حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

اسکندر ، اسکندر سوم یا اسکندر مقدونی که در برخی موارد به اشتباه ذوالقرنین  خوانده می‌شود، یک کشور گشای اهل مقدونیه بوده و در قرن ۴ پیش از میلاد می‌زیست. او یک جنگنده بی‌باک، انسان شجاع و باهوش و در عین حال خونریز بوده که در برخی از منابع تا سر حد یک پیامبر شناخته شده و در برخی منابع دیگر فرزند خدایان نامیده شده است. پدر اسکندر فیلیپ دوم بوده و مادر او اُلمپیاس ، بود. 

همواره در منابع بسیاری خوانده ایم که اسکندر باعث براندازی حکومت هخامنشیان شده و به ایران حمله کرده است و به خاطر همین خرابی‌ها و کشتار ها ایرانی‌ها وی را اسکندر گجسته به معنی ملعون نامگذاری کرده بودند. اما برخی از پژوهشگران معتقدند که این اسکندر نبوده است که به ایران حمله کرده و حقیقت چیز دیگری است ! پس با این مقاله از تاریخ ما همراه بوده تا چیزهای بیشتری درباره نتایج این تحقیقات بدانید.

حمله اسکندر به ایران ، دروغ یا حقیقت؟

از ابتدای تمدنهای بشری حکام بوجود آمدند. تمدن اولیه یعنی شهر نشینی و ایجاد طبقات اجتماعی و نوشتن، به روایات مختلف حدود ۷ یا ۸ یا ۱۰ هزار سال پیش از بین النهرین و ایران آغاز گردید. کسی بدرستی نمیداند اول حاکمان بودند یا اول مردم درست مانند، ضرب‌المثل تخم و مرغ. در هر صورت حاکمان برای به تبعیت کشیدن مردم، دست به ترفند های مختلف زدند، از فرقه ها و دین های عجیب و غریب، تا خرافات و دروغ گفتن و نوشتن ( در کتیبه معروف داریوش ذکر است ).

 

عکس اسکندر %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
سردیس اسکندر

 

بسیاری از نوشته ها و کتیبه ها و داستانها از، این ترفند هاست که هنوز تا همین لحظه ادامه دارد. یکی از مهمترین آنها، دروغ حمله الکساندر به ایران است. پردازندگان داستان اسکندر مقدونی، که حدود ششصد سال پس از مرگ او داستانش را بدین صورت پرداخته اند توجه نکردند، نخستین عامل پیروزی در جنگها، فزونی شمار جنگ جویان و برتری سلاح و سازو برگ و سابقه و تجربه فرمانده هان در لشکر آراییها و نبرد ها ست، همراه با آ گاهی دقیق از سرزمین های دشمن و اقتصاد آن.

دروغگوهای درتاریخ ما جولان میدهند مانند، چنگیز و مارکوپلو و دهها مسئله مهم تاریخی و جغرافیایی و سیاسی دیگر و افشا گری های متعدد، و راه کارهای نوجهت شناسائی دروغها وحذف آنها از تاریخ ایران عزیز در وبلاگ انوش راوید به نام: جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران.

ما که نمی توانیم به جهان بگوییم چه بنویسید، چه ننویسید چه بسازید یا چه نسازید، باید اول پیروزی دروغی اسکندر، و بسیاری دروغهای دیگر از کتابهای درسی ایران حذف شود، ده پانزده سال پیش، بارها به کتابهای درسی نوشتم عکسها ونوشتهای الکساندر یونانی وبقیه دروغها را بر دارید، و جواب ندادند یا سر بالا دادند. بخود رحم نمیکنیم آنوقت از پول پرستان توقع داریم. بعد برویم یخه ۳۰۰ ها را بگیریم. اسکندر مقدونی جوان بیست ساله تهیدست و بی تجربه از سرزمین کم جمعیت، و با اقتصاد نا چیز نمی توانسته بدین آسانی به پا خیزد و امپراطوری بزرگی را متلاشی کند.

 

عکس اسکندر %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
تابلوی متعلق به قرن ۱۹ که مراسم تدفین اسکندر را به تصویر کشیده است.

 

آغاز داستان دروغ

مقدونیه کجا بود؟، مگه دونیا، که در گبت ها قدیم مصری مگه دونی بود، و به تلفظ عرب مقدونیه گردید، به هنگام پیدایش اسکندر از مراکز مهم آئین مهر در شمال آفریقا بود. یا قوت حموی، جهانگرد و جغرافی دان در کتاب معجم البلدان گوید، مقدونیه نام مصر بزبان یونانی است. ابن الفقیه احمد همدانی، جغرافیدان و مورخ سده چهارم هجری، بنقل از ابن یسار گوید، مقدونیه خاک مصر است. المقدسی جغرافیدان سده پنجم اسلامی در حسن التقا سیم، ابن خرداذ به، در دالمسالک و الممالک، مسعودی، در کتاب مروج الذهب. و بسیاری دیگر گویند، در آن زمان مقدونیه یا مگه دونیا خاک مصر است. غیر از مورخان و آگاهان سده های نخستین اسلامی، ابن مقفع، طبری و دینوری، در تالیفات خود اسکندر را ایرانی خوانده اند.

عکس تصویری که می‌گویند نبرد اسکندر و داریوش سوم است. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
تصویری که می‌گویند نبرد اسکندر و داریوش سوم است.

درباره پردازندگان داستان اسکندر، و قلب و تحریف و جعل و دستبرد، که بخاطر این موضوع صورت گرفته، باید به سیاست های خاص امپراطوران دینی غاصب و حاکم بر دولت روم شرقی، و انگیزه اقدام آنها توجه نمود. در فواصل سده های هشتم تا یازدهم میلادی، طی سیصد سال متناوب سیزده مرد و هشت زن ارمنی، از ساکنان غرب رود آلیس (قزل ایرماق) و شهر آنی (شهر هزار کلیسا)، که از خانواده کنستانتین نبودند و شور قدرت طلبی داشتند، با استفاده از شرایط و گاه با کمک سازمان مخفی یهود، به امپراطوری روم شرقی در قسطنطنیه که مرکز جهان بود دست یافتند. اینان برای حفظ مقام تظاهر به یونانی و مقدونی مآب بودن میکردند، بدنبال جدال شرق با غرب یا جدال مهر پرستی و عیسی پرستی، داستان اسکندر را بدین صورت مدون و منتشر گردانیدند، تا بر اعتبار خود بیفزایند.

عکس اسکندر کلیتوس را می‌کشد، اثر آندره کاستنی. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
اسکندر کلیتوس را می‌کشد، اثر آندره کاستنی.

اینان از زبان کالیس دنس، که وی را پزشک اسکندر قلمداد کردند، کتابی تدوین و حوزه متصرفات او را به چین و هندوستان کشانیدند، و با همکاری عمال عباسیان، اسکندر را بلند آوازه ساختند، تا اذهان جوامع نو خواسته را از عظمت تمدن، و فرهنگ و قدرت تشکیلاتی ایرانیان پیشین دور بدارند. تالیف کتب به زبان یونانی که زبان کلیسا بود، در آن دوره رونق گرفت، تا آنجا که این روز گار را عصر فرهنگ یونان میخوانند. از سوی دیگر، دین عیسی ناصری تا صده سیزدهم میلادی در شبه جزیره بالکان عمومیت نیافت، و مهر پرستان که در این نواحی استیلاء داشتند، این آئین را الحاد و تحریفی از دین خود میشمردند، این دو دین جدال قلمی و زبانی داشتند.

افشای جنگ های دروغی

دروغ گوها نوشته اند، که اسکندر با سی هزار پیاده و چهل هزار سوار از تنگه هلس پونت، داردانل امروزی گذشت، و در کناره آسیای کوچک و پس از گذشتن از رودخانه تند و پر آب و گود و با دیواره های بلند، گرانیک، با داریوش سوم جنگید. رودخانه گرانیک که امروزه بیغا چای نام دارد، کوچک و کم آب و بدون دیواره و کم عمق است. کناره این رودخانه گنجایش آرایش جنگی حدود ۱۵۰ هزار نیرو را ندارد، اگه باور ندارید بروید ببینید. دروغ نویسها میخواستند، شوش پایتخت دو هزار ساله ایلامی، و دویست ساله سلسله هخامنشیان را کوچک و نا چیز کنند، و تخت جمشید شکوهمند را پایتخت ایران بشناسانند، و دروغی بدست اسکندر به آتش بکشند. ۵ یا ۶ قرن بعد که این دروغ را مینوشتند، دیگر دین قدیمی هخامنشیان نبود، و تخت جمشید متروکه بوده. آنها از فواصل راه ها و جاده ها و مسیر ها خبر نداشتند، و هر چه از اینها نوشته اند، چرت و پرت والکیست، و این براحتی قابل درک است. نوشته اند که ۶۰۰ هزار لشکر داریوش ۵ روزه، از روی پل های ساخته شده فرات عبور کردند، کمی فکر کنید، ۶۰۰ هزارش دروغه، ۵ روزش دروغه پلش هم دروغه، در این دوره و قرن نو درک این مسئله خیلی ساده است. از قدیم شنیده ایم دروغ هر چی بزرگتر باشه باورش راحت تره.

عکس این نگاره را متعلق به اسکندر مقدونی می‌دانند. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
این نگاره را متعلق به اسکندر مقدونی می‌دانند.

رفتن اسکندر از تخت جمشید به دامغان

نوشته اند اسکندر از تخت جمشید به همدان رفت، این دروغ هـم بررسی میکنیم، برای رفتن از تخت جمشید به همدان، باید از اصفهان می گذشتند، در هیچ اسکندر نامه ای از این شهر باستانی و مردم دلیرش نامی برده نشده. هرگز نمی توانستند بدون گذشتن از این شهر به همدان بروند، هر کس بگوید، بطور کلی ناآگاه است. از اصفهان تا نجف آباد به درازای سی کیلومتر، باغ و سبزی کاریست، این باغ بزرگ برای ایستادگی در برابر یورش سپاهیان دشمن، و جلوگیری از گذر کردن آنها سنگر بسیار خوبیست، آن نویسندها بی سواد تر از آن بودند، که این شهر هم روی کاغذ به خاک و خون بکشانند. آنها از شهر های دیگر راه اصفهان نامی نبردند، مانند گلپایگان، گر با یگان، گر= سنگ+ بای= بغ= ایزد+ گان، بروجرد، ملایر، فقط یه اسم پرت وپلای من در آری نوشتن، که به هیچ یک از اسامی شهر های ایرانی شبیه نیست.

عکس ارسطو در حال آموزش اسکندر، اثر ژان لئون ژروم فریس %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
ارسطو در حال آموزش اسکندر، اثر ژان لئون ژروم فریس

از اصفهان به لرستان به همدان ۴۸۰ کیلومتر راه است. بیشتر این راه از کوهستانی سخت می گذرد، نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر این راه بیش از دو هزار متر بلندی دارد، و از بلند ترین راه های جهان است، و از دامنه اشترانکوه می گذرد، و در زمستان برف سنگین دارد، راه لرستان به همدان هم از کوهستانی پر برف میگذرد، و سخت ترین راه هاست، و مردم دلیر و جنگجویی دارد، که در تاریخ هیچ مهاجمی از اونجا نتوانسته بگذرد، حتی داخلی ها. از تخت جمشید به اصفهان و به همدان و به ری و به دامغان، ۱۶۰۰ کیلومتر است، پس حساب کنید دروغ ها را، یا شاید هم با قطار برقی ژاپنی رفتند، که تو داستانشان این مسافتها و زمانها رو اینقدر عوضی نوشتند. ابوریحان بیرونی در آثار باقیه نوشته، که داریوش سوم در نزدیکی اربیل به دست فرمانده پاسدارانش کشته شده. در آن زمان او چیزی از اسکندر دروغی مقدونی نمی دانست، واقعیت اشک و اشکانیان است.

عکس عکس پیکره مقدس میترایی ایرانی، که به اشتباه یا دروغ می گویند مجسمه هرکول یونانی است، %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
عکس پیکره مقدس میترایی ایرانی، که به اشتباه یا دروغ می گویند مجسمه هرکول یونانی است،
عکس نسخه خطی متعلق به قرن ۱۷ میلادی از یک رمان الکساندرین: اسکندر در حال کاوش اعماق دریا. %d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%af Tarikhema.org
نسخه خطی متعلق به قرن ۱۷ میلادی از یک رمان الکساندرین: اسکندر در حال کاوش اعماق دریا.
نقره دراخمای یونان (سکه یونان باستان) به نام اسکندر کبیر ضرب شده، که اسکندر را با شاخ‌های آمون-را به تصویر می کشد (۲۴۲/۲۴۱ پیش‌ازمیلاد، ضرب پس از مرگ). در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شده است.
نقره دراخمای یونان (سکه یونان باستان) به نام اسکندر کبیر ضرب شده، که اسکندر را با شاخ‌های آمون-را به تصویر می کشد (۲۴۲/۲۴۱ پیش‌ازمیلاد، ضرب پس از مرگ). در موزه بریتانیا به نمایش گذاشته شده است.
نقاشی مینیاتوری ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی از هرات افغانستان که اسکندر را به تصویر می کشد.
نقاشی مینیاتوری ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی از هرات افغانستان که اسکندر را به تصویر می کشد.
منبع انوش راوید 020 باشگاه خبرنگاران جوان
ممکن است شما دوست داشته باشید
321 نظرات
  1. بهاره می گوید

    با سلام
    در صورت دروغ بودن حمله اسکندر به ایران، لطفا راجع به تخت جمشید توضیح دهید.
    با تشکر

    1. مرتضی می گوید

      آتش سوزی تخت جمشید به دست اسکندر، و یا هر کس دیگر دروغ بسیار بزرگی است، که دشمنان تاریخی برای خوار کردن ایرانی ها گفته اند، این بنای شکوهمند هـرگز توسط مهاجمان غـارت نگردید و آتش زده نشد. نویسنده هایی که قرنها بعد کتاب پیروزی مقدونیها را نوشته اند، شناختی از تخت جمشید نداشتند، و نوشته اند که بیشتر قصر از چوب سدر بوده، که درست نیست، تخت جمشید را در سنگ، و روی سنگ و با سنگ ساخته بودند، آتش سوزی دروغ است، و از نظر علمی کاملا رد میشود. سنگ آهک کربنات کلسیوم caco3 است که زیر فشار یک آتمسفر، در گرمای ۸۹۴ درجه با گرفتن ۳۹۱ کالری گرما هر گرم، میپزد و به ۴۴ درصد co2 و ۵۶ درصد cao تجزیه میشود. گاز co2به هوا میرود و آهک زنده cao می ماند. آهک زنده با آب ترکیب شده، آهک شفته ca(oh)2 میشود، و ۲۸۰ کالری گرما از هر گرم آزاد میگردد.

      بعضی از البسه و فرش و اشیاع یافته شده درتخت جمشید، که اثر سوختگی دارد، متعلق به آن دوره نمی باشد، و از نظر علمی غیر ممکن است، در طول تاریخ و چند صد سال گذشته ، حاکمان و گردشگران، عشایر و چوپانان، از آن مکان استفاده میکردند، و برای امورشان آتش اندک هم می افروختند، و تعدادی از اشیاء در نظر فنی متعلق به آنها است. جویندگان گنج در طول زمان از این مکان تا توانسته برده اند، بویژه عوامل استعمار و یهود، که بنام تاریخ دان می آمدند، ولی برنامه داشتند که غارت کنند، و به دروغ بگویند که مقدونی ها غارت کردند، و آتش زدند. دانستن واقعیت های تاریخ میتواند برایمان گنج باشد.

      در گذشته، تمام پایتختها را کنار رود های بزرگ و پر آب بنا می کردند، که محل تجمع انسانی بوده است، اما چرا این بنای زیبا دور از شهر های بزرگ ساخته شد. در هیچ یک از اسناد بابلیان، آشوریان، فنیقیان، اشاره ای بدان نیست، کته زیاس که بیست و چهار سال در دربار ایران زندگی می کرد، نامی از آن به میان نمی آورد. انجیل کلمه ای درباره تخت جمشید نگفته، در آن اطلاعات زیادی از سایر بناها امپراطوری ایران و شهر های شوش و همدان و غیره نوشته است. این مقدس ترین مکان در ایران بوده، با وضعی انحصاری برای مذهبی نو پدید، و حالت نامرئی در برابر آلودگی بیگانگان. تخت جمشید چیزی مانند پرستش گاه بوده، که می خواست کعبه ای جهانی باشد، که در مرکز ایران بزرگ و تمدن ها و فرهنگ های آن قرار داشت، و در مسیر های جاده های ادویه و ابریشم جنوبی. این بنا نیز به منظور و تقریبا، مشابه جا های دیگر ولی با عظمت بیشتری ساخت شده بود، که جهانی را کعبه گونه گرد آورد. در آن دوره و زمان از تمدن فکری بشری، مردم ایران در شرایط اجرایی مدنیت شبیه شاه پرست بودند، اروپا هنوز یک دوره عقب تر بود، و در قبیله های اولیه بسر می برد. پیشرفت عقلی در ادامه حرکت تکامل باعث پیدایش دین های نو پدید خدایی آسمانی شد، روشنفکران آنها بخاطر نیاز نظامی و اجرایی برای پیش برد دین، پارتیان را که مرز داران غرب بودند، به میدان کار زار عقیدتی آوردند. این قبیل تکامل فکری تا امروز با نوسانات مختلف ادامه دارد، و تا آخر حیات بشری ادامه خواهد داشت. امروز مهمترین مسئله رشد فکری این است که، درباره همه چیز فکر کنیم، فکر کنیم این موضوع چه و چگونه است، و آیا اقعیست؟ واقعیت چه و چگونه میتواند باشد؟

      در طول تاریخ اولین گام های نو و حرکت های اجتماعی، توسط مردم فهیم ایرانی بر داشته و یا پیگیری شده است، که باید به آن افتخار کرد. ولی دشمنان و استعمار و امپریالیسم با کمک عوامل و چهره ها، صهیونیست و فراماسون و لژهای آن، و بر پایی عوامل دروغ و تزویر، با ترفند می خواستند بگویند ایرانی ها شکست خورده و ترسو هستند، و به مخ های سادگان فرو کردند، که مقدونی و مغول و عرب بیابانی آمدند و کشتند و غارت کردند. منافع آنها ایجاب می کرد چنین گویند، چون از ایرانیان می ترسیدند، اندک سادگان از مردم ایران پنداشتند که آنها درست می گویند، و به دشمنی با میهن دوستان واقع گرا پرداختند.

      هرگز اندیشه ای شکل نمی گیرد و چیزی ساخته نمی شود، کاری صورت نمی پذیرد و یا تکامل پیدا نمی کند، مگر با داشتن سابقه ای از آن، همراه با توجه به دایره مردمی. امروزه بدلایل ذهن های باز و امکانات تکنولوژیکی نو، ساختارها در پدیده و کمال، سریع انجام می شود، ولی در گذشته و گذشته ترها زمان بیشتری می برد، که در تاریخ و فرهنگ یادگیری توضیح داده ام. مثلاً ساختمان های عظیم تاریخی، نیازمند سابقه کامل و تمام همه چیزها در تکامل مربوطه به زمان خود بودند، که تاریخ و تاریخ اجتماعی نقش اصلی در آن دارند. ایجاد اندیشه ای که بتواند کار بزرگی را سازماندهی نماید و پوشش وسیع نفراتی و کاری ایجاد کند خود مسئله ای است، که در ابتدا باید رد پای آنرا در تاریخ و تاریخ اجتماعی پیدا کرد، بنا بر این نباید الکی بدون در نظر داشتن قوانین و فورمولها، نوشته هایی را پذیرفت که در آنها هیج گشودن تاریخی نیست. اشخاص خارجی که در تاریخ نویسی برای ما جا خوش کرده اند، و بعضاً نام استاد تاریخ را با کلی مدرک و تألیف و تمجید دارند، در تحمق می پندارند که ما ساده ایم. توجه کنید، هر دروغی را که عوامل و جیره خواران استعمار، با انواع زرق و برق ها انتشار می دهند، و با غرور و افتخارات می گویند و می نویسند، دلیل بر این نیست که دروغ نباشد و یا باری از دانش دارد.

      در همه تاریخ و زمان، هیچ دین و ایمان و مسلکی بخودی خود شکل نمی گیرد، و از عالم غیب و از آسمان و دریا نمی آمد و نمی آید. به همین ترتیب چیزی ساخته نمی شود، مگر اینکه اندیشه بعد از اندیشه و کم کم و یکی بعد از دیگری تکامل یافته باشد. اگر ما بپنداریم که دین ها و کارها، در مدت کوتاهی و بدستور شخصی بوده کاملاً به گمراهی رفته، و این گمراهی اجازه تحقیق و تحلیل درست و عاقلانه را نخواهد داد، باید قوانین علم جغرافی ـ تاریخ در نظر داشت. اندیشه و فرهنگ و هنر، با نگرشی به جغرافیا، سیار است، هرگز قومی و ملتی نمی تواند اصل و ریشه آنرا از آن خود نماید، که از نظر علمی اشتباه بزرگی مرتکب می شود. در واقع باید فهمید و درک کرد، تاریخ و تاریخ اجتماعی چیست، و سپس به آنها بپردازیم، با چه اندیشه ای و چرا در یک جغرافیا شکل می گیرد، و پایه های آن کجاست، و چگونه پیروز می شود و یا شکست می خورد، و چطوری با تاریخ یادگیری گسترش می یابد.

      البته و مهم: پرس پولیس، اسم من در آوری قرنها بعد از زمان داریوش بزررگ است، مانند بقیه نام های الکی دیگر شان. تخت جمشید، نام امروزی است، هنوز کسی بدرستی نمی داند، در آن زمان چه نام داشته، تا آینده علم تاریخ واقعیت های بیشتری را پیدا کند.

      تخت جمشید آب نداشت که پایتخت باشد، رود کوچک سیوند از ۱۰ ــ ۱۲ کیلومتری آن می گذرد، که ۲۵۰۰ سال پیش عقلشان می رسید، بروی این رود سد سیوند نسازند، چون میدانستند، آب در پهنای زیادی گسترده میشود، و در گرما و خشکی، تبخیر بالا دارد، آب باقیمانده شور میگردد، و نه قابل کشاورزی و نه شرب میشود، فقط محیط زیست را خراب میکند. همچنین می دانستند بخشی از آب شور شده، به داخل زمین نفوذ می کند، و منابع آب زیر زمینی را هم آلوده می کند. تقریبا و بد تر از سد پانزده خرداد، که قبلا داستانش را در روزنامه نوشته ام. مسئله مهم که باید مورد توجه داشت، در گذشته تمام پایتختها را در کنار رود های بزرگ و پر آب بنا می کردند. تخت جمشید پرستشگاه و اقامتگاه شاهی و در تاریخ اولین و آخرین نوع خودش بود، در آن دوره و زمان از تمدن فکری بشری، مردم ایران بزرگ و بخش وسیعی از قاره کهن چیزی شبیه شاه پرست بودند. ایرانیان بدلیل شرایط جغرافیای طبیعی، پیشگامان فرهنگ های دینی بودند، و این بنا به این منظور و تقریبا مشابه جا های دیگر، ولی با عظمت بیشتری ساختند. هرگز تکمیل نشد، زیرا همیشه باید تا به وسعت جهان گسترش می یافت، همچنین هـرگز غـارت و آتش نگرفته. پیشرفت عقلی آدم ها باعث پیدایش دین های اولیه شد، روشنفکران آنها اشکانی یعنی پاکها را آوردند، و جای هخامنشی یعنی برادری قرار دادند. رشد و تکامل فکری تا امروز با نوسانات مختلف ادامه ئداشته و دارد، و تا آخر حیات بشری ادامه کم و بیش ادامه خواهد داشت.

      1. ایرانی می گوید

        لطفا این مقاله رو مطالعه کنید
        http://kheradgan.ir/?p=13380

      2. کیانوش می گوید

        با سلام. ببخشید ولی اگر همین تحقیقات غربی ها نبود ما امروزه حتی کوروش و داریوش را هم نمی شناختیم و از اشکانیان هم هیچ چیزی نمی دانستیم تمام اطلاعاتی که از تاریخ قبل از اسلام داشتیم محدود به افسانه های شاهنامه و اطلاعاتی که فقط در مورد ساسانیان در تاریخ طبری و باز افسانه هایی از اسکندر بود. اگر این تحقیقات نبود ما حتی خط میخی و خط فارسی پهلوی و … رو هم نمی تونستیم ترجمه کنیم. می خواستم بدونم در مورد این ها چه نظری دارید؟

        1. علی اکبر غلامی می گوید

          سلام
          ای کاش اینا رو برامون کشف نمیکردن و در عین حال ازمون نمیدزدیدن. در دوره قاجار و مخصوصا دوره پهلوی که خیلی از وطن دوستان سنگشون رو به سینه میزنن، کلی از اشیای قیمتی و قدیمی متعلق به تاریخ ایران به موزه های پاریس و لندن گسیل شد به بهای اندک.
          البته بیش از اروپایی های بی شرم مقصر پادشاهان ما بودندکه اینقدر واداده بودند.
          بعد از انقلاب هم به همت اسلام و شعار هیهات من الذله امام حسین، داریم رو پای خودمون می ایستیم و در برابر گردن کش ها و عربده کش های غربی که برای خودشون حقوق ویژه قائلن، قد علم میکنیم. البته اگه این کاسه لیس ها با ادعاهای عجیب و محکوم کردن اسلام به وحدت ملی ضربه نزنن و اجازه بدن که کشور با آیه ی و اعدو الهم ماالستطعتم من قوه، قدرتمند بشه و کمر اون استعمارگران واقعی که حدود سه چهار قرن اخیر مثل بختک افتادن سر تمام مردم جهان و با استثمار و استعمار به شیوه های مختلف از قدیمی ترین تا نوین ترین از انواعش رو به کار می برن، رو بشکنیم……
          البته شاید حرفم رو به استهزا بگیرید و از سر اصول و عقائد کهنه مذهبی بدونیدولی شکی نیست که اسلام از تمام اندیشه ها و مسالک و ادیان، جدید تر و به روز تر هست و پیش از همه و بیش از همه به عدل و مساوات و برابری و برادری و پیشرفت و علم آموزی و سایر مولفه های یک زندگی اجتمایی و سیاسی و اخلاقی و صنعتی رهنمون میشه.
          البته اگر بدانیم و بخواهیم بدانیم.
          روی صحبتم در ابتدا با شما بود ولی بعدش به کسانی بود که به انشقاق ملت ایران با گنج گرانبهای تعلیمات اسلام با توطئه ی ایجاد بدبینی نسبت به اعراب از آن جهت که زبان قرآن عربی است، میپردازند. و الا چه لزومی دارد که با وجود کتابی به نام خدمات متقابل ایران و اسلام اثر شهید مطهری و شرح ششصد صفحه ای و پردازش و پرداختن به این مسئله که اسلام منجر به رونق علم و صناعات در ایران گردیدو هیچ کتاب سوزی ای صورت نگرفت و ایرانیان با آشنایی با تعالیم اسلام به آن روی خوش نشان دادند و الا سپاه ایران با آن شوکت و حشمت با جمعیت صد و چهل میلیونی ایرانیان در آن دوران، به راحتی بر سپاه اندک اعراب که پنجاه هزار نفر بیشتر نبودند مسلط میشدو با هزاران دلایل و شواهد تاریخی بر آن دروغ ها برای اختلاف افکنی که خاصیت استعمار انگلیس برای استحاله فرهنگی است و شیطنت غرب زده های غرب پرست، خط بطلان کشید، باید روزانه شاهد این متلک پراکنی ها علیه این دین باشیم؟
          دینی که زرتشتی گری را جزء اهل کتاب میداندمانند مسیحیت و یهویت چرا باید اینقدر مورد غضب زرتشتیان باشد؟و اینقدر پیامبر اسلام از ایرانیان تعریف و تمجید کرد و برای یک نمونه فرمود: این ایرانیان شما اعراب را در آینده به اسلام راستین فرامیخوانند، باید مبغوض برخی به اصطلاح وطن دوستان باشد؟
          سخن بسیار است و اهل حقیقت خود بر آن آگاهند و نیازی به گفتار شکسته و ناقص بنده نیست.

          1. آلپرتونقا می گوید

            لطفا گردن قاجار ننداز تمام این تحریف و دروغ ها مال دوره ی رضاپالان هستش درضمن چیزی ازتون ندزدیدن خیلی چیزارو هم به اسم شما از دیگر تمدنها مصادره کردن چرا چرت میگی

          2. امیرعباس می گوید

            برو بابا معلوم نیس چی زدی… همه میدانم غیر از آغا محمد خان بقیه شاهان قاجار بی عرضه بودن و نصف مملکتو دادن رفت.

          3. Mammut می گوید

            تو دیگه چی میگی بابا … جنسش خیلی خوب بوده انگار

          4. ملینا می گوید

            چقدر گفتارتان شیواست

      3. داریوش می گوید

        دوست عزیز اگر فیلم های مستند جدید در ارتباط با تخت جمشید را دیده باشید در زیر کل تخت جمشید آبراه یا همان قنات ساخته شده است که آب هم تبخیر نشود و هم خنک به این سازه بزرگ برسد سرچ کنید خواهید دید

        1. مهدی می گوید

          برادر من برای مصرف و کمی زندگی در آنجا آن آب کافی بود ولی اگر میخواستند که آنجا بمانند برای چند سال آنوقت آن کانال ها کفاف آن را نمیداد

  2. بهاره می گوید

    با سلام
    در صورت دروغ بودن حمله اسکندر به ایران، لطفا راجع به تخت جمشید توضیح دهید.
    با تشکر

    1. مرتضی می گوید

      آغاز داستان دروغ

      مقدونیه کجا بود؟، مگه دونیا، که در گبت ها قدیم مصری مگه دونی بود، و به تلفظ عرب مقدونیه گردید، به هنگام پیدایش اسکندر از مراکز مهم آئین مهر در شمال آفریقا بود. یا قوت حموی، جهانگرد و جغرافی دان در کتاب معجم البلدان گوید، مقدونیه نام مصر بزبان یونانی است. ابن الفقیه احمد همدانی، جغرافیدان و مورخ سده چهارم هجری، بنقل از ابن یسار گوید، مقدونیه خاک مصر است. المقدسی جغرافیدان سده پنجم اسلامی در حسن التقا سیم، ابن خرداذ به، در دالمسالک و الممالک، مسعودی، در کتاب مروج الذهب. و بسیاری دیگر گویند، در آن زمان مقدونیه یا مگه دونیا خاک مصر است. غیر از مورخان و آگاهان سده های نخستین اسلامی، ابن مقفع، طبری و دینوری، در تالیفات خود اسکندر را ایرانی خوانده اند.

      درباره پردازندگان داستان اسکندر، و قلب و تحریف و جعل و دستبرد، که بخاطر این موضوع صورت گرفته، باید به سیاست های خاص امپراطوران دینی غاصب و حاکم بر دولت روم شرقی، و انگیزه اقدام آنها توجه نمود. در فواصل سده های هشتم تا یازدهم میلادی، طی سیصد سال متناوب سیزده مرد و هشت زن ارمنی، از ساکنان غرب رود آلیس (قزل ایرماق) و شهر آنی (شهر هزار کلیسا)، که از خانواده کنستانتین نبودند و شور قدرت طلبی داشتند، با استفاده از شرایط و گاه با کمک سازمان مخفی یهود، به امپراطوری روم شرقی در قسطنطنیه که مرکز جهان بود دست یافتند. اینان برای حفظ مقام تظاهر به یونانی و مقدونی مآب بودن میکردند، بدنبال جدال شرق با غرب یا جدال مهر پرستی و عیسی پرستی، داستان اسکندر را بدین صورت مدون و منتشر گردانیدند، تا بر اعتبار خود بیفزایند. اینان از زبان کالیس دنس، که وی را پزشک اسکندر قلمداد کردند، کتابی تدوین و حوزه متصرفات او را به چین و هندوستان کشانیدند، و با همکاری عمال عباسیان، اسکندر را بلند آوازه ساختند، تا اذهان جوامع نو خواسته را از عظمت تمدن، و فرهنگ و قدرت تشکیلاتی ایرانیان پیشین دور بدارند. تالیف کتب به زبان یونانی که زبان کلیسا بود، در آن دوره رونق گرفت، تا آنجا که این روز گار را عصر فرهنگ یونان میخوانند. از سوی دیگر، دین عیسی ناصری تا صده سیزدهم میلادی در شبه جزیره بالکان عمومیت نیافت، و مهر پرستان که در این نواحی استیلاء داشتند، این آئین را الحاد و تحریفی از دین خود میشمردند، این دو دین جدال قلمی و زبانی داشتند.

      سرزمین مازندران در عهد خسرو انوشیروان، به استناد نسخه خطی کهن و موجود در کتابخانه ملی تهران، پزش خارگر، نامیده میشد. هند یا اند تا پایان سده دوازه میلادی بگفته، طبری و مسعودی نام خوزستان بود. هفده محل در خوزستان به مانند، هندیجان و اندیمشک و…. با این نام یاد میگردد، هندوستان آریا ورته و بهارات نامیده میشد.

      *

      عکس سر مجسمه ای که به دروغ و جعل می گویند اسکندر مقدونی است، ولی هیچ نشان از اسکندر مقدونی ندارد، عکس شماره ۱۴۰۲.

      اسکندر و سکندر

      در زبان های ایرانی، الکساندرس که در زبان های باختری الکساندر گفته میشود نیست. هر گاه پذیرفته شود، که ال آغاز الکساندرس حرف تعریف است، با بر داشتن آن کساندرس میماند، که هیچ همانندی با اسکندر و سکندر ندارد، پس باید جستجو کرد، که نام اسکندر و سکندر از کجا و در چه زمانی پیدا شده است. در آثار الباقیه بیرونی صفحه ۱۴۵ نوشته شده، سر سلسله ایشان یعنی حکومت اشکانیان، اشک بن اشکان است، که لقب او فـغـفور شاه می باشد، او پسر بلاش بن شاهپور بن اس ایکتار بن سیاوش بن کیکاوس، محسوب است. بیرونی از حمزه اصفهانی، نام شاهان اشکانی را، اسک بن بلاش بن شاهپور بن اشکان بن اش جبار، آورده است (ص ۱۴۷ آثار الباقیه). اصلان غفاری، نویسنده کتاب قصه سکندر و دارا بر آنست که، اش جبار، اس ایکنار و مانند اینها دگرگون شده، اس گنتار، به معنی دلیر هستند، که اسکندر شده اند. اش جبار یا اس ایکنار، یا به گمان اصلان غفاری، اس کنتار، نام یکی از شاهان اشکانی، در سال های میانی سده سوم پیش از میلاد بوده، که در ورا رود، یعنی ماورا النهر و خراسان بزرگ، با شهر های نیشابور، هرات و مرو، و شمال افغانستان کشور گیری کرده، و به اسکندر، خلاصه یافته است. این قدرت مدار اشکانی، مورد سوء استفاده ناشیانه و احمقانه، اسکندر مقدونی نویسان روم شرقی و سپس، غربیان در جهت دشمنی با ایران بزرگ قرار گرفتند. ایرانیانی که جشن نوروز دارند، و در کشور ها و سرزمین های وسیع و باستانی زندگی میکنند، زبانها و لهجه های مختلف، ولی فرهنگ مشترک با آداب رنگارنگ دارند، از دیر باز دشمنانی داشتند، که از فرهنگ استثماری روم شروع شده، و تا استعمار و امپریالیسم امروز در نبرد نو پدید ادامه دارد.

      در شاهنامه‌ فردوسی، اسکندر از تخمه کیانیان‌ گفته شده، یعنى‌ پسر داراب‌ و برادر بزرگ ‌تر دارا، واپسین‌ پادشاه‌ کیانى‌، که مردی‌ نیک‌ سیرت‌، خیر خواه‌ و مهربان‌ بوده، که‌ نه‌ تنها توطئه‌ ای‌ بر ضد دارا نمى‌کند، بلکه‌ بر مرگ‌ او مى‌ گرید و کشندگان‌ او را عقوبت‌ مى ‌کند.

      سکندری رفتن ــ در ایران بزرگ به دلیر و پهلوانی که در تمرین و ورزش، دستهایش را روی زمین گذارده، و پاهایش را هوا کرده، و روی دستهایش راه برود گویند: سکندری میرود.

      دشمنان تا توانسته اند از شکست های سلسله هخامنشیان دروغ گفته اند، و ما یکبار از خود هخامنشیان نپرسیده ایم سرگذشت تان چیست؟. ۱۲ هزار سنگ نوشته ایران در دانشگاه سیراکوز آمریکا است، و چه بسیار در جا های دیگر اینچنین در دست غیر ایران می باشد، و ما هیچ سر نخی نداریم و پیگیر آن نیستیم. هرگز هخامنشیان نگفته اند که تخت جمشید کاخ بوده، تا اسکندر بخواهد آنرا آتش بزند. سنگ نوشته بشماره XPD که در خاور و باختر سمت ایوان معروف به کاخ خصوصی خشایار شاه است، در آنجا خشایار شاه می گوید: …. به خواست اهورامزدا این هدئیش را من بنا نمودم. و هدئیش بار ها در تخت جمشید تکرار شده است. تمام نوشته حکایت از آن دارد، زواری که می آمدند بدانند چه بوده و این بسیار پر اهمیت تر از کاخ بوده، امروزه عده ای ساده اندیش خارجی، تخت جمشید را در اندازه کاخ شاهی پایین آورده اند.

      *

      *

      تصویر دیگری که به دروغ و جعل می گویند اسکندر مقدونی است، ولی هیچ نشانی از اسکندر مقدونی ندارد، عکس شماره ۱۴۰۱.

      افشای جنگ های دروغی

      دروغ گوها نوشته اند، که اسکندر با سی هزار پیاده و چهل هزار سوار از تنگه هلس پونت، داردانل امروزی گذشت، و در کناره آسیای کوچک و پس از گذشتن از رودخانه تند و پر آب و گود و با دیواره های بلند، گرانیک، با داریوش سوم جنگید. رودخانه گرانیک که امروزه بیغا چای نام دارد، کوچک و کم آب و بدون دیواره و کم عمق است. کناره این رودخانه گنجایش آرایش جنگی حدود ۱۵۰ هزار نیرو را ندارد، اگه باور ندارید بروید ببینید. دروغ نویسها میخواستند، شوش پایتخت دو هزار ساله ایلامی، و دویست ساله سلسله هخامنشیان را کوچک و نا چیز کنند، و تخت جمشید شکوهمند را پایتخت ایران بشناسانند، و دروغی بدست اسکندر به آتش بکشند. ۵ یا ۶ قرن بعد که این دروغ را مینوشتند، دیگر دین قدیمی هخامنشیان نبود، و تخت جمشید متروکه بوده. آنها از فواصل راه ها و جاده ها و مسیر ها خبر نداشتند، و هر چه از اینها نوشته اند، چرت و پرت والکیست، و این براحتی قابل درک است. نوشته اند که ۶۰۰ هزار لشکر داریوش ۵ روزه، از روی پل های ساخته شده فرات عبور کردند، کمی فکر کنید، ۶۰۰ هزارش دروغه، ۵ روزش دروغه پلش هم دروغه، در این دوره و قرن نو درک این مسئله خیلی ساده است. از قدیم شنیده ایم دروغ هر چی بزرگتر باشه باورش راحت تره.

      کلیک کنید: دروغ آتش سوزی تخت جمشید

      رفتن اسکندر از تخت جمشید به دامغان

      نوشته اند اسکندر از تخت جمشید به همدان رفت، این دروغ هـم بررسی میکنیم، برای رفتن از تخت جمشید به همدان، باید از اصفهان می گذشتند، در هیچ اسکندر نامه ای از این شهر باستانی و مردم دلیرش نامی برده نشده. هرگز نمی توانستند بدون گذشتن از این شهر به همدان بروند، هر کس بگوید، بطور کلی ناآگاه است. از اصفهان تا نجف آباد به درازای سی کیلومتر، باغ و سبزی کاریست، این باغ بزرگ برای ایستادگی در برابر یورش سپاهیان دشمن، و جلوگیری از گذر کردن آنها سنگر بسیار خوبیست، آن نویسندها بی سواد تر از آن بودند، که این شهر هم روی کاغذ به خاک و خون بکشانند. آنها از شهر های دیگر راه اصفهان نامی نبردند، مانند گلپایگان، گر با یگان، گر= سنگ+ بای= بغ= ایزد+ گان، بروجرد، ملایر، فقط یه اسم پرت وپلای من در آری نوشتن، که به هیچ یک از اسامی شهر های ایرانی شبیه نیست. از اصفهان به لرستان به همدان ۴۸۰ کیلومتر راه است. بیشتر این راه از کوهستانی سخت می گذرد، نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر این راه بیش از دو هزار متر بلندی دارد، و از بلند ترین راه های جهان است، و از دامنه اشترانکوه می گذرد، و در زمستان برف سنگین دارد، راه لرستان به همدان هم از کوهستانی پر برف میگذرد، و سخت ترین راه هاست، و مردم دلیر و جنگجویی دارد، که در تاریخ هیچ مهاجمی از اونجا نتوانسته بگذرد، حتی داخلی ها. از تخت جمشید به اصفهان و به همدان و به ری و به دامغان، ۱۶۰۰ کیلومتر است، پس حساب کنید دروغ ها را، یا شاید هم با قطار برقی ژاپنی رفتند، که تو داستانشان این مسافتها و زمانها رو اینقدر عوضی نوشتند. ابوریحان بیرونی در آثار باقیه نوشته، که داریوش سوم در نزدیکی اربیل به دست فرمانده پاسدارانش کشته شده. در آن زمان او چیزی از اسکندر دروغی مقدونی نمی دانست، واقعیت اشک و اشکانیان است.

      هالیود میگوید جنگ همینه که میسازیم، آیا شما جنگ های تاریخی واقعی را دیده اید؟

      اسکندر دروغی مقدونی در راه گرگان

      اسکندر را از دامغان به گرگان میبرند، کلیه نام های عوضی مکان های اشتباه، کار های عجیب و غریب، مردمان و قبایلی که هرگز وجود نداشته اند، فاصله ها و راه های الکی، یک نقشه جلویتان بگذارید، ببینید و متوجه میشود چه کلاهی سرمان گذارده اند، فقط برای دشمنی و عقده. واقعاً بیندیشید چرا برای ما دروغ بافتند و تا کی ادامه دارد؟

      یه دروغ دیگه کاغذی، اسکندر نامه نویسان روی کاغذ در بند پارس ساخته، و آنرا به دست اسکندر گشودند تا انتقام شکست خوردن یونانیها را در تنگ ترموبیل از ایرانیان گرفته باشند، و گرنه در راه شوش به تخت جمشید چنین تنگه ای نیست. باستان شناسان ایرانی و انگلیسی، در صد سال گذشته در پی این تنگه، چه برای گنج و یا علم باستان شناسی گشته اند، منجمله خودم، یک چیز هم نیست که نیست و پیدا نکرده اند و نشده، کتاب های نوشته شده این کاوشها موجود است.

      چوپان دروغی در زمستان لرستان، با اون برف سنگین و سرمای شدید، ساختند و نگفتند چه جوری آنهمه لشکر دو طرف آنجا زنده ماندند، و در عین حال و همان جا جنگل حاره ساختند، و خیلی پرت وپلا های دیگه نوشتند. آنها دشمن ایران بودند، ولی این مثلاً تاریخ دان های ایرانی چرا این پرت و پلاها را می گویند و تکرار میکنند، اگر تا کنون ناآگاه بوده، بعد از این وبلاگ بخود آیند.

      جنگ های تاریخی را واقعی، و در همان تاریخ تجسم کنید، نه آن گونه که هالیود می خواهد.

      کلیک کنید: لشکر و جنگ در دوره های تاریخ

      دشمنان بی سواد تاریخ ایران

      در ۱۷۰۰ ــ ۱۸۰۰ ، سال پیش اسکندر نامه نویسان بیسواد تر از آن بودند، که بتوانند داستان دروغی شان را بهتر و باور مندانه تر بنویسند. ساده لوحانه تر دشمنان تاریخ ایران هستند، که این چرت و پرتها را، به جای تاریخ ما می گویند و مینویسند. پاتلا که در زبان پارسی پای تپه است، در نزدیکی تنگ بوان است، در داستانشان به مصب رودخانه سند برده اند، تا برای رفتن اسکندر به هندوستان مدرک بتراشند. رود تانا ایس، میان اروپا و آسیا است، که رود دن امروزیست، در آن داستان کذایی به شمال افغانستان برده و جای بلخ گذاشته اند، تا اسکندر را به هندوستان برسانند، نوشته اند اسکندر و سپاهش از بلخ بسوی سغدیا راه افتادند، و به بیابان های بی آب و علف رسیدند، و کلی سختی و بد بختی کشیدند، تا مثلا شجاعتشان را بنویسند. این هم افسانه است، شهر بلخ کنار رود پر آب بلخاب قرار دارد، و تا ۳۵۰ کیلومتری آن همه طرف آبادیست نه بیابان بی آب و علف، براحتی در نقشه ببینید. رود اوکسوز، آنهم آمو دریا نیست، بعلت ندانستن جغرافیا اینهمه پرت و پلا نوشته اند، و دشمنان ایران زمین آنرا باور دارند، و کینه ورزانه دائم تکرار می کنند.

      بکچوس، یونانی شده بغ است، که بک، بگ، بی، بای، هم گفته میشود، پیشنام ایزد مهر، بغ مهر است. آئین مهر در زمان حکومت اشکانیان گسترش یافت، و به یونان و روم رفت، در زمان اسکندر شناخته شده نبود، ولی پانصد سال بعد اسکندر نامه نویسان می دانستند. دروازه کاسپین، که آن را سر دره خوار دانسته اند، نیست، دربند خزر شهریست میان باکو و ما خاج قلعه. گاهی برای توجیه داستانشان، دروغ نوشته اند. رود عارابیوس، که نوشته اند اسکندر و سپاهش، در کشور هندوستان از آن گذر کرده اند، شط العرب امروزیست، و آنچه هندوستانی نوشته اند، خوزستان است. اریتیان، سرزمین مردم اور، شهری بنام مقجر در کشور عراق است، نه در هندوستان. عارابیت، بیت مردم عرب، در جنوب عراق است، نه مصب رود سند پاکستان. دوستکامی، که در این داستان کذایی دوستکانی نوشته اند، شرابدان مهریان بوده و اکنون در سوگواریها، در آن آب یا شربت می ریزند، در زمان اسکندر نمی شناختند، ولی ۵۰۰ سال بعد، در زمان اشکانیان شناخته شده بود. آتروپات، آذرپاد، واژه زمان شاهنشاهی ساسانیان است، و در زمان سلسله هخامنشیان آنرا نمی شناختند، چون زرتشتی دوره ساسانی نبودند.

      آتروپاد یا آذرپاد، نگهبان آتش بوده است، امروز پاد را بد گویند، مانند، سپهبد، ارتشبد. این هم نشانه آنست، که اسکندر نامه ها چند سده پس از اسکندر نوشته شده اند، آذربایجان، دگرگون شده آتروپاتان نیست. آذربایجان یا آذر بیجان، از سه پاره ساخته شده، آذر = آتش + بای = بی = بغ = ایزد + گان = جا = آذر با یجان = جایگاه آتش ایزدی.

      مینویسند سپاه اسکندر در راه رفت و برگشت، به سغدیان با مردمی نیرومند، به نام مماسن ها در افتادند، ممسن = بزرگ بزرگان = مه و مس= بزرگ + ان، در غرب استان فارس ایران است، نه در بلخ و شمال افغانستان. نوشته اند اسکندر به شهر نیسا نزدیک رود سند رسید، و شهر نیسا را میان بیستون و همدان آدرس میدهند. نسا، نخستین پایتخت حکومت اشکانیان نزدیکی شهر عشق آباد کشور ترکمنستان امروزی بود، و آئین مهر از آنجا گسترش یافت، که به آئین نسا یا نسارا شناخته شد. یا نصا یا نصارای دوره های بعد، مثل یلدا و اعیاد و مراسم ادیان دیگر. نبرزن، نبرز یا شکست ناپذیر، پسنام مهر است، که در زبان کردی نبز گفته میشود. آئین مهر در زمان اشکانیان به امپراتوری روم رفت، و دین همگانی شد. رومیان واژه ایرانی نبرز را برای پسنام مهر بکار می بردند، در چندین از صد ها مهرابه تاریخی بجا مانده امپراتوری روم، دیوار نوشته و کنده کاری شده. این نیز میرساند این داستان دروغی چند صده پس از اسکندر نوشته شده. پاگانیسم، کوسیان یا کاسیها یا کاسپین ها، چون میخواستند اسکندر همه را شکست داده باشد، ۸۰۰ سال از حکومتشان گذشته بود، که با نادانی، با اسکندر کذائیشان آنان را هم شکست دادند، چه بی سوادند آن تاریخ دانهایی که امروزه این چرتها را تاریخ میدانند. شهر صد دروازه، دامغان یا اطراف آن نیست، گروهای مختلف باستان شناسان سالها همه آن اطراف را گشته اند، شهر یه دروازه هم نیافتند! گنده گویی کردن تا الکساندر چاخانی را مهم کنند. رود آراکس را بجای کر دروغ نویسی کرده اند، در واقع ارس میباشد.

      میتراسن، از نام بغ مهر گرفته شده، که در هندوستان و امپراتوری روم میترا نام داشت، و در زمان اسکندر در یونان شناخته شده نبود. دروغ پردازان اسکندر مقدونی جغرافیا نمی دانستند و سواد هم نداشتند، و برای بالا بردن و مهم کردن مردم کوچک و بینوای یونان، داستان های دروغی مثل الکساندرس نوشته اند، ولی با کلی غلط و اشتباه. همه کشور ها و مردمی را که در جهان آن روز نام و نشانی داشتند، یا داستانی از آنها شنیده بودند، به دست اسکندر بر انداختند. صد ها نام دروغی خیال بافی کردند، که هرگز و به هیچ وجه اصالت ایرانی و هندی ندارند، و کاملا آشکارا دروغ هستند.

      عقده و حقارت در دروغ ظاهر می شود

      این نمونه گفتار در رفتار و غارت و غیره، از سربازان مقدونی نشان می دهد، که سپاهی غارت گر نمی تواند راه های طولانی برود و جنگ های بزرگ انجام دهد. هر آدم عاقلی متوجه می شود که دروغ بافی است، در واقع این دروغها از عقده و حقارت می باشد. در ۵۰۰ سال گذشته صهیونیسم و استعمار، دروغ های تاریخ را دانسته و بزرگ کرده اند، تا اهداف خود را پیش ببرند، و دشمنان ایران و ایرانی هم تکرار کرده اند. تاریخ نویسان اسکندر نمونه هایی از رفتار سربازان مقدونی با پیکره ها را چنین بازگو کرده اند: بنابر این وقتی که مقدونیها به امر اسکندر مشغول غارت شدند، در میان خود آنها نفاق افتاد، زیرا هرکس دشمن کسی می شد، که غنیمتی بهتر به دست آورده بود، و چون غنائم به قدری زیاد بود که نمی توانستند تمامی آن را بر گیرند، ناچار غنائم را خوب و بد می کردند، و بر سر چیز های گرانب هایی منازعه بین مقدونیها در می گرفت، بنابر این لباس شاهی به دست چند نفر مقدونی پاره پاره می شد، گلدانها و جام های گرانبها را با تبر خرد می کردند، پارچه های فاخر و زیبا را می دریدند، در نتیجه چنین شد که چیزی بی عیب به دست سرباز مقدونی نیفتاد، حتی مجسمه ها را شکستند و ظروف را خرد کردند.

      در جایی دیگر پلوتارک چنین نوشته است: وقتی اسکندر به قصر تخت جمشید وارد شد، دید مجسمه بزرگی از خشایارشا به واسطه ازدحام مقدونیها به زمین افتاده، او ایستاد و مانند اینکه مجسمه مزبور ذی روح باشد، خطاب به آن کرد و گفت: آیا باید بگذرم و بگذارم تو به زمین افتاده باشی تا مجازات شوی، در ازای اینکه به یونان لشکر کشیدی یا تو را به احترام آن روح بزرگ و صفات خوبی که داشتی بلند کنم؟ اسکندر این بگفت، لختی در اندیشه فرو رفت و پس از آن بگذشت. عقده روی کاغذ و داستان، ایرانی ها بخود آیید و برای حفظ آبرو و غیرت ایرانی این دروغ ها را دور بریزید. ادامه دارد و بازنویسی می شود.

      جهت اطلاعات بیشتر، پرسش و پاسخ های دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران را بخوانید.

      پیکره مقدس میترایی

      که به دروغ می گوند مجسمه هرکول است، و آنرا نشانی و سندی از حمله اسکندر مقدونی به ایران می نامند. این پیکره در سال ۱۳۲۷ خ، در محل کنونی کشف شد. زمان ساخت آن حدود ۱۵۰ ق.م، تعیین کرده اند، که برابر با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی معروف به اشک نهم است، البته این زمان جای باز نگری علمی جدید دارد. کتیبه ای در پشت این پیکره به زبان آشوری است، این زبان بسیار قدیمی تر از زمان پیدایش خط یونانی می باشد. نمونه این مجسمه که مانند ایزد مهر است، در چندین معبد میترایی اروپایی وجود دارد، که بسیار شبیه هم هستند.

  3. صادق می گوید

    برای انوش راوید….
    درود بر تو ای مرد آزاده
    خدا پشت و پناهت باشد
    تمام تلاشم را خواهم کرد تا یارییت کنم
    با توام ای مرد آزاده

  4. ali می گوید

    fogholade

  5. نوید می گوید

    شما یا اطلاعتتون کمه یا دارین دروغ میگن.اسکندر.که بعد پدرش (فلیپ)به پادشاهی رسید.به ایران حمله کرد.وداریوش سوم را شکست داد.و شوش را گرفت. بعدا پاسارگاد رو هم به آتش کشید.داریوش هم که فرار کرد.و و به دست فرماندهان خود در کوهها کشته شد.

    1. مرتضی می گوید

      نظر: اینها نمونه واژه های یونانی است، که زمان اسکندر کبیر به ایران آمده، و حتا ۱۵۰۰ سال بعد سعدی و حافظ از آن واژه ها استفاده کرده اند.

      نمونه واژه ها: (آبنوس، ارغنون، اریکه، اسطرلاب، اسطوره، اسفنج، اقلیم، اقیانوس، اکسیر، الماس، بربط، برج، بلور، پول، تریاک، جغرافیا، درم، دیهیم، زمرد، سپهر، سمندر، سیم، صندل، فانوس، قفس، ققنوس، قلم، کالبد، کلید، کلیسا و گونیا). در زمان های گذشته از زبان یونانی در زمان پیروزی اسکندر کبیر به صورت مستقیم یا غیر مستقیم وارد زبان پهلوی، و سپس وارد زبان فارسی گردیده، و در فارسی موطن گزیده است، این واقعیت ها قابل کتمان نیست.

      پاسخ پرنیان حامد: منظورتان زبان گریس هاست، یا زبان یون ها (آشوری)؟

      اقیانوس: در مورد لغت اقیانوس که شما ایمان دارید الکساندر و گریشها آن را برای ما به ارمغان آورده اند، پدر تاریخ جهانیان! هرودوت کبیر! در تاریخ خود در مورد اینکه علت طغیان رود نیل می تواند این باشد، که از اقیانوس سرچشمه گرفته است. استدلال می فرمایند: من شخصا از وجود رودی به نام اقیانوس بی اطلاعم. تصور می کنم هومر یا یکی دیگر از شعرای قدیم این اسم را اختراع و در شعر و ادبیات وارد کرده است، (تاریخ هرودوت قسمت ۲۳ از بخش کلیاتی درباره مصر : نیل). ببخشید ولی این مورخ یونانی اصلا نمیداند اقیانوس خوردنی است، یا پوشیدنی چطور ممکنه این لغت یونانی باشد!

      کلیسا: زمان حمله الکساندر یونانی ۳۲۰ سال قبل از میلاد مسیح، یعنی عیسی یعنی آیین عیسوی که به معبد آن کلیسا می گویند بوده است. باز هم ببخشید مگر این یونانی ها علم غیب داشتند، که ۳۲۰ سال قبل این لغت را وارد زبان پهلوی کرده اند!

      با اجازه شما من یک اطلاعات کلی و کوتاه در مورد خط و زبان یونانی در اختیار تان می گذارم، خود هر طور صلاح می دانید قضاوت کنید.

      فنقیها در سده سیزده ق.م خطی اختراع کردند، که مادر خط های آرامی, سریانی, یون ان, فارسی و عربی شد. یونی ان در سده یازده قبل از میلاد این خط را از فنقی ها گرفتند. کهنترین سند یونی مربوط به سده هشتم ق.م است، که از راست به چپ نوشته شده است. زبان یون ان همان زیان سریانی و آشوری است، که از زبان های رسمی آن زمان و نمونه آن در کتیبه های هخامنشی, و مخصوصا در سکه ها و آثار به جا مانده اشکانیان به چشم می خورد. شخصی به نام هوخشتره که حکومت آشوریان را بر انداخت، پرچم, زبان, فرهنگ, مکان …. آنان را تسخیر کرده، احتمالا به این دلیل اشکانیان به زبان آشوری سکه می زدند. در همین زمان شکست خورده گان این جنگ (یونی ها خیونان, هیونان اوستا)، به جزایر دریای اژه پناه بردند، که آنها هم زبان, فرهنگ, مجسمه, …. آشوریان را به محل زندگی قبیله نیمه وحشی گریس، در این جزایر بردند و از پیوند این گروه با مردمان بومی سرزمین های دریای اژه کشور و نژادی به وجود آمد، که ما ایرانیان به علت شناخت قوم مهاجر یونی به این کشور یونان و اروپاییان به علت شناخت قوم محلی این منطقه به آن گریس می گویند، ( قدیمی ترین ساختمان و بنا در کشور گریش مربوط به ۲۷۰۰ ق.م، حدودا کمی پس از هوخشتره می باشد). این اشکانیان نیستند که به زبان یونانی می نوشتند, این یونانی ها هستند، که به زبان آشوری حرف می زنند، و می نویسند!

      اسکندر کبیر, الکساندر کبیر!: در مورد این اصطلاح هم بدانید:

      در توضیح لغت magnus که فرانامی برای بسیاری از پادشاهان، از جمله الکساندر یونانی است آمده است:

      ــ Magnus در ترجمه های اروپایی تبدیل به der gross آلمانی و the great انگلیسی شده است، و این لغت همان مگان یا مغان فارسی+ us است. مغ ان = بغ ان

      منظور از مغ الکساندر یونانی، از سرزمین های دریای اژه این است، که او مغ زردشتی است؟ نمی دانستیم یونانیان زردشتی بوده اند!

      1. سیروس می گوید

        درود بر تو. درود

      2. کوروش کبیر و داریوش کبیر بهترین آدم ها هستند می گوید

        چرا پیش اسم اسکندر نوشتی کبیر باید بنویسی صغیر

        1. ایلیا می گوید

          تو چرا جلوی کوروش و داریوش نوشتی کبیر؟
          چون که کار بزرگی انجام دادن
          متحد کردن یونانیها و فتح مصر و سوریه و ایران و هند کار بزگی بوده پس باید به اسکندر بگیم کبیر

          1. شاپور می گوید

            اگه جلوی اسم رضا خان هم می نوشتی کبیر ان حساب است
            واینکه می نویسی کبیر برای شما کاربزرگی انجام داده نابودی هخامنشیان که میخوستید اثارشان رانابود کنید چون از شما برتر هستند و میگو یید افتخار به ان یک توهم است

          2. ایلیا می گوید

            من به هخامنشیان افتخار میکنم
            چون که آن ها گذشته (کشور من)هستند
            یونانی ها هم به اسکندر افتخار میکنند
            چون که او گذشته کشور آنهاست
            همینطور مغولها به چنگیز و ترکها به تیمور و قزاقها به استنکا رازین
            و انگلیسیها به چرچیل و آمریکاییها به جورج واشنگتون و اینکاها به آتاهوالپا و……
            اما تاریخ را نمیتوان تغیر داد
            اسکندر برای یونانیها کار بزرگی انجام داد
            کوروش برای من
            استنکا برای قزاقها
            آتیلا برای هون ها
            مغولها به چنگیز پدر میگویند
            هون ها به آتیلا پدر خوانده میگفتند
            ما به کورورش کبیر میگوییم
            و یونانیها به اسکندر کبیر میگویند
            اینکه او مارا شکست داد دلیل نمیشود به او صغیر بگوییم

          3. اسحاق می گوید

            دوست گرامی ..یونانیها از اسکندر شکست خوردن و کشور اونا رو هم گرفت و با حقه و نیرنگ یونانیها رو بر ضد ایرانیها شوراند و از شکست اونها برابر خشایار شاه بزرگ کلی گفت و اونا رو با خودش همراه کرد وگرنه یونانیها به اسکندر افتخار نمیکنن..

          4. ایلیا می گوید

            اگر هم یونانی ها از. اسکندر فریب خورده باشند اسکندر با گسترش فرهنگ و زبان یونان در کشورهای دیگر و تسخیر کشورهای دیگر باعث شد که به او افتخار کنند

          5. علی می گوید

            چی بگم.

          6. مریم می گوید

            خخخ برو پسرم برو جشن پوریم رو سرچ کن نذار یهودیا بیش از این به جهلمون بخندن

      3. کوروش کبیر و داریوش کبیر بهترین آدم ها هستند می گوید

        چرا پیش اسم اسکندر نوشتی کبیر باید بنویسی صغیر

      4. سازمان مقابله با تحریف تاریخ می گوید

        جناب مرتضی ، آیا زبان لاتین بلد هستی؟ اگر بلد نیستی بدون که در لاتین magnus به معنی بزرگ هست . نه هر چیز دیگه ای که میگی تا تاریخ رو تحریف کنی و بگی یونانی ها زرتشتی بودن . آخه مرغ پخته خندش میگیره . اگه یونانی ها زرتشتی بودن پس زئوس و هرا و پوزئیدون و هادی و…. چی هستن؟

    2. آزاده مرد می گوید

      کاملا دروغغغغغ، شما یا اطلاعتون کمه یا دارید تاریخ رو به تمسخر میگیرید و دروغ میگید

    3. محمد می گوید

      اره داداش اسمتو هم توتاریخ نوشتن گفتن تواونجابوی یه دوربینم داشتی فیلم کاملشو داری که اسکندر تونست حمله کنه این ارتش قدرتمند شکست بده جایزه ام بهت دادن
      برو به جا اینکاره عقلتو به کاربنداز

    4. ناشناس می گوید

      سلام….اسکندر ۲۲ سالگی مقدونیه رو گرفت و بعد میگن با جنگ یونان رو گرفت و بعد ایران و رفت تا هند و تو سن ۳۰ سالگی مرد…همه اینا تو ۸ سال…..حاجی با اسب هم بخواد این کشورهارو بره بیشتر از ۸ سال طول میکشه…

  6. arya می گوید

    خیلی جالبه که به تنهایی در مقابل تاریخ ایستادگی میکنی دوست عزیز اسکندر پست ترین و نفرت انگیز ترین و ظالم ترین شخص روی زمین بوده اگر قدرت داشتم نبش قبرش میکردم و هزاران بار دیگر استخوانهشو خورد میکردم لطف کن با اطلاعات غلت کسانی را که تاریخ رو نمی شناسن گمراه نکن (درود بر کوروش کبیر)

    1. پرنیان حامد می گوید

      با سلام
      این صفاتی که شما می گویید از ان الکساندر پسر ارجاسپ است و به اسکندر تاریخ ایران یعنی میتری دات اشک هفتم پسر ایلیوس ارتباطی ندارد اطلاعات ایشان درست است شما را متاسفانه گمراه کردند تا ندانید اروپا را ۷۳ ق.م چه کسی فتح کرده است . http://cae.blogfa.com پرنیان حامد
      درود بر کوروش کبیر بنیانگذار حقوق بشر در جهان

      1. Unknown می گوید

        از حرفاتون معلومه که چقد اهل کتاب هستید.من نیز از حمله اسکندر به ایران خشمگینم اما افسوس که تاریخ را نمیتوان تغییر داد.

  7. Babak می گوید

    بنام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد
    درود بر شما
    دوست من تمام دنیا میدونن که یک انسان پست و فرومایه به نام اسکندر پسر زنازاده ی فیلیپ مقدونی به ایران آباد و بزرگ آن روزگار یورش آورد و ویران کرد و کشت و چیاول کرد حالا شما هم در گمراهی آشکارید به امید هدایت شما
    البته اگر این کذبی را که ذکر کرده اید نظر شخصی خودتون است عیب ندارد و اساساً خداوند دنبا رو آزاد آفریده پس لطفاً این اکاذیب رو به تاریخ نسبت ندین
    یا علی

    1. پرنیان حامد می گوید

      درود بر شما
      بگو تا چه داری بیار از خرد که گوش نیوشنده زو بر خورد
      دوست عزیز همه دنیا می دانند که الکساندر پسر فیلیپ رفت باختریش (بلخ امروزی نیست) را آتش زد و دو دختر شاه را اسیر کرد و تا هندیجان هم پیش رفت . بر حسب اتفاق توی تاریخ باستان ایران هم این واقعه ثبت شده کهرم (کی هروم) پسر ارجاسپ قصر گشتاسپ را در باختریش(روبه روی نینوا ) آتش زد دو دختر او را اسیر کرد و شاه را در قلعه ای در نزدیکی هندیجان محاصره کرد . زمان به محاسبه تاریخ باستان ایران دقیقا ۳۲۰ ق.م . بعد هم اسفندیار زد کشتش و تمام . بعد چی میشه تو تاریخ ایران ؟ ۲۶۶ سال بعد شخصی به نام اسکندر فاتح اروپا می شود همان که فردوسی در اسکندر نامه سرگذشتش را آورده ۷۳ ق.م میتری دات اشک هفتم پسر ایلیوس کیسر مدائن ! این است تاریخ کشور ما نه مزخرفاتی که برایمان دیکته کرده اند
      اگر خردمندید محض رضای خدا یکی فقط یکی از تاریخ های مکتوب ایران (بندهش , تاریخ بلعمی , تاریخ طبری , ابوریحان بیرونی اثار الباقیه , شاهنامه فردوسی , ….. ) را بخوانید بعد با هم صحبت می کنیم .پرنیان حامد http://cae.blogfa.com
      علی یارت

  8. MORTEZA می گوید

    کسایی که میگن اسکندر حمله کرده برن مقالات استاد انوش راوید رو بخونن. برن کتاب (اسکندر تاریخ الکساندر یونانی نیست) از خانم پرنیان حامد همونی که پدر ناصر پور پیرار رو تو مناظره در اورد رو بخونن. بعدش اگه سوالی داشتید تو قسمت نظرات از استاد راوید بپرسید . اخه ما تا کی میخوایم اراجیف داستان نویس های بیزانسی و در نهایت تاریخ نویس های استعماری مثل شرلی و سایکس و هارولدلمب و.. رو باور کنیم .شما چطور باور میکنین که الکساندر توی ۲ هفته خودشوتونسته برسونه ایران؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما چطور باور کردید که تخت جمشید مکانی که اصلا کاخ سلطنتی نبوده و در واقع پایتخت دینی ایرانیان بوده رو به دست الکساندر کذایی اتش زده باشن؟؟؟؟ به قول استاد احمد حامی تخت جمشید هیچ وقت اتش نگرفته چون که از سنگ اهک و بر روی سنگ اهک ساخته شده.سنگ اهک اگر اتش بگیره پودر میشه و سطح خارجی اون از بین میره و اگه اتش گرفته بود هیچ سنگ نگاره ای از اون سالم نمی ماند .داستان نویسان احمق دست نشانده ی استعمار سابق میگویند که مقداری پارچه سوخته زیر خاک توی پارسه کشف کردند که نشان از اتش سوزی پارسه است!!!! خود شما قضاوت کنید اگر ما یه تیکه پارچه رو اتش بزنیم و بعد زیر خاک چال کنیم و هر روز مقداری اب روی ان بریزیم بعد از چند ماه نهایتا چند سال دیگر اثری از ان پارچه نمیبینیم . انها چقدر ما رو احمق فرض کرده اند!!!!!!!!!!!!!!.جوانان باهوش ایران زمین لطفا از مسئولان بخواهید که ازمایش اتش سوزی شبیه سازی شده روی پارسه انجام دهند و به راحتی هر دروغی رو بخورد ما ندهند . بیایید از ایران رمین و تاریخ و هویتمان دفاع کنیم ………. http://WWW.RAVID.IR سوال ها و شبهات حمله ی دروغین اسکندر کذایی رو از استاد انوش بپرسین .

  9. MORTEZA می گوید

    کسایی که میگن اسکندر حمله کرده برن مقالات استاد انوش راوید رو بخونن. برن کتاب (اسکندر تاریخایران. الکساندر یونانی نیست) از خانم پرنیان حامد همونی که پدر ناصر پور پیرار رو تو مناظره در اورد رو بخونن. بعدش اگه سوالی داشتید تو قسمت نظرات از استاد راوید بپرسید . اخه ما تا کی میخوایم اراجیف داستان نویس های بیزانسی و در نهایت تاریخ نویس های استعماری مثل شرلی و سایکس و هارولدلمب و.. رو باور کنیم .شما چطور باور میکنین که الکساندر توی ۲ هفته خودشو تونسته برسونه ایران؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما چطور باور کردید که تخت جمشید مکانی که اصلا کاخ سلطنتی نبوده و در واقع پایتخت دینی ایرانیان بوده رو به دست الکساندر کذایی اتش زده باشن؟؟؟؟ به قول استاد احمد حامی تخت جمشید هیچ وقت اتش نگرفته چون که از سنگ اهک و بر روی سنگ اهک ساخته شده.سنگ اهک اگر اتش بگیره پودر میشه و سطح خارجی اون از بین میره و اگه اتش گرفته بود هیچ سنگ نگاره ای از اون سالم نمی ماند .داستان نویسان احمق دست نشانده ی استعمار سابق میگویند که مقداری پارچه سوخته زیر خاک توی پارسه کشف کردند که نشان از اتش سوزی پارسه است!!!! خود شما قضاوت کنید اگر ما یه تیکه پارچه رو اتش بزنیم و بعد زیر خاک چال کنیم و هر روز مقداری اب روی ان بریزیم بعد از چند ماه نهایتا چند سال دیگر اثری از ان پارچه نمیبینیم . انها چقدر ما رو احمق فرض کرده اند!!!!!!!!!!!!!!.جوانان باهوش ایران زمین لطفا از مسئولان بخواهید که ازمایش اتش سوزی شبیه سازی شده روی پارسه انجام دهند و به راحتی هر دروغی رو بخورد ما ندهند . بیایید از ایران رمین و تاریخ و هویتمان دفاع کنیم ………. http://WWW.RAVID.IR سوال ها و شبهات حمله ی دروغین اسکندر کذایی رو از استاد انوش راوید بپرسین .

    1. پرنیان حامد می گوید

      با سپاس از شما نیک اندیش اسم مرا روی وبلاگ نوشته اید جسارتا روی جستجوگر وارد خط شما شدم
      چرا عصبانی می شوید؟ ببینید صبر داشته باشید ۲۰۱۰ سال این دروغ اسکندر را به این مردم گفته اند یک روزه که نمی شود عوضشان کرد سوال می کنند خوب ارام جواب بدهید اگر اذیتتان کردند یک ایمیل بزنید به اقای راوید با ادرس وب تان می اییم جواب شان را می دهیم من جسارت کردم این دو سوال را جواب دادم .
      بعد هم من کاری با پدر ناصر پورپیرارندارم عزیز من حرف بی سند دل درد نمی آورد یک کلمه بهش می گم سندت کو؟ جواب سر بالا می دهد . خوب خیلی ساده نظرش رد است . به همین خونسردی اگر می خواهی کمکی به کشورت بکنی ارام و خونسرد جواب بده هر جا گیرکردی من در خدمتت هستم
      اگر نیک اندیش هستید , اگر در جستجوی حقیقت هستید و سعی می کنید حقیقتی که شنیده اید به همه بگویید مطمئن باشید شما را تنها نخواهیم گذاشت شاد و پیروز باشید . پرنیان حامد

    2. Unknown می گوید

      انوش راوید؟؟؟پورپیرار دوم تاریخ ایران
      انوش راوید منطق خاصی دارد:
      تمام کسانی که به ایران حمله کرده اند دروغ های یهودیان و استعمارگران هستند مانند اسکندر،تیمور و چنگیز(بر اساس این ادعا کتاب منم تیمور جهانگشا دروغهای یک راهزن شهرهای اسکندریه ایرانی و آیینشان میترایی و کتاب جهانگشای جوینی بی اساس تلقی میشود )
      کسانی که به دیگر ملل حمله کرده اند ایرانی محسوب میشوند مانند آتیلا(در پی این ادعا با بررسی یک نقاشی از آتیلا وی ایرانی محسوب میشود!!!!)
      اختراعات دیگر ملل نیز ایرانی محسوب میشوند مانند باروت و کاغذ(در پی این ادعا کاشان چین شده و به دلیل این که گوگرد در ایران فراوان بوده ایرانیان باروت را اختراع کردند!!!!،بدون هیچ مدرکی ادعا میشود که کاغذ در دوره ساسانی اختراع شده است)
      دیگر مردمان نیز ایرانی هستند(در پی این ادعا از روی یک داستان قدیمی،شنگول و منگول و حبه انگور،مردمان سه دسته میشوند،شنگل و منگل و انگل، که هر سه دسته از تمدن کهن جی(؟!)میباشند ایشان حتی قوم آینو و یاقوت هارا نیز ایرانی میدانند در کل ایشان فقط به تاریخ آفریقا رحم کرده اند)
      دیگر زبانها و خط ها ایرانی هستند(بر اساس این ادعا ایشان ادعا میکنند که تمام زبانها از ایران هستند و جالب اینکه ایشان حتی زبانشناسی را نیز قبول ندارد و ادعا میکند که زبان عربی یا به قول خودش اربی از زبان تمدن کهن جی(؟!)حاصل شده است)
      این است ریشه پان ایرانیسم(بخوانید پان فارسیسم)در سخنان انوش راوید

  10. sasan می گوید

    سلام ولی خیلی دیرشده تا ثابت کنیم دشمن تاریخمان خودمان هستیم و دیگران سو استفاده میکنند

  11. masoud می گوید

    به مطالب جالبی بر خوردم! یعنی تا حالا اراجیف به خوردمون دادن؟
    این اسکندری که به ایران حمله کرد کی بود و از کجا براومد؟

  12. sara می گوید

    bikhiyaal in fashism ahmaghane o khod bozorg bini o tamoom konid , haalaa che ahamiyati daare hamle karde baashe yaa na ? mohem daanesh o farhang gomshodeye zehno roohe iran e ke be yaghmaa rafte dar haale haazer , dar zemn janbe haaye tamadon va oloom va falsafeye va jaame’e shenaakhtiye yoonaan vaaghean baalaa tar iran boode dar zamaan e baastaan , iran ham dar chiz haayi sar aamade jahaan boode khaste mishe aadam enghadr hok midin o ghat’ee harf mizanin …….

    1. عماد اکبری می گوید

      خخخخ. دارن تو سرمون میزنن این اراجیف رو تو میگی چ اهمیتی داره؟؟؟؟ اونا عقده هاشونو با اراجیف و دروغ و اتصال اسکندر به قرآن(ذوالقرنین) تو جیه میکنن. حالا قرآن شناس شدنو میگن اسکندر تو قرآن اومده و آسمون وریسمون میبافن دارن عقده هایی که از شکوه ایران دارن رو با این دروغ ها خالی میکنن. برای اونا مهمه برای ما که صاحبشیمو وارثش مهم نباشه؟؟؟؟ میان فیلم ۳۰۰ که کاملا چرت و پرت هست رو میسازن بعد تو میگی مهم نیست. متاسفم.

      1. ARASH می گوید

        درود بر ایران شیر خفته در قبال بیگانگان
        لعنت خدا به تمام انسانهایی ک دروغ گفتن از بدو آفرینش
        من میتونم یه نظری بدم که بلکه آن دسته از دوستان که راحت لباس روسپیان رو بر تن خاک خودشان میپوشانند و این سرزمین رو بر حسب حدس و‌گمان به زیر میکشن که الکساندر معلون فاتح این خاک شده به فکر فرو‌ برد که همش اراجیف تاریخی است
        البته ک سرزمین یونان کم مرز و‌بومی نبوده با وجود دانشمندان چون ارسطو سقراط ووووو پس اولین دلیل اینجا شکل میگیره ک باید طوری وانمود کند ک تاریخ اونی باید باشه ک اونا میخوان
        ۱دلیل در زمان حال …..تو این چند سال اخیر اکثر کشورهای قوی برای اینکه یونان از یورو بیرون نیاید میدونید چقدر هرینه کردن اخر چیشد……!یونان میدونید چقدر بدهکاره اتحادیه یورو هست…!اما بازم خارج شد…..ای کاش درک این برای همه اسون بود…..تا حالا به نظریه دالوین و پیداش و افرینش انسان فکر کردین
        من نه با مذهب کاری داری نه تاریخ شعور خودمو به چالش میکشم
        و این به این شکله که هر علتی میدونید باید معلولی داشته باشه
        پس اینجا به بودن خالقی توانا یقین میکنم
        و نظریه دالوین هم میشه ی اراجیف دیگه
        که شاید چند صد سال دیگه حتی نوادگان من اینو باور کنن
        تاریخ خیلی بی رحمه اگه تو هر قرن کسانی چون سعدی حافظ خیام در ایران و اساطیری در اروپا و این کره خاکی به دنیا نیان…..
        من شما و همه این ملت عزیز هنوز نمیدونیم از زمان قاجار تا الان چه داستانایی درست و غلط بوده واضحا
        پس چطور میتونید بگید اون سپاه قلدر از یه بچه حرومی شکست بخوره با چشمای تا ب تا
        اینا همش اراجیفه یونان تو اون هزاره قلدر فلسه تاریخ و مکتب بوده اون شکست خودشو اینجوری تلافی کرده من از اون دوست عزیزی ک گفت همکاراش با افتخار میگن نوادگان اسکندر هستن عرض کنم ک خیالش راحت باشه اون دوستات
        راست میگن

        احتمالا یه اسکندر نامی بود در زمان صفویه (صرفا چون از این تاریخ صفویه خوشم نمیاد عرض میکنم و منبع وجود خارجی هم نداره )که برق زیادی داشت و اجداد اینارو خوب به زحمت انداخت و شرمنده کرد از طرف من بگو بهشون siktirاجدادتون که جز نفهمی براتون چیزی ب ارث نذاشته
        ملتی که کتاب رو به غلط درک میکند باید کل تاریخ و تجربه کنه درود بر تمام آریایی ها ایران و ایرانی ها درود بر خاک این مرزو بوم درود بر شیر خفته درود بر تمام نجیب زادگان این وطن درود کوروش کبیر
        درود بر همه مادران ایرانی که فرزندانی چون شما حامد پرنیان تربیت کردن

        1. Unknown می گوید

          کوروش کبیر که میکنیمش پیغمبر با اون همه دبدبه و کبکبه از عشایر سکا شکست خورد همین سپاه قلدر که دارید بزرگش میکنید سه بارم قبل از اون از یونان شکست خورده بود.وقتی شاهی با دخترش ازدواج کنه بچش بچه حرومیه مثل شاهان ایران در اواخر دوره هخامنشی.
          شما که خیلی میفهمید توضیح بدید که چرا تخت جمشید با اون عظمت اینطور نابود شد سرگذشت اون مجسمه آتنا که تو ایران پیدا شده و مطلبش تو همین سایتم هست چیه یونانی هاهم اریایی هستن یعنی کل اروپا به جز باسک ها و نژاد اورالی که در مجارستان و فنلاند و ….. ساکن هستند اریایی هستند امریکایی ها هم که به جز سیاهان و سرخپوستان که به خاطر قساوت نژاد اریایی(که درود بر آنها باد) نابود شده اند و مهاجران شرق اسیایی اریایی هستند.هندی هاهم که اریایی هستند. بد نیست درباره بومیان مناطقی که اریاییان (که درود بر آنها باد)که مهاجرت کرده اند بدانیم در هند که به دراویدیان با آن فرهنگ و تمدن،غیر قابل لمس یا به لفظ خودمان نجس میگویند.در اسپانیا که باسک ها در وضعیتی بدتر از کردهای ترکیه هستند.در امریکا که بومیان نابود شدند به جز اینوئیت ها یا به لفظ اریاییها(که درود بر انها باد) اسکیموها که به خاطر مشقات محل زیست انها میباشد. نگران نباشید آنها هم نابود خواهند شد.در استرالیا هم که مهاجران اولیه بومیان را مانند گوسفند شکار میکردند.شیر خفته ای نیست که درود بر او باشد. منقرضش کردند.در کل وقتی انسانهایی همنوعشان را مانند گوسفند شکار میکنند،وقتی انسانهایی پوست سر همنوعشان را میکنند انتظار دارید به شیر که یک حیوان است رحم کنند؟؟؟؟همینطور است سرگذشت باقی جانوران و در آخر خود انسان
          به امید روزی که چیزی به نام نژاد موجود نباشد…..

      2. Unknown می گوید

        مگه ما عقده هامونو با وصل کوروش به قرآن یعنی همون ذوالقرنین خالی نمکنیم؟؟؟؟؟؟؟
        کوروش انسانی سلحشور بود.درست.ولی نه دیگه تا حد خدایی بزرگش کنیم.

      3. م.ت.بیات می گوید

        آخرش ما نفهمیدیم ذوالقرنین کورش بوده یا اسکندر از یکطرف میگن چون قبر کورش را کندند کلاه خود وی را مشاهده کردند دوشاخ داشت به همین علت ذوالقرنین نام نهادند از یکطرف به گواهی تاریخ کورش بدست ملکه ترکان بنام تومروس در ازبکستان کنونی کشته شد سرش از بدنش جدا شد و بر تشت پر از خون گذاشتند و ملکه به او گفت : از این خون بنوش ای خونخوار از خون سیر شوی…. بنظرمیرسد تاریخ همراه اغراق غلو هم هست اکثر اسناد و مدارک موثق نیستند باید با شک و تردید نگریست تاریخ را معمولا مورخین هر طور باب میلشان بوده تحریف کردند و نوشتند من با چشم خود فقر نکبت شپش دوران پهلوی را در شهرها و روستاهای دور دیده ام اما سعی میکنند از آنان یک قدیس بسازند نقاط قوت
        و محاسن را میگویند معایب و نواقص و ضعفها را هرگز نمیگویند و مورخین نان را بنرخ روز میخورند نگارش وقایع و تاریخ نگاری هم به عواملی مانند تعصبات…. و به منافع دولتمردان و مورخین روشنفکران و تحصیل کردگان داشته و دارد…….. موفق باشید

  13. رضا دستیاران می گوید

    دوستان گرامی نظر به اهمیت موضوع فوق باید اشاره نمود که ما فرض را بر این می گذاریم که چنین موضوعی افسانه و یک دروغ تاریخی است و مدت زمانی را که اسکندر مقدونی از سرزمین خود، مقدونیه حرکت کرده و تا زمان مرگش ( ۳۲۳ ــ ۳۳۶ پ.م.) و پس ازآن تا زمان آغازحکومت سلوکیه ( ۳۱۲ پ.م.) به کلی یک تحریف تاریخی و از اندیشه های خام خاورشناسان و مستشرقین اروپایی تراوش کرده باشد و از طرفی به گفته آقای دکتر صفی زاده تکیه کنیم که آن سلسله دروغین سلوکی هم در ایران انجام نشده باشد، پس به این پرسش های زمانی چگونه می توان پاسخ داده شود که:
    ۱) بین مرگ داریوش سوم به دست « بسوس» ( والی بلخ) به سال ۳۳۰ پ.م. ( اگر این معیار تاریخی را که اکثر مورخان به آن معتقد هستند، باشیم) تا آغاز حکومت ارشک ( اشک اول) بنیانگذار سلسله اشکانی به سال ۲۵۰ پ.م. ( که این هم قول اکثر مورخان بوده، اگر آن را قبول داشته باشیم)، فاصله یی به اندازه ۸۰ سال را در برمی گیرد. چنانچه وجود اسکندر مقدونی و موجودیت سه پادشاه سلوکی را در ایران منکر شویم، ایجاد خلاء زمانی می کند. در این صورت دوره فترت ایجاد شده، چگونه می تواند توجیه پذیر باشد؟ و چه موضوعی را باید جایگزین آن بکنیم تا خلاء موجود پر شود؟
    ۲) در مورد افسانه بودن سلسله سلوکیه به تعبیر آقای دکتر صفی زاده، این پرسش مطرح می شود که چنان چه اگر سلسله مذکور را در ایران منکر شویم، چگونه می توانیم از سلسله « یونانی ــ باختر» (= یونانی بلخی یا سلسله باکتریان) نام ببریم که بنیانگذارش « دیودوتوس» اول بوده و به قول اکثر مورخان از طرف سلوکوس اول به سمت ساتراپ (= شهربان/ شهرپ) بلخ انتخاب شده بود. اما در سال یازدهم حکومتش در این شهر، برعلیه « آنتیخوس دوم» ( شاه سلوکی) قیام کرده و پس از سکه زدن به نام خود، استقلال خود را اعلام نمود و سه خاندان از این سلسله به مدت ۲۳۰ سال ( از ۲۵۰ تا ۲۰ پ.م) حکومت داشتند که سرانجام توسط شاهان « سکایی ــ سیستانی» منقرض شدند. بنابراین چنین سلسله یی که اصالت یونانی دارند و بنیانگذارش نیز بر علیه آنتیوخــــــوس دوم قیام کرده بود، آیا آن هم می تواند از طریق این روزنه ارتباطی، افسانه بوده باشد؟
    ۳) ارتباط چاندرا گوپتاه ( ۲۹۶ ــ ۳۲۱ پ.م.) بنیانگذار سلسله « موریاها» (= موروا) در هند، با سلوکوس اول که در یک متارکه جنگی، دخترش را به زنی گرفته بود، اما در قبال آن، ۵۰۰ فیل به سلوکوس اول داده بود [ مشکور، ۱۳۴۷/ ج۱/ص۳۰۴] چگونه می تواند توجیه شود؟ آیا سلسله موریا ها هم در برخورد با سلوکوس اول، آنهم می تواند افسانه باشد؟
    ۴) فرض کنیم همۀ این گزارشات غیر واقعی بوده باشد. آیا به قدرت رسیدن اشکانیان در جدال با آنتیوخوس دوم هم آمیزه ای از افسانه است؟ …»
    رضا دستیاران
    ۱۴/ ۷ / ۱۳۹۱

    1. حسین برازجانی می گوید

      بله ما نمی‌توانیم سلوکیان را منکر بشویم پس باید بگوییم اسکندر و فتوحات ایشان کذب است و الباقی درست، شاید از یونانیان مقیم ایران آن زمان تحولی رخ داده باشد،
      سوال من هم این است که راه ۱۰ ساله را چگونه اسکندر ۳ ساله پیمود و چرا پادشاه اول سلوکیان اسکندر نیست و چرا در این حد اسکندر رویایی و ضد و نقیض همچون شخصیت رمان است و چرا شواهدی واقعی و بزرگی در حد این فرد کبیر نیست؟

    2. آلپرتونقا می گوید

      واسه اینا که کاری نداره حتما اون دوره مردم از جنگ و دعوا خسته شده بودن نشسته بودن سریال جومونگ و دیگر سریالهای کره ای رو میدیدن و تخمه میخودرن
      😂😂😂
      امان از جهالت و توهم یه عده که تاریخی رو که ازش سند و مدرک درست حسابی نداشتن رو به سینه میزنن و حتی نابخردانه مستندات رو هم انکار میکنن
      جعل بزرگ تاریخ خاخام منشی ها بوده که از زمان رضاپالان شروع شده و اینها هم دنباله روی همون بیسوادهایی هستن که فکرشم نمیکردن یه روزی دروغاشون برملا میشه و مردم حقایق رو میبینن

      1. صمد می گوید

        آقا یا خانم آلپر نمی دونم چی
        بالاخره شما حرف حسابت چیه؟ چی کشیدی که اینقدر توهم زدی؟!. اصن معلومه چی داری می بافی؟!. واقعاً تخت جمشید رو از روی یک بنای یونانی که اون نزدیکیا بوده ساختن؟؟؟
        من دیگه حرفی ندارم. تاریخ رو هک کردی رفت!!!
         
        از بدبختی و تیره روزی کشور ما همین بس که امثال این ها مفسر تاریخش باشن…

      2. محسن می گوید

        ایران اولین کشوری که تو جهان تاریخ داره همیشه واسه نفر اول حرف چرت وپرت میگن که خراب کنن اون کشور رو تو نمیخواد واسه ما تاریخ بگی ما چیزی رو که عقل مون میگه قبول میکنیم تاریخ ایران پر از فرهنگ درسته نه وحشی بودن غربی ها………تمام شد

      3. محسن می گوید

        راستی یه چیز دیگه فردا نگی تو ایران این یه افغانی پای پی ساختمون بود اینجا حکومت میکردن چون اینجا مثل یونانیها کارگر روز مزد هستن.

        1. محمود می گوید

          تو هر کجایی که هستی قلم مردی داری دوست من👏🍃

      4. حسین می گوید

        برو بابا خودتو جمع کن. به کوری چشم حسودان این سرزمین تاریخ ما روی سنگ و تو دل کوه حک شده. تاریخ ما فقط روی کتاب نیس که هرکس و ناکسی دلش بخواد بیاد تحریفش کنه. من میدانم تو اونقدر نفهم هستی که باز میگی اینارو رضا پهلوی درست کرده با حمایت غرب. آخه دیگه که نمیتانی زیر حرف باستان شناسان و دیرینه شناسان بزنی که!! بدانید ایران دارای فرهنگ برتر است چونکه یونانی،عرب،ترک،مغول آمدند و رفتند ولی ایران هنوز پابرجاست!! حتی مصر با اون تمدن بزرگی که داشت الان عرب زبانه ولی ما هنوزم فارسی حرف می‌زنیم.

        1. رضا می گوید

          از ایران چی باقی مونده؟
          خخخخخخخ

          1. زنده باد پارس زنده باد ایران می گوید

            از ایران که خیلی چیزا هست که باقی مونده ولی شما به چشم کورت زحمت نده چون برای امثال تو جز عقده و کینه هیچی نمونده
            راستی اگه خواستی پیام کسی رو ریپ بزنی ده خط خخخ هم اضافه کن که بیچاره بودنت بیشتر معلوم شده😏😂

        2. کولی های مهاجر می گوید

          اره جون عمت ..فارسی زبان احمق بیش از ۶۰ درصد کلمات عربی و بقیش تورکی و فرانسه و سانسکریت هست شما به زبان دری وری میگید فارسی

      5. کوروش عباسی می گوید

        جعل تاریخ اونیه که کسی برای اثبات حرفش سنگ نگاره یا کتیبه باستانی یا حتی یک سکه یا حتی یک تکه قبر نداره
        هخامنشیان اونایی هستن که الان توی کشور های مختلف ازشون کاخ پیدا میکنن حتی توی همین ترکیه توی مصر باستان
        کتیبه داریوش رو بخون میگه من ایرانی هستم آریایی ام
        جعل تاریخ توی بی هویتی که برای داشتن یک لحظه تاریخ آرزو میکنی کاش هخامنشیانی وجود نداشته باشه

      6. ماتیار می گوید

        به گفته تاریخ شناس آلمانی ایرانیان اولین مردمی بودند که به دانش دست یافتن میدونم با گفتن این قانع نمیشی منم قصد قانع کردنتو ندارم میخام نفت بریزم رو آتیش میخام آتیش حسادتتو زیاد تر کنم تا در بد بختی وحس دی خودت بسوزی

    3. مرتضی اکبری می گوید

      واقعا عالی بود ولی یه سئوال توی ذهن من باقی گذاشته اون هم اینه که شما چرا به این مسئله توجه نمی کنی که بین مرگ اسکندر و تاسیس سلسله سلوکی هم یه وقفه زمانی هست و بعد از کشته شدن سردارهای اسکندر در جنگ قدرت به خصوص مرگ پسر ۵ ساله اسکندر هست که سردارهای باقی مونده اسکندر هر کدوم در یه قسمت ادعای حکومت می کنن

  14. على می گوید

    تاریخ که فیزیک نیست اثبات کنى عزیز برهان بیارى حمله کرد نابودمون کرد اه داریوش از میدان نمیگریخت اسکندر شکست میخورد شمادارى قهرمانهاى ما مثل اریوبرزن را زیر سوال میبرى نکن اقا جان

    1. عماد اکبری می گوید

      خیلی راحته. گفتن اسکندر اومده بالاسره مجسه خشایار شاه گفته به خاطر حمله هات به یونان مجسمتو داغون کنم؟ یا بخاطر خوشنامی و راستی و درستیت باهاش کاری نکنم؟ ببین دوست من آریو برزن درسته ولی نه این طور که اینا میگن و مرد. اگه مرد سنگ تراشه توی دره چیه پس؟ک میگه یارو رو کشته؟ تراشیدن سنگ نوشته کار یک رو و دو روزم که نیست. ۱۰ تا دروغ رو با ۱ حقیقت میگن ک مردم باور کنن.

  15. على می گوید

    گل گفتى پس اشکانیان چى؟؟؟!!!!اونم نبوده اقا دروغه:))

    1. markos می گوید

      اشکانیان ربطی به بودن یا نبودن اسکندر نداره
      اصن ممکنه اسکندر ایرانی بوده باشه

      1. NOROOZI می گوید

        اره اسمش اسکنتار بود

    2. مرادپور می گوید

      اگ ب اخرش توجه کنی میگه واقعیت اینه که داریوش سوم توسط مرزبانش کشته شد که واقعیتش اینه که اشک به داریوش سوم حمله کرد و فرار کرد تا توسط ماهوی مرزبان کشته شود که غربیها بجای اشک اومدن اسکندر رو به تاریخ غالب کردن و حدود صد از تاریخ مارو تحریف کردن

      1. م.خ می گوید

        اگر طبق روش شما خواسته باشیم پیش بریم باید هرچی بر خلاف ملت ایران پیش افتاده و به ضرر کشور تموم شده بگیم تحریف تاریخ هست ، و همه دروغ میگن .

        1. یک فرد عادی می گوید

          تا اونجا که متوجه شدم خیلی ها از ایرانی ها خوششون نمیاد به دلایل زیاد و سعی دارن تا جاییکه میتونن دانشمندانو افراد بزرگ مارو هم به نام خودشون ثبت کنن. من میدونم باید غیرت داشته باشیم برای خون هایی که داده شده برای ایرانی هایی که معتقدم بیشتر دنبال ساخت و ساز و پیشرفت بشریت بودن تا صرفا دنبال کشور گشایی و امورات دنیایی(که دقت بفرمایید جایی از تجاوز سربازان ایرانی در تصرف آتن تا زمان خروج آنها چیزی ثبت نشده(باوجود نبودن در کنار خانواده تا بیشتر از یکسال))

          1. رسول می گوید

            مگه اون موقع ثبت میکردن تجاوز یه سربازو؟؟
            یونانیا با کشتی شهرو تخلیه کرده بودن قبل شکستشون پس طبیعیه تجاوز نشده باشه
            چون که هیچکی داخل شهر نبوده که بخوان بهش تجاوز کنن

          2. شاهین می گوید

            اولاً که بله… مسلم بدانید که اگر سربازان ایرانی به مال و جان احدی از مردمان در شهر آتن و یا هر جایی در یونان تجاوز میکردند، مورخین یونانی یک کلاغ را به چهارصد کلاغ رسانده بودند و الان هم بعنوان سند جنایات و ظلم تاریخی ایرانیان در حق مردم یونان، در کتب تاریخی غربی به ثبت رسیده بود ولی خوشبختانه حتی در هیچیک از اسناد و منابع تاریخی یونانی و غربی هم چنین چیزی در رابطه با سربازان ایرانی موجود نیست. دوماً میگوید که مردم آتن در زمان حمله ایرانیان سوار کشتی شده و از شهر خارج شدند؟!!! میتوانید روشن فرمائید که این حجم از جمعیت مردم دقیقاً به کجا و چه نقطه ای رفتند؟! منبع شما برای چنین تئوری دور از ذهنی کجاست؟؟ باز هم چنین چیزی حتی در هیچیک از منابع خارجی موجود نیست. بلکه طبق اسناد معتبر، مردم یونان در هنگام فتح جزایر یونانی توسط سربازان داریوش و فتح آتن بعدها توسط خشیارشا در شهر حضور داشتند و حتی شخصی از مردمان آتن خشایارشا و هیبت وی را با زئوس خدای خدایان یونان مقایسه کرد…باور ندارید؟ تحقیق و جستجو کنید. کار چندان سختی نیست.

          3. رسول می گوید

            منبع من تاریخ هرودوت است این حجم از جمعیت میتوانستند به اسپارت یا دیگر دولت شهرهای یونان رفته باشند تئوری دور از ذهن؟؟؟هرکس هرچه مخالفتان بگوید سخنش میشود تئوری دور از ذهن؟؟؟؟منبع شما برای آن به قول خودتان تئوری دور از ذهن چیست که میگویید خشایارشا را با زئوس مقایسه کرد؟؟؟ کدام انسانی دشمنش را با معبودش مقایسه میکند؟؟؟؟

          4. Soroosh می گوید

            ترموپیل زیاد با آتن فاصله نداره بعد چطور اونا وقت کردن که آوقه فراهم کنند همه آتنیارو جمع کنند و بعد اون همه نفرو سوار کشتی کنند.؟اون زمان ایرانیا نزدیک آتن بودند پس هرگز وقت اینو نداشتن که فرار کنند جز سربازان که از اول سوار کشتی بودن

          5. آلپرتونقا می گوید

            با شعار ایران ایران و غیرت و اینجور چیزا وارد بحث میشی معلومه که یک تعصب کور کورانه در افکارت هست جغرافیای سیاسی به نام ایران از سال ۱۳۱۳ به این طرف بوجود اومده پس اسم ایران رو به باستان ربط نده چون در زمان باستان هیچ مرز ثابتی بین جغرافیاها نبوده و مدام در حال تغییر بوده پس برای تایید تفکرات و بینش خودت سعی نکن از تحریک دیگران استفاده کنی
            اسم این جغرافیا هیچوقت ایران نبوده حتی توی اشعار فردوسی نگاه کنی ایرانی که ازش تعریف میکنه تنها بخش کوچیکی از قسمت شرق این جغرافیا رو دربر میگیره و بیشترین قسمتش مربوط به افغانستان میشه
            همچنین در اشعار فردوسی ایران مد نظر فرودسی درحال جنگ با پارس کرمان گیلان و توران هستش یعنی این مناطق هیچ ربطی به ایرانی که فردوسی ازش یاد میکنه نداره
            اسم ایران از نام قدیم افغانستان که همون اریانا هست دزدیده شده و با توجه به جعل گسترده ی تاریخ در دوره ی رضاشاه برای بوجود اوردن ناسیونالیسم ایرانی حتی احتمال اینم هست که اشعار فردوسی هم توش دست برده باشن
            یا دیگر شاعران
            طبق تحقیقات زبانشناسان حتی زبان فارسی یا همون دری هم زبان بومی این جغرافیا نبوده و از مناطق شرقی خراسان و افغانستان و تاجیکستان وارد این جغرافیا شده

          6. داریوش می گوید

            دوست عزیز اگر منابع شما کل شاهنامه است این را هم توجه کنید که فردوسی میفرماید اگر رستم یلی بود در سیستان من آوردمش به این داستان . پس نام داستان را خوب ببینید و نام سیستان را . نه نام افغانستان را.
             

          7. سیف الله.ح می گوید

            مثلا این بیت از شاهنامه اینگونه میشه:

            سوی بهره بر سوی آریانا برم
            ز ترکان بزرگان و شیران برم

            نه تنها قافیه بهم خورد وزنش هم از دست داد😂
            لطفاً برای حرف های خود سند معتبر رو کنید.

    3. Soroosh می گوید

      نگاه کنید من خودم باور دارم که اسکندر به ایران حمله کرده اما من از یک دانشمند و تاریخ نگار ایرانی شنیدم که گفته اسکندر سپاهیانش خیلی کم بودن برای همین از شورشیان مصر کمک گرفت که چندصد هزارنفر بودن.اونا از دوران کمبوجیه از ایرانیان متنفر بودن چون کمبوجیه گاو مقدس مصریان رو کشت و این کارش برخلاف پدرشان یعنی کوروش بزرگ بود برای همین از اون موقع کینه داشتن.گفته میشه همان زمانی که مصریان و اسکندر شورش کرده بودن پارت ها یا همان اشکانیان هم شورش کردند و خراسان را گرفتند حکومت هخامنشیان هم قدرتشو برروی دفع اسکندر و مصریا گذاشته بود.چون حاضر بودن ایرانی ها حمله کنند ولی اجنبیا و خارجی ها نه.برای همین هخامنشیان تونستن جلوی اسکندر رو بگیرن.اینکه میگن یونانیان تا هند پیش روی کردن امکان داره اشتباه لفظی باشه.گفته میشه آنها تا هندیجان پیش روی کردندو فکر کردند چون از سرزمینشون خیلی فاصله گرفتن و اسم اینجا شبیهش بوده هند بوده.اونها بابل رو فتح کردن ولی پارسه را نه بلکه پارسه توسط اشکانیان فتح شده.بعد که اسکندر مرد فرمانده هانش وظیفه می دونستن نیمه شرقی و اصلی ایران رو فتح کنند و فرمانده یونانیان یعنی سلوکوس برضد اشکانیان وارد جنگ شد که حدود۸۰سال این جنگها طول کشید که درآخر پارتها پیروز شدند و اشکانیان شکل گرفت

      1. رضا می گوید

        داستان جالبی بود… ای ول

  16. روزبه می گوید

    جالبه به میراث کوروش افتخار می کنند
    اما ۱ ذره تحقیق نمی کنند .

    حمبه الکساندر به ایران دروغ ۲۳۰۰ ساله

    مردم ما چیزهای خیالی رو سریع باور می کنند

  17. ارش می گوید

    با مرتضی موافقم

  18. محسن می گوید

    جلوی چشم ادم یه کلاغ چهل کلاغ میشه وای به حال تاریخ
    منکه کلا هیچی رو قبول ندارم فقط میدونم زمان داره میگذره
    عمر تموم میشه ،، مغز انسان مدام مشغول طرح
    سوال و پاسخ دادن به آن میباشد و جواب تمام سوالهاش رو لحظه مرگ میگیره زیاد خودتون رو خسته نکنید از زندگی لذت ببرید

    1. مجتبی می گوید

      منم مثل تو فکر میکردم ولی بعدها فهمیدم ملتی که تاریخ را بدرستی دک نکنه همیشه برده کسانی خواهد بود که تاریخ را به میل خودشون ثبت میکنن.
      تعصبی نیست اگه کسی ثابت کنه اسکندری با این خصوصیات واقعیت داره ممنونشم میشیم چوناز اشتباهات تاریخیمون درس میگیریم

  19. روهان می گوید

    شما بهتره پژوهشی ژرف تر در تاریخ ایران داشته باشید تا به گفته های کتزیاس استناد نکنید . با مطالعه در گفته های کتزیاس به خوبی مشخص که کتزیسا تنها گفته های کاروانهای اطراف یونان را شنیده و هیچگاه حتی وارد آسیای صغیر نشده . بعلاوه نویسنده درک زمانی و جغرافیایی از هیچ کجای ایران نداره . مثلا گفتارش در رابطه با زرتشت بزرگ و بسط دادن آن به عنوان لقب به یک زنی که اصلا وجود خارجی نداشته به نام سمیرا یا سمیره که به گفته ی او ایزد بانویی بوده و کتیبه ای نوشته درآشور که در آنزمان آشوری وجود نداشته واین کتیبه خیلی شبیه کتیبه ی بیستون هست .
    جدای از این همون توصیفات کتزیاس از ببر که براش چشم و گوش آدم هم میزاره کافیه تا آدم بفهمه نویسنده چقدر از علم دانش دوره چه برسه به اینکه پزشک باشه . آنهم پزشک شاهنشاه
    از نظر تاریخی با توجه به گزارش گزنفون از دیدن کتزیاس و سال تولد ومرگش ، نوشته های کتزیاس در سنین بیش از ۱۰۰ سالگی وی نوشته شده که خود این هم جای تفکر داره .
    جدای از این بارها مورخین یونان گزارش دادن که برخی برای کسب درآمد و گرفتن پول در اضای شنیدن افسانه ها و توهماتشان از ایران هخامنشی ، به چه دروغ ها و افسانه های دامن نمی زدند .
    در ضمن اون انجیل نیست که باسد از پارسه و شوشو بابل و هگمتانه و…. صحبت کنه
    اسمش توراته

  20. حسن شمس می گوید

    سلام . زمانه به من نشان داده هر چیز ی در خلقت از الست تا عدم همه در یک شیب دایره ای و پاندول وار سیر می کند با یک نظریه و ایده متولد و با یک اشتباه و خرافات افول می کند یا با یک دم شروع و با یک بازدم تمام می شود . دوست عزیز الان چه کار می کنیم کاری من به قبل ها ندارم آنچه من دیدم این بود شخصی بنام آیت الله خمینی بدون داشتن سپاه و ارتش و هیچ طرفداری بلا عقیده و عزم ر اسخ سخن حق راگفت و فشارات تبعید و توهین ها ی زمان خودش را به جان خرید در طول مدت مبارزه گروهی از جوانان جویای نمام و قدرت و عوام مردم را با خود همراه کرد و بلا فرقه های خاص زمان خود چیدمانی از قدرت را پدید آورد و با همراه ساختن ارتش توانست حکومت بختیار و شاه را سرنگون کند در دادگاه هم بیشتر همان خودفروخته گان کشته شدند و مقبر ه رضاخان که اتلان حوزه علمیه قم است بعد تخریب جای آن ساخته شد البته چیز های زیادی تخهریب و چیزهای زیادی ساخته شد . حال الان زمان ما آیا نباید در خودمان تغییر ایجاد کنیم و خودمان برای دیگران بعد از ما و آیندگان الگو باشیم بهتر است چیزی را به مردم بیاموزیم که در زندگی آنها تاثیر دارد و آیندگان در مورد عمل ما نظر دهند مثل دانشمندانی مانند ادیسون و لومیر و نیکولا تسلا و ارشمیدس و …. البته ما دانشمند داشتیم مانند ابن سینا و زکریای راضی و …… ولی مال ما نظری و لفظی ولی مال آنها عملی و زندگی بود الان حکومت آنها را ببین و الان حکومت خودت را ببین یا الان رفاه و آداب آنها را ببین و بات خود قیاس کن من نمی گویم تمام موارد آنها یا ما غلط است لیکن می گویم الان خودت و هر شخص را مد نظر قرار بده من به نظر شما ارج می نهم ولی تاثیرش در الان زندگی من یک ریال ارزش ندارد . با تشکر شمس

    1. وحید می گوید

      اولا اون زکریای راضی نیست و زکریای رازی است. ثانیا وی کاشف الکل و گوگرد است یعنی عملی نه به قول تو لفظی! ابن سینا هم کاشف بسیاری از درمان‌های پزشکی است که این هم عملی است.

      ثانیا وقتی میخواهی کسی را خدا کنی، مطالعه کن دربارش که مکر و جنایت نکرده باشد چراکه که در قرآن صریحا نوشته هرکسی بی‌گناهی را بکشد در جنهم جاویدان خواهد بود.
      پس مطالعه‌ای راجع به تیمسار پاکروان، کریم دستمالچی، دکتر عاملی در گذشته و آیت‌الله جعفری تبار (نوه‌ی آیت‌الله صدوقی) در چند سال گذشته بکن.

      من به شما توصیه میکنم اخلاقیات بویژه «غیرت» را بشناسی و آن را تقویت کنی. اگر کردی نسبت به گذشتگان بی‌تفاوت نخواهی بود و نسبت به آیندگان هم وجدان پیدا می‌کنی.
      درباره‌ی طرز فکر ژاپنی‌ها و آلمانی‌ها تحقیق کن که چرا بدون استعمارگری (مثل انگلیس و آمریکا و فرانسه) از مرگ به ثروت و دانش رسیدند تا بفهمی چیزی جز وطنپرستی نمی‌یابی.

      1. Unknown می گوید

        ابن سینا عقیده داشت دانه های سرخک که در بدن نوزاد به وجود می آید خون مادر است که در زیر پوست او گیر کرده و در ضمن در آخر به وسیله بیماری از دنیا رفت.هنوزهم میگویید کاشف بسیاری از درمانهای پزشکی است؟

  21. نا معلوم می گوید

    متاسفانه در ایران هر کسی که به ما حمله میکنه بهش میگیم بیشعور و پست بوده از اعراب مسلمان گرفته تا اسکندر مقدونی فکر می کنید چرا مردم با بهانه آوردن الکی عرب هارو بد نشون میدن ولی در واقع مشکل ما یه چیز اینست اونم اینه که اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و چون مسلمان بودند صدای اونو در نمی یارن اسکند مقدونی در ایران کم کسی می شناسه اسکندر شاید جوان بوده و بی تجربه ولی هوش بالایی داشت!این که یه امپراطوری بزرگ و قدرتمند بسازی(در سن جوانی) نشانه ی نبوغ فرد بوده حتی اگه دقت کرده باشید حرف های اسکندر در بین حرف های بزرگان به چشم می خوره این که می گن اسکندر وحشی بوده آیا باز هم صحت داره؟آیا کوروش و داریوش و امثال انها انسان بودند؟آیا انسان دوستانه عمل می کردند؟ترجمه کتیبه های داریوش و کوروش اینو گفته که هر کسی که بر الیه من کاری انجام می داد اونو به نیزه وصل می کردم سپس انهارا در آتش می سوزاندم این ها حرف های یک انسان قدرتمنده؟آیا هیچ کدوم آزادی بیان ندارند؟آیا دوباره میگین اسکندر فلان و فلان و فلانه؟هیچ می تونید بر سر تخت جمشید می اومده؟خیر خیلی ها اشتباه فکر میکنند خود جناب مرتضی هم گفتند که تخت جمشید از سنگ آهن کربنات کلسیم ساخته شده که آتش نمیگیره و شاید ذوب بشه که اونم دمای بالایی می خواهد ماجرای تخت جمشید این بود که به هر دلیل شاه آن زمان کشته شده و کسی رهبری خاصی برای ساخت تخت جمشید نکرده و همانجور نیمه مانده هر کسی هم که باور نداره بله کتاب های پورپیرا رو بخونه من دیگه حوصله جواب دادن به حرفاتون ندارم

    1. وحید می گوید

      همینکه به یک کلاهبردار بیسواد به نام پورپیرار متوسل میشی ارزش حرفاتو نشون میده.
      انسانیت کورش کبیر رو کسانی مثل مکارم شیرازی و علامه طباطبایی میتونن تشخیص بدهند نه یک پانعربیست یا پانترکیست که خودش از انسانیت بویی نبرده.
      در مورد داریوش بزرگ هم گفته‌اند نابغه‌ی باستان.
      درباره‌ی اراجیفی که درمورد مخالفان هم گفتی، اینها را درباره‌ی قدیسان اسلام هم زیاد میگن. هرچند هیچکدام یا سند ندارند و یا اگر داشته باشند از عقلانیت آنها سرچشمه میگیرد نه «آزادی بیان» که یک حقه‌ی غربی است برای فریب افراد با آی‌کیوی ضعیف

      1. unknown می گوید

        هر کسی مخالفتون حرف میزنه سریع همه ی انگشتا به طرفش گرفته میشن و همه ی دهان ها میگن پانترکیست و پانعربیست و پانژرمانیست و….
        هیچ به این فکر کردید که خودتون پانفارسیست هستید(مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیست ولی از اصولش پیروی میکنه)
        وقتی کسی انقدر عقده ای باشه که مخالفانش رو عریان توی شهر بگردونه بازم نابغه ی باستان هست؟
        وقتی کسی پدربزرگش رو میکشه بازم انسانیت داره؟
        همینکه میخوای تاریخو تحریف کنی نشون میده چقدر باسوادی
        اقای باسواد،جناب باسواد،الهه انسانیت، بی شعور…… داری هشتاد سال از تاریخو به سایه جهل فرو میبری
        میترسم فردا بهم بگین پان یونانیست(اینم مصوب فرهنگستان نیست) ولی میگم… سلسله بطلیموسیو چیکار میکنی سلسلسه سلوکوسیو چیکار میکنی

  22. مهران می گوید

    تاریخ (عیلام_هخامنشیان تا جموری اسلامی)تقریبا ۷ هزار سال
    راحت میشه دروغ ساخت و تحویل مردم داد
    ضمن اینکه پدر تاریخ جهان هردوت (۱۰۰ سال بعد اسکندر) برای معیشت خود کتاب می نویسد _ یه ادم عادی روزی ۲-۳ تا دروغ میگه
    شاهنامه منبع خیلی خوبیه
    به امید پیشرفت وطنم

    1. Unknown می گوید

      یعنی هرودوت روزی سه دروغ میگفته ولی فردوسی نه؟؟؟اگه فردوسی دو سوم دروغاشو توی شاهنامه نوشته باشه ۷۳۰=۳۶۵*۲تا دروغ توی سال و۲۱۹۰۰=۳۰*۳۶۵دروغ در کل شاهنامه وجود دارد.
      فردوسی به خاطر اینکه پاداشی را که انتظار داشت از سلطان محمود نگرفت دق کرد و مرد.اسم این امرار معاش نیست؟؟؟؟
      از کی تا حالا شاهنامه کتاب تاریخ شده؟
      تا افرادی مثل تو تاریخو تحریف میکنن کشور ما جهان سومی باقی خواهد ماند.
      به امید روزی که تاریخ درست نوشته و خوانده و گفته شود……

      1. شاپور می گوید

        تا حالا شاهنامه نخوندی مثل یا خسرو شیرین رو نشنیدی چرا گیر دادی به فردوسی یه بار میگید افسانه است یه بار میگید درس تاریخ نیست پس نامه رستم فرخزاد به برادرش چیست فردوسی چهل سال برای زنده نگه داشتن فرهنگ ایران تلاش کرد نه پاداش الان نام فردوسی مانده یا سلطان محمود همین رو هم در شاهنامه نوشته چو ایران نباشد تن من مباد جهان اول دوم سوم رو حکومت تعیین میکنه همون طور که امیر کبیر گفت مسئول همه خرافات ما هستیم چون در دانشگاه ها به مردم اموزش ندادیم چرا توی هرچی کم هستیم میگید مردم توی هر چی زیاد میگید حکومت و همچنین شما دارید تاریخو تحریف می کنید که ایرانیان اسلام را با اغوش باز پزیرفتند (مرگ بر کسانی که باعث شدن ماجهان سومی باشیم ) درود بر کسانی چون فردوسی که نگذاشتند فرهنگ جهان اولی ایران از بین برود تو وقتی برای چیزی ۴۰ سال تلاش کنی و ازت بگیرند دق نمی کنی مرگ بر کسانی که قدر شناس این افرد نیستند

        1. Unknown می گوید

          امیر کبیر گفت
          اول فکر کردم حکومت وزیر دانا میخواهد بعد فکر کردم حکومت شاه دانا میخواهد اما در آخر فهمیدم حکومت مردم دانا میخواهد
          به نظرم اگه حکومت جلوی تحریف تاریخو بگیره کار خیلی خوبیه
          بات متاسفم که برای دیگران آرزوی مرگ میکنی
          و در ضمن من کی گفتم ایرانیان اسلام را با آغوش باز پذیرفتند؟
          چهارصد سال طول کشید ایرانیان اسلام بیاورند
          الان نام هر دو مانده
          فردوسی به خاطر زنده نگه داشتن زبان فارسی و سلطان محمود به خاطر فتح هند
          من آرزوی مرگ برای کسی ندارم
          اما امیدوارم با وجود شما ما جهان چهارمی نشویم

        2. Unknown می گوید

          اگه منظورت این شعره :
          چو بخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت

          جهان را دگرگونه شد رسم و راه تو گویی نتابد دگر مهر و ماه

          ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت

          ادب خوار گشت و هنر شد وبال به بستند اندیشه را پر و بال

          جهان پر شد از خوی اهریمنی زبان مهر ورزیده و دل دشمنی

          کنون بی غمان را چه حاجت به می کران را چه سودی ز آوای نی

          که در بزم این هرزه گردان خام گناه است که در گردش آریم جام

          بجایی که خشکیده باشد گیاه هدر دادن آب باشد گناه

          چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود

          ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار

          که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

          هر که باشد ، بر من دشمن است کژ اندیش و بدخویی و اهریمن است (*)

          دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود ..

          باید بگم که جعلیه!!!!!

          (*) – در نسخه های قدیمی این شعر جعلی بیت دوازدهم وجود ندارد و اخیراً به آن اضافه شده است!!!

          و اما ، دلایل جعلی بودن این شعر به نقل از سایت های مختلف :

          سال ۱۳۸۹ آقای هادی انصاری به این شعر پرداخته و مواردی را مطرح نموده که به عنوان خلاصه برخی چنین هستند :

          – بیت شعر ” دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود ” در بخش ” رزم کاووس با شاه هاماوران ” آمده است و ربطی به جنگ یزدگرد و اعراب ندارد .

          – فردوسی در هیچ کجای شاهنامه از کلمه ” تفو ” استفاده نکرده است .

          – فردوسی در بخش دوم از پادشاهی یزدگرد سروده است : ” چو با تخت منبر برابر کنند همه نام بوبکر و عمر کنند ” . اما جاعل یا جاعلان ضمن استفاده از این بیت در شعر بالا به جای فعل کنند ، شود استفاده کرده اند تا معنای ضد دینی به آن بدهند

          – دو بیت ” ز شیر شتر … ” و ” که تاج کیانی … ” در برخی نسخه های شاهنامه و در بخش ” الحاقی ” آخر کتاب دیده می شوند (برخی گردآورندگان شاهنامه از جمله خود آقای فروغی چنین بخشی را به آخر شاهنامه اضافه کرده و اشعار و ابیاتی را که تصور می کردند متعلق به فردوسی است اما در اصل شاهنامه نیاورده را به عنوان الحاقیات اضافه نموده اند) . اما واقعیت این است که منشا اصلی این دو بیت به کتاب ” قصه حمزه ” باز می گردد که از جمله آثار منظوم قدیمی ادبیات فارسی است و با نام هایی مثل حمزه نامه ، رموز حمزه و حمزه صاحب قرآن هم شناخته شده است . مرحوم دکتر جعفر شعار در نسخه حمزه نامه ایی که سال ۱۳۴۷ در دو جلد گردآوری و منتشر نمود اصل این دو بیت را به این گونه آورده است :

          به شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را بدین جا رسیده ست کار
          که ملک عجم شان کند آرزو تهو باد بر چرخ گردان تهو!
          در این داستان عربی حمزه نام به دربار خسرو انوشیروان راه یافته و بخاطر لیاقتی که از خود نشان می دهد ارتقا می یابد اما دشمنان و بدخواهانش که از وی پیش خسرو گله می کنند این ابیات را به کار می برند . اما ظاهراً عده ایی عمداً یا سهواً و با تغییر این ابیات آن را به شاهنامه فردوسی منصوب نموده اند!

      2. داریوش می گوید

        دوست عزیز تهمت زدن آسان است هر موقع شما توانستی چند بیت مثل فردوسی از خودتان بنویسید بعد میتوانید به ایشان خورده بگیرید . پس کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن

  23. رسول می گوید

    واقعا چیزهای که گفته شد ه قابل تعمل است ولی من نظری ندارم ………………….به امید روزی که واقعیت های سلطنت های کبیر اریایی وایران باستان بر صفحات علمی کتب تاریخی ایران زمین کنونی نفش ببندد ووبدانیم از کجا امده ایم و امدنمان بهر چه است /پاینده ایران زمین عزیزمان

  24. مصطفی می گوید

    پس سلسله سلوکوس یا همان سلوکیان چه میشود

  25. امیر می گوید

    اگر حرف های شما درست باشد حمله اسکندر دروغ باشد باید همینطور بتوانید با دلیل وسند سلسه سولکیان رو نیز رد کنید اگه سلوکیان دروغه پس اشکانیان علیه چه حکومتی قیام کردند و در فاصله هشتاد سال بین هخامنشیان و اشکانیان چه کسی بر این ملت پهناور حکومت رانی کرده ثانیا حکومت بزرگ ومقتدری همچون هخا منشیان چطوری به یکباره منقرض شده ثالثا آثاری از نفوذ فرهنگ یونانی که در اثار به جای مانده از اشکانیان مشهود است را چگونه توجیح میکنید شکی در اغراق آمیز بودن توصیف مورخان یونانی در بزرگ نمایی جنگ های اسکندر نیست ولی اگر حمله اسکندر را دروغ بپنداریم نزدیک به صد سال تاریخ ایران در سایه فرو میرود وتا جواب قانع کننده ای برای آن پیدا نکیم نمی توانیم ادعا دروغ بودن حمله اسکندر را داشته باشیم

    1. unknown می گوید

      بخوایم سلوکیان رو پیش بگیریم بجز کتاب های یونانی اثاری ازشون پیدا نمیشه و تا الان هم در ایران مدرکی مبنی بر اثار باستانی سلوکیان در ایران کشف نشده و تمام سکه ها و تاریخ سازی ها رو صهیونیست های غربی انجام دادن !

      1. م.خ می گوید

        شهر های اسکندریه هم حتما صهیونیست ها ساختن ؟

        1. unknown می گوید

          اسکندریه شهری نبود بادیه بودهه و الان اکثر اون شهری که نام میبری محل جولان صهونیست هاست ! نام اسکندریه از دوران استعمار عثمانی روی این شهر گذاشته شده نه زمان اسکندر بربری مقدونی !!

          1. مادارا می گوید

            اووو

          2. مجتبی می گوید

            اون کتابی که بعد ششصد سال به روایتهای دو سردار اسکندر نوشته شده منظورم اصل سند به ترجمه فارسی را میشه گیر آورد. تفسیرش را نمیخوام اصل کتاب را میخوام ممنون میشم کمکم کنید.

      2. مریم می گوید

        ا قربون دهنت

      3. نورالدین می گوید

        حملاها مقدونی بر افغانستان

        1. unknown می گوید

          در افغانستان هیچ اثار باستانی مبنی بر جنگ هخامنشی و مقدونی های غارتگر کشف نشده تنها مقبره یک سردار ایرانی در انکارا هستش که اونم روایت جنگ ایسو است ! که اونم تمام مورخین گفتن این اشکال باز سازی شده و جهت نما دادن ساخته شدن و اصل تصاویر به گونه خط کشی ابتدایی بر روی سنگ بودهه ! نه برجسته و مجسمه نما !

          1. مرتضی اکبری می گوید

            هخامنشیان بعد از حمله سوم یا همون جنگ گئوگامل کامل از بین رفتن و شهر ها به صورت دولت شهر البته اکثرشون بدون جنگ تسلیم اسکندر شدن پس اصلا نمی تونه اثری از جنگ هخامنشیان رو داشته باشه

      4. سعید می گوید

        سکه.

        1. unknown می گوید

          سکه ای وجود نداره برای دوران اسکندر اونی که میگی سلوکیانه که یونانی پرست بودن و از بی سواد ها و وطن فروش های این سرزمین بودن ! و سلوکیان هم سکه هاشون بسیار شبیه به هخامنشیان بود !

          1. کوروش می گوید

            اساسا مطالب شما قابل پذیرش نیست، تواریخ دارای اشتباهاتی هستند ولی بخاطر برخی اشتباهات شما کل تاریخ یا یک واقعه مهم تاریخی را انکار می کنید، عجیب هست.
            اولا در حاشیه سکه اشکانی خط یونانی نوشته شده این یعنی ورد خط و زبان یونانی و فرهنگ هلنی به ایران که با همان ورگد اسکندر انجام شده
            مطلب بعدی این است که فرمودید سکه، جناب من خودم دستگاه مین لب ۴۵۰۰ استرالیا دارم که باهاش میرم سکه پیدا میکنم، واتفاقا سکه اسکندر مقدونی هم پیدا کردم که این سکه ها به اندازه پشت ناخن انگشت دست هست و اتفاقا تصویر اسکندر روش هست دقیقا مانند سکه های یونانی، این سکه ها پرواز که نکردند، اینها نشان از ورود اسکندر به ایران و سقوط هخامنشیان بدست اسکندر هست که اتفاقا دمش گرم که امپراطوری وحشی هخامنشی رو ساقط کرد و علم و فرهنگ مترقی یونانی رو وارد ایران کرد

          2. مهدی می گوید

            هخامنشیان وحشی بودن؟؟؟کوروش کبیر وحشی بود؟؟؟

          3. arm می گوید

            با سلام. هر سلسله و حکومتی نقاط قوی و ضعفی داره . قیاس کوروش کبیر با اردشیر سوم و ..اشتباهه . در زمان اردشیر سوم به مصر و سوریه و اردن فلسطین و … ظلم زیادی شده بود و کم کم داشتند از بدنه حکومت جدا میشدند با اشوب و سرکشی.دلیلی بر وحشی بودند هخامنشیان نیست. بعد از ۱۲۰ سال از حکومت انحراف پیش آمد و سبک مدیریت و حکومت داری عوض شده بود که باعث ظلم زیادی به اون کشور ها شد و البته مصر خاطره خوشی هم از هخامنشیان نداشتند. بنده تاکنون سکه اسکندر رو ندیدم . سکه های پیدا شده از سلوکیان هم زیاد نیستند یعنی در برابر پیدا شدن سکه های هخامنشی، اشکانی و ساسانی بسیار کمترند که احتمالا به خاطر تجارت به ایران اورده شده اند نه ضرب حکومت. بنده این مطالب رو تایید نمی کنم ولی جای سوال دارد توضیح اینکه جنگ های داریوش سوم حدود ۷ سال به طول انجامیده و از چند قسمت یعنی شرق ، جنوب و غرب اتفاق افتاده که شک برانگیز است. به احتمال زیاد هخامنشیان در یک سلسله جنگ های داخلی و شورش های بین ساتراپ های محلی بیرون از شاکله اصلی حکومت منقرض شده اند تا یه شخص مثل اسکندر.

          4. مجتبی می گوید

            تفسیر شما کاملا معقوله
            شما که منکر این نیستید برای دوره کوتاهی پس از سقوط هخامنشیان حکومتی با گرایش یونانی بر ایران حاکم بوده؟؟؟

          5. مرتضی اکبری می گوید

            چه ربطی داشت الان وحشی بودن یا نبودن

          6. داریوش می گوید

            کدام ادم عاقلی باورش میشه ک امپراطوری بزرگ و با فرهنگ وعلم هخامنشیان وحشی باشن لطفا حرف ادمهای احمق رو باور نکنین

          7. حسین می گوید

            دلیلش اینه که ما میگیم کیخسرو همان کوروش بوده و از جای دیگر امده و بر مادها پیروز شده و مادها بهش پیشنهاد دادن که بجای کشتن ما علم و هنر و خط ما را بیاموز

          8. SIAVASH می گوید

            کیخسرو اصلا نه از نظر زمانی نه زندگی نامه نه به کوروش اول و نه دوم نه سوم

          9. زاننننتل می گوید

            اشتباه نکن داداش عرب ها و مغولا و چینی و ها و رومی ها و وایکینگا و بربر ها و یونانیان اینا وحشی بودند ایران باستان به این ها انسانیت را یاد داد و اقتصادی بودن را یک خدا زار پرستیدن

          10. امیر می گوید

            داداش با جی پی ۵۰۰۰ برو کاوش
            کاراییش بیشتره
            ایتراک هم ب عنوان سیستم وی ال اف با خودت ببر ممکنه لازم بشه

          11. پلنگ می گوید

            اسکندر چیزکی بوده چیز‌ها ازش ساختن

          12. زاننننتل می گوید

            داداش اگر اسکندر تخت جمشید زار به آتش زده باشد چه شکلی جمشید پادشاه ساسانیان در آن تاج گزارشی کرد. اسکندر خمش دروغ است
            هخامنشیان توسط خودشان از بین رفت
            چون تو ایران قوم و دین های زیادی وجود داشته این همه قوم به هم حمل‌ها کردن و خودشان را نابود کردن

          13. بهزاد می گوید

            خخخخ یواش یواش داشتم یک به حرفات فکر میکردم که گفتی حکومت وحشی هخامنشیان …
            خیلی ممنون از اینکه خودت شکمو برطرف کردی

          14. کوروش می گوید

            خوشحالی میهن فروش

          15. ماتیار می گوید

            حکومت وحشی هخامنشیان وطن فروش پست فرو مایه رو چه سندی به امپراطوری هخامنشی میگی وحشی

          16. اریایی می گوید

            تو از کجا میدونی اون سکه ها متعلق به اسکندره روش نوشته خجالت بکش اسم کوروش روخودت نزار وطن فروش

          17. مجتبی می گوید

            لطفا اولین سندی که از اسکندر نام برده چیه؟
            اصالت این سند را با دلیل و مدرک اینجا بزارید تا ما هم از جهل ره بشیم

          18. SIAVASH می گوید

            بزرگترین دروغ تاریخ ایران همین هخامنشیان هستند اولم در تمام منابع تاریخی شرقی مخصوصا خود ایران اسکندر با دارا پادشاه سلسله کیانیان می جنگد نه داریوش سوم هخامنشیان در ضمن این هخامنشیان و مادها همگی جزوه پادشاهان کلدانیان و همین طور آشوریان و غیره در بابل به فرمان پادشاهان کیانیان و قبلتر کیانیان قبل از زرتشت و حتی پبشدادیان بوده اند و این کوروش هخامنشیان که از او از به نیکی یاد می شود اصلا پادشاه ایران نبوده است بلکه دست نشانده بهمن پادشاه سلسله کیانیان ایران در بابل به جای بلت النصر پسر بخت النصر می شود اگر کتاب آثارالباقیه ابوریحان بیرونی و مخصوصا فارسنامه ابن بلخی بخوانید به راحتی حقیقت این هخامنشیان خواهی فهمید تاریخ طبری می گوید این هخامنشیان دست نشاندگان کیانیان در بابل بوده است

          19. مهدی می گوید

            سلوکیان سکه هاشون شبیه هخامنشیان بود؟ تنها شباهتشان این بود که هر دو سکه بودند. وگرنه تفاوت زمین تا آسمان این سکه ها انکار ناپذیر است. شباهت بین سکه های سلوکی و اشکانی وجود دارد که اشکانیان از سلوکیان در ضرب سکه تاثیر پذیرفتند. سرچ کنید در گوگل و سکه های دوره هخامنشی و سلوکی را ببینید کوچکترین شباهتی وجود ندارد

      5. مرتضی اکبری می گوید

        البته شما هم باید به این نکته توجه داشته باشید که سلوکیان اصلا حکومت نداشتند که بخوان اثار داشته باشن دائم یا در حال غارت شهر ها بودن یا با سایر گروه های خودشون می جنگیدن اصلا سلوکیان دنبال حکومت کردن نبودند، از نوشته ها و ادعاهای تاریخ مشخصه که این ها کنار شهر های ایران پادگان می ساختن و هر وقت هم که منابعشون تموم میشد حمله می کردن شهر ها

    2. مرادپور می گوید

      داره میگه واقعیت اینه که هخامنشیان توسط اشکانیان برانداز شدن این یعنی سلسله ای ب اسم سلوکی نبوده

      1. محمد می گوید

        پس اون هشتاد سال چی؟؟؟؟؟؟

        1. امیرحسین می گوید

          فک نکنم چپوندن اسم هشتاد سال کار زیاد سختی باشه

    3. NOROOZI می گوید

      اسکندر مقدونی ایرانی بوده و اسم واقعیش اسکنتار و از پادشاهان اشکانی بوده و اینن میترائسم رو میپرستیدن ک علیه آئین هخامنشی ک اهورا بود قیام کرد
      و…

      1. مادارا می گوید

        چرا الکی حرف می زنید؟؟؟ کجای تاریخ همچین چیزی اومده؟؟ شما به من بگید واقعا وقتی هیچ چیزی ار تاریخ نمی دونید ادعای حقانیت مکنید شماهایی که تاریخ رو می خاید به بازی بگیرید

    4. طاهر می گوید

      رجوع کن به شاهنامه و در شاهنامه درباره حمله دروغین اسکندر به داریوش سوم را بخوان. اسکندر اومده بود برای جنگ با دشمنانی که به خاک ایران نفوذ پیدا کرده اند نه جنگ با داریوش و اگه به گفته هایشان بنگرید مثل پدر و پسر حرف زده اند که در آن زمان برای اینکه نسل یک دوره نابود نشه یکی از فرزندان خود را در یکجای دور به دست یک چوپانی می دادند تا ناشناخته بزرگ شود و نسلشان منقرض نشود و به جرات میگم که اسکندر پسر داریوش سوم بود. حتما به شاهنامه رجوع شود.

      1. امیر می گوید

        این هم از شاهنامه
        https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/dara/sh2/
        اصلا شاهنامه را خوانده اید؟ بنابر ادعای شاهنامه دارا و اسکندر برادر بوده اند نه پدر و پسر!! مطمئن هستم شاهنامه را نخوانده اید و متعجبم که با اینحال ارجاع به شاهنامه هم می دهید!!! در شاهنامه آنچنان صریح و روشن به اشغال ایران به دست اسکندر رومی اشاره شده است که به هیچ عنوان جای تردیدی در این خصوص باقی نمی ماند! چطور به شاهنامه ای ارجاع می دهید که خود با اختصاص بیش از دو هزار بیت به داستان اسکندر آن را یکی از واقعیت های تاریخ ایران می داند؟ به هر حال بگذریم! صحبت بنده بر دو مبنا استوار است: ۱- رد یا قبول هر موضوعی در تاریخ نیاز به پژوهشی عمیق و مستدل دارد و با چند نشانه و گمانه زنی تنها حدسهای تاریخی ایجاد می شوند نه آنکه واقعیتها نتیجه شوند. پان ترک ها هم دقیقا از همین روش جنابعالی استفاده می کنند! آنها به حدس های خود تکیه می کنند، نه آنکه به صحتشان شک کرده و آنها را مورد تحقیق دقیقتر قرار دهند. چون تحقیق مرد عمل می خواهد! چون تحقیق ده ها سال بیداری کشیدن و زیر و زبر کردن متون تاریخی، آثار باستان شناسی، کشفیات زبان شناسی و مطالعه نسک های دینی و اساطیری می طلبد. اما تکیه کردن به حدس ها و گمانه ها فقط چند چیز ساده نیاز دارد: آدم کم سواد، تنبلی فراوان و اعتماد به نفس بالا! اما مبنای دوم صحبت بنده آن است که: ۲- حقیقت تاریخ ایران هر پستی و بلندی ای داشته باشد هزاران بار ارجح تر است به دروغی که به عنوان آن پذیرفته می شود. شما اگر به حمله و اشغال اسکندر معتقد نباشید (و اگر این موضوع حقیقتا واقعیت داشته باشد) ایران را بزرگ نکرده اید! بلکه توهمات خود را به شکل آرمانی آن در آورده اید! من عاشق ایرانم و به تمامی زخم هایی که در طول تاریخ خورده است سجده می کنم. نه آنکه زخمهایش را انکار کنم. زخم های ایران است که آن را کشوری پاینده، سربلند، غنی و ریشه دار کرده است! کار شما با ایران مانند کار پدری است که برای فرزندش کارنامه ای دروغین درست می کند و تمام نمره های او را بیست می گذارد! این پدر هرگز پسرش را بطور حقیقی دوست ندارد، بلکه از نظر روان شناسی از داشتن او شرمنده است و سعی می کند با یک نقاب دروغین پسر دیگری برای خود بسازد. من ایران دیگری نمی خواهم. من عاشق همین ایران حقیقی، همین سرگذشت پر فراز و نشیب و همین زخمهای تن او هستم. اگر به شما باشد تاریخ ضحاک را هم از شاهنامه سانسور می کنید. کاری که متاسفانه در فرهنگ ما خیلی باب شده است. به هر حال این همه سانسورچی همه هموطن ما هستند. پس دوست عزیز زود قضاوت نکنید! شاید شما اشتباه کرده باشید. به امید ایرانی آباد و آزاد!

        1. مرتضی اکبری می گوید

          برادر شاهنامه در حدی نیست که بشه بهش استدلال کرد

        2. مهرداد می گوید

          من مطلب شما رو خوندم و تا حدودی با قسمت آخر اون موافقم ولی مساله انگار زخم ها و شکست های ایران نیست ، چرا حمله و شکست از چنگیز و تیمور و افغان ها و اعراب ووو را انگار نمی کنیم؟ بلکه دروغی به چنان بزرگی ست که غیر قابل باور است چگونه لشگری مشتمل بر ده هزار سرباز گارد جاویدان ، پنجاه و پنج هزار سواره آماده و پیاده نظام در برابر ارتش اسکندر عمیقتر عام‌میشوند و تعداد کشته های اسکندر را نزدیک به یکصد تن ذکر میکنند و در طول ۳ جنگ کشته های ایران بین ۱۲۰ تا ۴۰۰ هزار تن و کشته های اسکندر کمتر از ۱۰۰۰ نفر بیان میشود و اینکه چگونه یک نفر در طول ۳ سال از مقدونیه تا هند را بدون درد سر فتح میکند در حالیکه هزار سال بعد شاپور اول برای فتح یک شهر و یک قلعه بع تنهایی ۷۳ روز زمان صرف میکند آیا جابجایی لشگری همراه با آذوقه و خودم و حشم و استراحت و اتراق و جنگ و برنامه ریزی و فتح کردن شهرهای یک امپراتوری یکی پس از دیگری تا هند ۳ سال زمان نیاز دارد ؟ آیا پیمودن این مسیر فقط با اسب و پای پیاده بدون جنگ زمانی بیشتر از این تلف نمیکند ؟ واقعیات تاریخی را نمیتوان انگار کرد ولی دروغ های شاخدار را هم‌نمیتوان پذیرفت و اینکه در زمان ساسانیان چگونه در خرابه های سوخته و ویران‌تخت جمشید مراسم و جشن های بزرگی انجام میشده مگر بدست اسکندر نابود نشده بود ؟؟

          1. زاننننتل می گوید

            کشور یونان از کشاورزی چیزی نمی دانستم زمین حاصلخیزی نداشتن چه شکلی غذای چهل هزار اسب یا اون همه سرباز را در چند سال تحمل کردن

        3. احسان می گوید

          اسکندر در عرض سه سال ایران را گرفت از مقدونیه با پای پیاده راه بیای ۴ ۵ سال طول میکشه بعد فرض کن شبام اتراق کنی و بجنگی و دژ فقح کنی اصلا جور در نمیاد

          1. مخالف تحریف تاریخ می گوید

            خیلی هم با عقل جور در میاد . گزنفون و ده هزار یونانی که در جریان شورش کوروش کوچک به یونان فرار کردن در عرض پنج ماه تونستن سه هزار کیلومتر رو طی کنن . هرودوت میگه که یه کاروان تجاری در عرض سه ماه از شوش به لیدی سفر می‌کرده . ضمن اینکه کل فتوحات اسکندر سه سال طول نکشید بلکه از آغاز جنگ تا نبرد گوگمل و شکست هخامنشیان ، سه سال طول کشید . اسکندر هفت سال آینده رو هم مشغول فتح بود . یعنی کل فتوحاتش ده سال طول کشید .

        4. زاننننتل می گوید

          داداش فردوسی از افسانه بکار بورزه مگه اژدها یا دیو سیمرغ وجود داشتند

        5. مجتبی می گوید

          شاهنامه هم از روی اسنادی نوشته شده شاید برای اون زمان واقعیت محض بوده ولی الان با وجود هزاران سند و کتیبه که در قرن بیستم ترجمه شده برخی مطالبش بع لحاظ تاریخی مورد تردیده فردوسی مطممنا کتیبه های به خط میخی را نمیتونسته بخونه

      2. مرتضی اکبری می گوید

        شاهنامه نمی تونه برای تاریخ سند محسوب بشه میشه فقط ازش استنتاج کرد و بس

      3. محمد می گوید

        پس ازدواج اسکندر با دختر و زن داریوش سوم درست هست میگن هخامنشی ها با خواهر و مادر خود ازدواج میکردن که نسلشون خالص باشه قافل از اینگه همشون زنازاده و تخم حرام هستند

    5. زاننننتل می گوید

      حرفای تو درسته ولی اسکندر بدونه مجسمه از خودش نداره اون زمانی هرکی بدونه کوچه فط می کرد براش مجسمه. درست می کردند مخسوسن یونانیان که عاشق هنر هستند

    6. زاننننتل می گوید

      داداش قوم های تو ایران آن شورش هخامنشیان از شکست دادند بر سر حکومت قوم ریلی ها و ماد و آریاهی ها بر ایران حکومت می کردند بخواتر جنگ قومی هخامنشیان نابود شد بعد اشکانیان دوباره قوم ها را متحد کردند

    7. مجتبی می گوید

      برادر شخصی به نام اسکندر با این خصوصیات دروغه تسلط سلوکیان مورد مناقشه نیست. هخامنشیان هم مثل در آخر با نارضایتی مردم و شورشهای داخلی روبرو شدو این شورشها و نارضایتی ها توسط شورشیان سلوکیه متحد شد یعنی در اصل سلوکیان توانستند این شورشهای داخلی را رهبری کنند و دولت مرکزی را ساقط کنندولی چون نوع حکومتشان با فرهنگ سنت ایرانیان همخوانی نداشت خیلی زود بر علیه سلوکیان نیز دست به شورش زدند و اینبار پارتها رهبری شورش را بدست گرفتند.متاسفانه این قسمت از تاریخ به دلایل مختلف از جمله ضعف حکومت مرکزی و نارضایتی های عمومی
      و هرج و مرج باعث شده واقایع بطور روشن ننگاشته نشود ابهاماتی دارد و یونانیان از این خلاء برای کسب اعتبار خود بهره بردند و افسانه اسکندر را خلق کردند

  26. پیمان می گوید

    بنده شواهدی از آتش سوزی تخت جمشید را از سایر نویسندگان نقل می کنم :
    «آتش سوزی کاخ‌های تخت جمشید بدست اسکندر مقدونی حتمی و در خلال کاوش های سی ساله آنجا کاملا ثابت و مسلم گردیده است. همانطور که نویسندگان هم زمان اسکندر و سایر تاریخ نویسان یونانی و رومی نوشته‌اند، این کاخ عظیم سوخته و تاراج گردیده و الا گذشت زمان و گردش روزگار نمی‌بایست بنایی بدین استواری و زیبایی را اینطور ویران و از هم گسیخته سازد. در کاخ‌ها راهروها و ایوان‌ها کناره دیوارها و کف تالارها هر جا با خاک انباشته شده آثار سوختگی و دود زدگی و زغال و چوب‌های نیم سوخته و پارچه‌های سوخته نمایان بود که جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی‌گذارد.
    نه تنها در آثار روی صفه بلکه ضمن ساختمان‌های مکشوفه در خارج از صفه که شرح آنها گذشت همه جا اثر سوختگی و آتش سوزی دیده شد و هم اکنون مقداری از سوخته‌های پرده‌ها و فرش‌ها و چوب‌ها که در کاوش‌ها بدست آمده در موزه تخت جمشید موجود می‌باشد» (سامی، ۱۳۸۹: ص ۳۵۴).
    سامی، علی (۱۳۸۹). پایتخت‌های شاهنشاهان هخامنشی. تهران: پازینه.

    «در سر تا سر ایوان و تالار اثار سوختگی شدید و مهیبی که هدیه اسکندر به ایرانیان بود به چشم می‌خورد. گذشتگان بقایای اشیا سوخته و خاکستر چوب سدر متعلق به سقف را یافته‌اند و بدین ترتیب شکی نمانده است که کاخ‌های تخت جمشید را آتش ویران کرده است» (شهبازی، ۱۳۸۹: ص ۲۱۱).
    شهبازی، علیرضا شاپور (۱۳۸۹). راهنمای مستند تخت جمشید. تهران: بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد.
    البته این موضوع نیاز به بررسی دارد اما شاید بهتر بود دکتر احمد حامی به شواهد و دلایل گوناگون هم توجه می‌کردند. از جمله وجود آثار سوختگی و نکاتی مانند وجود مصالح گوناگون در ساخت تخت جمشید به جز سنگ و اینکه آیا سوختن مصالح تخت جمشید دما را تا آن اندازه بالا می برده که تأثیرات را به جا بگذارد؟

    در کتاب تخت جمشید دکتر اشمیت می‌خوانیم: «کربنات کلسیم یعنی همان ماده معدنی که آهک از آن تهیه می‌گردد به صورت سنگ آهک در اغلب نواحی که سنگ گچ پیدا می‌شود وجود دارد. وقتی کربنات کلسیم در حرارت بیش از ۸۰۰ درجه سانتی گراد مکلس گردد تجزیه می‌شود و به صورت آهک سوخته در می‌آید. ماده‌ای را که بدین حالت بدست می‌آید ممکن است با آب مخلوط نمود» (اشمیت. تخت جمشید. انتشارات امیرکبیر صفحه ۲۸۱).

    نکته ای هم وجود دارد و اینکه بسیاری از جاهای تخت جمشید با سنگ نبوده است و مصالحی مانند خشت، چوب و… به کار رفته است. اساسا به نظر می رسد گسترش آتش در تخت جمشید به دلیل وجود چوب‌ها بوده است. حال سوال اینجاست که سوختن سقف و در برخی کاخ‌ها سقف و ستون تخت جمشید چند درجه حرارت تولید می‌کرده است؟

    آیا این میزان چوب برای رسیدن به دمای ۸۰۰ یا حتی ۹۰۰ درجه تجزیه سنگ آهک را داشته یا خیر؟

    نمی دانم دکتر حامی به این نکته توجه کرده است که بسیاری از چوب‌های تخت جمشید از چوب سدر بوده است و طبق آزمایش‌ها چوب سدر از برخی چوب‌های دیگر بسیار دیرتر دما را بالا می‌برد.

    البته این نکته هم می‌تواند مورد توجه قرار گیرد که همه نقاط تخت جمشید یک به یک در آتش نسوخته‌اند.

    همانطور که اشاره شد این سوال مطرح است که آیا سوختن آن سقف تخت جمشید با توجه به ابعادش میتوانسته دمای بیش از ۸۰۰درجه را تولید کند؟!

    شاید اشکال این مطلب از دکتر حامی نیز همین است که بدون بررسی دمای واقعی سوختن سقف و یا در برخی جاها سقف و ستون تخت جمشید. این نظر را داده‌اند.

    یوزف ویسهوفر در کتاب ایران باستان گفته است : ((بخشی از صفه تخت جمشید سوزانده شده))

    1. مرادپور می گوید

      دوست عزیز تا حالا حتما شده که اتفاقی کنار سنگ اتش درست کنی ایا میشه بگی چه اتفاقی میفته؟تمام سنگ بدون انکه کوچکترین ضربه ای بش بزنی از هم جدا میشه و پوکیده میشه بنظر شما اگه ستونهای عظیم تخت جمشید که ب قول مورخان که سقف تخت جمشید تماما از چوب بوده و اگه اتش گرفته باشد چند روز اتشش میسخته به احتما زیادحتما میبایست همون موقع تمام ستونهای تخت جمشید خود ب خودمتلاشی میشدن پس چطوره ک پس از گذشت دوهزارو پانصد سال از این واقعه هنوز مجسمه ها و سردیسها و ستونها پا برجا هستند پس تخت جمشید نه ب وسیله اتش بلکه ب وسیله ادمهایی نابود شده ک از قصد و قرض و نادانی از تاریخ با هر وسیله ای غیر از اتش به نابودی کشیده شده

      1. اهورا می گوید

        هوای گرم تمایل دارد به سمت بالا برود
        اگر سقف آتش گرفته باشد به ستونها که در زیر سقف میباشند هیچ آسیبی به جز اندک گرمایی نمرسیده
        لطفا کمی مطالعه کنید

  27. پیمان می گوید

    بنده شواهدی از آتش سوزی تخت جمشید را از سایر نویسندگان نقل می کنم :
    «آتش سوزی کاخ‌های تخت جمشید بدست اسکندر مقدونی حتمی و در خلال کاوش های سی ساله آنجا کاملا ثابت و مسلم گردیده است. همانطور که نویسندگان هم زمان اسکندر و سایر تاریخ نویسان یونانی و رومی نوشته‌اند، این کاخ عظیم سوخته و تاراج گردیده و الا گذشت زمان و گردش روزگار نمی‌بایست بنایی بدین استواری و زیبایی را اینطور ویران و از هم گسیخته سازد. در کاخ‌ها راهروها و ایوان‌ها کناره دیوارها و کف تالارها هر جا با خاک انباشته شده آثار سوختگی و دود زدگی و زغال و چوب‌های نیم سوخته و پارچه‌های سوخته نمایان بود که جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی‌گذارد.
    نه تنها در آثار روی صفه بلکه ضمن ساختمان‌های مکشوفه در خارج از صفه که شرح آنها گذشت همه جا اثر سوختگی و آتش سوزی دیده شد و هم اکنون مقداری از سوخته‌های پرده‌ها و فرش‌ها و چوب‌ها که در کاوش‌ها بدست آمده در موزه تخت جمشید موجود می‌باشد» (سامی، ۱۳۸۹: ص ۳۵۴).
    سامی، علی (۱۳۸۹). پایتخت‌های شاهنشاهان هخامنشی. تهران: پازینه.

    «در سر تا سر ایوان و تالار اثار سوختگی شدید و مهیبی که هدیه اسکندر به ایرانیان بود به چشم می‌خورد. گذشتگان بقایای اشیا سوخته و خاکستر چوب سدر متعلق به سقف را یافته‌اند و بدین ترتیب شکی نمانده است که کاخ‌های تخت جمشید را آتش ویران کرده است» (شهبازی، ۱۳۸۹: ص ۲۱۱).
    شهبازی، علیرضا شاپور (۱۳۸۹). راهنمای مستند تخت جمشید. تهران: بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد.
    البته این موضوع نیاز به بررسی دارد اما شاید بهتر بود دکتر احمد حامی به شواهد و دلایل گوناگون هم توجه می‌کردند. از جمله وجود آثار سوختگی و نکاتی مانند وجود مصالح گوناگون در ساخت تخت جمشید به جز سنگ و اینکه آیا سوختن مصالح تخت جمشید دما را تا آن اندازه بالا می برده که تأثیرات را به جا بگذارد؟

    در کتاب تخت جمشید دکتر اشمیت می‌خوانیم: «کربنات کلسیم یعنی همان ماده معدنی که آهک از آن تهیه می‌گردد به صورت سنگ آهک در اغلب نواحی که سنگ گچ پیدا می‌شود وجود دارد. وقتی کربنات کلسیم در حرارت بیش از ۸۰۰ درجه سانتی گراد مکلس گردد تجزیه می‌شود و به صورت آهک سوخته در می‌آید. ماده‌ای را که بدین حالت بدست می‌آید ممکن است با آب مخلوط نمود» (اشمیت. تخت جمشید. انتشارات امیرکبیر صفحه ۲۸۱).

    نکته ای هم وجود دارد و اینکه بسیاری از جاهای تخت جمشید با سنگ نبوده است و مصالحی مانند خشت، چوب و… به کار رفته است. اساسا به نظر می رسد گسترش آتش در تخت جمشید به دلیل وجود چوب‌ها بوده است. حال سوال اینجاست که سوختن سقف و در برخی کاخ‌ها سقف و ستون تخت جمشید چند درجه حرارت تولید می‌کرده است؟

    آیا این میزان چوب برای رسیدن به دمای ۸۰۰ یا حتی ۹۰۰ درجه تجزیه سنگ آهک را داشته یا خیر؟

    نمی دانم دکتر حامی به این نکته توجه کرده است که بسیاری از چوب‌های تخت جمشید از چوب سدر بوده است و طبق آزمایش‌ها چوب سدر از برخی چوب‌های دیگر بسیار دیرتر دما را بالا می‌برد.

    البته این نکته هم می‌تواند مورد توجه قرار گیرد که همه نقاط تخت جمشید یک به یک در آتش نسوخته‌اند.

    همانطور که اشاره شد این سوال مطرح است که آیا سوختن آن سقف تخت جمشید با توجه به ابعادش میتوانسته دمای بیش از ۸۰۰درجه را تولید کند؟!

    شاید اشکال این مطلب از دکتر حامی نیز همین است که بدون بررسی دمای واقعی سوختن سقف و یا در برخی جاها سقف و ستون تخت جمشید. این نظر را داده‌اند.

    یوزف ویسهوفر در کتاب ایران باستان گفته است : ((بخشی از صفه تخت جمشید سوزانده شده))

    لطفا پاسخ دهید

    1. امیرحسین می گوید

      اگه میخوای بحث علمی کنی ۱۰۰ هیچ میبازی سنگ های تخت جمشید از جنس کلسیم آهک هست جنسی که اگر گرمای زیاد ببینه بعد از اینکه آب بهش بخوره تبدیل به پودر میشه
      پس چرا هیچیش نشده؟و حتی کنده کاری های تخت جمشید هنوز با ظرافت باقی مونده؟
      میدونی چرا غرب اصرار بر وجودش داره؟ چون اسکندر تنها شخصیت تقلبی هست که باهاش میتونن به ما از بالا نگاه کنم
      اگه اینارو گفتی چون برات سوال پیش اومد دمت گرم
      اما اگه گفتی که اصرار کنی اسکندر وجود داره برات متاسفم
      تو تازه باید از خدات باشه اسکندر وجود نداشته باشه
      تمام حرف های من سندیت علمی داره شک دارید برید بخونید

      1. مخالف تحریف تاریخ می گوید

        هشتصد درجه گرما لازمه تا سنگ آهنگ پودر بشه ولی چوب در دمای ششصد درجه میسوزه و نمیتونه سنگ آهک رو پودر کنه .

  28. پیمان می گوید

    در ضمن شواهد مربوط به سکه شناسی سلوکیان و اشکانیان (که نام فیل هلن را بر سکه ها می زدند) و پایگاه باستانشناسی آی خانم ازبکستان که به وضوح شهری یونانی است چه می شود؟

  29. فرزان می گوید

    وجود شخصیتی به نام اسکندر و جنگ با ایرانیان یه چیز انکارناپذیره اما اون چیزی که باعث میشه این شبهات به وجود بیاد دروغ پردازی های یونانی هاست که سعی کردن از اسکندر یه شخصیت فرازمینی بسازن.(درست شبیه دروغهای اعراب در مورد جنگ با ایرانیان)اخه چطور ممکنه شخصی تو این زمان کم از یونان تا هند رو تحت سلطه بگیره(علاوه بر مصر و نواحی دیگر افریقا)اونم تو زمانی که سریع ترین راه سفر اسب بوده و تموم دولتهای سر راهش رو شکست میده و بامزه تر از همه اینه که تا قبل ازرسیدن به۳٠ سالگی نفله میشه.فکر میکنم زمانی که هرودت و گزنفون این قسمت از ماجرا رو مینوشتن زیادی افسار پاره کرده بودن و خالی بندی رو به حد اعلی رسوندن.

    1. فرهاد می گوید

      با توجه به مطالعات اینجانب اسکندر به ایران حمله نکرده است چون در آن زمان کشوری بنام ایران وجود خارجی نداشته است. تمام کشورهای که اسکندر حمله کرده در زمان خود کشورهای دارای نام و متمدنی بودند ولی کشوری بنام ایران در زمان حمله اسکندر وجود خارجی نداشته است.

      1. کوروش می گوید

        درود
        اگه طبق سخن شما کشور ایران وجود نداشته پس اسکندری هم وجود نداشته یا حداقل اسکندر کسی نبوده ک بتونه بیاد ایران رو شکست بده.البته تقصیر
        ندارید ک اینجوری دارید فکر میکنید چون تقریبا ۲۰۰ ساله ک یهو یه حجمه از تاریخ باستان ایران از کتیبه و اثار و باستانی ووو کشف شده و همه این ایران ستیزان دنبال تحریف هستن. راحترین راه بهت نشون میدم فقط توی گوگل تایپ کن ایران ببین چی نشونت میده از تاریخ گرانقدر ایران.

    2. Unknown می گوید

      از طرز صحبتتان معلوم است چه شخصیتی دارید.
      کوروش کبیر با آن همه دبدبه و کبکبه از سکاها یعنی قومی اسب پرور و عشایر شکست خورد.
      مگر ما از کوروش شخصیت فرازمینی نساختیم.
      یعنی اعراب هم نه با ایران جنگ کرده و نه ایران را فتح کرده و نه پاهای مجسمه شاپور اول را شکستند.
      جالب است بدانید در زمان چنگیز خان یعنی زمانی که سریع ترین وسیله سفر اسب بوده چنگیزخان معادل چهارصد سال جنگ و فتح امپراتوری روم را طی پنج سال فتح کرد.مگر چنگیز و تیمور و آتاهوالپا و جورج واشنگتن تمام نواحی سر راهشان را فتح نکردند؟؟؟؟
      اسکندر در اثر مالاریا که در هند گرفته بود مرد.

    3. دیودور سیسیلی می گوید

      جناب فرزان لطفاً کمی مطالعه کنید . هرودوت و گزنفون چندین سال پیش از اسکندر مردند .

  30. بهروز می گوید

    درود به همه، به نظرم مهمترین چیز این است که بیاندیشیم تا به حقیقت نزدیک شویم. حقیقت آن چیزی نیست که اکثریت میگویند. بلکه آن چیزیست که به وقوع رسیده است. نظر دانشمند زنده یاد احمد حامی پدر علم نوین معماری ایران زمین با استناد “علمی” حقیقت نداشتن اسکندر یونانی مهاجم به ایران زمین است.
    البته هر کسی آزاد است آن گونه که دوست دارد و گزینشی بپذیرد. حقیقت کامل و مطلق تنها وقتی روشن میشود که در حقیقت محو شویم.
    بدرود

  31. مريم می گوید

    من خیلی گیج شدم اما واقعا تشخیص حقیقت کار سختی هستش
    من همکارانی دارم که متاسفانه با افتخار میگن که از نوادگان اسکندر در ایران هستن و خیلی مضحکه برام که خودشونو ایرانی میدونن درحالی که تمدن ایران رو زیر سوال میبرن و از حمله اسکندر دفاع هم میکنن، میخوام بگم اکه این حمله به دروغ تاریخی هم باشه تا به این حد بین اقشار جامعه ما نفوذ کرده..

    1. آریا می گوید

      کتیبه ای وجود داره که به صورت شعر نوشته شده و میگه اسکندر مقدنی از کوه خودشو پرت کرد جونکه آریو برزن اونو شکست داد

      1. محمد می گوید

        اگه کتیبه اطلاعات غلط به خورد من و شما داده باشه پس…..

  32. انوش راوید می گوید

    درود،
    سازمان های تاریخ سازی استعماری
    الکی استعمار و امپریالیسم بوجود نیامده، کشورهای پیشرفته در غرب با ایجاد انواع سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی، و با انواع ترفندها، مانند تاریخ نویسی و دین و فرقه سازی، توانستند به کشورها مسلط شوند. ما بمنظور دانستن درست از تاریخ ایران، ابتدا باید تاریخ نویسی استعماری را بشناسیم، تا بتوانیم دروغها را تشخیص دهیم، و بسوی یافتن واقعیت های تاریخی برویم.

    1. مرتضی اکبری می گوید

      شما دیگه خیلی ذهنیت ضد غربزدگی داری یکمی فکر کن و از این توهمات بیا بیرون

      1. حافظ می گوید

        راست میگه یهودیان سلطان قصه من درآوردی هستند

        1. مجتبی می گوید

          😂😂😂خدا وکیلی این یکی مو لای درزش نمیره فقط ۱۲۴ هزارتا پیغمبر اختراع کردن

  33. مجتبی می گوید

    سلام از شما خیلی متشکرم

  34. مصطفی می گوید

    نظرات خیلی خوبی از دو طرف درج شده، یه نکته هم من اضافه کنم؛
    چرا الکساندر هایی که ما میشناسیم (مثل الکساندر گراهام بل و …) به همین صورت وارد فارسی شده ولی الکساندر مقدونی شده اسکندر مقدونی!؟
    مگه اسکندر به ایران حمله نکرده (حالا به هر صورتی) پس چرا در اشعار شعرای ما ازش تمجید شده!؟
    * اسکندر * یک اسم اصیل ایرانیه و قهرمانان بزرگی به اسم اسکندر بودن. ولی تمام اونهارو به اسم الکساندر مقدونی تموم کردن.
    تخت جمشید به دست اسکندر به آتش کشیده شد ولی نه اسکندر مقدونی، سر یه دعوای مذهبی داخلی این اتفاق افتاد.
    در ضمن اسکندریه مصر هم مربوط به الکساندر مقدونی نیست.

    1. Unknown می گوید

      اسکندر معرب الکساندر هست وکه به این خاطر الکساندر های بعدی به همان صورت «الکساندر» وارد زبان فارسی شده که در زمان ورودشون نفوذ اعراب در ایران قطع شده بود

    2. علیرضا می گوید

      خدا شفاش نده یکم بخندیم به اراجیفش

  35. حُجبر می گوید

    بادرودِ فراوان به خدمتگزارانِ راستینِ تاریخ. باستانیِ ایران زمین.
    لطف بفرماییداسناد یا کتبی را که مربوط به اِفشایِ تواریخی دروغین در باره حمله اسکندر به ایران را جهت مطالعه و درکِ صحیح از این مستندات به بنده و دیگر طالبینِ این حقایقِ باستانی معرفی بفرمایید

    1. مرادپور می گوید

      ما اگه مدرکی از تاریخمون داشتیم غربیها برامون تاریخمون رو نمینوشتن

      1. اردشیر می گوید

        بزرگترین وزیباترین تاریخ نویس ایران از تولد شاهنامه فرودسی بزرگوار

    2. مرتضی اکبری می گوید

      با نظرت موافقم یه نظریه ای دیدم در مورد اسکندر ولی خوب خیلی کار داره تا ثابت بشه این نظریه دروغ بودن اسکندرف باید به خیلی سئوال ها جواب داد. باید جزء به جزء از جهت های مختلف این نظریه رو از نظر منطقی و تحلیلی بررسی کرد، مثلا حرکت اسکندر به همدان رو از تخت جمشید ایراد گرفته خوب اگه این تحلیلی که ایشون کرده درست باشه که نمیشه هم به این صورت تحلیلش کرد، پس حرکت کوروش برای فتح همدان رو هم که سه سال طول کشید رو باید به همین صورت تحلیل کرد چون دقیقا مسیر عبورش باید همین مسیری باشه که ایشون ادعا می کنن اون هم از روی نقشه امروزی، در هر صورت یه موضوع که خیلی اهمیت داره توی این نظریه فرضیه ایشون واسه جنگ های داریوش سوم هست که همه می دونیم بعد از جنگ سوم کشته میشه و تقریبا بعدش دیگه شهر ها مقاومت جدی ای جلوی اسکندر نمی کنن که اصلا ایشون به این موضوع اشاره نکردن باید توجه داشته باشید که داریوش سوم خودش مشروعیت لازم واسه سلطنت رو نداشت و در زمان حکومتش از فرمانش تبعیت نمی کردن، بزرگ ترین دلیلش این طرد شدن داریوش سوم از طرف شاههای مناطق مختلف ایران عدم گوش دادن به تقاضاهای ارسال نیرو بود که نمی فرستادن

  36. یک نفر می گوید

    پول پرست شمایین که حاضر نیستید کتابتونو مجانی در اختیار ما بگذارید

  37. آریا می گوید

    اسکندر به ایران حمله کرد ولی مقابل آریو برزن از کوه پرت شد . من بچه بهبهانم پانزده کیلومتر تا تنگ تکاب فاصله دارم . کتیبه تنگ تکاب مدرک کشته شدن اسکندره ..(پیروزی اسکندر عقده هرودوت و انگلیس بود که تاریخ مارو خراب کنه)

    1. مرادپور می گوید

      این واقعیته نه انکه غرب بر ما تحمیل کرده انها از اینکه اتن ب دست خشایارشا به اتش کشیده شد ناراحتن و تمام اروپا یه جورایی از یه نژاد استن پس نمیخوان تا اخر الایام بشنون که اروپا توسط یک ایرانی فتح شد امدن ماجرای اسکندر رو پیاده کردن که هم بگن در جواب فتح اتن شوش و تخت جمشید فتح شد و هم اینکه سالیان سال بر شما حکومت کردیم که همه این حرفها هیچ مدرکی جز برخی نوشته های هرودت و گزنفون که کینه داشتن از فتح اتن چیزی در دست نیست

      1. ایلیا می گوید

        قبل از جنگ یونانی ها به معبد رفتند کاهنه معبد به آنها گفت به خانه های چوبی فرار کنید خانه های سنگی در اتش خواهند سوخت. یونانی ها سوار کشتی شدند و اتن را تخلیه کردند.لئونیداس با سیصد نفر شجاعانه مقاومت کرد.اگر یک سرباز خیانتکار راه دور زدن تنگه ترموپیل را به ایرانیان نمیگفت شاید یونانیها در همان اول پیروز جنگ بودند.در هر حال لئونیداس شکست خورد و مجسمه ای که در تنگه ترموپیل نصب کرده اند نشان دهنده همین است. نوشته ای در پای مجسمه وجود دارد.ای رهگذر که به آتن می روی برو و خبر نبرد شجاعانه لئونیداس و یارانش را به اتن برسان.خلاصه اینکه ایرانیان خانه ها و معابد یونای را سوزاندند.سپس کشتی های ایرانی وارد عمل شدند اما هشتاد کشتی یونانی بر دویست کشتی ایرانی شکست سختی را وارد کردند.سربازانی که در آب افتاده بودند به سمت ساحل شنا میکردند اما یونانیان با نیزه منتظرشان بودند. اگر هم شنا نمیکردند غرق میشدند در هر حال یونانیان دوباره آتن را پس گرفتند کشتیهای ایرانی مغروق در آبهای یونان گواه پیروزی یونانیان است.ایرانیان در سه نبردی که با یونان داشته اند در آخر شکست خورده اند اگر شما اثار هرودوت را قبول ندارید یک کتیبه نشان دهید که نشان دهنده جنگ ایران و یونان باشد.چنین چیزی وجود ندارد.به خاطر اینکه مدرکی از شکست امپراتوری پارس از یونان وجود نداشته باشد اما این پیروزیها برای یونانیان مهم بود چراکه وقتی یک سرباز معمولی مسیر چهل و دو کیلومتری دشت ماراتن تا اتن را میدود تا خبر پیروزی را برساند و پس از رسیدن به اتن میگوید پیروز شدیم و بعد میمیرد یعنی این پیروزی برایش از جانش مهمتر بوده.

        1. barzan می گوید

          شما یک مدرک یک سکه یک تندیس یک سنگ نوشته یونانی بیارید که در ایران بوده که تایید کنه اسبکندر در ایران حکومت کرده اینها یک بلوف بیش نیست البته اینم قبول دارم که یونانیان توانستند کشتی های ایرانی را شکست بدهند ان هم دلیلش ان بود که کشتی های ایرانی خیلی بزرگتر بودن نسبت به کشتی های یونانی ها

          1. آلپرتونقا می گوید

            آثار یونانی یکیش همون پاسارگاد که به دروغ ربطش دادن به کوروش که تو حفاری ها تمام اثاری که ازش بدست اومده سکه ها و آثار یونانی هستش وقتی اطلاعی نداری بیخودی حرف نزن اول برو یکم مطالعه کن بعد بیا بشین پای بحث

            حتی تو محوطه ی پاسارگاد یک سکه ی کوچک مربوط به خاخام منشی پیدا نشده
            معماری اون مقبره هم سبک معماری یونان هستش حتی خود تخت جمشید هم از بقایای یک بنای یونانی که نزدیکش بوده درست کردن

          2. آرش می گوید

            پاسارگاد و تخت جمشید در زمان داریوش ساخته شدن
            این شر و ورا رو ازکجات درمیاری
            حداقل با ی سرچ ساده میشه فهمیا هیچی بلد نیسی و فقط بلدی حرف رایگان بزنی

          3. مرتضی اکبری می گوید

            داریوش برای ساختن کتیبه بی ستونف کاخ های شوش و در عین حال تخت جمشید و همین طور پاسارگاد از معمارهای یونانی استفاده کرده شما برو تحقیق کن درسته در زمان داریوش همه این ها ساخته شدن ولی معمارهاشون تماما یونانی بودن

          4. ماتیار می گوید

            ابله وقتی یونانی ها برای کسب دانش به ایران میومدند چرا باید از مهندسین یونانی استفاده کنه

          5. بردیا می گوید

            مثل اینکه این دوستمون زیاد سیصد نگاه کرده و نبرد سالامیس رو به اسکندر ربط داده . ولی مدرک میخوای؟ اول اینکه نابودی تخت جمشید رو بدون حمله اسکندر نمیشه توجیه کرد ، دوم اینکه مصر بطلمیوسی و دولت یونانی باختر وجود داشتن و آثارشون هم موجوده ، سوم اینکه تا زمان حکومت بلاش دوم در روی سکه های اشکانی عبارت φιλελληνος نوشته می‌شده که به زبان یونانی به معنی «دوست یونان» هست ، شهری در بین النهرین وجود داشته به نام سلوکیه که به دست سلوکوس اول بنا شده ، در بیستون مجسمه ای از هرکول یونانی و با کتیبه ای به خط و زبان یونانی وجود داره ، کتیبه ای در رباطک وجود داره که کانیشکا به زبان بلخی و خط یونانی (در واقع همه ی آثاری که به زبان بلخی هستن به خط یونانی نوشته شدن) نوشته ، به گفته پلوتارک زمانی که سر کراسوس رو برای ارد دوم میارن داشته نمایشنامه باکخای از اوریپیدس رو تماشا می‌کرده ، فردوسی در شاهنامه از اسکندر رومی نام می‌بره ، همون‌طور که نمیتونی وجود تخم مرغ رو قبول کنی ولی وجود مرغ که اون رو به وجود آورده رو انکار کنی نمیتونی وجود این همه نفوذ فرهنگی یونان در ایران اشکانی و وجود مصر بطلمیوسی و دولت یونانی باختر رو قبول کنی ولی وجود اسکندر رو انکار کنی . تاریخ کشور ما خیلی بزرگه ، در واقع اونقدری بزرگ هست که لازم نباشه راجع بهش دروغ بگیم ‌.

        2. Soroosh می گوید

          سلام.تو خودت باور می کنی که ۳۰۰نفر یک ارتش چندصد هزار نفره رو شکست داده باشه؟خود هرودوت میگه ارتش ایران در نبرد ترموپیل به۲میلیون نفر میرسید که این واقعن دروغه.بعدشم تو ببین وقتی که اسکندر با آریو برزن روبرو شد همین داستان تکرار شد.یونانیان عقده ای گفتن آریو برزن رومون سنگ و تیر و ..می ریخت.دقیقا کاری که اونا با خشایار شاه کردن گفتن آریو برزن با ما هم کرد.بعد چطور پیروز شدن؟یک ایرانی که این منطقه رو میشناخته بهشون یاد داد و راه رو نشون داد و ایرانی ها شکست خوردند.درست مثل داستان ترموپیل.بعدشم تو الان برو تنگه ترموپیل رو ببین.اصلا جای چندصد هزار نفر با ادوات و تجهیزاتش رو نداره بعد چطور چندصدهزار نفر توش جا شدن؟اینکه کشتی ها ایرانی از یونانی شکست خورد دروغه.گفته میشه که وقتی کشتی های ایرانی از مدیترانه عبور می کردن ۲بار دچار طوفان شدن و بیشتر کشتیاشون هم نابود شد.بعد با تعداد اندکی کشتی به جنگ با یونانی ها رفتند و شکست خوردند.بعدشم کل آتن آتیش نگرفت که فقط قسمتیش آتیش گرفت ولی پارسه کلا آتش گرفت و هیچی ازش باقی نموند جز چندتا تخته و سنگ.و این رو بدون یونانی ها در خیلی چیزها به نفع یونانی ها نوشتند.اگه برعکس می بود و ما ایرانی ها می نوشتیم قطعا ماهم به نفع خودمون تموم می کردیم.در آتن خشایارشاه به هیچ وجه برخلاف فیلم۳۰۰کشت و کشتار نکرد اتفاقا بهشون تضمین کرد که در امانید ولی تعدادی از سربازان ایرانی برخلاف دستور فرمانده قسمتی رو آتش زدند.که بعد هم جواب کارشون رو گرفتن و تنبیه شدن ولی یونانی ها فکر می کردن که تقصیر خود خشایارشاه برای همین کینه به دل گرفتن

          1. گرشاسب می گوید

            اگر خودت یونانی باشی باور میکنی. اصلا لشکر ایران بخاطر اون سیصد نفر یک دقیقه هم معطل نشده. ولی چون راوی یونانی بربر بوده این شکلی روایت کرده که چه بسا اصل این سیصد نفر شاید دروغ باشه. الان نگاه کن امامزاده ها از کجا سر درمیارن؟ یک سرشون خب تقریبا مستند هستند قدمت دارند ولی امامزاده داریم توی افتتاحش نوشته ۱۳۷۹ اگر واقعا امامزاده بوده پس تا الان کجا بوده و … .

          2. مرتضی اکبری می گوید

            دوست عزیز کلا این مردیکه هردوت یه افسانه سرا هستش و بس نه اون ۲ میلیونش راسته نه این ۳۰۰ نفرش

        3. گرشاسب می گوید

          استاد طرف چهل و دو کیلومتر دویده که بگه ما پیروز شدیم!؟ مرغ پخته هم خنده اش میگیره. شما اسمت هم یونانی هست. شما قطعا ایرانی نیستید. ولی بزار بهت بگم که طرف چهل و دو کیلومتر دویده تا بگه شکست خوردیم و حواستان باشه. از خودت داستان درست نکن. بقیه حرفهات هم اصلا ارزش پاسخگویی نداره. یک نقشه بردار کل یونان با جغرافیای امپراتوری ایران آن زمان مقایسه کن خیلی چیزها دستگیرت میشه. مطلب آخر هم یونانی وجود نداشته تنها کشوری که به اون منطقه میگه یونان فقط ایران هست اینم برو سرچ کن یاد بگیری زادگاهت کجا بوده ، درضمن آخر هم این منطقه کوچیک کشور یا امپراتوری نبوده دولت شهر بودند یعنی چهارتا شهر بودند که هر کدام هم یک پادشاه داشتند. خلاصه مطلب در مورد چیزی که نمیدونی فرافکنی نکن .کتاب که نمیخونی حداقل روزنامه بخون بااااسواد آتنی.

        4. مرتضی اکبری می گوید

          خلی فیلم ۳۰۰ رو تماشا کردی خوشت اومده؟ کل داستان اون ۳۰۰ نفر یه افسانه است ماشالله تاریخ دان های ما که هیچ خاصیتی ندارن ولی شما چند تا مقاله از همین تاریخ دان های خارجی بخونی به خوبی دروغ بودن این مزخرفات رو متوجه میشی، خشایار شاه آتن رو بدون هیچ مشکلیفتح کرد، از زمان حرکت به سمت یونان لشگر ایران دو دسته شده بود دسته اول از راه خشکی با خشایار شاه رفت و به آتن رسیدند البته قبل از آتن در هنگام عبور از یه گردنه با مقاومت کوچیکی رو برو شدند دسته دوم از راه دریا با کشتی رفتن این دسته دوم بود که اون جنگ دریایی رو باخت بعد از اون شکست خشایار شاه که به هیچ وجه روحیه داریوش و کوروش رو نداشت و کلا آدم صلح طلبی بود از ترس این که مسیر تنگه بسفر بسته نشه نصف سپاه رو برداشت و به سرزمین اصلی ایران برگشت فرماندهی رو سپر به مردونیه زمانی که یونانی ها فهمیدن که لشگر ایران خیلی کم تعداده جرات حمله کردن پیدا کردن و طی یه سری عملیات موفق شدن مردونیه رو شکست بدن و شهر آتن رو به زور و زحمت پس بگیرن

        5. ماتیار می گوید

          دلیل شکست ایران عوامل طبیعی همچونطوفان بود طوفان و باد باعث شکست ۲۰۰ کشتی پارسی شد نه ۸۰ کشتی رومی حتی اگر راست هم باشد نباید اینگونه ایران را زیر سوال ببری

      2. آلپرتونقا می گوید

        چطور وقتی سر مساله ی تایید کوروش و خاخام منشی ها میاد هرودوت و گزنفون براتون میشه سند ولی وقتی از یه جهت دیگه میگن میشن یاوه گو؟ امان از روباه صفتی شما پانفارسهای ابلح شماها اول برید فکر جعلیات خاخام منشی های خودتون باشید که همونارو هم همین غربیها تو مغزتون کردن عوامل غرب و یهود نبودن شما از کجا تاریخ خاخام منشی و کوروش و داریوش رو داشتین که نشستین بنیانگذاران تاریخ جعلیتونو به جعل علیه خودتون متهم میکنین تمام تاریخ جعلیتونو از برکت وجود اونا دارین مگر قبل رضاپالان اسمی از خاخام منشی ها تو این مملکت بود؟؟
        چطور فردوسی اسم الپرتونقا (افراسیاب) سردار ساکاهای تورک رو که مال ۲۷۰۰ سال پیشه میاره ولی اسمی از کوروش و بقیه شاههای خاخام منشی نمیاره
        داریوش کی بوده که تو کتبیه ش میگه پارس ها علیه من قیام کردن من انها را شکست دادم و تیر در مقعدشان کردم؟
        آثار تمام امپراتوریهای فاتح در تمام سرزمینهایی که فتح کردن هست ولی اثار خاخام منشیان کجاست؟؟
        تخت جمشید که کاردستی عوامل غرب و یهود هستش منابع و مستنداتشم معلومه که ترکیبی از معماری بابلی و یونانی هستش و هیچ معماری خاصی که بشه به خاخام منشیها نسبت داد توش نیست
        از گاو بالدار یا لاماسو بگیریم تااااا…
        خاخام منشی ها وحوشی بودن که هرجا که پا میذاشتن تمدن اونجا رو نابود میکردن عمال قتل عام نزدیک به ۸۰۰۰۰ نفر از مردم بومی این جغرافیا بودن کاوشها و تحقیقات باستانی نشون میده در زمان اونها تمام تمدنهای موجود در منطقه نابود شدن مثل مادها و بابل و….
        حتی منشور منسوب به کوروش هم اصالتش زیر سواله ولی صداشو درنمیارن چون کسی که پیداش کرده یه عراقی انگلیسی تباره و حرفای اون درباره ی محل پیدا شدن استوانه متناقضه که به دو محل متفاوت اشاره کرده و اینکه موزه ی بریتانیا به هیچ وجه حاضر نیست اون استوانه رو برای ازمایشات قدمت سنجی تحویل دانشمندا بده
        عده ای ابلح هم عین ادامس انداختن دهنشون ایران باستان ایران باستان میکنن و دروغهای خاخام منشی رو همه جا با افتخار تعریف میکنن و افتخار میکنن

        بهتره اول تو چشم خودت کنده درختو ببینی تا تو چشم دیگرون دنبال مو بگردی

        1. ارب می گوید

          اگر اسکندری بوده پس اول ترتیب مادهارو داده بعد پارسها….پاسارگاد رو مهندسین ایالات تحت کنترل ایران ساختن که یونانیها هم برده ایران بودن

        2. کوروش بزرگ می گوید

          پان ترکایی امثال تو بدون داشتن کوچکترین پیشینه تاریخی به شدت تحت فشار هستین بهت حق میدم که دنبال ساختن ی تاریخ جعلی باشین
          ده ها کتیبه تاریخی از شاهنشاهان بزرگ هخامنشی مثل کتیبه معروف داریوش و منشور کوروش هست که توی تاریخ جهان ثبت شده و فقط ی متعصب بی فکر میتونه اینارو رد کنه.
          توی تاریخ جاودان ایران چیزی بنام ترک وجود نداره اگه داره فقط ی عکس از ی کتیبه نشون من بده، ی سلسله ترک قبل از حمله مغول به ایران با ذکر سند تاریخی نشون بده
          تعجب میکنم از این همه تعصب کور کورانه ترکای تحت فشار و بی تمدنی امثال تو که میگن تخت جمشید ساخته ی غربی هاست خخخخ خب با دلیل و مدرک حرف بزن چون حرف بی سند پشیزی ارزش نداره و دقیقا بگو منظورت از غربی ها کیه و در چه تاریخی ساخته شد و ی فیلم یا عکس از ساخت و سازش به ما نشون بده، توی ساخته شدن تخت جمشید توسط داریوش کبیر شکی نیست چون توسط ازمایش های کربن متعلق به هزار و خورده ای سال هست به کوری چشم شما پان ترک ها
          گفتی فردوسی اسم ترک هارو اورده و ی اسم جعلی از افراسیاب از خودت در اوردی خب با مدرک و ذکر منبع تاریخی ثابت کن که سکا ها ترک بودن من نمیدونم امثال تو چرا اینقدر به گفتن حرفای بی سند و مدرک علاقه دارن. واقعا چرا؟
          جالبه میگی قبل از رضا شاه اسمی از کوروش و داریوش و هخامنشیان نبود! پ این همه کتیبه و اثار باستانی و اتشکده های با دو هزار سال قدمت چی هست؟ خدایی تو مغز داری اصلا؟ ی سرچ درباره گفته های مرخای بزرگی مثل هرودوت، گزنفون و استرابون رو ببین بی خرد
          پاینده با فرمانروای جهان باستان کوروش بزرگ

          1. محمد جواد می گوید

            متاسفم از شما که هیچ سوادی نداری و از تاریخ حرف میزنی بعد حرف های نژاد پرستانه میزنی نمیدونی ترک های ایران آریایی هستن اصلا آزربایجان از ریشه آتروپاتن اومده برید مطالعه کنید آزربایجان ریشه تاریخی در دوره مادها و هخامنشی داره حتی کشور اذربایجان برای ایران هستش همین دوره قاجار از ما جدا شده انقدر بر اساس نادانی صحبت نکن اطلاع نداری اشتباه میکنی صحبت میکنی درمورد تاریخ ، ترک و فارس و لر و کرد نداریم همه ایرانی و تاریخ ایران رو یدک میکشد به جای وراجی کتاب بخون مطمعنم کتاب تاحالا ندیدی

          2. مرتضی اکبری می گوید

            دوست عزز اولا اون آذربایجانی که داری به اون اشاره میکنی آذربایجان روسیه نیست و آذر بایجان خودمونه شما داری طبق معمول بقیه ترک ها از خودت تاریخ در میاری، کلی ماجرا داره اسم اون منطقه تبدیل شد به آدربایجان، اسم اون منطقه توی کل تاریخ شروان بوده و ارران همیشه هم همین اسم رو داشته تا زمان حکومت استالین رهبر دوم شوروی اون هم واسه تحریک ترک های ایران (امسال بی سواد هایی مثل خودت) اسمش رو گذاشتن اذربایجان که مردم ساکن آذربایجان ایران رو تحریک کنن تا از ایران جدا شن و موفق هم شدن تا سال ۱۳۲۴ در زمان همون استالین جدا هم کردن این آذربایجانی هم که داری میگی همه تاریخ ایرانی بوده و اسمش هم ایرانی هست و هیچ ربطی و هیچ ریشه ای از ترکی توش نیست، ترک ها از قرن ۵ هجری شروع به ساکن شدن توی اون منطقه کردن حالا بقیه ترک ها بازم بیان برای خودشون همین حرف های بی سند و مدرک رو بزنن

          3. ماتیار می گوید

            ایشون منظورشترک های عثمانی هست بیشتر دقت کن

          4. مرتضی اکبری می گوید

            این ترک ها دقیقا عین ریس جمهور ترکیه فقط حرف های بی پایه و اساس می زنن هیچ سند و مدرکی هم واسه حرف هاشون ندارن فقط ادعای های عجیب و غریب دارن

          5. گراوند می گوید

            دوست من ترکهاقبل ازچنگیزبه ایران آورده شدند

          6. مجتبی می گوید

            خوب جوابش دادی ولی این بنده خدا کلا تو فضاست احتمالا تاریخ کره مریخ را داره تعریف میکنه

        3. سیف الله.ح می گوید

          باسلام

          در اول باید توجه داشت لوح ها و کتیبه ها سند های دست اول هستند نه نوشته های مورخین یونانی.نوسته های مورخین که غربی ها آنها را نسبت به کتیبه ها و لوح ها اعلی تر درنظر می‌گیرند حداقل ۲۰۰ سال پس از وقایع آلکساندر مقدونی نوشته شده،تازه چیزی هم که ما الان از آنها داریم بازنویسی ۲۰۰۰ساله هست نه مکتوبات شخص مورخین!!چون که ما مکتوبات شخص مورخین یونانی را نداریم.اندک نوشته های به جا مانده از هخامنشیان توسط مورخین ایرانی به همان قدر ارزش دارند که نوشته های مورخین یونانی اما چون اسمی از مورخ ایرانی نبوده غربی ها اینو قبول نمی‌کنند.
          اگر جنابعالی بیشتر تحقیق می‌کردید میدیدید که این نام قبل از پهلوی هم بوده اما فراگیر نبوده و در طول دوران فرسایش داشته اند.برای مثال در زمان تسلط آل بویه در ایران نام هایی با پسوند«دوله»باب بوده مانند غضدالدوله،عمادالدوله و… اما آیا امروز ما چنین چیزی میبینیم؟اگر هم باشد بسیار نادر است.جناب داریوش اسدزاده متولد ۱۳۰۲هستند. بروید تحقیق کنید؛درضمن سکاها تورک نبودند اقوامی ایرانی بودند که در شرق ایران سکنا گزیدند،میتوانید تحقیق کنید و ببینید.
          از نظر بسیاری، سلسله کیانیان و هخامنشیان را یکی دانسته اند مانند ابوریحان بیرونی که در صفحه ۱۵۲ آثارالباقیه میگوید:«کورش که همان کیخسرو است…»یا در فارسنامه ابن بلخی صفحه ۵۳ که نام کوروش را با لفظ کیرش آورده(مثل کیرش مربی پرتغالی فوتبال که مربی تیم ملی بود).
          خوب است که ادب و نزاکت را هم رعایت کنید و از حدود خود خارج نشوید،اینجا بحث تاریخی و علمی است و شرمانه است اینگونه وقیحانه اظهار نظر کنید.
          در باب نبود آثار باید گفت که هنوز کاوش ها ادامه دارد و ممکن است در آینده آثاری یافت شود و با این حال نمیتوان اظهار نظر قطعی کرد.اما در حال حاضر میتوان فرضیه ای را طرح کرد.بر اساس چیزی که پذیرفته شده در تاریخ مصر حدود۲۰۰ سال زیر سیطره امپراتوری هخامنشی بوده است. اگر این عبارت غلط است پس چرا آثاری که ثابت کند مصر در این ۲۰۰سال خودمختار یا تحت سیطره غیر هخامنشیان بوده وجود ندارد؟یافته های باستان شناسی وجود آثاری از خود مختاری مصر یا اینکه تحت سیطره دیگری باشد را در بین سال های ۵۲۵ق.م تا۳۳۲ق.م تایید نمیکند.این درحالی است که در کتیبه بیستون مصر جزی از ساتراپهای امپراتوری است.فرضیه را برای لیدی و بابل نیز میتوان بکار برد.
          شما اگر آکروپولیس آتن و تخت جمشید را کنار هم بگذارید متوجه میشوید که این دو معماری کاملا متفاوتی دارند.اولا یونانی ها تمام کاخ ها و بنا های خود را با سنگ مرمر سفید ساخته اند در حالی که جنس سنگهای تخت جمشید کلسیت است!ثانیا شکل هایی که یونانیان در دیواره های بنا های خود بکار می‌بردند مردان،زنان و بچه های لخت یا نیمه لخت اند در حالی که اشکال بکار رفته در تخت جمشید انسان بالدار،شیردال و گاو است.این نوع اشکال در کدام بنای یونانی یا مقدونی بکار رفته؟؟؟
          شما چه سندی بر این کشتار که از آن حرف میزنید دارید؟آیا شما همین قضیه کشتار را برای ماد ها هم قبول دارید؟ چون ماد ها هم با هخامنشیان فامیلی دارند؟آریایی ها مهاجرت کردند و به این مناطق آمدند،وقتی سرزمین اولیه را ترک و در سرزمین جدید ساکن شدند سرزمین جدید دیگر برای آنها حکم سرزمین مادری را دارد.این اصل مهاجرت در همه جاست.تورک ها نیز مهاجر بودند از آسیای میانه و حدود مغولستان اما امروز در ترکیه هستند!یا عرب های الجزایر،این ها نیز عرب هایی بودند که از خاورمیانه کوچ کردند.آیا این درست است که بگوییم آنها هم تجاوز کردند و مردم بومی را کشتند و همه چیز را برای خود برداشتند؟جواب با خود شما.تمدن های ماد و بابل هم به از فتح از بین نرفتند و همچنان به حیات خود ادامه دادند ولی به مرور هویتشان در هویت هخامنشیان حل شد.
          منشور کوروش نیز که دیگر یک سند شناخته شده است که سازمان ملل آنرا به شش زبان ترجمه کرده و بدلی از آنرا در ساختمان خود دارد.
          این بیچارگی ماست که نمی‌خواهیم تاریخ خود را احیا کنیم.چه کنیم؟غربی ها سابقه خودشان را دوست دارند و حفظ نیز کردند اما ما میخواهیم قبل از اسلام را به فراموشی بسپاریم و بگیم «الاسلام و یجب ماقبل»از این حدیثا هم جعل میکنیم و بگیم خبری نبوده،نخیر خیلی خبر بوده!!غرب از یونان باستان میگیره تا حالا و اینو حتی به جوامع دیگه غالب میکنن و میگن همه بربر و وحشی بودن و فقط یونانیها آدم بودن.باید واقعا تاسف خورد.

          1. مرتضی اکبری می گوید

            دوست عزیز خود غربی ها هم نوشته های تاریخ نویس های یونانی رو مستند نمی دونن من فقط توی متن های ایرانی هست که این مطالب رو به عنوان تاریخ میبینم

        4. گرشاسب می گوید

          شما هرودوت و گزنفون را اصلا نخوندی. هیچ ربطی بین کوروش و خاخام ها وجود نداره. ولی هرودوت خاکسپاری کوروش کامل تشریح کرده و مطمئنا اونجا نبوده ولی سبک نوشتنش از دید یک ناظر عینی بوده. قاطی کردن مسائل با هم کاری نداره ولی اگر بدون مدرک و سند باشه ارزشی نداره. یکی از دوستان هم در جواب به شما حرف پان ترکان مطرح کرد که بنظر من اطلاعاتشون در حد شبکه های اجتماعی است. پان تورکیسم توطئه ی صهیونیسم برای نابودی عثمانی بود و کاملا هم جواب داد و در نهایت یکی از افراد همین صهیونیسم شد قهرمان ترکیه امروزی به نام آتاتورک که عضو لوژ اتحاد و ترقی بود. دوره حرفهای بی اساس گذشته با هم با سند و مدرک حرف بزنید دعوا و غیره مسئله ای را حل نمی‌کند. مدرک ندارید حداقل منطقی حرف بزنیم . نه نطقی که خودمان فقط قبول داریم.

          1. مرتضی اکبری می گوید

            حرف های درستی زدی قبول دارم زیاد هم حرف های بی سر و ته این ترک ها رو جدی نگیر دقیقا این مزخرفات همون هرودوت و گزنفون هست فقط یه چیز تو رو خدا اصلا می خوای صحبت کنی کتاب ها و نوشته های هرودوت رو سند نکن مرگ کوروش نامعلومه باید این حقیقت رو بپذیریم و جنگ با اون قبیله به رهبری اون زن هم که کوروش به قول هرودوت توش مرده یه افسانه است و بس

        5. مرتضی اکبری می گوید

          این هایی که گفتی رو از کجات دراوردی ؟ سند داری که افراسیاب ۲۷۰۰ سال پیش بوده؟ توی کدوم منبع همچین چیزی گفتن؟ فردوسی یه شاعر بوده و بس نه رستمی وجود داشته نه افراسیابی و نه سلسله کیانیانی، هردوت کلا یه داستان سرا دقیقا عین فردوسیه و بس، ۹۰ درصد مطالبش چه به نفع ایران و چه به ضرر ایران دورغ هستند (البته نمیشه به داستان سرا گفت دروغگو، چون برای جور شدن داستانش داره تخیل می کنه) ولی شما مشکل داری با خودت احتمالا زیادی میشینی پای منبر و روضه گوش میدی

          1. علی قربانی می گوید

            شما هم دیگه زیاده‌روی نکن دوست عزیز؛ شاهنامه سه بخش داره که دو بخشش اساطیری و پهلوانی هست. کاملا روشنه که اسطوره و تاریخ پهلوانی با افسانه درآمیخته شده ولی بخش سوم که بخش تاریخی هست که فردوسی به تفضیل بخشی از تاریخ شفاهی(یعنی چیزی که شنیده بوده یا سینه به سینه بهش رسیده بوده) ایران پیش از اسلام که بیشتر راجب ساسانیان هست روبیان میکنه و به طبع راجب اشکانیان به دلیل اینکه آثارشون توسط ساسانیان از بین رفته بوده اطلاعات زیادی نبوده و راجب هخامنشیان هم چون خیلی کهن بودن اطلاعات خاصی نداشته.
            توی بخش اسطوره‌ایش هم شما رگه‌هایی از دین و مذهب گذشته و باورها و اعتقادات مردمان گذشته و حال ایران رو میتونید ببینید.
            در کل هر چیز رو باید در جای خودش قرار داد و تندروی و کندروی نکرد.

        6. گراوند می گوید

          تواظهارنظرنکن اجنبی.

        7. ماتیار می گوید

          پروردگار را سپاس که کوروش آنقدر مرد بزرگ خردمند نیکوکاری بود مگرنه شما تا الان تاریخ مارو به سخره گرفته بودید الانم دارید رو تونو می‌زنید ولی نتیجه ای نداره حرس نخور حقیقت تلخ مرموتو یعنی یونانیها باستا همیشه از امپراطوری های ایران عقب بودند پس سوزشتو درک میکنم

        8. SIAVASH می گوید

          درود یزدان پاک بر شما باد عزیز من این پانفارس و پانترک بازی و هر چی که هست تمام بوی نفس کثیف آدمیت و نژادپرستی می دهد این سایت قالتاق شیاد مارمولک پشت کنتور فقط از روی عربی که گفته اند اسکندر سوم مقدونی و حمله کرده است و هخامنشیان از بین برده است این شغال ها زور بهشان دارد قبول کنند که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرده است اولم بزرگترین دروغ تاریخ ایران این نژاد آریایی و اقوام آریایی و سلسله پادشاهان ماد و هخامنشیان و بقیه چیزها که تاریخ نویسان هفت خط غربی مثل هرودوت که حتی در کشور خودش هم به بد ذات معروف بوده است نباید به عنوان سند تاریخی پذیرفته شود اول هخامنشیان بلکه باید گفت کیانیان داریوش سوم اصلا یک نام من درآوردی در اصل نام پادشاهی که اسکندر با او جنگیده است دارا پادشاه کیانیان بوده است نه داریوش سوم هخامنشیان و در ضمن اسکندر پدرش داراب پادشاه کیانیان بوده است و مادرش ناهید دختر قیصر روم و اسکندر برادر ناتنی بزرگ دارا می شود این داستانش در شاهنامه و تمام منابع تاریخی شرقی است و اگر منابع شرقی بیشتر مطالعه کنید خواهی فهمید چه کسی بوده است و اصلا هم دروغ نیست همین ذوالقرنین که به دروغ می گفتند کوروش است لقب اسکندر که در شاهنامه فردوسی به آن اشاره شده است و سد یاجوج و ماجوج هم به دستور اسکندر ساخته شده است حالا این کوروش دوم ملقب کوروش کبیر که می کنند کسی جز دست نشانده بهمن پسر اسفندیار که ملقب به بهمن اردشیر دراز دست پادشاه سلسله کیانیان نبوده است حالا این کوروش مادرش یهودی به نام اوشین بوده است که دختر یکی از انبیاء یهودی بوده است و برای قرن هفتم و ششم قبل از میلاد بوده است و وقتی بخت النصر پادشاه دست نشانده خود بهمن یهودیان را در بابل اسیر می کند و اورشلیم را با خاک یکسان می کند بهمن پادشاه کیانیان ایران اول پسر بخت النصر بلت النصر به جای او می گذارد ولی پسرش نمی تواند به وظیفه خود عمل کند بهمن کوروش به طرف بابل می فرستد می گوید یهودیان آزاد کند و اورشلیم را یهودیان آزاد هستند بازسازی کنند بعد به دروغ به کوروش دوم بزرگ می چسبانند اگر منابع شرقی مثل فارسنامه ابن بلخی و آثار و الباقیه ابوریحان بیرونی همه چیز درباره این هخامنشیان دروغین خواهی فهمید.

        9. مجتبی می گوید

          تو که ماشالا با تراکتور کل تاریخ را شخم زدی رفت
          شایدم در مورد تاریخ کره مریخ صحبت میکنی.
          بحث ما تاریخ کره زمین هست

    2. عباس می گوید

      افرین درسته الکی مگن اسکندرگنجینه بردکذبع

    3. گراوند می گوید

      درودبرشرفت.این اصل واقعیته که لرهااسکندرراکشتند.آریولربوده.درضمن بنده لرنیستم

    4. SIAVASH می گوید

      چرت و پرت چرا می گوید

  38. کوروش می گوید

    اینکه آدم “شک” کنه به همه چیز اونم به منابع تاریخی که بیگانه و یا مزدور بیگانه نوشته، کار مفیدی هم شاید باشه….اما شما بفرمایید که بلاخره این تخت جمشید چطور خراب شد و یا سلسله هخامنشیان اصولا چطور منقرض شد. داریوش را چه کسی کشت. شاید قبول کنیم که کسی به نام اسکندر یا الکساندر اینکار را نکرده اما ویران شدن تخت جمشید را که نمیشه انکار کرد. اصولا اینکه چه کسی اینکار را کرد زیاد مهم نیست. باید دید چرا و چطور امپراتوری هخامنشی از بین رفت. بلاخره حتی اگه یک خودی هم اینکار را کرده باشه، نتیجه اش این شد که امپراتوری هخامنشی از بین رفت.همین

    1. آریا می گوید

      حرفت درسته داداش تخت جمشید به مرور زمان و حمله اعراب به سرزمین پارسی خیلی از بناها ویران شدن تاریخشو دارم پیج بزارید تا براتون بگم که تاریخمون چگونه ویران شد سپاس

      1. وحید می گوید

        چیز دیگه‌ای هم موند که بنویسی پای اعراب؟!
        اهانت‌های چندش‌آور در ورزشگاه تبریز، شبکه‌های باکو هم کار اعرابه؟
        جدایی آذربایجان به مدت یکسال از ایران کار اعراب بود؟
        قراداد ترکمانچای و گلستان و آخال و پاریس و … رو هم اعراب بستند؟
        جنگ چالدران و از دست دادن غرب کشور هم به دست اعراب بود؟
        کشتن بازرگانان مغول و حمله‌ی تلافی‌جویانه‌ی چنگیز هم کار اعراب بود؟
        جنگ اسماعیلیان و ترور ۵۰ شخصیت سلجوقیان هم بخاطر اعراب بود؟
        آنهایی هم که حمله می‌کردند به قفقاز و کشتار راه میانداختند هم اعراب بودند؟

        رو راست بگو از پانترکها ترس داری یا مشکلت محدودیت‌های اسلامه؟
        انسانیت ایجاب میکنه آدم بخاطر عقده‌های جنسی ادعای وطنپرستی نکنه.

        1. شاپور می گوید

          اره درسته اگه اسکندر تخت جمشید را نابود کرده بود کتیبه ساسانیان در انجا چه میکرد پارسه را اعراب نابود کرده حقیقت
          تلخ است چرا زدی به جاده خاکی اگه اعراب به ایران حمله نمی کردند هیچ کدام از اتفاقات نمی افتاد جدا از انچه سلسله ساسانیان بر انداختند صنت گرایی اعراب را بگویم تجاوز به اژداد ایرانیم را بگوییم قصد نابودی فرهنگم را بگویم افسانه بودن شاهنامه را بگویم قصد تخریب تخت جمشید مقبره کوروش و فردوسی را بوگویم عرب از اجم بر تر بودن را بگویم یا تبدیل پار به فارس را بگویم هر چی میکشیم از دست اعراب است

          1. شاهین می گوید

            بله…کاملاً با شما موافقم. هر چه میکشیم از عرب زدگی است

          2. آلپرتونقا می گوید

            شماها هرچی میکشین از دست تحریفات رضاپالان هست که شماهارو در بنبست تاریخی قرار داده
            تخت جمشید کلا بنای تازه تاسیس و نیمه کاره هست که از بقایای یک بنای یونانی که در اون محوطه بوده درست شده شواهد و مدارکشم هست
            گیریم کسی اتیش زده ویران کرده پس اثار تراش نخوردگی اکثر نقش هاشو چی میگین مرور زمان باعث تخریب میشه ولی نمیتونه سنگو بصورت خام و تراش نخورده دربیاره
            همش جعل و تاریخسازی مربوط به دوران پهلوی هاست

          3. داریوش می گوید

            با درود اینکه اعراب به تخت جمشید رسیده اند حقیقت دارد و حتی در همانجا یک مکانی مثل مسجد درست کرده بودند و اگر سرچ کنید محل و مستندات موجود است

        2. تورک می گوید

          آقا وحید
          نمیدونستم که زمان سلجوقیان و قاجار و صفویه پانترکیسم وجود داشته!!!!!
          ممنون از اینکه من رو راهنمایی کردی!!!!!؟؟؟؟
          اونایی که در قفقاز کشتار راه انداختن روس ها بودن
          اسماعیلیان که به شیعه بودنشان افتخار میکردن و ترک نبودن و با حکومت ترک سلجوقی مشکل داشتن
          چنگیز دنبال بهونه بود اگه این بهونه رو به دستش نمیدادن مطمئن باش بهونه دیگه ای پیدا میکرد
          مگر اهانت های چندش آور به زبان فارسی در قزوین وجود نداشت؟؟؟؟؟
          قرارداد ترکمانچای و آخال و پاریس رو اگر نمیبستن جنگ میشد و معلوم نبود کجاها فتح شوند وچند نفر دیگرهم کشته شوند
          حالا تو بگو مشکلت با پانفارسهاست یا با پان(چرا پان جلوی ترک میارید ولی جلوی فارس نمیارید؟)ترکها
          تو بگو از دست دادن بحرین هم کار ترکها بود؟
          جنگ با یونان و سوزانده شدن تخت جمشید هم کار ترکها بود؟
          حق کاپیتولاسیون هم کار ترکها بود؟

          1. پوریا می گوید

            از دست دادن بحرین رو پسرک با از دست دادن قفقاز یکی میدانی؟بحرین از زمان پدربزرگ تو ناصرالدین شاه رسما از ایران جدا شده بود و انگلیسی ها در آنجا حضور داشتند.این عباس میرزا ترک خائن بود که با چهل هزار سرباز در مقابل لشکر دو هزار نفری سیسیانوف شکست خورد…تا به حال از خودت پرسیده ای که چرا ایران به یک باره از روس ها مثلا شکست خورد؟؟دریغ از یک گفته درباره خیانت های عباس میرزا توسط شما جریان قبیله گرای عقب افتاده.چرا عباس میرزا بعد از شکست دادن روس ها به قلعه شوشی پناه نبرد و به جای آن در منزل یک دهقان در روستای گرسی اقامت گزید و منتظر حمله روس ها ماند؟چرا تمام راه را کاملا عقب نشینی کرد؟؟مگر توان روس ها چقدر بود و آیا قفقاز بیابان بود که او عقب نشست و نمی توانست در جنگل های قفقاز روس ها را شکست دهد؟؟چرا هنگامی که به تبریز رسید؛خانواده اش را زودتر کوچ داده بود و خود در خوی اقامت کرد؟مگر او از چیزی خبر داشت؟؟چرا از خیانت های مراجع تبریزی در جریان جنگ چیزی نمینویسی؟در باکو تا چند سال خیابانی به نام میرفتاح مجتهد اهل تبریز وجود داشت و او در آن شهر صاحب عمارتی شده بود.!مگر او چه کرده بود؟؟چرا از خیانت های از دست دادن ماورالنهر چیزی نمی گویی؟؟اصلا بگو ببینم دستاورد قاجار چه بود؟جز آن که کشور را کوچک و سرسپرده قدرت های استعماری کردند و آثار باستانی ایران مثل کاخ ساسانی نهاوند را به امید یافتن گنج،تخریب کردند؛آیا دستاوردی داشتند؟.در نسل کشی نصف ایرانیان؛چند قاجار کشته شدند؟آیا اصلا از قاجار کسی کشته شد؟

          2. ترک می گوید

            قاجار دستاوردی نداشت اما سامانیان بودند که زبانتان را زنده نگه داشتند غزنویان بودند که توانستند هند را فتح کنند سلجوقیان بودند که این همه آثار باستانی را مدیون آنان هستیم و آسیای صغیر را فتح کردند صفویان بودند که انگلستان و پرتقال را از جنوب ایران بیرون راندند نادرشاه بود که افغان ها را بیرون راند و اولین بار به فکر نیروی دریایی افتاد و هند را فتح کرد.از این همه دستاورد و موفقیت و حکومت ، فقط قاجار را می بینی؟؟؟؟اگر الان به فارسی صحبت می کنی مدیون سامانیان هستی پس هیس صدایت را نشنوم!!

          3. آلپرتونقا می گوید

            بهتره برای دیدن قاجار اول عینک پهلوی رو از چشمشون بردارن قاجار کم به این خاک خدمت نکرده مستنداتشم هست که اکثرا اونارو به اسم رضا پالان بیسواد فاشیست جعل میکنن رضا پالان و پسرش که عروسک خیمه شب بازی انگلیس و نوکرای حلقه به گوش یهودیها بودن یادی کنیم از شاه قدرقدرتشون رضاپالان که با یه تلگراف و با اومدن دو گروهان هندی فلنگو بست البته اسمشونو نمیشه شاه گذاشت چون نه پدر نه پسر هیچ کدوم نتونستن یه دور کامل حکومت کنن دستنشانده بودن و اخرشم با دستمال کاغذی گوششونو گرفتنو انداختنشون بیرون کل طایفه ی پهلوی و جمهوری اسلامی خاک پای قاجار هم نمیشن یه نمونه شو میگم از کاردانی شاهان قاجار وقتی پیشنهاد احداث خط راه اهن سراسری به احمد شاه قاجار شد گفت این خط باید از شرق رو به غرب متصل کنه تا برای اقتصاد کشور مفید باشه و مورد قبول واقع نشد رضا پالان خواسته ی غربی هارو چشم بسته قبول کرد و خط راه اهن از شمال به جنوب احداث شد که همون خط اهن باعث بدبختی ملت ایران شد
            رضا پالان دیکتاتور بیسوادی بیش نبود
            تا زمان قاجار اتحاد بین اقوام این جغرافیا به بهترین شکل حفظ شده بود ولی از زمان رضا پالان به بعد بواسطه ی تحریف و جعل در تاریخ و ناسیونالیست من دراوردی یه بیسواد پانفارس یه عده متوهم خود برتر پندار بوجود اومدن که اتحاد این مملکت رو به باد دادن
            غربیها خوب فهمیدن دست روی کدام مهره بزارن تا این مملکت رو برای همیشه عقب بندازن
            با به حاشیه رفتن قدرت تورک دیگه هیچ مانعی برای بازیچه قرار دادن و استعمار این اب و خاک جلوشون نذاشتن بمونه
            دیگه کار به جایی رسیده که این متوهم ها منکر وجود ما میشن
            مجهول الهویت های مهاجری که تو خونه نشستن و صاحبخانه را بیگانه خطاب میکنن
            😄😄😄

          4. بنده خدا می گوید

            داری میگی ترک ها صاحب خونه ان ؟؟!باید بهت بگم ترکان اقوام مهاجری بودن که از پشت کوه تورک آمدند و به همین سبب بهشون ترک میگفتند.

          5. امیر می گوید

            داداش ساقیت کیه؟
            بگو ماهم ازش جنس بگیریم مثل تو بریم فضا!
            من مثل این دوستان باحوصله نیستم که چندین پاراگراف تایپ کنم
            پس به چند عبارت تیتر وار بسنده میکنم جزئیاتش رو خودتون پیدا کنین بخونین
            قبر ها و کتیبه های ۹۰۰۰ ساله اردبیل
            کتیبه های ۵۰۰۰ ساله در آذربایجان غربی
            قلعه ۶۰۰۰ ساله شهر عزیزم مرند
            کلمات یکسان در زبان های ترکی و سومری

        3. امیرحسین می گوید

          فاذت چیه 🤔
          از موتوری جنس گرفتی 😑
          حرف ما چیز دیگه ایه

      2. NOROOZI می گوید

        سلام
        noroozi__n__1255
        این پیج اینستای خودمه بیا پیجم

    2. آلپرتونقا می گوید

      تخت جمشیدی کلا وجود نداشته اونجا یه بنای نوسازه که توسط عوامل غرب و یهود با استفاده از بقایای یک بنای یونانی که تو اون محوطه بوده ساخته شده
      عکسهای قدیمیشم هست که یه سرچ کنی میبینی
      شاید اگه حکومت پهلوی سرنگون نمیشد امروزه میتونستن اونجرو تکمیلش کنن ولی بخت باهاشون یار نبوده که اکثر جاها حتی کنده کاری هاشونم نصفه و نیمه مونده

      1. کامران می گوید

        دوست عزیز چی داری میگی.در بنای یونانی وصیت نامه داریوش اول و خشایار شاه چکار میکنه‌.قبر کوروش چکار میکنه.قبر بیش از ۷ شاه ایران در کوه رحمت چکار میکنه.هیچ پادشاه کشوری در طول تاریخ حتی بعد فتح یک کشور از خودش کتیبه یا سنگ نوشته جا نزاشته ک یونانی ها بخوان کتیبه بسازندر وسط ایران یا پرشین

    3. امیرحسین می گوید

      بلایای طبیعی هوازدگی و…
      اگر به شیراز رفته باشی و بنا های تاریخی اطراف تخت جمشید رو ببینی همش رو از سنگ های تخت جمشید ساختند حالا دیگه قاچاق های منابع تاریخی بماند ازش حرف نمی‌زنم
      هرکس تو تاریخ رسید ی لگد به این شیر زخمی زد مثل مغول ها اعراب و…

  39. کوروش کبیر و داریوش کبیر بهترین آدم ها هستند می گوید

    درود یورش اسکندر به ایران حقیقت نداره در واقع عمر تخت جمشید آتش زد و عرب ها بودن که ایران رو نابود کردن

    1. علی اکبر می گوید

      تو باز چقدر بدبختی
      قشنگ معلومه که دردت کوروش و داریوش نیست. بلکه کاسه لیس غربی.
      اینهمه دارن تو این سایت خودشون رو به آب و آتش میزنن که ایران خیلی قوی بود و اسکندر توان مقابله با ایران رو نداشت. هر کس از سلوکیه میگه در جا دو سه نفر پاسخ میدن که نه اینجوری بود و اونجوری بود.
      ظاهرا با رنگ قهرمان سازی برای ایران باستان در صدد حذف این مدعا که غرب هم به ایران حمله کرد و تخت جمشید رو سوزوند هستند و هستید و میخواهید چهره ی اونا رو از این جنایت پاک کنید تا همه ی جنگ ها علیه ایران از قبل هخامنشیان تا استعمارهای دوره قاجار و پهلوی ها رو به اعراب ربط بدید که البته اعراب بهانه هست اصل قضیه زدن اسلام هست.
      نه الحمدلله مردم ما مثل خود من اگر چه به ایران باستان و اشعار فردوسی کبیر علاقه مندیم ولی اونقدرها هم گاگول نیستیم که شما با این حرف ها ما رو نسبت به اسلام بدبین کنید و آخرش فرهنگ غربی رو بر ما تحمیل کنید.
      مطمئنا الان حمله اسکندر اهمیتی نداره. مهم الان حمله آمریکا به ایران هست که با وجود اسلام و شعارهای کوبنده امام حسین در برابر ظلم، اونا هیچ غلطی نمیتونن بکنن و تنها راه حلشون اینه که شما ها رو بفرستن تا اسلامو مقاومت امام حسین رو از قلب مردم ما بردارید.
      ولی امیدوارم که اونجوری که شما میخواهید، حالا دانسته یا ندانسته دارید تو زمین غربی های استعمارگر بازی میکنید، نشه.
      در ضمن اگه خیلی حمله به ایران براتون مهمه بگید چرا هیچی در مورد حملات انگلیس در دوره دو پهلوی و استعمارشون نمیگیدتا مردم بدونن چطوری رضاشاه اومدوچه خیانتایی کرد و بعدش چطوری ممدرضا پسرش خیانت کرد؟ و چرا از دلاوریهای چمران ها و همت ها و خرازی ها تو انقلاب اسلامی نمیگید و میچسبید به آریوبرزن؟! اینا که کنار گوشمونن.
      چرا از حججی ها تمجید نمیکنید که برای عدم نگاه چپ داعش به ایران رفتند تو کشور غریب با اونا جنگیدند و نابودشون کردند.
      اگه واقعا از جایی ساپورت نمیشید برای این حرفاتون یه کم حداقل به این موضوعات فکر کنید.

      1. محمد می گوید

        منم مسلمونم منم ایرانیم منم دوست دارم کسی به نام اسکندر وجود نداشت ولی افسوس که هر سپاه قوی روزی ضعیف خواهد بود افسوس که اسکندر وجود داشت افسوس که تخت جمشید سوخت افسوس که اریو برزن مرد افسوس که…..

      2. ایلیا می گوید

        تو کل کامنتا فقط یکی راجع به همینایی که گفتی توضیح داده اونم تویی
        بقیه پان فارسیستا چرا هیچی نمیگن؟؟؟؟؟؟
        نکنه اونام فرستاده امریکان؟؟؟؟؟؟
        خودتون خودتونو لو دادید
        گاگول بودنش که هستید که تاریخو تحریف میکنید
        مصریها قبول دارند که اسکندر بوده چون سلسله بطلیموسی وجود داشته و آثارش موجود
        همینطور هندی هاهم
        اما بعضیها…

      3. میلاد جعفری می گوید

        علی اکبر فقط برام جالب شد بدونم چی زدی…

  40. داریوش می گوید

    سلام
    با همه دوستان موافقم! آخه بین سلسله هخامنشی تا اشکانیان چه اتفاقی افتاده؟ هوا حکومت می کرده!؟ نکنه بین دوتا حکوت ایران تو سیاهچاله او ده تو خودش کشیده بعد دو باره پسش داده!؟ نکنه می گید اصلا اشکانیان هم وجود نداشته!؟ ساسانیان چی اونم نه!؟ نکنه اصن از اول وجود ایران اعراب بر ایران حکومت می کردند!!! آخه برادر من همه دنیا سلوکیه و حمله اسکندر به ایران رو قبول کرده بعد حالا یعنی فقط یک سایت که معلوم نیست از کجا در اوده درست میگه!؟

  41. وحید می گوید

    از سایت خوبتون که تعدادی از کتابهاش و خوندم ممنوم و تشکر میکنم.
    در مورد مسئله ی بالا چند تا سوال برام پیش اومده اولیش اینکه اگه اسکندر دروغه پس چه کسی تخت جمشید رو اینگونه ویران کرده کاره هیچ ایرانی نمیتونه باشه چون اگه میخواست بعد از داریوش سوم پادشاه ایران بشه به یک کاخ سلطنتی نیاز داشت که در اون مستقر بشه و ابهت پادشاه رو نشون بده.دومیش اینکه میدونیم که برای داشتن یک کشور عظیم تمدن ساز نیاز به ثروت هنگفتی هم هست تا اولا هزینه سنگین حفاظت از مرزها تامین بشه دوما هزینه ساخت بناهای با شکوه که نشان دهنده عظمت هنر و معماری و حکومت اون کشور است تامین بشه. و همین طور میدونیم که مقدونیه کشوری نه چندان ثروت مند بوده و از اون طرف ایران بسیار ثروت مند بوده و همان طور که گفتم برای داشتن کشوری ابر قدرت در جهان ثروت هنگفتی نیازه.و این رو هم میدونیم که آغاز روم قدرتمند از همین زمان ها بوده و همین طور تا حدود ۳ قرن بعد ایران نسبت به روم ضعیف تر میشه و ثروتش هم کمتر میشه.اگر اسکندر به گفته شما افسانه است پس روم ثروتش رو از کجا آورد که تونست قدرتمند بشه.

    1. شاهرخ می گوید

      سلام . شما یک تنه ب جنگ تاریخ کلاسیک جهان رفتی! دفاعیات شما از عدم وجود اسکندر ناچیز و بی پایه هست ! بین ایران و روم صدها جنگ دیگر درگرفت(تا اواخر سلسله ساسانی!) ک همگی ریشه در آخرین جنگ داریوش سوم با اسکندر داشت ! سلوکوس یکی از سرداران اسکندر بود ک سکه هایش موجود است . ناگفته نماند پادشاهان اشکانی اکثرن یا پدر یا مادر یونانی داشته اند !

  42. وحید می گوید

    سلام باید بگم که من خیلی خیلی خیلی از اسکندر ملعون بدم میاد اما اگر اسکندر ملعون به ایران حمله نکرده بود پس سلوکیان چگونه به وجود امدند و اشکانیان علیه انها قیام کردند و بعد ها ساسانیان چگونه انها را شکست دادند و بر ایران حاکم شدند چند سده بعد اعراب به ایران حمله کردند و اگر ساسانیان نبودند انها با چه دولتی وارد جنگ شدند و اساسا مطلب شما بی اساس است شاید نویسندگان یونانی پیروزی های خود در برابر سپاه ایران در زمان داریوش اول و خشایار شاه و داریوش سوم رابزرگنمایی کرده باشند ولی این یک دروغ نیست که اسکندر ملعون به ایران حمله کرده است

  43. کی ویشتاسپ می گوید

    با درود خدمت دوستان!
    انچکه در ایران تاریخ سازی شده بیش از ۹۰ ٪ دروغ پردازی شوونیسم ها و ملی گراهای افراطی است. حمله اسکندر مقدونی و تصرف سرزمین های هخامنشی و سر زمین های اشغالی هخامنشی مانند آریانا (افغانستان امروزی) با مدارک و اسناد تاریخی بخوبی نشان میدهد . در افغانستان گنجینه طلای باختر و سکه های دولت شاهنشاهی یونانی باختر بخوبی از فرهنگ یونانی در سرزمین آریانا یا افغانستان امروزی خبر میدهد که با فرهنگ اوستایی بومی امیخته است.
    شوونیسم های تاریخ نویس ایران مردم ایران را گوسفند فرض کرده و هرآنچه تاریخ و فرهنگ هخامنشی ها و ساسانی ها و اشکانی ها بود رو قربانی آریایی خواهی خود نمودند . در حالیکه همه میدانیم در ایران بجز از تخت جمشید کدام آثار تاریخی دیگری وجود ندارد . و این در حالیست که در افغانستان امروزی که در عهد باستان به آریانا مشهور بود و توسط تاریخ نویسان یونانی و رومی به ثبت رسیده در هر گامی که برداری به یک آثار و تمدن میرسی .
    ایران نامی است که در سال ۱۹۳۵ توسط بعضی فرهنگیان ایرانی به رضاه شاه پیشنهاد شد و همه ادارات دولتی موظف شدند که نام ایران بجای پرشیا استفاده کنند و حتی کار بجایی رسید که آثار باستانی را جعل سازی کردند و در اکثر آثار تاریخی نشان زرتشت را جعل کردند .
    برای همین داره گند کاری های رضاه شاه و دیگر همفکرانش یواش یواش در می آد .

    1. وحید می گوید

      کوراغلو جان کیفون؟ یاخچی‌سان؟

      اسم جدید مبارک. کی ویشتاسب؟!!

      حضور عنور شما عرض کنم که افغانستان بیش از اینکه آریانا باشد. خراسان است. آریانا بیشترش در پاکستان افتاده است ولی شما طبق عادت قبیله‌ای دوست دارید خرابی‌های افغانستان را با آریا گره بزنید که البته اگر مثل ترکیه و جمهوری باکو به قوادی و تن‌فروشی پرداخته میشد، افغانستان هم همانطور پیشرفته بود.

      شما همه فقط همین را میدانید که ایران باستان یعنی تخت جمشید!! چون چیز دیگری را نمیخواهید بدانید. ( به دستور عبدالناصر پورپیرار)
      کتیبه‌ی بیستون، نقش رستم، کهن‌دژ، طاق کسری را نمیخواهید ببینید.

      چو ایران نباشد تن من مباد فردوسی قرن چهارم چیه؟

      1. محمد می گوید

        با عقده و از روی کینه و فرهنگ خانوادگیت حرف نزن لااقل وقتی با ادب نیستی سعی کن از فرهنگ بقیه مردم استفاده کرده و با ادب و شعور سالم انسانی نظرات تو بیان کن نه با توهین به بقیه ملتها.
        در کل آدمی را آدمیت لازم است.

      2. محمد می گوید

        لطفا برای من توضیح بده تن فروشی چه فرقی با صیغه داره؟؟؟؟
        البته شکی نیست که اسلام مشکلی نداره و صیغه توسط ایرانی ها به اسلام اضافه شد
        در ایران باستان تن فروشی مقدس بود
        داره میگه تو افغانستان سکه طلا بوده و آباد بوده تو میگی خرابیها؟؟؟؟
        عبدالناصر پورپیرار کشک چیه
        ما با عقل و منطق حساب میکنیم چیزی که شما بلد نیستید
        هر چیزی به نفعتون باشه قبول میکنید مثل همین که کوروش ذوالقرنینه
        هر چیزی به ضررتون باشه قبول نمیکنید مثل همین حمله اسکندر به ایران و پیروزی معجزه گونش

        1. محمد می گوید

          آره اعراب خیلی ادمای خوبی بودن هرچی اسلام بدی داره ایرانیا اضافه کردن

          1. وطن پرست می گوید

            بهتره بدونی در حمله اعراب به ایران ۳۰۰هزار زن برای صیغه شدن به عربستان فرستاده شد

            تن فروشی در شبه جزیره عربستان معروف بود نه ایران

            یه نگاه هم به منشور کوروش بنداز که چگونه جهان گشایی کرد بعد برو در مورد حمله اعراب مسلمان با ایمان تحقیق کن که بهترین ومقدس ترین کعبه نیست انسانیت هست دین چیزی هست که انسان های بد با لباس خوب فساد کنند که حب الوطن از ایمان است که هرچه بر وطن عشق ورزی انسان خوبی هستی و وقتی سعدبن ابی وقاص جهان را به خون کشید وصنت گرایی میکرد و باوجود اینکه به اسم اسلام امده بود هیچ به اسلام
            هم اهمیت نمی داد مایه ی افتخار اسلام شد ولی وقتی با امام حسین علیه السلام رو در عاشورا شهید کرد مایه ی ننگ اعراب شد پس اسلام برای بعضی دین صنت گرایی اعراب است چهره اسلام را شما تاریک کرده اید که مردم از اعراب متنفر هستند

          2. محمد می گوید

            در زمان حمله اعراب به ایران آئینی به نام شیعه وجود نداشت
            چهار شاخه سنی بود و بس
            اینرا اضافه کنم که در بین شاخه های اسلام تنها در شیعه صیغه وجود دارد
            سنی ها میگویند پیامبر در یک روز صیغه و گوشت الاغ را حرام کرد
            پس چگونه در آن زمان که صیغه نمی توانسته وجود داشته باشد سیصد هزار زن در عربستان صیغه شدند؟
            جناب وطن پرست
            منبعتون مشکل داره عوضش کنید

          3. محمد می گوید

            شکی نیست که کوروش با ناز و نوازش! کشور گشایی میکرده
            ببینم اگه من حمله کنم و همه رو بکشم بعد روی یه استوانه بنویسم حمله کردم و هیچکسو نکشتم آیا حرف من راسته؟؟؟؟؟؟؟
            شما که دم از استوانه کوروش میزنید مدرکی دیگر ارائه دهید
            با یک گل بهار نمیشود
            راجع به معروفیت تن فروشی در عربستان هم چیزی نیافتم

          4. محمد می گوید

            من نمیگم اعراب متمدن بودن
            ولی میگم صیغه توسط ایرانیها به شیعه اضافه شد
            سنی ها میگویند صیغه و گوشت خر در یک روز توسط پیامبر حرام شد
            در ضمن هیچ دین آسمانی بدی نداره البته اگه به خدا باور داشته باشی

    2. حسین برازجانی می گوید

      جنابی ک اسمت کی ویشتاسب هست، ایران اسمش همین بوده و اسم بین المللی پرشیا بوده، ب پیشنهاد وزیر آلمان ب شاه وقت ایران اسم بین المللی از پرشیا میشه همون ایران. چون آلمان ها عقیده دارن آریایی هستن و از نژاد نوردیک هم هستند(اشتباست اما دوس دارن ک باشن) خواستند هدفشون که اتصال به ایران بود را مشخص کنن.

      1. l(: می گوید

        به طور کلی به افرادی که در این جا نظر های خودشان را دادن چه درست چه غلط
        ۱. هیچ کاری نکردید.۲.من به عنوان یک جوان ایرانی ۱۸ ساله برای شما ارزشی به حساب نمیاورم چون شما برای من نیز ارزشی به حساب نمیاورید برای من راحت تر است کورش را انسانی بزگی بدانم و همچنین پدربزرگانم را زیرا باعث میشود انسان تر باشم این بحث بی ارزش شما ۵ سال در همین گفتومان به طول انجامیده۳. من هم بجای حرف های بی ارزش شما سعی میکنم برای کشورم افتخار بیاورم و فرهنگ خودم را بهتر کنم پس از شما میخواهم عمرتان و عمر جوانان مملکت را حرام نکنید در حال حاضر هیج فارس و هیچ ترک و لر وکردی از نظر علمی وجود ندارد زیرا سالهاست نژاد ها بهم پیوسته اند .و لطفا از زندگیتان با هر دین و مذهبی که دارید لذت ببرید
        و اینهم میدانم دنیا دنیای انسانیت تنها نیست و بیشتر دنیای قدرت است و اصلا دنیای تاریخ نگاران هم نیست و هرچه به نظر من ما تاریخ آباد تری داشته باشیم بروی روحیه افراد تاثیر مثبت دارد و همین و تمام در زندیگتان موفق باشید از آن لذت ببرید

    3. امیر می گوید

      جناب کی ویشتاسپ مشخص است که از سواد و فهم بیسوادان و بیشعوران پان ترک بسیار بهره برده ای! از قدیم می گفتند پان ترکیسم ترکیب دو چیز است: ۱- بیشعوری و ۲- بیسوادی. اولا که گفته ای در ایران بجز تخت جمشید آثار تاریخی دیگری وجود ندارد! یعنی یک انسان تا این حد بیسواد؟ یعنی راویلسون ها و گریشمن ها و هرتسفلدها و گدارها و استروناخ ها همه احمق بودند و فقط تو می فهمی؟ جابجای ایران نشانه تمدن های مهمی است که البته بسیاری از آنها به گواه خود متعلق به فرهنگ آریایی است. از کرمانشاه گرفته تا همدان و شیراز و نهایتا شوش و خوزستان آثار هخامنشی پراکنده اند و هخامنشیان خود به گواه خودشان آریایی بوده اند! اشکانیان و ساسانیان که به صراحت لفظ اران یا ارانشهر را استفاده می کرده اند که برگرفته از آریاست! حالا تو چطور فهمیده ای که آنها آریایی نبوده اند؟ یعنی تو بهتر از آنها می دانی؟ من طرفدار افراط گرایی آریایی نیستم، اما هوادار عقل و وجدانم! اگر سواد نداریم وجدان حکم می کند خفه شویم و بیشتر یاد بگیریم. دوما که گفته ای ایران واژه ای است که از ۱۹۳۵ توسط رضا شاه روی این کشور گذاشته شد! آیا واقعا ابلهی یا دیگران را ابله تصور کرده ای؟ شاید قبل از این تاریخ پرشیا نام بین المللی ایران بوده است (مثل Germany که نام بین المللی کشوری است که مردمش آن را ِDeutschland می نامند) ولی مردم ایران بر مبنای هزاران هزار سند کشور خود را ایران می خواندند. مثلا فکر می کنی ناصرالدلین شاه وقتی با مردم ایران حرف می زد خود را شاه پرشیا می خواند؟ یعنی تا اینحد بیسوادید که نمی دانید پرشیا واژه ای فارسی نیست و مردم ایران خود معنای آن را نمی فهمیدند؟ جدا از آن گیریم که نام این کشور بنابر ادعای شما پرشیا باشد! با این حساب خود شما پان ترک ها دودستی تمام کشور را به یک قومیت خاص از میان اقوام گوناگون ایرانی می بخشید. بعد آن وقت منظورتان از یک شوونیسم چه کسی است؟ یک فارس؟ اگر اینطور باشد که فارس ها کشوری که سندش به نام آنها خورده بوده است (یعنی پرشیا) را به نام ایران در آورده اند و اقوام مختلفی (از ترک و لر و کرد و بلوچ گرفته تا عرب و گیلکی و لک و تات) را در مالکیت کشور خود سهیم کرده اند! آیا شما ترک ها بستان نیست؟ چقدر از دشمنی کردن با دیگر اقوام لذت می برید؟ چقدر نژاد پرستید؟ حتی خودتان هم تحمل خودتان را ندارید! تبریزی ها با اردبیلی ها دشمنند و اردبیلی ها سایه تبریزی ها را با تیر می زنند! از آن طرف ارومیه ایها حالشان از تبریزی ها به هم می خورد و تبریزی ها هم تا اسم ارومیه به گوششان می خورد بالا می آورند! حالا دشمنی هایتان با ایران و ایرانی به جایی کشیده که از علَم عثمانی ها بالا می روید؟ کسانی که سابقه چندین نسل کشی را در کارنامه خود دارند. نسل کشی کردها! نسل کشی ارامنه! نسل کشی یونانیان! نسل کشی تالشی ها! و نسل کشی در آذربایجان ایران در زمان صفویه! با کسانی که همیشه حامیتان بوده اند (یعنی سایر اقوام ایرانی) سر ستیز برداشته اید و سنگ متجاوزان به ناموستان (عثمانی ها در زمان صفویه) را به سینه می زنید؟!؟ بعد هم ناراحت می شوید اگر بهتان بگویند ترک ..ر؟!؟ عجیب است از این همه حماقت و بیشعوری که گریبان تان را گرفته!

      1. SIAVASH می گوید

        عزیز من این اسکندر سوم مقدونی که منابع غربی مثل یونانیان و رومیان معرفی می کند با اسکندر واقعی که منابع شرقی معرفی می کنند زمین تا آسمان فرق دارد اسکندر غربی در قرن سوم قبل از میلاد بوده است و مقدونی معرفی شده است ولی اسکندر شرقی ایرانی و یونانی بوده است و در قرن پنج قبل از میلاد بوده است بعد هم اسکندر شرقی برادر ناتنی دارا و پسر داراب از مادری یونانی به نام ناهید بوده است در شاهنامه آمده است بعد هم اسکندر خود جزو پادشاهان کیانیان بوده است و اصلا جانشین برای خود انتخاب نکرده بود و این سلکویان فقط به خاطر این که اسکندر یونانی بوده است خود جانشین او خطاب کرده بودند و مدت چهار سال بر ایران حکومت کرده بودند و اصلا هخامنشیان و ماد یک چیز دروغین است که با تاریخ جور در نمی آید چون در منابع شرقی پادشاهان از پیشدادیان و کیانیان و اسکندر ایرانی و یونانی که از سلسله پادشاهان کیانیان است بعد سلوکیان که به بطلمیوسی معروف بوده اند بعد اشکانیان و بعد ساسانیان و اصلا نامی از پادشاهان ماد و هخامنشیان نیست و این تاریخ نویسان یونانی به دروغ هخامنشیان بزرگ کرده اند و یک اسکندر سوم مقدونی دروغین ساخته اند که بگویند ما یونانیان امپراطوری بزرگ هخامنشیان نابود کرده ایم در کتاب فارسنامه ابن بلخی نوشته است کوروش یا کیرش یک دست نشانده از طرف بهمن پسر اسفندیار که ملقب به بهمن اردشیر دراز دست است به جای پسر بخت و النصر که بلت النصر بوده است می گمارد و اصلا پادشاه ایران نبوده است بلکه از مادری یهودی به نام اوشین که دختر یکی از انبیاء یهودی است معرفی شده است و پدرش احشوارش یا همان خشایار است بعد هم این کوروش در قرن هفتم قبل از میلاد بوده است و در ضمن بعد از بهمن پادشاه کیانیان دختر او همای چهرآزاد و بعد دارب و دارا و بعد اسکندر حالا هخامنشیان دروغین چگونه با تاریخ جور در می آید فقط بعد سلوکیان اشکانیان به مدت چهار و هفتاد و نه سال بر ایران در مناطق مختلف حکومت کرده اند یهودیان قالتاق تاریخ کیانیان دزدیده و به جایش تاریخ دروغین هخامنشیان و ماد تحویل ایران داده اند یونانیان و رومیان نژادپرست به خاطر این که خود را از همه بالاتر می دانستند تاریخ دروغین هخامنشیان و مادها اسکندر دروغین خود را تحویل مردم ایران داده اند همین یونانیان و رومیان اشکانیان پارتی و نادان خطاب کرده اند ولی در منابع شرقی مثل چین و هندوستان اشکانیان خردمند و ایرانی خطاب می شوند اسکندر شرقی که حتی فلسفه اسکندرانی بخاطر بزرگی اسکندر است ولی اسکندر غربی یک وحشی است حتی کنفوسیوس از اسکندر حرف زده است بدبخت اسکندر شرقی اصلا آنچنان حمله ای به ایران نکرده است و حتی قاتلین دارا که از یاران خود دارا بودن به خاطر خیانتشان اعدام می کند و دارا با مراسمی شاهانه تدفین می شود

      2. SIAVASH می گوید

        عزیز من نژاد آریایی یک دروغ بزرگ از طرف دانشمندان و تاریخ نویسان نژاد پرست و هیتلر است که در نفس کثیف آدمیت غرق شده اند این کلمه آریایی اولین بار توسط دانشمند نژادپرست غرق شده در نفس کثیف آدمیت فرانسوی به نام آرتور کنت گوبینو به راه انداخته شده است و اصلا نام ایران ربطی به آریایی ندارد بلکه نام ایران ریشه از نام ایرج می گیرد مثل توران که از نام تور ریشه گرفته است حتی شهری در روسیه است که یادگار کیقباد ساسانیان و پسرش انوشیروان دادگر به نام دربند که مردم آنجا خود ایرانی و نام شهر ایرستان می نامند و در ضمن این فرانسوی مثل یونانیان و رومیان نژادپرست به دروغ کلمه ایر را به آر تبدیل کرده اند و یک عالمه دروغ با کلماتی مثل آریایی و آریانا و آریا و آرین درست کرده اند و تحویل ما داده اند اصلا من یک بار در شاهنامه ندیده ام حرفی از نژاد آریایی بزند و اصلا چیزی به نام نژاد پارس یا ترک و کرد و لر و خلاصه هر چرت و پرت دیگری که دانشمندان نژادپرست تحویل مردم داده اند وجود نداشته و نخواهد داشت بلکه این ها فقط مربوط به زبان هستند و ایرانیان اصیل متعلق به هیچ گونه قوم و نژادپرستی نیستند بلکه اهل خداشناسی و خداپرستی واقعی بر پایه انسانیت واقعی هستند خود سلجوقیان که زبانشان ترکی بوده است خود را ایرانی کیانی و حتی پیشدادی معرفی می کنند و آن قدر به نام ایرانی علاقه داشته اند نام های ایرانی برای خود انتخاب کرده بودن و حتی شاهنامه از هرچه کتاب برای آن ها با ارزش تر بوده است و هیچ وقت دم از نژادپرستی نزده اند کسانی که دم از نژادپرستی می زنند به خاطر این است که در نفس کثیف آدمیت غرق شده اند و در ضمن ایران همیشه نامش ایران بوده است این تاریخ دانان و تاریخ نویسان دروغین غرق شده در نفس کثیف آدمیت نژادپرست غربی مثل یونانیان و رومیان هستند ایران به نام پارس یا پرشیا و اسم های من درآوردی خود معرفی کرده اند ما برای شناخت تاریخ واقعی خود باید منابع شرقی که هم خوبی و بدی را نوشته اند.

  44. فرشید می گوید

    این جور استدلال ها که استعمار غرب و یهود و عرب و … اسکندر مقدونی رو ساختن تا تاریخ ایران رو تحقیر کنند و … درست مثل قضیه نفی تاریخ پیش از اسلام توسط بعضی از گروه های تجزیه طلب هست که توسط امثال پورپیرار و … ترویج میشه و در حقیقت دو روی یک سکه هستند. اگر حمله اسکندر دروغ باشه، پس وجود سلسه بطلمیوسی مصر نفی میشه که وجودشون در اسناد و کتیبه های رومی موجوده. ضمنا اگر تخت جمشید توسط اعراب به آتش کشیده شده بود و در دوران ساسانی وجود داشت، ما باید علامت فروهر رو در نقوش برجسته ساسانی ببینیم، در حالی که حتی در کتیبه های اوایل اشکانی هم اثری از فروهر دیده نمی شود و تنها در چند سکه ی محدود که از پادشاهان ایالتی پارس در دوران سلوکی به دست آمده دیده می شود. و همچنین ذکر وجود و سوختن این کاخ باید در شاهنامه و روایت های تاریخ طبری دیده بشه و یا حداقل به صورت داستان در بین مردم وجود داشته باشد (مانند ماجرای تخریب و سوزاندن شهر و کتابخانه تیسفون و به آب افکندن کتب کتابخانه به دستور خلیفه، تکه تکه کردن فرش بهارستان و …). همچنین در کتب زرتشتی پیش از اسلام به اسکندر لقب “گجسته” داده شده است، زیرا زرتشتیان بسیاری را کشت و از دو نسخه ی موجود اوستا، یکی را سوزاند و یکی را به یونان فرستاد. اگر اسکندر ایرانی بود، هرگز این کار را نمی کرد و در عوض، در صدد جذب زرتشتیان به سمت خود بر می آمد تا قدرت سیاسی و اجتماعی بیشتری داشته باشد.

    1. آلپرتونقا می گوید

      نمادی به نام نماد فروهر وجود نداره تمامش مصادره آثار بابل و اشوری هستش نمادی که بنام فروهر میشناسین الهه شمس هستش اکثر اثاری که به اسم خاخام منشیان معرفی کردن مربوط به بابل اشور و عیلامیهاست

      1. ماتیار می گوید

        چی آنقدر چرت نگو بشر رو خود نماد فورها کلا شکلش شبی کارها و نقش نگارهای پارس جی میگی واقا جرت زیاد میگی اصلا یه آدم چرت گورو میشه فهمید خوبه باز با نام کشوری خودت اومدی

      2. اکدی شناس می گوید

        کاملا درست میگویید . البته شمش نه شمس . شمش به زبان اکدی یعنی خورشید و یا همان شمس عربی.

  45. الهه می گوید

    به نظر من هم اتش زدن تخت جمشید دروغه چون آثار آتش روی رو سنگها باقی میماند

    1. محمد می گوید

      بعد از دوهزاروپانصد سال دوده و آثار آتش سوزی در اثر باد و باران پاک میشود

      1. Soroosh می گوید

        تخت جمشید زیر خاک بوده که انگلیسی ها درآوردن

        1. مرتضی اکبری می گوید

          اقای محترم از خودت مطلب در نیار

    2. سعید می گوید

      روی کتیبه ها موجود است.

  46. حسام می گوید

    اسکندر بدست اریو برزن کشته شد و از بالای کوهی بلند به پایین پرت شد هنگامی که مبارزه تن به تن شد هیچ کس توانایی مقابله با اریو برزن رو نداشت به همین خاطر اسکندر خودش جلوی سپهسالار سرزمین پرشیا ایستاد و از کوه به پایین افتاد و کشته شد
    ولی این چیزی از بزرگی و شجاعت اسکندر کم نمیکنه با اینکه دشمن ایران بود هرودوت یونانی هم که دشمن درجه یک ایران بود و هرچی در مورد ایران نوشته از روی کینه و خشم و عقده بوده

    1. Unknown می گوید

      لطفا منبع خود را به من نیز معرفی کنید تا از این همه خرد بهره ای ببرم

    2. کاظم می گوید

      لطفا پس از معرفی منبع ساقی خود را نیز به ما معرفی کنید

  47. مشیری می گوید

    سلام.مطلبتون جای تامل دارد.ما ملت ایران همیشه قبل از تامل پیش داوری و قضاوت میکنیم.موندم چرا ما ایرانیها به جای تحقیق در مورد صدق یا کذب یه مطلب مثل این ,مدام یا بهانه یا توهین یا کارشناسی میکنیم. با تشکر از مطلبتون.

  48. آرمین می گوید

    اگر اسکندر به ایران حمله نکرد پس عامل سرنگونی هخامنشیان چه بود . اگر اسکندر به ایران حمله نکرد پس سلوکیان از کجا آمدند. شما هم مثل اکثر افراد به ظاهر وطن پرست سعی در بزرگ جلوه دادن ایران باستان به خصوص هخامنشیان هستید .
    بهتر است با واقعیت کنار بیاییم و وقت خود برای همچین حرف هایی که بدون اصل و اساس گفته می شوند تلف نکنیم شما . شما تاریخ همین هخامنشیان را کنکاش کنید و به حقیقت آن پی ببرید .

  49. رضا می گوید

    داداش حرفت درست منم باهات موافقم ولی ۸۰ سال چی

  50. شاپور می گوید

    اره بعضی چیزا شک بر انگیزه مثل اینکه یونان که یک بیستم ایران هم نیست سهم پنج سردار میشه وایران سهم یک سردار
    اشکانیان که سلوکیان رو شکست میدن قلمر سلوکیان کمی کمتر از هخامنشیان هست ولی چرا قلمرو اشکانیان بعد از شکست سلوکیان کمی بزرگ تر از ایران کنونی است پس اگه سلوکیان رو برانداختند قسمت های دیگه سرزمین مال انها نشد پس چه شد بعد پادشاه بیست ساله چطور بر اسر بیماری مرد اسکندر چطور در جنگ با داریوش سوم با ۴هزار سوار ۷هزار پیاده تونست ۲۰۰هزار پیاده و ۴۵ هزار سواره و۱۵ فیل وارابه رو شکست بده هر استراتیژیک هم نمی تونه اینارو کنه یعنی هریونانی باید حداقل ۲۵ نفر را مجهز می کشته و کتیبه های در تخت جمشید یافت شده که متعلق به ساسانیان است

    1. آلپرتونقا می گوید

      پیروزی در جنگها در قدیم به تعداد سربازان نبوده خیلی نمونه ها هستن که طرفهای چندین برابر کمتر از طرف دیگه نیرو داشتن ولی پیروز نبرد بودن
      یک نمونه مغولستان رو در نظر بگیریم جغرافیای کوچیک و امار کم ولی امپراتوری که به وجود اوردن باور نکردنیه
      مسله اینجاست که یه عده به تاریخ با نگاه تعصب کور مینگرن
      و همش سعی دارن چیزای باب میل خودشون رو ازش دربیارن

      این سردرگمی در تاریخ همش برمیگرده به جعل گسترده ی تاریخ در زمان رضاپالان که توسط عوامل غربی و یهودیا پروژه ی خاخام منشی و ناسیونالیسم ایرانی رو رقم زدن
      تاریخی که هزارو سیصد سال هیچ اثری ازش نبود ولی یهو غربیها اومدن و برای ما دیکته کردن
      هخامنشیان نه تنها اون عظمت رو نداشتن بلکه باعث نابودی تمدن بومی های این جغرافیا شدن حتی هویت اصلیشونم مجهول هستش معلوم نیست از کجا پیداشون شد که باعث کشتار نزدیک ۸۰۰۰۰ نفر از مردم بومی این جغرافیا برای منافع یهود شدن
      جشن پوریم یهودیان هم به همین مناسبته

      1. غلامرضا می گوید

        الپر می‌دونی که تاریخ هرگز پنهان نخواهد ماند

      2. کوروش عباسی می گوید

        شما به این هم نگاه کن از نخبه ترین ارتش های جهان باستان به نام گارد جاویدان وجود داشته
        دوم اینکه هخامنشیان حاکم بر اونجا بودن و هیچ وقت نمیتونستن سربازی جمع آوری کنن
        حمله به ایران نیازمنده خوراک برای سرباز و منابع مالی بوده
        نیاز مند آموزش و … هم بوده
        به این نگاه کن حتی مارکوس کروسوس با لشکری چند برابری حریف نیرو های اشکانی نشد
        پس چطور با یک لشکر کوچیک ایرانو فتح کردن ؟!!!
        اون هم با نیروهای نخبه جنگی و تا دندان مسلح هخامنشی
        برای من کاملا روشن شده
        شما برو فیلم۳۰۰ رو نگاه کن
        این فیلم با تمام بزرگنمایی داره اشاره میکنه که فتح ایران افسانه ای بیش نیست

        1. محمد آزادی طلب می گوید

          دوست عزیز دلیل شکست ایران از اسکندر گذشته از شجاعت و سلحشوری شخص اسکندر و سربازانش بی عرضگی و ترسو بودن و فرار داریوش سوم از میدان جنگ بود که به شکست ایران ختم شد وگرنه علی رغم سلحشوری نیروهای مقدونی تعداد نیروهای هخامنشی چند برابر آنها بود . اگر پدر این پادشاه یعنی اردشیر سوم زنده بود به احتمال زیاد سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد و اسکندر شکست می خورد . اردشیر سوم فرد مقتدری بود که توانست مصر را به قلمرو ایران برگرداند اما با مسموم شدنش توسط خواجه مصری اش ضربه بزرگی به ایران و سلسله هخامنشیان وارد شد .

    2. مرتضی اکبری می گوید

      این اعداد دروغه زیاد توجه نکنید

  51. محمد می گوید

    اونی که داره دروغ میگه شمایی

  52. محمد می گوید

    همین اسکندر خواست به هند حمله کنه ولی به اسرار بعضی از نفرات به اونجا حمله نکرد تو فقط میخوای به نوعی آبرویه تاریخ ایرانو بخری حتی یکی از زنان اسکندر ایرانی بوده

    1. امیرحسین می گوید

      میشه یک کتیبه از همینا که گفتی بیاری؟ نکنه سند حرفات تاریخ دان های یونانی هستند؟

      1. SIAVASH می گوید

        مدرک می خواهی خود شاهنامه خود فارسنامه ابن بلخی تاریخ طبری تاریخ ابن خلدون داراب نامه طرسوسی منابع زیاد هستند که اسکندر ثابت کنند همین نام اسکندر از گیاهی به نام اسکندر گرفته شده است که مادر اسکندر ناهید او را به این نام نامگذاری می کند که یونانیان با ساختارشکنی در نام اسکندر و اضافه آل یا اَل پیشوند که یونانیان و حتی در زبان ریشه رومی که جد و آباد زبان های لاتین است و تغییر دهندگی در نام اسکندر آن را به آلکساندر یا اَلکساندر تبدیل کرده اند مثلا اسکندر در زبان هندی سیکندر است در زبان پارسی ساختارشکنی و تغییر دهندگی و کوتاه کردن کلمات وجود دارد ولی نه مثل یونانیان که کلان نام تغییر بدهند حالا نگاه کن به نام کوروش در یونانی
        کوروش به زبان یونانی Κυορούς که تلفظ آن می شود کوروس حال بخواهید بگوئید کوروش دوم Κύρος ΙΙ تلفظ کیروسایا حالا بخواهی بگوئی کوروش بزرگ Ο Μεγάλος Κύρους تلفظ اُ مِگالُس کیروس می بینید یک نام در زبان یونانی چقدر به هم می ریزد مثل کلمه داریوش Ντάριους تلفظ داریوس
        خشایار Χασαγιάρ تلفظ خاسایار حالا خشایار شاه Ξέρξης تلفظ کسِرکیس می بینید قدر به هم ریختگی در زبان دارند مثلا کوروش در زبان چینی کو لو شِن kù lû shen اِسکَندَر Yàlìshāndà تلفظ یالیشَندا

    2. SIAVASH می گوید

      درود یزدان پاک بر آن شرافت انسانیت منشانه تو باد اسکندر اصلا در منابع شرقی با منابع غربی زمین تا آسمان فرق دارد و اسکندر دختر دارا پادشاه سلسله کیانیان که به وصیت خود دارا این کار را می کند و در ضمن اسکندر بردار بزرگ ناتنی دارا بوده است و تازه همین اسکندر که او را گجستک می خوانند دو محافظ خائن دارا به نام های جانیسوار و ماهیار را به خاطر خیانتشان به دارا اعدام می کند تازه خود اسکندر در پارس تاج گذاری می کند خود جزو پادشاهان کیانیان می داند و اگر بعضی ها می گویند اسکندر را به خاطر این از پدری ایرانی و مادری رومی که به کل اروپا روم و یونان هم شاملش می شد برای اسکندر این نسب سازی کرده اند تا بگویند یک سلسله پادشاهی ایرانی به دست اسکندر که پدری ایرانی و مادری داشته است تا آبروی ایرانیان نرود و باید گفت این افراد غرق نفس کثیف آدمیت و نژادپرستی خود هستند اگر در منابع تاریخی ایران اسکندر پسر داراب پادشاه سلسله کیانیان ایران و ناهید دختر قیصر روم فلیقوس یا بقول ابوریحان بیرونی که می گوید در اصل فلیپوس بوده است که تعریب شده یعنی عربی شده آن فلیفوس است چرا در شاهنامه عمر یا ماهوی سوری پسر داراب و مادری عرب نشدن

  53. مریم می گوید

    میگم در تایید حرف خودت که چقدرم تعجب کردی اسکندر ایران رو شکست داده، شاید امپراطوری عظیم عخامنشی یه دروغ بودهو میشه به من بگی اگه امپراطوری هخامنشی مثل رم بزرگ بوده، کاخهای بزرگش که باید از شر۳ تا غرب پخش باشن کجان؟؟ ولی امپراطوزی رم واقعا هنوز معابد و حمام ها و امفی تیاترها و کاخ هاش از شزق تا غرب امپراطوریش موجوده. نمیخای قبول کنی شایذ هخامنش یه دولت یهودی بوده که اخرشم نتونست جای پاش رو محکم کنه و گسترده بشه چون اسکنذ وسط نقشهذهای یهودیا حمله کرد؟ یهودیایی که هنوز هم جشن پوریم میگیرم تا قتل عام دولتهای کوچیک محلی کل ایران رو جشن بگیرن و طفلکیا نقشه داشتن ایران رو تسخیر کنن و نقاشی های نیمه کاره تهت جمشید ثابت تر میکنه نشذ!! اینا رو ولش کن، میشه بگی چرا فرودسی و خافظ و خیام وسعدی توی هیچ شعری از کوروش و اخت جمشیذی که مال ایرانیای اصیله اسم نمیبرن؟ نمیخای از خواب داستان جعلی یهودیا که ۲۰۰ ساله ساختن بیدار شی؟ نمیخای بفهمی دارن گند کشتار پوریم رو لاپوشونی میکنن؟ اصلا میخای جشن پوریم رو گوگل کنی ببینی چی میاد؟؟

  54. مهران می گوید

    قطع یقین اسکندر وجود داشت و فاتح بی برو برگرد آسیای غربی بود و معلوم نیست خشایارشاه در یونان چکار میکرد و چگونه کینه حمله او بدل یونانیان مانده بود. هرگز تا زمان حکومت عثمانی مسیحی تبار صفویه ایران یکپارچه ایی وجو نداشت ولی کشورگشایانی در منطقه پرشیا وجود داشتند.

    1. ماتیار می گوید

      خشایار شاه قبل اسکندر بوده جی میگی قاطی کردی

  55. ایمان می گوید

    این که بعضی دوستان غیرت ایرانی بودنشون بعشون اجازه نمیده باور کنند اسکندر مقدونی داریوش سوم رو شکست داد قابل تحسین هست ولی پذیرفتن واقعیت و درس گرفتن از اون قابل تحسین تر هست

  56. امیر می گوید

    یک شاهزاده ایرنی با داریوش سوم جنگ کرده نه اسکندر این یه دروغه چطور میشه با ۴۰۰۰۰نفر ایران با عظمت اون دوره رو که بزرگتر از اسکندر نتونست در مقابلش پایداری کنه رو شکست بده در ضمن اون ۸۰ سال .وقتی ایلخانان ازبین رفت حکومت های محلی فرمانروایی کردند این هم همینطوره

  57. تایگر می گوید

    با عرض سلام خدمت نویسنده محترم.واقعا جای خوشحالی دارد که افرادی هم هستند به فکر دروغ برداری از تاریخ ایران هستند کلا با دروغ مشکل دارم۱.وقتی میگن تخت جمشید رو فلانی آتش زد خوب لامصب من بچه مرودشتم هر روز تو تخت جمشیدم شما یه اثر از آتش سوزی به من نشون بده۲.ما یکبار روم رو فتح کردیم ۱۰۰ تا کتیبه تو نقش رستم و طاق بستان کشیدیم که بعله ما روم رو گرفتیم اینم مدرکش.حالا شما مدرک رو کن که ایرانو گرفتی۳.آثار سلوکیها که مثلا ۳۰۰ سال به ما حکدمت کردن کجاست؟
    ۴.یه آدم باید حداقل ۴۰ سالش باشه تا بتونه بشه نماینده و بعد مثلا بره بالاتر تا برسه ۶۰ سال شده رییس جمهور
    حالا این اسکندر ساختگی کی شد شاه کی کل دنیا رو گرفت که تو ۳۲ سالگی هم مرد و رفت.اونم با اسب اخه با اسب همینجوری بری از یونان تا هند خودش میشه ۳۲ سال😁😁😁😁خواهشا کمی تفکر ایرانیها کمی تفکر

  58. ناشناس می گوید

    من که اخر نفهمیدم که اخر اسکندر ایرانی یا نه به ایران حمله کرد یا نه لطفا جوا بدین

  59. آلپرتونقا می گوید

    وجدانا خودتم فهمیدی چی گفتی؟؟
    یه دنیا دروغ گفتن توی نابغه یهو پی بردی به این مسائل؟
    بدونه سند زدی زیر همه چی همشو باطل کردی ریختی دور
    دنیا مثل شما فقط با ادعا صاحب تاریخ نشده که بشینه یه عده یهودی و انگلیسی بیان واسشون تخت جمشید و قصه های توهمی خاخام منشی تعریف کنن
    نشستی امروز وضعیت جغرافیایی امروز رو با بیش از دوهزار سال پیش مطابق نشون میدی واسه خودت میبری و میدوزی
    همه دروغ بودن کوروش و داریوش و خاخام منش شما که هیچ اثری ازش نبود و غربی ها و یهودیها براتون به ارمغان اوردن واقعی بودن؟

    1. Unknown می گوید

      ایشون اسمش انوش راویده . کل تاریخ رو از اساس غلط میدونه و خودش تاریخ ساختگی درست میکنه مثلا میگه زبان عربی یا به قول خودش اربی از فارسی به وجود اومده . همین جمله بیسوادیش رو نشون میده از زبانشناسی هیچی حالیش نیست میگه روسها همون سکاها هستن میگه سرخپوستا ایرانین و میگه استرالیا رو ایران کشف کرد باروت هم اختراع ایران بود چنگیز و تیمور و اسکندر هم دروغ هستن و آتیلا ایرانیه!!!!!
      در کل فقط به تاریخ آفریقا رحم کرده

  60. ناشناس می گوید

    خیلی سعی کردید اسکندر را دروغین معرفی کنید آنهم با استدلالهای بچه گانه اما نمی توانید محض اطلاع شما در دولت ساسانیان تمام آثار اسکندر را نابود کردند اما در شرق و غرب همچنان این آثار هستند

  61. جواد یوسفی می گوید

    اسکندر مقدونی به افغانستان حمله کرده است اسکندر با حمله به هرات به طرف مرکز و از مرکز به شمال رفت از خود قلعه ایلی را به جا گذاشته که هالا آنقدر مشهور نیست و به نام قلعه سخی یاد می شود و در شهر آی خانم هم دو کاخ را بجا گذاشته است او به مریضی ملاریا مبتلا شد و در گذشت

  62. رضا می گوید

    در این رابطه کتاب های خوبی نوشته شده است. بنده کتاب افسانه اسکندر نوشته جواد هداوند را پیشنهاد می کنم

  63. حمید می گوید

    آقا من این مطلبو قبول نمیکنم اگر اونا دشمنی داشتن نمیومدن از کوروش و داریوش …….. بگن در ضمن سلوکیان واقعی بوده اونها در عراق امروزی سوریه امروزی حکومت مستقیم میکردن و در بقیه ایران به صورت حکومت های دست نشانده

  64. کامران می گوید

    سلام به دوست عزیز.درتاریخ خیلی از تاریخ و پیروزی های ایران مخفی شده ولی چیزی ک ناراحت کننده کتب ایرانی در مدرسه هاست.مردم خود ما پادشاهان ما رو ناچیز میکنن.مثلا خسروپرویز شاه ساسانی قلمروشو نگاه کن ببین خسروپرویز کبیر بیشتر کشورگشایی کرده یا چنگیز خان مغول؟وقتی ما میایم بجای فیلم کوروش خسرو پرویز.نادرشاه،داریوش خشایار شاه میایم فیلم یوسف پیامبر،تنهاترین سردار،مختار نامه ک بیشترین توهین ها ب ایرانیان میشه رو ک هیچکدام ربطی ب نژاد و ایرانی ها نداره می سازن بایدم وقتی فیلم سیصد ساخته میشه تعبیر مردم دنیا از شاهان ایران عوض بشه.سال۲۰۱۰یک کارگردان مشهور آمریکایی اومد فیلم کوروش کبیر بسازه ولی عده ای در ایران اعتراض کردن‌.اومدن فیلم مولانا رو بسازن هالیوود گفتن نباید دیکاپریو نقش رو بازی کنه.مردم طوری ب قصه های جعلی آخوندها در باره امامان گوش میدن ک شیران و دلیران ایرانی خودمونو فراموش کردن.
    در مورد حمله اسکندر ب ایران باید بگم اسکندر ب ایران حمله کرد و دلیل شکست اونم خود داریوش سوم بود ک وقتی کشورهای نزدیک یونان وقتی ب داریوش نامه دادن ک یک جوان شاه جدید یونان شده و قصد کشور گشایی داره و شاید برای ب خی از قلمرو ایران خطر ساز باشه و ب همین دلیل از ایران تقاضای کمک مالی و نیروی جنگی کردن ک داریوش سوم قبول نکرد و خندیده بود.درمورد اینکه چطور کشور کوچک یونان و نیروهای کم اسکندر تونست ایران شکست بده باید بگم اسکندر بعد فتح هر کشور و شهر نیروهای جنگی اونا رو ب نیروهای خودش اضافه کرد و وقتی ب نزدیکی ایران رسید برخلاف تصور همه اسکندر لشکر زیادی داشت.
    شکست ایران از اسکندر چند دلیل مهم داشت ک همون دلیل ها بعدها باعث شکست ایران از اعراب و پیروزی ایران نادرشاه بر هندوستان شد.
    دلایل این بودن:
    داریوش سوم خوشگذران بود و هرچی سرداران بهش می گفتن سپاه اسکندر بزرگتر نزدیکتر میشه در جواب میگفت اسکندر هیچ کاری نمیکنه میخوام اونو بکشم خاک ایران بعد شکستش بیارمش داخل تخت جمشید و بهش بفهمانم لقمه گنده تر دهنت برداشتی به قول امروزی ها و(منظور ایران همین محدوده الان کمی بزرگتر ک کشورهای ترکیه،آذربایجان سوریه قطر جزو شهرهای ایران بودن)
    نکته دوم انتخاب کردن بدترین جاهای ممکن برای سه جنگی بود ک با اسکندر کرد ک دقیقا همون اشتباه ک یزگرد سوم شاه ساسانی کرد.
    نکته سوم داریوش سوم قبل پادشاهی از فرماندهان خوب و جنگجو ایران در ارمنستان امروزی بود ولی در جنگ بر خلاف اسکندر خودش در صف اول جنگ قرار نگرفت تا روحیه برای سربازان بشه
    نکته چهارم ترس از مرگ داریوش در جنگ آخر بود ک درحالیکه سپاه ایران داشت پیروز میشد داریوش صحنه جنگ رو به خیال پیروزی ترک کرد ک همین عمل باعث اشتباه سربازان ایرانی بر فرار داریوش در جنگ بود و یکباره شیپور عقب نشینی زده شد ک بخاطر همین کار داریوش و فرار سپاه پیروز ایران ب خیال اینکه حتما داریوش چیزی فهمیده ک فرار کرده بود در دامنه کوه داماد داریوش ب داریوش اعتراض کرد ک چرا این کارو کردی و لشکرو متشنج کردی و با خنجری ب پهلوی داریوش میزنه و اونو رها میکنن و داریوش میمیره
    نکته بعدی اینکه داریوش می دونست اسکندر داره میاد ولی سپاهش ک بیش از ۵سال بود جنگی نکرده بودن رو آماده جنگ یا ب قول امروزی تمرین نداد ک آماده جنگ باشن
    در مورد آتش کشیدن تخت جمشید این کاملا درسته.اسکندر این کارو ب جای آتش زدن آتن توسط خشایار شاه تلافی کرد و حتی تیرباران آریوبرزن با کمان ب تلافی تیرباران فرمانده سیصد نفر اسپارت در جنگ خشایار شاه بود ک در فیلم سیصد دیدی
    در مورد اینکه شوش پایتخت ایران بوده بله این درسته و در فیلم اسکندر مقدونی اگر دیده باشی بعد جنگ اسکندر وارد شوش میشه و بعد مدتی ک ب پاسارگاد می رسه و تخت جمشید می بینه و ادعای احترام ب قبر کوروش میکنه بخاطر ابهت بزرگی ک کوروش داشته بعد ب درخواست چند تن از مشاورانش تخت جمشید آتیش میزنن اونم در شب آخر اقامت در پاسارگاد در حالیکه اسکندر مست شراب بوده بله رو ازش میگیرن ک به تلافی کار خشایار شاه ماهم تخت جمشید ک مهم بوده برای ایرانی ها و جایگاه دفن شاهانشون بوده آتیش بزنن
    در مورد اشکانیان باعث فروپاشی سلسله هخامنشی شدن باید بگم ک بعد هخامنشیان و چند سالیکه خود اسکندر در شوش تاجگذاری میکنه و با دختر داریوش عروسی میکنه بعد مرگ اسکندر و قتل عام خانوادش توسط سردارانش((بخاطر این خانواده اسکندر از جمله مادر.زن و پسر اسکندر رو اعدام کردن این بود ک اسکندر پسرش از زن ایرانی ک دختر داریوش بوده باید بتخت قلمرو ایران مینشست و از ترس اینکه زن اسکندر وقتی پسرش شاه بشه و ب سن بلوغ جنگی برسه شاید تحریک کنه بر بیرون کردن یونانیان از ایران و عظمت دوباره ایران بود)) قلمرو ایران کنونی و چند کشور دیگه ب سلوکوس می رسه و سلسله سلوکیان بیش از دویست سال بر ایران حکومت میکنن و اگر اشکانیان دخالتی در فروپاشی هخامنشیان داشتن قطعا بیش دویست سال صبر نمیکردن برای باز پس گیری ایران و دویست اندی سال چیزی نیست ک از قلم تاریخ بیوفته.
    ولی حرفت رو بر اینکه تاریخ ایران خیلی جاهاش بخاطر کم کاری یا عمدی کاری بعضی ها از قلم افتاده اما بنظرم کار رو ب تاریخ ساسانیان و تاریخ غلط اعراب حاکم بر ایران بذاریم و مردم ایران رو ب اینکه هرچی بعضی ازین آخوندها میگن باور نکنن و تاریخ اونی نیست ک اینها میگن و هر روز خدا عزاداری نباشه و مردم برگردن ب اصالت ایرانی بودنشون
    منظور از اعراب ک میگم اعراب هموطن عزیز خودمون نیست.منظور اون دیوس های هست ک ایران رو نابود کردن و کتابخانه ملی ایران آتش زدن هست رو میگم

  65. اسکندر می گوید

    کتاب سفر جنگی اسکندر بزرگترین دروغ تاریخ تألیف احمد حامی اولین مهندس راه و ساختمان ایران در سال ۱۳۶۲ منتشر شده است.حامی با بررسی اسکندر نامه ها ، برخی از گزافه گویی های آنها را رد کرده است. نکته اصلی تحقیق حامی این است که اسکندر از ایل ممسنی استان فارس در تنگ بوان نزدیک نورآباد ممسنی شکست خورد و مجبور به عقب نشینی گردید.
    در تاریخ اسکندر کورتیوس روفوس گفته شده که قوم مماسن» ممسنی در شهر کورش( کورا) واقع در شرق ایالت سغد تلفات سنگینی به اسکندر وارد کردند و اسکندر بر اثر ضربه سنگ به گردن چند ساعت بیهوش گردید.
    به گمان حامی تاریخ نویسان اسکندر ،جنگ ممسنی های استان فارس با اسکندر را به آسیای میانه منتقل کردند تا پیشروی اسکندر را تا آسیای میانه توجیهه نمایند.
    فرضیه حامی با توجه به منابع تاریخی و باستان شناسی مردود است.گر چه سر جان ملکم در سفرنامه اش نوشته که ممسنیهای فارس هنوز جنگ با اسکندر را به یاد دارند، با توجه به روستای کورا در ممسنی یا ممسنی ها از فارس به شهر کورا/ کورش در آسیای میانه به عنوان مرزدار اعزام شده اند، یا این که به گمان جیمز موریه و دوید ممسنی ها بومی آسیای میانه از اقوام سغد و سکایی بوده و بعداً به فارس مهاجرت کرده اند.

  66. حقیقت و منطق می گوید

    خسته نباشید
    ما خودمون از خانواده باستان شناسان هستیم جناب یخرده دقت کنید شدیدا یک انسان متعصب و یک دنده تشریف دارید ی خرده کوتاه بیاید هزاران دانشمند و سازمانها و ارگانهای باستانی از قبیل یونسکو هستند که تحقیق می کنن و می نویسند نسبت به آثار باستانی از قبیل ( خط ها و نقاشی ها و مجسمه و کربن ۱۴ و…) تو ایران هم دقت بکنید هر چیزی تو چهار چوب این مملکت کشف شده بدون قدمت سنجی با کربن ۱۴ زود به هخامنشیان و ساسانیان نسب میدن) آقا جان یاد بگیر واقعیت رو قبول بکنید شکست با افتخار به از پیروزی با مکر و حیله و دروغه شما خودتون دقت کنید مثلا مغولان یاغی خونخوار حداقل صد تا آثار کتابت مسجد و پل و… از اون سر دنیا اومده تازه اینجا به یاگار گذاشته یادگار هخامنشیان تو افغانستان و پاکستان و قفقاز و ترکیه و یونان چیه نام ببر با مدرک
    اونا مثل نادر شاه به خاطر مال دنیا هر چند گاهی به مماکل اطراف حمله کردن ساختار کشورداری نذاشتن دقت کن

  67. مهدی می گوید

    اگه حمله اسکندر دروغه کی تخت جمشیدو به اتریش کشید

  68. مهدی می گوید

    جدی اسکندر ایرانی بود؟

  69. مهدی می گوید

    پس کدوم بی عمه ای هخامنشیان را نابود کرد

    1. سیف کرمانشاهی می گوید

      سلام عزیزان ساعتها بحث با مدرک لازمه با اینهمه بی اطلاعی دوستان شدنی نیست ،اسکندر به ایران آمد غاره کلما کره نمونه ای از غارت اسکندر بود ، که میهن پرستان از کاروان او دزدیدند و اونجا با عجله جا دادند ،بامدرک قابل اثبات است، لوح های تخت جمشید شناسنامه آنجاس تا من و شما اشتباه نکنیم ورود فیل به سپاه ایران از آنجا شروع شد که اسکندر از فیلهای هندی شکست خورد ،اینها ساعتها بحث واضح وروشن داره،سکه اسکندر هم خیلی بزرگتر از ناخن شما بزرگوار است و همه جای ایران یافت میشود، دروغهای بسیاری ما بین کل داستان هست ولی اصل داستان درسته در آینده ویک ملت دلزوز حفاریهایی انجام خواهد شد که کل تاریخ نوشته شده بشری را زیره سوال خواهد برد، این را زمانی فهمیدم که در جیرفت به یک اثره هفت هزار ساله نگاه میکردم،ایران شروع تمدن جهانیست شک نکنید، وبه عنوان یک ایرانی به خاکت و پدرانت توهین نکن، علم باستان شناسی را هم با سرچ کردن نمیشه آموخت، بعده چهل سال تجربه هنوز با مکث حرف میزنم ،عجول مباش برادر

  70. ضَحاکی راحت می گوید

    آیا کسی اصلِ کتابِ هرودوت و گزنفون …را دیده است؟ راستی چند صفحه از این
    کتاب ها موجود است؟
    به راستی،همه شهرها و اقوامی که پدرِتاریخ در این کتاب نام می برد کجا بودند؟

    آیا شما خوانندگان عزیز و محترمِ آمار چندصد هزار نفر که گاه مجموعِ آن گاهِ به نیز میلیون، می رسد در حملات هزار سال پیش و یا دو هزار سال…، از طرفِ هر امپراتوری را قبول دارید؟
    مگر در آن زمان آمارگیری و ثبت احوال و سر شماری دقیق وجود داشته است؟به طورِ مثال: مرحوم دکتر عباس اقبال در تاریخ مغول، تعدادِ کشته شدگان شهرهای سبزوار و نیشابور به دستِ مغولان را یک میلیون و هفتصد هزار مرقوم نمودند، خب با احتسابِ افرادیکه که اسیر شده و یا از معرکه گریخته اند می بایست سه الی چهارمیلیون نفر در این منطقه ساکن بوده باشند، حال، با این مثال نمی خواهید در مورد تعداد نیروهای اسکندر و داریوش سوم اندیشه ای داشته باشیم؟
    همه ما وطن خود را دوست داریم همانطور که مردمانِ دیگر کشورها دوست دارند،اگر چنین نبود ۸ سال جوانان عزیزِ وطن، در برابر حملهء رژیمِ بعث مقاومت نمی کردند در همین جنگی که ما خود شاهد آن بودیم و ۸ سال با توپ و تانک و انواع سلاحهای شیمیایی تعداد شهدا به ۲۰۰هزار نمی رسد،
    پس همهءمردمِ ایران از هر مذهب و اندیشه ای کشور خود را دوست دارند و برای پاسداشت آن جانفشانی می کنند،
    نتیجه می گیریم، چنانچه هر مورخِ ایرانی در هر دوره ای از تاریخِ ایرانِ با کنکاش و مرارت، حاصلِ تحقیقاتش چه به صواب و یا… در اختیارِ ما قرار داد به دیدهء احترام و به دور از تعصب مطالعه کنیم شاید تلنگری بر دانسته های پیشین ما باشد، هیچ کتاب تاریخی از هیچ مورخی در دنیا به طور مطلق درست نبوده و نیست و حتی اگر مورخ در صحنه حاضر بوده باشد، شما تصور کنید که خودتان به همراه ده نفرِ دیگر در صحنهء جنگ اسکندر و داریوشِ همین امروز حضور داشته باشید و فقط کار شما هم وقایع نگاری جنگ باشد آیا شما و ده نفرِ دیگر، در میان یک میلیون سربازِ درگیر جنگ، تا چه اندازه می توانند بنویسند و یا حتی وقایع را به خاطر بسپارند تا در فرصت مناسب مکتوب نمایید، بعد نوشته های خود را مطابقت کنند.

    کما اینکه همین امروزه شاهد هستیم مثلا بیست نفر صحنه تصادف دو اتومبیل را می بینند اما ده ها و گاه ها صد نظرِ متفاوت دارند، چگونه انتظار داشته باشیم کتبی که صدها سال و بلکه هزار سال بعد از فاتحی نوشته شده درست باشد!!
    پس دستهایی پنهانی از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کار تدوین و دستکاری تاریخ ملتها بوده است همین دستهای پنهان با عوامل خود کتب قدیمی و عتیقه جات را خریداری می کردند……..
    بنابراین همین افراد،در صدد بودند تا از طرفی با علمی جلوه دادن تاریخ راه نفوذ به نوشته های پیشین را مسدود کنند و این ملتها را همچنان در توهم و تفاخر نگه دارد تا بعدها بتواند بین آنان انشقاق ایجاد نمایند و “پان ها” را هر روز تشدید نمایید؛ مانندِ پان تُرکیسم، پان عربیسیم،
    پان پارسیسم، پان کُردیسم، پان، پان……..
    هیچ فردی و هیچ زبانی بر افراد و زبانهای دیگر برتری ندارد چون هر زبانی زیبایی خود را دارد و هر فردی در شرایط بخصوص و ویژه ای قرار بگیرد که دیگران قرار دارند منجربه بروز استعدادهای خدادادی می شود .

  71. منصف می گوید

    دلایل بالا اگرچه ناکافی وغیرعلمی اند لذا مسئله اسکندر بیشتر یک افسانه بوده که رفته رفته با تعمد واقعی شده، اگر مطالعات تاریخی خوبی داشته باشید با اندکی تحقیق در نوشته های مربوط به اسکندر و مقایسه با سایر جنگهای دنیا مثال جنگ های ایران و روم در زمان اشکانیان خواهید دید لشگر رم با ان اقتدار و تعداد با اشکانیان جنگ های برابر و همکف دارد، حال چطور اسکندر با سپاه اندک درمقابل لشگرهخامنش که صد برابر لشگر اشکانی شکوه و قدرت دارد پیروز است و درآخر از یک استاندار هخامنش در هند دچار خسارت میشود، نکته دیگر شخصیت مرموز اسکندر مذکور است اصل و نسب و سپاهش ناگهان درتاریخ بوجود میآد بدون پیشینه و کل جهان را فتح میکند و خودش کشته میشود، شبیه قصه است؟ پردازندگان داستان اگر اسکندر را نمیکشتند می بایست تاریخ پادشاهیش را هم مینوشتند، چطور شخصی را که از ناکجا بدون پیشینه تاریخی فقط درحد ذکر چند نام بعنوان پدز و مادر و استاد ناگهان با اندک نیرو جهان را فتح میکند و خود در گوشه ای از تاریخ گم میشود، شخصیت واقعی بپنداریم. اسکندر برای غربی ها مانند رستم است برای ایرانی ها عردو افسانه اند

  72. هخامنشی می گوید

    تاریخ یعنی دروغ

  73. مهدی می گوید

    با دوتا عکس و آمار که نمیشه تاریخ رو تحریف کرد
    😂😂😂

  74. اشکان می گوید

    ادمین پای تو به این گندگی تو حلق تاریخ جا نمیشه یه تنه گند زدی به کار هزاران تاریخ نویس و باستان شناس ، حاضرم شرط ببندم تا حالا حتی یه کتاب تاریخ هم کامل نخوندی چه رسد به اینکه بخوای با بی سوادترین مورخ مربوط به اون دوران رقابت کنی

  75. مهرا... می گوید

    ببخشید شما مطمئینیدکه دروغه درکشور ها مجستمه ها از این ها است من یک ستاره میدهم زیرا من دکترای تاریخ دارم بنظر من این دروغ نیست

  76. بنده خدا می گوید

    خزعبل محض! توهمات خودمان را به عنوان مدرک تاریخی به خورد بقیه ندهیم. از سایت تاریخ ما بعید است که این ترّهات را منتشر کند. با تاریخ برخورد تاریخی داشته باشیم و به دنبال مدارک واقعی باشیم. اینهمه کتاب و سند و سکه همه دروغ می گویند و این نویسنده! درست می گوید! عجبا

  77. مینو می گوید

    اخه میان کشتی نوح هم توی ترکیه پیدا شده که دانشمندان با اون تونستند قرآن و تورات و انجیل رو به اثبات برسونند

  78. مسعود محبی اوزی می گوید

    نه تنها داستان اسکندر، بلکه ۹۹٪ تاریخ دروغه! مغول دروغه! حمله اسلام به ایران دروغه! شواهد موجود طبیعی این ادعاهای تاریخی رو رد میکنه! اگه میخواید بهتون ثابت کنم ، زنگ بزنید؛ ۰۹۱۷۳۸۲۰۲۲۵ ادیان دروغند! جنگها و لشکر کشیها دروغند! ساخت شمشیر و سپر و نیزه و سایر ابزارهای جنگی قبل از ۱۰۰۰ سال پیش دروغه چون امکان تولید آهن نداشتند… و …

  79. حافظ می گوید

    چرا دروغ میگید وقتی هنوز آثار خرابی های اسکندر تا مرز های تاجیکستان هنوز وجود داره اگه اسکندر نبوده پس کی بوده ؟
    باقی مانده مقدونی ها تبدیل شدن به توشاریا بعد از اون اشکانیان ترکیب اشکانی و پارتی شدن ساسانی

  80. Shyn می گوید

    واقعاا چطور اسکندر مقدونی از یک کشوری که جمعیتش به صد هزار نفرم نمیرسیده تبدیل به یک اسطوره ی بلند ‌پایه باشه و و یک امپراطوریه بزرگ سرزمین اصلیرو ساقط کنه اینکه به سادگی بتونه شرق ترکیرو فتح کنه بعدش بیاد جنوب شرق ترکیرو فتح کنه و بره سوریرو بگیره و لباننم روش اسرائیلم همینطور بعدشم مصرو تحت سلطش بگیره بعد حمله کنه عراقم بگیره بعدشم به پرسپولیس حمله کنه و حکومت قدرتمند یک جهانو ساقط کنه یک دروغ پست علیه کشور عزیزمون واقعاا کسانی که این حرفارو قبول میکنن خیلی خیلی کودنن مرگ بر دروغگو

  81. امیر می گوید

    داداش داری اشتباه میزنی بعد از شاهنشاهی هخامنشی ،سلوکیان به ایران حکم راندن که یونانی بودن حدود هشتادو چند سال .شما میگی یعنی اینا وجود نداره!!!بعدشم اشکانیان پس برای از بین برد کدوم دشمن ها قیام کردن که توی تمام مطالب اومده که اشکانیان برای از بین بردن سلسله ی بیگانه جنگیدن

  82. omid می گوید

    همه دلایل شکست اقوام ما از گذشته تا حال خودمان بوده ایم همین الانشم نگاه کن از تضاد عموم گرفته تا تضاد حکومتی که دیرباز تا حال بزرگترین دروغی است ک به ما تحمیل کرده اند

  83. رسول می گوید

    دوست عزیز همین مقبره کوروش یک معماری یونانی سلوکی میباشد و با معماری ایرانی ساخته نشده است.ازآن گذشته جنگهای پی در پی خارجی و داخلی این حکومت را چنان خرد کرده بود که درست مثل امپراتوری ساسانی با کوچکترین ضربه مثل یک ساختمان ماسه‌ای فرو ریخت ونابود شد حتی در خاطره جمعی مردم ایران هم اثری از هخامنشیان نیست اگر از من بپرسی به جای دروغ بودن حمله اسکندر میگویم امپراتوری هخامنشی بزرگترین دروغ تاریخ می‌باشد حتی جنگهای ایران و یونان هم بنام مادها ثبت تاریخ شده است

  84. مجتبی می گوید

    عالی بود
    خیلی خوبه بدون تعصب دنبال واقعیت باشیم

  85. SIAVASH می گوید

    تو تا حالا فکر کرده ای چه قدر قالتاق هستی اسکندر خیلی هم واقعیت دارد و هم منابع شرقی و غربی او را تایید می کنند ولی هخامنشیان جزو منابع غربی که بیشتر توسط پنچر مغزها نژادپرست یهودیان و تاریخ نویسان قالتاق مثل هردوت و امثالش این تاریخ دروغین اقوام و نژاد دروغین آریایی و سلسله پادشاهان ماد و هخامنشیان به جای تاریخ واقعی ایران جای زده اند تو اول برو بفهم که اسکندر با دارا پادشاه سلسله کیانیان ایران جنگیده است نه با داریوش بعد بفهم اصلا اسکندر از کدام سمت به ایران حمله کرده است این را خوب بدان اسکندر در سن بیست و شش سالگی شروع کشورگشایی می کند و اولین کشورگشایی مصر است و در سن بیست و هفت سالگی اسرائیل قدیم می گیرد و به اسرائیلیان می گوید از امروز به بعد تقویم خود را از زمان من بگذارید که تقویم اسکندرانی می شود که در کتاب آثارالباقیه ابوریحان بیرونی اگر آن را به دقت بخوانید میبینید و در ضمن خود ابوریحان بیرونی می گوید که هخامنشیان جزو پادشاهان کلدانیان بوده اند که از طرف پادشاه سلسله کیانیان ایران در بابل گماشته شده اند و اسکندر از سمت عراق به به طرف فارس لشکرکشی می کنند فقط اگر یک نگاهی به نقشه و هوش و ذکاوت اسکندر نگاهی بیندازید خواهی فهمید که اصلا هم دروغ نیست بعد تو فکر کرده اید یونانیان که اسپارتان های جنگی که در دنیا معروف بوده اند مثل من و تو بوده اند که با دو قدم رفتن خسته شوند تو فکر کرده اید اسکندر یک بچه نازک نارنجی بوده است که هیچ سختی ندیده است ارسطو در در جنگیدن و خردورزی او را آموزش داده بود و همچنین کسانی دیگر بعد اگر شاهنامه فردوسی بخوانید می فهمید اسکندر چه مغزی داشته است همین کتیبه ناقص نبونید که به دروغ برای کوروش و هخامنشیان تاریخ سازی می کنند نبونید لقب داریوش اول المادی که در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی در جدول پادشاهان کلدانیان آمده است

    1. فرید می گوید

      بله مثل اینکه شما یک ماشین زمان دقیقی داری که خیلی مطمئن صحبت می کنی .

  86. لعنت به این دنیا می گوید

    دوستان هیچ کدام از شما ایرانی نیستید نه من نه شما پس زیاد خودتون رو حرس ندید.
    ایرانی مرده ایرانی از بین رفته ما ترکیب چند نژاد مختلف هستیم… .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.