زندگینامه مستند ملکه کی: از بانوی پیشکششده تا امپراتوریس قدرتمند یوآن
ملکه کی (به کرهای: 기황후، متولد ۱۳۱۵ – درگذشته ۱۳۶۹ یا ۱۳۷۰ میلادی)، که در زبان مغولی با نام اولجی خوتوغ (Öljei Khutugh) نیز شناخته میشود، یکی از همسران اصلی طغون تیمور (آخرین امپراتور سلسله یوآن چین) و مادر آیوشیريدارا (امپراتور بعدی سلسله یوآن شمالی) بود. او که در اصل بهعنوان یک بانوی خراجگذار یا پیشکششده از پادشاهی گوریو به دربار مغولها فرستاده شده بود، توانست با هوش، ذکاوت و نفوذ سیاسی بینظیر خود دربار امپراتوری را تحت کنترل درآورده و به یکی از قدرتمندترین و تأثیرگذارترین زنان در تاریخ شرق آسیا تبدیل شود.
ملکه کی کیست و چگونه به دربار یوآن راه یافت؟
ملکه کی در خاندانی اشرافی اما از طبقات پایینتر در پادشاهی گوریو (کره امروزی) به دنیا آمد. پدرش گی جا-او (Gi Ja-oh) یک مقام دولتی بود. در آن دوران، پادشاهی گوریو تحت سلطه و خراجگزار امپراتوری یوآن[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه سلسله یوآن و امپراتوری مغول در چین] بود. یکی از دردناکترین بخشهای این خراجگزاری، سیستمی به نام «گونیو» (Gongnyeo) یا زنان پیشکششده بود که در آن پادشاهی گوریو مجبور بود سالانه دختران جوان و زیبایی را برای خدمت به عنوان صیغه، خدمتکار یا همسر مقامات به دربار مغول بفرستد.
در اواخر دهه ۱۳۲۰ میلادی، ملکه کی نیز به عنوان یکی از همین دختران خراجگذار به پکن (پایتخت آن زمان یوآن به نام خانبالیق) فرستاده شد. او در ابتدا به عنوان یک خدمتکار ساده در قصر امپراتوری مشغول به کار شد. با این حال، زیبایی خیرهکننده، استعداد در رقص و آواز، و ذکاوت سیاسی او به سرعت توجه طغون تیمور (امپراتور هویزونگ) را به خود جلب کرد. طغون تیمور که از کنترل مقامات قدرتمند مغول بر دربار خسته شده بود، در وجود این بانوی کرهای همدمی وفادار و مشاوری باهوش یافت.
ورود او به دربار با مخالفتهای شدیدی روبرو شد. ملکه اصلی امپراتور، ملکه داناشری (از خاندان قدرتمند الچیدای)، به شدت به ملکه کی حسادت میورزید و بارها او را مورد آزار، شکنجه و تحقیر قرار داد. با این وجود، ملکه کی توانست با سیاست و صبر، جایگاه خود را حفظ کند. پس از شورش خاندان داناشری و اعدام او، مسیر برای صعود این بانوی اهل گوریو هموارتر شد، هرچند که دربار مغول همچنان از پذیرش یک زن غیرمغول به عنوان ملکه اصلی امتناع میکرد.
آیا ملکه کی یک شخصیت واقعی در تاریخ است؟
بله، ملکه کی یک شخصیت کاملاً واقعی و مستند در تاریخ آسیا است. نام و اعمال او به تفصیل در متون تاریخی معتبری همچون «گوریوسا» (تاریخ رسمی گوریو) و «یوانشی» (تاریخ رسمی سلسله یوآن) ثبت شده است. برخلاف تصویر رمانتیکی که در درامهای تلویزیونی از او نشان داده میشود، متون تاریخی او را زنی بسیار جاهطلب، زیرک و گاهی بیرحم توصیف میکنند که برای حفظ قدرت خود و خاندانش از هیچ اقدامی فروگذار نکرد و نقش مهمی در تحولات اواخر سلسله یوآن ایفا نمود.
صعود به قدرت: مسیر ملکه کی از خدمتکاری تا مقام امپراتوریس
پس از مرگ ملکه داناشری، طغون تیمور قصد داشت ملکه کی را به عنوان ملکه اصلی خود معرفی کند، اما بایان (فرمانده کل ارتش و قدرتمندترین مقام دربار) به شدت با این امر مخالفت کرد و استدلال نمود که تنها یک زن از تبار اصیل مغول میتواند امپراتوریس باشد. در نتیجه، بیان خوتوغ از قبیله خونگیراد به عنوان ملکه اصلی انتخاب شد و ملکه کی به عنوان همسر دوم (صیغه سلطنتی درجه یک) قناعت کرد.
با این حال، تولد اولین پسر امپراتور، آیوشیريدارا، در سال ۱۳۳۹ میلادی، جایگاه ملکه کی را در دربار تثبیت کرد. این اتفاق باعث شد تا او نفوذ بیسابقهای بر امپراتور پیدا کند. در سال ۱۳۴۰ میلادی، با سقوط و تبعید بایان قدرتمند، ملکه کی و متحدانش ادارهی امور مالی و بخش بزرگی از دربار را در دست گرفتند. او نهادی به نام «دیوان رفاه و تامین» (Department of State Affairs) تأسیس کرد که از طریق آن ثروت هنگفتی جمعآوری نمود و شبکهای از وفاداران به خود را در سراسر امپراتوری پراکنده ساخت.
نفوذ او به حدی رسید که توانست بسیاری از مقامات هموطن خود (اهل گوریو) و خواجههای دربار را در مناصب کلیدی دولت یوآن منصوب کند. یکی از معروفترین این افراد، خواجه باک بولهوا (Bak Bulhwa) بود که به عنوان دست راست ملکه کی عمل میکرد. در نهایت، پس از مرگ بیان خوتوغ در سال ۱۳۶۵ میلادی، ملکه کی رسماً به عنوان امپراتوریس اول سلسله یوآن تاجگذاری کرد، اتفاقی که برای یک زن غیرمغول در تاریخ این امپراتوری بیسابقه بود.
رابطه ملکه کی با امپراتور طغون تیمور چگونه بود؟
بر اساس منابع تاریخی، رابطه طغون تیمور و ملکه کی در ابتدا بر پایه عشق و شیفتگی شدید امپراتور به او بنا شده بود. امپراتور که شخصیتی ضعیف و بیعلاقه به امور کشورداری داشت، به تدریج تمام مسئولیتهای حکومتی را به ملکه کی و متحدانش واگذار کرد. با گذشت زمان، این رابطه از یک عشق رمانتیک به یک شراکت سیاسی پیچیده تبدیل شد. در سالهای پایانی امپراتوری، ملکه کی حتی تلاش کرد تا طغون تیمور را مجبور به استعفا کند تا پسرش آیوشیريدارا را بر تخت بنشاند، اقدامی که باعث ایجاد شکاف و تنشهای مقطعی بین او و امپراتور شد، هرچند امپراتور هرگز نتوانست قدرت او را محدود کند.
نقش سیاسی و نظامی ملکه کی در امپراتوری یوآن و گوریو
دوران اقتدار ملکه کی تنها محدود به داخل دیوارهای قصر نبود. او سیاستهای کلان امپراتوری را تعیین میکرد و تأثیر عمیقی بر زادگاهش، گوریو، گذاشت. او با استفاده از قدرت خود، خانوادهاش را در گوریو به بالاترین مقامات رساند. برادر بزرگتر او، گی چول (Gi Chol)، با حمایت خواهرش به قدرتمندترین فرد در گوریو تبدیل شد و عملاً پادشاه گوریو را دور زد. خاندان گی در گوریو به فساد، زمینخواری و ظلم به مردم شهرت یافتند که این امر باعث نارضایتی شدید در شبهجزیره کره شد.
اقدامات کلیدی و پیامدهای سیاسی دوران قدرت او را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- تغییر ساختار قدرت در دربار یوآن: جایگزینی مقامات سنتی مغول با نخبگان وفادار اهل گوریو و خواجههای دربار.
- مداخله مستقیم در پادشاهی گوریو: تحمیل سیاستهای یوآن بر گوریو و تلاش برای عزل پادشاهانی که از خاندان او اطاعت نمیکردند.
- حمایت از بودیسم: ساخت معابد باشکوه و حمایت مالی گسترده از راهبان بودایی در سراسر امپراتوری برای کسب مشروعیت مذهبی.
- تشدید بحرانهای داخلی: تمرکز قدرت در دستان خاندان گی باعث شورشهای داخلی و تضعیف ارتش مرکزی یوآن در برابر شورشیان کلاهقرمز چین[پیشنهاد لینک داخلی: شورش دستار سرخها و سقوط یوآن] شد.
در سال ۱۳۵۶ میلادی، پادشاه گونگمین از گوریو که قصد داشت استقلال کشورش را از یوآن پس بگیرد، در یک حمله غافلگیرانه گی چول و تمام اعضای خاندان گی را به جرم خیانت و فساد اعدام کرد. ملکه کی که از کشته شدن خانوادهاش به شدت خشمگین بود، لشکری ده هزار نفره را به فرماندهی ژنرالهای مغول برای تنبیه پادشاه گونگمین و نصب یک پادشاه دستنشانده به گوریو فرستاد. اما این لشکرکشی با شکست فاجعهباری از ارتش گوریو مواجه شد و ارتش یوآن تقریباً نابود گردید. این شکست نظامی ضربه مهلکی به اعتبار ملکه کی در دربار یوآن وارد کرد.
سقوط امپراتوری یوآن و سرنوشت نامعلوم ملکه کی
در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ میلادی، امپراتوری یوآن با بحرانهای متعددی از جمله قحطی، سیلابهای ویرانگر رودخانه زرد، تورم اقتصادی و شورشهای گسترده دهقانی (به رهبری گروهی معروف به دستار سرخها) دست و پنجه نرم میکرد. ملکه کی به جای تمرکز بر دفع این شورشها، درگیر جنگهای جناحی در داخل دربار بود. او با یکی از قدرتمندترین ژنرالهای مغول به نام بولو تیمور وارد جنگ قدرت شد که این درگیریهای داخلی، آخرین رمقهای ارتش یوآن را گرفت.
در سال ۱۳۶۸ میلادی، نیروهای شورشی چینی به رهبری ژو یوانژانگ (که بعدها امپراتور هونگوو و بنیانگذار سلسله مینگ نام گرفت) به پکن حمله کردند. دربار یوآن که توان مقاومت نداشت، پایتخت را رها کرده و به سمت استپهای شمالی (مغولستان امروزی) گریختند. ملکه کی، طغون تیمور و پسرشان آیوشیريدارا موفق شدند به شهر یینگچانگ (Yingchang) در مغولستان داخلی فرار کنند.
ملکه کی چگونه درگذشت و مقبره او کجاست؟
پس از فرار به یینگچانگ در سال ۱۳۶۸، نام ملکه کی به طور ناگهانی از تمامی متون و سوابق تاریخی محو میشود. هیچ سند تاریخی معتبری درباره زمان دقیق مرگ، نحوه درگذشت یا محل دفن او وجود ندارد. برخی مورخان حدس میزنند که او اندکی پس از سقوط پایتخت، در سال ۱۳۶۹ یا ۱۳۷۰ میلادی، بر اثر بیماری یا کهولت سن در استپهای مغولستان درگذشته است. مقبره او هرگز کشف نشده است و پایان زندگی او همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
تفاوتهای سریال تلویزیونی با تاریخ واقعی ملکه کی
در سال ۲۰۱۳، یک سریال درام تاریخی محبوب در کره جنوبی با عنوان «ملکه کی» (Empress Ki) با بازی ها جی-وون ساخته شد. اگرچه این سریال بر اساس زندگی این شخصیت تاریخی ساخته شده است، اما برای ایجاد جذابیتهای دراماتیک، تغییرات بسیار گستردهای در واقعیتهای تاریخی ایجاد کرده است. بسیاری از مورخان از این سریال به دلیل تطهیر چهره ملکه کی و نادیده گرفتن اقدامات ظالمانه او انتقاد کردهاند.
در جدول زیر، مهمترین تفاوتهای بین روایت این سریال و واقعیت تاریخی مقایسه شده است:
| ویژگی / رویداد | روایت در سریال تلویزیونی | واقعیت مستند تاریخی |
|---|---|---|
| شخصیت و انگیزه | زنی قهرمان، مهربان و فداکار که برای محافظت از مردم گوریو میجنگد. | سیاستمداری جاهطلب و بیرحم که به قیمت رنج مردم گوریو، به دنبال قدرت مطلق بود. |
| رابطه با پادشاه گوریو | عشق اول او وانگ یو (پادشاه گوریو) بود و پسری از او داشت. | کاملاً ساختگی است. هیچ رابطه عاشقانهای با پادشاهان گوریو نداشته و پسری به نام ماها در تاریخ وجود ندارد. |
| خاندان گی در گوریو | خانوادهای مظلوم که قربانی دسیسهها شدند. | خاندانی به شدت فاسد، ظالم و منفور که از قدرت ملکه کی سوءاستفاده میکردند. |
| حمله به گوریو | در سریال این مسئله کمرنگ یا توجیه میشود. | او رسماً ارتش یوآن را برای نابودی حکومت گوریو و انتقام خون برادرش فرستاد (که شکست خورد). |
| دوران کودکی و نوجوانی | به عنوان یک پسر جنگجو بزرگ شد و مهارتهای رزمی داشت. | هیچ سند تاریخی مبنی بر مهارتهای رزمی یا پوشش مردانه او وجود ندارد؛ او دختری اشرافی بود. |
در نهایت، بررسی تاریخی زندگی ملکه کی نشان میدهد که او یکی از پیچیدهترین چهرههای تاریخ است؛ زنی که توانست از پایینترین درجات بردگی و تبعید، به بالاترین جایگاه قدرت در بزرگترین امپراتوری زمان خود برسد، اما همین جاهطلبی بیحدومرز او، کاتالیزوری برای سقوط همان امپراتوری و نابودی خاندانش در زادگاهش شد.
منابع
- تویچت، دنیس و فرانک، هربرت. تاریخ چین کمبریج، جلد ۶: رژیمهای بیگانه و دولتهای مرزی، ۹۰۷-۱۳۶۸ میلادی. انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۴.
- کیم، جینوونگ. تاریخ کره: از سرزمین آرامش صبحگاهی تا دولتهای درگیر. انتشارات دانشگاه ایندیانا، ۲۰۱۲.
- جونگ، این-جی و دیگران. گوریوسا (تاریخ رسمی سلسله گوریو). تکمیل شده در سال ۱۴۵۱ میلادی، آرشیو ملی تاریخ کره.
- سونگ، لیان. یوانشی (تاریخ رسمی سلسله یوآن). متون کلاسیک تاریخی چین، تکمیل شده در سلسله مینگ (۱۳۷۰ میلادی).
- موسسه مطالعات تاریخ کره. بررسی تطبیقی درامهای تاریخی و اسناد مکتوب. مجله مطالعات رسانه و تاریخ، ۲۰۱۴.
سؤالات متداول
۱. ملکه کی در چه سالی به قدرت رسید؟
او در سال ۱۳۴۰ میلادی با تولد پسرش و سقوط مخالفانش به قدرت اصلی دست یافت، اما تاجگذاری رسمی او به عنوان امپراتوریس اول در سال ۱۳۶۵ میلادی انجام شد.
۲. آیا ملکه کی به مردم کره (گوریو) کمک کرد؟
خیر، برخلاف تصور عمومی و سریالهای تلویزیونی، او از قدرت خود برای تسلط بر گوریو و ارتقای خاندان فاسد خود استفاده کرد و حتی ارتشی برای سرنگونی پادشاه گوریو فرستاد که باعث نفرت مردم از او شد.
۳. چند فرزند از ملکه کی به جا ماند؟
در تاریخ تنها یک فرزند پسر به طور قطع به او نسبت داده شده است که آیوشیريدارا (امپراتور ژائوزونگ از یوآن شمالی) نام داشت.
۴. دلیل اصلی سقوط سلسله یوآن چه بود و ملکه کی چه نقشی در آن داشت؟
فساد ساختاری، قحطی و شورش دستار سرخها دلایل اصلی بودند. ملکه کی با تمرکز بر جنگهای قدرت جناحی در داخل دربار به جای مقابله با شورشیان، عملاً روند فروپاشی امپراتوری را تسریع کرد.
۵. سریال کرهای ملکه کی چقدر به واقعیت نزدیک است؟
این سریال بیشتر یک اثر سرگرمکننده و رمانتیک-تخیلی است تا یک مستند تاریخی. شخصیتپردازیها، روابط عاشقانه و بسیاری از رویدادهای کلیدی سریال با واقعیتهای تلخ تاریخی مغایرت کامل دارند.
می خواستم بپرسم که آیا پادشاهان بعدی
یوان شمالی از نسل امپراتوریس گی هستند؟
اون چیزی که ثابت شده این هست که تنها پسر خود ملکه کی به عنوان امپراطور یوان شمالی از نسل ایشون بوده. بقیه امپراطورهای یوان شمالی از نسل ایشون نبودن.
خیلی ممنون از پاسخگویی شما.توفیق یارتان.
خواهش میکنم دوست عزیز. موفق باشید.
درود.خسته نباشید.با خواندن این مطالب کنجکاو شدم تا خانواده ی امپراتوریس گی به خصوص دوکسونگ گی چول را بیشتر بشناسم.
سلام.سلامت باشید. متاسفانه در مورد خانواده گوریویی ملکه کی چیز زیادی باقی نمونده. همین ها هست که در مطلب اشاره شده.
علت فوت ملکه کی چه بود ؟
چرا اسمی از وانگ یو نیست؟
سلام. علت فوت ملکه کی مشخص نیست ولی به احتمال زیاد به علت بیماری از دنیا رفته.
شخصیت وانگ یو همون پادشاه چونگ هه از گوریو هست ولی در تاریخ هیچ ارتباطی با ملکه کی نداشت و ارتباطشون تنها تخیلات نویسنده هست.
سلام لطفا برای تاناشیری م بزارید
در من من این فیلمو چند بار از سال تولیدش تا الا دیدم
ممنون بابت این همه اطلا عات من واقعیت از شخصیت ملکه کی خوشم میاد وسریال های کره ای رو دوست دارم
سلام. ممنون. لطف دارین.
یعنی تو اون اواخر ملکه کی طغیون تیمور اختلاف داشتن؟
می گید حکومت سقوط کرده پس چطوری پسر ملکه کی به تخت نشست؟
من خوندم که فقط به مناطق شمالی یوان تونست حکومت کنه
و بعد از اینکه ملکه کی در سال ۱۳۶۸ فرار کرد تغیون تیمور اسیر شد تو اسارت بر اثر بیماری در سال۱۳۷۰ دقیقا همون سالا که ملکه کی مرد تغیون تیمور هم مرد
یعنی ملکه کی تغیون تیمور رو رعا کرد به تهنایی فرار کرد؟
در حالی که تو سریال تغیون تیمور تو قصر و دو سال قبل از فوت ملکه کی فوت کرد. تو سریال خیلی محتوای واقعی رو عوض می کنن برای اینکه مردم ببینن و شخصیت ها رو تو ذهنشون بزرگ کنن
میشه لطفا تو ضیح بدید ممنون می شم
بسیار الی
درود
مطلب جالبی در مورد ملکه کی بود اما بنظر من سریالش هیچ شباهتی به واقعیت نداره و یه چیز این که ملکه کی یک دیکتاتور بودن که در سریال اینو مشاهده نکردم واقعا جای تاسفه این همه هزینه برای ساخت سریال اما همش تخیلات نویسنده عجیبه و واقعا با سریال های غربی اصلا قابل مقایسه نیست از هر نظر ضعیف بودن…
شخص سازنده سریال کره ای هستش و چون بانو کی اصالتا کره ای هست سعی در تحریف تاریخ کرده ، در همه سریالهای تاریخی کره ای این مسئله (تحریف تاریخ)وجود داره اما به خاطر کیفیت و زیبایی این سریالها کسی به این مسائل توجه نمیکنه ، اونها بر خلاف ما واقعا دارن کار میکنن و به گونه ای فخر فروشی فرهنگی میکنن ،
شما معلومه فیلمو خوب ندیدین…اول سریال نوشتن که این داستانش دقیقا بر حسب واقعیت نیست…نویسنده اگه میخواست همین داستان رو فیلمش رو بسازه نه توگون محبوب میشد و نه سونگ نیانگ….پس واسه چی باید فیلمی رو میساخت که شخصیت هاش ادمای دیکتاتوری باشن و محبوب نباشه….همونطور که از ریتینگ سریال و جایزه هاش معلومه این داستان رو خیلیا دوس داشتن و دارن
دوست عزیز شماسایت هاومقاله های خارجیوبخونی میفهمی که اونقدری که شمامیگی نیانگ دیکتاتورنبوده ودلیلی که بهش میگن ملکه ای بی رحم به خاط کشتن وازراه برداشتن دوملکه قبلی بوده که ملکه اول که به خاطر شورش پدرش اعدام شد وهردو انسان های درستی نبودن وقصرهمینه!همیشه زن هاومردها درپی قدرت بیشترن ودلیل بربدبودنشون نیست
اتفاقایکی از بزرگترین زنانه دنیاعه ملکه کی فردی که تو۱۶سالگی به عنوان خراج انسانی فرستاده میشه به کشوردیگه وبعدباهوشش وزرنگیش میشه قدرتمندترین فردکشورجای تحسین داره
وخیلی از اتفاقای سریال(جز وانگ یو واتفاقات مربوط به اون)واقعیت داشتن حالاباکمی مبالغه که توهمه سریال های تاریخی بوده
به نظر من اعدام ملکه تاناشیری منصفانه نبود امپراتور میتونست تبعید کند واعدامش ناجایز بود کلا به نظز من در مورد شخصیتهای تاریخی هم نکات مثبت ومنفی وجود دارد که به نظر من منصفانه اش این هست که آدم کار خوب رو بگه خوبه وکار اشتباه رو بگه اشتباه هست
شما هم میفرمایید تو قصر رسم این بوده ودلیل بر بد بودن نمیشود اما دو ملکه قبل رو نادرست دونستید
البته این که ملکه کی غیر منصفانه برده شده وتوانسته حاکم ان کشور بشود نشان دهنده هوش هست
اما موارد اشتباهی که در فیلم بود زنده سوزاندن ناتاشیری توسط ملکه کی بود که از نظر تاریخی فکر کنم اشتباه بود وسم خورانده شد
ودر منابع تاریخی من پیدا نکردم که امپراتور با شخصی بنام بانو پارک رابطه داشته واز اون بچه داشته وتاناشیری اون رو کشته
سلام،ممنون از مطالب مفیدتون….یک سوال:وانگ یو در سریال ملکه کی همان چونگ هیه که در لیست پادشاهان گوریو اومده؟؟ آخه سال های زندگانی و سال های حکومتش با سال های حکومت امپراطور هویزونگ یوآن و هم چنین سرگذشت و پادشاه شدنش در زمان حیات پدرش و بعد عزل شدن و دوباره منصوب شدنش خیلی شبیه وانگ یو سریال ملکه کی هست……….البته شخصیت وانگ یو و چونگ هیه زمین تا آسمون فرق دارند و به نظرم نصف شخصیت وانگ یو در ملکه کی منشا گرفته از تخیل نویسندس نه واقعیت درسته؟؟
سلام.خواهش میکنم. لطف دارین
سلام بله وانگ یو هموان پادشاه چونگ هی هست.
دقیقا درست متوجه شدین. شخصیت واقعی این پادشاه با اونی که تو سریال توصیف شده خیلی فرق داره.
سلام خیلی جالب بود ممنون از مطلبتون من سریال ملکه کی رو خیلی دوست داشتم و این تاریخشون خیلی جالب دلم میخواد بدونم آیوشیریدا چه جور پادشاهی بود در تاریخ چین ازش اثری هست؟؟
سلام. متاسفانه در مورد تاریخ چین اطلاعی ندارم. شرمنده
خیلی خیلی ازتون ممنونم بابت توضیحاتی که دادید.من در حال تماشای سریال ملکه کی هستم و با مطالعه ی تاریخ اصلی ملکه کی بیش از پیش به این سریال علاقمند شدم و باید بگویم که بانو کی واقعا یک زن جسور و قابل ستایشه.گرچه شرقی ها به خاطر رفتار های انتقام جویانه ایشان را یک زن پلید می پندارن اما من به عنوان یک دختر جوان اعلام می کنم که اگر جای بانو کی بودم همین کار ها را می کردم و از اقدامات ایشون حمایت می کنم.چون این شرایط زمان و مکانه که انسانها را محک میزنه و بانو کی نشان داد با شرایط خاصی که داشت توانست پیروز میدان شود.چقدر هم پایان زندگی ایشان غم انگیز بود.
مجددا تشکر می کنم و امیدوارم موفق باشید.باز هم از تاریخ کره مطلب بگذارید.
سلام. خواهش میکنم و تشکر بابت کامنتتون.
به روی چشم.
سلام ودرود بیشتر انسانهای موجود در تاریخ نکات مثبت ومنفی دارند که نظر من این هست که آدم براساس وجدان واخلاق کارهای خوب رو میگوید خوب است وکارهای بد هم میگوید کار بد هست ملکه کی هم تو تاریخ میگوید کارهای خیریه وخوب داشته وکشور هم مدیریت کرده
اما در کل انصاف میگوید آدم باید در انتقام هم حد نگه دارد
البته در تاریخ اعدام ملکه تاناشیری رو به پادشاه طغون تیمور نسبت دادند
اما خب پادشاه میتوانست به جای اعدام اون ملکه تاناشیری رو از مقامش خلع کند وتبعیدش کند وبه نظرم اعدامش ضرروی نبود