پادشاه جومونگ؛ زندگینامه، حقایق تاریخی و ناگفتههای بنیانگذار امپراتوری گوگوریو
پادشاه جومونگ (Dongmyeong of Goguryeo) بنیانگذار پادشاهی باستانی گوگوریو در سال ۳۷ پیش از میلاد و یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ و اسطورهشناسی شبهجزیره کره است. او با خروج از سرزمین بویو و ایجاد اتحادی پایدار میان قبایل منطقه جولبون، نخستین پایههای امپراتوری قدرتمند گوگوریو را بنا نهاد و در تاریخ با لقب افتخاری دونگمیونگ سونگوانگ (پادشاه مقدس شرق) شناخته میشود.
شخصیت پادشاه جومونگ در گذر هزارهها تلفیقی شگفتانگیز از گزارشهای تاریخی کهن، باستانشناسی مدرن و اسطورههای حماسی شرق آسیا بوده است. نام او در منابع اصلی شرق دور با عناوینی نظیر «چومو» (Chumo) و «دونگمیونگ» ثبت گردیده و تبار او نقشی بنیادین در مشروعیتبخشی به سلسلههای پادشاهی پس از خود ایفا کرده است. واکاوی زندگی این فرمانروای برجسته نیازمند بررسی تطبیقی کهنترین اسناد مکتوب، تحلیلهای آکادمیک دانشگاهی و شواهد باستانشناختی کتیبهها است تا مرز میان اسطورههای باستانی و واقعیتهای عینی حکمرانی او مشخص شود.

پادشاه جومونگ کیست؟ ریشهشناسی نام و القاب سلطنتی
بر اساس بررسیهای زبانشناختی و اسناد بر جای مانده از زبان کرهای کهن و زبانهای قبایل تونگوزی، واژه «جومونگ» (Jumong / 朱蒙) در گویش باستانی بویو به معنای «کماندار ماهر» یا «استاد تیراندازی» بوده است. مهارت استثنایی او در تیراندازی با کمان و نبردهای سوارهنظام، جایگاه ویژهای در نامگذاری و هویت تاریخی او داشته است. این نام در کتیبهها و اسناد مختلف دورههای تاریخی با نگارشهای متفاوتی همچون چومو، جونگمو و سانگهه ثبت شده است.
پس از درگذشت، عنوان سلطنتی و پسامرگی دونگمیونگ سونگوانگ (동명성왕 / 東明聖王) به معنای «پادشاه مقدس و روشنگر شرق» به وی اعطا شد. پژوهشهای آکادمیک در تاریخنگاری شرق آسیا نشان میدهد که عنوان دونگمیونگ در ابتدا به بنیانگذار افسانهای پادشاهی بویو اختصاص داشته است، اما با گذر زمان و قدرتگیری سلسله گوگوریو، نخبگان سیاسی این کشور اسطوره مشروعیتبخش دانگمیونگ را با نام چومو (جومونگ) پیوند زدند تا اقتدار معنوی و برتری تبار خود را بر تمامی قبایل شمالی به اثبات برسانند.
پادشاه جومونگ نام خانوادگی «گو» (Go / 高) را به معنای بلندمرتبه و والا برای خاندان سلطنتی خود برگزید. این تبار سلطنتی بیش از هفت قرن بر امپراتوری گوگوریو حکمرانی کرد و به یکی از طولانیترین و پرافتخارترین سلسلههای پادشاهی در تاریخ آسیای شرقی تبدیل شد.
روایتهای تاریخی پیرامون تولد و خاستگاه تباری پادشاه جومونگ
روایت زایش و دوران نخستین زندگی پادشاه جومونگ با هالهای از اساطیر کیهانی و خورشیدی آمیخته شده است. در متن کتابهای مرجع سامگوک ساگی و سامگوک یوسا، مادر او بانو یوها دختر هابک (خدای رودخانهها و آبها) و پدر آسمانی او هموسو، پسر امپراتور آسمان معرفی شدهاند. پیوند این دو عنصر طبیعی—آسمان و آب—در تفکر باستانی کره، پیامی آشکار از مشروعیت الهی و برتری کیهانی فرمانروا برای هدایت قبایل به شمار میرفت.
بر اساس افسانه سنتی، پس از آنکه گوموا پادشاه بویو شرقی بانو یوها را در قصر پناه داد، پرتو نوری خورشیدی بر یوها تابید و او تخم بزرگی به دنیا آورد. درباریان و پادشاه که از این واقعه شگفتزده شده بودند، تلاش کردند تا آن را میان حیوانات وحشی و درندگان رها کنند، اما حیوانات به جای صدمه زدن از آن محافظت کردند. سرانجام پس از شکسته شدن تخم، پسری تنومند و بااستعداد زاده شد که او را به سبب مهارت ذاتیاش در کمانداری، جومونگ نام نهادند.

مورخان معاصر و پژوهشگران تاریخ باستان معتقدند که افسانه تولد از تخم (Egg-birth myth) که در میان تمدنهای مختلف اوراسیا و آلتایی رایج بوده، استعارهای نمادین از یک تولد خارقالعاده، ظهور منجی قبیلهای و اعلام گسست تباری از طبقات اشرافی فاسد پیشین است. این روایت بستری ایدئولوژیک فراهم ساخت تا پادشاه جومونگ بتواند خود را بدون وابستگی صرف به اشراف بویو، رهبری الهی معرفی کند.
مهاجرت از بویو شرقی و بنیانگذاری پادشاهی گوگوریو در ۳۷ پیش از میلاد
با رشد جومونگ در دربار پادشاهی بویو شرقی، حسادت و بیم شاهزادگان دربار، بهویژه تسو (Daeso) فرزند ارشد پادشاه گوموا، برانگیخته شد. مهارتهای استثنایی جومونگ در سازماندهی نظامی، محبوبیت عمومی و استعداد رزمی او، احساس خطری جدی برای جانشینی سلطنت در بویو ایجاد کرد. با آگاهی از توطئههای سوءقصد، جومونگ به همراه چند تن از یاران وفادارش—از جمله اوی، ماری و هیوبو—ناچار به ترک شبانه دربار و فرار به سمت جنوب شد.
در ادبیات حماسی کره آمده است که در جریان تعقیب سوارهنظام بویو، جومونگ به رودخانهای عمیق و خروشان رسید؛ او با فریاد زدن تبار آسمانی و مادری خود، از موجودات آبزی استمداد طلبید و لاکپشتها و ماهیان با تشکیل پلی بر سطح آب، مسیر عبور او را هموار ساختند و مانع دسترسی تعقیبکنندگان شدند. فراتر از جنبه اسطورهای، این واقعه نشاندهنده راهبرد ژئوپلیتیک دقیق جومونگ در عبور از حوضه رودخانههای مرزی و بهرهبرداری از جغرافیای طبیعی منطقه برای فرار بود.
پس از ورود به حوضه رودخانه یالو و منطقه جولبون، پادشاه جومونگ با قبایل و کنفدراسیونهای محلی که از تسلط امپراتوری هان چین و تهدیدات بویو در هراس بودند، متحد شد. با اتکا به نفوذ قبیله گیرو و همراهی سران با نفوذی چون سوسانو و یون تابال، او در سال ۳۷ پیش از میلاد تاجگذاری کرد و پادشاهی جدید گوگوریو را رسماً بنیان نهاد.
دستاوردها، فتوحات نظامی و تثبیت اقتدار امپراتوری گوگوریو
حکومت پادشاه جومونگ از بدو تأسیس بر پایههای گسترش قلمرو سرزمینی، استقلال نظامی و تقویت ساختار دفاعی استوار شد. منطقه جولبون به سبب کوهستانی بودن فاقد زمینهای کشاورزی پهناور بود؛ از این رو، بقای اقتصادی و اقتدار کشور نیازمند سازماندهی لشکری چابک و ادغام قبایل همسایه بود.
نخستین اقدام عمده نظامی جومونگ، مواجهه با قبیله مالگال و پادشاهی مجاور بیریو به رهبری سونگیانگ بود. جومونگ از طریق رقابتهای نظامی و مانورهای استراتژیک، سرانجام در سال ۳۲ پیش از میلاد سونگیانگ را وادار به تسلیم و اتحاد کرد و منطقه بیریو را تحت عنوان استان دامول سازماندهی نمود. این رویکرد خردمندانه مانع از خونریزی گسترده شد و نیروی انسانی منطقه را جذب ارتش گوگوریو ساخت.

در سالهای بعد، پادشاه جومونگ دامنههای فتوحات خود را به سمت قبایل هاینگاین و اوکجه شرقی گسترش داد و با مهار فرمانداریهای مرزی دودمان هان، خطوط تجاری و راههای استراتژیک شمال شرقی آسیا را ایمن ساخت. او قلعه مستحکم هولبونسونگ را پایهگذاری کرد که با معماری سنگی و موقعیت صخرهای خود، الگوی ساخت استحکامات نظامی گوگوریو در سدههای بعدی شد.
پادشاه جومونگ در کتیبههای باستانی و منابع تاریخی دست اول
شناخت علمی و آکادمیک پادشاه جومونگ بر متون تاریخی دست اول و یافتههای اپیگرافی (کتیبهشناسی) استوار است. مهمترین منابع مکتوب برای بازسازی عصر جومونگ عبارتند از:
- کتیبه گوانگگهتو بزرگ (Gwanggaeto Stele): این بنای سنگی یادبود متعلق به سال ۴۱۴ میلادی در جیان، قدیمیترین سند مکتوب باستانی است که تبار گوگوریو را مستقیماً به «پادشاه مقدس چومو» منسوب میکند و او را فرزند آسمان و دختر خدای آب میخواند.
- سامگوک ساگی (Samguk Sagi): تاریخ پادشاهیهای سهگانه که در سال ۱۱۴۵ میلادی به سرپرستی کیم بو-سیک تالیف شد و مفصلترین گزارش سالشمارانه را از دوران حکومت پادشاه جومونگ در جلد سیزدهم (گوگوریو بونگی) ارائه میدهد.
- سامگوک یوسا (Samguk Yusa): یادداشتهای بهجامانده از سه پادشاهی، تالیف شده در سده سیزدهم میلادی توسط راهب ایلیون که جزئیات گستردهای از باورهای عامیانه، فولکلور و اسطورههای خاستگاه گوگوریو را ثبت کرده است.
- سفرنامه مدورو و متون چینی: کتیبه مقبره مدورو و کتابهای تاریخ سلسلهای چین نظیر کتاب وی (Book of Wei) و هانشو، که روابط دیپلماتیک و تنشهای مرزی قبایل گوگوریو با چین باستان را روایت میکنند.
مقایسه سالشمار سنتی و دیدگاههای تاریخی مدرن

در جدول زیر، مهمترین رویدادهای ثبتشده پیرامون زندگانی پادشاه جومونگ بر اساس تقویم سنتی سامگوک ساگی و تحلیلهای باستانشناسی معاصر مقایسه شده است:
| رویداد تاریخی | سال ثبتشده (تقویم سنتی) | توضیحات و بازتاب در منابع باستانی |
|---|---|---|
| تولد جومونگ | ۵۸ پیش از میلاد | تولد در سرزمین بویو شرقی؛ ورود به دربار شاه گوموا |
| فرار به جولبون و تاسیس گوگوریو | ۳۷ پیش از میلاد | تاجگذاری به عنوان نخستین پادشاه گوگوریو و تشکیل پایتخت در هولبونسونگ |
| تسلیم پادشاهی بیریو | ۳۲ پیش از میلاد | پیوستن قلمرو سونگیانگ و ایجاد استان دامول |
| ساخت کاخ سلطنتی و دژهای دفاعی | ۲۸ پیش از میلاد | استحکامبخشی به موقعیت پایتخت و توسعه ساختارهای شهری |
| پیوستن یوری و درگذشت جومونگ | ۱۹ پیش از میلاد | ورود شاهزاده یوری از بویو، تعیین ولیعهد و مرگ جومونگ در سن ۴۰ سالگی |
جانشینی، میراث سیاسی و درگذشت پادشاه جومونگ
یکی از مهمترین برهههای سیاسی در اواخر دوران حکومت پادشاه جومونگ، مسئله جانشینی سلطنت و پیوند قبایل بود. جومونگ در دوران اقامت اولیه در بویو با بانو یه ازدواج کرده بود و فرزند پسری به نام یوری از آنان به دنیا آمده بود. سالها بعد، یوری با یافتن نشان شمشیر شکسته پدرش، موفق شد خود را به دربار گوگوریو برساند و هویت شاهزادگی خود را اثبات کند.
ورود یوری منجر به تغییر موازنه سیاسی دربار شد. جومونگ یوری را به عنوان ولیعهد رسمی برگزید؛ تصمیمی که سبب شد بانو سوسانو و دو فرزندش، بیریو و اونجو، به منظور جلوگیری از بروز جنگ داخلی و درگیریهای خاندانی، قلمرو گوگوریو را به مقصد دشتهای جنوبی ترک گویند. این مهاجرت خردمندانه نقطه آغاز تشکیل یکی دیگر از ارکان اصلی تاریخ کره شد و اونجو بعدها پادشاهی مقتدر باکجه (Baekje) را در جنوب تاسیس نمود؛ واقعیتی که نشان میدهد پادشاه جومونگ و خاندان او پایهگذار دو پادشاهی از پادشاهیهای سهگانه کره بودهاند.
پادشاه جومونگ سرانجام در سال ۱۹ پیش از میلاد و در سن ۴۰ سالگی درگذشت. مقبره و آرامگاه منسوب به او در منطقه پیونگیانگ قرار دارد و امروزه با نام مقبره پادشاه دونگمیونگ به عنوان بخشی از مجموعه آرامگاههای گوگوریو در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. پس از مرگ، آیینهای نیاپرستی و پرستش جومونگ به عنوان خدای حامی امپراتوری در سراسر شهرهای گوگوریو نهادینه گردید.

تفاوت واقعیتهای تاریخی با اقتباسهای تلویزیونی و درام در چیست؟
سریالهای تلویزیونی معاصر، به ویژه مجموعه مشهور «افسانه جومونگ» ساخته شبکه امبیسی (MBC) در سال ۲۰۰۶، نقش چشمگیری در معرفی این شخصیت به مخاطبان بینالمللی داشتهاند. با این حال، تفاوتهای چشمگیری میان درامهای نمایشی و واقعیات تاریخی وجود دارد. در متون تاریخی، شخصیتهای فرعی، خطوط داستانی رمانتیک و جابهجاییهای جغرافیایی به میزان سریال شاخ و برگ نیافتهاند و بیشتر تمرکز بر مانورهای نظامی، مهاجرت قبیلهای و همبستگی نژادی بوده است. سریالهای درام برای جذابیت بصری، بسیاری از ابزارها و پوششهای متعلق به سدههای بعدی را به دوران باستان نسبت دادهاند.
آیا پادشاه جومونگ یک شخصیت واقعی تاریخی بود یا اسطورهای؟
اجماع پژوهشگران و مورخان دانشگاهی بر این است که پادشاه جومونگ یک شخصیت کاملاً واقعی و تاریخی بوده که بعدها هالهای از روایتهای اسطورهای پیرامون شخصیت او شکل گرفته است. وجود سنگنوشتههای سدههای چهارم و پنجم میلادی نظیر کتیبه گوانگگهتو و شواهد باستانشناختی مقابر سنگی حوضه یالو، بنیانگذاری ساختار سیاسی گوگوریو توسط رهبری با نام چومو یا جومونگ را در سده اول پیش از میلاد به اثبات میرساند.
نقش بانو سوسانو در قدرتگیری پادشاه جومونگ چه بود؟
بانو سوسانو چهرهای کلیدی در بنیانگذاری گوگوریو بود. او با در اختیار داشتن ثروت تجاری، نفوذ سیاسی در میان اشراف جولبون و بینش استراتژیک، مهمترین حامی لجستیکی و مالی جومونگ برای ایجاد نهادهای حکومتی و لشکری به شمار میرفت. بدون پیوند استراتژیک میان خاندان جومونگ و نخبگان محلی به رهبری سوسانو، تثبیت گوگوریو در برابر حملات بویو و چین با دشواریهای جدی مواجه میشد.
منابع
- Kim, Bu-sik. Samguk Sagi (The History of the Three Kingdoms). 1145. Translated and edited by Edward J. Shultz and Hugh H. W. Kang, Academy of Korean Studies, 2012.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present. Rowman & Littlefield / Wiley-Blackwell Reference, 2010.
- Lee, Ki-baik. A New History of Korea. Translated by Edward W. Wagner with Edward J. Shultz, Harvard University Press, 1984.
- Ilyeon. Samguk Yusa: Legends and History of the Three Kingdoms of Ancient Korea. 1281. Translated by Tae-Hung Ha and Grafton K. Mintz, Yonsei University Press, 1972.
- Pai, Hyung Il. Constructing “Korean” Origins: A Critical Review of Archaeology, Historiography, and Racial Myth in Korean State-Formation Theories. Harvard University Asia Center, 2000.
- UNESCO World Heritage Centre. Complex of Koguryo Tombs. World Heritage List, Reference 1091, 2004.
سؤالات متداول
پادشاه جومونگ چه سالی حکومت گوگوریو را تاسیس کرد؟
پادشاه جومونگ بر اساس سالشمار رسمی و متون تاریخی در سال ۳۷ پیش از میلاد امپراتوری گوگوریو را بنیانگذاری کرد و تا سال ۱۹ پیش از میلاد به مدت ۱۸ سال بر آن حکومت نمود.
چرا به پادشاه جومونگ لقب دونگمیونگ سونگوانگ داده شد؟
این لقب به معنای پادشاه مقدس و روشنگر شرق است که به دلیل فتوحات درخشان، یکپارچهسازی قبایل شمالی و ایجاد سلسلهای مستقل و مقتدر پس از درگذشت به او اعطا شد.
همسران و فرزندان اصلی پادشاه جومونگ چه کسانی بودند؟
بانو یه و بانو سوسانو همسران شناختهشده او بودند. شاهزاده یوری جانشین او در گوگوریو شد و دو فرزند دیگرش به نامهای بیریو و اونجو راهی جنوب شدند که اونجو پادشاهی باکجه را پایهگذاری کرد.
پایتخت اولیه پادشاه جومونگ کجا قرار داشت؟
پایتخت اولیه گوگوریو دژ کوهستانی هولبونسونگ واقع در منطقه جولبون (حوضه رودخانه یالو در مرز امروزی کره شمالی و چین) بود که به عنوان دژی طبیعی در برابر هجوم دشمنان عمل میکرد.
چیزی که من میدونم خوشگلی و زیبایی پوست دخترانه کره ای هست. خدا قسمت کنه الهی
واقعا براشون متاسفم که مجسمه پادشاه مونمو که کره رو متحد کرد رو نساختن و اومدن مجسمه این رو ساختن
دقیقا همینطوره
امپراطور جومونگ مگه کم آدمیه؟ موسس سلسله گوگوریو و داستان زندگی جذابش
مونمو هدفش اتحاد نبود نابودی کامل باکجه و گوگوریو و به اسارت درآوردن مردمشون
چرا در مورد تاریخ ایران چیزی نمیگید کوروش بزرگ؟
سلام ارتش هموسو چقدر قدرتمند بوده آیا این درسته که دو امپراطوری بویو و هان برای شکستش با هم دیگه متحد شدن
سلام. چیزهایی که شما میفرمائین در سریال هاست. در موردشون در تاریخ اطلاعاتی در دسترس نیست
راجع به هموسو اطلاعات تاریخی وجود داره یا اینکه این فقط یه شخصیت ساختگیه؟؟ من شنیدم در منابع تاریخی کره از هموسو بعنوان پدر جومونگ یاد شده
…
بله اطلاعات تاریخی وجود داره و شخصیتش واقعیه. اما اطلاعات اندکی در موردشون موجوده.
سلام سرنوشت بانو سویا همونطور که در سریال نشون دادن بوده؟
چرا در سرزمین بادها از جایی که تموم شده شروع نمیشه موضوع میره به سی چل سال بعد که تسو چه جوری بویو رو بازسازی کرده چرا در جومونگ به تخت نشست و در قسمت اول پیر شده و اخر های حکومتشه چرا از وسط های امپراطوری ساخت نشده باید الان جومونگ سه باشه نه دو
اینطور که شنیدم جومونگ و سویا مرگشون بهم خیلی نزدیک بوده و تقریبا تو یه زمان نزدیک بهم مردن
اول سویا میمره بعد جومونگ
دوست عزیز کتاب سه امپراطوری را بخوانید تمامش واقعیه اونجو پسر سوسانو و جومونگ بوده چون یوری بزگتر بوده حدود ۸ سال و ۱۵ سالم جومونگ رهاشون کرده زیاد تلاش نکرده عذاب وجدان داشت که امپراطوری حق یوری هیچوقت سوسانو را طلاق نداد قلبا یه حس و رابطه خاصی بین این دو حاکم بوده کلی کمکش کرد تا با چه را تاسیس کنه و بخاطر پدر بیولوژیک اونجو جومونگ بوده سوسانو اونجو را امپراطور میکنه چون جومونگ کمک های زیادی میکنه البته که اونجو لایق ترین و مهربانترین فرزند جومونگ بوده مجبور بوده اجازه بده برن چون بین برادرا بعد مرگ جومونگ خون به پا میشد در ثانی سویا چهار ماه بعد دیدار جومونگ میمیره خ بیمار بوده سل داشته جومونگ هم یه سال بعدش میمیره
کتاب سه امپراطوری به چه زبانی نوشته شده.و چجوری میتونم پیداش کنم
سلام خواستم بدونم سرنوشت بانو سویا همونی که تو سریال افسانه جومونگ نشون داده؟یا هیچ سندی در مورد سرنوشت ایشون در تاریخ نیست.
سلام. ممنون بابت کامنتتون.
سرنوشتش که همون بود ولی در مورد جزئیات زندگیش اطلاعات زیادی در دست نیست.
سلام خیلی ممنونم از مطلبتون آقای سیروس پور ولی این حقیقت داره جومونگ همزمان س تیر رها میکرده یا ن و اینکه دشمن اصل جومونگ بویو بوده یا ن
سلام. تشکر بابت لطفتون.
جومونگ در تاریخ به عنوان تیر اندازی ماهر شناخته شده. اما اینکه همزمان سه تا تیر پرتاب میکرده الله و اعلم.
دشمن اصلی جومونگ هم فرمانداری های چینی بودن نه بویو.
پس میشه گف فقط ب هان حمله میکرده
پس دلیل اینکه نوه جومونگ تسو رو کشته چی بوده ؟
آیا این واقعیت داره ک جومونگ موقعی ک از رودخانه رد میشده حیوانات به بالا آمده و برای اون پل درست کردند؟
خیلی ممنون.
عرض کردم دشمن اصلی فرمانداری های چینی بودن نه تنها دشمنش. طبیعیه که بویو هم دشمن گوگوریو و رقیبش بوده و دو کشور تلاش میکردن همدیگه رو نابود کنن.
در مورد جریان حیوانات هم باید عرض کنم این مسئله یه افسانه هست که در کتاب سامگوک یوسا نقل شده. افسانه ها جزو لاینفک تاریخ هر کشوری هستن. افسانه هایی باستانی.
سوال دیگ هم داشتم اینکه چرا بعد از مرگ جومونگ افراد با وفا و نزدیکش در دوره حکومت یوری نیستن؟
هرگز نمیتونیم بگیم که اون افراد در حکومت یوری حضور نداشتن. به صرف تماشای تماشای یه سریال و درام نمیشه این نتیجه گیری رو کرد. اطلاعات ما در مورد اون زمان به قدری کمه که اصلا نمیتونیم نتیجه گیری قطعی داشته باشیم. اما برخی از تاریخدانان میگن به علت بی کفایتی یوری، این افراد از بدنه حکومت کنار گذاشته شدن.
خیلی ممنون از شما
و این ک ایا اسم این سرزمین چوسان قدیم بوده یا گوچوسون ؟
این دو تا معادل هم هستن. گو در زبان کره ای یعنی قدیمی. چوسون و چوسان هم دو تلفظ مختلف از یک کلمه یکسان هستن.
ضمن سلام و خسته نباشید خدمت آقای سیروس پور
مجددا تشکر میکنم بابت مطالب مفیدتون
در این مطلب در مورد پدر واقعی جومونگ بحثی شد که قصد داشتم نظر خودم رو در این باره بیان کنم.
در واقع نظر من اینه که جومونگ پسر گوموآ بود نه هموسو.درسته منابع چیز دیگری گفته اما اگر دقت کرده باشید نه گوموآ و نه بانو یوها و نه خود جومونگ هیچ وقت معترف نبودن که جومونگ پسر هموسو باشه.به نظر من این داستان شایعه ای بود که توسط خاندان مادر تسو ساخته و حمایت شد.
من سریال “شاه گوانگئوتوی کبیر” رو که دیدم بخشی از آن به تصویری اشاره میشه که این تصویر پرچم بویو بوده است.فرمانده ای به نام “هائه موول” از نخست وزیر گایونسو دستور داره که ولیعد دامدوک رو دستگیر کنه اما دامدوک همین تصویر رو در اتاق هائه موول میبینه و بهش میگه که هدف شما با هدف من یکیه.یعنی شما از هدف گوموآ که قصد نجات مردم چوسون رو داشت حمایت می کنید و من هم همین هدف رو دنبال میکنم.به نظر میاد منظور دامدوک این بود که من از نوادگان همین امپراطور گوموآ هستم که شما از نمادش حمایت می کنید.
به هر حال در گذشته متاسفانه همسران صیغه ای مرتب مورد تهمت های فراوانی بودند که بانو یوها یکی از آنها بود.حتی گوموآ با کشتن شایعه پراکنان این داستان سعی بر اثبات هویت واقعی جومونگ داشت.این را هم می دانیم که مردم بیشتر تابع حرف شاهان و شاهزادگان بودند تا ژنرالهایی همچون هموسو.جومونگ درست مثل گوموآ زبان تاثیر گذار داشت و مثل اون شجاع و جنگاور و همین طور بسیار باهوش بود.من هم مثل دیگران سریال رو دنبال کردم و حتی داخل سریال که سعی داشته جومونگ رو پسر هموسو معرفی کنه باز هم موارد بسیاری وجود داره که نشون میده جومونگ از حیظ بسیاری از خلقیات به گوموآ شباهت داشته تا هموسو.
به هر حال نظر من اینطوریه.کتب تاریخی هم گاهی اوقات شایعات بیشتر از حقایق دنبال میکنه.اما میشه از یه سری مسایل حقایق رو درک نمود.
مجددا تشکر میکنم که زحمت می کشید و از تاریخ کره مطلب می گذارید و عذر میخوام که نظر طولانی در این باره نوشتم.
سلام. خیلی ممنونم از اینکه نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتین
سلام . ببخشید اونجو بلاخره پسر جومونگ بوده یا اوته؟ اخه تو فیلم چرا باید نویسنده اونجو رو بچه اوته نشون بده
دقیقش معلوم نیست.بعضی ها میگن پسر ووته یا همون اوته بوده و بعضی ها میگن پسر خود جومونگ بوده.نویسنده سریال جومونگ از نظریه ی اول استفاده کرد تا بیننده جومونگ رو ملامت نکنه که چرا پسر مشترک شون رو جانشین نکرد.چون نه یوری لایق امپراطوری بود و نه بیریو.فقط فرزند مشترک جومونگ و سوسونو باید شاه میشد تا اتحاد بین دو ملت باقی می موند.
اگه اونجو پسر جومونگ بوده باید گفت که جومونگ به سوسونو و قبیله ی گیرو خیانت کرد و اونها رو از سرزمین مادری شون اخراج کرد.به هر حال نظریه ی اول هم اگر درست باشه باز هم در حق سوسونو ظلم شد.اما به نظر بنده ی حقیر نظریه ی دوم درسته.چون گوگوریو حکومت بکجه رو کشور برادر خطاب میکرد ولی بکجه همیشه کینه ی گوگوریو و جومونگ رو در دل داشتن که البته حق هم داشتن.
ولی حدس من میگه اونجو بچه جومونگ نیست چون محال بود جومونگ بزاره سوسانو بچش ببره حداقلش این بود اونجو ولیعهد میکرد اما اینکارو نکرد چون میخاس پسر خودش امپراطور بشه و این کاملا واضحه بقول ما ایرانی ها خرش از پل گذشت خیلی خوب کار خودشو کرد اما اینک میگید یوری لایق نبوده اشتباهه چون شرایط زندگی و پادشاهی اون با پدرش فرق میکرد و گرنه هرکی جای اونجو بود پدر پولدار و پدربزرگ با نفوذی داش میتونس یه امپراطوری بزنه .تازه جومونگ فقط به سوسانو ظلم نکرد به سویا هم ظلم کرد اصلا تو این مدت بچش بدنیا اومد نرفت دنبالش فقط میخاس به امپرطوری برسه
اونکه درست.ولی منظور من در مورد یوری اینه که در تاریخ اومده که یوری مرتبا به خوشگذرانی و شکار میرفته که حتی هیوپو هم بهش شکایت میکنه و به خاطر فشار یوری آخر سر هیوپو مجبور به استعفا میشه.علت اصلی اش هم این بوده که یوری به خوبی تربیت نشده بوده و حتی در سریال موهیول هم دیدید که یوری همیشه تسلیم تسو و روسای قبایل بود.چنین آدم ترسویی نمیشه یه فرمانروای لایق دونست.اما درعوض نوادگان جومونگ درست مثل خود جومونگ عالی بودن و از این جهت خیلی هم بد نشد که یوری به تخت نشست.(چون نوادگان اونجو اکثرا حسود بودن)از طرفی اگه اونجو پسر جومونگ بوده باید عدالت برقرار میشد و اتحاد جولبون و جومونگ حفظ میشد.از این جهت اونجو باید جانشین جومونگ میشد.
در رابطه با سویا بله حق با شماست.جومونگ به سویا هم ظلم کرد.اما ظلم اش به سوسونو بیشتر بود.چون سوسونو تمام ثروتش رو برای گوگوریو خرج کرد و در طول جنگهای جومونگ سوسونو و پسراش پا به پای جومونگ جنگیدن.از همه بدتر.خاک جلبون متعلق به سوسونو بود.یعنی امپراطوران گوگوریو بر روی یه زمین غصبی حکومت کردن.چون سوسونو و فرزنداش راضی نبودن.حتی بعد ها امپراطوران گوگوریو به خاک بکجه چشم طمع داشتن.با اینکه سوسونو همه چیز اش رو رها کرد و رفت اما باز هم از دست نوادگان جومونگ در امان نبود.
حق سویا نسبت به جومونگ فقط حق همسری بود اما حق سوسونو نسبت به جومونگ فراتر از این حرفها بود.حتی در سریال شاه گئونچوگو آورده که جومونگ به سوسونو قول داده بود که پسراش رو جانشین خودش بکنه.ولی زیر قولش زد و سوسونو رو طلاق میده و سوسونو ۱۸ ماه فقط دنبال یه مکان برای زندگی میگرده.خب از نظر من این خیلی ناراحت کننده تر از اوضاع سویا بود.
پس میشه گف اونجو پسر مشترک جومونگ و سوسونو هس
چرا اونجو رو جانشین نکرد و اینکه ایا به بکجه نوادگان جومونگ حمله کردند یا خیر؟
این یه احتماله. احتمال قوی تر اینه که اونجو پسر سوسونو و ووته بود. به همین خاطر چون خون سلطنتی نداشت و اینکه پسر کوچکتر بود جانشین نشد.
نوادگان جومونگ چند صد سال بعد به بکجه حمله کردن. اونم به تلافی حمله ای که بکجه کرده بود.
البته آقای سیروس پور هم درست می فرمایند.
اما به هر حال این احتمال هم وجود داشته که اونجو پسر جومونگ باشه.ضمن اینکه اونجو به تخت حکومت بکجه میشینه نه برادرش بیریو.و اینکه جومونگ می تونست همون لحظه از شر سوسونو و حکومت بکجه خلاص بشه اما این کار رو نمیکنه.نه جومونگ و نه یوری و موهیول هیچ وقت به بکجه حمله نکردن و از برپایی حکومت بکجه ناراضی نبودن.چون بر این باور بودن که اونجو و حکومتش از آن گوگوریو ست.اما وقتی سالها میگذره شاهان گوگوریو به فکر تصاحب سرزمین بکجه هستن.چون بکجه زمین های حاصل خیز و مراتع خوش آب و هوا داشته ولی گوگوریو زمین هاش خشک بوده.به هر حال شاهان بکجه هم برای حفاظت از خودشون مجبور بودن با گوگوریو بجنگن که نتیجه اش هم کشته شدن پادشاه سایو سیزدهمین پادشاه گوگوریو بود.شاه گوانگئوتو کبیر هم در آینده بکجه رو تصرف کرد.اما نه تنها شاه بکجه آسین رو نکشت بلکه رسم و رسومات این سرزمین رو هم حفظ کرد و گفت که ما با بکجه هم خونیم.گوگوریو همیشه بکجه رو سرزمین برادر خطاب میکرد.حتی وقتیکه بکجه سقوط میکنه گوگوریو از این کشور حمایت میکنه تا دوباره بکجه برپا بشه.شاید با این وقایع بشه این برداشت رو کرد که اونجو پسر خود جومونگ بوده اما به دلیل علاقه ی زیاد جومونگ به همسرش یی سویا و پسر ارشدش یوری از جانشین کردن اونجو صرف نظر کرد.
ولی هنوز مدرکی وجود نداره که اونجو پسر جومونگه یا ووته.درست مثل قضیه ای که جومونگ پسر حموسو بوده یا گوموآ.فقط یه سری حدسیات وجود داره و هر کسی یه عقیده ای در این مورد داره.من معتقدم جومونگ پسر گوموآ و اونجو پسر جومونگ بوده.ولی عقاید دیگران هم محترمه.
آره دقیقا همینطوره که گفتی جومونگ سویا و پسرش رو خیلی بیشتر دوست داشت سوسانو هم که دید بیریو نمیخواد یوری شاه بشه همه چیز رو ول کرد رفت به هرحال اینم بگم خب هرکسی هم که باشه زن و بچه ی خونی خودشو بیشتر دوست داره
اوته وقتی مرد سوساننو یه پس داشت خب این ک خیلی واضح بود ولی نمیدونم چرا نویسنده در ادامه از اونجو چیزی نمیگه
آره دلم خیلی واسه سویا و یوری سوخت اگه یه نقشه خوب میکشید میتونست نجاتشون بده خیلی راحت بود کافی بود با تعداد زیادی از افرادش مخفیانه وارد قصر شه و از طریق اون راه مخفی فراریشون بده جدا از اینا گردان زره پوش هم داشت که سرابازی بویو اونا رو میدیدن شلوارشون رو خیس میکردن
والا سویا خیلی حماقت کرد نرفت جلو اینجوری هم به یوری ضربه وارد کرد هم به جومونگ و سوسانو اگه زودتر میرفت بلاخره یه کاری میکردن
بله حاج خامم حق با شماست ببخشید از شما اجازه نگرفتن
دقیقا این تیکش خیلی مزخرف بود در حالی که این راه مخفی رو جومونگ بلد بود و خودشم نقشه رو داد که سویا و یوها از اونجا فرار کنن ولی به کمکش نرفت لاقل میتونست در ورودی غار افرادی رو مستقر کنه تا اونارو لیارن
نقشه رو سوسانو فرستاد و جومونگ نفهمید مادرش قراره فرار کنه
اگه سویا به جلبوم میرفت.گوگوریو برپا نمیشد.چون باازدواج جومونگ وسوسانو این اتحاد شکل گرفت وگوگوریو تشکیل شد
وقعن راست میگین داداش دنبالش نرفت
باسلام به نظر بنده اونجو پسر جمونگ بود چون بعد از برگشت جمونگ روابطی باسوسانودرسفرهاتجاری داشت ودرجمونک ۴ هم میبنیم که هنر تیر اندازی به صورت ژنتیکی به یوگا رسیده
بعد توی سریال دلیل موفقیت جومونگ اینه که از خون هموسوعه
یه سؤال دیگه این هودونگ بالاخره میمیره؟ یعنی از جومونگ نسلی نمیمونه؟ یا نه؟لطفا دراین باره توضیح بدین چون جومونگ۳ رو اصلا ندیدم راستی یه سؤال دیگه مگه همسر اول موهیول اسمش جیلی نبود که به دلایل سیاسی باهاش ازدواج کرد ولیی تو خلاصه ای که ازجومونگ۳ میخوندم اسمشو یه چز دیگه گفتن راجب اینم اگه میشه توضیح بدین ممنون میشم
بله هودونگ خودکشی میکنه. در تاریخ اینجوری اومده. نسل جومونگ ادامه پیدا میکنه چون تنها پسر خاندان گو هودونگ نبود. پسرای دیگه ای هم بودن.
در مورد سوال دومتون هم من در هیچ منبعی اسم همسران پادشاه تموشین رو ندیدم. فقط میدونم حداقل دو تا همسر رو داشته.
دوست عزیز
معمولا اسامی شاهان و ملکه های شرقی در مراحل مختلف تغییر میکرده.قبل از مقام و بعد از مقام و بعد از مرگ و ….
پس خیلی جای تعجب نداره که در جومونگ ۳ بانو جیلی با نام دیگری معرفی شده باشه.
آقا خب چرا همش تو سریالی که دارن نشون میدن جومونگ فقط با هان میجنگیده؟ با ۴ فرمانداری مگه اینا مال هان نبود؟
سلام. ما در مورد واقعیت های تاریخی صحبت میکنیم نه سریال ها
سلام مجدد
یک سوال هم در این بخش ؛ چیزی که من فهمیدم داستان و افسانه و زندگی نامه امپراتور چومو (جومونگ) با سه شخصیت ترکیب شده :
۱- جد پدری اش امپراتور ” هائه موسو بنیانگذار امپراتوری باک بویو ” که بعد از سقوط سلسله گیجا چوسون توسط وی من چوسون که با امپراتوری هان متحد بود ژنرال هائه موسو ارتشی به نام دامول (برای اولین بار) راه اندازی کرده و اولین ارتش آهنین کره ای را تاسیس کره و از وی من فرار کرده و امپراتوری بزرگ باک بویو را تاسیس کرده و او و ۳ پادشاه قدرتمند بعد او شکست های بزرگی به امپراتوری های وی من و هان وارد کردندند که در نهایت در دوره چهارمین و آخرین امپراتور باک بویو تا فتح وی من پیش رفتند که امپراتوری هان از ترس هم مرز شدن با باک بویو ، وی من چوسون را نابود و فرمانداری های ۴ گانه را تاسیس کردند .
۲- ” گودوماک ” معروف به دانگیونگ که ژنرال و از بزرگان باک بویو بود که بعد فوت امپراتور گو یورو (آخرین امپراتور باک بویو ) بین او و برادر امپراتور یعنی هائه بورو اختلاف افتاد و باک بویو به دو کشور مجزا به نام دانگ بویو برای هائه بورو و جولبون برای گودوماک دانگمیونگ تبدیل شد ، دانگمیونگ با اتحاد قبایل یه مائیک توانستند فرمانداری های هیون تو گون و جم یئون و یم دون رو فتح کنند و پناهندگان چوسون رو نجات دهند و سران این ۳ فرمانداری به لیودانگ فرار کردند و امپراتوری هان در بین لیودانگ و لیلی لانگ فرمانداری زوانتو رو تاسیس کرد و اون ۲ فرمانداری از دست رفته بخشی از زوانتو رو در دست گرفتند و نامش را زنفان و لینتون گذاشتند .
۳- ” امپراتور جونگ بزرگ معروف به ته جوته / گو تائجو ” ششمین امپراتوری گوگوریو ، تشکیل سواره نظام زره پوش فولادین ، فاتح گالسا بویو ، فاتح تمامی فرمانداری های سرزمین چوسون در دست امپراتوری هان و شکست دهنده قدرتمند حملات ارتش امپراتوری هان .
در مطالب تاریخی جومونگ ؛ متحد کننده قبایل امپراتوری جولبون و اتحادیه قبایل یه مائیک (به همین دلیل لقب آن دانگمیونگ سئونگ وانگ یعنی لقب پدر بزرگ مادری بانو سوسانو یعنی امپراتور گودوماک بوده ) ، شکست دادن حمله مالگال و سرانجام بعد از تاسیس گوگوریو فاتح هنگین و اوکجه شمالی بوده ، سوالی که برای من پیش میاد یعنی جومونگ طبق داستان و درام در واقیعت تاریخی با امپراتوری هان نجنگیده ؟؟
و سوال دوم این که پدر واقعی جومونگ هائه موسو دوم از نسل امپراتور هائه موسو باک بویو بوده یا در واقیعت خود گوموآ بوده ؟؟
علیک السلام. خیلی ممنون بابت توضیحات تکمیلی.
در هیچ سند تاریخی نیومده که جومونگ با امپراطوری هان جنگیده باشه. البته منابع تاریخی در مورد اون زمان بسیار اندکه ولی در همون منابع اندک هم چنین چیزی نیومده.
به قطع نمیشه گفت پدر واقعی جومونگ کی بوده. ولی احتمال قوی پدرش هه موسو دوم بود.
سپاسگزارم
سلام لطفا مطالبی راجع خدایان کره بگذارید ممنون
نیازی نیست عده ای ازشون بُت پرست هم بوده باشن چرا تبلیغ کنیم؟!