امپراطوری گوگوریو: رازهای ناگفته، تاریخچه و سقوط قدرتمندترین پادشاهی کره
امپراطوری گوگوریو یکی از سه پادشاهی باستانی و بسیار قدرتمند شبهجزیره کره بود که در سال ۳۷ پیش از میلاد تأسیس شد و بیش از هفتصد سال بر بخشهای وسیعی از شرق آسیا حکمرانی کرد. این پادشاهی که توسط جومونگ (پادشاه دانگمیونگ) پایهگذاری شد، نهتنها مناطق شمالی و مرکزی کره، بلکه بخشهای بزرگی از منچوری در چین امروزی را در بر میگرفت و سرانجام در سال ۶۶۸ میلادی پس از دههها مقاومت در برابر امپراتوریهای چینی، توسط اتحاد تانگ و شیلا سقوط کرد.
تاریخچه تأسیس امپراطوری گوگوریو توسط پادشاه جومونگ
شکلگیری امپراطوری گوگوریو ریشه در تحولات پیچیده سیاسی و جمعیتی منطقهی منچوری و شمال شبهجزیره کره در قرن اول پیش از میلاد دارد. طبق منابع تاریخی کهن کره[پیشنهاد لینک داخلی: سامگوک ساگی یا تاریخ سه پادشاهی کره]، این حکومت در سال ۳۷ پیش از میلاد توسط شاهزادهای به نام جومونگ که از پادشاهی بویو گریخته بود، پایهگذاری شد. او با متحد کردن قبایل پراکندهی یهمائک (Yemaek) و بهرهگیری از ضعف نظامی فرمانداریهای چینی مستقر در منطقه، توانست هسته اولیه یک دولت متمرکز را در منطقهی کوهستانی جولبون شکل دهد. انتخاب جولبون به عنوان اولین پایتخت، یک استراتژی دفاعی هوشمندانه در برابر حملات قبایل کوچنشین و نیروهای امپراتوری هان بود.
در دهههای نخست، ساختار سیاسی این حکومت بیشتر شبیه به یک کنفدراسیون از پنج قبیلهی قدرتمند محلی بود. پادشاه به عنوان فرمانده کل قوا و رهبر معنوی عمل میکرد، اما قدرت او توسط شورایی از اشراف محدود میشد. با این حال، جانشینان جومونگ، بهویژه پادشاه تهجو (قرن دوم میلادی)، با تضعیف استقلال قبایل و تمرکز قدرت در خاندان سلطنتی «گو»، پایههای یک امپراتوری متمرکز و موروثی را بنا نهادند. آنها با راهاندازی کمپینهای نظامی پیاپی، مرزهای خود را به سمت شرق و غرب گسترش دادند و کنترل مسیرهای تجاری مهم منطقه را به دست گرفتند.
این دوران با ادغام تدریجی فرهنگهای مختلف بومی و جذب فناوریهای پیشرفتهتر کشاورزی و فلزکاری[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه فلزکاری در آسیای شرقی باستان] از دولتهای همسایه همراه بود. توانایی حاکمان اولیه در ایجاد یک هویت ملی مشترک میان قبایل مختلف، رمز بقای آنها در منطقهای پرآشوب بود. به مرور زمان، نام این کشور از یک حکومت محلی کوچک به نمادی از مقاومت منطقهای در برابر توسعهطلبی سلسلههای مرکزی چین تبدیل شد.
جغرافیای پهناور و پایتختهای امپراطوری گوگوریو
قلمرو امپراطوری گوگوریو در دوران اوج خود در قرن پنجم میلادی، وسعتی بینظیر در تاریخ باستان کره داشت. این امپراتوری از دشتهای یخزدهی منچوری در شمال (استانهای جیلین و لیائونینگ در چین امروزی) تا رودخانه هان در مرکز شبهجزیره کره امتداد داشت. این موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، به آنها اجازه میداد تا هم به عنوان یک قدرت قارهای با سوارهنظام زرهپوش عمل کنند و هم بر خطوط ساحلی دریای زرد و دریای ژاپن تسلط داشته باشند. تنوع اقلیمی این قلمرو پهناور، منابع اقتصادی متنوعی از جمله معادن غنی آهن، جنگلهای انبوه برای کشتیسازی و دشتهای حاصلخیز کشاورزی را در اختیار دولت مرکزی قرار میداد.
انتقال پایتختها و استراتژیهای ژئوپلیتیک
یکی از ویژگیهای مهم در تاریخ سیاسی این پادشاهی، جابهجاییهای استراتژیک پایتخت بر اساس نیازهای نظامی و توسعهطلبانه بود. پایتختها صرفاً مراکز اداری نبودند، بلکه دژهای مستحکمی بودند که با معماری کوهستانی و دیوارهای سنگی عظیم محافظت میشدند. این تغییرات پایتخت نشاندهندهی تکامل دیدگاه ژئوپلیتیک حاکمان از یک نگاه تدافعی در کوهستانها به یک رویکرد تهاجمی و اقتصادی در دشتهای حاصلخیز بود.
| نام پایتخت | دوره زمانی | موقعیت امروزی | دلیل اهمیت تاریخی |
|---|---|---|---|
| جولبون (Jolbon) | ۳۷ ق.م – ۳ میلادی | هوانرن، استان لیائونینگ (چین) | محل تأسیس اولیه امپراتوری به دلیل موقعیت استراتژیک و کوهستانی برای دفاع در برابر سلسله هان. |
| گونگنائه (Gungnae) | ۳ میلادی – ۴۲۷ میلادی | جیان، استان جیلین (چین) | مرکز فرماندهی در دوران توسعه مرزها و دوران اوج نظامی؛ دارای استحکامات پیشرفته سنگی. |
| پیونگیانگ (Pyongyang) | ۴۲۷ میلادی – ۶۶۸ میلادی | پیونگیانگ (کره شمالی) | انتقال توسط پادشاه جانگسو برای تسلط بر شبهجزیره کره، توسعه تجارت دریایی و اقتصاد کشاورزی. |
اوج قدرت نظامی در دوران پادشاه گوانگگائتو بزرگ
دوران طلایی و اوج اقتدار نظامی در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم میلادی تحت فرمانروایی پادشاه گوانگگائتو بزرگ (Gwanggaeto the Great) و پسرش پادشاه جانگسو رقم خورد. گوانگگائتو، که نامش به معنای «گسترشدهندهی پهناور قلمرو» است، با اصلاحات عمیق در ساختار سوارهنظام[پیشنهاد لینک داخلی: سوارهنظام زرهپوش کاتافراکت در باستان] و تجهیز ارتش به سلاحهای فولادی باکیفیت، قدرت رزمی کشور را به سطح بیسابقهای ارتقا داد. او در طول سلطنت ۲۲ سالهی خود توانست با شکست دادن قبایل خیتان، نابودی کامل پادشاهی باستانی بویو، و مهار حملات امپراتوریهای شمالی چین، مرزهای شمالی را تا عمق منچوری گسترش دهد.
در جبههی جنوبی نیز، ارتش او موفق شد به پایتخت پادشاهی باکجه نفوذ کرده و آنها را خراجگزار خود کند. همچنین، او نیروهای اعزامی ژاپنی (وا) را که به پادشاهی شیلا حمله کرده بودند، درهم شکست و شیلا را تحتالحمایهی خود درآورد. دستاوردهای نظامی او به قدری عظیم بود که پسرش، لوح سنگی عظیمی (لوح سنگی گوانگگائتو) را برای ثبت این پیروزیها برپا کرد که امروزه یکی از مهمترین اسناد تاریخی شرق آسیا محسوب میشود.
پس از او، پادشاه جانگسو با انتقال پایتخت به پیونگیانگ، استراتژی محاصره دیپلماتیک علیه دشمنان جنوبی (باکجه و شیلا) را آغاز کرد. او با برقراری روابط دیپلماتیک چندگانه با سلسلههای پراکنده در شمال و جنوب چین، توازن قوای بینظیری ایجاد کرد که مانع از اتحاد دشمنان خارجی علیه پایتخت میشد. این دوران نه تنها اوج قدرت نظامی، بلکه شکوفایی اقتصاد مبتنی بر کشاورزی جلگهای و تجارت دریایی با ژاپن و چین بود.
ساختار نظامی و جنگهای بزرگ با امپراتوریهای چینی
بقای بیش از هفت قرن این پادشاهی در یکی از استراتژیکترین مناطق آسیا، مدیون یک ساختار نظامی به شدت سازمانیافته و جامعهای جنگاور بود. تمام مردان بالغ به طور مداوم تحت آموزشهای نظامی و هنرهای رزمی قرار داشتند و نظام اجتماعی به گونهای بود که شایستگی در میدان نبرد، امکان ارتقای طبقاتی را فراهم میکرد. ارتش از ترکیب دقیق سوارهنظام سنگین اسلحه (مجهز به زرههای فلسدار برای اسب و سوار) و کمانداران ماهر پیادهنظام تشکیل میشد که در جنگلها و کوهستانها برتری مطلق تاکتیکی داشتند.
جنگهای حماسی با سلسله سوئی (Sui)
یکی از بزرگترین درگیریهای نظامی در تاریخ باستان، مجموعه جنگهای بین این پادشاهی و سلسلهی متحد کنندهی چین، یعنی سلسله سوئی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی بود. امپراتور یانگ از سلسله سوئی، با هدف تسلیم کردن همسایه قدرتمند شرقی خود، در سال ۶۱۲ میلادی ارتشی متشکل از بیش از یک میلیون سرباز را به سوی مرزها روانه کرد. این تهاجم عظیم با مقاومت سرسختانهی مدافعان کرهای در قلعههای مرزی لیائودونگ مواجه شد که پیشروی ارتش چین را برای ماهها متوقف کرد.
نقطه عطف این نبردها در «نبرد رودخانه سالسو» رقم خورد؛ جایی که ژنرال افسانهای، ئولجی موندوک (Eulji Mundeok)، با استفاده از تاکتیکهای جنگ چریکی و فریب دشمن، ارتش ۳۰۰ هزار نفری سوئی را به داخل درههای عمیق کشاند. با تخریب سدهای خاکی که روی رودخانه ساخته شده بود، سیلابی عظیم نیروهای چینی را درهم شکست. منابع تاریخی[پیشنهاد لینک داخلی: نبردهای تعیینکننده در تاریخ آسیا] تخمین میزنند که از آن سپاه عظیم، تنها حدود ۲۷۰۰ نفر توانستند زنده به چین بازگردند. این شکست مفتضحانه یکی از عوامل اصلی فروپاشی زودهنگام سلسله سوئی در چین بود.
جنگ با امپراتوری تانگ و فروپاشی نهایی
پس از روی کار آمدن سلسله قدرتمند تانگ در چین، دور جدیدی از خصومتها آغاز شد. امپراتور تایزونگ از تانگ، تهاجمات گستردهای را از سال ۶۴۵ میلادی آغاز کرد. در این دوران، فرمانده نظامی قدرتمند به نام یون گهسومون (Yeon Gaesomun) در پایتخت به یک دیکتاتور نظامی تبدیل شده بود و با موفقیت چندین محاصرهی عظیم امپراتوری تانگ (از جمله نبرد قلعه آنسی) را دفع کرد. مقاومت در قلعه آنسی نشاندهندهی برتری مهندسی دفاعی و تعهد سربازان به حفظ سرزمینشان بود.
اما پس از مرگ یون گهسومون در سال ۶۶۶ میلادی، جنگ قدرت خونینی میان پسرانش درگرفت. یکی از پسران به سلسله تانگ پناهنده شد و اطلاعات نظامی ارزشمندی را در اختیار آنها قرار داد. همزمان، سلسله تانگ اتحادی استراتژیک با پادشاهی شیلا (در جنوب شبهجزیره) تشکیل داد. در سال ۶۶۸ میلادی، پایتخت پیونگیانگ که از داخل تضعیف شده بود، از دو جبههی شمال (توسط تانگ) و جنوب (توسط شیلا) مورد هجوم قرار گرفت و سرانجام این امپراتوری باشکوه به پایان راه خود رسید.
فرهنگ، دین و هنر در دوران اوج پادشاهی
علیرغم وجههی نظامی و جنگاوری، این جامعه دارای دستاوردهای فرهنگی و هنری بسیار پیشرفتهای بود که ترکیبی از سنتهای بومی شامانیستی و تأثیرات فرهنگی وارداتی از جاده ابریشم محسوب میشد. در سال ۳۷۲ میلادی، پادشاه سوسوریم (Sosurim) برای ایجاد یکپارچگی ایدئولوژیک در امپراتوری، آیین بودایی را به عنوان دین رسمی دولتی پذیرفت. این تغییر مذهبی با تأسیس اولین آکادمی ملی (Taehak) همراه بود که در آن فلسفه کنفوسیوس، ادبیات کلاسیک و تاریخ به اشرافزادگان آموزش داده میشد.
سیستم گرمایشی منحصربهفرد معروف به «اوندول» (Ondol) که امروزه در معماری مدرن کره نیز استفاده میشود، در همین دوران توسعه یافت. در این سیستم، دود و حرارت حاصل از اجاق پختوپز، از طریق کانالهایی در زیر کف اتاق هدایت میشد تا در زمستانهای سخت کوهستانی، فضای داخلی را گرم نگه دارد. همچنین در زمینهی موسیقی و رقص، اسناد تاریخی چین باستان از مهارت بالای هنرمندان کرهای و حضور آنها در دربار سلسله سوئی و تانگ خبر میدهند.
نقاشیهای دیواری آرامگاههای باستانی
بزرگترین و ماندگارترین میراث فرهنگی این تمدن، نقاشیهای دیواری کشف شده در مقابر اشراف و پادشاهان است. مجموعه آرامگاههای باستانی که امروزه در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند، در اطراف پایتختهای قدیمی (جیان در چین و پیونگیانگ در کره شمالی) قرار دارند. این نقاشیهای رنگارنگ و بسیار دقیق، تنها بازماندههای بصری از زندگی روزمره، پوشاک، معماری چوبی، باورهای مذهبی و آرایش نظامی آن دوران هستند.
- طرحهای اساطیری: نقاشی خدایان چهار جهت اصلی (اژدهای لاجوردی، ببر سفید، پرنده سرخ و لاکپشت سیاه) که ریشه در کیهانشناسی تائوئیسم دارد.
- صحنههای زندگی روزمره: به تصویر کشیدن ضیافتهای درباری، رقصندگان، موسیقیدانان و معماری خانههای اشرافی با ستونهای چوبی مزین.
- صحنههای شکار و نبرد: تصاویری خیرهکننده از سوارکارانی که در حال تاختن اسب به عقب برگشته و تیراندازی میکنند (معروف به شلیک پارتی)، که نشاندهندهی مهارت بینظیر سوارکاری آنهاست.
آیا جومونگ و امپراطوری گوگوریو واقعیت تاریخی دارند؟
این یکی از پرتکرارترین سؤالات پس از پخش سریالهای تلویزیونی محبوب است. بله، جومونگ (که در تاریخ رسمی با نام پادشاه دانگمیونگ شناخته میشود) و حکومت پایهگذاری شده توسط او، کاملاً واقعیت تاریخی دارند. منابع معتبر تاریخی مانند کتاب باستانی «سامگوک ساگی» (نوشته شده در قرن دوازدهم) و همچنین کتیبههای سنگی بهجامانده از قرن پنجم میلادی، تأسیس این پادشاهی توسط جومونگ در سال ۳۷ پیش از میلاد را تأیید میکنند. با این حال، باید در نظر داشت که سریالهای تلویزیونی برای جذابیت دراماتیک، افسانههای فولکلور و داستانپردازیهای تخیلی فراوانی را به رویدادهای واقعی و تاریخی اضافه کردهاند و نباید آنها را به عنوان مستندات دقیق تاریخی در نظر گرفت.
امپراطوری گوگوریو الان کدام کشور است؟
قلمرو باستانی این امپراتوری امروزه بین چند کشور مدرن تقسیم شده است. قلب تپنده و بخش اعظم این پادشاهی در مرزهای امروزی کره شمالی و مناطق شمال شرقی چین (بهویژه استانهای لیائونینگ و جیلین که به منچوری معروفاند) قرار داشت. علاوه بر این، بخشهای شمالی و مرکزی کرهجنوبی امروزی نیز در دوران اوج گسترش این امپراتوری تحت تسلط آنها بود. بخشی از مناطق مرزی در جنوب شرق روسیه (منطقه پریمورسکی) نیز در دورههایی تحت نفوذ این پادشاهی قرار داشته است. بنابراین، میراث جغرافیایی آن فراتر از مرزهای سیاسی کرهی مدرن است.
چرا امپراطوری گوگوریو نابود شد؟
سقوط این قدرت بزرگ در سال ۶۶۸ میلادی، نتیجهی ترکیبی از فرسایش تدریجی نظامی و بحرانهای شدید داخلی بود. دههها جنگ مداوم و دفاع در برابر حملات میلیون نفری امپراتوریهای سوئی و تانگ، اقتصاد کشاورزی و نیروی انسانی کشور را به شدت تضعیف کرده بود. اما ضربهی نهایی از درون وارد شد؛ پس از مرگ دیکتاتور قدرتمند نظامی، یون گهسومون، جنگ قدرت بر سر جانشینی میان سه پسر او درگرفت. یکی از پسران با پناهنده شدن به سلسله تانگ چین، اسرار نظامی و راههای نفوذ به پایتخت را فاش کرد. همزمان، اتحاد قدرتمند سلسله تانگ با پادشاهی شیلا در جنوب، باعث شد پایتخت از دو جبهه محاصره شود و در نهایت به دلیل خیانتهای داخلی و اتمام آذوقه، دروازههای پایتخت باز شد و امپراتوری سقوط کرد.
منابع
- Barnes, Gina L. State Formation in Korea: Historical and Archaeological Perspectives, Routledge, 2001.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present, Rowman & Littlefield, 2011.
- Byington, Mark E. The Ancient State of Puyŏ in Northeast Asia: Archaeology and Historical Memory, Harvard University Asia Center, 2016.
- Kim, Jinwung. A History of Korea: From “Land of the Morning Calm” to States in Conflict, Indiana University Press, 2012.
- Pilat, D. & Eckert, C. J. Korea Old and New: A History, Ilchokak, 1990.
- Graff, David A. Medieval Chinese Warfare, 300–900, Routledge, 2002.
- UNESCO World Heritage Centre. Complex of Koguryo Tombs, 2004.
سؤالات متداول
بزرگترین پادشاه گوگوریو چه کسی بود؟
پادشاه گوانگگائتو بزرگ (Gwanggaeto the Great) نوزدهمین پادشاه این سلسله، به عنوان بزرگترین فرمانروا شناخته میشود که بیشترین گسترش سرزمینی را در تاریخ کره باستان به ارمغان آورد.
پایتخت نهایی این امپراتوری کدام شهر بود؟
پیونگیانگ (پایتخت امروزی کره شمالی) آخرین پایتخت این پادشاهی بود که در سال ۴۲۷ میلادی توسط پادشاه جانگسو به عنوان مرکز اداری و سیاسی انتخاب شد.
دین رسمی این امپراتوری چه بود؟
در سال ۳۷۲ میلادی، آیین بودایی به عنوان دین رسمی دولتی پذیرفته شد، اگرچه باورهای سنتی شامانیستی و آموزههای کنفوسیوسی نیز در میان مردم و اشراف رواج داشت.
آیا این امپراتوری ارتباطی با ایران باستان داشت؟
شواهد باستانشناسی از جمله ظروف شیشهای و طرحهای نقاشی دیواری نشان میدهد که از طریق جاده ابریشم، تبادلات فرهنگی و تجاری محدودی بین آنها و شاهنشاهی ساسانی وجود داشته است.
bavaram nemishe googoorio az bein rafte!!
از جومونگ متنفر بودم و تنفرم با خواندن این متن افزایش یافت
تنفر کاری از پیش نمی برد.
تنفر از اسطوره ی یک کشور باعث فقر فرهنگ میشه چیزی که نداریم
درود!
براستی همینجوری که خوندین ندونستین که همه ش از تاریخ ما بود!
تنها یک نام جومونگ و … بود و دیگر نوشته ها همه ش از روی تاریخ پربار ما بود! من فیلم های امپراتور دریا و جومونگ و موهیول رو دیدم ولی نه به جای تاریخ بلکه افسانه!
چند چیز:
۱-پرنده ی گوگوریو همون سیمرغ شاهنامه مونه به خدا!
۲-کوروش ما رو با جومونگ جابجا کردند همانگونه که کوروش بر پدربزرگش شورش کرد!
۳-رستم بازوبند رو به تهمینه داد رستم تکه شمشیر رو!
۴-گوموا همچون آژی دهاک (استیاگ) خواب شگفت انگیزی دید!
۵-گوموا خواست جومونگ رو بکشه ولی نتونست همچون آستیاگ که نتونست کوروش رو بکشه!
۶-نام آرشیت (آرش) به چم کماندار – جومونگ هم همینجور!
۷-جومونگ داستان ما هم همچون کوروش همه ی نژادهای کشور رو همبسته (متحد) کرد!
۸-موهیول همچون داستان گرفتن بابل به دست کوروش از راه پنهانی به کاخ بویو راهیافت!
و …
با اینکه داستان های زایش کوروش ریشه و پایه درستی نداره ولی اونجور که ارد بزرگ گفتند خاورزمینیان (شرق آسیا) بیشتر شیفته ی انگاره پردازی و افسانه سرایی هستند!
خوش باشید!
داداش سایر فرهنگ ها هم غنی و پر با هستند و باید به آنها احترام گذاشت تو فیلم جومونگ پرنده ی سه پا شبیه اژدها س تا سیمرغ شاهنامه. این تاریخ از پیش از میلاد مسیحه یعنی بیش از ۲۰۰۰ سال پیش . حال این که سیمرغ شاهنامه برای کمتر از ۱۵۰۰ سال پیشه.
سلام داری اشتباه میزنی عزیز داستان های شاهنامه مال زمان هخامنشیان هست فقط تا قبل از اینکه به صورت شاهنامه فردوسی در بیاد کسی درست در مون گرد آوری نکرده
و یک نکته دیگه اینکه تصویر سیمرغ در نقاشی های زمان اشکانیان دقیقا با پرچم پرنده سپاه در فیلم جومونگ یکیه
لطفا با بیماری بیگانه پرستی خودتون مقابله کنید
و فرهنگ غنی خودتون رو بدون نفوذ ندونین
درسته الان بی فرهنگ شدیم ولی پیشینه ی فرهنگی غنی داریم که کشور های دیگه قصد تصرف اون رو دارن
سلام دوست عزیز. اولا اون پرنده سپاه نیست و پرنده سه پا هست. در اساطیر کره ای بهش میگن سامجوگو. و یه نماد اساطیری باستانی در کشورهای شرق آسیا و از جمله کره هست. ربطی هم به نمادهای ایرانی و اشکانیان نداره. سامجوگو یا پرنده سه پا در کره نماد قدرت هست.
وای وای،،،،،،،
خدایا چرا فکر می کنید فقط ایران وجود داشته ، عزیز ایران یکی از اون امپراطوری های بزرگ بوده تو گذشته ، یباره بگید روم هم تاریخش از ما هست ، کره ، روم ، مصر اینا همه تاریخ داشتن
طوری میگی تاریخ پربار انگار چیداشتیم تو کتابایه تاریخ بدون تحریف ایران ی سرزمین فقیر جنگ طلب و پر از اختشاش و خیانته
خواهش میکنم عکس متن قرار ذهیذ
salam be hame
man az vaghti seriale joomoongo didsam oftadam too khatte serialaye korei
be nazare man ini ke shoma neveshtin haghighate
oon ke too film bood yekam das kareo shode bood
be harhal mamnoon az matlabe khoobetoon
man ke estefade kardam
نمی شد فارسی بگی ؟ انگلیسی نوشتی کلاس بزاری ؟ هرچند که فهمیدم چی نوشتی ولی اونایی که مثل تو می نویسن باید بگم یه از دماغ فیل افتاده و به قول خودشون با کلاسن . نه عزیزم با کلاسی به این نیست . تو زیبا بنویسی خودش کفایت می کنه لازم نیست خارجی بگی . ولی به دور از اینااااا واقعا مطالب تأثیر گذاری بود و برای آنهایی که عاشق کره هستن به نظر من مفید بود . دوست دارم وقتی پزشکی قبول شم کره بورسیه بگیرم و اونجا تحصیل کنم و زبان کره ای هم کامل مسلط هستم . واقعا که عالی و زیبا بود نطق شما نویسنده عزیز . مطلب های جدید و بیشتری بگذارید . « با تشکر از شما »
سلام.ممنون از لطفتون.
سلام میشه بپرسم این پروفایل خوشگلو ازکجا آوردی
سلام. پرنده سه پا رو به انگلیسی تو نت سرچ کردم.
به نظرمن اینا دروغه که میگی اخه کره چی هست که تمدن هم داشته باشه فقط چینیها متمدن بودند اگه ایجوره پس چرا چینیها با این ابه اصطلاح کره باستان در تماس نبودند؟کتابایی که میگی باید تو سفارتشون هم تایید بشه؟ازشون میپرسم ببینم ایا نویسندهای خارجی هم اینا تایید کردند ویا ساخته وپرداخته ی ذهنشونه؟به کاربردن واژه ی کره ی باستان هم اشتباهه.
داداش وقتی اطلاعاتت کمه معنیش این نیست که وجود نداره.قبر و معبد جومونگ وجود داره که در کره ی شمالی هست.تو تاریخ هم ثبت شده. اندکی پژوهش و تحقیق شمارا آگاه میکنه
اول نظر تو مهم نیست هیچ تاثیریم نداره
دوم تو یونسکو ثبت شده پروفسور اگه تو میگی اونا تاریخ نداشت
اونام میگن ایران تاریخ نداشته منشور کوروش الکیه و ازین حرفا
بزرگترین مشکل ما فرهنگ هست که درست ساخته نشده
حال بنظرت تاریخ ما چیه همیشه اینقدر بدبخت بودیم یا انگلیس رو ما تاثیر داشته یا از خودی میخوردیم
دمتگرم
عزیز ،
بزن تو اینترنت کتاب سامگوک ساگی، این کتاب یکی از معتبر ترین منابع من واقعا درکت نمیکنم
من ازروز اول از سریال جومونگ خوشم نمی آمد ولی بعداز نوشته های شما کنجکاو شدم تا سریال را نگاه کنم .
راستش من تا عید این سریالو نگاه نکرده بودم از بس هر جا رفتیم صحبت جومونگ شد کنجکاو شدم تا اونو ببینم دوستان گفته اند که شباهتی بین نوشته ها و فیلم وجود ندارد خوب باید هم نداشته باشه اسم فیلم افسانه جومونگ هستش پس بنظر بنده نوشته های شما واقعیت هستش از تلاش وزحمتتون کمال تشکر رو دارم همیشه پیروز وسربلند باشید
چه جالب این مقاله متعلق به سال ۱۳۸۶
یعنی ۱۷ سال پیش نوشته شده
این چیزی که اینجا نوشته شده هیچ شباهتی با خود فیلم نداشت ولی به هر حال جالب بود مرسی
به هر حال گوگوریو چه خوب بوده باشه چه بد هزار سال پیش نابود شده مردمش هم همه شون مرده اند
این چیزی که اینجا نوشته شده هیچ شباهتی با خود فیلم نداشت ولی به هر حال جالب بود مرسی
این سریال باعث شد که به تاریخ کره علاقمند بشم و وقتی نوشته های شما رو خوندم خیلی لذت بردم از اینکه ماجرای تاریخی و ثبت شده جومونگ و اون مقطع از تاریخ کره رو دیدم. متشکرم
سریال افسانه جومونگ بیشتر شبیه به یک تئاتر بی کیفیت و نمایش مسخره و مضحک بود
نه بابا سریال قشنگی بود. درسته یکمی کشش داده بودن ولی خب چون مخاطبش همه سنین بود نباید خشونت زیادی داخلش داشته باشه که همین هم دلیل خوبی فیلمش بود
بعد هم اگر جومونگ بی اعصاب و وحشی میبود که دیگه نمیتونست این همه نیرو و سرباز برای خودش جمع کنه
این سریال باعث شد که به تاریخ کره علاقمند بشم و وقتی نوشته های شما رو خوندم خیلی لذت بردم از اینکه ماجرای تاریخی و ثبت شده جومونگ و اون مقطع از تاریخ کره رو دیدم. متشکرم
بعضی ها اومدن اینجا و به یک قومیت دیگه توهین کردند و هرچی به دهنشون رسیده گفته اند
از قومیت تورک و عرب و فارس و کرد تا سایر اقوام ها
فقط همین رو باید در جواب برخی کامنت ها گفت :
ای مردم مبادا شما کسانی از قوم دیگر را مسخره کنید شاید کسانی در بین آن هایی که به تمسخر صدایشان میزنید باشند که نزد خداوند دارای منزلت هستن
هر تاریخی هم ممکنه برای مردم اون منطقه یا طرفدارانش محترم باشه پس توهین نکنید بهم
بعضی ها هم اومدن همینجوری یه تحلیل آب دوغ خیاری از هر دوره ای برای خودشون داشتن اگر میخواید تاریخ بخونید باید از منابع معتبر خوند نه صرفاً از ۴ تا کامنت که نظر شخصی عده ای از کاربران فضای مجازی هست!