نقد و بررسی کتاب تاریخ کیش زرتشت

نویسنده : حیدری، حسین

گمان مبر که به پایـان‌ رسـید‌ کـار‌ مغان

هزار باده ناخورده در رگ تاک است

چکیده:

نقد و بررسی کتاب تاریخ کیش زرتشت

تصویر مری بویس

در این مقاله کتاب کیش‌ زرتشت اثر مـری بویس ــ استاد سابق ــ بررسی شده است‌. از نظر نویسنده مقاله‌، مهم‌ترین‌ مـبانی فکری و پژوهشی مؤلف کـتاب مـزبور عبارت است از:

۱٫ مری بویس از معدود پژوهندگان غرب است که زرتشت را نه سیاستمدار و نه جادوگر، بلکه پیامبری الهام شده و اندیشمندی متفکر و روحانی می‌داند‌ و همانند پیروان آن پیامبر، به اصالت وحیانی پیام او معتقد اسـت.

۲٫ در بررسی تحولات فکری مزداپرستی، بویس برخلاف برخی از پژوهشگران، برای سنت شفاهی آن دین اهمیت بسیاری قائل است و اختلافات‌ و تضادهای‌ بین متون مذهبی زرتشتی (گاتاها، اوستای جدید، متون پهلوی و…) را درخور توجه بسیار نـمی‌داند و آن مـتون را مؤیّد و مکمّل یکدیگر می‌داند.

۳٫ بویس پادشاهان متقدم و متأخر هخامنشی را عموما پیرو دین‌ زرتشت‌ می‌داند و برخی از واقعیات تاریخی را نادیده می‌انگارد و در این دیدگاه با پژوهشگرانی چون بنونیست، گیرشمن، بهار، گری و غیره اخـتلافی بـنیادین دارد.

نویسنده مقاله پس از بیان مبانی مذکور‌، بعضی‌ از کاستی‌ها و خطاهای ترجمه فارسی را برشمرده و آن خطاها را عمدتا ناشی از عدم تسلّط مترجم

______________________________

*. بویس، مری. ۱۳۷۴٫ تاریخ کیش زرتشت؛ ج ۱: اوایل کار. (۱۳۷۵). ترجمه همایون صنعتی‌زاده. تهران‌: تـوس‌.

**. اسـتادیار‌ دانشگاه کاشان.

به موضوع تحقیق‌ و نگارش‌ فارسی‌ دانسته است.

مقدمه ـ پیشینه ایران‌شناسی در غرب

کشف سیمای واقعی‌ مزداپرستی‌ و مـعرفی‌ تـأثیر ایـن میراث عظیم در تحولات دینی ایـرانیان‌ و دیـگر‌ مـلت‌ها (به‌ویژه یهود، مسیحیّت، گنوسیه و…) تاحدود زیادی مدیون و مرهون گزارشگران، عالمان و به‌ویژه پژوهشگران اروپایی بوده است؛ چرا که از‌ سویی‌، بسیاری‌ از میراث مـکتوب مـزداپرستی، بـه دلایل مختلف سیاسی و اجتماعی، در‌ طول تاریخ یا از بـین رفـته و یا دچار تحریف آشکار و پنهان شده است؛ و از سویی دیگر، نمی‌توان از‌ این‌ واقعیت‌ گریخت که علاقه‌مندی و وابستگی وافر هر فـرد و یـا هـر قوم به‌ اعتقاداتش‌ خود می‌تواند مانع شناخت صحیح و بی‌طرفانه و مـاندگار باشد: حُبُّکَ‌الشی‌ء یُعْمی وَ یُصِم.

قدیمی‌ترین گزارش‌های اروپاییان را‌ از‌ کیش‌ ایرانیان باستان به فیثاغورث(۱) (۴۹۵ ـ ۵۷۰ ق.م.) بازگردانده‌اند. پس از وی، روایات خسانتوس‌(۲) (۴۲۵‌ ـ ۴۶۵‌ ق.م.)به‌ویژه ازجهت تـأثیری کـه بـر هرودت گذاشته است، اهمیت دارد. هیچ محققی در شناخت‌ فرهنگ‌ ایران‌ باستان نـمی‌تواند از کـتاب تاریخ هرودت (۴۲۰ـ ۴۸۶ ق.م.) که به پدر و بنیانگذار علم تاریخ‌ شهرت‌ یافته است، بی نیاز باشد.(۱)

باورهای فلسفی و جـهان‌شناسی و اجـتماعی و سـیاسی افلاطون (۳۴۷-۴۲۷‌ تا‌ ۴۲۹‌ ق.م.) نیز ــ چنان‌که محققان بازنموده‌اند ــ تا حدود زیادی متأثر از اندیشه‌های ایـرانیان بـاستان‌ اسـت‌ ( مجتبایی، ۱۳۵۲)؛ و از این حیث نمایانگر اندیشه‌های ایرانی است. او نخستین عالم اروپایی‌ است‌ که‌ نام زرتـشت را در اثـر خـود ذکر کرده است و تاریخ زندگی زرتشت را شش هزار‌ سال‌ قبل از آن زمان می‌داند. در این

______________________________

۱٫ Pythagoras

۲٫ ×antus

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۴۹)


زمـینه، از مـیان‌ دیگر‌ شخصیت‌های‌ یونانی و رومی قبل از میلاد، می‌توان از آگاسیاس(۱) (۵۳۶ ـ ۵۸۲ ق.م.)، پولی نیوس(۲)، اوزبیوس(۳) (۸۰ ـ ۱۳۰‌ ق.م.) و استرابون‌(۴)(۶۳‌ ق. م. ۱۹ یا ۲۰ م.) نـام بـرد.(۲)

سـیر شناخت و گزارش اروپاییان پس از میلاد‌، در‌ آثار امثال (۵) (۱۲۰ـ ۴۶م.)، (۶) رومی (۷۹ ـ ۲۴م.) و حتی در آثار بزرگان عالم مـسیحیت هـمچون‌ (۴۳۰ ـ ۳۵۴ م) که مدت‌ها مانوی بوده و مسیحی شده است و یوحنّا دمشقی‌ (۵۳۳‌ ـ ۴۵۳م.) تجلّی یـافته اسـت. پس از رنـسانس‌ و پیامدهای‌ آن‌ (کمرنگ‌ترشدن سیطره کلیسا، گسترش صنعت نشر، مهاجرت‌ها‌ و گسترش‌ استعمار اروپایی)، زمینه مساعدتری بـرای شـرق‌شناسی فراهم شد.

نخستین اروپایی بود‌ که‌ در سال ۱۵۹۰ م. کتابی مستقل‌ در‌ بـاب آیـین‌ مـزدیسنی‌ به‌طبع‌ رسانید.(۷) پس از وی، آنکتیل دوپرون‌(۸) در‌ ۱۷۷۱م. ترجمه اوستا را به زبان فرانسه منتشر ساخت؛ و بعد از او‌ در‌ کشور فرانسه، بـه‌ویژه در دو قـرن‌ اخـیر، محققان بزرگی چون‌ دارمستتر‌، میه، دومزیل، دمرگان، دوش گیمن‌، برنوف‌، بنونیست، بارتلمی و غـیره، گـام‌های بلند و مؤثری در شناخت زبان و ادبیات و فرهنگ و عقاید ایران‌ باستان‌ برداشته‌اند.

بعد از فرانسه، کشور‌ آلمان‌ بستر‌ مـناسب تـحقیقات و مطالعات‌ جدی‌ ایران باستان بوده است‌. پژوهشگران‌ بزرگی چون بارتلمه، ریشلت، اشـپیگل، مـاکس مولر، هوگ، هورن، هرتل، ویدن گرن، یـونکر، هـنینگ‌ و هـرتسفلد‌ در این کشور بالیده‌اند.

پس از‌ دو‌ کشور مذکور‌، انگلستان‌ نـیز‌ در ایـن پژوهش‌ها سهیم‌ بوده است. توماس هاید انگلیسی ــ استاد دانشگاه آکسفورد ــ هفت سال قـبل از آنـکتیل‌ دوپرون‌ ــ یعنی

______________________________

۱٫ Agathias

۲٫ Polinus

۳٫ Eusebius

۴٫ Strabo‌

۵٫ Ploutarxos‌

۶٫ Plinus‌

۷٫ Barnabe‌ Brisson‌, De regio Persaurm‌ Pumcipata‌ lilu tres

۸٫ Anquetil Duperron

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۰)


نقد و بررسی کتاب تاریخ کیش زرتشت

تصویر کتاب تاریخ کیش زرتشت اثر مری بویس

در سال ۱۷۱۷ م. ــ ترجمه اوسـتا را بـه زبان انـگلیسی مـنتشر کـرده‌ است‌. بعد‌ از او، آثار میلز، وست، ایـلیاگرشویچ، زنـر‌ و… تألیف‌ شده‌ است‌.(۳)

گرچه‌ کوشش‌های‌ هر یک از پژوهشگران مذکور، به‌ویژه ازحیث پیـشگامی، سـتودنی است، آثار مری بویس(۱) استاد مـدرسه مطالعات آسیایی و افریقایی دانـشگاه لنـدن ــ در رشته زبان‌های میانه ایرانی و صـورت‌ مـتأخر دیانت زرتشتی ــ به جهاتی که خواهد آمد، ممتاز است. در این مقاله، بنیادهای پژوهـشی بـویس در کتاب تاریخ دین زرتشتی (دوره آغـازین) کـه بـه زبان فارسی در دو‌ جـلد‌ بـا عناوین تاریخ کیش زرتـشت. (ج ۱: اوایـل کار، ج ۲: ) منتشر شده، بررسی و سپس ترجمه آن دو (به قلم آقای همایون صنعتی‌زاده) نقد شـده اسـت.

الف ـ بنیادهای پژوهشی تاریخ کیش زرتشت‌

۱٫ بـرای‌ کـشف و شناخت عـقاید اولیـه و اصـیل ایرانیان باستان، پژوهشگران مـذکور، عمدتا از قراین زبان‌شناسی تاریخی و تطبیقی سود جسته و صرفا بر متون مدوّن مکتوب کهن‌تر‌ استناد‌ مـی‌کرده‌اند. ولی خـانم مری بویس‌ برای‌ پاره‌کردن پرده ضخیم ابـهام بـاورها و تـاریخ اولیـه مـزدیسنی، معتقد است بـسیاری از مـتونی که بعدها صورت مکتوب یافته است، از نظر فکر و اعتقاد، بر‌ متون‌ قدیمی‌تر مکتوب تقدم دارد‌ که‌ بـه دلایـلی، از جـمله مغلوب‌بودن معتقدان آن، نتوانسته است رسمیت و کتابت یـابد. از ایـن جـهت، مـری بـویس پیـش از گاتاها، به اوستای متأخر (یسناها، یشتها، خرده ، ویسپرد، وندیداد) و متون‌ پهلوی‌ (بندهشن، دینکرد و…) که بعضا هزار سال پس از گاتاها به‌صورت نوشتار درآمده است، ارجاع می‌دهد و در مواردی نـیز از آثار دوره اسلامی از قبیل آثارالباقیه بیرونی استفاده می‌کند. ( بویس، ۱۳۷۴‌: ۳۴‌، ۱۷۰ و ۳۸۲‌)

۲٫ مری بویس بر این اصل تأکید دارد که فرهنگ غالب در گذشته عمدتا فرهنگ شفاهی بوده و بسیاری‌ از اندیشه‌های کهن همواره در مسیر شفاهی حرکت و انـتقال

______________________________

۱٫ Mary Boyce‌

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۱)


 

یـافته‌ و تا‌ زمان حاضر نیز به‌صورت مکتوب درنیامده است. لذا وی بارها برای کشف قدیمی‌ترین اعتقادات مزدیسنی، از مشاهدات ‌‌خود‌ در اجرای مراسم ایران و هند و گفته‌های آنان نیز استفاده می‌کند. (همان، ص ۱۵۴‌، ۲۶۸‌، ۲۹۴‌، ۲۹۵ و ۴۳۸؛ نیز بـویس، کـای بار و آسموسن، ۱۳۷۸)

۳٫ بویس چون دیگر پژوهندگان می‌داند آریاییان قبل‌ از آنکه از هزاره سوم پیش از میلاد مسیح (ع) به‌تدریج از یکدیگر جدا‌ شوند و گروهی به شبه‌قاره‌ هـند‌ و گـروهی دیگر به ایران مهاجرت کـنند، قـرن‌ها با یکدیگر همزیستی و اشتراک عقیده دینی داشته و به زبانی واحد تکلم می‌کرده‌اند. بر این اساس، اگر بسیاری از متون کهن ایرانی به دلایل متعدد‌ از دسـت رفـته است و در اختیار ما نـیست، خـوشبختانه وداهای هند ازجمله ریگ‌ودا (مربوط به ۱۷۰۰ قبل از میلاد)، آیینه اندیشه‌های آریاییان تازه‌استقراریافته در هند است.(۴) از این‌رو، بویس، ژرف‌کاوی و توجه‌ ویژه‌ای‌ به وداها و متون سانسکریت دارد و از مصالح و قراین آن در بازسازی بنای باورهای ایرانیان قـدیم بـهره‌مند می‌شود و معتقد است که زرتشت نیز به‌رغم نوآفرینی‌هایش، از اعتقادات گذشته تأثیر پذیرفته و فرزند‌ زمان‌ خویش و فرزند زمان گذشته خویش است. کتاب بویس برای شناخت هندوئیزم قدیم نیز مرجع سودمندی اسـت. نـمونه‌ای از استنباطات او در بـاب پیشینه نام اهورامزدا خواندنی است:

حتی علی‌رغم‌ شکوهمندی‌ رؤیا و مکاشفه نوین زرتشت، خدای بزرگی که خود را بـه وی می‌نمایاند، به گونه‌ای آشکار همان اهورای آشنای کهن کافران یا اربـاب خـرد اسـت. مزدا در گذر زمان (سرای‌ نغمه‌ها‌) یا‌ در فردوس و ملکوت خورشید (یسنا‌، ۴۳‌ / ۱۶‌) زیست می‌کند… از آنجاست که با چشمان تـیزبین ‌ ‌خـود گناهان آدمی را مراقب است. نیکان یا اشونان از راه اشه به‌جای‌ اهوره‌ می‌رسند‌ (همان، ۵ / ۳۳ و ۳ / ۴۳). ریـشه هـندوایرانی ایـن باورها و پندارها‌ را‌ در ودا می‌یابیم؛ آنجاکه می‌گوید… (بویس، ۱۳۷۴: ۲۷۶؛ نیز ۱۰۶، ۱۱۰، ۱۳۲، ۱۵۷، ۱۶۴)

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۲)


۴٫ برخی از پژوهشگران اروپا ــ‌ ازقبیل‌ (۱) ــ در اصالت وجود زرتـشت یا در پیامبری او‌ تردید داشته‌اند ( ایلیاده، ۱۹۸۷: ۳۰۵) و مدعی بودند که زرتشتیان براثر تضییقات و فشارهای مـسلمین، پیامبری برای معتقدات خـود بـرساخته‌اند‌؛ و کسانی‌ چون‌ نیبرگ زرتشت را شمن یا ساحر قبیله خود دانسته (همان) و امثال‌ هرتسفلد‌ او را سیاستمداری هوشمند معرفی کرده‌اند (هنینگ، ۱۳۶۵: ۱۵ـ۱۴ و نقد دکتر فتح‌اللّه مجتبایی در مقدمه‌ این‌ کتاب‌؛ نیز نقد ایلیاده، در: ایلیاده، ۱۹۸۷: ۳۰۹ ـ ۳۰۸). مری بـویس در سراسر‌ آثار‌ خود‌ در مواجهه با «انبوه ادله و گواهی‌های موجود»، به اصالت آن پیامبر اعتقاد دارد و می‌گوید‌: «تردید‌ هم‌ نمی‌توان داشت که زرتشت، هم پیامبری الهام‌شده و هم اندیشمندی متفکر و روحانی بوده» (بویس، ۱۳۷۴‌: ۲۹۴‌) و «گات‌ها سروده اوسـت» (هـمان، ص ۱۲۶۶). علاوه بر آن، موضع هوادارانه مری بویس نیز‌ شگفت‌انگیز‌ است‌؛ برای مثال، وی در توصیف سرود اهونَ ویریه (یثه اهوویریو) ــ مقدس‌ترین نیایش زرتشتیان‌، که‌ به گفته اوستای متأخر، خودِ اهورامزدا پس از خلق عالم آن را زمـزمه‌ کـرده‌ است‌ (یسنا، ۸/۱۹) ــ چنین می‌گوید:

دلیلی نیست این نیایش را سروده خود زرتشت ندانیم. بستگی‌ فراوان‌ با گات‌ها دارد. ظرافت اندیشه‌های زرتشت که در این نیایش آمده، چنان‌ حیرت‌انگیز‌ بوده‌، گفته‌هایش چنان مـعنادار اسـت که توافق درباره معنای دقیق این سرود مقدس را غیرممکن می‌کند‌. آنچه‌ خواهد‌ آمد، ترکیبی است از چهار ترجمه گوناگون: «برحسب اشا، او «اهورامزدا» همان‌قدر‌ که‌ مولایی است، داور نیز هست. اوست انـگیزه و فـاعلِ مـنش نیک و زندگی. ملکوت از آنِ اهـورامزداست؛ اهـورامزدایی‌ کـه‌ گله‌بان وارستگان «درویشان» است».

واژه‌ای که به «فقیر» یا «وارسته» ترجمه شده‌، از‌ بن‌واژه «دریکو» (dregu)بوده، واژه فارسی امروزی‌ که‌ «درویش‌» از آن مشتق شـده اسـت. ظـاهرا از‌ آن‌ معنای خاصی استنباط می‌شد که مفهوم «پیـرو راسـتین کیش زرتشت، خداپرستی فروتن و باتقوا‌ که‌ هیچ هیچ نداشته، تنها و تنها‌ به‌ خداوند توکل‌ دارد‌» را‌ می‌رساند.

______________________________

۱٫ Marjan mole

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۳)


نیایش «اهون وئیریه‌» کـه‌ اعـلام مـی‌دارد اهورمزدا با توانایی‌ها و اراده‌اش پشتیبان و محافظ «درویش» است، تنها شـهادت‌ به‌ ایمان نیست.

۵٫ کتاب بویس ازجهت ارجاعات‌، استنادات، جامعیت، و بررسی علمی‌ بر‌ آثار مشابه برتری دارد(۵)؛ علاوه‌ بر‌ ایـن، مـری بـویس به‌دلیل توجه به روان‌شناسی معرفت و انگیزه‌ها و پیامدهای فکری و روحی متدینان‌ و نـیز‌ عـلایق قلبی به موضوع کتاب‌، به‌راحتی‌ به‌ مفاهمه با مخاطب‌ موفق‌ می‌شود. آنچه جاذبه کتاب‌ را‌ افزونی مـی‌بخشد، نـگارش روان و عـنداللزوم استفاده از تمثیلات زیبا برای تقریر و تبیین آموزه‌های مؤلف‌ است‌. گزیده زیر، بـرخی از ویـژگی‌های مـذکور‌ را‌ می‌نمایاند:

هر‌ یک‌ از‌ آسوراهای باستانی هندو ـ ایرانیان‌، مظهر یک مفهوم یا اندیشه تجریدی اسـت؛… مـی‌دانیم کـه یکی از عادت‌های فرهنگ هندو ـ اروپایی‌ این‌ بود که وجود هر نیروی ناپیدا‌ را‌، که‌ تـصور‌ جـلوه‌هایش‌ ممکن باشد، عینی‌ و واقعی‌ بپندارند. از اینجاست که آنچه ما تجریدی می‌انگاریم ــ مثلاً عـدالت یـا شـهامت ــ را مردم‌ روزگار‌ باستان‌ نوعی نیرو و توانایی می‌پنداشتند. اینکه این نیرو‌ یا‌ توانایی‌ چگونه‌ و چـرا‌ جـنبه‌ الوهیت پیدا کرد و صاحب مشخصات خلقی و جسمی شد و از انبوه اساطیر انباشته گشت و دارای مـراسم ویـژه پرسـتش گردید، جریانی است که در پشت ولای پرده‌های ابهام روزگار‌ اعصار پیش از تاریخ مکتوب، پنهان است.

امـا شـاید این جریان یا فرایند، بی‌شباهت نباشد به چگونگی پیدایش مروارید در صدف دریـایی. هـمان‌گونه کـه هر مرواریدی، خواه غلطان و یکتا باشد‌ و یا‌ ریز و بی‌مقدار، عبارت است از پرده‌های غشایی که بـه گـونه‌ای مـکرر از بدن ترشح می‌شود تا جسم بیگانه و مزاحم ــ که به داخل بدن صـدف راه یـافته است ــ‌ را‌ قرنطینه و نرم و قابل‌تحمل کند، بر گرد جرقه اندیشه نخستین ایزد نیز پرده‌های مکرر باورها و اعـتقادات و انـجام فرایض، ترشح و تنیده شده است. (بویس، ۱۳۷۴‌: ۴۵‌)

مهم‌ترین آموزه مؤلف در مجلد‌ دوم‌، ایـن عـقیده است که «هر دو شاخه دودمان سلطنتی هـخامنش، در اوایـل سـده ششم را پذیرفته و وابستگی خود را بـه آن عـلنا‌ ابراز‌ می‌دارند» (ص ۶۹)؛ و ازجمله با‌ صراحت‌ و قاطعانه می‌گوید: «کورش زرتشتی‌گری را پذیرفته و با مبارزه و جـنگیدن بـا کافران، زمینه را برای نشر آن کـیش

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۴)


در جـهان مساعد سـاخته بـود» (ص ۱۰۳-۱۰۲). درخـصوص داریوش نیز می‌گوید: «تعلیمات زرتشت‌ بـه‌ اظـهارات دین‌خواهی داریوش شکل می‌دهد» (ص ۱۷۳). هر چند که «اثر و نفوذ اوستا در سبک بـیان و گـفتار او دیده نمی‌شود و اندیشه او هنوتئیستی (Henotheistic) ــ یعنی اعـتقاد به خدایان متعدد در‌ عـین‌ حـال عقیده‌ به برتری یک خـدا بـر دیگر خدایان ــ است؛ چنان‌که کورش و داریوش به جای اصطلاح اوستایی امشاسپندان‌ کلمه «هـمه‌خدایان» را بـه کار می‌برد (همان) و کامیابی‌های خـود را نـاشی‌ از‌ مـشیت‌ «بزرگ‌ترین خدایان» مـی‌داند. (ص ۹۶ و ۱۶۹).

بـر زرتشتی‌بودن شاهان هخامنشی ــ بـه‌ویژه داریـوش و کورش ــ آن گونه که ‌‌بویس‌ قاطعانه اظهار می‌کند، آرای پژوهشگران تاریخ ایران قبل از اسلام به هـیچ وجـه‌ متفق‌ نیست‌؛ بلکه به دلایل مـتعدد کـسانی چون گـری لویـس، نـیبرگ، گیرشمن، بنونیست، مهرداد بـهار و زرین‌کوب دین‌ آن دودمان را مزداپرستی ــ مشابه با اعتقاد آریاییان قبل از مهاجرت به‌ هند و ایران ــ می‌دانند‌ ( گـری‌ لویـس، ۱۹۸۰: ۷۳ـ۶۹؛ نیبرگ، ۱۳۵۹: ۳۷۳ ـ ۳۷۲؛ گیرشمن، ۱۳۶۸: ۳۱۸؛ بنونیست، ۱۳۵۴: ۳۰ ـ ۲۱؛ بهار، ۱۳۷۵: ۴۹ ـ ۴۶؛ زرین‌کوب، ۱۳۷۸: ۱۲۸ـ۱۲۷).

از جـمله دلایـل ایـن دسـته مـخالفان آن است‌ که هـخامنشیان در کـتیبه‌ها به‌هیچ وجه نامی از اوستا و زرتشت نبرده و اصطلاحات کلیدی زرتشتی مثل انگره‌مینو را ذکر نکرده‌اند و مورخان یونانی آن زمـان نـیز نـشانی از پای‌بندی آنان به آن پیامبر‌ بزرگ‌ ذکری در مـیان نـیاورده‌اند. در احـکام عـملی نـیز پادشـاهان هخامنشی رویه‌ای مخالف با آداب و رسوم مهم دینی زرتشتی داشته‌اند؛ از جمله آنکه مردگان را به جای نهادن در دخمه، دفن‌ می‌کرده‌اند‌ و برخلاف روح حاکم بر گاثاها، قربانی‌های خونین بسیار می‌گذارده‌اند و مـاده سکرآور هوم (هئومه) را مقدّس دانسته و می‌نوشیده‌اند و پادشاهان متأخر هخامنشی برای آناهیتا و میترا، احترام و تقدیسی همسنگ با اهورامزدا قائل‌ بوده‌اند‌.

ویژگی دیگر کتاب، توجه مؤلف در مجلد دوم به تأثیر بسیار مزدیسنی بـر دو دیـن میترایی و یهودیت است؛ هر چند که احتیاطا درخصوص دین یهود می‌گوید

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۵)


احتمالاً هر دو‌ سرچشمه‌ و آبشخور‌ واحدی داشته‌اند (ص ۷۶ و ۳۹۰).

ب ـ کاستی‌های‌ ترجمه‌

مترجم‌ گرانقدر چنان‌که خود متواضعانه تصریح دارد، در شناخت فرهنگ و ادیان ایـران بـاستان «صاحب تخصص و تبحر نیست» و از سویی دیگر به‌نظر می‌رسد‌ که‌ با‌ وجود تسلط بر زبان مبدأ(۱) ، بر ویژگی‌های نگارش‌ روح‌ و ساختار شیوای جملات زبـان مـقصد(۲) (زبان فارسی)، در بعضی از فقرات، چـیرگی نـشان نمی‌دهد. در نتیجه، مترجم نتوانسته است‌ ترجمه‌ای‌ دقیق‌ و شایسته برای این کتاب ارزشمند دراختیار فارسی‌زبان قرار دهد. آنچه‌ درپی می‌آید، نمونه‌هایی از این خطاها و کاستی‌ها است:

۱٫ بـه‌دلیل آنـکه اعلام و اصطلاحات کتاب از زبـان فـارسی (باستان و میانه‌) به‌ زبان‌ انگلیسی منتقل و به‌اقتضای ساختار آوایی آن دگرگونی پذیرفته است، مترجم باید‌ در‌ بازگردانی اصطلاحات و اعلام فقط به‌صورت آوایی آنها در زبان خارجی توجه نمی‌کرد و آوانویسی(۳) یا نویسه‌گردانی(۴) آنها‌ را‌ مـطابق‌ بـا تلفظ و کتابت فارسی امروز یا دیروز ارائه می‌کرد، تا نام «باکتریا‌» را‌ به‌کرات‌ به‌جای «بلخ» و سرزمین بلخ به‌کار نمی‌برد (ج ۱؛ ج ۲، ص ۳۶۰، ص ۱۸ و ۱۷۸) و یا «اوزدان» را به‌جای «استودان‌» یا‌ «ستودان‌» (استخوان‌دان) و «سیالک» را به جای «سیلک» نمی‌آورد (ج ۱، ص ۴۴۲؛ ج ۲٫ ص ۱۹ و ۲۰ و ۴۳). همچنین، بـا تـوجه‌ به‌ ایـنکه مصوت‌های کوتاه فارسی نوشته نمی‌شوند؛ آوردن برابرنهاده‌ها در همه موارد و یا دست‌ کم‌ به‌ ترتیب الفبایی در پایان کتاب ضـرورت داشت.

۲٫ نمونه‌های زیر نشان می‌دهد که برخی از‌ جملات‌ ترجمه‌شده با قـواعد دسـتوری جـملات و نگارش زبان فارسی تطابق ندارد و فقط واژه‌ها ترجمه‌ شده‌اند‌، در‌ حالی که ساختار جملات انگلیسی است:

______________________________

۱٫ Source Language

۲٫ Target Language

۳٫ Transcription

۴٫ Transliteration

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۶)


دور نیست ایـن‌ ‌ ‌خـبر‌ صحیح و راست باشد (این خبر به‌وسیله اشعار و داستان‌های رایج در عصر خود‌ گزنفون‌ نـقل‌ شـده بـود) که کورش پس از پیروزی بر آستیاک، جامعه روحانیت زرتشتی را پایه‌گذاری کرده‌ باشد‌. (ج ۲، ص ۳۱۶‌)

… پس نه سند کتبی و نـه گواهی باستان‌شناسی در تأیید اینکه در روزگار‌ باستان‌ بناهای ساخته‌شده برای درمعرض‌هواگذاردن اجساد عمارت مـی‌کرده‌اند، نداریم. (ج ۱، ص ۴۴۳)

ایزد… معنای دقـیق آن را نـه واژه‌ خداوند‌ نه واژه فرشته می‌رساند… (ج ۱، ص ۴۵۲)

از داده‌های جغرافیایی نیز سود چندانی نمی‌توان‌ برد‌؛ از یک سو به‌سبب ناچیزی این داده‌ها‌ و از‌ سویی‌ دیگر به‌علت رغبت طبیعی ایرانیان چادرنشین که‌ اسامی‌ مکان‌های آشنا را در بیابان‌گردی‌ها و کـوچ‌ها همراه خود می‌بردند؛ تا به کوه‌ها و رودخانه‌ها‌، دریاچه‌ها‌ و دریاهای سرزمین‌های نوینی که در‌ آنجا‌ اقامت می‌گزیدند‌، بدهند‌. (ج۱، ص ۲۶۳‌).

در جمله اخیر مترجم گویا توجه‌ نداشته‌ است که برخلاف زبان انگلیسی، در زبان فارسی به‌دلیل جـایگاه فـعل در‌ جملات‌ (آخر جمله)، و دلایل دیگر، چه بسا‌ یک جمله (مانند جمله‌ مذکور‌) باید به دو یا سه‌ جمله‌ تبدیل شود.

نمونه‌هایی از کاربردهای نادرست و ناشیوا، عبارات «هندو ایرانیان»، «گذشته زمان»، «مقدار‌ هـنگفت‌» و «یـهودی‌گری» در جملات زیر است‌:

محافظه‌ کاری‌ ژرف و گسترده سنت‌ مذهبی‌ هندو ـ ایرانیان، به‌مقدار هنگفت‌ وامدار‌ وجود روحانیت موروثی بسیار قدرتمند بوده است. (ج ۲، ص ۳۷)

اما با گذشته زمان، همین دوگانگی‌ در‌ یهودی‌گری نفوذ بـسیار عـمیق می‌یابد. (ج ۲، ص ۲۸۵‌)

۳٫ در‌ مواردی که‌ نویسنده‌ برای‌ استشهاد مطالب کتاب، بخش‌هایی‌ از نصوص متون دینی را ترجمه و نقل قول مستقیم کرده است، مترجم کتاب ــ به‌ همان‌ دلیل عدم تخصص در زبان اصلی‌ این‌ مـتون‌ ــ‌ در‌ یـادداشت آغـازین کتاب‌ می‌گوید‌ تا آنجا کـه مـمکن بـوده، از ترجمه‌های فارسی آن منابع و مآخذ استفاده و نقل کرده است. تطبیق‌ کتاب‌ ترجمه‌شده‌ با ترجمه‌های فارسی اوستا نشان می‌دهد که‌ بیشترین‌ مآخذ‌

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۷)


او‌ یـکی‌ از‌ دقـیق‌ترین و جـدیدترین ترجمه‌های اوستا (به‌قلم جلیل دوستخواه) است؛ ولی در بعضی از مـوارد، از تـرجمه‌های دیگر بهره برده و در مواردی نیز ترجمه انگلیسی بویس را به فارسی‌ برگردانیده است. به عقیده راقم این سطور، شایسته بـود مـترجم مـحترم در سراسر کتاب وحدت رویّه را حفظ می‌کرد و هم در استشهادات مربوط بـه اوستا و هم در برابرنهاده‌های اعلام و اصطلاحات‌، از‌ ترجمه دوستخواه استفاده و در یادداشت خود به آن اشاره می‌کرد. ذیلاً جهت مقایسه، ترجمه سـرود «یـته اهـوویریو» به خامه دوستخواه به‌جهت جایگزینی ترجمه مذکور در صفحات قبل پیشنهاد مـی‌شود‌:

هـمان‌گونه‌ که او رد برگزیده و آرمانی جهانی (اهو)، رد مینوی (رتو) و بنیادگذار کردارها و اندیشه‌های نیک زندگانی در راه مزداست، شهریاری مینوی از آن اهـوره‌ اسـت‌. اهـوره است که او را‌ به‌ نگهبانی درویشان برگماشت. (دوستخواه، ۱۳۷۰: ۱۰۹۰)

۴٫ عنوان روی هر دو جلد کتاب تـاریخ کـیش زرتـشت است. در این خصوص، اولاً از مترجم متعصب کتاب‌ که‌ بدون توجه به ضرورت‌های‌ دگرگونی‌های‌ معنایی واژگـان و مـقتضیات جـامعه‌شناسی و روان‌شناسی زبان و صرفا به‌دلیل تداول معنایی در دوره پیش از زرتشت «مایه شرمساری و سرافکندگی» می‌داند که «خـانواده‌های نـوکیسه‌های بی‌فرهنگ و روستاییان تازه‌به‌شهرمهاجرت‌کرده» واژه مامان را به‌جای کلمه‌ ننه‌ به کار می‌برند (ج ۲، ص ۶۴)، بعید بود کـه بـه‌جای «تـاریخ دین زرتشت» یا «تاریخ آیین زرتشت»، عبارت «تاریخ کیش زرتشت» را انتخاب کند؛ زیرا واژه کـیش در زبـان اوستا در برابر‌ واژه‌ دئنا قرار‌ دارد و بر آیین اهریمنی استعمال شده است ( تبریزی، ۱۳۶۲: ص ۱۷۵، تـعلیقات دکـتر مـعین). این واژه هر چند‌ در پارسی دری به معنای مطلق آیین آمده است، برای چنین‌ کتاب‌ تخصصی‌ شـایسته نـیست. دیگر آنکه در مورد جلد نخست ترجمه، جلد اول‌بودن آن بیان و مشخص نشده و ایـن سـهو ‌‌یـا‌ عمد، ازسوی ناشر و یا مترجم، با صداقت علمی سازگار نیست؛ و مضافا در مشخصات‌ فهرست‌نویسی‌ و رده‌بندی‌، عـبارت Early Period بـه «اوایـل کار» ترجمه شده درحالی‌که شایسته بود به «دوره آغازین» یا‌ «دوره تکوین» یا «سـده‌های

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۸)


نـخست» ترجمه می‌شد. همچنین عنوان فصل آخر بدون توجه‌ به محتوای آن، به‌ «مراسم‌ تشییع» ترجمه شده، درحـالی‌که بـهتر بود به «آداب تدفین» ترجمه می‌شد.

مترجم گرانقدر به‌کرّات درخصوص غیرزرتشتیان، به‌ویژه پیـروان دیـن‌های پیش از زرتشت اصطلاح «کافران» را به کار مـی‌برد (ج ۱، ص ۴۰۴، ۴۴۰، ۴۴۵‌؛ ج ۲، ص ۶۸) درصـورتی‌که بـا توجه به معنای تجربی و دینی آن، اصطلاح «کـافران»، و طـلبگی و طلبه تاریخ زرتشتی‌گری با طیف معنایی و احکام و پیامدها و تداعی‌هایش، ویژه متون اسلامی اسـت (ج ۲، ص ۳۶۱ و ۳۹۸). هـمچنین بهتر بود به‌جای‌ زرتشتی‌گری‌، دیـن یـا آیین زرتـشت و بـه‌جای اصـطلاح «پندار نیک» که در زبان فارسی جـنبه مـنفی و موهومی دارد، اصطلاح «اندیشه نیک» و به‌جای «انگاره»، «عقیده» یا «باور» را جایگزین می‌کرد. (ج ۱، ص ۱۶۴ و ۳۵۵)

۵٫ بـعضی‌ از‌ خـطاها در ترجمه اصطلاحات و اعلام، ناشی از عدم تـخصص نویسنده در موضوع مربوط و فـارسی بـاستان و برخی به‌دلیل توجه‌نکردن به قـواعد آوایـی خط فارسی برای اسامی خاص و برخی دیگر از‌ خطاهای‌ تایپی است؛ ازجمله:

اشا (ج ۱، ص ۴۵۱) اشـه

سـلوکیدها (ج ۲، ص ۱۸۳)سلوکیان

مجسمه‌پرستی (ج ۲، ص ۳۶۴ و ۳۷۳)بت‌پرستی

یونانی مـأبی (ج ۲، ص ۶۸)یـونانی مـآبی

ساتراپ (ج ۲، ص ۱۸۰)اقلیم، ایـالت، اسـتانداری

چینواد (ج ۱، ص ۳۴۱)چینود

مؤبدان (ج ۱، ص ۱۷۷، ۴۲۴‌، ۴۴۴‌)مـوبدان‌

سـیوشانت سوشیانت

کومیز (ج ۱، ص ۴۰۵) گومیز‌

کاتها‌ (ج ۱، ص ۴۵۹‌)گاتها

خواستگاه (ج ۱، ص ۳۷۶)خاستگاه

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۵۹)


پیچیده‌گی (ج ۱، ص ۱۷۹)پیچیدگی

خورنه ـ فرنه (ج ۱، ص ۴۵۵)فره، فرهی

رپیـتوین (ج ۱، ص ۴۵۵)رپیـتوینگا

کوشوران (ج ۱، ص ۱۸۲)گوشوران

ائیریمن ایشیه (ج ۱، ص ۳۶۰‌)اَیْریمن‌ ایـشیه‌

البـته برخی از خـطاها احـتمالاً تـایپی و سهوی است‌؛ از‌ جمله در جـایی که گزارش هرودت را مربوط به قرن پنجم میلادی می‌داند (ج ۲، ص ۱۰ و ۱۸).

آنچه از نمونه خطاهای‌ مترجم‌ مطرح‌ شـد، بـه هیچ وجه از ارجگذاری به همّت و پیـشینه فـرهنگی‌ مـترجم نـمی‌کاهد؛ و بـرای رفع نقیصه‌های کـتاب، نـیازی به تحقق آرزوی مترجم نیست تا دیگری آن را دقیق‌تر و روان‌تر‌ به‌ فارسی‌ برگرداند (ج ۲، مقدمه) و امیدوار است که دیـگران بـرای تـرجمه آثار ارزشمند دیگر‌، آستین‌ همت بالا زنـند و هـمه مـترجمان بـپذیرند کـه در عـصر جدید، ترجمه نیز چون دیگر کوشش‌های علمی‌ و پژوهشی‌، کاری‌ گروهی است و باید مانند کشورهای دیگر، در این دیار نیز ویراستاری‌های جداگانه‌ علمی‌ (تخصصی‌) و ادبی در عرصه انتشارات، جایگاه شـایسته و بایسته خود را بیابد و به‌هرحال:

مریزاد دستی که‌ انگور‌ چید‌مریزاد دستی که آن را فشرد

یادداشت‌ها

۱٫ این کتاب، با این مشخصات، به زبان‌ فارسی‌ ترجمه شده است: تاریخ هرودت، ترجمه وحید مـازندرانی، تـهران، ۱۳۲۴؛ همچنین: تاریخ هرودت‌، جلد‌ اول‌، ترجمه دکتر هادی هدایتی، تهران، ۱۳۳۶٫

۲٫ جهت اطلاع از گزارش‌های یونانیان باستان، امیل بنونیست‌، دین‌ ایرانی برپایه متن‌های مهم یونانی، ترجمه بهمن سرکاراتی، چاپ دوم، انتشارات بنیاد فـرهنگ‌ ایـران‌، ۱۳۵۴‌.

۳٫ البته فعالیت‌های ایران‌شناسان بزرگ دانمارکی چون کریستین‌سن، کای‌بار، آسموسن، و وسترگارد را نمی‌توان نادیده گرفت. در‌ دیگر‌ کشورها چون ایالات متحده، آثار امثال جکسون، اولمستد، ویـتنی و در روسـیه آثار‌ دیاکونوف‌ و در‌ سوئد آثار نـیبرگ نـیز خواندنی است. جهت مزید اطلاع از کوشش‌ها و اندیشه‌های ایران‌شناسان غرب، به‌ کتاب‌های‌ زیر‌ مراجعه شود:

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۶۰)


ـ دوش گیمن، زرتشت و جهان غرب، ترجمه مسعود رجب‌نیا، چاپ دوم‌، انـتشارات‌ مـروارید، ۱۳۶۳٫

ـ هنینگ، زرتشت سیاستمدار یـا جـادوگر، ترجمه کامران فانی، تهران، نشر پرواز، ۱۳۶۵٫

ـ آسموسن، کای‌بار‌، مری‌ بویس، دیانت زرتشتی، ترجمه فریدون وهمن، تهران، چاپ دوم، نشر شهاب ثاقب‌، ۱۳۷۸‌.

ـ اوشیدری، جهانگیر، دانشنامه مزدیسنا، نشر مرکز، ۱۳۷۱‌.

ـ رضی‌، هاشم‌، تاریخ مطالعات دیـنهای ایـرانی، سازمان انتشارات فروهر‌، ۱۳۶۶‌.

۴٫ بسیاری از محققان معنای لغوی نام‌های دو کتاب اوستا و ودا را مترادف و از‌ ریشه‌ هند و اروپایی وید (به‌معنی «دانستن‌») و تقریبا‌ معادل با‌ «آگاهی‌نامه‌» دانسته‌اند‌. (دوستخواه، ۱۳۷۰: ۹۳۲ و ۱۰۷۰)

۵٫ در ۱۵۰‌ صفحه‌ (سه فصل اوّل)، به بیش از ۶۵۰ کتاب و مـقاله ارجـاع شده اسـت‌.

کتابنامه‌

مشخصات کتابشناسی برخی از ارجاعات و اضافات‌ جدید:

بنونیست، امیل. ۱۳۵۴‌. دین‌ ایرانی. ترجمه بهمن سرکاراتی. تهران‌: انتشارات‌ بـنیاد فرهنگ ایران.

بویس، مری (ماری). ۱۳۷۴٫ تاریخ کیش زرتشت. ترجمه همایون صـنعتی‌زاده‌. ج ۱: اوایـل‌ کـار. چ ۱٫ تهران: انتشارات توس. ج ۲: هخامنشیان‌. ۱۳۷۵‌. تهران‌: توس.

بویس، مری‌؛ کای‌بار‌؛ آسموسن. دیانت زرتشتی. ترجمه‌ فریدون‌ وهمن. انتشارات بـنیاد ‌ ‌فـرهنگ ایران.

بهار، مهرداد. ۱۳۷۵٫ ادیان آسیایی. تهران: نشر چشمه.

تبریزی‌، محمدحسین‌بن‌ خلف. ۱۳۶۲٫ برهان قـاطع. بـه اهـتمام‌ محمّد‌ معین. ج ۳٫ تهران‌: انتشارت‌ امیرکبیر‌.

دوستخواه، جلیل. ۱۳۷۰٫ ترجمه‌ اوستا. ۲ ج. تهران: انتشارات مروارید.

مجتبایی، فتح‌اللّه. ۱۳۵۲٫ شـهر زیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان‌. تهران‌: انجمن فرهنگ ایران باستان.

زرین‌کوب، عـبدالحسین‌. ۱۳۷۸‌. روزگاران‌. چ ۱٫ تهران‌: انتشارات‌ سـخن.

گـیرشمن، رومن‌. ۱۳۶۸‌. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمد معین. چ ۷٫ تهران. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

نیبرگ، هنریک ساموئل‌. ۱۳۵۹‌. دین‌های‌ ایران باستان. ترجمه دکتر سیف‌الدین نجم‌آبادی. مرکز‌ ایرانی‌ مطالعه‌ فرهنگ‌ها‌.

هنینگ‌. ۱۳۶۵‌. زرتشت سیاستمدار یـا جادوگر. ترجمه کامران فانی. تهران: نشر پرواز.

Eliade, Mircea. 1987. A Historical religious ideas. vol.1. The University of Chicago

نامه علوم انسانی » زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ – شماره ۶ و ۷ (صفحه ۱۶۱)

press.

Gray Louis. H. 1980. Achaemenians in‌ Encyclopaedia of Religion and Ethics. Edited by James Hastings. vol. 1. Edinburgh: T. and T. Clark; New York: Scribers Sons.

انی کاظمی

مؤسس تاریخ ما | علاقه‌مند یا عاشق کنکاش در تواریخ ملل، ادیان و مذاهب، تاریخ و فلسفه می‌باشم | همواره این امید را داشته‌ام که بتوانم یک گام مثبت در راستای بهبود وضعیت فرهنگی کشورم، همچنین بهبود حافظه تاریخی مردم کشورم بردارم | از طریق کلیه شبکه های اجتماعی با نام‌کاربری enikazemi می‌توانید با من در ارتباط باشید.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar