پادشاه تجو از گوگوریو؛ بنیانگذار واقعی امپراتوری و کهنسالترین حکمران تاریخ کره
تجو از گوگوریو ششمین فرمانروای پادشاهی باستانی گوگوریو بود که بر اساس سنّت تاریخی از سال ۵۳ تا ۱۴۶ میلادی بر این سرزمین سلطنت کرد و نهادهای قبیلهای را به یک نظام پادشاهی متمرکز و مقتدر دگرگون ساخت. او با سرکوب قبایل خودمختار، تسخیر اتحادیههای همجوار نظیر اوکجه و دونگیه، و رویارویی مستقیم با فرماندهیهای ارتش هان شرقی چین، گوگوریو را از یک حکومت محلی به یک امپراتوری منطقهای قدرتمند در شرق آسیا تبدیل نمود.
پادشاه تجو از گوگوریو و چگونگی تحکیم قدرت سلطنتی
برآمدن پادشاه تجو از گوگوریو در تاریخ شبهجزیره کره، نقطه عطفی تعیینکننده میان ساختار سنتی کنفدراسیونی و ظهور یک ساختار بوروکراتیک اولیه و منسجم به شمار میرود. گوگوریو تا پیش از تاجگذاری تجو، اتحادیهای مرکب از پنج قبیله خودمختار موسوم به «نابو» بود که در آن قبیله سونو نقشی مسلط داشت، اما با ظهور تجو، موازنه قدرت به نفع خاندان گو از قبیله گیرو تغییر یافت. به موجب روایات تواریخ باستانی شرق آسیا، تجو در زمان به قدرت رسیدن در سال ۵۳ میلادی کودکی خردسال بود و اداره امور دولت در سالهای نخست حکومت به دست مادرش سپرده شد که نقش نایبالسلطنه را ایفا میکرد.
تجو پس از رسیدن به سن بلوغ، رویکرد اداری جدیدی را پیاده کرد که توان سیاسی اشراف و رؤسای مستقل قبایل را به شکل چشمگیری محدود ساخت. او پنج قبیله مستقل پیشین، یعنی گیرو، سونو، جولنو، سوننو و گواننو را به نواحی مدیریتی در چارچوب یک نظام اداری یکپارچه مبدل کرد و نمایندگانی وابسته به دربار پادشاهی را ناظر بر امور آنان گمارد. این تغییر ساختار بنیادین به تمرکز فرماندهی نظامی و درآمدهای مالیاتی در شخص شاه انجامید و استقلال رؤسای محلی را که تا پیش از آن مستقلاً خراج دریافت میکردند، به کلی خنثی کرد.
تثبیت انتقال موروثی تاج و تخت در خاندان گیرو از دیگر اقدامات سرنوشتساز دوره تجو محسوب میشود. تا پیش از این عصر، انتخاب پادشاه تا حد زیادی وابسته به ائتلافهای قبیلهای متغیر و متزلزل بود، اما پادشاه تجو با انحصار سلطنت در دودمان خود، پایههای یک خط حکمرانی پیوسته را بنا نهاد که تا سقوط نهایی این سلسله در قرن هفتم میلادی دوام آورد. همین دستاوردهاست که سبب شده مورخان کرهای عنوان معنادار «تجو» به معنای «نیا یا بنیانگذار بزرگ» را به وی نسبت دهند، لقبی که معمولاً به پادشاهان پایهگذار سلسلهها داده میشود، نه شاه ششم.

تبارشناسی و زمینه ظهور دودمان گیرو گو
بر اساس متن معتبر سامگوک ساگی، پادشاه تجو فرزند گو جاسا، جوانترین پسر پادشاه یوری گوگوریو بود. هنگامی که موپونگ، پنجمین پادشاه مستبد سلسله، به دست یکی از صاحبمنصبان خود ترور شد، بزرگان دربار ابتدا سلطنت را به جاسا پیشنهاد دادند؛ اما جاسا به دلیل کهولت سن از پذیرش این جایگاه خودداری کرد و فرزند جوان خود، گو گونگ را که بعدها پادشاه تجو نامیده شد، برای تکیه زدن بر تخت پادشاهی معرفی نمود.
مادر پادشاه تجو زنی باکیاست از منطقه بویو بود که توانست در سالهای حساس آغازین، خلاء قدرت ناشی از قتل پادشاه پیشین را پر کند و مانع از شورش اشراف سرکش قبایل شود. استقرار نهایی شاخه گیرو بر تخت سلطنت، تنشهای درونخاندانی طولانیمدت را پایان بخشید و انسجام درونی بیسابقهای ایجاد نمود که سوخت اصلی لشکرکشیهای خارجی پادشاه را تأمین کرد.
فتوحات سرزمینی و سرکوب اتحادیههای منطقهای
سیاست خارجی پادشاه تجو از گوگوریو بر گسترش مرزها از مبدأ دره رود یالو و رود تومن به سمت سواحل شرقی شبهجزیره و دشتهای حاصلخیز منچوری متمرکز بود. گوگوریو به دلیل برخورداری از اراضی عمدتاً کوهستانی با کمبود جدی منابع کشاورزی و غلات مواجه بود، بنابراین غلبه بر همسایگان ثروتمند ساحلی برای تأمین بقای اقتصادی حکومت یک ضرورت انکارناپذیر به شمار میرفت.

در سال ۵۶ میلادی، ارتش تجو به قلمرو حکومت قبیلهای اوکجه در کرانه شرقی شبهجزیره هجوم برد و این سرزمین ساحلی زرخیز را وادار به تسلیم کرد. به دنبال این پیروزی بزرگ، ساکنان اوکجه ملزم شدند سالانه غلات، ابریشم، مواد غذایی دریایی و نیروی انسانی را به عنوان خراج به دربار گوگوریو ارسال دارند؛ اقدامی که تراز تجاری و نظامی گوگوریو را به گونهای چشمگیر دگرگون کرد.
تجو در دهههای بعد عملیاتهای منظم نظامی علیه جوامع دونگیه و دیگر قبایل همجوار منطقه منچوری جنوبی به راه انداخت. او به رهبران این قبایل اجازه داد عناوین سنتی خود را حفظ کنند، اما ناظران درباری بر سیستم جمعآوری خراج و سربازگیری آنان نظارت مستقیم اعمال میکردند، ساختاری که نشاندهنده شکلگیری یک نظام اداری خراجگزار کارآمد در این امپراتوری نوظهور بود.
| سال رویداد (میلادی) | منطقه یا طرف درگیر | نوع اقدام و دستاورد تاریخی | پیامد ژئوپلیتیک برای گوگوریو |
|---|---|---|---|
| ۵۳ | پایتخت گوگوریو | تاجگذاری گو گونگ با حمایت درباریان | آغاز رسمی حکمرانی دودمان گیرو |
| ۵۶ | اتحادیه ساحلی اوکجه | لشکرکشی سراسری و الحاق کامل منطقه | دسترسی پایدار به منابع غلات و بنادر شرق |
| ۱۱۸ | فرماندهی لولانگ و هیوندو | نبرد مشترک با قبایل یهمک علیه پادگانها | شکست خطوط دفاعی امپراتوری هان شرقی |
| ۱۲۱ | منطقه شبهجزیره لیائودونگ | ایجاد دهقلعه نظامی و نبرد فریبکارانه | تثبیت مرزهای غربی در برابر ارتش چین |
| ۱۴۶ | دربار سلطنتی | کنارهگیری داوطلبانه یا اجباری از تخت | انتقال سلطنت به شاه چادائه |
جنگهای فرسایشی با امپراتوری هان و تسخیر فرمانداریهای چین
قدرتگیری گوگوریو به سرعت این پادشاهی را در برابر فرماندهیهای مرزی دودمان هان شرقی نظیر لولانگ، شوانتو و لیائودونگ قرار داد. در اوایل قرن دوم میلادی، با افزایش قدرت و سازماندهی نظامی گوگوریو، پادشاه تجو سیاست پیشگیرانه تهاجمی را علیه این پایگاههای استعماری به اجرا گذاشت تا دستاندازیهای پکن به شمال کره را برای همیشه قطع کند.
در سال ۱۱۸ میلادی، ارتش گوگوریو با همراهی سوارکاران قبیله یهمک حملهای گسترده را علیه پادگانهای چینی در هیوندو و قلعه هوارانگ واقع در فرماندهی لولانگ به انجام رساند. این عملیات سنگین پیوندهای مواصلاتی پادگانهای هان با دشتهای مرکزی چین را قطع کرد و موقعیت استراتژیک گوگوریو را در دهانه خلیج کره تا حد زیادی ارتقا بخشید.
اوج این درگیریها در سال ۱۲۱ میلادی رخ داد؛ زمانی که امپراتور هان ناوگانی به فرماندهی فنگ هوان بازرس یوجو، به همراه یائو گوانگ و تسای فنگ فرمانداران هیوندو و لیائودونگ برای سرکوب گوگوریو اعزام نمود. شاه تجو برادر ناتنی خود، شاهزاده سوسونگ را به فرماندهی میدان نبرد برگزید که توانست با استفاده از استراتژی تسلیم دروغین و سپس بستن راههای تدارکاتی کوهستانی، سپاهیان متجاوز چینی را غافلگیر کرده و شکستی سهمگین به آنان تحمیل نماید.

چگونه پادشاه تجو مرزهای غربی گوگوریو را امن ساخت؟
پس از دفع تهاجم گسترده امپراتوری هان، پادشاه تجو فرمان ساخت یک خط دفاعی مستحکم مشتمل بر ده دژ نظامی در محدوده لیائودونگ را صادر کرد تا هرگونه پیشروی سپاه چین در نطفه خفه شود. احداث این پایگاهها نشاندهنده ارتقای چشمگیر دانش مهندسی قلعهسازی و استحکامات در گوگوریو بود که در قرون بعدی به یکی از نمادهای متمایز این تمدن باستانی بدل گشت.
این تمهیدات نظامی نه تنها خطر اشغال سرزمین مادری را مرتفع ساخت، بلکه جریان بازرگانی در جادههای ابریشم شمالی را به نفع گوگوریو تغییر داد. تسلط بر گلوگاههای تجاری منچوری، خراجهای فراوان و غنایم جنگی ارزندهای را سرازیر خزانه دربار ساخت و به پادشاه تجو این امکان را داد که پایتخت را در گونگنائهسونگ توسعه دهد و دیوانسالاری منسجمی پایهگذاری کند.
معمای طول عمر و بحران جانشینی پادشاه تجو
مسئله دیرزیستی پادشاه تجو یکی از پیچیدهترین معماهای تاریخی در پژوهشهای باستانشناسی و کرهشناسی جهان به شمار میرود. طبق تصریح متن رسمی سامگوک ساگی، تجو در سال ۵۳ میلادی در سن هفت سالگی به پادشاهی رسید و پس از ۹۳ سال سلطنت، در سال ۱۴۶ میلادی در سن ۱۰۰ سالگی تاج و تخت را به برادرش واگذار کرد و سرانجام در سال ۱۶۵ میلادی در سن ۱۱۸ سالگی درگذشت. اگر این روایات مبنا قرار گیرند، وی دارنده دومین یا سومین طولانیترین دوره سلطنت ثبتشده در تاریخ بشر خواهد بود.
اکثر مورخان مدرن و آکادمیک این ارقام را با دیده تردید مینگرند و معتقدند که سامگوک ساگی ممکن است دوران حکومت چندین پادشاه مختلف از یک خاندان همنام را با یکدیگر ادغام کرده باشد. طبق منابع چینی باستان نظیر کتاب هان متاخر و سوابق سه پادشاهی، در این بازه زمانی گزارشهایی از مرگ پادشاه گوگوریو و جانشینی فردی جدید مخابره شده که با سالشمار سنتی تواریخ کرهای تفاوتهای چشمگیری دارد.
در سالهای پایانی پادشاهی تجو، برادر کوچکتر و فرمانده ارتش، شاهزاده سوسونگ، به چهرهای مهارنشدنی در دربار بدل شد. سوسونگ با سوءاستفاده از کهولت سن پادشاه و تکیه بر نفوذ نظامی خود، وزرای وفادار را تحت فشار قرار داد و سرانجام تجو را ناچار ساخت به نفع او از سلطنت کنارهگیری کند. سوسونگ با نام پادشاه چادائه بر تخت نشست و استبدادی خونین را بر کشور تحمیل کرد که سالها بعد به قتل فرزندان پادشاه تجو منجر شد.
چرا دوران سلطنت پادشاه تجو ۹۳ سال ثبت شده است؟
برخی پژوهشگران دانشگاهی احتمال میدهند نام حکومتی «تجو» در حقیقت به دورانی از تثبیت قدرت خاندان گیرو گو اشاره دارد که در آن پادشاهان متعددی بدون ذکر دقیق نام، ذیل یک عنوان شکوهمند نیاکانی گردآوری شدهاند تا قدمت و اصالت دودمان در برابر رقبا به اثبات برسد. این پدیده در تواریخ سلسلههای باستانی با هدف یکدستسازی شجرهنامهها چندان نامتعارف نیست.
فرضیه دوم، انتساب تعمدی سن بالا به پادشاه تجو توسط وقایعنگاران بعدی به منظور بخشیدن هویتی نیمهمقدس و اسطورهای به این حاکم مقتدر است. در فرهنگ سنتی شرق آسیا، سن طولانی نشانهای از تایید آسمانی و برخورداری حاکم از فضیلتهای بیکران کیهانی پنداشته میشد، امری که میتوانست مشروعیت سیاسی پادشاهی گوگوریو را در چشم ملتهای همسایه تقویت کند.
میراث سیاسی پادشاه تجو برای تاریخ کره باستان چه بود؟
میراث بنیادین پادشاه تجو از گوگوریو را باید در تبدیل یک کنفدراسیون غیرمتمرکز از جنگجویان کوهستان به یک دولت متمرکز با توان لجستیکی و ارتش منظم بازجست. اگر اقدامات نظامی و ساماندهی درونی تجو صورت نمیگرفت، گوگوریو همانند دیگر حکومتهای قبیلهای شمال شبهجزیره و منچوری به سرعت توسط امپراتوری نیرومند هان بلعیده و هضم میشد.
اصلاحات تجو راه را برای پادشاهان بعدی نظیر گگوکچون و سوسوریم هموار ساخت تا نظامهای قانونگذاری، سلسلهمراتب اشرافی و در نهایت پذیرش آیین بودا را به عنوان شالوده هویت ملی پیادهسازی کنند. بنابراین، بنیانگذاری ساختار دولت واقعی گوگوریو که بعدها الهامبخش مفهوم استقلال ملی در فرهنگ امروز کره شد، بدون تردید ثمره درایت سیاسی و فتوحات پادشاه تجو بوده است.
منابع
- Seth, Michael J., A History of Korea: From Antiquity to the Present, 2010, Rowman & Littlefield Publishers.
- Lee, Ki-baik, A New History of Korea, 1984, Harvard University Press.
- Kim, Busik, Samguk Sagi (Historical Records of the Three Kingdoms), 1145, Joseon Dynasty Annals Translation Committee.
- Noh, Tae-don, The History of Goguryeo, 2014, Seoul National University Press.
- Eckert, Carter J. et al., Korea Old and New: A History, 1990, Ilchokak Publishers.
- Kim, Busik, Samguk Sagi: Goguryeo Bongi, Volume 15, King Taejo Annals.
- Barnes, Gina L., State Formation in Korea: Emerging Elites, 2001, Routledge.
- Song, Ho-jung, The Emergence of the Early Korean States, 2004, Seoul National University Press.
پرسشهای متداول
پادشاه تجو از گوگوریو چه کسی بود؟
پادشاه تجو ششمین پادشاه گوگوریو بود که توانست قبایل متفرق را تحت نظام متمرکز سلطنتی متحد ساخته و گوگوریو را به یک پادشاهی توسعهطلب تبدیل کند.
آیا پادشاه تجو واقعاً ۱۱۸ سال زندگی کرد؟
بر اساس منابع سنتی کرهای همچون سامگوک ساگی بله، اما تاریخنگاران مدرن معتقدند این رقم یا حاصل ادغام دوران سلطنت چند شاه همعصر بوده یا برای قداستبخشی به دودمان حاکم اغراق شده است.
علت شهرت دوران پادشاه تجو در تاریخ چیست؟
مهمترین دلایل شهرت او تسخیر اتحادیه اوکجه، مهار حملات امپراتوری هان چین با ساخت دهقلعه در لیائودونگ، و تغییر نظام قبیلهای به ۵ استان تحت نظارت پادشاه است.
جانشین پادشاه تجو که بود و چه سرنوشتی یافت؟
برادر کهنسال او، سوسونگ (پادشاه چادائه)، پس از کنارهگیری تجو قدرت را به دست گرفت و بعدها با به راه انداختن حکومت وحشت و کشتن وارثان تجو، زمینه بحران درباری را ایجاد کرد.

سلام از کجا میشه سریال دریا یی سون شین رو زیر نویس فارسی تماشا کرد دوستان
بعضی ها اومدن تو قسمت نظرات از سریال رویای فرمانروایی حرف زدند
دوستان ربطی به این مطلب نداره اون سریال درباره حکومت شیلا و شوروش بیدام همچنین سقوط و نابودی باکجه است (تازه زمانش هم حداقل ۲۰۰ سال بعد از این تجو هستش)
سلام دوستان سریال یا فیلم سینمایی رو میشناسید که درباره فرمانده اولچی موندوک کوگوریو باشه چون من پیدا نکردم؟
سلام.متاسفانه چیزی نیست
سلام لطفا زندگی نامه فرمانروا هئو نان رو بزارید ممنون🌹
سلام ببخشید این فرضیه که جومونگ ممکنه فرزند دیگه ای بجز یوری داشته باشه چقد درسته؟ بیریو و اونجو که به جنوب رفته بودن
مگه جومونگ زن دیگری بغیر از سویا و سوسانو داشته
سلام. موضوع مال قرن ها پیشه و نمیشه با قاطعیت در موردش صحبت کرد و نظر داد ولی اگه فرضیه غضب سلطنت حقیقت داشته باشه، بیانگر اینه که جومونگ همسر و فرزندان دیگه ای هم داشته. در مورد فرضیه ها هم همیشه بین تاریخدانان بحث بوده و نمیشه گفت کدوم درست تر هست.
با سلام و وقت بخیر
ببخشید سوالی داشتم اینک مگر تائجو نوه یوری نیست؟ اگه هست با تغییر نام خانوادگی نسل تغییر نمیکنه اگه یوری فرزند جومونگ نباشه کل نسل آن از نوه و نتیجه اش هستن مگ جومونگ بجز یوری فرزند دیگری از قبیله دیگ داشته که بگیم تائجو از فرزند دیگ جومونگ بوده باشه؟
سلام. عاقبتتون بخیر.
تجو نوه یوری بود. اما بر اساس این فرضیه حتما جومونگ فرزند دیگه ای هم داشته که تجو از نسل اون هست. اما اسم این فرزند در تاریخ نیومده.
سوال آخرم مربوط به همین سریال [رویای فرمانروای بزرگه]
اگه خاطرتون باشه .. تو همین سریال دو تا شخصیت وجود داشت..
یکی یه خانم مسن و پیر و سفید مو که از بانو سونگمان مراقبت و نگه داری میکرد..
یکی هم ، یه عالیجنابی بود که زیاد حال خوبی نداشت و مرتب هذیون میگفت و خودشو به عمد به دیوونگی زده بود و ادای دیوونه هارو در میاورد ، در حالی که خیلی عاقل به نظر می رسید !!
متاسفانه اسماشون تو سریال یادم رفته .. اگه میشه شما کمک کنید بشناسمشون👍🏻
مطلبی چیزی تو سایت در موردشون کار کردین ؟!؟
میشه اسماشونو بگید یا اگه مطلبی کار شده ، لینکاشونو در اختیارم بذارین🙏🏻
والا منم اسم اونا رو یادم رفته. حتی چیزهایی که تعریف کردین رو هم فراموش کردم. اگه بتونین اسماشون رو پیدا کنین بهتون میگم که اولا واقعی بودن یا نه ثانیا اگه واقعی بودن مطالبشون رو در اختیارتون میذارم.
سلام جناب سیروس پور
خسته نباشید
از طریق سایت فارسی کره پیکس ، تونستم خلاصه توضیحات سریال رو ببینم و اسماشونو متوجه بشم.
اون خانم مسن و پیر و سپیدمویی که خدمتتون عرض کردم .. توی سریال نقش [ملکه مادر] رو به عهده داشتن .. توی سریالی که به صورت دوبله از شبکه نمایش پخش شده ، بهش میگن [ملکه سادو]
با توجه به توضیحاتی که از ایشون ، در پست مربوط به پادشاه [جین هئونگ] از سایت شما خوندم .. من یه احتمال میدم که همون ملکه [میشیل] باشه🤔
…………………………………………………….
در مورد عالیجنابی هم که خدمتتون عرض کردم که حال خوشی نداشتن .. توی سریال دوبله شده صدا و سیما .. بهش میگن شاهزاده [کوکمان]
اینجوری که نوشته بودن ظاهراً برادر و یا شایدم برادرزاده شاه [جینپیونگ] بوده🤔
دیگه بیش از این اطلاعی ندارم .. شرمنده👍🏻
سلام. تشکر بابت پیگیریتون.
هر دوی این افراد واقعی هستن اما مطالبی که در موردشون وجود داره بقدری کم و اندک هست که نمیشه دربارشون مطلبی نوشت.
درود. خسته نباشید.می خواستم بدانم رتبه ی اول طول سلطنت در جهان در همان منبعی که به آن مراجعه کردید متعلق به کیست؟؟
سلام. زنده باشید.
گویا متعلق به یک فرعون مصری هست.
سپاس از توجهتان.
سپاسگزارم.
درود بر شما.خسته نباشید.چند پرسش برایم پیش آمده است؛نخست این که گوانا و یوانا جزء پنج بخش منطقه ی جولبون بودند و در دل قلمرو گوگوریو قرار داشتند.فتح آنها به دست فرمانروا تجو چه معنی دارد؟منظورتان از خاندان گو از گیرو و طایفه ی سونو متوجه نشدم.ممنون میشوم اگر توضیح دهید.دیگر این که تفاوت نام خانوادگی گوجسا با پادشاه یوری به رغم آن که از نسل این پادشاه بوده آیا به این معنی است که انتقال نام خانوادگی هنوز به اندازه ی روزگاران بعدی صلبیت نداشته است؟مسئله ی دیگر این که کلماتی مانند قبیله و طایفه که مخاطبان را علی القاعده یاد مردمان کوچگر و صحرانشینان می اندازد،آیا به کار بردن شان درباره ی اجتماعات یکجا نشین و حتی شهرنشین حوزه ی تمدنی کره ی باستان مناسب است؟؟
سلام. سلامت باشید. اون مناطق از ضعف سلاطین اولیه گوگوریو سو استفاده کرده و سعی کرده بودن مستقل بشن. به همین خاطر نسبتا از زیر حاکمیت گوگوریو خودشون رو رها کرده بودن. بنابراین فتح مجددشون ضرورت داشت. طوایف گیرو و سونو دو تا از طوایق بسیار قدرتمند اوایل گوگوریو بودن. سونو به صورت سونوبو هم نوشته می شد. منظور از خاندان گو از گیرو پادشاهانی با نام خانوادگی گو از قبیله گیرو هست.
در مورد انتقال نام خانوادگی هم درست فرمودین و همین گونه هست.
استفاده از کلماتی مثل طائفه و قبیله برای اعصار قبل از متمرکز شدن این حوزه تمدنی کاملا مناسبه. اون زمان هنوز شهر نشینی و یکجا نشینی درست جا نیفتاده بود.
درود بر شما.خسته نباشید.ببخشید،چند پرسش برایم پیش آمد؛نخست این که مگر گیرو یکی از پنج طایفه ی قدرتمند اصلی شکل دهنده ی گوگوریو در ابتدای تشکیل آن(ولی به هر حال متمایز از فرمانده جومونگ و خانواده اش یعنی خاندان سلطنتی گوگوریو)نبود،در این صورت خاندان گو از گیرو چه معنایی دارد؟دوم آن که مگر گو جسا از نسل فرمانروا یوری (جایی خوانده بودم پسر او بوده)نیست ، پس چرا نام های خانوادگی شان متفاوت است؟ممکن است در آن دوره هنوز انتقال نام های خانوادگی به اندازه ی ادوار بعدی صلبیت نداشته بوده است؟؟دیگر آن که مگر گوانا و یوانا جزء پنج بخش منطقه ی جولبون نبودند،پس چرا فرمانروا تجو باید مناطقی که درون بخش مرکزی قلمرو خودش قرار دارند را از آغاز فتح کند؟دیگر این که عمر ۱۱۸ ساله البته که غیر عادی است اما به آسانی نمی توان آن را غیرطبیعی و ناممکن دانست.تازه با این حال رتبه ی دوم طول سلطنت را برای ایشان قائل می شوند ، می خواهم بدانم رتبه ی اول در منابع مورد مراجعه تان متعلق به کیست؟در ضمن مقصودتان از طایفه ی سونو را متوجه نشدم ،!!؟یک مسئله ی دیگر این که با توجه به شهرنشینی و یکجا نشینی عمده ی مردمان حوزه ی تمدنی کره ی باستان آیا به کاربردن واژگانی مانند قبیله و طایفه (که مخاطبان را علی القاعده به یاد جوامع کوچگر و صحرا نشین بدوی می اندازد) درباره ی اجتماعات آنها مناسب است؟؟؟بار دیگر برای طولانی شدن پرسش هایم مرا ببخشایید.
سلام علیکم. سلامت باشید.
مهاجرینی که به همراه جومونگ به جولبون اومدن در قبیله گیرو ادغام شدن. پس هیچ فرقی بین اونا نیست. منظور از این عبارت پادشاهانی از قبیله گیرو با نام خانوادگی گو هست.
گمان میبرم پاسخ بقیه سوالاتتون رو در پیام قبلی دادم. اگه موردی از قلم افتاده امر بفرمائید.
ببخشید،به دلیل اشتباهی که در ارسال پیام پیش آمد،دوباره پیام دیگری فرستاده شد.الآن اشکال رفع شده.خیلی ممنون از پاسخگویی شما.خسته نباشید.
سلام جناب سیروس پور
میتونم یه سوال شخصی ازتون بپرسم؟
شما به غیر از مطالب مربوط به کشور کره به سریال های کره ای هم علاقه ای دارید؟
اگه جوابتون بله هست .. میشه تمام سریال های تاریخی – جنگی کره رو که تا به الان نگاه کردین ، برام بگین؟!؟
یه سوال دیگه هم ازتون دارم .. بستگی به سوال اولم داره که بهم جواب بدین🙏🏻
سلام. علاقه که دارم منتها اصلا فرصت نمیشه ببینم.
من همه سریال های تلوزیون بعلاوه سریال دریاسالار یی سون شین جاویدان رو دیدم.
به جز اینا توفیق نشده سریال کره ای ببینم.
شما در کامنتتون اشاره کردین [همه] سریال های کره ای که از تلویزیون پخش شده رو دیدین + سریال دریاسالار یی سون شین جاویدان که اگه اشتباه نکرده باشم باید به صورت زیرنویس دیده باشینش .. درست میگم ؟!؟
سوال دومم درباره سریال ملکه سئوندوکه !
میخواستم ببینم شما سریال رو دیدین یا نه ؟!
گفتین سریال های دوبله رو همه رو دیدین .. پس باید سریال [رویای فرمانروای بزرگ] رو هم دیده باشین!
من این سریال رو پنج شیش ماه پیش دیدم!
همونطوری که میدونید این سریال در مورد شیلا و امپراطور چونچو و امپراطوریس سئوندوک و فرمانده کیم یو شین و پادشاه اویجا و فرمانده گیبکه!
من یه هفته پیش تو یه سایت خرید و فروش سریال های کره ای سر میزدم .. میخواستم ببینم بعد سریال ملکه کی کدوم سریال کره ای رو ببینم خوبه!
وقتی پست مربوط به سریال ملکه سئوندوکو باز کردم و به قسمت نطرات پست رفتم .. دیدم بسیاری از دوستان نوشتن که ، براساس اسناد تاریخی ، سریال [رویای فرمانروای بزرگ ]، یک سریال تخیلی ساخته ذهن نویسندست که فقط میخواد کیم چونچو و کیم یوشین رو مقتدر جلوه بده و فرمانده گیبک که سرداری شجاع و دلیر بوده رو درست و حسابی بهش نپرداخته بودن !
میگن کیم چونچو برخلاف سریال .. بسیار آدم ترسو و بزدلی بوده و کیم یوشین هم اونقدری که میگن شجاع و مقتدر نبوده !
در مورد بیدام فرمانده شورشیها هم میگن تو سریال اغراق شده و برخلاف شخصیت جاهطلب و دیکتارگونش در سریال .. بسیار آدم باوقار و با شخصیت و البته عاشق بوده !
میگن عاشق ملکه سئوندوک بوده !!!!
و همچنین در مورد ملکه میشیل میگن تحریف صورت گرفته و اسم ایشون به دلایلی نامشخص به ملکه سئونهوا در سریال تغییر نام یافته !
اسم ایشون [میشیل] بوده ، نه ملکه سئونهوا !!
میخواستم ببینم نظر شما که در مورد تاریخ کره مطالعه و تحقیق دارین ، درباره شخصیت هایی که نام بردم چیه ؟!؟
کدوم سریال حقیقتو میگه ؟!؟
کدوم سریال تحریف کرده ؟!؟
کدوم براساس واقعیت تاریخی ساخته شده ؟!؟
بله دریاسالار یی سون شین جاویدان رو به صورت زیر نویس دیدم.
من سریال رویای فرمانورای بزرگ رو هم دیدم و بهتون پیشنهاد میکنم بعد از ملکه کی حتما سریال دریاسالار یی سون شین جاویدان رو ببینید.
در مورد باقی سوالاتتون هم بهتره مطالب سایت رو مطالعه بفرمائید. این مسائل به وضوح در مطالب که گذاشتم توضیح داده شده و میتونید اطلاعات خوبی کسب کنید.
سپاس از شما🙏🏻
آقای سیروس پور .. شما سریال دریاسالار یی سون شین جاویدان روی DVD دیدین یا اینکه از سایت یا کانالی چیزی دانلود کردین و دیدین ؟!؟!
متاسفانه اصلاً سایت خوبی برای دانلود سریال های کره ای نیست !!
میشه اسم چند تا سایت یا کانال تلگرامی که بشه ازش سریال های کره ای رو با کیفیت خوب و زیرنویس چسبیده دانلود کرد .. بهم معرفی کنید🙏🏻
من روی دی وی دی خریده بودم.
سایت های پرومویز و بیا تو کره در این زمینه خوبن اما کامل نیستن متاسفانه.
آقای سیروس پور
سلام مجدد
همونطوری که گفتین برای برطرف شدن ابهاماتم رفتم مطالب سایت رو مطالعه کردم..
مطالب همه شخصیت هارو خوندم + مطلب مربوط به هوارانگ و پسر دوم کیم یوشین + هم چنین کامنت هارو
سریال [رویای فرمانروای بزرگ] دقیقاً عین مطالبی بود که شما تو سایت آورده بودین !!
من همه صحنه ها و سکانس های سریال یه لحظه تو ذهنم مرور شد !!
باید بگم که همه ابهامات و شبهاتم برطرف شد .. فقط چندتا سوال برام پیش اومده !!
اول اینکه ؛ امکان داره مطالبی که شما از ویکی پدیای انگلیسی ترجمه میکنید .. اونا خودشون از روی سریال نوشته باشنش ؟؟؟؟
.
دوم اینکه ؛ من هنوز متوجه نشدم .. ملکه سوندئوک معشوقه ای داشته یا نه ؟؟
اینکه میگن لرد بیدام معشوقش بوده حقیقت داشته ؟؟
میدونم تو بخش مربوط به ملکه سوندئوک نوشتین که ایشون نه همسری داشته و طبیعتاً نه فرزندی .. ولی این فرق میکنه !!
میتونه معشوقه داشته باشه ، ولی به هم نرسیده باشن .. درست میگم😁
این حرف من نیست .. میگن تو خود سریال مربوط ملکه سئوندوک نشون دادن که لرد بیدام و ملکه سوندئوک ، عاشق و معشوق هم بودن.
سوم اینکه ؛ باز من متوجه نشدم چرا تو سریال ملکه سوندئوک ، به بانو سونگمان ( ملکه جیندوک ) گفنن [ میشیل ] ؟!؟
شما میدونی آقای سیروس پور ؟؟
بالاخره طبق اسناد تاریخی ، اسم اصلی و واقعی ایشون کدومه🤔
سوال اخرم رو تو یه پست جداگانه تو همین بخش براتون میفرستم👍🏻
سلام. سلامت باشید.
۱- نخیر. این مطالب عین تاریخ مستند هستن نه سریال ها. خود ویکی پدیا انگلیسی هم به منابع انگلیسی ارجاع داده.
۲- ملکه سوندوک معشوقه ای نداشت در طول زندگیش و هر چیزی که در سریال ها اومده برای جذابیت بیشتر داستانه.
۳- ملکه جیندوک و میشیل دو شخصیت کاملا جداگانه و متفاوت هستن. نمیدونم یا شما تو سریال اشتباه متوجه شدین یا مورد دیگه ای بوده.
۴- اسم دوران کودکی ملکه جیندوک همون سونگمان بوده.
لطفا از زندگی بانو میشیل هم مطلب بذارید.با تشکر.
به روی چشم.