«درویشان، تقدس و نفوذ اجتماعی آنان ؛ در گزارش کلاویخو»

گزارش کلاویخو از درويش و مریدان مقدسش

کلاویخو در سرزمین درویشان

کلاویخو در جریان سفر خود به ناحیه‌ای می‌رسد که ساکنان آن را گروهی از درویشان مسلمان تشکیل می‌دادند. مردم مناطق اطراف برای زیارت آنان به این مکان می‌آمدند و درویشان را افرادی مقدس و صاحب کرامت می‌دانستند. به‌ویژه بیماران نزد آنان حاضر می‌شدند و از ایشان طلب شفا می‌کردند. این درویشان تحت رهبری پیشوایی قرار داشتند که از احترام و جایگاه معنوی ویژه‌ای برخوردار بود و مردم او را از مردان مقدس می‌شمردند.

گزارش کلاویخو از ملاقات امیر تیمور با مراد درویشان این منطقه :

کلاویخو همچنین اشاره می‌کند که امیر تیمور گورکانی نیز در هنگام عبور از این ناحیه، نزد همین درویش اقامت کرده بود، این گزارش، از نظر مضمون، شباهت قابل توجهی با روایت پیرزاده زاهدی، نویسنده‌ی کتاب سلسله النسب صفویه (در عهد شاه سلیمان صفوی) ، دارد؛ زیرا پیرزاده زاهدی نیز از دیدار امیر تیمور با خواجه علی سیاه‌پوش، جد شاه اسماعیل صفوی، سخن گفته است. از این رو، گزارش کلاویخو را می‌توان در کنار سلسله النسب صفویه قرار داد؛ هرچند برای اثبات اینکه هر دو گزارش دقیقاً به یک واقعه اشاره دارند، باید جزئیات مربوط به مکان، زمان و هویت آن درویش را نیز با دقت بیشتری بررسی کرد.

احترام به درویشان و پیشوای آنان

به گفتهٔ کلاویخو، مسلمانان ساکن مناطق اطراف احترام ویژه‌ای برای این درویشان قائل بودند و پیشوای آنان را مقتدای خود می‌دانستند. درویشان معمولاً سر و صورت خود را می‌تراشیدند؛ ویژگی‌ای که از نظر ظاهری می‌توان آن را با برخی از مریدان شیخ صفی‌الدین و بعدها قزلباشان صفوی مقایسه کرد.

آنان پوششی بسیار ساده و گاه ژنده بر تن داشتند و بدون توجه به گرما و سرما، در جاده‌ها و مناطق مختلف رفت‌وآمد می‌کردند.

از دیگر ویژگی‌های آنان، حمل شاخ به‌عنوان نشانه‌ای شناخته‌شده بود. ظاهراً این شاخ‌ها بخشی از هویت و تمایز اجتماعی آنان به شمار می‌رفت؛ چنان‌که بر درِ محل اقامت هر درویش نیز شاخی قرار می‌دادند تا حضور و جایگاه او برای مردم مشخص باشد. این توصیفات کلاویخو تصویری روشن از شیوهٔ زندگی، ظاهر و جایگاه اجتماعی درویشان در آن دوره ارائه می‌دهد و از رواج نوعی فرهنگ درویشی و تقدس‌محور در میان بخش‌هایی از جامعهٔ مسلمان حکایت دارد.

نتیجه گیری :

این روایت نشان می‌دهد که در اوایل سده پانزدهم میلادی، در بخش‌هایی از آناتولی و قفقاز جنوبی و آذربایجان ، گروه‌هایی از درویشان و زاهدان مسلمان از نفوذ و احترام اجتماعی قابل توجهی برخوردار بوده‌اند و مردم برای آنان جایگاهی فراتر از افراد عادی قائل می‌شدند.

منبع برگرفته و بازنویسی شده از (نویسنده کلاویخو، سفرنامه کلاویخو، ترجمه مسعود رجب‌نیا، صص. ۱۴۹–۱۵۰.) شیخ حسین، پسر شیخ ابدال پیرزاده زاهدی، سلسله‌النسب صفویه، صص. ۴۶–۴۸، شماره ۶، انتشارات ایرانشهر، چاپ برلین ، سال ۱۳۴۳.
از طريق لینک کانال تلگرامی (رساله تاریخی هیستوریوم)
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Free spins casinocasibompusulabetcasibomjojobetbetparkjojobetgooglebahsegelSahabetstarzbetcasibomzbahisjojobetpusulabetbetsmoon