با سقوط صفویان و از همگسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتونها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانهای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغهای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیلالرعایا حکم میراند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآنکه دستی به دهان میرساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.

آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوعالنسل شده بود، در این عرصه تشنهتر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روشهایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه مینمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندامهای جنسی زنان و دیگر اعمال خشونتآمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونهی خود مینمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بیشباهت به دوزخ نبوده و زنان بختبرگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شدهاند.
شهرام دیگه پانترکیسم یک مرض سادیسم و روانی محسوب میشود نه یک نظریه،توصیه میکنم خودت رو به یه روانپزشک مجرب معرفی کن قول میدهم نتیجه قابل خوبی بدست می آوری و دیگه چرندیات پانترک ها را که مزخرفات کمونیست ها و یهودیان است را بلغور نمیکنی
با سلام شهرام هستم . با مطالعه اینکه در یک برهه خاص جنگهایی انجام شده یا نشده ببینید آیا در آن زمان روسای ایل ها با مثلاً کشوری بنام انگلیس دوستی داشتند یا نه؟
مثلاً در بعضی جاها هرگز جنگی نبوده با اینکه انگلیس وارد اون خطه شده مثلاً در موردی که ایران هرات را تصرف کرد در همان زمان برای تحت فشار قرار دادن ایران انگلیس از جنوب تا کرمان رفت و ضمنا به کردهای شرق ایران پول و اسلحه داد تا شهرهای مختلفی مثل خوی را تصرف کنند .
مشکل بزرگ اون دوره و دوره های بعد هم همین است . رییس ایل می گفت ما اینگونه عمل می کنیم و این حرفا حرف خدا بود .
بیرانوندها در مقطعی توانستند یک خطه جدا تشکیل بدهند که می توانید در تاریخ بخوانید .
مشکل اینجاست که اون زمان کارخانه فشنگ سازی که فراوان نبود پس این همه اسلحه و فشنگ را از کجا تامین می کردند ؟ قطعه پای یک کشور دیگری در کار بوده .
ببینید مهمترین نکته اینجاست
ما یک دشمن داریم و یک خاین هم داریم
دشمن همیشه روبرو است که می بینید اما خاین کسی است که در بین ماست اما خواسته اش مثل ما نیست . منافعش به منافع یک کشور برتری دارد .
اون مثل زشتی که می گه اون دیگی که برای من نجوشه می خواهم سر سگ بجوشه برای این افراد. است .
منافع من همه چیز منه . من بالاتر از ایرانم .
این افراد را اگر بشناسیم مثل آقا خان نوری از شهر نور مازندران که هرات را و در اصل افغانستان را داد به انگلیس از جمله این افراد است . شعار این افراد اینه فقط منافع من و هدف وسیله را توجیه می کند .
فلان چیز را می خواهم اگر لازم باشه کشورم را هم می فروشم .
این خاندان نوری افراد دیگری هم داشتند یکی
بهایی شد و ریس اونها دیگر شیخی شد بنام فضل الله نوری و نوه او شد کیا نوری رییس حزب توده در دوران سال ۵۷ که هم در اون دوره پهلوی و هم دوره بعدش برای کمونیست کردن ایران تلاش می کرد .
خاین به هر شکلی در میاد . میتونه رفیق چند ساله من باشه و می تونی رفیق چند ساله شما . بعضی وقتها هم برتری طلبی بدون دیدن عواقب آن همین صدمات را بوجود می آورد .
زمانی یکی بود بنام حمید ماهی صفت همه قمیت ها از دست حلقوم این شخص در امان نبودند . شاید نمی دانست یا شاید می دانست
اما کاری که می کرد تنفر را بین قومیتها پخش می کرد .
اون نکاتی که نوشتم مثلاً لرها در جنگ با انگلیس نبودند تعدادی از آنها در کنار قشقایی ها بودند اما خوانین نبودند و نیروهایشان را هم نمی گذاشتند .
ببینید اطاعت بی چون و چرا دل سپردن بی چون و چرا بدون تحقیق عمل کردن است که ما را آلت دست یک خاین مثل نوری می کند .
محمد شاه دستور داده بود سفارت انگلیس را شبانه روز می پاییدند تا اینکه گزارش دادند نوری وزیرش به سفارت انگلیس رفت و آمد داره دستور داد بگیرند .
و مجازاتش بسیار وحشتناک بود دستور داد عین گدا بره بیرون و یک فوج هم کنارش نمی گذاشتند جایی یا خانه ای استراحت کنه روی کپه خاک می خوابید تا سکته کرد .
شخصی مثل قایم مقام فراهانی محمد شاه را پادشاه کرد اما به خاطر اینکه نویسنده عهد نامه ترکمن چای بود دستور داد خفه اش کنند .
دقت کنید این دو خاین وزیر اعظم شاه بودند.
از این خاین ها همیشه بوده و خواهد بود .
این همه را که گفتم به یک نتیجه می رسیم دقت کنید
در پانصد ششصد سال قبل در کشورهای اروپایی دانشگاه بوجود آمده هر چند دانشگاه یل آکادمی به دوران یونان باستان میرسد اون چیزی که شما در دوران قاجار می بینید یک شاخه از درختی است که از دوره یونان رشد کرده منظورم دانش است .
شما در دوران قاجار انفجار دانش را در اروپا دارید اونا سلاح ساختند اونها سیستم دانشگاهی بوجود آوردند . اما در ایران سیستم مبتنی بر شخص بود .
شما مسیر دانش را در اروپا دارید دولتمردان شأن و افسران آنها دوره دیده دانشگاه هستند . مثلاً لاپلاس یک ریاضیدان بود و افسر توپخانه مسیر حرکت گلوله توپ را اون زمان محاسبه کرده بود .
افراد با سواد سر کار بودند ناپلون بناپارت در پانزده سالگی رفت دانشکده افسری و در بیست چند سالگی فکر کنم بیست و هفت سالگی تمام مدارج را طی کرده بود و در زمانیکه خیلی جوان بود ژنرال شد ترکیبی از دانش و تجربه .
اما در ایران فقط تجربه بود مثل مقایسه یک دندانپزشک دانشگاه رفته با دندانپزشک تجربی ببینید چقدر تفاوت دارد .
با این شرایط قاجار این سرزمین را حفظ کرد هر چند کوچکتر شد اما در برابر روسیه حفظ کرد در برابر انگلیس حفظ کرد .
کشور ها را ببینید تمام کشور های اروپایی چندین بار توسط قدرتهای دیگه تصرف شده اند اما کسی در این شکست ها گیر نکرده ما این دو پیمان گلستان و ترکمن چای عین بختک چسبیده به ما و باعث اشتباهات دیگری شده . اون زمانی که می گویم ادبیاتی نباید وارد تاریخ بشه برای این است . کسی که ادبیات می خونه مثل شاهنامه خوانها است در دنیای خیالی خودش غرق هست .
اما دنیای واقعیت کسی مثل رستم ندارد که شمشیر به ببر بیانش اثر نکنه یا بتواند یک گرز سیصد کیلویی را عین یک چوبدستی بالای سرش بچرخونه و کارهای خارق العاده انجام بده .
اونا با نادانی خود به توانایی های نسل ها ضربه زدند .
امروز باید انتخاب کنید یا تفاخر کنید به تاریخ خودتان البته که تماما غلط است و به همدیگر اصطکاک وارد کنید یا اینکه مسیر آینده را در پیش بگیرید و بگید گذشته مهم نیست .
موقعیکه می گویند گذشته چراغ راه آینده دقیقا نه خود گذشته که تجربه از گذشته چراغ راه آینده است.
اینجا که برای برادران لر نوشتم از روی نفرت یا چیزی ننوشتم . در اصفهان اکثرا می شنیدم می گفتند ما خالص ترین و قدیمی ترین هستیم و غیره .
این را نوشتم که همه قومیتها بداند ما انسانیم
و اشتباهاتی هم داریم همه ما .
زمانیکه به تاریخ یکی فحش میده . تفاخر را از راه تحقیر برای خودت بدون دانستن عواقب بزرگش می خرید مثل گفتن رشتی فلان یا ترک فلان و یا عرب فلان و اونها هم می گویند لر فان و غیره . یا سر مسابقه فوتبال که سال فکر کنم نود و هفت بود در کرمان می گفتند ترک فلان باید بدانید سر فوتبال یا هر چیز دیگری نباید همدیگر را تکه پاره کنید .
ببینید دایره فحش دادن به تیم طرف مقابل باید در محدوده تیم بماند نه در محدوده خانواده طرف یا قومیت طرف و یا شهریت طرف .
در خارج از ایران عصبانیت را مثل ایرانی ها در نظر نمی گیرند اونجا فرهنگ عصبانیت هم هست اما در ایران فرهنگ عصبانیت نیست .
تفاوت اینه ایرانی عصبانی بشه بالاتر از حدش عصبانی میشه تمام وجودش نفرت است با صد در صد احساس و صفر در صد عقلش عمل میکنه اما در اروپا کسی اینگونه عصبانی بشه می فرستنده تحت نظر روانپزشک قرار میگیره اونجا عصبانیت کامل طرف ده درصد طرفه یعنی نود در صد عقلش و ده درصد احساس یعنی دقیقا احساس عصبانیت تحت تسلط عقل قرار دارد.
در اونجا می دیدم در استادیوم به قومیت همدیگر فحش می دادند این یعنی خارج از فرهنگ .
اونجا هر چیزی جایگاهی دارد و همه چیز را درهم ادغام نمی کنند . یکی راحت حرف میزنم و اون یکی جوابش را میده اما اینجا هر دو باهم حرف می زنند حرف همدیگر را قطع می کنند . نفرت سر تا پایشان را می پوشاند .
اگر اونها پیشرفت کردند در قسمت عقب و امسال و دانش و خرافات و در همه چیز تقسیم بندی کرده اند مثل یک دولت منظم اما اینجا تا زمانیکه ورزش به استقلال کشور استخدام به مشی طرف و پارتی داشتن یا نداشتن و همه چیز به هم قاطی شما نمی توانید پیشرفت کنید . همه چیز باید از هم جدا باشه .
موفق باشید . من کارم تمام شده ایران عازم هستم . موفق باشید از طریق برادرم با شما در ارتباط هستم اینبار کل مسیر را زمینی میروم .
فقط یک توصیه دارم خودتان را یک ملت با زبانها و تاریخ و فرهنگ جداگانه ببینید و نه یک قومیت تافته جدا بافته که اصل هستید و دیگران فرع هستند . شاید تاریخ طرف پربارتر از شما باشه . تاریخ داستان شکست و پیروزی و رشادت و خیانت است .
و مهمترین چیز تفاخر به خود مال دوران اعراب جاهلی است کسی که با تحقیر دیگری به خودش حس بهتری را میده همیشه بهش بگید خودت اینجایی اما علت در هزار پانصد سال پیشه . به این آدما گویید ارزش لباس و کفشت از مغزت بیشتره .
سلام آقا شهرام هیچ جنگی بین لرها و انگلیسی ها نیست ! نیست. الان دوازده و نیم صبحه مرد . کل اینترنت را گشتم . هوش مصنویی هم میگه نیست .
خواب را ازم گرفتی . خدا خیرت بده مرد . این همه چیز را می دانی تازه خیلی ها را هم که نمی دونن چجوری می خوابی ؟ این صفحه از گاز گرفتن باسن زنان توسط آقا محمد خان شروع شد و به کجا ها که نرسید ! تازه میگی اینها معمولی اند ببین اون وحشتناکش چیه مرد مومن . مرد ادمو می ترسانی.
چقدر دروغ گفتند به ماها . اون تاریخ نویسی پهلوی گند بود همه اش دروغ بود . همه اش کلاشی بود . نمی دونم ما را چی فرض کردند .
سلام آقا شهرام فکر کنم نوشتید لرها و کردها در یک جنگ هم با انگلیسی ها نبودند؟ یعنی با هاشون نجنگیدند؟ یعنی جنگ لر و انگلیسی نداریم؟ اگر همچین چیزی باشه باید بگم واویلا . مرد این یکی دیگه عجیب تر از همه است. اگر درست باشه و جنگی بین این دو نباشه یعنی لرها و انگلیسی ها همدست بودند؟
با سلام شهرام هستم . یک مورد تحقیقی جالب برای شما با دسترس بودن اینترنت تحقیق کنید .
در زمانیکه انگلیسی ها در جنوب ایران بودند
عربها و بلوچ ها و قشقایی ها سخت ترین مبارزات را با انگلیس انجام دادند . قشقاییها هم سر آمد ضد انگلیس ها بودند .
اما لرها و کردها هرگز با انگلیس جنگیدند اسمشان در جنگ هست اما خودشان نه شنیده بودم جنگیدند اما در اسناد چیزی نیافتم . آیا کسی هست که خبری در این مورد بده؟
ممنون میشم اگر چیزی بوده خبری به من هم بدید.
آنقدر منتظر سوال شما عزیزان بودم کسی چیزی نپرسید مجبورم از شما عزیزان سوال کنم .
سلام شهرام هستم . اگر راجب تاریخ می فرمایید دو کامنت داشتم که مدیریت محترم سایت فیلتر کرده اما اگر راجب به این کامنت ها می فرمایید چیز های وحشتناکی راجب خاورمیانه وجود دارد که تعدادی از تاریخدانها می دانند اما بسیار وحشتناک و غیر قابل باور است که غیر قابل انتشار است . این کامنت ها را اگر یک درصد شوک آور بود عجیب ترین های خاور میانه صد در صد است . چیزهایی است که اولین بار که می بینی و اسنادش را بررسی می کنی از جمله آنها خودم به خودم می گفتم حتما جعلی چیزی بوده اما دقیق درست و واقعی است . واقعیت تاریخ بر اساس اسناد درست است اما باورهای ما غلط بوده و فکر می کنیم واقعیت را باید بر اساس باورهایمان خم کنیم تا مقبول باشه .
یادی می کنم از یکی از خوشنام ترین و وطن پرست ترین کلنل های ایران از تبریز بنام کلنل محمد تقی خان پسیان از ترکان غیور که اتفاقا اولین خلبان ایران هم هست . یادشان گرامی و
روحشان شاد . یک شاعری بنام عارف قزوینی شعری معروف بعد از شنیدن بریده شدن سر کلنل پسیان شعری سرود به صورت
این سر که نشان سرپرستی ست
امروز رها ز قید هستی ست
به دیده عبرت بینید
که این عاقبت وطن پرستی ست
موقعی که سرش بریده شد سی سال داشت .
سی سالی که طولش کم اما برای ایران بسیار پر بار بود .
بازم روحشان شاد و یادشان گرامی.
سلام آقا شهرام هر کامنتی که می گذارید برای اولین بار است که می شنوم و البته تحقیق هم می کنم و تا الان مورد غلطی ندیدم . البته قبلا هم در این صفحه کامنت برای شما گذاشتم . اما یک سوال داشتم این مواردی که می نویسید وحشتناک است اما ترسناکترین چیزی که می دانید چقدر وحشتناک تر از این چیزهاست ؟ خیلی یا کم . ضمنا از امدنتون خوشحال شدم . فقط بگوید چقدر ترسناکه .
ضمنا اسمم را اولین بار در تاریخ میگذارم .
با تشکر از شما
سلام شهرام هستم . اومده بودم دوباره برای حقوق بازنشستگی این هم دویدن لازم داره.
جناب آنی کاظمی سه کامنت اخیر را حذف کرده اید . این موارد مربوط به مردم ایران است و نباید باهاش به صورت علاقه شخصی برخورد کرد . البته می خواستم در هر کامنت موارد مربوط به تمام طوایف ایران را بنویسم . از ترکان شروع کردم چون بیشترین کم لطفی ها در دوران پهلوی برای این قومیت بوده و البته بیشترین فدا کاریها برای حفظ این کشور را این قومیت انجام داده . اگر همچین قومیتی در فرانسه بود کتابها براش می نوشتند و از اینکه اونها به خودشان افتخار کنند ترسی نداشتند چون پیشرفت غرب به دلیل سیاست تشویق است و عقب ماندگی ما به دلیل سیاست در حقارت نگه داشتن . خواه ناخواه هم گریبان خودمان را می گیرد . مثل اینکه بچه های نابغه خودت را بیسواد نگه داری .
این سیاست تحقیر دیگری و ترس از تشویقش در قبل هم بوده و نتیجه اش زندگی فعلی شما و بچه های شماست و همچنین ما .
بچه های این سرزمین های خاورمیانه ای دارند بار حماقت نسل های قبلی را می پردازند .
از این پدران و مادران خاورمیانه ای که در اینجا به دنیا می آیند محکومند به زندگی در تبعیض و در سانسور و زندگی در جهالت . چرا که یکی خوشش نمیاد که این مطلب گفته شود .
در سفرنامه پولاک از صفحه شانزده تا بیست و دو مربوط به خصایص مردم ایران است . می نویسد البته در دوران ناصر الدین شاه
ایرانی ها از دیکتاتوری شکایت می کنند اما به محض اینکه اختیار اموری دست خودشان می افتند تبدیل به ستمگر و دیکتاتور قهاری می شوند . این سه کامنتی که حذف کردید را بگذارید تا دیگران هم ببیند قضاوت با خواننده
. این کامنت آخری برای این بود که مردم و یکسری از پانترکها بدانند چرا ایران از سمت ترکان قابلیت تجزیه شدن را ندارد .
با سلام شهرام هستم . در فرانسه تلویزیونهای فارسی زبان را نگاه میکردم . اکثرا این را می شنیدم اگر آذربایجان و ترکها بخواهند از ایران جدا شوند و به ترکیه و آذربایجان بپیوندند و … . اون مورد مشکل دار اینجاست آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل ترک هستند
استان زنجان چی ؟ اونها هم ترک هستند . قزوین چی ؟ در قزوین هم ترک ها زیاد هستند کرج و تهران چی ؟ تهررانیهای اصیل از ترکمنهای سپاه آقا محمد خان هستند . و گرمه تهران دهی بود که.چک که مارکوپولو نوشته تهران دهی است که در پشت هر سنگ اون راهزنی کمین کرده . و در دوران صفوی اکثرا کارگران قصر شاهان بودند . اما ری قدمتی دیرینه داشت که در حمله مغول با خاک یکسان شد و مردم دیگری دوباره اونجا ساکن شدند . در سمنان ترکهای سنگ سر و ترک سمنان داریم . در کرمان افشارها هستند که نادرشاه فرستاد کرمان تا از حمله بلوچ ها به کرمان جلوگیری کند . هم شمال کرمان و هم جنوب کرمان .
در شیراز یکی از قهرمان ترین اقوام ترک هستند بنام قشقایی ها دو مورد از افراد بزرگ و ضد انگلیسی و وطن پرست این قوم فوق العاده را معرفی می کنم که می شناسند . جناب آقای صولت الدوله قشقایی پدر بزرگواران ناصر خان و خسرو خان قشقایی و رییسعلی دلواری .
زمان قبل انقلاب فیلمی در مورد رییسعلی بود که با اسامی ترکی نام سولماز یا اخشام گلدی و … بودند. اخیرا دیدم که بعضی از اقوام رییسعلی دلواری را بنام خود میزنند اما گفتار عمو زاده رییسعلی که ما از مغان آمدیم و در ممسنی ساکن شدیم و سپس به شیراز آمدیم و … و ترک مغان هستیم عین واقعیت است .
رییسعلی دلواری ترک و لر بود البته مرجع من گفته های عموزاده ایشان است که در کلیپی دانشجویان برایم فرستادند .
موقعیکه انگلیس ها و هندی هایشان که به صورت سرباز بودند و پلیس جنوب باهم جنوب ایران را تصرف کرده بودند به خاطر دو الاغ جنگی را با انگلیس شروع کردند و فداکارانه و جانبدارانه ششصد هشتاد نفر شهید تقدیم استقلال جنوب از انگلیس کردند . جنگ با شروع به خاطر دو الاغ نمودی از حرف هیتلر است که گفت ملتی که بخواهد بجنگد یک بهانه هم برایش کافیست و ملتی که نخواهد بجنگد با هیچ دلیلی نمی توانی قانعش کنی
که بجنگه . البته عین گفته هیتلر نیست که اصلش را می توانید از اینترنت بگیرید.
در جنوب ایران ایرانی ها کم بودند و شاهان صفوی این قبایل تر ک را کوچاندند تا از قدرت یابی پرتغالی ها و تهدید خاک جنوبی ایران از دست این ملت اروپایی جلو گیری شود . نادر شاه هم افشارها را کوچاند به جاهایی که باورش هم برای هم ترکهای آذربایجان و هم بقیه قومیتها سخته . این افراد را از نزدیک دیدم . افشارهای خوزستان که ترکی نمی توانند صحبت کنند . در چهارمحال و بختیاری که ترکان زیادند . در اصفهان که ریشه بسیاری از اصفهانی ها ترکان هستند مثلاً عباس آباد یک محله اعیان نشین و قدیمی است در دوران صفوی ها این محله بنام محله تبریزیها بود .
ترک های یزد که دو تن بزرگترین ترک ستیزهای دوران اخیر این دو ترک که از رهبران زبان فارسی دوران پهلوی ها بودند هستند .
راجب آنها تحقیق کند محمود افشار و ایرج افشار . که محمود اعلام کرده بود مدارسی مجانی باز می کنم تا ترکهای آذربایجان در آن مدارس ترکی را فراموش و فارسی یاد گیرند .
افشار های جنوب و شمال کرمان . کاشان و همدان که طایفه معروف به قره قلیان از این طایفه هستند . در جنگهای ایران و روس وفادارانه جنگیدند و الان در بازار شاد آباد تهران
در کار آهن هستند . اراک که اسم قدیمش سلطان آباد بود و به دستور فتحعلی شاه از ترکان بیات ساخته شد تا اگر روسها بیشتر پیشروی کردند جلوی روسها گرفته شود .
و حتی در کرمانشاه هم افشار و قومیت های ترک دارید . حتی در بیرجند و بجنورد خراسان هم تر کان هستند .
اگر ترکان جدا شوند کل ایران هم با خودشان میبرند .مهمتر اگر شاهان صفوی ترک یا نادر شاه و یا قاجار می خواستند به ترکیه بپیوندند آیا کسی می توانست جلوی این پادشاهان را بگیرد ؟ قطعا نه . عده ای کاسه داغ تر از آش شده اند .
بگذارید چند تن از خوانندگان معروف ترک را معرفی کنم .
آقایان و خانمها داریوش و حمیرا و هایده و مهستی و بنان و قمر الملوک وزیری و عارف و خیلی های دیگر .
دانشمندان ترک پرفسور هشترودی که یک ماهواره از مدار خارج شده بود و بقیه اش را از اینتر نت بگیرید و خیلی های دیگر .
اگر ترکها می خواستند جدا شوند هم نمی توانستند چون خودشان معنای ایران هستند به همراه بقیه قومیتها .
این قومیت ایران را هم از دست ترکان عثمانی و هم ترکانازبک و هم از دست هندیها و انگلیس و پرتغال و روس حفظ کردند .
یک مورد دیگری که دیدم ترکان نمی دانند از کجا آمده کلمه ترک خر است .
این کلمه برای اولین بار در کتاب شرح زندگی من به قلم عبدالله مستوفی بود که اون زمان هم بهش اعتراض شد .
این شخص و خانواده اش جیره خوار قاجار بودند اما زمانیکه رضا شاه اومد و در اوج قدرت بود این کتاب را برای چاپلوسی و البته هدف خاص ترک زدایی انجام داد .
در این کتاب نوشته لری بود که فرمانده در جنگ قاجار و انگلیس بود . اولین توپ که به زمین خورد این فرمانده لر چنان فرار کرد و غیره که خودتان بخوانید .
در این کتاب قسمتی دارد که گفتگوی حاج میرزا آقاسی است که در ضمن صحبت خری سرش را تکان میده و غیره
در قسمتی از این کتاب می نویسه که کتابچی آقا محمد خان قاجار در شوشا کتاب می خوانده و در خواب و بیداری به آقا محمد خان فحش میده و آقا محمد خان بهش میگه برو ببین نگهبانها خوابیدند میره میبینه خوابند میاد میگه نگهبانان خوابند . آقا محمد خان می گوید اگر خواب نبودند و این حرف را می شنیدند پوستت را می کندم و بقیه مردم و نویسنده ها هم همین را نقل قول می کردند .
یکی نبود بگه احمق در دوران جنگ نگهبان پادشاه می خوابه . این کتاب را می توانید از اینتر نت بگیرید و بخوانید . نویسنده نه دانشگاه رفته و نه عاقل بوده . دروغش عین روز مشخص است و کسانی که از این کتاب نقل کردند ببینید چه دانشمندانی بودند که این ایراد به این عظمت را ندیدند .
پس ترک خر مربوط به محاصره تبریز و این چیزها نیست .
یکی از ترک ستیز ترین افراد سعید نفیسی بود و شاهکار این فرد در دوران پهلوی . در ایران تنها کسی بود که بدون اجازه به انبار مجلس پهلوی می رفت و در یایی کتاب خطی دزدیده بود .
یکی دیگه عبدالحسین زرین کوب بود در جایی از نوشته های این تاریخ نویس تاریخ نخوانده ادبیاتی اومده اون پیرمرد ایرانی چنان موهای سرباز مغول را چنگ زده بود که موقعیکه می خواستند از دست این پیرمرد مرده در بیاورند نتوانستند و مجبور شدند دست پیرمرد مرده یا موهای مغول را ببرند . ببینید اوج توهم را این شخص ادبیاتی برای کشور ما تاریخ نوشته .
یک ادبیاتی دیگه بنام خانلری که افتضاح بود البته این افراد در ادبیات دستی داشتند اما وارد تاریخ شده بودند . اگر می خواستند جعل کنند باید خیلی حرفه ای انجام میدادند و این تغییر دادن افتضاح نشان از ضریب هوشی پایین این افراد دارد .
زمانی فکر میکردم ابوعلی سینا از همدان است اما بعد دیدم از روستای افشنه ازبکستان است یا به اصطلاح همشهری تیمور لنگ .
در اصفهان حمامی بود که با یک شمع روشن می شد بنام حمام شیخ بهایی و این شمع خاموش نمی شد . یادمه بچه که بودم می گفتند با اتم کار میکنه . بعد دیدم که شعله خاموش شد . بررسی که کردم دیدم لوله فاضلاب خانه مردم در اون چاه فاضلاب ریخته می شد و گاز این فاضلاب بود که آب را گرم میکرد یک کار مهندسی از دوران صفوی.
این قسمت را اختصاص دادم به ترکها و تاریخ شأن و ترک ستیزخای دوران پهلوی مخصوصا این شخص محمود افشار از بزرگ ترین ترک ستیز هاست .
یک مورد دیگری که می شنوم از پهلوی می گویند این است
آقای محمد رضا شاه باید میرفت عربستان درس می خواند و نه در سوییس اونوقت می دانست چطور انقلاب را سرکوب کند .
سوال مهم این است آیا آقای پهلوی در سوییس یاد گرفت که چگونه تمام احزاب را منحل کند یا زبانهای محلی را به صورت سیستماتیک از بین ببرد . قطعا در سوییس اینگونه نیست . از قدیم چهار زبان داشتند و الان هم دارند .احزابشان هم که دولت منحلش نکرده . پس شاه یک خاورمیانه ای بود که سوییس رفت خاورمیانه ای هم برگشت .
البته قومیتهای دیگر را هم خواهم نوشت اما امروز اشتباهات در مورد تاریخ ترکها را نوشتم .
سلام برادر شهرام هستم . دو کامنت آخری و کامنت های خانمها سوسن و شهلا حذف شده است.
این موارد نوشته شده در اونجا شاید کسی خوشش نیاد اما تاریخ این سرزمین است .
این تاریخ به ما ارث رسیده و مسول درست یا غلط اونها نیستیم اما مسوولیت داریم در قبال درستی گفتن وقایع . زمانیکه وقایع را عیناً و به درستی ببینید دیدگاه شما عوض می شود . اگر هر کجا غلطی بود تذکر دهید خوشحال میشوم . تاریخ ایران تحریف شد البته در انتهای دوران قاجار قسمت اعظمی از تاریخ ایران با سر بر آوردن کشوری بنام ترکیه از سوخته شدن امپراطوری عثمانی تا ریخ ما را هم دچار تغییر کرد .
اون زمان عده ای ترس گرایش تر کدهای ایران به ترکیه را داشتند . برای همین اعلام میکردند اینها ترک نیستند و آذری هستند . یعنی هدف این بود آذریها ترک نیستند . سر دمداران این سیاست همگی ادبیاتی بودند یا روحانی مثل احمد کسروی و تیمورتاش و تقی زاده و …
که می توانید تحقیق کنید . با نوشتن کتاب یک ملت یک پرچم و یک زبان کسروی که تبریزی هم بود فارسی گرایی وارد فاز جدیتری شد البته هدف آنها این بود که دیگه زبانهای ترکی کردی لری عرب و بلوچی جمع بشه به مرور زمان اما چندین علت مختلف باعث شد این عملی نشه از جمله سیاست اشتباه رضا شاه که آلمانیها را بیرون نریخت و ایران توسط متفقین اشغال شد . در اون هرجو مرج
فداییان اسلام شکل گرفته و کارش را شروع کرد از جمله قتل سید احمد کسروی .
البته تیمسار امیر احمدی و بایندر و خیلی های دیگر شورش های کردها از جمله سمیتکو که خواهان جدایی بود یا میرزا کوچک خان که جمهوری سوسیالیستی گیلان را تشکیل داده بود فیلا سرکوب شده بودند توسط همین دو نفر اما با ورود روس و تصرف شمال ایران از جمله تهران و تصرف جنوب یعنی بقیه ایران توسط انگلیس و تبعید رضا شاه روسها احزابی را در آذربایجان و کردستان ساختند .
پیشه وری در آذربایجان و قاضی محمد در حول و حوش کردستان که بعداً این اشتباه رضا شاه باعث شد کمونیست ها از جمله حزب توده تشکیل شود و بسیار هم قدرتمند شود چرا که اکثر تحصیل کرده ها بچه های کارگر بودند و ازش حمایت می کردند . این احزاب حزب توده بسیار قوی شدند و انشعابات مختلفی از آنها شکل گرفت و دردسر بسیار زیادی هم برای دولت شاه و هم جمهوری اسلامی بوجود آوردند .
هدف از این نوشته ام این بود دقت کنید
در سیاست اشتباه فردا یا سال بعد خودش را نشان نمی دهد . هر اشتباه در سیاست ذنجیره ای از واکنشها را بوجود می آورد که نمی توانی محاسبه کنی اقدام امروز چه نتیجه ای به بار خواهد آورد . در جهان غرب آنهایی که می خواهند سیاست مدار شوند بسیار کم هستند چون بسیار پیچیده است اما در ایران هر ننه قمری می خواهد سیاست مدار شود . فکر می کنند سیاست عبارت است از یک کلمه کلاهبرداری و حقه بازی . معمولا رشته های ضعیف هم سیاست مدار بیسواد تحویل میدهد . یا مثلاً تاریخ هایی را دیدم که هرکسی در اینستا یک پیج زده و قسمتی را توضیح میدهد . البته برای مهم نیست درست یا غلط باشد فالوور می خواهد .
ببینید سیاست و تاریخ لایه لایه است مثل لایه فرهنگ و لایه مردم و لایه کشورهای دیگر و لایه های بسیار سیاستمدار باید بر این اساس سیاست گذاری کند نه اینکه همین طوری دو دقیقه ای تصمیم بگیرد .
آقا شهرام سلام تمام موارد گفته شده شما را خواندم . کوچکترین ایرادی نداشت . اما تفسیر ها ی گذشتگان غلط بود . گریفین و شیر دالها را هم خواندم و دیدم به شیراز هم رفتم . تخت جمشید را که نه ساخته آشوریان را دیدم . حالا اسمش تخت جمشید باشه یا هر چیز دیگر کاملا معتقد شدم که بنا متعلق به آشوری هاست . همان حکاکی و همان شیردال و همان گریفین . اون شیردال در عراق را که تازه از زیر خاک در آوردند را هم دیدم . الان می دانم تخت جمشید نه مال کوروش که یک بنای نیمه کاره از دوران انتهای آشوری هاست .
در موزه لوور و موزه انگلیس هم سراغ تمدن آشور رفتم. حق با شماست . کم کم به همه چیز شک می کنم . آقای دکتر ما چقدر نمی دانم چی هستیم همه چیز دروغ بوده .
البته بعضی ذهن ها انجماد دارند . اون ناشناس بالایی چقدر مظلومانه و مستأصلانه نوشته قبلاً می گفتند این قاجارها قسمتی را دادند و این فکر کنم کاملا نا امید نوشته . به هر صورت باز تشکر می کنم که نوشته های شما و منابع و اسناد شما چشم و گوش و عقل من را باز کردکه هیچ تکانم داد . فوق العاده بود . هر چند تلخ بود اون شکوه قبلی دروغین ریخت اما تلخی واقعیت از شیرینی توهم بهتر است .
حق با شماست . پاینده باشید و موفق
سلام من منابع رو پیدا نمیکنم میتونید برام بفرستید آقا شهرام نوشتن در کامنت ها منبع میزارم ولی من پیدا نمیکنم، ممنون میشم برام بفرستید ۰۹۱۲۳۰۸۲۰۴۲
آشوریها هیچ وقت در سر زمین ایران کنونی حضور نداشتند آنها در قسمتی از عراق فعلی حکومت داشتند که توسط ماد ها ساقط شدند تخت جمشید از زمان داریوش پی ریزی شد و توسط جانشینانش کامل شد
این قاجرها همه ایران را دادن فنا….