تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان
سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل میدادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیادهنظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدانها، سوارهنظام سنگیناسلحه و نیروهای احضار شده از دهها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورشهای داخلی و اجرای عملیاتهای نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.
نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری
ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارسها و مادها تشکیل میدادند. این انحصار قومی در ردههای بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب میشد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالتها یا ساتراپیها پایهگذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.
تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث میشد ارتش ایران بتواند در جبهههای گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سوارهنظامهای شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا میکردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته میشدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیادهنظام بودند، ترکیب تاکتیکی بینظیری را ایجاد میکردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیتهای مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشاندهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیادهنظام بومی رخ داد.
مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکهای از راههای شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابهجایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم میکرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراسانگیزی به ارتش ایران میبخشید و مانع از شکلگیری شورشهای منطقهای متعددی میشد.
دستهبندی و یگانهای اصلی ارتش هخامنشی
سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم دهدهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز میشد که تحت فرمان یک «دهبد» قرار داشتند. ده واحدِ دهنفره، یک گروه صد نفره را تشکیل میدادند و این ساختار تا ایجاد یگانهای هزار نفری و ده هزار نفری ادامه مییافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه میداد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.
پیادهنظام: سپارابارا و کمانداران
بخش عمدهای از پیادهنظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل میدادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیلشکلی از جنس حصیر بافته شده حمل میکردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد میکرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار میگرفتند که میتوانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تنبهتن بود.
با این وجود، نیروهای پیادهنظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفهای استانها تامین میشدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیادهنظام سنگیناسلحه یونانی (هوپلیتها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکسهای زرهپوش یونانی همیشه کارآمد نیست.
سوارهنظام و ارابههای جنگی
سوارهنظام، نیروی ضربتی و تعیینکننده ارتش هخامنشی محسوب میشد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بینظیری داشتند. اسبهای نیسایی که در دشتهای ماد پرورش مییافتند، به قدری قدرتمند بودند که میتوانستند وزن سواران زرهپوش را در مسافتهای طولانی تحمل کنند. سوارهنظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آنها را در هم بشکند.
علاوه بر سوارهنظام، ارتش ایران از ارابههای داسدار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده میکرد. این ارابهها که به تیغههای بران در محور چرخها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیادهنظام دشمن میتاختند تا آرایش آنها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیادهنظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابهها در نبردهایی با زمینهای ناهموار محدود میشد، اما حضور آنها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم میگشت.
گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی
در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوقحرفهای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافتهاند. دلیل این نامگذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت میماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار میشد، بلافاصله سرباز آمادهی دیگری جایگزین او میگشت تا هیچگاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.
ورود به گارد جاویدان تنها برای اشرافزادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سختترین آموزشهای نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکانپذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخهای پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل میکردند و تنها زمانی وارد میدان میشدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آنها شامل نیزههایی با انتهای سیبشکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آنها را در سلسلهمراتب ارتش مشخص میکرد.
تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان
تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زرههای سنگین و یکپارچه برنزی در ارتشهای غربی، ایرانیان از زرههای فلسدار (Scale armor) استفاده میکردند. این زرهها از صفحات کوچک فلزی ساخته میشدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچهای دوخته میشدند و ضمن ارائه حفاظت قابلقبول، انعطافپذیری و آزادی عمل فوقالعادهای به سرباز میبخشیدند.
| نام سلاح / ابزار | توضیحات و کاربرد نظامی | جنس و ساختار |
|---|---|---|
| آکیناکه (Akinakes) | خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تنبهتن و درگیریهای نزدیک در خط مقدم استفاده میشد. | آهن یا برنز با غلافهای چوبی مزین به طلا (برای اشراف) |
| اسپارا (Spara) | سپر مستطیلشکل و سبک که توسط پیادهنظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل میشد. | ترکیب چرم ضخیم و بافتهای تریکهای یا حصیری |
| کمان پارسی | کمانهای قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیادهنظام ایران به شمار میرفت. | چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب) |
| دوری (Dory) / نیزه بلند | نیزههای استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. | چوب زبانگنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقرهای |
لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستیندار با رنگهای روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوشهای چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» میگذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید میتوانست بخشهایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم میکرد اما در جنگهای تنبهتن سنگین یک نقطه ضعف محسوب میشد.
سربازان هخامنشی چگونه آموزش میدیدند؟
آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز میشد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشتههای مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسبسواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راستگویی بود. این جوانان در اردوگاههای نظامی سختگیرانه زندگی میکردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانههای خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را میآموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سختترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.
حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟
بر اساس گلنبشتههای کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت میکردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالیرتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیرههای بسیار غنیتر، پاداشهای نقدی به شکل سکههای دریک طلای هخامنشی و همچنین زمینهای کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانیمدت دریافت میکردند.
چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زرههای سنگین پیادهنظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیادهنظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت میکردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل میدادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساختهای نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارتهای جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

تاکتیکهای جنگی و استراتژیهای نظامی در میدان نبرد
دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیادهنظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین میکاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل میکردند. سپس دهها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن میریختند. این رگبار بیوقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین میبرد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد میکرد.
پس از تضعیف خطوط دشمن، سوارهنظام سنگین و ارابههای داسدار هخامنشی وارد عمل میشدند. ماموریت آنها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آنها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سوارهنظام کوبندهی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار میشد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سوارهنظام قابلیت مانور خود را از دست میداد.
منابع
- Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
- Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
- Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
- Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
- Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.
سؤالات متداول
مهمترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟
کمان پارسی اصلیترین و استراتژیکترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکههای دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.
تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده میشدند؟
تعداد آنها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نامگذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزشدیده دیگری جایگزین میشد تا عدد دههزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.
سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟
بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارسها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از دهها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختریها، مصریها، بابلیها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.
چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانیها دچار مشکل شد؟
ضعف زره پیادهنظام ایرانی نسبت به زرههای برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیتها) و عدم قابلیت مانور سوارهنظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستانهای یونان، از دلایل اصلی چالشهای ارتش هخامنشی در این نبردها بود.
آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقشهای بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب میشوند.
عالی بود مپل همیشه
سلام هموطن نمی گم اردشیر (چون واقعا حیف اسم اردشیر و امثال ایشان که ما بخواهیم از اسامی این جانبازان وطن سو استفاده کنیم تا بلکه خود را بالا ببریم)۱-عزیزم لطف کن معلومات کسی را به راحتی زیر سوال نبری
۲-کورش کبیر از قوم پارس بود( که پس از مهاجرت شعبه ای از اقوام آریایی به سرزمینی که بعدا ایران نامیده شد)در منطقه فارس کنونی ساکن شدند.و پس از مدتی به علت ضعیف شدن دولت ایلام توسط آشور بانی پال پادشاه آشور و سرنگونی ، در حالی که دیگر این سرزمین قدرت کمی داشت توسط اقوام پارس که بختیاری ها نیز جزء آنها بودند تسخیر شد و از آن جهت که شهر ایذه(انشان) و شوش جزءشهرهای شناخته شده در آن دوران بود. و شهر مهمی هنوز در آن منطقه فارس وجود نداشت اجداد کورش این شهر را به عنوان مرکز حکومت خود قرار داده بودند و نه همدان ،زیرا که در دوران حکومت پدر کورش یعنی کمبوجیه(مگابیز)،این پادشاه و حکومت پارس دست نشانده حاکم ماد(آژدهاک) بودند.و این پادشاه دختر خود را(ماندانا)به دلایل خاصی به همسری پدر کورش در آورد.پس از تولد کورش بعد از دیدن خوابهایی توسط آژدهاک و تعبیر آن به این معنی نوه او (کورش)حکومت او را گرفته و بر آسیا حکومت خواهد کرد .حاکم ماد نوه دختری خود و مادرش را از انشان (محل حاکمیت پارس)فرا خواند و به ماد نزد خود آورد تا مراقب او باشد و حتی اقدام به سوء قصد به جان ایشان کرد.من این مطالب را از خود نگفتم بلکه از کتاب ایران باستان استاد حسن پیرنیا که ایشان هم از کتب پدر تاریخ(هرودت)و بقیه تاریخ نویسان سرشناس استفاده کرد.پس خیلی زشت و خنده دار است زمانی که می گویید زادگاه کورش کبیر همدان است
رمان نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!! چه خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میخوای دو خط نظر بدی هاااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱
جواب کورش بزرگ در پاسخ به …
چو بیشه تهی ماند از نره شیر شغالان به بیشه درآیند دلیر
چو بیشه ز شیران تهی یافتند سگان فرصت روبهی یافتند
جواب کورش بزرگ در پاسخ به …
چو بیشه تهی ماند از نره شیر شغالان به بیشه درآیند دلیر
چو بیشه ز شیران تهی یافتند سگان فرصت روبهی یافتند.
همه هم میهنانی که در سرزمین ایران هستند به یک اندازه عزیز و محترم اند
بحث درباره ی سنی و شیعه و زرتشتی و مسیحی بودن بحثی است
انحرافی از سوی بیگانگان برای درگیر کردن مردمان عزیز ایران و وجود همیشگی انارشی در کشور ایران و در نهایت عقب افتادگی از قافله ی
تمدن.لذا خواهش اینجانب از تمامی مردمان زیبا وزیبا اندیش ایران کهن اینست فرزندانی خلف برای پدرمان یعنی کوروش بزرگ باشیم و کوروش وارانه با تمامی مسائل برخورد کنیم و همواره هوشمندانه با هر چالش ومشکلی برخورد کنیم چرا تاریخ نشان داده است هر ملتی که مردمانش در هر زمینه ای عقل و خرد را معیار و وسیله قرار داده همواره از مشکلات ومسائل سربلند بیرون امده و اما ملتی که مردمانش احساسات را معیار و وسیله قرار داده ان چیزی جز شکست و تحقیر نصیبشان نشده.
به امید روزی که خرد و خردگرایی سر لوحه ی اعمال و اندیشه ما شود.
در جواب باران فکر می خواستم بگویم طبق اسناد موجود که همان لوحهای گلی تخت جمشید می باشد که قسمتی از ان در امریکا ترجمه شده نشان میدهد که در ایران زمان هخامنشی امکان تحصیل وکسب دانش برای همه اقشار وجود داشته ومانع حکومتی بای ان نبوده وهر کس با توجه به توانایی مالی خود می توانسته تحصل کند ۲ تخت جمشید تنها اثر باعظمت دوران باستان می باشد که بدون استفاده از برده ساخته شده است و تمام افرادی که در ان کار میکردند با توجه به توانایی حقوق دریافت میکردند که لیست اسامی ومیزان حقوق وحتی خواربار دریافتی موجود است وفرقی بین زن ومرد هم نبوده وزنان در بعضی موارد مسئولیت گروهی از مردان را هم بعهده داشته اند زنان باردار سهم بیشتری خواربار دریافت می کردند از مرخصی زایمان شش ماهه برخوردار بودند مراکزی جهت نگهداری واموزش کودکان خردسال وجود داشته در زمان بیماری ویا جراحت واز کا افتادگی هم چه مرد وچه زن حقوق دریافت می کردند . وافراد خانواده سلطنتی هم حق هزینه بیشتر از انکه برایشان مشخص شده را نداشتند . در دوره هخامنشی سیستم قضا وجود داشته وزنان هم امکان قاضی شدن را داشته اند که اسامی بعضی از انها در الواح ذکر شده است . باید بگویم سیستم اداری ، مالی ، سیاسی وحکومتی هخامنشی نسبت به اکنون هم پیشرفته بوده چه رسد نسبت به ۲۵۰۰ سال پیش که جا دارد ما ایرانیان به ان افتخار کنیم
سلام دوستان ایران زمین
بازهم سئوال دارم :
معمولاً وقتی فردی میخواهد میوه ای را از درختی برای خود بچیند و … میوه ای را انتخاب میکند که رسیده و به کامش خوشمزه است.درخت سالم است و میوه ها همه سالم .
آیا با وجود دین اسلام که پس از مطالعه ی بسیار دریافتیم کاملترین است نیاز هست که باز برگردیم و دینی را انتخاب کنیم که کامل نیست؟
سلام
عید باستانی نوروز بر تمام ایرانیان و آقای انی کاظمی مبارک
این سوال شما نیاز به پاسخ نداره! هرکسی به نظر و اعتقادات خودش میتونه دینی رو انتخاب کنه…طرز فکر هر انسانی با دیگری بسیار متفاوته. البته امروزه انتخاب دین برای اشخاص بیشتر تحت تاثیر احساسات خانوادگی و ملیت و تعصب و … دراومده.
متاسفانه امروزه اشخاصی هستند که مثلا خودشون رو معتقد به دینی غیر از دین سابق و خانوادگیشون میدونند در حالیکه از دینی که به اون جدیدا اعتقاد پیدا کرده اند هم تقریبا هیچ اطلاعی ندارندو حتی به دستورات اون هم عمل نمیکنند ! دلیلش هم چیزی جز مثلا لجبازی با مثلا حکومت یا خانواده نیست. اگر دینی کامل باشه انسان این رو در درون خودش میفهمه و بسوی اون میره حالا اسلام باشه یا مسیحیت یا زرتشتی و یا یهودی و یا حتی بودایی. مهم پرستیدن خدا و عمل به دستوراتش و آزار نرساندن به مردمه. ما نمیتونیم مردم رو به زور به دینی در بیاریم.
با تشکر
سلام
باران فکر عزیز
به نظر شما وضعیت تحصیل مثلا در دوران قاجار چطور بوده؟ آیا همه به فکر درس و مدرسه بوده اند یا دنبال یه لقمه نون صبح تا شب کار میکردند؟ از سوی دیگر شما وقتی از مثلا ایران هخامنشی حرف میزنید در حقیقت از اقوام گوناگونی با فرهنگهای مختلف دارید صحبت میکنید که هر کدوم روش زندگی خاصی داشته اند…طرز زندگی یه یونانی تابعه ایران با یه مصری یا پارسی قطعا تفاوت داشته و هرکدوم هم دغدغه های متفاوتی داشته اند.حتی بسیاری از درباریان هم دارای سواد خاصی نبوده اند وگرنه دیگه طبقه دبیران به وجود نمی امد تا مثلا نامه ها رو بنویسند البته این امکان به نظر من در زمان هخامنشیان وجود داشته که اگر کسی میخواسته باسواد بشه بتونه دنبالش بره و این از زیادی الواح گلی (و نویسندگانش که بیشتر از مردم متوسط بوده اند) در پارسه (تخت جمشید) ثابت میشه. در زمان پارتها هم قطعا این امکان (تحت تاثیر نظام آموزشی یونانیها) برای مردمی که دستشون به دهنشون میرسیده وجود داشته تا علم آموزی کنند. این رو یادآوری میکنم که علم آموزی در جهان باستان با امروز دارای تفاوتهای بسیاری بوده چون علم آن زمان دارای خرافات زیادی بوده (به جز ریاضیات و هندسه) و تا همین ۱۰۰ سال پیش هم دانش مردم خیلی آمیخته به توهمات بوده. در مورد دوران ساسانی من به شخصه نمیتونم نظر بدم چون هنوز خودم کامل نمیدوم وضع سواد چطور بوده ولی به احتمال زیاد محدودیتهای واقعی ای وجود داشته تا طبقات اجتماعی حفظ بشه که این رو خودمم به عنوان ظلم یا اشتباهی بزرگ میپذیرم.
در باره سوال دوم باید بگم ناگزیر در جهان باستان و کلا هر کشوری (ایران یونان روم مصر چین) برخوردی که با شما صورت میگرفته بسیار شدید بوده و شما میتونید مصداقش رو همین امروز هم در جهان سوم ببینید!!! درباره سوال سوم شما میتونم بگم که اصلا مگه بنای باشکوهی در دوران باستان وجود داشته که فقط فقط برای مردم ساخته شده باشه؟ این رو هم بدونید که تمامی تخت جمشید کاملا با فعالیت داوطلبانه کارگران ساخته شده و الواح گلی این رو ثابت میکنه و جای تردیدی نیست و این حرف رو میزنم به دور از تعصبات شخصی! در مورد تلفات جانی هم مگر الان این اتفاقات در ساخت و سازهای سرتاسر جهان وجود نداره؟سوال ۴ و ۵ تقریبا جواب یکسانی دارند… دنیای گذشته هم قطعا به پیچیدگی امروز بوده و حرف شما کاملا درسته ما نمیتونیم امروز رو مثل نظام گذشته بسازیم چون حماقت محضه اما میتونیم ویژگی ممتاز بودن در گذشته رو با شناخت دلایل ممتاز بودنمون در اون زمان بدست بیاریم یا حتی به راههای غلطی که پدرانمان رفته بودند دیگه نریم پس باید در گذشته مطالعه کرد همانطور که خدا گفته در سرانجام اقوام گذشته تفکر کنید.ارزش انسانیت در اینه که انسان عبرت بگیره و راههای درست رو از خطا با استفاده از تجربه گذشتگان تشخیص بده.
با تشکر
باز هم سلام به ایرانیان.
دلم میخواد با مردان و زنان منطقی و غیرتمند ایران زمین سرزمین عزیزمان گفتگو کنم.
و اولین سئوال: ( فرض کنیم من چیزی از تاریخ سرزمینم نمیدانم – تازه وارد شده ام و از شما کمک میخواهم.)
در دوران هخامنشیان و دیگر سلسه های حاکم بر این سرزمینمان تا قبل از ورود حکومتهای اسلامی وضعیت تحصیل و سواد آموزی برای کلیه ی انسانهایی که با نام ایرانی در این سرزمین عزیز زندگی میکردند چگونه بود ؟
سئوال دوم: من بعنوان یک فرد ایرانی و انسانی دارای نظر و اندیشه ( آزاد ) با پاره ای از قوانین و عملکردهای حکومت و نوع حکومت داری و … مخالفت میکنم ، و اقدام به تبلیغ بر ضد حاکمان و با طرح و برنامه هایی و همراه کردن گروهی از مردم دست به شورش میزنم و… حاکمان وقت با من و گروهم چه برخوردی میکنند؟
سئوال سوم : طبیعتاً برای ساخت تخت جمشید با آن همه عظمت و شوکت و دیگر سنگ تراشه های عظیم و به یادگار مانده که قطعاً نه برای منافع عمومی که برای شخص شاه و درباریان خاص موجب افتخار است تعداد زیادی از مردم این سرزمین و انسانها به خاطر کارهای سنگین و … جان خود و یا اعضایی از بدن خود را از دست میداده اند . برای من که تازه وارد هستم توجیه برفمایید که چرا ؟
سئوال چهارم : آیا میتوان دنیای پیچیده امروز را مانند دنیای گذشته ساخت و همانگونه اندیشه کرد ؟
سئوال پنجم : آیا ارزش انسانیت انسان با آنهمه ویژگی های باورنکردنی و بزرگ توقف در تاریخی است که هرگز توقف نکرد تا برسیم؟
اولا برای ساخت تخت جمشید دستمزد می گرفتند .ایران مثل کشور های مصر نبوده که به کسی دستمزد ندهند.تحصیل را داریوش برای تمامی افراد الزامی و مجانی کرده ود
به نام خدای حاضر و ناظر
با سلام
مردان و زنان ایران زمین من به اندازه تمام لحظه هایم شما را و هرکه از خدا آفریده شده و روح خدایی در او دمیده شده و انسان است دوست دارم.
کجا زندگی میکنم ؟ با چه کسانی ؟ مهم است … اما وقتی که بدانم انسانم و انسان ها را دوست دارم.
مهم این است که بدانم امروز چه کسی هستم و برای سعادت خودم و دیگران چه میکنم… بودن – نبودنم- کارم- حرفم – حرکت و تلاشم و… در زندگی اجتماعی انسانی تأثیر مثبت دارد یا منفی …
با کمی اندیشه میبینیم که هیچ گروهی از انسانها و مخلوقات خداوند در هر موقعیت و شرایط مکانی و زمانی برای خوب بودن هرگز دعوا نمیکنند.
دوستتان دارم . زندگی کنید.
آکو امیری-کردستان راستی شما چرا اسم من رو لاتین تایپ میکنی!!! شرم بر تو!
سلام
آکو امیری-کردستان برات متاسفم که هنوز نفهمیدی منظورم چیه! ببین من میگم اشغال ایران به وسیله عمر راه رو برای امثال کسانی چون معاویه باز کرد….متاسفم برات که اینطور وطن خودت رو میفروشی و حتما حاضری ناموست رو هم تقدیم کنی!!! من نژاد پرست نیستم اما آیا نباید در مقابل قومی که با شمشیر پشت در خونه ات میاد و میگه یا دستور ما رو اجرا کن یا باج بده ایستاد؟ امثال وطن فروشانی مثل تو این خاک رو به نابودی کشیدیدند …شرم بر تو و حرفهای مفتت!برو توبه کن و اینو بفهم که نفرین کسانی که سنگشون رو به سینه میزنی برای من مهم نیست!!!