امپراطوری گوگوریو: رازهای ناگفته، تاریخچه و سقوط قدرتمندترین پادشاهی کره
امپراطوری گوگوریو یکی از سه پادشاهی باستانی و بسیار قدرتمند شبهجزیره کره بود که در سال ۳۷ پیش از میلاد تأسیس شد و بیش از هفتصد سال بر بخشهای وسیعی از شرق آسیا حکمرانی کرد. این پادشاهی که توسط جومونگ (پادشاه دانگمیونگ) پایهگذاری شد، نهتنها مناطق شمالی و مرکزی کره، بلکه بخشهای بزرگی از منچوری در چین امروزی را در بر میگرفت و سرانجام در سال ۶۶۸ میلادی پس از دههها مقاومت در برابر امپراتوریهای چینی، توسط اتحاد تانگ و شیلا سقوط کرد.
تاریخچه تأسیس امپراطوری گوگوریو توسط پادشاه جومونگ
شکلگیری امپراطوری گوگوریو ریشه در تحولات پیچیده سیاسی و جمعیتی منطقهی منچوری و شمال شبهجزیره کره در قرن اول پیش از میلاد دارد. طبق منابع تاریخی کهن کره[پیشنهاد لینک داخلی: سامگوک ساگی یا تاریخ سه پادشاهی کره]، این حکومت در سال ۳۷ پیش از میلاد توسط شاهزادهای به نام جومونگ که از پادشاهی بویو گریخته بود، پایهگذاری شد. او با متحد کردن قبایل پراکندهی یهمائک (Yemaek) و بهرهگیری از ضعف نظامی فرمانداریهای چینی مستقر در منطقه، توانست هسته اولیه یک دولت متمرکز را در منطقهی کوهستانی جولبون شکل دهد. انتخاب جولبون به عنوان اولین پایتخت، یک استراتژی دفاعی هوشمندانه در برابر حملات قبایل کوچنشین و نیروهای امپراتوری هان بود.
در دهههای نخست، ساختار سیاسی این حکومت بیشتر شبیه به یک کنفدراسیون از پنج قبیلهی قدرتمند محلی بود. پادشاه به عنوان فرمانده کل قوا و رهبر معنوی عمل میکرد، اما قدرت او توسط شورایی از اشراف محدود میشد. با این حال، جانشینان جومونگ، بهویژه پادشاه تهجو (قرن دوم میلادی)، با تضعیف استقلال قبایل و تمرکز قدرت در خاندان سلطنتی «گو»، پایههای یک امپراتوری متمرکز و موروثی را بنا نهادند. آنها با راهاندازی کمپینهای نظامی پیاپی، مرزهای خود را به سمت شرق و غرب گسترش دادند و کنترل مسیرهای تجاری مهم منطقه را به دست گرفتند.
این دوران با ادغام تدریجی فرهنگهای مختلف بومی و جذب فناوریهای پیشرفتهتر کشاورزی و فلزکاری[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه فلزکاری در آسیای شرقی باستان] از دولتهای همسایه همراه بود. توانایی حاکمان اولیه در ایجاد یک هویت ملی مشترک میان قبایل مختلف، رمز بقای آنها در منطقهای پرآشوب بود. به مرور زمان، نام این کشور از یک حکومت محلی کوچک به نمادی از مقاومت منطقهای در برابر توسعهطلبی سلسلههای مرکزی چین تبدیل شد.
جغرافیای پهناور و پایتختهای امپراطوری گوگوریو
قلمرو امپراطوری گوگوریو در دوران اوج خود در قرن پنجم میلادی، وسعتی بینظیر در تاریخ باستان کره داشت. این امپراتوری از دشتهای یخزدهی منچوری در شمال (استانهای جیلین و لیائونینگ در چین امروزی) تا رودخانه هان در مرکز شبهجزیره کره امتداد داشت. این موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، به آنها اجازه میداد تا هم به عنوان یک قدرت قارهای با سوارهنظام زرهپوش عمل کنند و هم بر خطوط ساحلی دریای زرد و دریای ژاپن تسلط داشته باشند. تنوع اقلیمی این قلمرو پهناور، منابع اقتصادی متنوعی از جمله معادن غنی آهن، جنگلهای انبوه برای کشتیسازی و دشتهای حاصلخیز کشاورزی را در اختیار دولت مرکزی قرار میداد.
انتقال پایتختها و استراتژیهای ژئوپلیتیک
یکی از ویژگیهای مهم در تاریخ سیاسی این پادشاهی، جابهجاییهای استراتژیک پایتخت بر اساس نیازهای نظامی و توسعهطلبانه بود. پایتختها صرفاً مراکز اداری نبودند، بلکه دژهای مستحکمی بودند که با معماری کوهستانی و دیوارهای سنگی عظیم محافظت میشدند. این تغییرات پایتخت نشاندهندهی تکامل دیدگاه ژئوپلیتیک حاکمان از یک نگاه تدافعی در کوهستانها به یک رویکرد تهاجمی و اقتصادی در دشتهای حاصلخیز بود.
| نام پایتخت | دوره زمانی | موقعیت امروزی | دلیل اهمیت تاریخی |
|---|---|---|---|
| جولبون (Jolbon) | ۳۷ ق.م – ۳ میلادی | هوانرن، استان لیائونینگ (چین) | محل تأسیس اولیه امپراتوری به دلیل موقعیت استراتژیک و کوهستانی برای دفاع در برابر سلسله هان. |
| گونگنائه (Gungnae) | ۳ میلادی – ۴۲۷ میلادی | جیان، استان جیلین (چین) | مرکز فرماندهی در دوران توسعه مرزها و دوران اوج نظامی؛ دارای استحکامات پیشرفته سنگی. |
| پیونگیانگ (Pyongyang) | ۴۲۷ میلادی – ۶۶۸ میلادی | پیونگیانگ (کره شمالی) | انتقال توسط پادشاه جانگسو برای تسلط بر شبهجزیره کره، توسعه تجارت دریایی و اقتصاد کشاورزی. |
اوج قدرت نظامی در دوران پادشاه گوانگگائتو بزرگ
دوران طلایی و اوج اقتدار نظامی در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم میلادی تحت فرمانروایی پادشاه گوانگگائتو بزرگ (Gwanggaeto the Great) و پسرش پادشاه جانگسو رقم خورد. گوانگگائتو، که نامش به معنای «گسترشدهندهی پهناور قلمرو» است، با اصلاحات عمیق در ساختار سوارهنظام[پیشنهاد لینک داخلی: سوارهنظام زرهپوش کاتافراکت در باستان] و تجهیز ارتش به سلاحهای فولادی باکیفیت، قدرت رزمی کشور را به سطح بیسابقهای ارتقا داد. او در طول سلطنت ۲۲ سالهی خود توانست با شکست دادن قبایل خیتان، نابودی کامل پادشاهی باستانی بویو، و مهار حملات امپراتوریهای شمالی چین، مرزهای شمالی را تا عمق منچوری گسترش دهد.
در جبههی جنوبی نیز، ارتش او موفق شد به پایتخت پادشاهی باکجه نفوذ کرده و آنها را خراجگزار خود کند. همچنین، او نیروهای اعزامی ژاپنی (وا) را که به پادشاهی شیلا حمله کرده بودند، درهم شکست و شیلا را تحتالحمایهی خود درآورد. دستاوردهای نظامی او به قدری عظیم بود که پسرش، لوح سنگی عظیمی (لوح سنگی گوانگگائتو) را برای ثبت این پیروزیها برپا کرد که امروزه یکی از مهمترین اسناد تاریخی شرق آسیا محسوب میشود.
پس از او، پادشاه جانگسو با انتقال پایتخت به پیونگیانگ، استراتژی محاصره دیپلماتیک علیه دشمنان جنوبی (باکجه و شیلا) را آغاز کرد. او با برقراری روابط دیپلماتیک چندگانه با سلسلههای پراکنده در شمال و جنوب چین، توازن قوای بینظیری ایجاد کرد که مانع از اتحاد دشمنان خارجی علیه پایتخت میشد. این دوران نه تنها اوج قدرت نظامی، بلکه شکوفایی اقتصاد مبتنی بر کشاورزی جلگهای و تجارت دریایی با ژاپن و چین بود.
ساختار نظامی و جنگهای بزرگ با امپراتوریهای چینی
بقای بیش از هفت قرن این پادشاهی در یکی از استراتژیکترین مناطق آسیا، مدیون یک ساختار نظامی به شدت سازمانیافته و جامعهای جنگاور بود. تمام مردان بالغ به طور مداوم تحت آموزشهای نظامی و هنرهای رزمی قرار داشتند و نظام اجتماعی به گونهای بود که شایستگی در میدان نبرد، امکان ارتقای طبقاتی را فراهم میکرد. ارتش از ترکیب دقیق سوارهنظام سنگین اسلحه (مجهز به زرههای فلسدار برای اسب و سوار) و کمانداران ماهر پیادهنظام تشکیل میشد که در جنگلها و کوهستانها برتری مطلق تاکتیکی داشتند.
جنگهای حماسی با سلسله سوئی (Sui)
یکی از بزرگترین درگیریهای نظامی در تاریخ باستان، مجموعه جنگهای بین این پادشاهی و سلسلهی متحد کنندهی چین، یعنی سلسله سوئی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی بود. امپراتور یانگ از سلسله سوئی، با هدف تسلیم کردن همسایه قدرتمند شرقی خود، در سال ۶۱۲ میلادی ارتشی متشکل از بیش از یک میلیون سرباز را به سوی مرزها روانه کرد. این تهاجم عظیم با مقاومت سرسختانهی مدافعان کرهای در قلعههای مرزی لیائودونگ مواجه شد که پیشروی ارتش چین را برای ماهها متوقف کرد.
نقطه عطف این نبردها در «نبرد رودخانه سالسو» رقم خورد؛ جایی که ژنرال افسانهای، ئولجی موندوک (Eulji Mundeok)، با استفاده از تاکتیکهای جنگ چریکی و فریب دشمن، ارتش ۳۰۰ هزار نفری سوئی را به داخل درههای عمیق کشاند. با تخریب سدهای خاکی که روی رودخانه ساخته شده بود، سیلابی عظیم نیروهای چینی را درهم شکست. منابع تاریخی[پیشنهاد لینک داخلی: نبردهای تعیینکننده در تاریخ آسیا] تخمین میزنند که از آن سپاه عظیم، تنها حدود ۲۷۰۰ نفر توانستند زنده به چین بازگردند. این شکست مفتضحانه یکی از عوامل اصلی فروپاشی زودهنگام سلسله سوئی در چین بود.
جنگ با امپراتوری تانگ و فروپاشی نهایی
پس از روی کار آمدن سلسله قدرتمند تانگ در چین، دور جدیدی از خصومتها آغاز شد. امپراتور تایزونگ از تانگ، تهاجمات گستردهای را از سال ۶۴۵ میلادی آغاز کرد. در این دوران، فرمانده نظامی قدرتمند به نام یون گهسومون (Yeon Gaesomun) در پایتخت به یک دیکتاتور نظامی تبدیل شده بود و با موفقیت چندین محاصرهی عظیم امپراتوری تانگ (از جمله نبرد قلعه آنسی) را دفع کرد. مقاومت در قلعه آنسی نشاندهندهی برتری مهندسی دفاعی و تعهد سربازان به حفظ سرزمینشان بود.
اما پس از مرگ یون گهسومون در سال ۶۶۶ میلادی، جنگ قدرت خونینی میان پسرانش درگرفت. یکی از پسران به سلسله تانگ پناهنده شد و اطلاعات نظامی ارزشمندی را در اختیار آنها قرار داد. همزمان، سلسله تانگ اتحادی استراتژیک با پادشاهی شیلا (در جنوب شبهجزیره) تشکیل داد. در سال ۶۶۸ میلادی، پایتخت پیونگیانگ که از داخل تضعیف شده بود، از دو جبههی شمال (توسط تانگ) و جنوب (توسط شیلا) مورد هجوم قرار گرفت و سرانجام این امپراتوری باشکوه به پایان راه خود رسید.
فرهنگ، دین و هنر در دوران اوج پادشاهی
علیرغم وجههی نظامی و جنگاوری، این جامعه دارای دستاوردهای فرهنگی و هنری بسیار پیشرفتهای بود که ترکیبی از سنتهای بومی شامانیستی و تأثیرات فرهنگی وارداتی از جاده ابریشم محسوب میشد. در سال ۳۷۲ میلادی، پادشاه سوسوریم (Sosurim) برای ایجاد یکپارچگی ایدئولوژیک در امپراتوری، آیین بودایی را به عنوان دین رسمی دولتی پذیرفت. این تغییر مذهبی با تأسیس اولین آکادمی ملی (Taehak) همراه بود که در آن فلسفه کنفوسیوس، ادبیات کلاسیک و تاریخ به اشرافزادگان آموزش داده میشد.
سیستم گرمایشی منحصربهفرد معروف به «اوندول» (Ondol) که امروزه در معماری مدرن کره نیز استفاده میشود، در همین دوران توسعه یافت. در این سیستم، دود و حرارت حاصل از اجاق پختوپز، از طریق کانالهایی در زیر کف اتاق هدایت میشد تا در زمستانهای سخت کوهستانی، فضای داخلی را گرم نگه دارد. همچنین در زمینهی موسیقی و رقص، اسناد تاریخی چین باستان از مهارت بالای هنرمندان کرهای و حضور آنها در دربار سلسله سوئی و تانگ خبر میدهند.
نقاشیهای دیواری آرامگاههای باستانی
بزرگترین و ماندگارترین میراث فرهنگی این تمدن، نقاشیهای دیواری کشف شده در مقابر اشراف و پادشاهان است. مجموعه آرامگاههای باستانی که امروزه در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند، در اطراف پایتختهای قدیمی (جیان در چین و پیونگیانگ در کره شمالی) قرار دارند. این نقاشیهای رنگارنگ و بسیار دقیق، تنها بازماندههای بصری از زندگی روزمره، پوشاک، معماری چوبی، باورهای مذهبی و آرایش نظامی آن دوران هستند.
- طرحهای اساطیری: نقاشی خدایان چهار جهت اصلی (اژدهای لاجوردی، ببر سفید، پرنده سرخ و لاکپشت سیاه) که ریشه در کیهانشناسی تائوئیسم دارد.
- صحنههای زندگی روزمره: به تصویر کشیدن ضیافتهای درباری، رقصندگان، موسیقیدانان و معماری خانههای اشرافی با ستونهای چوبی مزین.
- صحنههای شکار و نبرد: تصاویری خیرهکننده از سوارکارانی که در حال تاختن اسب به عقب برگشته و تیراندازی میکنند (معروف به شلیک پارتی)، که نشاندهندهی مهارت بینظیر سوارکاری آنهاست.
آیا جومونگ و امپراطوری گوگوریو واقعیت تاریخی دارند؟
این یکی از پرتکرارترین سؤالات پس از پخش سریالهای تلویزیونی محبوب است. بله، جومونگ (که در تاریخ رسمی با نام پادشاه دانگمیونگ شناخته میشود) و حکومت پایهگذاری شده توسط او، کاملاً واقعیت تاریخی دارند. منابع معتبر تاریخی مانند کتاب باستانی «سامگوک ساگی» (نوشته شده در قرن دوازدهم) و همچنین کتیبههای سنگی بهجامانده از قرن پنجم میلادی، تأسیس این پادشاهی توسط جومونگ در سال ۳۷ پیش از میلاد را تأیید میکنند. با این حال، باید در نظر داشت که سریالهای تلویزیونی برای جذابیت دراماتیک، افسانههای فولکلور و داستانپردازیهای تخیلی فراوانی را به رویدادهای واقعی و تاریخی اضافه کردهاند و نباید آنها را به عنوان مستندات دقیق تاریخی در نظر گرفت.
امپراطوری گوگوریو الان کدام کشور است؟
قلمرو باستانی این امپراتوری امروزه بین چند کشور مدرن تقسیم شده است. قلب تپنده و بخش اعظم این پادشاهی در مرزهای امروزی کره شمالی و مناطق شمال شرقی چین (بهویژه استانهای لیائونینگ و جیلین که به منچوری معروفاند) قرار داشت. علاوه بر این، بخشهای شمالی و مرکزی کرهجنوبی امروزی نیز در دوران اوج گسترش این امپراتوری تحت تسلط آنها بود. بخشی از مناطق مرزی در جنوب شرق روسیه (منطقه پریمورسکی) نیز در دورههایی تحت نفوذ این پادشاهی قرار داشته است. بنابراین، میراث جغرافیایی آن فراتر از مرزهای سیاسی کرهی مدرن است.
چرا امپراطوری گوگوریو نابود شد؟
سقوط این قدرت بزرگ در سال ۶۶۸ میلادی، نتیجهی ترکیبی از فرسایش تدریجی نظامی و بحرانهای شدید داخلی بود. دههها جنگ مداوم و دفاع در برابر حملات میلیون نفری امپراتوریهای سوئی و تانگ، اقتصاد کشاورزی و نیروی انسانی کشور را به شدت تضعیف کرده بود. اما ضربهی نهایی از درون وارد شد؛ پس از مرگ دیکتاتور قدرتمند نظامی، یون گهسومون، جنگ قدرت بر سر جانشینی میان سه پسر او درگرفت. یکی از پسران با پناهنده شدن به سلسله تانگ چین، اسرار نظامی و راههای نفوذ به پایتخت را فاش کرد. همزمان، اتحاد قدرتمند سلسله تانگ با پادشاهی شیلا در جنوب، باعث شد پایتخت از دو جبهه محاصره شود و در نهایت به دلیل خیانتهای داخلی و اتمام آذوقه، دروازههای پایتخت باز شد و امپراتوری سقوط کرد.
منابع
- Barnes, Gina L. State Formation in Korea: Historical and Archaeological Perspectives, Routledge, 2001.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present, Rowman & Littlefield, 2011.
- Byington, Mark E. The Ancient State of Puyŏ in Northeast Asia: Archaeology and Historical Memory, Harvard University Asia Center, 2016.
- Kim, Jinwung. A History of Korea: From “Land of the Morning Calm” to States in Conflict, Indiana University Press, 2012.
- Pilat, D. & Eckert, C. J. Korea Old and New: A History, Ilchokak, 1990.
- Graff, David A. Medieval Chinese Warfare, 300–900, Routledge, 2002.
- UNESCO World Heritage Centre. Complex of Koguryo Tombs, 2004.
سؤالات متداول
بزرگترین پادشاه گوگوریو چه کسی بود؟
پادشاه گوانگگائتو بزرگ (Gwanggaeto the Great) نوزدهمین پادشاه این سلسله، به عنوان بزرگترین فرمانروا شناخته میشود که بیشترین گسترش سرزمینی را در تاریخ کره باستان به ارمغان آورد.
پایتخت نهایی این امپراتوری کدام شهر بود؟
پیونگیانگ (پایتخت امروزی کره شمالی) آخرین پایتخت این پادشاهی بود که در سال ۴۲۷ میلادی توسط پادشاه جانگسو به عنوان مرکز اداری و سیاسی انتخاب شد.
دین رسمی این امپراتوری چه بود؟
در سال ۳۷۲ میلادی، آیین بودایی به عنوان دین رسمی دولتی پذیرفته شد، اگرچه باورهای سنتی شامانیستی و آموزههای کنفوسیوسی نیز در میان مردم و اشراف رواج داشت.
آیا این امپراتوری ارتباطی با ایران باستان داشت؟
شواهد باستانشناسی از جمله ظروف شیشهای و طرحهای نقاشی دیواری نشان میدهد که از طریق جاده ابریشم، تبادلات فرهنگی و تجاری محدودی بین آنها و شاهنشاهی ساسانی وجود داشته است.
سلام دوست عزیز
تاریخ مفصل از سلسله گوگوریو نوشتی خیلی با لذت و شوق خواندمش بخاطر سریال افسانه جومونگ علاقمند به تاریخ گوگوریو شدم و خیلی خوب نوشتی.
خوب البته یک ذره بعضی از امپراتوری ها و همسایگانش درکش سخت بود.
سلام.ممنون. لطف دارین.
عشقم اینه که تارخ بعضی از کشورهارو بخونم
وبه خصوص تاریخ کشور کره
آقا واقعا دستت درد نکنه به خاطر این مطالب خوبت
خواهش میکنم. لطف دارید.
آقای سیروس پور خواهشا از بویو مطالب زیاد تری بنویسید
در مورد بویو واقعا مطالب اندکی در مراجع تاریخی اومده. ولی هر چه در توان داشته باشم در سایت قرار میدم.
سلام آقای سیروس پور عزیز تئوری هایی درباره یوری هست که میگه یوری غاصب تاج و تخت گوگوریو بوده و بعد از اینکه نوه یوری با دسیسه وزیران برکنار شده دوباره یه نفر از خاندان واقعی جومونگ به پادشاهی رسیده این نظریه صحیح ؟ اگه ممکن توضیح بدین
سلام آقا مهدی.
بله این فرضیه وجود داره که احتمال صحیح یا غلط بودنش هست.این فرضیه میگه که جومونگ نام خانوادگی گو رو یدک می کشید ولی سه پادشاه بعد از جومونگ نام خانوادگی هه رو داشتن. تاریخ دانان این مسئله رو شاهدی بر غصب سلطنت توسط یوری و ادامه پیدا کردن این غصب در طی سه پادشاه بعدی میدونن. مسئله دوم لقب پادشاه ششم گوگوریو هست که معنی جد بزرگ رو میده و معمولا برای پادشاهای اول سلسله های کره ای استفاده میشده و نه پادشاه ششم! در این مورد هم برخی تاریخدانان این حدس رو میزنن که چون پادشاه ششم که نام خانوادگی گو رو داشت تونست احیا کنه خاندان سلطنتی رو، باهاش مثل پادشاه اول سلسله رفتار میشه.
از همه اینا جالب تر اینا چطور بخودشون میگفتن امپراطوری با اون جسه هاشون باز گوگوریو وسیع بود به امپراطوری میخور اما بویو و شیلا و باکجه ووو اندازه ی روستا نبودن به خودشون میگفتن امپراطوری🤣
البته خود گوگوریو فقط ۴ تا قبیله کوچک بود
آخرش هم خیلی راحت محو و نابود گشت
۴ تا قبیله!!
حرف تون درسته
یه مختار درست کردن برای عربها بود هشت سال طول کشید عرزهای که سیاه لشکرهاشون رو مجهز به شمشیر کنن نداشتن ما ایرانیا به چیمون بنازیم جومونگ قهرمان ملی کره هست واسه همه قابل احترامه
واسه ما همین بس که وقتی فیلمش شروع میشد ترافیک کل کشور کم میشد
سلام، درسته که شما تاریخ کره رو می نویسین، نه تاریخ چین. ولی پیروز اصلی و نهایی جنگ وی و گوگوریو، وی بوده. شما کمی با گزیده کردن مطالب طوری نشون دادین که گوگوریو در برابر وی پیروزی های بزرگی به دست آورده
سلام. هیچوقت تو متن گفته نشده که کدوم یک از طرفین به وضوح برنده جنگ بوده. این جنگ برنده ای نداشت چون هیچکدوم از طرفین نتونستن نتیجه مطلوبشون رو بدست بیارن.
بنده عین مقاله رو ترجمه کردم و کم یا زیادش نکردم.
سلام واقعا تاریخ جالبی درباره گوگوریو بود
البته در جواب دوستانی که گفتند سواره نظام از تاریخ ایران کپی کرده اند
در بعضی از اسناد تاریخی چین آمده است که حکومت چین از سلسله ایی ایرانی( که با تطبیق تاریخ میشود فهمید در دوره اشکانیان بوده است ) تقاضای سلاح هایی از جنس فولاد محکم که سربازان ایرانی در مقابل سربازان رومی استفاده میکنند را از امپراطور ایران میخواهند که همین سلاح ها به سرزمین کره راه پیدا میکند و کسانی مثل جومونگ این سلاح های فولادی را از چینی ها یاد میگیرند
من برای دانشگاه دربه دردنبال منبع میگشتم برای کنفرانس تاریخ هنر کره الان که سایت رو پیدا کردم انگار دنیارو بهم دان واقعاااااا ممنوننننننننن
سلام. واقعا خوشحالم که به دردتون خوردیم. تشکر.
زنده بااااد فرمانده جوووموونگگگ🙌
خوب بود در ضمن دوستان نظر دهنده عزیز توجه فرماییند که ساختن فیلم کوروش پدر قوم آریا اقدامیست که به تصمیم سران قوم بر می گرده
هیچ وقت فیلمیدر ارتباط با کوروش ساخته نمیشه اگه برمبنای کتابایه تاریخی ایران ساخته بشه صدای کله دنیا در میاد اگه برمبنای کتابایه خارجی ساخته بشه ابرومون میرع😂😂😂بهتره ک ساخته نشه کوروش رو مثل سگ انا تومروس کشت سرشم جدا کرد گذاشت رو تشت جسدشم سگا خوردن البته نوشتن سرشو هم دوختن ب بدنش بعدن ولی در کتابا اومده ک کوروش ترکارو ب سلطه خودش دراورد و مقبره ای همبراش نسبت دادن ک کاملا غلطه و فیلمی ک گرجستان درارتباط با تاریخ خودش ساخت واقعیه و در اون کوروش رو ب شکلی ک گفتم میکشن
سلام ببخشید اگه امکان داره مطالبی راجع خدایان کره بگذارید ممنون
مثلاخدای دانگون