ملکه کی

ملکه کی ( یا ملکه گی ،۱۳۱۵-۱۳۶۹/۱۳۷۰) که با نام ملکه ژی در زبان چینی و اولجی خوتوک در زبان مغولی شناخته می شود، یکی از ملکه های پیشرو امپراطور توگون تیمور از سلسله یوان و مادر بیلیگتو خان بود.او از خانواده ای اشرافی در پادشاهی گوریو بود.

زندگی نامه:

ملکه کی از شخصی به نام کی جائو در هنگجو (گویانگ امروزی) در گوریو متولد شد.او برادر بزرگتری به نام گی چول ( ) داشت.او صیغه ی سلطنتی توگون تیمور و مادر شد. بانو کی (که با نام نیز شناخته می شود) در یک خانواده اشرافی بروکرات با رده اجتماعی پائین متولد شد.تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، جامعه کره به چهارده رده اجتماعی تقسیم می شد که خانواده سلطنتی در صدر این رده بندی و برده ها در کف آن قرار داشتند. تعداد زیادی از پسران خواجه گوریو، دختران صیغه ای گوریو،شاهین ها، گیسانگ ها، غلات ، لباس ها، نقره و طلا به عنوان خراج به سلسله مغولی یوان فرستاده می شدند. به دلیل اعمال خواجه ای به نام ، گوریو متحمل پیامدهای دردآوری شد.پرداخت خراج موجب خسارت های بیشتری برای گوریو شد.در آن زمان و در سلسله یوان ازدواج با زنان اهل گوریو موجه بود.در سال ۱۳۳۳، بانو کی که در آن زمان نوجوان بود به عنوان ” خراج انسانی ” به یوان فرستاده شد زیرا پادشاهان گوریو مجبور بودند هر سه سال یک بار تعداد مشخصی از دختران زیباروی نوجوان را به منظور خدمت به عنوان صیغه های امپراطورهای مغولی به یوان بفرستند.بانو کی مایل نبود تا خانواده اش در گوریو را ترک کند و برخلاف میل باطنی اش به یوان برده شد زیرا او نمی خواست تا یک ” خراج انسانی” باشد.صیغه های  امپراطور برده های وی بودند و در واقع در حرمسرای پادشاه اقامت داشتند.بعد از اینکه وی به یوان رسید، کی تصمیم گرفت تا تمام تلاش خود را به منظور انتخاب به عنوان بهترین صیغه ای که می تواند بشود،به کار ببندد. او که بسیار زیبا بوده و در رقص ، گفت و شنود، خوانندگی، شعر سرایی و خطاطی مهارت داشت، به سرعت صیغه ی مورد علاقه ی توگون تیمور شد. امپراطور عاشق بانو کی شد و به زودی مشخص شد که توگون تیمور زمان بسیار زیادتری از همنشینی با ملکه اولش داناشیری را با بانو کی می گذراند.

ملکه اول داناشیری در ۲۲ جولای ۱۳۳۵ در یک تصفیه سیاسی بعد از شورش برادرش اعدام شد.زمانی که توگون تیمور تلاش کرد تا بانو کی را به عنوان همسر دوم ترفیع دهد، به دلیل اینکه این اقدام با استانداردهای عملی انتخاب همسر دوم تنها از میان قبایل مغولی در تضاد بود، این ترفیع بی سابقه برای یک زن اهل گوریو با چنان مخالفتی در دربار مواجه شد که امپراطور مجبور شد تا از تصمیم خود عقب نشینی کند.توگون تیمور تلاش کرد تا بانو کی را به عنوان ملکه منصوب کند ولی بایان که قدرت اصلی را در دربار در اختیار داشت، با این تصمیم مخالفت کرد و همچنین تفکر ملکه دواگر در این باره که که بانو کی بسیار باهوش و خطرناک می باشد باعث به وجود امدن ترس در وی شد و این ترس باعث شد او اقدام به مسموم کردن ذهن بایان کند.در سال ۱۳۳۹، بانو کی یک پسر به دنیا اورد. توگون تیمور تصمیم داشت او را ولیعهد بنامد و به همین دلیل سرانجام در سال ۱۳۴۰ توانست تا بانو کی را به عنوان همسر دوم خویش منصوب کند.به عنوان همسر محبوب امپراطور، بانو کی زنی بسیار قدرتمند در یوان بود.زمانی که بایان از دربار پاکسازی شد، بانو کی در سال ۱۳۴۰ به عنوان دومین ملکه رسید (ملکه ارشد بایان خوتوق از خونگیراد بود).

با گذر سال های دوران سلطنتش، توگون تیمور رفته رفته علاقه به حکومت کردن را از دست داد.در این زمان قدرت به طور فزاینده ای در دستان شخصی با استعداد از نظر اقتصادی و سیاسی به نام بانو کی بود.این موضوع به یکی از صلح آمیز ترین و موفق ترین دوران یوان و حتی کلی چین منجر شد. برادر بزرگتر بانو کی یعنی گی چول به عنوان فرمانده فرمانداری ناحیه شرقی مغول منصوب شده بود و در واقع او تحت نظر ملکه حاکم بالفعل گوریو بود.با این کار ملکه کی از نزدیک امور گوریو را تحت نظر داشت. پسر وی در سال ۱۳۵۳ به عنوان ولیعهد منصوب شد. با استفاده از خواجه اش باک بولهوا به عنوان یک پیشکار، او نبردی را به منظور وادار نمودن امپراطور به واگذاری سلطنت به پسرش آغاز کرد.اما اهداف وی برای امپراطور آشکار شد و امپراطور شروع به فاصله گرفتن از او کرد.

با تکیه بر جایگاه بانو کی در پایتخت سلطنتی، برادر بزرگترش گی چول اقدام به تهدید جایگاه که در آن زمان دولت وابسته مغول ها بود کرد.پادشاه گونگمین از گوریو در یک کودتا در سال ۱۳۵۶ خاندان کی را ریشه کن کرد. ملکه کی با انتخاب تاش تیمور به عنوان پادشاه جدید گوریو و فرستادن سربازان به گوریو به این اقدام واکنش نشان داد.اما سربازان مغول در حالی که در حین گذر از بودند توسط ارتش گوریو شکست خوردند.

در داخل پایتخت مغول، یک نبرد داخلی بین حامیان و مخالفان ولیعهد درگرفت. رهبر مخالفان سرانجام در سال ۱۳۶۴ پایتخت را تصرف کرد.پسر وی به نزد کوکه تیمور که از او حمایت می کرد فرار نمود ولی ملکه کی توسط به زندان انداخته شد. سال بعد توسط کوکه تیمور برانداخته شد. یکبار دیگر ملکه کی سعی نمود تا اینبار به کمک کوکه تیمور پسرش را به عنوان خاقان منصوب کند ولی این اقدام بیهوده بود. بعد از اینکه بایان خوتوق فوت کرد، ملکه کی به عنوان ملکه ارشد ترفیع یافت.

سقوط حکومت مغول در چین در سال ۱۳۶۸ ملکه کی را وادار کرد تا به یین چانگ فرار کند. در سال ۱۳۷۰، توگون تیمور فوت نمود و پسرش به سلطنت رسید. ملکه کی به عنوان ملکه بزرگ رسید اما مدت کوتاهی بعد از آن فوت نمود.

ملکه کی

امیر سیروس پور

امیر سیروس پور هستم.علاقمند به تاریخ شبه جزیره ی کره.امیدوارم بتونم کمکی در شناخت تاریخ این منطقه ی کهن بکنم.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar