فتنه قزلباشان در نخستین قرن سلسله صفویه

شاه کشی و توطئه قزلباش ها در نخستین قرن سلسله صفویه

شاه طهماسب یکم فردی زیرک در سیاست و دیندار ترین پادشاه در دوران صفویه
شاه طهماسب یکم
شاه طهماسب یکم فردی زیرک در سیاست و دیندار ترین پادشاه در دوران صفویه

شاه طهماسب بعد از ۴۰ سال شاهی که با اقتدار پادشاهی می‌کرد در این دوران قزلباش ها سر به راه شده بودند ولی ناگهان شاه  دچار بیماری شد، قزلباشان دو گروه شدند و بعد از بهبود حال شاه وضع به آرامش قبل برگشت این آرامش تنها دو سال به طول انجامید.شاه طهماسب یکم پسر خود حیدر میرزا را به جانشینی برگزید و درگذشت. 

قزلباش ها این فرمان و جانشینی را نپذیرفتند و از فرمان سرپیچی کردند و باعث شروع جنگ های خانمان سوز برای برگزیدن جانشین شاه شد.در میانهٔ این جنگ کسی به فکر خاکسپاری برای شاه نیوفتاد و جسد شاه طهماسب یکم به مدت ۶ ماه میانهٔ باغچه حرم به امانت ماند و جسد را بعد ۶ به مشهد بردند. قزلباش ها به فکر حذف حیدرمیرزا افتادند و برای انجام این کار به درون حرم در میان زنان رفتند تا او را از آنجا بیرون ببرند این بزرگترین گناهی بود که مریدان نسبت به مرشد کامل انجام دادند و به مقدس ترین محل رهبر طریقت و پادشاه که ورود نامحرمان به آنجا حرام بود پاگذاشتند و حیدر میرزا را از میان زنان حرم بیرون کشیدند و به بدترین شکل ممکن او را کشتند و سرش را بریدند و به جای او اسماعیل میرزا(شاه اسماعیل دوم) را بر تخت پادشاهی نهادند.

شاه اسماعیل دوم فردی خونریز ولی دلاور و جنگجو

اسماعیل میرزا ذاتٱ مردی دلیر و جنگجو و با اراده بود توسط قزلباشان از قلعه قهقهه آورده و بر تخت شاهی نشاندند.
شاه اسماعیل دوم به قزلباشان میدان نداد بنابر این ممکن هست که مرگ مشکوک او در پی مسمومیت از مواد مخدر، توطئهٔ قزلباشان بوده باشد.
گویا امیرخان ترکمان که با پری خانم(خواهر ناتنی شاه اسماعیل دوم)رابطه نامشروع داشت. حسن بیگ حلواچی اوغلی را فریب داد تا در فلونیای(نوعی مواد مخدر) شاه زهر داخل کند.
گزارش دیگری از این ماجرا میباشد :
که حسن بیگ حلواچی اوغلی مسئول نگهداری حقهٔ فلونیای شاه بود و همیشه سر حقه را مهر و موم می‌کرد. در شب مرگ شاه اسماعیل دوم، هنگامی که حسن بیگ می‌خواست به او(شاه اسماعیل دوم ) فلونیا بدهد متوجه شدکه علامت مهر او از میان رفته و اگر چه به شاه هشدار داد که از فلونیا مصرف نکند اما شاه به گفتهٔ او گوش نکرد.

شاه محمد خدابنده
شاه محمد شاه پادشاهی نا بینا و دست نشانده قزلباش ها بود.

پس از مرگ شاه اسماعیل دوم برادرش محمد میرزا (شاه محمد خدابنده)زرگترین پسر شاه طهماسب یکم اما کور بود شاه شد.
اما وجود خیر النساء بیگم، همسر شاه سلطان محمد و مادر شاه عباس یکم، در اقدامات خودسرانهٔ قزلباشان اخلال ایجاد کرد، او زنی تند مزاج ولجوج و ستیزه جو بود، اداره دولت را در دست گرفت و پسر بزرگش حمزه میرزا را نایب السطنه کرد. این بار قزلباش به سختی برانگیخته شدند. اگر در جریان کشتن حیدرمیرزا پسر شاه طهماسب یکم به حرم رفته و حیدرمیرزا را از میان زنان بیرون کشیده بودند.اکنون به حرم رفته و خیر النساء بیگم را که از ترس به آغوش شاه پناه برده بود بیرون آورده و او را خفه کردند.

از این داستان گزارشی دیگری میباشد که سخت می‌توان باور کرد :

جنازهٔ او را یک شبانه روز با بدن برهنه به صحرا انداختند و یا در خیابان ها کشیدند.و حتی بعدا گفتند که عباس میرزا(شاه عباس یکم) فرزند مشروع پدر خود نیست. سپس به سراغ مادر بیگناه خیر النساء بیگم رفتند و او را هم کشتند.

شاه عباس بزرگ
شاه عباس بزرگ تواناترین شاه از سلسله صفوی بود

پس از این ماجرا برای مدتی قزلباش ها همه کاره شدند.اما حمزه میرزا پسر جوان شاه محمد که فردی دلیر و جنگجو بود مانعی بر سر راه اعمال قدرت قزلباش ها به شمار می‌رفت کار به جایی رسید که قزلباش ها تهماسب میرزا برادر کوچک حمزه میرزا را به ولیعهدی برگزیدند و به جنگ با حمزه میرزا برخاستند. اما در جنگ صایین قلعه از او شکست خوردند و تصمیم گرفتند با توطئه حمزه میرزا را از میان بردارند. بنابر این، خودی دلاک سرتراش خاصهٔ حمزه میرزا را به کشتن او برانگیختند و خودی، حمزه میرزا را با خنجر به قتل رساند.اکنون قزلباش ها به معنی واقعی کلمه، فعال ما یشاء شده بودند.آن ها ابوطالب میرزا برادر کوچیک حمزه میرزا را به ولیعهدی برگزیدند، اما گروه دیگر از قزلباش ها که شاملو ها و استاجلوها یعنی نیرومند ترین آن ها بودند عباس میرزا را در خراسان به پادشاهی برداشتند و سرانجام توانستند بر همهٔ قزلباش های رقیب پیروز شود.

شاه عباس یکم پس از پیروزی بر قزلباش، با دور اندیشی و زیرکی، توانایی نظامی آنها را کاهش داد.شاه بعد از این کار به دلیل این که پایتخت را از قزوین به اصفهان آورده بود  دیگر نمی‌توانست به قزلباش ها اکتفا کند و لشکری به نام غلامان خاصه (اعم از چرکس ها و ارمنی ها و گرجی) تشکیل داد که این لشکر به طور مستقیم از شاه دستور می‌گرفت و به شاه احترام ویژه ای می‌گذاشتند. بعد از این اقدام بعضی از مقام های قزلباش به کلی از میان برخواست.
با تشکیل لشکر غلامان خاصه منصب وکیل و امیر الامراء برای همیشه حذف شدند، دو منصب نوین به نام های قوللر آغاسی (فرمانده غلامان) و تفنگچی آغاسی(فرمانده تفنگچی ها) پدید آمد و امیر الامرای قزلباش با عنوان پیشین قورچی باشی شناخته شد.
با این حال قزلباش ها هنوز از لحاظ مقام و اصالت در درجهٔ نخست اشرافیت قرار داشتند.

منبع آن روی سکه (پژوهشی در تاریخ نگاری ایران) نویسنده عباسقلی غفاری فرد صفحه 138 الی 141 بن‌مایه غلامان خاصه نخبگان نوخاسته دوران صفوی ترجمه حسن افشار
ممکن است شما دوست داشته باشید
Subscribe
Notify of
guest
2 Comments
Most Voted
Newest Oldest
بازخورد درون خطی
دیدن تمامی دیدگاه ها
علي

عالی ممنون بابت مقاله خوبتون