جنگ نهاوند: بررسی جامع آخرین نبرد سرنوشت‌ساز ساسانیان و اعراب

جنگ نهاوند، که در تاریخ‌نگاری اسلامی با عنوان «فتح‌الفتوح» شناخته می‌شود، نبردی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز در سال ۶۴۲ میلادی (۲۱ هجری قمری) بود که میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین به وقوع پیوست. پیروزی قاطع اعراب مسلمان در جنگ نهاوند، نقطه پایانی بر مقاومت یکپارچه و سازمان‌یافته ایرانیان بود و منجر به فروپاشی نهایی ساختار متمرکز حکومت ساسانیان و آغاز عصر جدیدی در تاریخ ایران شد.

زمینه‌های تاریخی و علل وقوع جنگ نهاوند

پس از شکست‌های سنگین ارتش ایران در نبردهای قادسیه و جلولا، بخش‌های وسیعی از میان‌رودان (عراق امروزی) که قلب سیاسی و اقتصادی امپراتوری محسوب می‌شد، به دست اعراب افتاد. یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، پس از عقب‌نشینی از تیسفون ابتدا به حلوان و سپس به مناطق مرکزی ایران گریخت. او در آنجا تلاش کرد تا با ارسال نامه به ساتراپ‌ها و اشراف‌زادگان محلی، یک ارتش عظیم ملی برای بازپس‌گیری مناطق از دست‌رفته گردآوری کند. این اقدامات نظامی و تجمع نیروها در منطقه کوهستانی غرب ایران، زنگ خطری جدی برای مسلمانان در کوفه و بصره به شمار می‌رفت.

در سمت دیگر، خلیفه دوم، عمر بن خطاب، در ابتدا تمایل چندانی به پیشروی در عمق فلات ایران نداشت و کوه‌های زاگرس را مرزی طبیعی میان دو قلمرو می‌دانست. با این حال، گزارش‌های مکرر فرماندهان مرزی مبنی بر تجمع یک ارتش عظیم ساسانی در اطراف همدان و نهاوند، استراتژی نظامی اعراب را تغییر داد. مقامات نظامی کوفه به خلیفه هشدار دادند که اگر پیش‌دستی نکنند، ارتش بازسازی‌شده ایران به زودی به عراق حمله خواهد کرد. این موضوع سبب شد تا خلیفه دستور یک تهاجم همه‌جانبه برای از بین بردن قطعی توان نظامی ساسانیان را صادر کند.

نهاوند به دلیل موقعیت جغرافیایی و استراتژیک خود، مکانی ایده‌آل برای تجمع نیروهای ساسانی بود. این شهر در دامنه‌های زاگرس قرار داشت و تسلط بر آن می‌توانست مسیر دسترسی اعراب به فلات مرکزی ایران را مسدود کند. اشراف و دهقانان ایرانی از سراسر ایالت‌های فارس، اصفهان، ری، و طبرستان نیروهای خود را به این منطقه اعزام کردند تا آخرین دفاع هماهنگ در برابر هجوم بیگانگان را شکل دهند.

جنگ نهاوند (جنگ ایران و اعراب)

آرایش نظامی و فرماندهان در جنگ نهاوند

سپاه ساسانی: فرماندهی فیروزان و چالش‌های داخلی

فرماندهی کل ارتش امپراتوری ایران در جنگ نهاوند بر عهده سردار کهنه‌کار ساسانی، «فیروزان» (یا مردانشاه) بود. او که از نبردهای قبلی جان به در برده بود، تلاش کرد تا با استفاده از عوارض طبیعی منطقه، دفاعی نفوذناپذیر ایجاد کند. نیروهای ایرانی خندق هایی حفر کردند و موانع فیزیکی متعددی از جمله خارک‌های آهنی (سه‌تیغ‌ها) در مسیر پیشروی سواره‌نظام عرب قرار دادند. با این حال، سپاه ساسانی فاقد یکپارچگی گذشته بود و متشکل از نیروهای وفادار به خاندان‌های مختلف پارتی و پارسی بود که همواره با یکدیگر رقابت پنهان داشتند.

آمارهای تاریخی در مورد تعداد نیروهای درگیر در این نبرد بسیار متفاوت است. منابع سنتی اسلامی تعداد سپاهیان ایران را بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر گزارش کرده‌اند، اما پژوهش‌های آکادمیک مدرن این اعداد را به شدت اغراق‌آمیز می‌دانند. به گفته مورخان معاصر، با توجه به فروپاشی سیستم لجستیکی ساسانیان پس از سقوط تیسفون، تامین آذوقه برای چنین ارتشی غیرممکن بوده است و به احتمال زیاد تعداد نیروهای ایرانی در بهترین حالت حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر بوده است.

قند - جنگ نهاوند یا فتح الفتوح اعراب جنگ نهاوند در سال بیست و یکم هجری (  ۶۴۱) میلادی بین سپاه ایران و اعراب در نزدیکی نهاوند که در منطقهٔ کوهستانی  واقع

سپاه اعراب مسلمان: رهبری نعمان بن مقرن

از سوی دیگر، فرماندهی سپاه مسلمانان بر عهده «نعمان بن مقرن مزنی» قرار داشت که با حکم مستقیم خلیفه دوم انتخاب شده بود. نعمان یک استراتژیست ماهر بود که تجربه بالایی در جنگ‌های بیابانی و کوهستانی داشت. ارتش او که از پادگان‌های نظامی کوفه و بصره تامین می‌شد، انگیزه‌ای بسیار بالا داشتند و به دلیل پیروزی‌های متوالی سال‌های اخیر، از روحیه تهاجمی قدرتمندی برخوردار بودند.

تعداد نیروهای عرب در حدود ۳۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود. آنها از نظر تجهیزات زرهی بسیار سبک‌تر از سواره‌نظام سنگین‌اسلحه ساسانی (اسواران) بودند، اما همین سبک‌باری به آن‌ها قدرت تحرک و مانور بالایی در دشت‌های ناهموار می‌داد. پس از کشته شدن نعمان در میانه نبرد، حذیفه بن یمان بلافاصله پرچم فرماندهی را به دست گرفت تا از فروپاشی روحیه سربازان جلوگیری کند.

مقایسه نیروهای درگیر در نبرد نهاوند (بر اساس تقاطع منابع تاریخی)
ویژگی‌ها سپاه امپراتوری ساسانی سپاه اعراب مسلمان (خلافت راشدین)
فرمانده کل فیروزان (مردانشاه) نعمان بن مقرن (سپس حذیفه بن یمان)
تعداد تقریبی نیروها (منابع مدرن) ۴۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ نفر حدود ۳۰,۰۰۰ نفر
تعداد تقریبی (منابع سنتی) ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۵۰,۰۰۰ نفر ۳۰,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ نفر
تاکتیک اصلی دفاع موضعی، سنگربندی و استفاده از سواره‌نظام سنگین تحرک بالا، جنگ روانی و فریب تاکتیکی (عقب‌نشینی نمایشی)

شرح نبرد و تاکتیک‌های نظامی در جنگ نهاوند

نبرد نهاوند در روز پنجم ربیع‌الاول سال ۲۱ هجری قمری (تقریباً معادل بهمن‌ماه) آغاز شد. ارتش ساسانی در ابتدا موضعی کاملاً تدافعی اتخاذ کرده بود. آنها در قلعه‌ها و خندق‌های اطراف نهاوند مستقر شده بودند و تنها برای شبیخون‌های کوتاه از پناهگاه‌های خود خارج می‌شدند. این وضعیت که به جنگ فرسایشی تبدیل شده بود، به ضرر مسلمانان تمام می‌شد، زیرا آنها از منابع تدارکاتی خود دور بودند و زمستان سرد کوهستان زاگرس در حال فرا رسیدن بود.

نعمان بن مقرن برای شکستن این بن‌بست نظامی، شورای جنگی تشکیل داد. فرماندهان عرب تصمیم گرفتند از تاکتیک «عقب‌نشینی نمایشی» استفاده کنند. آنها شایعه‌ای در میان سربازان پخش کردند که عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، درگذشته است و ارتش اعراب باید به سرعت به حجاز بازگردد. سپس با بی‌نظمی ساختگی شروع به عقب‌نشینی از میدان نبرد کردند. این فریب جنگی یکی از تعیین‌کننده‌ترین رویدادهای جنگ نهاوند بود.

ارتش ساسانی به گمان اینکه دشمن در حال فرار است و فرصت برای نابودی کامل آن‌ها فراهم شده، با عجله از استحکامات خود خارج شد و خندق‌ها را پشت سر گذاشت. آنها نیروهای در حال فرار عرب را تعقیب کردند تا اینکه به دره‌ای تنگ و ناهموار رسیدند. در این زمان، سپاه اعراب که به طور منظم تغییر مسیر داده بود، ناگهان برگشت و از چند جهت به سواره‌نظام سنگین ساسانی که در محیطی بسته به دام افتاده بودند، حمله کرد. نبرد تن به تن بسیار خونین و شدیدی درگرفت که تا شب‌هنگام ادامه یافت.

سالگرد کُشتار ایرانیان بدست تازیان اشغالگر در نبرد نهاوند* *نبرد نهاوند*،  در روز ۲۵ بهمن ۱۲۰۰ شاهنشاهی (۲۰ خورشیدی) برابر ۱۴ فوریه سال ۶۴۲ ترسایی  (میلادی) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان

چرا ایرانیان در جنگ نهاوند شکست خوردند؟ (سؤال پرتکرار گوگل)

پژوهشگران آکادمیک دلایل متعددی را برای شکست ساسانیان در جنگ نهاوند برمی‌شمارند. یکی از مهم‌ترین این عوامل، شکاف و اختلافات عمیق میان خاندان‌های اشرافی پارت و پارس بود. این عدم انسجام سیاسی باعث می‌شد که سرداران مختلف نتوانند استراتژی یکپارچه‌ای را در میدان نبرد اجرا کنند. علاوه بر این، ارتش ایران در دهه‌های گذشته طی جنگ‌های ۲۴ ساله با امپراتوری بیزانس به شدت فرسوده شده بود و توان جایگزینی سربازان باتجربه خود را از دست داده بود.

از منظر تاکتیکی، افتادن در دام فریب نظامی اعراب و خروج از استحکامات امن، خطای مرگبار فیروزان بود. سواره‌نظام سنگین ساسانی (کاتافراکت‌ها) در زمین‌های ناهموار و دره‌های تنگ کارایی خود را از دست دادند. همچنین، پیاده‌نظام ایران که عمدتاً از دهقانان به اجبار به خدمت‌گرفته‌شده تشکیل شده بود، در برابر جنگجویان باانگیزه عرب که برای عقیده می‌جنگیدند، تاب‌آوری روانی لازم را نداشتند و به سرعت آرایش خود را از دست دادند.

پیامدها و نتایج جنگ نهاوند بر تاریخ ایران

پیروزی اعراب در جنگ نهاوند به قدری قاطع و مهم بود که در منابع تاریخی اسلامی به آن لقب «فتح‌الفتوح» (پیروزی پیروزی‌ها) داده شد. این نام‌گذاری بی‌دلیل نبود، زیرا پس از این نبرد، دولت مرکزی ساسانی برای همیشه قدرت انسجام‌بخش خود را از دست داد و دیگر هرگز نتوانست ارتشی ملی برای مقابله با اعراب تشکیل دهد. از این نقطه به بعد، دفاعیات در برابر هجوم مسلمانان به صورت پراکنده، محلی و توسط حاکمان مستقل مناطق مختلف (اسپهبدان و مرزبانان) صورت گرفت.

پس از جنگ نهاوند، راه برای نفوذ ارتش مسلمانان به عمق فلات ایران کاملاً هموار شد. ایالت‌های غربی و مرکزی ایران مانند همدان، ری، اصفهان و آذربایجان یکی پس از دیگری، با مقاومت‌هایی پراکنده، به تصرف درآمدند. سیستم ساتراپ‌نشینی ساسانی جای خود را به ساختار اداری خلافت اسلامی داد، هرچند اعراب در دهه‌های نخستین مجبور بودند از همان دیوان‌سالاران ایرانی برای اداره امور مالیاتی استفاده کنند.

نبرد نهاوند | مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

فروپاشی نهایی ساسانیان و آوارگی یزدگرد سوم

یزدگرد سوم که امیدواری زیادی به ارتش نهاوند بسته بود، با شنیدن خبر شکست فاجعه‌بار فیروزان، مجبور به فرار مجدد شد. او با درباریان و خزانه‌های باقی‌مانده‌اش به سمت شرق ایران (خراسان و مرو) حرکت کرد. او در طول مسیر از امپراتور چین و خاقان ترک درخواست کمک نظامی کرد، اما هیچ‌کدام نتوانستند مانع از پیشروی اعراب شوند. آوارگی یزدگرد حدود ده سال دیگر ادامه یافت تا اینکه نهایتاً در سال ۶۵۱ میلادی در مرو به قتل رسید و پرونده امپراتوری چهارصدساله ساسانی بسته شد.

آیا جنگ نهاوند دروازه ورود اسلام به ایران بود؟ (سؤال پرتکرار گوگل)

از منظر سیاسی و نظامی، جنگ نهاوند قطعا کلید فتح فلات مرکزی ایران توسط اعراب بود. با این حال، از منظر فرهنگی و مذهبی، نباید این رویداد را به معنای مسلمان شدن فوری ایرانیان دانست. روند تغییر دین در ایران پروسه‌ای بسیار تدریجی و پیچیده بود که حداقل سه تا چهار قرن به طول انجامید. پس از این نبرد، ایرانیان در بسیاری از مناطق زرتشتی ماندند و با پرداخت «جزیه» به زندگی خود ادامه دادند. بنابراین، نبرد نهاوند دروازه فروپاشی سیاسی بود، نه نقطه تغییر مذهب دفعی ایرانیان.

تلفات جنگ نهاوند چقدر بود؟ (سؤال پرتکرار گوگل)

مانند بسیاری از رویدادهای قرون وسطی، آمار دقیقی از تلفات در دست نیست. منابع سنتی مانند طبری و بلاذری ارقام نجومی تا صد هزار کشته برای سپاه ایران ذکر کرده‌اند که از نظر آکادمیک غیرقابل‌پذیرش است. با این حال، به دلیل اینکه سپاه ایران در دره‌ای تنگ گیر افتاده بود و عقب‌نشینی برای آن‌ها دشوار شد، میزان تلفات ایرانیان در مقایسه با نبردهای پیشین بسیار سنگین ارزیابی می‌شود. فیروزان، فرمانده سپاه ساسانی نیز در حین فرار و به دلیل گیر کردن اسبش در میان اجساد و بار بنه‌ها، به دست اعراب کشته شد.

منابع

  1. Pourshariati, Parvaneh, Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran, I.B. Tauris, ۲۰۰۸. (دسترسی از طریق پایگاه آکادمیک Wiley/JSTOR)
  2. Zarrinkub, Abd al-Husain, “The Arab conquest of Iran and its aftermath”, The Cambridge History of Iran, Volume 4, Cambridge University Press, 1975.
  3. Morony, Michael G., Iraq after the Muslim Conquest, Princeton University Press, 2005.
  4. Bosworth, C. Edmund, “Nehāvand”, Encyclopædia Iranica, online edition, 2012.
  5. Kennedy, Hugh, The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In, Da Capo Press, 2007.
  6. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ طبری)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، نشر اساطیر، تهران.

سؤالات متداول درباره جنگ نهاوند

  • جنگ نهاوند در چه سالی رخ داد؟
    این نبرد در سال ۶۴۲ میلادی، برابر با سال ۲۱ هجری قمری به وقوع پیوست.
  • چرا به جنگ نهاوند «فتح‌الفتوح» می‌گویند؟
    زیرا با این پیروزی قاطع، آخرین ارتش منسجم امپراتوری ساسانی از بین رفت و راه برای تسلط کامل اعراب بر تمام فلات ایران باز شد.
  • فرماندهان دو سپاه در این نبرد چه کسانی بودند؟
    فرمانده ارتش ساسانی «فیروزان» و فرمانده سپاه مسلمانان «نعمان بن مقرن» بود که در جریان جنگ کشته شد.
  • مهم‌ترین تاکتیک اعراب در این جنگ چه بود؟
    استفاده از تاکتیک عقب‌نشینی ساختگی (فریب تاکتیکی) و کشاندن ارتش سنگین ساسانی به مناطق ناهموار و دره‌های باریک.
  • سرنوشت یزدگرد سوم پس از این جنگ چه شد؟
    یزدگرد سوم پس از این شکست دیگر نتوانست ارتشی متحد تشکیل دهد و حدود ده سال به عنوان پادشاهی آواره به مناطق شرقی فرار کرد تا اینکه در مرو کشته شد.
منبع iranicaonline wikipedia britannica
243 نظرات
  1. ایمان می گوید

    بعضیا فقط از روی نادانی تا حرفی پیش میاد میگن کوروش کبیر،ازدواج با محارم،….بعد از اونور هم به اعراب فحش میدن راحت بگم اون عرب کارش درست بوده چون اقتضای تاریخ و موقعیتش حکم کرده به کشورش خدمت کنه و گسترشش بده از طرفی کوروش رو پادشاهان و خونخواران اروپا میشناختن ….اگر دیدی جنگ نهاوند فتح الفتوح اعراب شد دلیلش این بود که ایران چند بار روم را از عراق و سوریه شکست داد و بیرون کرد شکست ایران برای اعراب واقعا فتح الفتوح بوده،بعدشم دلیل شکست دولت ایران وجود افرادیه که تخم نفاق میکارن دودستگی میارن،بنده لرم از نژاد آریایی از نسل کوروش و داریوش و آریوبرزن و شاهان ایرانی پاک و همیشه سرفراز هم عربهارو دوس داریم هم ترکهارو هم همه مردان عالم چون مردانگی و صداقت تو خون ماست فقط لر جماعت از آدم مغرور و دورو و فتنه بسیار متنفره….خواهشا دوستانی که از ازدواج با محارم سخت گلایه مندن ناموس وطن رو به حرف بیگانگان لااقل نفروشند …یاحق

  2. محمود می گوید

    اقا دین ربطی ب پیشرفت نداره اگ داشت چین و ژاپن ک کمونیستن ب این حد پیشرفت نمیرسیدن.تاریخ برای درس عبرته ک یادمون نره دشمنامون کیان.یادآوریه تاریخ حتی اگ غم انگیزم باشه بازم لازمه چون سراسرش درسو عبرته.
    اعرابم همین الانشم چیزی ب فرهنگ دنیا اضافه نکردن و نخواهند کرد .هروقت جای دعا دست ب تلاش بردیم ماهم میتونیم پیش رفت کنیم .اما تاریخ ثابت کرده اعراب دوستای خوبی برای ایرانیا نیستن و نخواهند بود .دینم هیچ ربطی ب عربو ایرانی نداره ی چیز مشترکه بین همه ی مردم دنیاپس تاریخ ایرانو با تاریخه دینی قاطی نکنین .

  3. کاوه می گوید

    بنده فردی ببسواد ولی درباره تاریخ ایران در زمان ساسانیان زیاد مطالب خوندم خدایی ظلمی که اعراب بر پایه دین به ایرانیها کردن از جمله تجاوز به خاک.ناموس و قتل و غارت و دراخر سرافکندگی اینکه ایرانی تبار رو به عنوان غنیمت جنگی میفروختن.

    .هیچ دینی بی پایه و اساس نیس همشونم اخر اخرش خدا رو معرفی کردن فرقش رو نمیدونم دیگه فقط خواسم درحد یک ایرانی کم سواد نطر خودمو بگم

  4. ایرانی می گوید

    بابا شم چرا اینقدر جرو بحث می کنید ؟ مگر درجهان کسی هست که به خوی وحشی گری اعراب اعتراف نکنه ؟!!!

  5. محمد می گوید

    درود بر خمینی کبیر !

  6. طوگاد می گوید

    ما اسلام رو دوست داریم بخاطر بندگی و عبادت خدا و از اعراب بدمون میاد بخاطر آزار اذیت و تجاوز و نقض تمامیت ارضی کشورمان .
    اهل تسنن هم برادر دینی ما هستند گرچه مذهب ما جداست اما خدا و پیغمبر و کتاب آسمانی ما یکیست .
    درسته با زور تهاجم زودتر اسلام به ایران وارد شد اما اگر زوری هم نبود بدلیل حکومت طبقاتی و ضعف ساسانیان و مذهب زرتشت به اسلام یا مسیحیت میگرویدیم .
    ( این نظر ۹۰ درصد ایرانی هاست )

  7. پژمان می گوید

    عرب آنقدر وحشی بود که فرهنگ ما که فرهنگی بود بر مغولان که در وحشی گری حرف اول را میگفت چیره شد
    ولی در عرب هیچ تغییری نکرد
    من از شاهان چیزی نخواهم گفت چون به غیر از کوروش که تا ۱۵ سالگی درمیان مردم بزرگ شد و درد مردم رو دید همه در پی کشور گشایی بودند
    چه از راه درست و چه از راه غلط
    کوروش برای اینکه کشورش درمقابل بیگانگان قوی باشد کشور گشایی کرد که یکی از این کشور گشایی بدون ریختن خونی انجامید
    هرگز نخواب کوروش که افکار غلط در ذهن های ماست

  8. پژمان می گوید

    درضمن کسانی که در ایرن عربی حرف میزنند ایرانی هستند نه عرب
    مانند ترکان ایرانی

  9. پژمان می گوید

    سلام
    در جواب نابلدانی چون مهرنوش باید گفت
    فرهنگ ما غنی بود چون:
    کودکانمون رو زنده به گور نمیکردی
    زنانمونو در خوابگاه حیوانات قرار نمیدادیم
    از کرسنگی ملخ نیمخوردیم
    به نام خدا سرنمیبریدیم

    الان هم فرهنگمان خیلی قوی هستش چون:
    تو فیلم سازی با اینکه محدودیت هایی داریم تو آسیا تک هستیم
    نقاشی که چه عرض کنم
    شاید از اشعار فردوسی تنگ آمدی

    از اون مقع که عرب پا در این خاک نهاد ما از رومیان و یونانیان عقب ماندیم
    وقتی عرب نمیدونست بیشتر از عدد هزار هم وجود داره ما چه کنیم
    نژادپرست نیستم ولی تاریخ نباید ناگفته بماند

  10. کیان آزادی می گوید

    مقدس ترین جای ایران پاسارگاد
    با شکوه ترین جای ایران تخت جمشید
    غریب ترین و اندوهناکترین جای ایران دشت فیروزان
    زیبا ترین جای ایران آتشکده ی آذر گشنسب
    و بیستون جایی است که ما را به ژرفا ی تاریخ و هویت دورمان می برد .

  11. دوستدار مردانشاه شهید می گوید

    اعراب به این دلیل حمله کردند که هیچ نداشتند بخورند، هرجا را که می گرفتند خیر و برکت از آنجا می رفت و نکبت و فقر می اومد .مثل همین امروز سومالی و پاکستان،نه قصد رضای خدا داشتند و نه جربزه استعمار.
    علت حمله به نهاوند فزونی جمعیت بصره و کوفه و کمبود غذا در این دو شهر بود ،هرجا هم رفتند جز دزدیدن زنان و دختران و غارت و تجاوز کاری نکردند،از بنی قریظه تا خیبر و مکه و حنین و قادسیه و نهاوند و….تا یوگسلاوی

  12. کیان آزادی می گوید

    هر کی می خواد غم و تلخی شکست ایرانیان را احساس بکنه ، سری به دشت فیروزان واقع در۱۵ کیلومتری جاده نهاوند فیروزان بزنه ،درحوالی روستای سعد وقاص،در ضمن قابل توجه ایرانیان عزیز ،دو تن از سرداران عرب به نامهای نعمان بن مقرن و عمر بن معدیکرب در آنجا دارای مقبره هستندومردم نادان آن مناطق به زیارت آنها می روند.ای داد از جهل و نفهمی.

    1. فرید(فرورتیش) می گوید

      از خویشاوندان من هم رفتند و دیدند ولی من نمیدونم کی این ملت می خواد بیدار بشه من فقط جوان ها را به مطالعه دعوت می کنم از شاهنامه و ویکیپدیا تاریخ ساسانیان رو مطالعه کنید اون وقت می فهمید که ایران و مردمش در رفاه بودند و چه شاهانی داشتیم که درم و دینار به مردم فقیر می بخشیدند و چندین و چند شهر ساختند دانشگاه گندی شاپور ساختند .
      دکتر شریعتی میگه:من نگران تنهایی نیستم من نگران ملتی هستم که فقیری را قناعت بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می داند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.