و کیهان تنها دارای یک نظم و سامان نمی باشند بلکه هفت تا و آنهم بیشمار. حقیقت ژرف تر دیگری که در پشت این حقیقت پنهان گشته این است که بهشت بیکران تنها دارای یک حالت کلی نیست بلکه حالات کلی بیشمار که بین دو حد بالایی و پایینی محصور اند ؛ یکی نهایت نقصان و دیگری نهایت کمال. این حالات کلی بیشمار پشت سرهم از طریق وقوع مه بانگ های هفتگانه و بیشمار بر اثر نوسانات متوالی انبساط و انقباض هستی های محدود و متناهی و همسان و بیشمار در چهارچوب مکان های مجرد سه بعدی با محیط های مطلقا مسدود و نفوظ ناپذیر بطور همزمان و همسان به ظهور میرسند. براساس دو حقیقت اولیه تعداد منازل نزولی و صعودی سفر آفرینش هرکدام هفت تا می باشند.منازل صعودی تکرار کامل یا صددرصد منازل هفتگانه و بیشمار نزولی می باشند. نتیجه اینکه درک و فهم منطقی و معقولی معنای حقیقی واژه اوستایی خویدوده یا صحیح تر ” خود تو ده تایی ” و درک زنجیره تولد و مرگ هندوان بدون توجه به دانش علمی عصر جدید مطلقا غیر ممکن می باشند. با این روش علمی میتوان چگونگی پیدایش عوالم هفتگانه ؛ هفت آسمان و هفت زمین دینی ؛ هفت وادی و هفت شهر عشق عرفانی را به روشنی شرح داد. همچنین مبداء و معاد و قیامت و رستاخیز و معاد مادی – روحی – روانی را بطور روشن ترسیم نمود و شرح داد. قیامت هرگز برپا نمیگردد و مردگان هم از قبر برانگیخته نمی شوند بلکه انسان بهمراه طبیعت و کیهان از طریق اشاره شده در بالا به حالت معاد خواهد رسید که همان حالت اولیه کمال ایده آل بهشتی هستی خواهد بود و آنهم بدون استنطاق و بازجوئی و بازپرسی در دادگاه عدل اهورامزدا یا الله و بدون ملامت و سرزنش و عذاب و جزا بابت اعمال بد دنیوی .

  12. موسی می گوید

    سخنان موبد آذرگشسب پاسخ زیبایی هست البته ،اما فرض کنید اسلام از بین رفته و جز چند پاره اسناد ضد و نقیض و تواریخی که توسط دشمنان آن ها نوشته شده چیزی در دسترس نیست
    یکم؛اسلام فرقه های بسیاری داره که مطالب آنها را در هم آمیخته خدمت شما عرض میکنیم و این در حالیست که مثلا عرب زبان در جهان نیست
    مسلمانان سن چهل سالگی را بلوغ دینی میدانستند(فرقه ای در لبنان)
    هر زمان زنی در دسترس نبود مردان یکدیگر را تزویج مینمودند و نیز برخی از ایشان به نام شیخ در حالی که چهار زن یا بیشتر داشت مجاز به انکاح یک مرد که معمولا پسری نابالغ باشد میبود(بعضی فرق تسنن)
    و هزار نکته مث خونخوار و تروریست بودنشون که وقتتون رو نمگیرم و اگر باهاشون دشمنی هم داشته باشم که نور علی نور هم هست و اتفاقاتی تو تاریخشون افتاده که نه تنها خلاف دین خدا هست که روی شیطان رو سفید میکنه و این در حالی هست که همه میدونیم اسلام اینچنین نبوده و نیست و در مورد پیروان دین بهی یا اشتباهات بعضی فرق اونها کاری ندارم اما یادتون باشه نباید اینها رو به دین خدا و هیچ یک از پیامبران خدا چه حضرت زرتشت یا پیغمبری دیگه نسبت بدیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.