جنگ نهاوند: بررسی جامع آخرین نبرد سرنوشتساز ساسانیان و اعراب
جنگ نهاوند، که در تاریخنگاری اسلامی با عنوان «فتحالفتوح» شناخته میشود، نبردی بسیار مهم و سرنوشتساز در سال ۶۴۲ میلادی (۲۱ هجری قمری) بود که میان ارتش امپراتوری ساسانی و سپاه خلافت راشدین به وقوع پیوست. پیروزی قاطع اعراب مسلمان در جنگ نهاوند، نقطه پایانی بر مقاومت یکپارچه و سازمانیافته ایرانیان بود و منجر به فروپاشی نهایی ساختار متمرکز حکومت ساسانیان و آغاز عصر جدیدی در تاریخ ایران شد.
زمینههای تاریخی و علل وقوع جنگ نهاوند
پس از شکستهای سنگین ارتش ایران در نبردهای قادسیه و جلولا، بخشهای وسیعی از میانرودان (عراق امروزی) که قلب سیاسی و اقتصادی امپراتوری محسوب میشد، به دست اعراب افتاد. یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، پس از عقبنشینی از تیسفون ابتدا به حلوان و سپس به مناطق مرکزی ایران گریخت. او در آنجا تلاش کرد تا با ارسال نامه به ساتراپها و اشرافزادگان محلی، یک ارتش عظیم ملی برای بازپسگیری مناطق از دسترفته گردآوری کند. این اقدامات نظامی و تجمع نیروها در منطقه کوهستانی غرب ایران، زنگ خطری جدی برای مسلمانان در کوفه و بصره به شمار میرفت.
در سمت دیگر، خلیفه دوم، عمر بن خطاب، در ابتدا تمایل چندانی به پیشروی در عمق فلات ایران نداشت و کوههای زاگرس را مرزی طبیعی میان دو قلمرو میدانست. با این حال، گزارشهای مکرر فرماندهان مرزی مبنی بر تجمع یک ارتش عظیم ساسانی در اطراف همدان و نهاوند، استراتژی نظامی اعراب را تغییر داد. مقامات نظامی کوفه به خلیفه هشدار دادند که اگر پیشدستی نکنند، ارتش بازسازیشده ایران به زودی به عراق حمله خواهد کرد. این موضوع سبب شد تا خلیفه دستور یک تهاجم همهجانبه برای از بین بردن قطعی توان نظامی ساسانیان را صادر کند.
نهاوند به دلیل موقعیت جغرافیایی و استراتژیک خود، مکانی ایدهآل برای تجمع نیروهای ساسانی بود. این شهر در دامنههای زاگرس قرار داشت و تسلط بر آن میتوانست مسیر دسترسی اعراب به فلات مرکزی ایران را مسدود کند. اشراف و دهقانان ایرانی از سراسر ایالتهای فارس، اصفهان، ری، و طبرستان نیروهای خود را به این منطقه اعزام کردند تا آخرین دفاع هماهنگ در برابر هجوم بیگانگان را شکل دهند.
آرایش نظامی و فرماندهان در جنگ نهاوند
سپاه ساسانی: فرماندهی فیروزان و چالشهای داخلی
فرماندهی کل ارتش امپراتوری ایران در جنگ نهاوند بر عهده سردار کهنهکار ساسانی، «فیروزان» (یا مردانشاه) بود. او که از نبردهای قبلی جان به در برده بود، تلاش کرد تا با استفاده از عوارض طبیعی منطقه، دفاعی نفوذناپذیر ایجاد کند. نیروهای ایرانی خندق هایی حفر کردند و موانع فیزیکی متعددی از جمله خارکهای آهنی (سهتیغها) در مسیر پیشروی سوارهنظام عرب قرار دادند. با این حال، سپاه ساسانی فاقد یکپارچگی گذشته بود و متشکل از نیروهای وفادار به خاندانهای مختلف پارتی و پارسی بود که همواره با یکدیگر رقابت پنهان داشتند.
آمارهای تاریخی در مورد تعداد نیروهای درگیر در این نبرد بسیار متفاوت است. منابع سنتی اسلامی تعداد سپاهیان ایران را بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر گزارش کردهاند، اما پژوهشهای آکادمیک مدرن این اعداد را به شدت اغراقآمیز میدانند. به گفته مورخان معاصر، با توجه به فروپاشی سیستم لجستیکی ساسانیان پس از سقوط تیسفون، تامین آذوقه برای چنین ارتشی غیرممکن بوده است و به احتمال زیاد تعداد نیروهای ایرانی در بهترین حالت حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر بوده است.
سپاه اعراب مسلمان: رهبری نعمان بن مقرن
از سوی دیگر، فرماندهی سپاه مسلمانان بر عهده «نعمان بن مقرن مزنی» قرار داشت که با حکم مستقیم خلیفه دوم انتخاب شده بود. نعمان یک استراتژیست ماهر بود که تجربه بالایی در جنگهای بیابانی و کوهستانی داشت. ارتش او که از پادگانهای نظامی کوفه و بصره تامین میشد، انگیزهای بسیار بالا داشتند و به دلیل پیروزیهای متوالی سالهای اخیر، از روحیه تهاجمی قدرتمندی برخوردار بودند.
تعداد نیروهای عرب در حدود ۳۰ هزار نفر تخمین زده میشود. آنها از نظر تجهیزات زرهی بسیار سبکتر از سوارهنظام سنگیناسلحه ساسانی (اسواران) بودند، اما همین سبکباری به آنها قدرت تحرک و مانور بالایی در دشتهای ناهموار میداد. پس از کشته شدن نعمان در میانه نبرد، حذیفه بن یمان بلافاصله پرچم فرماندهی را به دست گرفت تا از فروپاشی روحیه سربازان جلوگیری کند.
| ویژگیها | سپاه امپراتوری ساسانی | سپاه اعراب مسلمان (خلافت راشدین) |
|---|---|---|
| فرمانده کل | فیروزان (مردانشاه) | نعمان بن مقرن (سپس حذیفه بن یمان) |
| تعداد تقریبی نیروها (منابع مدرن) | ۴۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ نفر | حدود ۳۰,۰۰۰ نفر |
| تعداد تقریبی (منابع سنتی) | ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۵۰,۰۰۰ نفر | ۳۰,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ نفر |
| تاکتیک اصلی | دفاع موضعی، سنگربندی و استفاده از سوارهنظام سنگین | تحرک بالا، جنگ روانی و فریب تاکتیکی (عقبنشینی نمایشی) |
شرح نبرد و تاکتیکهای نظامی در جنگ نهاوند
نبرد نهاوند در روز پنجم ربیعالاول سال ۲۱ هجری قمری (تقریباً معادل بهمنماه) آغاز شد. ارتش ساسانی در ابتدا موضعی کاملاً تدافعی اتخاذ کرده بود. آنها در قلعهها و خندقهای اطراف نهاوند مستقر شده بودند و تنها برای شبیخونهای کوتاه از پناهگاههای خود خارج میشدند. این وضعیت که به جنگ فرسایشی تبدیل شده بود، به ضرر مسلمانان تمام میشد، زیرا آنها از منابع تدارکاتی خود دور بودند و زمستان سرد کوهستان زاگرس در حال فرا رسیدن بود.
نعمان بن مقرن برای شکستن این بنبست نظامی، شورای جنگی تشکیل داد. فرماندهان عرب تصمیم گرفتند از تاکتیک «عقبنشینی نمایشی» استفاده کنند. آنها شایعهای در میان سربازان پخش کردند که عمر بن خطاب، خلیفه مسلمانان، درگذشته است و ارتش اعراب باید به سرعت به حجاز بازگردد. سپس با بینظمی ساختگی شروع به عقبنشینی از میدان نبرد کردند. این فریب جنگی یکی از تعیینکنندهترین رویدادهای جنگ نهاوند بود.
ارتش ساسانی به گمان اینکه دشمن در حال فرار است و فرصت برای نابودی کامل آنها فراهم شده، با عجله از استحکامات خود خارج شد و خندقها را پشت سر گذاشت. آنها نیروهای در حال فرار عرب را تعقیب کردند تا اینکه به درهای تنگ و ناهموار رسیدند. در این زمان، سپاه اعراب که به طور منظم تغییر مسیر داده بود، ناگهان برگشت و از چند جهت به سوارهنظام سنگین ساسانی که در محیطی بسته به دام افتاده بودند، حمله کرد. نبرد تن به تن بسیار خونین و شدیدی درگرفت که تا شبهنگام ادامه یافت.
چرا ایرانیان در جنگ نهاوند شکست خوردند؟ (سؤال پرتکرار گوگل)
پژوهشگران آکادمیک دلایل متعددی را برای شکست ساسانیان در جنگ نهاوند برمیشمارند. یکی از مهمترین این عوامل، شکاف و اختلافات عمیق میان خاندانهای اشرافی پارت و پارس بود. این عدم انسجام سیاسی باعث میشد که سرداران مختلف نتوانند استراتژی یکپارچهای را در میدان نبرد اجرا کنند. علاوه بر این، ارتش ایران در دهههای گذشته طی جنگهای ۲۴ ساله با امپراتوری بیزانس به شدت فرسوده شده بود و توان جایگزینی سربازان باتجربه خود را از دست داده بود.
از منظر تاکتیکی، افتادن در دام فریب نظامی اعراب و خروج از استحکامات امن، خطای مرگبار فیروزان بود. سوارهنظام سنگین ساسانی (کاتافراکتها) در زمینهای ناهموار و درههای تنگ کارایی خود را از دست دادند. همچنین، پیادهنظام ایران که عمدتاً از دهقانان به اجبار به خدمتگرفتهشده تشکیل شده بود، در برابر جنگجویان باانگیزه عرب که برای عقیده میجنگیدند، تابآوری روانی لازم را نداشتند و به سرعت آرایش خود را از دست دادند.
پیامدها و نتایج جنگ نهاوند بر تاریخ ایران
پیروزی اعراب در جنگ نهاوند به قدری قاطع و مهم بود که در منابع تاریخی اسلامی به آن لقب «فتحالفتوح» (پیروزی پیروزیها) داده شد. این نامگذاری بیدلیل نبود، زیرا پس از این نبرد، دولت مرکزی ساسانی برای همیشه قدرت انسجامبخش خود را از دست داد و دیگر هرگز نتوانست ارتشی ملی برای مقابله با اعراب تشکیل دهد. از این نقطه به بعد، دفاعیات در برابر هجوم مسلمانان به صورت پراکنده، محلی و توسط حاکمان مستقل مناطق مختلف (اسپهبدان و مرزبانان) صورت گرفت.
پس از جنگ نهاوند، راه برای نفوذ ارتش مسلمانان به عمق فلات ایران کاملاً هموار شد. ایالتهای غربی و مرکزی ایران مانند همدان، ری، اصفهان و آذربایجان یکی پس از دیگری، با مقاومتهایی پراکنده، به تصرف درآمدند. سیستم ساتراپنشینی ساسانی جای خود را به ساختار اداری خلافت اسلامی داد، هرچند اعراب در دهههای نخستین مجبور بودند از همان دیوانسالاران ایرانی برای اداره امور مالیاتی استفاده کنند.

فروپاشی نهایی ساسانیان و آوارگی یزدگرد سوم
یزدگرد سوم که امیدواری زیادی به ارتش نهاوند بسته بود، با شنیدن خبر شکست فاجعهبار فیروزان، مجبور به فرار مجدد شد. او با درباریان و خزانههای باقیماندهاش به سمت شرق ایران (خراسان و مرو) حرکت کرد. او در طول مسیر از امپراتور چین و خاقان ترک درخواست کمک نظامی کرد، اما هیچکدام نتوانستند مانع از پیشروی اعراب شوند. آوارگی یزدگرد حدود ده سال دیگر ادامه یافت تا اینکه نهایتاً در سال ۶۵۱ میلادی در مرو به قتل رسید و پرونده امپراتوری چهارصدساله ساسانی بسته شد.
آیا جنگ نهاوند دروازه ورود اسلام به ایران بود؟ (سؤال پرتکرار گوگل)
از منظر سیاسی و نظامی، جنگ نهاوند قطعا کلید فتح فلات مرکزی ایران توسط اعراب بود. با این حال، از منظر فرهنگی و مذهبی، نباید این رویداد را به معنای مسلمان شدن فوری ایرانیان دانست. روند تغییر دین در ایران پروسهای بسیار تدریجی و پیچیده بود که حداقل سه تا چهار قرن به طول انجامید. پس از این نبرد، ایرانیان در بسیاری از مناطق زرتشتی ماندند و با پرداخت «جزیه» به زندگی خود ادامه دادند. بنابراین، نبرد نهاوند دروازه فروپاشی سیاسی بود، نه نقطه تغییر مذهب دفعی ایرانیان.
تلفات جنگ نهاوند چقدر بود؟ (سؤال پرتکرار گوگل)
مانند بسیاری از رویدادهای قرون وسطی، آمار دقیقی از تلفات در دست نیست. منابع سنتی مانند طبری و بلاذری ارقام نجومی تا صد هزار کشته برای سپاه ایران ذکر کردهاند که از نظر آکادمیک غیرقابلپذیرش است. با این حال، به دلیل اینکه سپاه ایران در درهای تنگ گیر افتاده بود و عقبنشینی برای آنها دشوار شد، میزان تلفات ایرانیان در مقایسه با نبردهای پیشین بسیار سنگین ارزیابی میشود. فیروزان، فرمانده سپاه ساسانی نیز در حین فرار و به دلیل گیر کردن اسبش در میان اجساد و بار بنهها، به دست اعراب کشته شد.
منابع
- Pourshariati, Parvaneh, Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran, I.B. Tauris, ۲۰۰۸. (دسترسی از طریق پایگاه آکادمیک Wiley/JSTOR)
- Zarrinkub, Abd al-Husain, “The Arab conquest of Iran and its aftermath”, The Cambridge History of Iran, Volume 4, Cambridge University Press, 1975.
- Morony, Michael G., Iraq after the Muslim Conquest, Princeton University Press, 2005.
- Bosworth, C. Edmund, “Nehāvand”, Encyclopædia Iranica, online edition, 2012.
- Kennedy, Hugh, The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In, Da Capo Press, 2007.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ طبری)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، نشر اساطیر، تهران.
سؤالات متداول درباره جنگ نهاوند
- جنگ نهاوند در چه سالی رخ داد؟
این نبرد در سال ۶۴۲ میلادی، برابر با سال ۲۱ هجری قمری به وقوع پیوست. - چرا به جنگ نهاوند «فتحالفتوح» میگویند؟
زیرا با این پیروزی قاطع، آخرین ارتش منسجم امپراتوری ساسانی از بین رفت و راه برای تسلط کامل اعراب بر تمام فلات ایران باز شد. - فرماندهان دو سپاه در این نبرد چه کسانی بودند؟
فرمانده ارتش ساسانی «فیروزان» و فرمانده سپاه مسلمانان «نعمان بن مقرن» بود که در جریان جنگ کشته شد. - مهمترین تاکتیک اعراب در این جنگ چه بود؟
استفاده از تاکتیک عقبنشینی ساختگی (فریب تاکتیکی) و کشاندن ارتش سنگین ساسانی به مناطق ناهموار و درههای باریک. - سرنوشت یزدگرد سوم پس از این جنگ چه شد؟
یزدگرد سوم پس از این شکست دیگر نتوانست ارتشی متحد تشکیل دهد و حدود ده سال به عنوان پادشاهی آواره به مناطق شرقی فرار کرد تا اینکه در مرو کشته شد.
با سلام
من ترک ایرانم .از طوایف شاهسون مرکز ایران .نژادم را جستم به تاتارها و مغولها رسیدم.اما امروز هرچی بیشتر در مورد تاریخ جهان میخوانم “بیشتر شگفت زده میشم .واقعا از این همه کمالات ایرانی ها در تمام اعصار و قرون در شگفتم .
انگاه که نبوکد نصر و نبونید و اشور بانیپال با جنایت ارضاء میشدن کورش بردهداری رو ممنوع کرد
وقتی جهان در جهل و نادانی خویش کودکان و انسانها رو قربانی میکرد “داریوش متمدنترین قوانین جهان رو تدوین کرد
راستی قوانین بیمه را که نوشت
مهد کودک از برای زنان شاغل باردار از کجا بود
زنجیر عدالت نوشیروان چیست
چرا یونانیان با ان همه عداوت مردمان پارس رو راستگو ترین مردمان میدانستند؟
ایا درسته که در تمام تخت جمشید اثری از برتری و تکبر و خشونت نیست؟
چرا در زمان ارد وقتی که رومیان را شکست داد و وارد خاورمیانه شد .مردمان منطقه جشن و سرور گرفتند
راستی مقنعه عربی همان مگنوو ایرانی نیست؟
ایا عربها مردان ایرانی را از روی غیرت زیاد دیک (خروس ) نمینامیدند؟
زبان پارسی زبان اول جهان متدمن ان روز دنیا نبود؟
ایرانی زرتشتی بر اقوامی حکومت میکرد که یهودی و مسیحی و ….. گاها بت پرست بودند
از فردوسی بگم یا حافظ ؟ خیام رو بنازم یا تو قصر نظامی بیاسایم؟
راست میگن هنوز تو تاریخ قبل اسلام الات شکنجه یافت نشده؟
راست میگن اسلام نمازهای پنجگانه تا روزه و تسبیح و ادبیات عرب و معماری و دریانوردی و ادمیت رو از ایرانی وام گرفته؟
میگم شاهپور ۷۰ هزار اسیر از والرین روم گرفت یه نفر رو نکشت .خالد عرب در یک شب بیست هزار ایرانی رو گردن زد
شاید ازدواج با محارم بده.اونم از هابیل ارث رسیده “اما ازدواج با طفل ۹ ساله چطور؟
۵۷ تا زن گرفتن و سیر دل شهوت رانی کردن و بعد گفتن بیوه بودن و بعد ماست مالی کرن به اسم خدا .
دستور زبان عربی دونوع فعل و ضمیر واسه زن و مرد داره اما تو فارسی همه با هم یکی و برابرند
از اون بدتر زینت بخش عدالت در سردر سازمان ملل لوح کورش بزرگه
سردر سازمان ملل شعر سعدی رو نوشتن .بنی ادم اعضای……
راستی زبان فارسی به همراه لاتین و یونانی و سانسکریت جزع زبانهای پویا و کلاسیک جهان شناخته شد.
بابت همه اینها از تخم و ترکه اعراب معذرت میخوام .از فرزندان وحوش سوسمارخور پوذش میطلبم .از ملتی که لواط بزگترین تفریح شان بود پوزش میخوام .
من هزاران درود میفرستم به جد مغولم “هلاکو خان بزرگ که اخرین بقایای این نجاست بزرگ رو از ایران پاک کرد.
و شاید روزی دگر ننگ قادسیه رو پاک کنیم
با سلام! نظر شما رو درست سه بار از اول تا آخر خوندم و به خودم بالیدم که حداقل یه آذری با فرهنگ که همجوار من هست چنین نظراتی رو داره! از شما و نظر واقع بیانه تون تشکر میکنم! اما کاش همه مثل شما فکر میکردند! و به قول شما شاید روزی دگر ننگ قادسیه رو پاک کنیم! ما با این حال که نتونستیم در برابر اعراب بایستیم اما همیشه در مقابلشان سرمان را بالا آوردیم و همیشه غرتمان را بهشان نشان دادیم! به قولی همیشه اعراب از جانب ایران راحتی نداشتند و همیشه ایرانیان کار های خلاف میل آنها را انجام میداند مثلا علاقه فراوان به ائمه!….و بالاخره در زمان آلبویه بغداد و سایر نواحی عرب نشین به دست ایرانیان فتح شد و ما میتوانستم تمامی اون بلاهایی که در جریان جنگ نهاوند بر ما تحمیل شده بود دوباره بر سر آنان بیاوریم اما به پاس دین اسلام این کار را نکردیم و چهره مون رو خراب و جنایتکار نشان ندادیم!
بدرود
کامنت زیبایی بود
البته توام با احساسات
ولی در کل بسیار نزدیک به حقیقت
آفرین! آفرین! واقعا تحت تأثیر قرارمان دادی. این همه نبوغ را برای نگارش چنین مکتوبی از کجا آوردی؟! فقط لطف کن به ما بگو دقیقا جد بزرگوار مغولت هلاکو خان آخرین بقایای کدام نجاست را از ایران پاک کرد؟! آیا منظورت نابودی قلعه الموت و کشتار ساکنان بخت برگشته آن بود؟ بعید نیست چراکه در نوشته ات چندین بار گودرز را به شقایق ربط دادی! ضمنا اگر قول بدهی بازهم از این چیزها نوشته و احساسات ما را برانگیزی، افتخار پاک نمودن ننگ قادسیه را در اسرع وقت به امثال جنابعالی پیشکش خواهیم کرد.
کی گفته ترکها نژادشون به مغولها میرسد؟! مغولها همسایگان شرقی ترکها بودند. مسکن اصلی ترکها در شمال خراسان بوده. که در قلمرو هخامنشیان بودند. در دورهی ساسانی هم نیم سرزمینشان در قلمرو ساسانی و نیم دیگرش در قلمرو شاهان ترک هپتالیه بوده. ترکها هم ایرانیاند. مغولها از نژاد زرد بودند.
همچنین برای اطلاع عرض میکنم که زمان حملهی مغولها به ایران، جلالالدین پسر خوارزمشاه که از ترکان بود از ایران دفاع جانانهای کرد. خوارزم و بخارا و سمرقند سرزمین اصلی ترکها بوده که جزیی از ایران هم بوده و حالا متاسفانه جدا شده.
آخ آخ آخ جیگر آدم آتیش میگیره
نگو نگو دیگه از گذشته
دیگه نمی خوام یادم بیاد چی به ما گذشته
دوستان عزیز که توی سرو کله هم میزنید
اولا اسلامی که امروزه میبینید چیزی جز یک اختراع ایرانی برای حفظ آیینهای باستانی سرزمین نبوده علما و عرفایی که بسیاری سر بریده شدن این کارهارو کردن تا نام اسطوره ها و پهلوانان ایرانی را در غالب مذهب حفظ کنن و به نوعی عرب ستیزی خود رو اینجوری تسکین بدن. و این رو شما در هر منبعی میتونین بخونین مخصوصا “دو قرن سکوت”.
با تولید شیعه اعراب از ما متنفر شدن که دین اونها رو عوض کردیم و اصلا اسلام ما رو مسخره میکنن.خوب بنابر این خیلی داعیه اسلام اسلام ،رو سر ندید چرا که اگه منظورتون از اسلام اینه…که این چیزی نیست که اعراب در جنگ اونموقع وارد ایران کردن. این یک آیین عرفانی، صوفی گری، پهلوانیه که در قالب امامان شیعه تجلی یافته. پس شیعه اگر هم چیزی داره و تا به امروز دوام آورده به خاطر عمق فرهنگ ایرانی و طولانی بودن تاریخ هزاران هزاران اسطوره است.نه معجزات دین مبین!
دوم.چرا برای یک لحظه هم که شده با تمام وجود همه ادیان مذاهب افکار و چرت و پرتها رو کنار نمیذارید و به واقعیتهای تاریخی از ورای تعصب نگاه نمیکنید؟؟کمی هم به این آب و خاک فکر کنید.
نهاوند رو ببینید ..آخرین سنگر مردمی که با سنگ و چوب و دست خالی جلوی یک سری مهاجم ایستادن…سرهای هموطنان شما بود که از اونها تپه ساخته شد. پادشاهی که مردم میپرستیدنش و معلوم نیست کجا تکه تکه شد.شهزاده ایرانی جانشین پادشاه ،”شهربانو “بود .قرار بود شاه ایران باشه.به اسیری برده شد.به تمام زنهای دربار و کوی برزن تعرض شد…قلعه یزدگرد هنوز توی شهر نهاوند پابرجاست …برید اونجا از هموطنانتون سوال کنید…خیلی دور نیست ۴۰۰ کیلومتر اونور تهرانه…نگاه کنید به اون برج و باروها و با مردمی که بازمانده اون سرداران بی پناه بودن حرف بزنید؛ خیلی چیزها رو خواهید فهمید…سرگذشت ملتی رو خواهید دانست که غریبه رو به داخل خودش راه داد …اما غریبه نمک خوردو نمکدان شکست…بعد از ورود اعراب به نهاوند …دویست سال توی ایران خون به زمین میریزه..دانشمندا و رهبران دینی ما سوزانده میشن …جشنهای ما با نام کفر و الحاد گبرکان از بین میره …دویست سال دانشمندا و شعرا یواشکی توی زیر زمین خونه هاشون مینویسن…تاریخ نابود میشه..اما سر انجام ما بالاخره میشکنیم ،کوتاه میاییم ،چون دیگه چیزی نداشتیم.ما به اونا شهرهامون و زنهامون رو دادیم…و بعد کم کم اسم اونا رو روی بچه هامون گذاشتیم .کم کم همه چیز فراموش شد…امروز اگر بخواهیم دم از فرهنگ و ادب و نزاکت و شرف بزنیم باید پرسید کو؟کئوم فرهنگ ؟چیزی که مهاجمان به بادش دادن؟ما الان چیزی نداریم که باهاش توی سر هم بزنیم .همه چیز اونجا اونسال …توی نهاوند…به باد رفت…کمی به این جنگ فکر کنید و بعد ببینید بازهم میتونید اصلا راجع بهش بحث کنید؟موضوع کاملا واضح و بدیهیه…تا امروز نشده …اما بالاخره میشه …بااخره ما هم در باره نهاوند هگمتانه مرگ یزدگرد…اسیری و اشکهای بی بی شهربانو قصه ها خواهیم نوشت و فیلمها خواهیم ساخت…اگر دلتون برای چیزی میتپه تلاش کنید با علم و هنر به جنگ تاریکی برید…همه با هم .بدون دعواهای زبانی مذهبی و جغرافیایی….مغول هم که باشی وقتی بفهمی چه بر سر زنهای ما رفته غیرتی میشی، عرب هم که باشی اگر بدونی بر قلعه یزدگرد توی نهاوند چه رفته، یا در شیراز آقا محمد خان با حکومت لرهای زند چه کرده تنت میلرزه…پس یه کم انسان باشیم.انسانی ایرانی که انسانهایی که اجدادش بودن به یاد میاره.اعراب عربستان که هر سال میلیونها نفر از ما برای بزرگداشت قبرهاشون میرن، به جنگ نهاوند میگن فتح الفتوح!یعنی بزرگترین جنگ…یعنی آخر آخر افتخار…یعنی شکست ایران و عجم برای همیشه.
تنها چیزی که میتونم بگم اینکه آفرین بر شجاعت و طرز فکر شما! واقعا موهام سیخ سیخ شد! دمت گرم! انشاءالله روزی بیاد که برزگترین آرزوی کوروش که رفع فتنه و دروغ از مملکت اهورایی مابود برآورده بشه! همه این داستان های تحریفی و دروغین اسلامی دفع بشند! درود!
به این ناصر پورپیرار و امثالهم باید گفت خیلی بدبختید که هویت ایرانتون رو فراموش کردید و به عمله این نظام جنایتکار یعنی پور پیرار اشاره میکنید …………..مثلا اسلام و عرب چه تمدنی داشتند ؟ شما که میگید محمد با عرب ها فرق میکرده این که همه اون کارها رو ادامه داده چرا هی توجیه میکنید ؟ غنیمت گیری کار زشتیه …….به بردگی گرفتن کودک و زن و ناتوانان کار پلیدیه چه اغا محمد خان قاجار بکنه یا محمد بن عبد الله هیچ فرقی نداره کار زشت زشته ……..چرا برای شما کارهای فجیعی که شاه اسماعیل صفوی و اغا محمد خان و دیگر خونخاران تاریخ کردن رو زشت میدونید ولی اگه از جانب پیامبر اسلام باشه میشینید توجیهات عجیب و غریب میکنید …….اقا جان اگه پیامبر اسلام معصومه و فلانه و بهمانه دیگه برای چی اصلا کنیزداری و بردا داری و نمیدونم جماع با کنیز و اینا رو از بین نبرد ممنوع نکرد حتی خود اماما در مورد برده داشتن و برده فروختن و خریدن و ازاد کردن چیزهایی گفتن و نوشتن خوب اصلا برده برای چی باید باشه چرا از این همه اراجیفی که به عنوان حدیث فلان امام و پیامبر و ……….به خورد مای بدبخت میدن یک کلمه توش راجع به تحریم برده داری و اینکه اگه کسی بردا داشته باشه تو جهنم با گرز داغ بکنن فلاج جاش نیست ولی در مورد یهودی هایی که با محمد جنگیدن بدترین و فجیع ترین شکنجه ها رو در دنیا و اخرت در نظر گرفته ؟ چرا اصلا محمد بعد جنگ با یهودیان بنی قریظه و بنی نضیر و ……..برده میگرفت مگه پیامبر باید برده داشته باشه یا برده بگیره ؟ اصلا یعنی چی واسه یه ادمی که به قول معروف از اسمون اومده بابا دست بردارید ما هم عقل داریم شعور داریم یه چیزهایی میفهمیم شما میخواید جنایات این حکومت را توجیه کنید که از اسلام دفاع میکنید فکر نمیکنم منظور دیکه ای داشته باشید
ایران و ایرانى اگه کارى کرده دنیا به نیکى از ایران یاد میکنه، مغول اگه کارى کرد فهمید و با تمدن و فرهنگ ایران سازگارى پیدا کرد ، همین طور رومیان ، تمدنهاى که در جوار همدیگه و با وجود همدیگه ساخته میشده و در مواقعى موجب جنگهاى خانمانسوزى شده بود، ولى بر اثر چیره شدن ایران بر روم یا روم بر ایران هیچ وقت شاهد ویرانى و از بین بردن فرهنگ و تمدن ان دیگرى نشدن جزء در مواردى خاص و انگشت شمار ، اگر چیرگى و پیروزى بین تمدنهاى ان دوره بود بخاطر فرهنگ قدیم ان دوران تعرض و نابودى مفرط در کار نبود ، همان طور که ژوستى نین مورخ یونانى گفته اگه ایرانى اسیر میشده میگفت ایستاده گردنم را بزنید که غرور ایرانیم جریحه دار نشه باعث سر افکندگى ایرانى بود که التماس کنه یا دارش بزنن ، یا همینطور روایاتى در مورد بزرگى رومیان قدیم بوده و جایه انکار نیست ، ولى هجوم عرب چه و چها کرد که تاریخ از گفتنش شرمها و سرها به زیر دارد ، چیزى که واسه مردم ایران ننگ و عار بود با زور شمشیر به خورد ایرانى دادن تمام تمدن چند هزار ساله را به باد فنا دادن ، هینطور بزرگترین دستاوردهاى بشرى (کتابخانه ملى جندى شاپور )رو در اتش جهل و نادانى که پست ترین موجودات رویه کره خاکى که قادر به انجام ان نیست انجام دادن ، شما که دم از اسلام و مسلمانى میزنید این وحشى گرى رو در وجود کدام موجودى زمینى دیدین ، شما که دم از پیشرفت بشرى میزنید و مانند این اخونها سینه چاک عرب میکنین اسلام به کدام پیشرفت بشرى رسیده که خود عرب هم تعجب کرده ، اگه یه نگه به مورخ عرب انداخته باشین
آرسلان تهگین غازی از نام پلیدت معلومه که از بازماندگان خاقان خونخوار هستی, منبع برو تاریخ طبری را بخون, در ضمن بسیاری از مردمان شمالشرق خراسان بزرگ از ترکان بودن که در چشم به هم زدنی توسط مهلب سردار تازی قتل عام شدند
بزرگواران، دوستان! به خدایی که لااقل هممون قبولش داریم اسلام این نیست که دارن به شما نشون میدن، اسلام اونه که ناپلئون میشناسه و قرآن اونه که غربیا میشناسن، ماها فقط لفظشو شنیدیم و سوء استفاده هایی که ازش شده دیدیم. بله به خاطر یه عده آدم سودجو که پشت نقاب اسلام هر کاری برای منافعشون میکنن شما چشاتونو نبندین، از هر چیز خوباشو بگیرید حالا مال هر قومی که میخواد باشه.
یادمون نره که اگه الان خودمون کوتاهی میکنیم تقصیر رو گردن اسلام نندازیم! ما مسلمونایی مثل شیخ بهایی داشتیم، مثل حافظ، فردوسی، بوعلی، رازی و خیلیای دیگه که نیومدن دست روی دست بزارن و بگن اسلام نمیذاره !!!
اگه شما سر کلاس درسی بری ولی دانش آموز اون کلاس نباشی یعنی چیزی از اون کلاس یاد نمیگیری؟؟؟ شما چیکار با اشخاص دارید، ببینید قرآن کجاش بده که اینقدر غیر مسلمونا ستودنش؟؟!! مسلمونی به عمله نه به حرف، نه به شخص نه به حکومت.
من به ایرانی بودنم افتخار میکنم، به خدا خونمم واسه ایران میدم(مثل خیلیا که دادن)(البته نه برای حکومت) ولی انصافاً بی تعصب یه عرب نمیتونه خوب باشه؟؟؟ و همینطور یه ایرانی نمیتوبه بد باشه؟؟؟
ایرانیا بارزترین مشخصشون صداقت و مردانگیشون بوده، آیا ما الان واقعاً صادقیم؟!!! آیا مثل نیاکانمون جوانمردیم؟!!! پس بیاید بحث از شرافت بکنیم،از راستی، از احترام، از خوبی و از تمامی خصایل نیک،از اون چیزایی که ما داشتیم و غربیا از ما یاد گرفتنو کاری نداشتن که اسلام گفته یا هر مکتب دیگه،فقط خوبشو گرفتن!!!
من خودم با حمله اعراب مخالفم و با اینکه اطلاعات تاریخیم کمه ولی چون نهاوندیم در این مورد چیزایی رو میدونم که شماها نخوندین و لمس نکردین. آره نمیدونین شهری که تو اکثر کتابا و نقشه های تاریخی اسمش هست نابود شد، آره هنوز براتون پیش نیومده که یه دوست اهل سنت ایرانی که هویت ایرانیشو فراموش کرده برگرده بگه وقتی عمر به ایران حمله کرد نهاوندیا زنا و بچه هاشونو لخت فرستادن جولوی عربا !!!!!!!!!!!!
من به ایرانی بودنم و به مسلمان بودنم و به لهجه ی نهاوندیم که از بازمانده های زبان پهلویه افتخار میکنم، به اسلامی که خودم شناختم و نه اونی که می خواستن بهم تلقین کنن!!!
به نظرم مسلمون نشدن افراد بهتر از اینه که از اسلام بیزارشون کنی و بخوای با زورگویی برای اسلام آوردن به اونا نه تنها مسلمونشون نکنی بلکه دین ستیزشونم بکنی!!!!!!!!!
قدرت و عظمت یه کشور دیگه به وشعتش نیست، ایرانیای با فرهنگو دوست دارم، بدرود
درود
شیعه سنی وهابی بهایی اسماعیلیه شیخیه و ……
اینا هیچکدومش اسلام نیس
اسلامو فقط تو قران جستجو کنید ولاغیر
به جای رجوع به توضیالمسایل ایتالله فلان و ایتالله بیثار برید تو ترجمه قران تا ببینید اسلام یعنی چی
درود بر اسلام غیر دولتی
درود بر حضرت زرتشت (ع)
درود بر ایرانی با شرف
مرگ بر عمر و اسلام اخوندی
مرگ بر یزید زمان
بدرود
واقعا از طرز حرف زدنت معلومه که چه قدر اسلام رو توی قرآن درک کردی.
خوب معلومه که جنابعالی مثل خیلی از هموطنان دیگر از روحانیون این
جامعه یک عبا و عمامه رو درک کردند.
گفتید برید ترجمه ی قران رو بخونید ببینید اسلام چیه .خب منم همین کار
رو کردم ولی دیدم نوشته :
نماز را برپادارید و زکات را بپردازیدو….
خواستم انجامش بدم، ولی نمی دونستم چطوری باید نماز بخوانم واصلا
نمازچیست.
ازکه بایدمی پرسیدم؟
اینجا بودکه فهمیدم خدا،اولیایی دارد که پیروانشان،شیعه نام دارند وآنها
هستند که کاتب وحی و مفسر قرآن و دارنده احکام الهی اند.
جناب سوشیانت
روحانی ها ومراجع تقلید،منتخب مردم نیستند،آنها (طبق فرمایش امام زمان) در زمان غیبت،حجت وجانشین امام عصر هستندو امام عصرهم
حجت خدا.
درود بر اسلامی که همیشه،مظلوم وناشناخته است ومبلغانش،
دشمنان جامعه شناخته می شوند.
درود بر اولیاخدا
مرگ برضدولایت فقیه…
عالی بودفقط الفاظ بعضی ازدوستان باعث آزارمیشه که اونم امیدوارم که دراینده ای نزدیک ازمیان مارخت بربنده ونویداین باشه که ایرانیان رفته رفته به اصل خویش بازمیکردندویادمان نرود که کورش بامنشی انسانی جهان رابنده خویش کرد.وقطعأیک روشنفکرعلیه کسی جبهه نمیکیردجه بسا بعضی اوقات توهین طرف مقابل رابه جان میخرد.بدرود
آقای پورپیرار واقعا حماقت هم حدی داره پس بفرمایید منشور سازمان ملل که در انگلیس هست از کجا ساخته شده؟ این همه کتیبه که ترجمه شده هم لابد یهودی ها ساختن واقعا برای اون عقل اندازه نخودت متاسفم
تو و امثال تو نمی تونید با این چرندیات حتی شکی هم در دل ما وطن دوستان که عشق به بن و ریشه خود داریم راه بدین
توصیه من اینه شما برین ساکن عربستان بشید همونجا که فکر می کنید بعد از ورودشون به ایران ماهویت پیدا کردیم
از ته دل متاسفم
زیاد به چرندیات پورپیرار فکر نکنید
این بابا واسه شهرت تاریخ تاریخو تحریف میکنه
وقتتو سر این اقای بنا زاده بیسواد ( که نام مستعارش پورپیرار هست) هدر نده
آقایان و خانوم ها بیجهت دعوا نکنید اخیرا طبق تحقیقات مهندسان باستان شناس آلمانی و قبل از آن نظام مهندسی کشور; کشف شد که اصلا شخصی به نام کوروش وجود خارجی نداشه است!!!!!!!! تخت جمشید هم یک بنای نیمه کاره است; این خبر را در آینده خواهید شنید . کافی است به گل ها و پله ها و اسفینکس های حجاری نشده و نیمه تمام موجود در سر تا سر این بنا(؟)ی نیمه کاره نگاهی بیاندازید و از طرف دیگر در نظر داشته باشید که وقتی از امپراتوری و تمدن هخامنشیان حرف میزنید که ۴۰ کشور را زیر سلطه داشتند(؟) باید شهرهایی را نام ببرید که از این تمدن باقی مانده مانند امپراتوری رم که در جای جای اروپا آثار شهرنشینی آنان مشهود است ولی از امپراتوری کبیر هخامنشیان(!) یک تخت جمشید مانده که آن هم … جالبتر آنکه کتیبه های نقش رستم نه کنده کاری های مربوط به دوران باستان ; بل آثار کنده شده توسط دانشمندان یهودی دانشگاه های اروپا و آمریکا در حدود ۶۰ سال پیش میباشد!!!!!!!!!!! از طرف دیگر حتی اگر این بنای مضحک تمام و کامل هم میبود در مقابل آثار بجا مانده از تمدن های ملل دیگر (از جمله چین ;رم ; قبایل مایا; مصر و حتی تمدن های جنوب شرقی آسیا) به هیج عنوان حرفی برای گفتن نداشت پس لطفا همگی از خواب کوروش و داریوش و امپراتوری بزرگ و ملی گرایی و غرور باستانی و هزار مهمل دیگر بیدار شوید و بدانید تنها هویتی که ما فعلا میتوانیم از آن برای خود نام ببریم هویتی است که بعد از ورود اسلام به اعتقادات مردم به آن رسیدیم
شما خسته نشدی از چرندیات؟ همه دیگه میدونن که این حرفارو واسه رسیدن به شهرت میزنی اقای تشنه اشتهار
منم اینجا اعلام میکنم که اقای پورپیرار یکی از ماسونهای کابالیست و پیرو مکتب لوسیفر(ابلیس ) میباشد. پس دوستان به حرفاش توجه نکنن
jenabe ostad pas shahnamaro chi migi onam enkar mikoni yeki az shahkaraye donyaro ke nemitoni enkar koni man fekr mikonam to aslan nemifahmi
من برام سوالاتیوجود داره که مایلم اگه کسی میدونه جواب بده:
۱- چرا اعراب به ایران حمله کردند؟ در هیچ جا نخواندم که ایران ابتدا به ساکن به اعراب حمله کرد و عربها برای دفاع از خود به ایران حمله کردند. پس چه توجیهی داشت حمله اونها؟؟؟؟
۲. اگه فرض کنیم علت حمله اعراب به ایران ” گسترش اسلام ” بوده , پس میتونیم نتیجه بگیریم که اسلام با زور شمشیر گسترش پیدا کرد؟؟؟
۳. در تاریخ اومده که سپاه اعراب ( اسلام) پیش از حمله به ایران , روستاها و قصبات مرزی در منطقه ” حیره” در جنوب رود فرات رو بدستور خلیفه وقت ( عثمان) و بدست خالد ابن ولید بارها و بارها مورد حمله شبانه قرار داده و ضمن کشتن مردان روستایی , زن و بچه اونها رو به برده گی میبردن و مال و اموال اونهارو به تاراج میبردن و هدن از این کار نا امن کردن منطقه و کوچ اجباری ساکنین از این مناطق و جایگزینی اعراب در این مناطق بوده ضمن اینکه بدین وسیله امرار معاش نیز میکردند. حالا سوال من اینه که چرا؟؟؟ آیا مردمی که در صلح و صفا داشتن زندگی میکردن چه گناهی مرتکب شدن که بایستی اینچنین مورد تاراج قرار بگیرن؟؟؟ ( برای اینکه درک بهتری از این موضوع داشته باشین لطفا” بدور از جو زدگی , خودتونو جای اون مردم قرار بدین و ببینین چه ظلمی به اونا رفته )
۴. مردمی که در خانه و کاشانه خود دارن زندگی میکنن ناگهان به حمله اعراب مواجه میش که نه تنها کشورشونو میگیرن بلکه به اونها گفته میشه بایستی به دین جدید بپیوندید که اگه چنین نکنین بایستی ” جزیه ” بدین. اگه کسانی متمول بودن که به دین خود باقی میموندن و جزیه میدادن و اگه فقیر بودن دین جدید رو قبول میکردن. حالا سوال من اینه ” جزیه ” ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه کشورشو بگیری و حالا باید ” باج” هم بدی؟؟؟ و سوال دیگه اینکه گسترش اسلام از راه جزیه؟؟؟؟؟
۵. سپاه اسلام وقتی به سرزمین ها حمله میکرد مردان رو میکشت و زنان و دختران و پسران رو به بردگی میگرفت و سپس اونهارو بین خودشون تقسیم میکردن و یا اونهارو در بازار میفروختن . ینی برده داری با حکم شرعی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فعلا” همین چند تا سوال رو لطفا” منطقی به من جواب بده هرکسی که اطلاعات داره تا بعدا”
(هر چی داریم از عمره…)
(اسلام دین شمشیر و جهاد و قتل و به بردگی گرفتن دیگران نبوده و نیست…)
اسلام همه جا با دلیل و منطق پیشرفته….)
(پیامبر هم انسان مهربانی بودند که فرمان به کشتار بنی غریضه،غارت بنی نضیر و شکم دری زن شاعره….دادند)
(مسلمین هم به هیچ زنی تجاوز نکردن….)
در کل همه اونای که اسلام رو نقد میکنن……میخورن،طبری، واقدی و دیگر تاریخ نویسان عرب و غیر عرب هم از اسراییل پول گرفتن،تا بعضی حرفای دروغ بنویسن و…….