اقدامات وحشتناک آغا محمدخان قاجار برای ارضا جنسی خود در حرمسرای قاجار

با سقوط صفویان و از هم‌گسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتون‌ها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانه‌ای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغه‌ای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیل‌الرعایا حکم می‌راند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآن‌که دستی به دهان می‌رساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.
آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوع‌النسل شده بود، در این عرصه تشنه‌تر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روش‌هایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه می‌نمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندام‌های جنسی زنان و دیگر اعمال خشونت‌آمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونه‌ی خود می‌نمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بی‌شباهت به دوزخ نبوده و زنان بخت‌برگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شده‌اند.
588 نظرات
  1. ناشناس می گوید

    با سلام برادر شهرام هستم . برادرم نوشته
    برای اینکه بدانیم صفوی ها و افشاریه چه زحمتی برای این کشور کشیده اند و چه خون و عرقی ریخته اند ابتدا باید نیروهای طرف مقابل را بشناسیم . یکی از این نیرو ها عثمانی بود و اسم واحد‌های ارتش عثمانی یعنی چری بود.
    کلمه چریک از بنی چری گرفته شده .
    ینی چری به کسی شامل می شد که اول خودش آلت مردانه خود را می برید و بعد داغ می گذاشت که خون بند بیاد و بعد از این مرحله وارد ارتش عثمانی می شد . این شرط ورودی بود . بهش یاد می دادند پدر و مادر و زن و بچه آن خاک عثمانیه . باید بالاترین خدمتت را برای کشور و سلطان عثمانی انجام بدید . اینها بازنشستگی نداشتند . هتل هم نمی رفتند . هر کجا که می رفتند پادگان اون شهر و یا منطقه عین خونه بود . یا در جنگ بودند یا در تمرین جنگ . در ارتش خیلی هایشان به مقامات بالا می رسیدند . زندگی آنها جنگ و افتخار بود یعنی یک ارتش کاملا حرفه ای . کل اروپا مثل آلمانی‌ها و فرانسه و … متحد می شدند در بعضی موارد می بردند و در اکثر مواقع می باختند . برای همین از مکه تا اتریش را عثمانی تصرف کرده بود .
    این در سمت غرب ایران بود .
    در شمال ایران ازبکان بودند . نام تیمور برای شناساندن قدرت این طایفه کافیست .
    در سمت شرق هم هندی ها بودند .
    بقول یک سیاح فرانسوی ایران بین صد میلیون هندی و بیست میلیون عثمانی گیر افتاده .
    کل جمعیت ایران به قوای چهار میلیون نبود .
    بین صفوی و هند هم جنگهایی در گرفته اما در تاریخ فقط حمله نادر شاه به هند را می دانیم در صورتیکه مثلاً شاه عباس و بزرگترین شاه هند که مغول هم هست بنام اکبر شاه سر میله قندهار باهم درگیر شدند . زمانی دست اکبر شاه بود ولی شاه عباس از دستش در آورد موقعیکه می خوانید صفوی ها ارتش عثمانی را شکست دادند یکصد هزار ینی چری را شکست میدادند . در برابر اون ارتش حرفه ای عثمانی مذهب را هم به اون ارتش اضافه کنید تا عیارش دستتان بیاید . اون ها در زمانی که عثمانی داشت پا می گرفت دکتر از روزگار شوالیه های اروپایی در می آوردند .
    صفوی ها و افشار و قاجارها هم عثمانی را شکست دادند . در زمان قاجارها معاهده ارزه الروم بعد از جنگ قاجار و عثمانی منعقد شد.
    این موارد را گفتم بعد میرم سر جنگ چالداران
    پدر بزرگ شاه اسماعیل صفوی از طرف مادرش به اوزون حسن می رسید . اوزون به معنای دراز یا بلنده . قد خیلی بلندی داشت . این شخص از آق قویونلو ها بود . بایندر ها هم از این شاخه هستند .
    حدود حکومت ایشان از دریاچه وان فراتر بود .
    حالا میرم سر شیعه چون این قبایل شیعه شده بودند .
    پانصد سال قبل از صفوی برادران بویه ماهیگیر بنام علی احمد حسن تشیع را حکومت رسمی ایران اعلام کردند .
    بنابر این آن چیزی که می شنوید شیعه را صفوی ساخته غلطه و باز تحریف تاریخ است .
    برادران بویه حتی مراسم قمه زنی و گل خوابی
    که شاید دیده باشید گلاب در خاک ریخته و گل می کنند و سپس روی گل دراز کشیده و حسین حسین می گویند و مراسم سینه زنی و تمام این مراسمات توسط این برادران بوجود آمد و در ایران و مخصوصا بغداد سنی نشین اجباری کردند. حتما تحقیقی انجام دهید.
    زمانیکه مغولان آمدند و حکومت ایلخانیان را ساختند پادشاه مغول فکر کنم اسمش الجایتو باشه علامه حلی را از عراق به دربار خود خواند و او در بحث با علمای سنی پیروز شد و شاه مغول شیعه شد و اسم سلطان محمد خدابنده را روی خودش گذاشت . به علاوه حلی اجازه داد در ایران تبلیغ کند . برادران بویه پایه شیعه را گذاشته بودند و علامه حلی این تشکیلات شیعه را منظم کرد و گسترش بسیار داد .
    این اساس شیعه به دلیل اینکه عراق هم در محدوده ال بویه بود تشیع در اونجا هم زیاد بود مخصوصا به دلیل وجود مرقد امامان شیعه در عراق . در پانصد سال تشیع بسیار زیاد شده بود .
    آقا قویونلوها هم شیعه بودند. اما طوایف مختلفی هم شیعه شده بودند .
    در زمانیکه شاه اسماعیل ایران را داشت یکپارچه می کرد سلطان سلیم مشغول جنگ با اروپایی‌ها بود . اما در داخل علمای شیعه و سنی مجادله بود .
    علمای شیعه و سنی بهم می تاختند تا اینکه دو پادشاه را هم وارد بازی خود کردند . شاه اسماعیل بر سنی ها سخت گرفت و همزمان سلطان سلیم بر شیعه.
    قبایل شیعه هم در عثمانی زیاد بود .
    هر چقدر تاثیر علما بر پادشاهان ایران و عثمانی بالا تر می رفت شدت عمل دو پادشاه هم سخت تر و نارضایتی هم شدید تر می شد . تا اینکه شیعیان در عثمانی بر علیه سلطان سلیم قیام کردند . یکی از مشهور ترین این قیامها قیام شاه قلی است که جنگ های شدیدی با سپاه عثمانی کردند و عملا چند نفر از افراد طراز اول عثمانی را هم بعد از پیروزی اعدام کرد .
    در اینجا یک تابو توسط علمای دین شکسته شد و مسلمانان در برابر هم ایستادند و خون همدیگر را ریختند .
    این دوسال قبل از جنگ چالداران بود این قیام طول کشید و هزاران نفر کشته شدند .
    دقت کنید هنوز جنگ داخل عثمانی است .
    شخصی بنام تدریس هم که از علمای بزرگ کرد بود از ایران به عثمانی رفت و تمام کردهای سنی مذهب را متحد و به سلطان سلیم اعلام کرد. به ایران بیاید که در کتاب شرف الدین بدلیسی هست .
    باز ینی چری ها نمی خواستند بجنگند و سلطان سلیم مجبور شد فتواهای زیادی از روحانیت سنی بگیرد .
    هم سلطان سلیم به خاطر عقاید سفت و سخت خود هم اینکه کودتا کرده بود و می خواست در نظر علمای بانفوذ که مخالف شیعه بودند اعتبار داشته باشد و خیلی مسایل زیاد تر
    به ایران آمد . در طرف دیگر شاه اسماعیل بود که شیبک خان ازبک را که خراسان را تصرف کرده بود و شاه اسماعیل خراسان راجز لاینفک ایران می دانست همچنین کرمان را که تصرف کرده بود وشاه اسماعیل می خواست برگردونه به ایران جنگ مرو اتفاق افتاده بود و شیبک کشته شده بود .
    شیبک خان متحد عثمانی بود . این وقایع باعث جنگ چالداران شد و اون ارتش یعنی چری با اون وضعیت یک امتیاز دیگر داشت و اون اسلحه آتشین بود .
    با این وجود ارتش قزلباش چنان جنگید که وحشت در دل سلطان سلیم انداخت .
    بعداً زمانیکه قزلباش هم مسلح به اسلحه آتشین شدند سفیر اروپایی نوشته اون زمان که قزلباش شمشیر و تیرکمان داشت عثمانی ازش می ترسیدم ولی به الان که مجهز هم شده اند .
    اونجایی که شما می شنوید ارتش صفوی آدم خوار داشت درست است .
    صفوی ها در برابر اون ارتش ترسناک عثمانی چیزی را ساختند بنام واحد های آدم خوار . عثمانی ها نمی گفتند صفوی میاد و باهاش می جنگیدم . ببینید معنای جنگ را با زیرکی چگونه عوض کرده بودند .
    می گفتند ایرانی ها می‌آمد و ما را می خورند .
    جنگهایی را سراغ دارم که ارتش صفوی یک دهم ارتش ازبک بود و پیروز شد.
    فکر می کنم تاورنیه است که نوشته
    پادشاه های ایران هوش مطلق اند . سرزمینی به این وسعت از قندهار و کابل تا بغداد را چنان اداره می کنند که انگار یک ده کوچک است .
    ببینید چی بود چی به خورد ما داده اند .
    موفق باشید.

    1. ناشناس می گوید

      من این مطالبی که اینجا گفتین رو خیلی هاش برام بسیار تازگی داشت و واقن با جون و دل خوندم، خیلی دنبال منابع هستم که بتونم تاریخ ایران رو به درستی بخونم و حقایق رو بدونم، مثلا وقتی وارد قسمت شاه اسماعیل شدم خیلی مطالب ازش دانلود کردم حتی یه کتاب بود به اسم سرگذشت بهروزه خانم از فواد فاروقی اون کتاب رو دوس داشتم اما وقتی کتاب بعدیش رو دانلود کردم دیدم راجب آقا محمد خان و نادر شاه داره اراجیف میگه و توهین میکنه کتاب رو گذاشتم کنار و بی سراسیمه اومدم اینجا که مطالب شمارو از اول بخونم که دیدم بلهههه کلی پیام بوده و مت غافل، امیدوارم بتونم ذره ای به آگاهیم به کمک امثال شما اضافه کنم، و اگرم از اون منابعی که میگید خیلی دردناکه بزارید ممنون میشم، واقن چه فایده اگر حقیقت رو ندونیم، اگرم تابش رو نداشته باشیم و اذیت شیم بازم بهتره، ما که قراره با کلی علامت سوال از این دنیا بریم، حالا شاید دونستن یسری مطالب ذره ای سبک ترمون کنه،

  2. برادر شهرام می گوید

    سلام
    برادر شهرام هستم .
    برادرم نوشته بود خلاصه گفته این است یکی میاد پیش شما و میگه زیر پای شما نفت است . منطقه به فلان اندازه را می خواهم بگردم . شما نه دانش را دارید و نه تکلونوژی اون را .
    نه می توانید در وسعت ایران برای نفت جستجو کنید و نه اگر هم دیدید هست نمی توانید بدستش بیاورید.
    شما می گوید آقا جان اول پول بده بیست هزار پوند ازش می گیرد و به طرف می گوید اگر پیدا کردید سیزده درصد ما کنه . طرف قبول می‌کنه و اون زمان وسایل رادار و غیره که نبود .
    می‌ره از دانشگاههای انگلیس یکی را میاره که تجربه داره . اینجا و اونجا را حفاری می کنند.
    این هزینه سوخت شده است به نفت نمی رسند . یک بانک سرمایه گذار طرف ور شکست میشه و می‌ره سراغ بانک دیگر . مجموعا ششصد و بیست هزار دلار طرف خرج می‌کنه تا به نفت میرسه . چهار سال هم می‌ره وام میگیره و راه میسازه . کشتی نمی تونن هرجایی بارگیری کنه بندرش و اسکله را هم انگلیس می سازه . ضمنا به محض اینکه شاه قاجار می فهمه نفت پیدا شده سه در صد اضافه می کنه . انگلیس هم نفت پیدا کرده هم راه ساخته هم بندر ساخته . بانکها وام مفت که نمی دادند سود هم داشت .
    ۱۹۲۸ قاجار منقرض میشه و پهلوی میاد . انگلیس در دوران قاجار کلا یک حلقه چاه دستش بوده و همه اش هزینه بوده . خروجی چاه ۲۲۸ بشکه بود . پس عملا هزینه بوده . چاه شماره دو در زمان رضا شاه به نفت میرسه . این حلقه چاه بسیار غنی است . رضا شاه میزنه زیر قرار داد و درصد را می‌بره بالا با شرایط جدید و هشت سال بعد خودش را تبعید می کنند و ده سال بعد می رسیم به ۱۹۵۱ که در این مدت انگلستان در ایران لوله کشی کرده و پالایشگاه ساخته . ببینید داره زیرساخت نفت ایران بوجود میاد . انگلیس هزینه می کنه از درآمد نفت چاه شماره دو . پالایشگاه که تکمیل شد یک شاهزاده قاجار بنام آقای مصدق میاد و نفت را ملی می کنه . این شوک آنقدر برای انگلیس وحشتناک بود که می خواست به ایران حمله کنه .چون همه اش هزینه بود .
    مصدق سقوط می‌کنه و محمد رضا شاه قرار داد را با شرایط جدید تا سالهای قبل انقلاب تمدید می‌کنه .
    در تاریخ به ما گفتند نفت را به انگلیس واگذار کردند انگار نفت عین سیل یا مثل رودخانه کارون روی زمین بود و به انگلیس گفتند بیا بردار ببر.
    انگلیس نه تنها حفاری‌ها را انجام داده و خیلی جاها به نفت نرسید بلکه یک چاه خیلی کوچکی بنام چاه شماره یک را یافت .
    بقیه شاهان هم بر اساس شرایط دنبال منافع ایران بودند .
    این دوران عبور ایران از دوران کشاورزی به دوران نفت است .
    اما نحوه گفتن در تاریخ ما نگفته اند تکلونوژی چاه زدن نداشتیم . نگفتند اون زمان راه نبوده چون ماشین هم نبوده و ماشین تازه اختراع شده بود . نگفتند کشتی باید اسکله داشته باشه تا بتونه بارگیری کنه . گفتند نفت ما را به انگلیس واگذار کردند .
    این بیعرضه نشان دادن مظفر الدین شاه بود .
    قضاوت با شما . سرچ کنید بندر انگلیسها برای بارگیری نفت کجا بوده . ببینید مسجد سلیمان کجاست . حرارت پنجاه درجه را هم در نظر بگیرید . و مهمتر تمام این سیستم را انگلیس ساخت هم دانش فنی و هم زیر ساخت ها را .
    موفق باشید .

  3. برادر شهرام می گوید

    با سلام برادر شهرام هستم .
    برادرم چیزی را فرستاده و نوشته که مردم ببینند که اون ادبیاتی های تاریخ نویس در دوران پهلوی و بعدش چه بر سر خود باوری و اعتماد به نفس ایرانی ها آوردند.
    در قرارداد معروف نفتی که مظفر الدین شاه امتیاز نفت را به مدت شصت سال به ویلیام دارسی واگذار کرد را می نویسم . این در ذهن شما و من در جوانی ام به عنوان سمبل حماقت قاجار بود .
    می دانیم چاه شماره یک بعد از سالیان طولانی که دارسی دنبال نفت می گشت سر انجام در ۱۲۸۶ در سال میلادی ۱۹۰۸ در عمق ۳۶۰ متری
    در مسجد سلیمان به نفت رسید .
    خروجی آن در روز ۲۲۸ بشکه بود .
    دارسی بیست هزار پوند به مظفرالدین شاه داد و یکصد هزار پوندکه بعد از ورشکست شدن بانک انگلیس با بانک دیگر انگلیس اینبار پانصد هزار پوند گرفت و هزینه کرد یعنی جمعا ششصد و بیست هزار پوند اون زمان تا به نفت رسید .
    مظفر الدین شاه شانزده درصد از سود را هم می خواست .
    در ضمن ماشین تازه اختراع شده بود و تانکر نبود بنابر این با چیزی خیلی قراضه تر خاور های قدیمی باید بار را از مسجد سلیمان تا کنار خلیج فارس می بردند و این چهار سال کار روی دست پارسی گذاشت پس تا سال ۱۹۱۲ یک بشکه هم خارج نشده بود .
    این نفت کارگر لازم داشت راننده لازم داشت کارگرها هم خوراک می خواستند و غیره بنابر این یک هزینه تا خلیج فارس و یک هزینه کشتی تا مقصد هم بود .
    چاه شماره دو هم بیست سال بعد پیدا شد .
    اون هم هزینه داشت .
    پس یک نگاهی بیاندازید به هزینه ای که دارسی داشت .
    این چاه را هم دو سال حفاری کردند تا به نفت رسید و البته داشتند ور می شکستند که به نفت رسیدند .
    هر بشکه هم یک پوند بود . یعنی هزینه و بهره پول و شراکت را حساب کنی تقریبا چهل در صد از این یک پوند برای هزینه های بالا رفته
    ضمنا این نفت خام پالایش هم می خواست و یک هزینه هم اونجا می خورد بهش .
    از سال ۱۹۱۲ به ازای هر روز ۲۲۸ بشکه تا ۱۹۰۸ در نظر بگیرید و هزینه جاده کشی از مسجد سلیمان تا خلیج فارس و استهلاک ماشین ها در اون جاده و هزینه کارگر و خرابی وسایل اون روز را در نظر بگیرید .میشود یک میلیون و سیصد هزار پوند و هزینه ششصد و بیست هزاری هزینه اولیه و بیست تای مظفر الدین شاه را کم کنید و هزینه های دیگر را .
    می دانیم در سال ۱۹۵۱ جناب آقای مصدق نفت را ملی کرد .
    همچنین چاه شماره دو بسیار قوی تر از چاه شماره یک بود و در زمان رضا شاه به نفت رسید .
    خلاصه بگم اون چاه شماره یک برای انگلیس هیچی نداشت و مظفر الدین شاه مفت ایران را صاحب نفت کرد .
    پس انگلیسی ها چیزی نبردند . بیگاری کردند و ایران به نفت رسید .
    اون زمان که ایران تکلونوژی حفاری تا ۳۶۰ متر را که نداشت .
    پانزده درصد سهم ایران را هم حساب نکردم . انگلیس اومد و فقط کند و ایرانی ها را صاحب نفت کرد . اون سود فرضی بالایی هم برای حفاری های دیگر به فنا رفت یعنی اون سیصد هزار پوند را هم برای چاه دوم هزینه کرد البته اون زمان پوند ارزش داشت و قیمت ملک در انگلیس پایین بود و با بیست سی هزار پوند زندگی مجللی کرد البته این شرکت در آمریکا هم به نفت رسید و پول پارسی از ایران نبود از آمریکا هم پول می برد .
    در تاریخ چنان این ادبیاتی های تاریخ نویس گفته اند انگار جنوب ایران بند و جاده آسفالته و وسایل حفاری و پالایشگاه داشت که انگلیس یک دگمه را می زند و نفتکش پر می شد .
    این قرار داد تماما به نفع ایران به ضرر انگلیس بود .
    اون نگاه نفت شماره دو بود که ایران را ثروتمند کرد . اون هزینه ایران دوران رضا شاه از اون چاه شماره دو در می‌آمد که کشور رو پا شد .
    یک نکته بسیار مهم دیگر در دوران ناصر الدین شاه ایران در مقایسه با روسیه ضعیف بود اما
    مردم پولداری هم داشت .
    شاید ندانید اولین ناو را ناصرالدین شاه خریداری کرد و اسمش را گذاشت پرسپولیس.
    می دانم اینم نمی دانید شرکت مسعودیه در قبل از مشروطه با سرمایه اولیه دویست و پنجاه هزار تومان بوسیله حاج محمد حسین کازرونی و شرکتی دیگر بنام محمودیه با سرمایه دویست هزار تومان و شرکت اسلامیه به صورت سهامی عام با پول مردم به مبلغ یک صد و پنجاه هزار تومان تاسیس شد .
    می توانید از کتاب رجال عصر مشروطیت نوشته ابوالحسن علوی انتشارات اساطیر
    بخوانید و همچنین از کتاب نقش مردم اصفهان در نهضت مشروطیت ایران تالیف محمد رضا عسکرانی ببینید .
    چاه شماره دو را محاسبه نکردم اما با حجم اون زمان کشتی های نفتکش فکر نمی کنم کلا سودشان از چاه شماره دو به اندازه سه یا چهار نفتکش امروزه باشد .
    با پول چاه شماره یک اصلا چیزی عاید اونها نشد . کسی چیزی از این کشور نبرد اگر برد آوش شخص مظفر الدین شاه بود که برد نه انگلیس .
    خودتان هم یک حساب و کتاب کنید دقیقا می بینید انگلیس فقط کارگر بی جیره و مواجب بود که طمع چشمش را کور کرده بود .
    ایران را صاحب نفت کرد . تمام زمین شناسها از اون بود . لوله گذاری ها جاده سازی ها و بعداً در زمان شاه تا سال ۵۷ اون صنایع عظیم را انگلیس و آمریکا ساختند . در اصل اون صنایع با زیرکی یک شاه مظلوم نمای قاجار بنا شد .
    چیزی که نوشته بودند در تاریخ خودمان چنان بود که اون چاه ها را بدون زحمت زدند . اصلا نفت اونجا عین آب جاری بود و انگلیسیها ذ لوله را گذاشتند ایران و اون سر لوله را گذاشتند جیب شأن.
    امیدوارم خوشتان اومده باشد .
    موفق باشید و هر حرفی را از کسی باور نکنید .

  4. برادر شهرام می گوید

    سلام دوست عزیز
    برادر شهرام هستم . خود برادرم می گفت این چیزهایی که نوشته و منابع آن را هم ذکر کرده
    از منابعی گفته که قابلیت انکار نداشته باشد مثلاً کلمه تاجیک را که معنای آن عربی که خارج از سرزمین عربستان بزرگ شده باشد یا مردم فارسی زبان را از فارسی ترین کتاب یعنی لغتنامه عمید که در مقدمه آن آقای نفیسی دلایل بهترین بودن آن را نوشته انتخاب کرده است یا فرهنگ علامه دهخدا پس قابلیت انکار ندارد اما شما چیزهایی را از تلویزیون یا از پدر و مادر یاد گرفته آید . همیشه بین عرف جامعه و مجامع علمی به دلیل دسترسی به منابع و کار هر کدامشان اختلاف وجود دارد.
    مجامع علمی مبتنی بر دلیل و منطق است و عرف مبتنی بر شنیده ها .
    تفاوت اونجاست که یک شایعه را می توان در عرف پخش کرد اما در مجامع علمی نه .
    اون چیزی که در پس این نوشته است این است
    شما فکر می کنید برادرم از ترکان جانبداری می کنم اما برادرم نه مبالغه می کند و نه اشتباه می کند . زمانیکه شما انسانی علمی هستید دیگه قومیت و قبیله برای شما معنا ندارد .
    قبلاً زمانیکه صحبت می کردیم می گفت مردم ما تاریخ نمی خوانند و مهمتر کتاب خوانی هم نمی دانند . به ما یاد ندادند سیستمی فکر کنیم
    ما همه بر اساس تجربیات شخصی خود فکر می کنیم و این اشتباهه .
    در کتاب خواندن اول باید نویسنده کتاب و اینکه چقدر اعتبار دارد را فهمید و بعد وقت گذاشت .
    شما یکسری محفوظات دارید کتاب خوانده آید
    و حفظ کرده اید . این حافظه است فکر نیست.
    فکر اونجاست که شما چیزهایی را تجزیه و تحلیل کرده و از این اطلاعات به دست آورید .
    دوست من اگر نوشته هایش ایراد داشت ایرادها را بگیر و بگو. خیلی هم خوشحال می شود .
    اگر از ترکان نوشته و خوشایند شما نیست بگید کدامیک ایراد دارد؟ کجایش غلط است؟
    اگر از گفتن فارس و اینکه از اعراب تازیان هستند ناراحت هستید می توانید به فرهنگ عمید و کلمه تاجیک مراجعه کنید .
    اون چیزی که هست هرگز نمی توانید ایرادی بگیرید .
    این سوالاتی که پرسیدند و جواب نوشته
    مثل جناب آقای غفاری این شخص شناخته شده است برای قدیمی ها و این افراد را از ارتش انتخاب کرده چون جای هیچ شکی و شبهه ای نمانده باشه.
    تمامی اطلاعات کاملا واقعی است البته خودش گفت. که احتمالا دوستانی هستند که شوکه خواهند شد . حق هم دارند . یک عمر چیزی را می شنوی و بعداً می فهمی همه اش اشتباه بوده
    خودش هم می گفت این موارد چیز شوکه کننده ای نیست . ازش پرسیده بودم مگه چیزهای دیگری هم هست ؟ گفت چیزهایی هست که خون را در رگت منجمد می کند.
    می گفت چیزهایی بود که فکر می کنی با پتک به سرت کوبیده اند . جلوی چشم خودته اما نمی بینی . البته من نمی خواهم بدونم ازش هم نمی پرسم .
    دوست عزیز این برای ناراحت کردن شما نیست این برای این است که خودتان را به عنوان یک ملت واحد بشناسید و نه چند قومیت که با شنیده های بی دلیل همدیگر را قضاوت می کنند.
    زبان فارسی باید حفظ بشه اما به عنوان یک زبان که تمام قومیتها را بهم وصل می کند اونجا که سعی در ازبین بردن فرهنگ و زبان ترکی و کردی و لری و بلوچ و عرب و آشوری و … می کند اون قسمت این زبان باید برچیده شود .
    من به سبک و لهجه اصفهانی صحبت می کنم و زمانیکه لهجه تهران بخواهد جایگزین شود با اینکه هر دو زبان فارسی است اما در آنجا متجاوز به زبان و فرهنگ اصفهان شناخته می شود .
    پس برای هر چیزی باید و تاکید می کنم و باید مرزی مشخص تعریف شود .
    ایرانیها دوستی‌ها و دشمن هایش بی قانون است . در دوستی و دشمنی افراط می کند .
    در صورتیکه هر چیزی و تاکید می کنم هر چیزی مرزی مشخص دارد . البته باید مرز مشخصی داشته باشد .
    خارجی‌ها نمی گویند من عصبانی هستم می گویند من در درون خود احساس خشم می کنم
    یعنی عصبانیت من کل وجودم نیست قسمتی از وجود من است یعنی خشمم را کنترل می کنم .
    شما ناراحت شدید می دانم اما واقعیت اینه .

  5. ابو عدنان جاسم عطلاوی می گوید

    سلام استاد شهرام
    من ابو عدنان جاسم عطلاوی ابن شیخ زائر عاگول از عشیره صاحب بیرق عطلاوی هستم که میگویند عشیره ما از بازماندگان تورکان سومری می باشد آیا ما تورک هستیم یا عرب ؟چون من خیلی دوستدارم بدانم عرب هستم یا تورک؟خودت می‌خوام آزمایش بدم که تورک هستم یا عرب اگه تورک هستم پس چرا عرب شدم و اگه عرب هستم چرا تورک نیستم ،ممنون ازت میشم روشن کنید من خیلی دوستدارم چرا ما تورکان سومری شدیم،میشود ما عرب ها با شما تورکان که فرزندان چنگیز و تیمور و هلاکوخان بزرگ هستید عهد اخوت و برادری ببندیم و از این به بعد یک قوم بزرگ عرب تورکی به وجود بیاوریم ؟چون هر دو قوم تورک و عرب خیلی شباهت باهم داریم هر دو قوم شجاع هستیم

  6. برادر شهرام می گوید

    با سلام برادر شهرام هستم . برادرم گفت
    ندا خانم از دوران معاصر یک ترک میانه از روستای آچاچی سرهنگ رفیع غفاری را می توانم نام ببرم . این در دوران ما بسیار معروف بود لقبش شکارچی تانک بود . طبق آمار رسمی ارتش بیش از دویست تانک و نفر بر زرهی را منهدم کرده و پنجاه تانک را به تنهایی به غنیمت گرفته بود .
    از اردبیل ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده تکاوران ویژه در خرمشهر و خرمشهر را با تقریبا صد نفر حفظ کرده بود .
    یکی دیگر از این عزیزان سرهنگ ضرغامی از فرماندهان ویژه در جنگ ایران و عراق بود از تبریز که صدام شخصا برای سرشان جایزه گذاشته بود که ایشان فوت کردند . روحشان شاد .و دو نفر فوق الذکر زنده هستند . خدا حفظ شأن کند و عمری طولانی داشته باشند.
    از یکی از این افراد آقای بایندر هستند . باید همان طایفه بارانی هستند که شما بنام آق قویونلو می شناسید . در زمان رضا شاه در تصرف جزایر خلیج فارس کارهای ساقی انجام دادند و در جنگ جهانی دوم در هنگام ورود انگلیسی ها در جنوب و برادرشان بدست روس‌ها در شمال ایران در یک روز کشته شدند . البته بایندر ها همگی ترک هستند و در کردستان زندگی می کنند شاید تعجب کنید و قسمتی از آشورها با اینکه کرد نیستند اما در کردستان و آذربایجان غربی به صورت عمده و در تهران زندگی می کنند .
    از یکی از این بزرگان حسین قلی خان باکویی است که با پسر عمویش سر سیسیانف سردار بزرگ روس را در داخل چادرش در بین سربازهای روسی برید و سر بریده را به باکو برد و برای تهران فرستادند . در اون جنگ هزاران سرباز روس کشته شدند . روحشان شاد و یادشان گرامی
    زیادخان جواد اوغلی حاکم شوشا سیسیانف بخش گفته بود فرار کن و زنده بمان ولی برایش نامه معروفی از شاهنامه فرستاد .
    چو سربسر تن به کشتن دهیم
    به از این که ایران به دشمن دهیم .
    ماند و تا آخرین قطره خون خودش و پسرانش جنگید .
    از این الماسها در تاریخ ایران فراوانند اما عمدتا ترک هستند . من می توانم سیصد نفر را بشمارم که بیش از دویست و بیست نفرشان ترکند .
    چون از زندگی نامه این افراد بزرگ خوشم می‌آمد تمام کتابهای را دنبالشان گشته ام از هر قومیتی .
    و کتاب اولیا چلبی را مطالعه کنید یک عثمانی است که به ایران اومده و به کشورهای اطراف هم رفته . بسیار دقیق نوشته .

    سلام دوست گرامی
    شاهزاده قاجار بودن بسیار سخت بود چراکه در هنگامی که یکی از برادران شاه می شد بقیه را کور میکردند . چرا که شخص کور نمی توانست پادشاه باشد .
    برادران این شاهزاده ها را در پیش شأن کور می کردند . تصور کنید همه را به نوبت در اطاقی جمع کرده و کورشان می کنند . یکی پادشاه می شد و بقیه اکثرا کور . داروی بیحسی که نبود . تمام عمر باید منتظر می‌شدی که یکی شاه بشه و از شاهزاده بودن میل داغ سهمت باشه .
    این قانون را آقا محمد خان گذاشته بود و ایشان هم تجربه دوران پر آشوب شاهزاده های زند را دیده بود .
    خیلی از قاجارها آرزوی یک زندگی معمولی را داشتند .
    یک کتاب است بنام القاب در دوران قاجار و یک کتاب است که متعلق به اداره ثبت احوال است . این دو تاریخچه القاب و فامیل را توضیح می دهند .
    مثلاً دو پسر عمو در اون زمان بودند این دو را با نام پدر بزرگ فامیل می دادند اگر طرف پدر بود و اسم پدر پدر بود علی می نوشتند علیزاده
    اگر ایشان زنده نبود و مثلاً اسم پدر مادر بچه بود حیدر می نوشتند حیدر پور.
    این موارد را باید از اسناد اداره ثبت احوال بگیرید و بخوانید . خیلی از اسامی ها به همین شکل هستند اما اسامی هم هستند بسیار معروف مثل ملک التجار این آدم اصالتا تبریزی اما ساکن اصفهان است و هنوز هم زمین های در اطراف زاینده رود دارد مثل زمین این شخص در بین طرف شرق پل فلزی .
    یا شخصی بود بنام کاشفی از خانواده های بسیار قدیمی اصفهان که اصالتا شاهزاده قاجاری بود و اگر اشتباه نکنم یکی از فرزندانش در سوئد نماینده مجلس است و اون حمام کنار فلکه احمد آباد ملکش بود .
    این شخص از احمد آباد تا خوراسگان و تا زاینده رود را داشت . اون زمان این مکان لم یزرع را خرید و آباد کرد .
    شاید خلیفه سلطان را شنیده باشید در یزد که در کنار شیرینی سنتی یزد قدمتی طولانی دارند
    این افراد مازندرانی هستند اما در اصفهان و یزد ساکن شده اند .
    فرمانفرما ها هم از طایفه های بسیار معروف قاجاری هستند .
    در اصفهان طایفه ای دارد بنام کازرونی که این شخص هم در دوران قدیم بسیار ثروتمند بود و اکثر زمین های اطراف زاینده رود متعلق به ایشان بود .
    طایفه ای بنام کرباسی که اصالتا از روحانیت معروف هستند .
    نجفی ها از خانواده روحانیت هستند .
    امامی ها هم همینطور.
    خلعتبری ها عرب هستند و در گیلان زندگی می کنند . این را خلاصه نوشتم یا مثلاً در کرمانشاه زنگنه ها ساکنند که اصالتا لر هستند و کردی صحبت می کنند.
    خانواده لر نژاد لر هستند اما کردی صحبت می کنند . یکی از اینها اهنگ فوق العاده زیبای. باز هوای وطنم را خوانده گوش کنید . فوق العاده است.
    ایل افشار در کرمانشاه هستند و ترک هستند که کردی صحبت می کنند.
    شکاک ها کرد هستند اما صفوی‌ها زمانیکه عثمانی ها قصد کشتار این ایل را داشتند به ایران آمدند و در سرحدات آذربایجان غربی ساکن شدند.
    محمد رضا شاه کردهای قزوین را به آذربایجان غربی تبعید کرد .
    نادرشاه اعراب را در ورامین جا داد .
    و همینطور لرها در زمان زندخت در کرمان ساکن شدند .
    مدت طولانی خاندان ترک سلجوقی در کرمان بودند و کرمان را آباد کردند .
    بیرجند ترک افشار داره و تاتار هم داره و گردهم داره . یکی از این تاتارها اسمش است محمد علی صفا شکارچی تانک با نام پدر شد سوتریوس از افتخارات کماندویی ایران .
    ترکان بیرجند یک کتاب ترکی دارند بنام نویسنده جلال قلی زاده مرزی که شاید برایشان فوق العاده عجیب باشد .
    می توانند با سرچ آشنایی با زبان ترکی خراسانی شوکه شوند .
    یک طایفه ای بود بنام کایی که امپراطوری عثمانی را پایه گذاشتند این طایفه کایی در ایران قابل خوانده می شد و الان شما ایشان را بنام قشقایی می شناسید . این ایل همان افرادی هستند که شما بنام عثمانی و عثمان می شناسید .
    در کامنت های بالا چیزی را فراموش کرده بودم پلیس جنوب که از منافع انگلیس حفاظت می کرد را پس از انحلال به عنوان اولین کارمندان وزارت نفت به استخدام نفت ایران و انگلیس در آمدند.

    موقعیکه به من می گویند لرم یا کردم یا ترکم و یا ترکمنم یا عربم برایم مفهومش اینه من ایرانیم . یکبار دیگه هم می گویم بد یک قومیت را نمی گویم و خوب یک قومیت را هم نمی گویم . موقعیکه می گویم برید جستجو کنید برای این است که شما سرزمین خودتان را نمی شناسید . یک ساختمان بزرگ بنام ایران است اما هر کدام از شماها داخل یک اطاقش
    هستید . فقط خودتان را می بینید اگر بزرگتر ببینید این قومیت ها چنان در هم ادغام شده اند که نمیشه از هم سوا کرد .
    بگذار دو تا سوال بپرسم
    آیا تا به الان اون شاهنامه ای را که بهش افتخار می کنید یکبار خوانده اید؟
    یا موقعیکه می گویید من مسلمانم یکبار ترجمه قرآن را خوانده آید ؟
    این ترکیب جمعیتی را اون پدران تاجدار این سرزمین عمدا انجام دادند. تا این سرزمین تفکیک نشه .
    برای این سرزمین اون پدران خون و عرق ها ریخته اند .
    یکبار آهنگ آذربایجان ایران را گوش کنید خواننده اش خانم ازیتاست .
    یکبار اون آهنگ معروف آقای نوری را گوش کنید بعد یاد آقامحمد خان بیفتید که برای اینکه این سرزمین حفظ بشه دستور به قتل برادرهایش داد .
    یا برادران برای ایجاد آرامش در کشور برادران خود را کور می کردند . فکر می کنید راحت بوده ؟
    موقعیکه آقا محمد خان از مشهد تا اردبیل را در کمتر از ده روز با اسب می‌ره آیا این شخص توی بغل خانمها بزرگ شده در حرمسرا که بتونه گاز بگیره .
    قطعا این آدم همیشه روی اسب بوده و شبانه روز هم این توانایی را داشته که بتازه .
    زمانی هست شما مسول یک ملت هستید مثل هر کدام از این پادشاهان این مسولیت آنقدر بزرگ هست که شما را از یک حالت قومیت پرست در میاره و شما می بینید مسولیت شما بسیار بزرگتر از یک قومیت یا یک شهر و استان هست . اینجاست که اون ملت متولد میشه بزرگتر از قومیت بزرگتر از شهر و بزرگتر از خودت. اینجا وارد دنیای یک ملت می شوید .
    موفق باشید.

  7. دوست می گوید

    سلام آقا شهرام دو سوال داشتم اولی گاز گرفتن زنان توسط آقا محمد خان را احمد میرزا نوشته خودش قاجاریه چرا بد نوشته؟ سوال دیگرم اینه این اسامی فامیلی که همه دارند تاریخچه اش چطوریه و لطف کنید یک منبع هم معرفی کنید؟

  8. ندا می گوید

    سلام اقا شهرام از ترکهایی که در دوران معاصر قهرمانانی بودند و برای این کشور گنگیدند و کارهای فوق العاده ای کردند افرادی را می توانید نام ببرید و ضمنا کتابی سراغ دارید که اطلاعات ایران و کشورهای اطراف را در دوران قبل بیان کند؟ ممنون می شوم راهنمایی کنید؟

  9. برادر شهرام می گوید

    سلام برادر شهرام هستم . برادرم گفت
    آرش جان نمی خواستم ناراحت بشی اما این نوشته ها تاریخی است .
    جانبدارانه هم نیست . مثلاً پانترک که نوشتید منظورتان جدایی طلب از ایران است؟ من نوشتم چرا ترکان نمی توانند از ایران جدا شوند . حالا یک مورد در این زمینه به شما یاد آوری کنم . قم شهری است بسیار قدیمی خیلی قبل تر از حمله اعراب به ایران دقت کن
    اسم شهر قوم است و ما غم تلفظ می کنیم اما این کلمه هیچ معنی خاصی ندارد اما این کلمه را به سبک ترک ها قوم که اسم تاریخی اش است تلفظ کن یعنی ماسه که همان اطراف قم است . بیابانی است بنام قره قوم که می توانید ببینید اون هم یعنی ماسه سیاه . اون خاک ریز ریز کوچک را ترکان قم می گفتند اما تغییر گ ترکها به غ ما همان چیزی را که گفتم اثبات می کند .
    یا مثلاً رباعی ۷۷ سعدی به صورت
    هر چند که هست عالم از خوبان پر
    شیرازی و کازرونی و دشتی و لر
    مولای منست آن عربی زاده حر
    کاخر به دهان حلو گوید مر
    دقیقا اشاره به عرب زاده بودن می کند . من که نگفتم سعدی گفته .
    من از تاریخ ترکان تعریف نکردم این قسمت های بسیار کوچکی از تاریخ ترکان است . کسانی که بیش از هزار سال خونشان و جانشان را در برابر اعراب و مغول و عثمانی و روس و انگلیسی اون هم اکثرا به صورت تنها فدای این کشور کردند شایسته نیست که نشان دهیم نه شما چیزی نبودید و شما اشغالگر بودید .
    یکی یک کار فوق العاده انجام میده و کسی کاری نکرده و ناراحت هم میشه که چرا فلانی باید به خودش افتخار کنه .
    ترکان باید به پدرانشان افتخار کنند اما برتری طلبی و فخر فروشی هر تمدنی را از هم می پاشونه . اونجایی که انگلیس تفرقه می اندازد فکر می کنی چجوری این کار را می کند .
    به شما می گم زمانیکه لارنس عربستان عثمانی را تجزیه کرد با افتخار اعلام کرد امپراطوری عثمانی را از هم پاشاندم بدون اینکه از دماغ یک انگلیسی خون بیاد .
    هر دو طرف جبهه عرب و عثمانی باهم جنگیدند با همین برتری جویی های الکی واحمقانه . رک بگم قسمت کوچکی را نوشتم .
    اگر منظورتان از یهودی تخت جمشید باشه
    می توانید شیردال و گریفین را ببینید که مشخصه آشور هستند . قسمت ناقص حکاکی ها هم نشان میدهد که کامل نشده .
    اون را هم در کنار تخت جمشید جلوی چشم همه است .
    تاریخ یعنی واقعیات قبل باید بی طرفانه بیان شود .
    موفق باشید

  10. برادر شهرام می گوید

    سلام برادر شهرام هستم .
    برادرم گفتند آقا فرشاد خوشحالم لذت بردید . خیلی ممنون از لطف شما.
    سفر نامه های است که دلاواله و سانسون نوشته اند اما سفرنامه پیتر دلاواله بسیار بهتر است چون زندگی مردم و نحوه حکومت را بیان می کند . صفویه تماما ترک بودند . شما اطلاعات بسیار قیمتی می توانید از این کتابها بگیرید اما سفرنامه شاردن هم هست که در این کتاب نحوه پوشش خانمها را هم کشیده البته اگر اشتباه نکنم .
    سفر نامه ابن فضلان هم هست که مسافرت او از آسیای میانه است تا به بلغار که او هم اطلاعاتی در مورد ترکان اونجا میدهد . مورد جالبی که در این کتاب است اینست . در جایی ساکن میشوند و زن صاحبخانه خیلی راحت میاد و کنار شوهرش میشینه و با اینها صحبت می کنند . لباسش خیلی باز بوده و ابن فضلان عرب اصلا ازش خوشش نمی آمده گفت بهش گفتم چرا زنت اینطوری میاد و جلوی چشم است . اون شوهر زن جواب میده البته در فارسی یکنوع ترجمه شده و در فرانسه به نوع دیگری اما در حد چند کلمه با هم تفاوت دارند . میگه جلوی چشم باشه و دستت بهش نرسه خیلی بهتر از مال شماست که کسی نمی بینم اما دست همه هم بهش میرسه .
    البته یک مقدار در کارش اغراق هم داشته مثلاً ماری را می بیند که با یک کنده درخت مقایسه می کند و جالب ترین چیز اشاره به جنگی پر سر و صدا در آسمان هم می کند .
    اگر تاریخ ترکهای خارج از ایران را بخواهید بخوانید کتابی است بنام تاریخ ترکان باستان نوشته قومیلیو ترجمه بیوک سلطانی انتشارات امیر کبیر .
    اهمیت این کتاب در این است که این تاریخ از تاریخ سرزمین چین تحقیق و نوشته شده و اهمیت چین و تاریخ آن به این دلیل است که شما می توانید بدانید دوهزار سال قبل در فلان منطقه چین مثلاً یکشنبه هوا بارانی بود یا نه ؟
    این اسناد اون زمان در شهر ممنوعه نگهداری می‌شده و چینی ها از اولین مالی هستند که تاریخشان به این اندازه دقیق است .
    چینی ها اطلاعاتی از تمام همسایه های خود جمع آوری کرده بودند که از آن جمله مغولان و ترکان بودند . و جنگهایی شدید با چین داشتند و پایتخت چین شمالی را هم تصرف کرده بودند .این امپراطوری از مرزهای کره شمالی آغاز و تا وسط اروپا ادامه داشته است .
    وی توانید در صفحه ۴۹ کتاب ببینید .
    ترکان در زمان ساسانیان هم در ایران ساکن بودند . با از بین رفتن زرتشتیان که البته با خیانت خود زرتشتیان روی داد یک مدت آرایش دفاعی گرفتند اما سپس آرایش تهاجی شد و سلطان محمود غزنوی نزدیک به شانزده بار به هند لشکر کشید و تا سومنات رفت که پایین ترین قسمت هند است . البته تیمور هم به هند لشکر کشید و نادر شاه هم اینکار را کرد ولی هیچ کس رکورد سلطان محمود را نداشته است . جانشینان تیمور در هند ماندند و سلسله گورکانیان هند را بوجود آوردند که اونجا بنام مغول می شناسند اما زبان فارسی با ترکان به هند رفت نه با شعر و شاعری .
    البته در مورد زبان فارسی هم دقت کنید
    کلماتی که ث و ح و ص وض و ط و ظ و ع و ق را داشته باشند فارسی نیستند مثل بشقاب که فکر کنم بالا گفته ام بش همان خالی ترکی و قاب همان قاب است و یا قاش. ق. که از ابرو گرفته شده و ترکی است . اونجا که گفتم فارس ها عرب های خارج از عربستان هستند دقت کنید در تلفظ آنها گچ پز وجود نداشت اما الان هم ق را غ تلفظ می کنند .
    در اول کتاب فرهنگ عمید دو قسمت است که معمولا مردم مطالعه نمی کنند اگر این فرهنگ لغت را داشته باشید یک متنی است از سعید نفیسی در سال ۱۳۳۶
    که نوشته دستور لغت نویسی از دانشگاه اسلامی علیگره این قسمت اطلاعات فوق العاده ای به شما میدهد مخصوصا راجب به کتاب دساتیر .
    البته یک چیز جالب که مردم نمی دانند این اسامی در شاهنامه است مثلاً
    فرامرز همان فراتر از مرز یا رودابه که به صورت جدا مثلاً این رود در آبه یا قارن که به معنی شکم ترکی است و ترکیب تیم ماها با پسوند یار مهر یار و اسفند یار و رستم که همان رشد گیاه از خاک یا یکی از سلاحهای رستم ببربیان بود که منظور فردوسی دفاع از خود با کلمات و بیان کردن دفاعیه از خود بوده کیا گودرز که بگو درز و …
    اون کتاب دساتیر را که معرفی کردم اسامی مثل فر نوش و یا فرنود و خیلی از اسمهای زیبا از این کتاب آمده .
    یک زمان پورداوودی نامی بود که کتاب دساتیر را فکر کرد که پیدا کرده و آورد و تبلیغ کرد و کلی مقاله نوشت بعد از استاد قزوینی شنید کتاب ملا فیروز همه اش من درآوردی است و قسمت های عظیمی از این کتاب بین اذهان و نامها و فامیلهای مردم ماند این کتاب و لغت نامه آن را هم می توانید مطالعه کنید .
    با تشکر

    1. ناشناس می گوید

      سلام آقا شهرام عزیز خیلی خیلی ممنونم از اطلاعات دقیقتون متاسفانه نمیدونستم اصلا کامنت من ثبت شده و دوباره بعد از مدتی اومدم از اول کامنت های شما رو خوندم و رسیدم به جایی که جواب بنده رو دادین کلی خوشحال شدم، تو این مدت هم مشغول مطالعه ی تاریخ بودم. تاریخ ایران رو واقن میخوام کامل بخونم، و نیاز به منابع درست دارم، کامنت های بعدیتونم میخونم شاید چیزی باز پیشنهاد داده باشید. به شخصیت های آقا محمد خان و شاه اسماعیل بسیار بسیار علاقه دارم و خیلی دوس دارم تا جایی که میتونم از این دو شخص یا هر فردی که ذره ای نزدیک به اینا بوده مطالعه کنم و از منابع نا معتبر دور باشم، من اهنگ ساز هستم به سبک راک و دارم روی آلبوم جدیدم از این شخصیت ها الهام میگیرم.

  11. فرشاد می گوید

    سلام و درود آقا شهرام عزیز، بسیار لذت بردم از اطلاعات دقیق و شیوه ی زیبای بیانتون، من امشب اتفاقی وارد این سایت شدم و تمام کامنت هارو دونه دونه خوندم، خواهشی داشتم ازتون پیرامون تاریخ کشورمون مخصوصا ترک ها و همچنین حقایقی که گفته بودین بسیار شکه کننده هست میخواستم چند کتاب یا منبع اینترنتی معرفی کنید تا بخونم. ممنونم

  12. فرشاد می گوید

    سلام و درود آقا شهرام عزیز، بسیار لذت بردم از اطلاعات دقیق و شیوه ی زیبای بیانتون، من امشب اتفاقی وارد این سایت شدم و تمام کامنت هارو دونه دونه خوندم، خواهشی داشتم ازتون پیرامون تاریخ کشورمون مخصوصا ترک ها و همچنین حقایقی که گفته بودین بسیار شکه کننده هست میخواستم چند کتاب معرفی کنید تا بخونم. اگر به ترتیب هم بگین که خیلی بهتره، درکل میخوام برای شروع سواد تاریخیم رو به صورت درست ببرم بالا، ممنونم🙏🏻

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.