نابودی گوگوریو؛ ناگفتههای سقوط قدرتمندترین امپراتوری کره باستان
گوگوریو در پاییز سال ۶۶۸ میلادی پس از محاصره پیونگیانگ رقم خورد، زمانی که ائتلاف نظامی امپراتوری تانگ چین و پادشاهی شیلا توانستند به حیات این قدرت باستانی پایان دهند. این رویداد سرنوشتساز ناشی از فرسایش طولانیمدت نبردها، اختلافات شدید داخلی میان وارثان یون گهسومون و اتحاد استراتژیک همسایگان بود که ساختار سیاسی شبهجزیره کره را برای همیشه دگرگون ساخت.
ریشههای تاریخی و بستر ژئوپلیتیک نابودی گوگوریو
برای درک دقیق علل و چگونگی نابودی گوگوریو، باید موقعیت نظامی و استراتژیک این امپراتوری را در قرن هفتم میلادی در شرق آسیا بازخوانی کرد. گوگوریو برای سدههای متوالی سنگر مستحکمی در برابر پیشروی دودمانهای شمالی چین به سمت شبهجزیره به شمار میرفت و عمق استراتژیک آن از منچوری تا مرکز کره امتداد داشت. با این حال، پایداری مداوم این حکومت وابسته به تجهیزات نظامی سنگین، استحکامات مرزی پیچیده و تحرک نظامی سوارهنظام زرهپوش موسوم به گائهموموسا بود که هزینههای اقتصادی سرسامآوری را به بدنه جامعه کشاورزی تحمیل میکرد.
تنشهای طولانیمدت با دودمان سوئی و نبردهای سهمگین با دودمان تانگ، منابع مالی و انسانی گوگوریو را وارد مرحله استهلاک کامل کرد. در داخل شبهجزیره نیز رقابت دائمی با دو قدرت دیگر یعنی باکجه و پادشاهی شیلا توازن قوا را بهشدت برهم زده بود. تصمیم شیلا برای پیوستن به جبهه دیپلماتیک و نظامی تانگ، زنگ خطر جدی را برای بقای گوگوریو به صدا درآورد؛ زیرا این حکومت ناچار شد همزمان در دو جبهه شمالی (با امپراتوری تانگ) و جنوبی (با نیروهای شیلا) بجنگد.
افزون بر جبهههای نظامی، انزوای تدریجی دیپلماتیک ضربهای مهلک به پیکره این امپراتوری وارد ساخت. گوگوریو نتوانست پیوندهای استراتژیک پایداری با خاقانات گوکترک یا قبایل مالگال برقرار کند تا توازن علیه پکن برقرار بماند. همین بنبستهای ژئوپلیتیک، ساختار دفاعی این سرزمین کهن را شکننده کرد و مسیر را برای شکلگیری یک تهاجم همهجانبه هموار ساخت.
شکست تهاجمهای اولیه امپراتوری تانگ و مقاومت ملی
پیش از رسیدن به نقطه نهایی و تراژیک نابودی گوگوریو، ارتش این پادشاهی توانست در چندین کارزار کوبنده، ابرقدرتهای منطقه را زمینگیر کند. پادشاهی گوگوریو در نبردهای پیشین تلفات سنگینی به دودمان سوئی وارد ساخت و مستقیماً موجب فروپاشی آن دودمان چینی شد. زمانی که امپراتور تایزونگ از دودمان تانگ در سال ۶۴۵ میلادی لشکرکشی بزرگی را برای تسخیر این سرزمین سازماندهی کرد، با سدی نفوذناپذیر از اراده نظامی و استحکامات نبوغآمیز مواجه گردید.
نقطه عطف این مقاومت در نبرد مشهور دژ آنسی رقم خورد؛ جایی که ارتش عظیم تانگ ماهها پشت دیوارهای دژ معطل ماند و با فرا رسیدن سرمای استخوانسوز و قحطی غلات، سرانجام ناگزیر به عقبنشینی ذلتبار شد. ژنرال یانگ مانچون با دفاع هوشمندانه از این دژ توانست حتی به شخص تایزونگ خسارات روحی و جسمی جبرانناپذیری بزند. این پیروزیها روحیه ملی را بالا برد، اما هرگز به معنای پایان عطش امپراتوری تانگ برای سلطه بر شرق آسیا نبود.
لشکرکشیهای پیدرپی سالهای ۶۶۱ و ۶۶۲ میلادی تحت فرماندهی امپراتور گائوزونگ نیز مجدداً توسط استحکامات شمال شرقی متوقف شد. با این حال، منابع دانشگاهی تاکید میکنند که پیروزیهای پیاپی گوگوریو صرفاً جنبه دفاعی داشت و هر بار زمینهای کشاورزی بیشتری در حوضه رود یالو و شبهجزیره لیائودونگ نابود میشد، بیآنکه گوگوریو توان تهاجم متقابل به خاک اصلی چین را داشته باشد.
بحران داخلی؛ مرگ یون گهسومون و خیانت درباریان
عامل شتابدهنده نابودی گوگوریو را باید در رخدادهای پس از درگذشت دیکتاتور مقتدر آن، یعنی سپهسالار یون گهسومون جستجو کرد. یون گهسومون با تکیه بر مشت آهنین، نخبگان سنتی دربار را منزوی و پادشاه بوجانگ را به مهرهای تشریفاتی بدل کرده بود. پس از مرگ او در سال ۶۶۶ میلادی، فرزندانش بر سر تصاحب عنوان نخستوزیری کل (مانگنیجی) وارد جنگی خونین و خانوادگی شدند که ارکان کشور را فرو ریخت.
پسر ارشد، یون نامسنگ، پس از شورش برادران کوچکترش (یون نامگون و یون نامسان) از پایتخت گریخت و در اقدامی که در متون سامگوک ساگی نقطه خیانت بزرگ نامیده شده، به امپراتوری تانگ پناهنده شد. نامسنگ نهتنها اسرار مواضع دفاعی، گذرگاههای مخفی و نقاط ضعف قلعههای مرزی را افشا کرد، بلکه شخصاً در کسوت فرمانده پیشتاز سپاهیان تانگ درآمد تا برادران خود را سرکوب کند.
همزمان با این فاجعه در جبهه شمال، برادر کوچکتر یون گهسومون یعنی یون جونگتو نیز در جنوب با دهها شهر و قلعه مرزی به پادشاهی شیلا تسلیم شد. تجزیه بدنه فرماندهی ارتش و از دست رفتن فرماندهان باکفایت، موجب یأس و هرجومرج فراگیر در سراسر قلمرو شد؛ مقاومتی که چندین دهه در برابر ارتشهای چند صد هزاری مقاومت کرده بود، اکنون از درون تهی و متلاشی شده بود.
چرا تانگ و شیلا بر سر نابودی گوگوریو متحد شدند؟
ائتلاف تاریخی تانگ و شیلا حاصل یک ارزیابی واقعگرایانه ژئوپلیتیک میان دو دولت بود. امپراتوری تانگ نیازمند جبههای ثانویه در جنوب گوگوریو بود تا ساختار دفاعی دوجانبه ایجاد کند و شیلا نیز بدون نیروی دریایی و زمینی تانگ توان مقابله با ارتشهای قدرتمند باکجه و گوگوریو را نداشت. دیپلماسی فعال کیم چونچو (پادشاه مویول) مسیر این همگرایی استراتژیک را با موافقت بر سر تقسیم قلمروهای تسخیرشده تضمین کرد.
![]()
نقش خیانت نظامی در سقوط دروازههای شمالی
سقوط دژ بویوسونگ و شکست کمربند پدافندی شمال رود یالو بدون اطلاعات نظامی یون نامسنگ برای ژنرالهای تانگ نظیر لی سه شی بسیار پرهزینه یا ناممکن میبود. خیانت نخبگان اداری و نظامی گوگوریو این مزیت را به مهاجمان داد که بدون درگیر شدن در نبردهای فرسایشی طولانی، مستقیماً به سمت شریان حیاتی شبهجزیره و دره رود تائهدونگ حرکت کنند.
سرنوشت پادشاه بوجانگ و خاندان سلطنتی چه شد؟
با سقوط پایتخت، پادشاه بوجانگ تسلیم نیروهای ائتلاف شد و همراه با اشراف و فرزندانش به چانگآن پایتخت تانگ تبعید گردید. گرچه امپراتور چین در ابتدا به او القاب افتخاری بخشید، اما چند سال بعد بوجانگ به دلیل توطئه و حمایت محرمانه از جنبشهای احیای گوگوریو به جنوب چین تبعید شد و در تنهایی درگذشت.
گاهشمار وقایع تا پایان کار امپراتوری
روند فروپاشی گوگوریو نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه فرآیندی پلهپله و پیوسته بود که از سقوط باکجه در سال ۶۶۰ میلادی آغاز و با محاصره نهایی پایتخت تکمیل شد. جدول زیر مقاطع حساس نظامی و سیاسی این برهه را به تفکیک زمان و پیامدها نشان میدهد:
| سال میلادی | رویداد تاریخی | پیامد مستقیم برای گوگوریو |
|---|---|---|
| ۶۶۰ میلادی | سقوط پادشاهی باکجه توسط ائتلاف تانگ و شیلا | از دست رفتن متحد جنوبی و محاصره شدن قلمرو گوگوریو از سمت جنوب |
| ۶۶۶ میلادی | مرگ سپهسالار یون گهسومون | آغاز جنگ قدرت میان فرزندان وی و ایجاد خلاء فرماندهی واحد |
| ۶۶۶-۶۶۷ میلادی | پناهندگی یون نامسنگ به دربار تانگ و خیانت نظامی | افشای کامل نقشهها و تسلیم پایگاههای کلیدی شمال رود یالو |
| ۶۶۸ میلادی (بهار) | پیشروی همزمان سپاه تانگ (به فرماندهی لی سه شی) و ارتش شیلا (به فرماندهی کیم یوشین) | محاصره کامل پایتخت و قطع زنجیره تأمین غلات ارتش گوگوریو |
| ۶۶۸ میلادی (اکتبر) | خیانت شین سونگ و سقوط نهایی پیونگیانگ | نابودی گوگوریو، اسارت پادشاه بوجانگ و پایان استقلال این تمدن |
روزهای آخر پیونگیانگ؛ محاصره و سقوط قطعی
در اواخر سپتامبر ۶۶۸ میلادی، صحنه اصلی نابودی گوگوریو در پیرامون دیوارهای شهر باستانی پیونگیانگ رقم خورد. ارتش شیلا به فرماندهی پادشاه مونمو و کیم یوشین[ از جنوب به پیونگیانگ رسیدند و نیروهای تحت امر ژنرال شوان فنگجی و لی سه شی نیز از شمال شهر را کاملاً احاطه کردند. محاصره بیش از یک ماه ادامه یافت و ذخایر غذایی درون شهر به پایان رسید.
یون نامگون، نخستوزیر وقت، رهبری مقاومت آخرین سنگرها را بر عهده داشت و هرگونه مذاکره برای تسلیم را رد میکرد. با این حال، ناامیدی در لایههای پایینتر ارتش نفوذ کرده بود؛ یک راهب بودایی به نام شین سونگ که مسئولیت حفاظت از دروازههای درونی دژ را بر عهده داشت، مخفیانه با ژنرالهای تانگ ارتباط برقرار کرد. شین سونگ در شب بیست و دوم اکتبر ۶۶۸ دروازهها را به روی سربازان مهاجم گشود و ارتش ائتلاف به داخل پیونگیانگ سرازیر شد.
شهر به آتش کشیده شد و انبارهای نظامی به غارت رفت. یون نامگون کوشید خودکشی کند، اما زنده اسیر و بعدها به دوردستها تبعید گردید. در پی این رخداد، پادشاه بوجانگ پرچم تسلیم را برافراشت و ارتشبد تانگ، فرمانداری نظامی به نام آندونگ دودوهوفو را برای اداره سرزمینهای اشغالشده تأسیس کرد تا نشانهای آشکار از انضمام گوگوریو به امپراتوری چین باشد.
پیامدهای ژئوپلیتیک و ظهور فرمانروایی بالهه
پیامدهای ناشی از نابودی گوگوریو موجی از بحرانهای انسانی و دگرگونیهای ساختاری را در شرق آسیا رقم زد. امپراتوری تانگ صدها هزار نفر از مردم گوگوریو، از جمله صنعتگران، سوارکاران ماهر و اشراف را به اجبار به مناطق مرکزی و غربی چین کوچاند تا از شکلگیری هستههای مقاومت جلوگیری کند. بسیاری از این مهاجران در فلات تبت یا مرزهای غربی امپراتوری مستقر شدند و ترکیب جمعیتی منطقه دگرگون گشت.
با این وجود، تانگ نتوانست برای مدتی طولانی این فتوحات را تثبیت کند. پادشاهی شیلا که دریافت چینیها قصد دارند تمامی شبهجزیره را مستعمره خود کنند، فورا با بازماندگان ارتش گوگوریو متحد شد و جنگهای خونین شیلا-تانگ (۶۷۰ تا ۶۷۶ میلادی) را آغاز کرد. شیلا موفق شد ارتش تانگ را به شمال رود تائهدونگ عقب براند و کنترل بخش عمده شبهجزیره را در دست گیرد که این دوران را عصر شیلای متحد مینامند.
از سوی دیگر، در مناطق شمالی منچوری، بازماندگان گوگوریو دست از مبارزه نکشیدند. یکی از افسران سابق ارتش به نام تائه جویونگ با رهبری بقایای ارتش گوگوریو و قبایل مالگال، سپاهیان تعقیبکننده تانگ را در نبرد تیانمنلینگ در هم شکست و پادشاهی بالهه را بنیان نهاد. بدینسان، میراث فرهنگی و نظامی گوگوریو در قالبی جدید در شمال شرق آسیا زنده ماند.
میراث گوگوریو در تاریخنگاری معاصر شرق آسیا
موضوع نابودی گوگوریو در دوران معاصر به یکی از چالشبرانگیزترین مناقشات تاریخی و هویتی میان چین، کره جنوبی و کره شمالی مبدل شده است. پروژه تاریخ شمال شرق چین که توسط دولت پکن در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به راه افتاد، گوگوریو را یک رژیم منطقهای اقلیتنشین در قلمرو تاریخی چین معرفی میکند؛ ادعایی که خشم گسترده مورخان و افکار عمومی کره را برانگیخته است.
در مقابل، سنت تاریخنگاری کرهای با تکیه بر متون باستانی نظیر سامگوک ساگی و سامگوک یوسا، گوگوریو را ستون اصلی تمدن سه پادشاهی و مبنای هویت ملی کره برمیشمارد. این رقابت فکری نشان میدهد که پیامدهای انهدام گوگوریو صرفاً یک نبرد نظامی در قرن هفتم نبوده، بلکه حافظه جمعی آن تا امروز در ژئوپلیتیک نوین حاکم است.
منابع
- Seth, Michael J. A Concise History of Korea: From the Neolithic Period through the Nineteenth Century. Rowman & Littlefield, 2006.
- Barnes, Gina L. State Formation in Korea: Emerging Elites. Routledge, 2001.
- Lee, Ki-baik. A New History of Korea. Translated by Edward W. Wagner with Edward J. Shultz. Harvard University Press, 1984.
- Ebrey, Patricia Buckley, and Anne Walthall. East Asia: A Cultural, Social, and Political History. Cengage Learning, 2013.
- Twitchett, Denis, and John K. Fairbank, eds. The Cambridge History of China, Volume 3: Sui and T’ang China, 589–906 AD, Part 1. Cambridge University Press, 1979.
- Graff, David A. Medieval Chinese Warfare, 300–900. Routledge, 2002.
- Swope, Kenneth M. The Military Collapse of China’s Ming Dynasty, 1618–44 (Contextual East Asian Siegecraft Studies). Routledge, 2014.
- Kim, Jinwung. A History of Korea: From “Land of the Morning Calm” to States in Conflict. Indiana University Press, 2012.
- Xiong, Victor Cunrui. Emperor Yang of the Sui Dynasty: His Life, Times, and Legacy. State University of New York Press, 2006.
- Pratt, Keith, and Richard Rutt. Korea: A Historical and Cultural Dictionary. Curzon Press, 1999.
- Nelson, Sarah M. The Archaeology of Korea. Cambridge University Press, 1993.
سؤالات متداول
نابودی گوگوریو در چه تاریخی رخ داد؟
نابودی گوگوریو رسماً در پاییز سال ۶۶۸ میلادی (در ماه دهم قمری، برابر با اکتبر) با اشغال پایتخت آن یعنی شهر پیونگیانگ توسط ارتش مشترک تانگ و شیلا رقم خورد.
کدام حکومتها عامل اصلی سقوط گوگوریو بودند؟
ائتلاف نظامی میان امپراتوری تانگ چین و پادشاهی شیلا عامل اصلی این رویداد بود که از دو جبهه شمال و جنوب به گوگوریو حمله کردند.
نقش یون گهسومون در نابودی این امپراتوری چه بود؟
یون گهسومون در دوران حیاتش مقتدرانه از کشور دفاع کرد، اما پس از مرگش در سال ۶۶۶ میلادی، جنگ برادرکشی میان سه پسرش و خیانت پسر ارشد او (نامسنگ) زمینه اصلی تهاجم موفق دشمنان را فراهم کرد.
آیا پس از سقوط گوگوریو این تمدن به کلی محو شد؟
خیر؛ بخشی از فرهنگ و اراضی گوگوریو توسط پادشاهی شیلا در دوران شیلای متحد حفظ شد و بخش شمالی آن بعدها با تأسیس حکومت بالهه توسط تائه جویونگ احیا گردید.

من خودم قبلاً در گوگوریو زندگی میکردم
گوگوریو در زمان گوان گایتو کبیر به قدری قدرتمندبود که تمام کشورهای آسیا ازش وحشت داشتن ….اما خب عمره خیلی طولانی داشت دیگه بلخره هررژیمی هرحکومتی هرسلسله بلاخره بهاروپاییزی دارن اما تالحظه آخر جنگیدن حتی اونو احیاکردن .دمشون گرم
چین
سلام امیر سیروس پور سوال داشتم بویو به دست گوگوریو نابود شده است یا نه.
بله.
گوگویور یک کشور باشکوه بود که توسط دانگ میونگ چومو امپراطور جومونگ تاسیس شد جومونگ با شکست دادند ارتش هان توانست گوگویور تأسیس کنند و اولین پایتخت آمد جولبون بود گوگویور میتوان علل سقوط آن زیاد باشد از جمله مقام تماجینگی جنگ داخلی دلقک بازی وزیر های گوگویور از جمله پنج قبایل حرص طعع همچنین پایتخت اصلا مکان خوبی نبود پایتخت بنظرم گونگنه سونگ بود خیلی بهتر بود گونگنه سونگ یک مکان خاص و مقدسیه تانگ برای حمله گوگویور باید از شبه جزیره لیائودونگ عبور میکرد این واقعا طبیعیه اما به رسیدن به گونگنه سونگ مسدود میشه همچنین این پایتخت از شیلا فاصلهای میگرفت اینجوری گوگویور شانس خیلی بهتر برای دفاع داشت خوب تاریخ هست نمیتوان برگشت پادشاهی با مردم مقتدر و شجاع بود من با چندین انسان کره ای صبحت کردم آنها گوگویور بهترین پادشاهی در تاریخ خودشون میدوننن همچنین جومونگ برایشان مقدسه فراموش نکنید تاریخ ما غنی تر و کهن هست گوگویور واقعا نفرین شده دفاعی و باشکوه بوده اما نه به عظمت هخامنشان اشکانیان ساسانیان
ببخشید میشه منابع رو هم ذکر کنید ممنون
ولی جالبه گوگوریویی که حتی ارتش بزرگ تانگ و سو رو شکست داد به این راحتی متلاشی و نابود شد
گوگوریو وسیع ترین و قوی ترین کشور آن زمان بوده که خیلی قوی بود و درود یر فرمانده جومونگ
آخه وسعت یک امپراطوری مگر دلیل بر خوب بودنشه؟ پس با منطق شما مغول ها و شوروی بهترین امپراطوری رو داشتن دیگه
زمان گوگوریو امکانات و رفاه چندانی برای شهروندان نبود
فقط شما از سریال ها وضع ۴ تا حاکم و وزیر اشراف زاده رو میبینید فکر میکنید کل ملتش زندگی شون همین مدلی بوده دیگه
همزمان با حمله چین و شیلا به گوگوریو اعراب هم به ایران حمله میکنن چین و ایران هم روابط خوبی داشتن ایران از چین درخواست نیرو میکنه ولی چون چین درگیر جنگ با گوگوریو بوده نیرو نمیفرسته و در آخر گوگوریو و ایران با هم سقوط میکنن
واقعا؟؟
نه بابا چرت و پرت میگه
چه ربطی داره؟
اولاً سال هایی که باهم جنگ داشتن تو یه دوره نبوده
دوم اینکه گوگوریو اون طرف دنیا
حتی یه کُره ای هم در خاورمیانه یافت نمیشده
و هزاران کیلومتر باهم فاصله داشتن
سوم آخرش نوشتی چین سقوط کرد چه ربطی به چین داشته؟ اون زمان در شرق چین سلسله تانگ حاکم بود که هیچ ارتباطی با ایران هم نداشت و تاسیس چین کمونیست چندصدسال بعد همین اواخر بود
اولین محدوده ای که جومونگ تصرف کرد و کشور گوگوریو رو تاسیس کرد الان جزو کشور چین هست پیونگ یانگ بعدا بهش الحاق شده و کره شمالی در واقع جنوب کشور گوگوریو بوده و کره جنوبی باقی مانده باکجه و شیلا بوده و حاکمان کره شمالی هم از خاندان خیتان هستن از فرهنگ و قوانین گوگوریو دیگه هیچی وجود نداره
عالی بود فقط گوگوریو با حمله مغول ها نابود نشد؟ چون گوگوریو از سال ۶۷۰ بوده و ۷۰۰ سال بعد حدودای ۱۲۶۰ میلادی نابود شده اما من یه جا خوندم سال ۱۲۶۰ میلادی جزیره یه سوشیما به دست مغول ها که تو
چین کره بودن نابود میشه
میگن تاریخ ۱۲۷۰ میلادی کره مال مغول ها بوده یعنی مغول ها بودن حمله کردن گوگوریو
اون که بدست مغولان نابود میشه گوریو هست نه گوگوریو ۳۰سال بعد از گوگوریو در جای قبلی گوگوریو حکومت بالهایی میاد و دویست سال بعد توسط چین نابود میشه باقی مانده میرن شیلا رو تصرف میکنن و گوریو رو تشکیل میدن و بعد گوریو توسط مغول نابود میشه
صحیح ولی گوریو توسط ارتش متحد مغول ها و چینی ها (مینگ) و شورش های داخلی از بین رفت و نابود شد
نه اینکه تاریخ شما عرب پرست ها خیلی خوب بوده جز بازندگی و فساد و شکست چیزی نداشتید. ۱۴۰۰ سال پر از بحران هویت هستید
اولاً اینکه تاریخچه کامنت های جنابعالی رو دیدم مشخصه شما با دین مشکل داری نه با قومیت یا امپراطوری خلفای عرب
هرچند به هیچ قومیتی توهین نباید کرد اما شما نشان دادید که دم از احترام و گفتار درست میزنید هیچ کدام را ندارید جناب عاریایی!
نه آداب دارید نه اینکه آدم حسابی هستید!
سوم اینکه تاریخ ایران هم گل و بلبل نبوده ها تاریخ ایران این قدر ظلم و سیاه و تاریک بوده که نمیشه در چند خط توضیحش داد حقایق برخلاف اون چیزی هست که تو کانال های تلگرامی به خوردتون دادند
لعنت به گوگوریو نیم وجبی سیاه اجنبی با تاریخ آلوده و پر از فساد و قتل و عام و کفر
گوگوریو یک کشورک فقیر و بی فرهنگ و کوچک بی ارزش بود که حتی ارزش نقد هم نداره
نابود شد تمام شد رفت فقط یک اسم ازش باقی موند
خیلی زیاده رَوی داشته ها
ولی پادشاهی جالبی بود. فیلم های جنگی هم که ازش الان میسازند تماشایی است
جوری هم نوشتی قتل و عام و سیاهی!!
ببخشید اروپا تو تاریخش جنگ و کشتار نداره؟؟ در حالی که اروپا جنگ راه می اندازه با تلفات میلیونی مثل جنگ ناپلئونی و جنگ هال داخلی و صلیبی و اول و دوم.. الان جنگ اوکراین و بعدیش هم با روسیه
چین و ژاپن رو هم که برات ننویسم دیگه
نیم وجبی هم نبوده. مساحت گوگوریو ۱۰ برابر برابر باکجه و شیلا بوده است
درضمن اون قسمتی که نوشتی فساد و کفر!!
داداش اولاً شما که اون موقع نبودی همچین تهمت هایی به مردم میزنی
شاید مردمی با ایمان و پاکدامن و درست کار و صادق بوده اند
دوم اینکه شما مسئول اعمال دیگران نیستی.حسابرسی دیگران با شما نیست.ماهم این جنگ ها و سریال های تاریخی رو برای سرگرمی میبینیم. (صدا و سیما هم که نظارت و کنترل داره حالا اگر یه سکانس بوسیدن دختر پسر باشه همون هم حذف شده از فیلم دیگه نگران چی هستید؟!!)
سوم اینکه اگر چندی شهروند بد هم داشته باشند دلیل نیست که دیگر به کل مردمشون تهمت بد بودن بزنید! بالاخره همه شهر ها و قوم ها افراد خوب و بد داره به ماهم مربوط نیست
پس چرا داری دربارش میخونی اگه انقدر منحطه؟
لامصب چینیهام اینطوری نظر نمیدنا(: ام الفسادهای تاریخ رو جاهای دیگه انقدر میتونی پیدا کنی که گوگوریو یک دهم اونهام فساد نداشته و به هرحال فرهنگ همین کره امروزی غالباً به گوگوریو برمیگرده و درنهایت نظر شما نه قابل احترامه و نه دارای اعتبار و فاقد اهمیت.
از وقتی که سریال جامیونگ گو را دیدم از گوگوریو
بیزار شدم
اتفاقاً باحاله که
بالاخره هرکسی یه برداشتی از سریال هایی که میبینه داره برای آرامش فکر و روح هم شده کامنت ها رو آدم نخونه بهتره!
واقعا زیباست خیلی متشکرم از شماکه تاریخ کشورهارو دراختیار مامیگذارید.پس گوگوریوهزارسال عمرنکرد۷۰۵سال که اونم زیاده عمرکردمن عاشق تاریخم. اما واقعا جومونگ ۴۰سال عمرکرد.اگر حرص ونامردیه مشاوران گوریو درسالهای آخرنبود این کشور بیشتر عمر میکرد
سلام. خیلی ممنون بابت همراهی تون
سلام آقا این گوگوریو واقعییه
سلام. بله. گوگوریو امپراطوری کره ای بود که در حد فاصل بین قرون اول قبل از میلاد تا قرن هفتم میلادی بر شمال شبه جزیره کره و بخش اعظمی از منچوری حکومت میکرد.
من چند تا از کامنت ها (نظرات) این صفحه رو خوندم فقط توهین به قومیت های مختلف بود
یکی به اروپا یکی کُره دیگری عرب دیگری هم به ژاپن!
همین آیه قرآن یا روایت بود رو مینویسم و میرم : هیچ قومی قوم دیگر را مسخره نکند شاید کسانی از قومی را که مسخره میکنید نزد خداوند ارزشمند و دارای مقام باشند
هر تاریخی هم برای مردمش محترمه این قدر راحت به هم توهین نکنید چه تورک باشید چه عرب چه فارس چه طرفدار یک تاریخ دیگه