سیاست ایران در برابر پادشاه عثمانی و همسایگان خود

شاه سلیمان صفوی، شاهی صلح طلب بود

پادشاه عثمانی خطرناک‌ترین همسایهٔ ایران به‌شمار می‌رفت؛ چراکه قلمرو او از دریای سیاه تا بصره امتداد داشت و ایران از جانب غرب و جنوب با سرزمین‌های عثمانی هم‌مرز بود. در همین زمان، سلاطین مسیحی اروپا که علیه سلطان عثمانی متحد شده بودند، از پاسخ اولیهٔ شاه ایران رضایت نداشتند. ازاین‌رو بار دیگر سالومون سکورکی را، که پیش‌تر نیز به ایران آمده بود، به‌عنوان سفیر اعزام کردند تا با پافشاری، شاه ایران را به پیوستن به این اتحاد ترغیب کند.

در دستورالعمل‌های سفیر، تمامی ابزارهای لازم برای موفقیت مأموریت پیش‌بینی شده بود. آنان می‌کوشیدند شاه ایران را متقاعد کنند که از ضعف و گرفتاری سلطان عثمانی بهره گیرد و حتی سرزمین‌های ایران را به وسعت دوران داریوش بزرگ، که بر بیست‌وپنج کشور و ایالت حکومت می‌کرد، بازگرداند؛ از جمله عربستان، کلده، سوریه و دیگر نواحی میان دجله و حبشه که در آن زمان در تصرف عثمانیان بود.

بااین‌حال، پاسخ دربار ایران قاطع بود: شاه ترجیح می‌داد بخشی از سرزمین خود را از دست بدهد، اما پیمان صلحی را که با سلطان عثمانی بسته بود نقض نکند و به تصرف سرزمین‌های دیگر دست نزند.

در همین ایام، عرب‌هایی که حدود دو سال بصره را در اختیار داشتند، نمایندگانی نزد حاکم لرستان فرستادند و از او خواستند نیروهای پادگان را برای تصرف بصره به‌نام شاه ایران اعزام کند. حاکم لرستان این درخواست را به دربار گزارش داد، اما دربار ایران این پیشنهاد را نیز نپذیرفت و پاسخی مشابه پاسخ خود به سفرای سلاطین مسیحی داد.

ایران برای مقابله با دولت عثمانی که همسایه قوی است با سلاطین ترکستان و کردستان و عرب‌های کویر که مطیع سلطان عثمانی هستند متحد میباشد و روابط دوستی خود را با آنها حفظ می‌کند، همچنین شاه ایران با سلاطین عرب‌های مسقط روابط حسنه دارد و با کمال مراقبت دوستی خود را با آنها حفظ می‌کند زیرا می‌خواهد وقتی پرتغالیها سهم گمرکی خود را از بنادر کنگو (کنگان) و بندر ریگ و بحرین بازور از ایران مطالبه میکنند، عرب‌های مسقط بکمک ایران بشتابد.

منبع سفرنامهٔ سانسون، به اهتمام و ترجمهٔ دکتر تقی تلفظی، چاپ ۱۳۴۶، صص ۲۰۴–۲۰۵
از طريق کانال تلگرام هیستوریم
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.