اقدامات وحشتناک آغا محمدخان قاجار برای ارضا جنسی خود در حرمسرای قاجار

با سقوط صفویان و از هم‌گسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتون‌ها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانه‌ای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغه‌ای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیل‌الرعایا حکم می‌راند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآن‌که دستی به دهان می‌رساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.
آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوع‌النسل شده بود، در این عرصه تشنه‌تر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روش‌هایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه می‌نمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندام‌های جنسی زنان و دیگر اعمال خشونت‌آمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونه‌ی خود می‌نمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بی‌شباهت به دوزخ نبوده و زنان بخت‌برگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شده‌اند.
588 نظرات
  1. برادر شهرام می گوید

    با سلام برادر شهرام هستم.
    آقا فرشاد و آقای عنایتی تمامی حاکمان برای داشتن مقبولیت خودشان را به افراد خاصی منتسب می کنند مثل صفوی به خاندان پیامبر و شاه قبلی به پهلوی و اوایل اسلام به بهرام چوبین.
    این علمی نیست قابلیت اثبات هم ندارد.
    فقط برای کسب مشروعیت اجتماعی بوده است.
    امین جان با سلام ببینید مظفر الدین شاه با پول انگلیس برای این کشور نفت جاده و بندر کشید . پس آدم باهوشی بوده و این کلاه قاجار سر انگلیس بوده .
    اما یک قسمت تاریک تاریخ ایران همان حملات مغول به ایران
    کتابی است که نویسنده آن ابن اثیر است .
    این شخص در دربار خلفا و بعد در موصل بود
    از داخل دربار ناصر خلیفه بغداد تایید می کند که حملات مغول به ایران به در خواست و تحریک خلیفه عباسی صورت گرفته است .
    پیک را سرش را تراشیدند . نامه را نوشتند و با در آمدن موی سر پیک نامه مخفی ماند و به چنگیز رساندند و از احشام ایران و زمین های سرسبز ایران تعریف کرد.
    جایی دیگر خوانده بودم اون ۴۵۰ تاجر مامور جاسوسی مغول بودند و غایر خان بعد از اطلاع از سوالات آنها در مورد سپاه خوارزم شاه به دلیل اطلاعات آنان آنها را کشته بود .
    خود غایر تا آخر جنگید و کشته شد و به قولی اسیر و بعد کشته شد.
    امپراطوری مغول با جنگ استوار بود از زمانیکه آمدند تا زمانیکه رفتند دایم در حمله بودند.
    زمانی اتفاقات بزرگی می افتند و شما در وسط آن اتفاقات هستید .
    نگاه کنید به امپراتوری مغول همه کشور های سر راه را تصرف کرده بودند و ایران یکی از آن کشور ها بود .
    اینکه ترکان خاتون این کار را کرد و موارد مثل این غلط است . کتاب ابن اثیر قسمت خوارزم شاه را ببینید .
    با ذکر این قسمت که ناصر خلیفه عباسی قبل از مغول غوریان را بر علیه سلطان محمد تحریک کرد و جنگ انداخت که با نابودی غوریان تمام شد و بلافاصله قراختاییان را با سلطان محمد وارد جنگ کرد که آن هم نابود شد .
    از خزانه غوریان نامه ناصر خلیفه عباسی بدست سلطان محمد می افته و او به بغداد لشکر می‌کشه اما در همدان سپاهش بر اثر سرما نابود میشه و خلیفه از ترس جان چنگیز را بر علیه سلطان محمد وارد جنگ می‌کنه .
    اینهم یک قسمت دروغین از تاریخ ایران
    موفق باشید .

  2. ازاد می گوید

    حالا اقا محمد خان قاجار اَختهء عقده ایه روانی یا پادصاه دادگسترِ گوگولیهء ستم‌کشیده
    اصلا جه تفاوتی داره اونم بعد از اینهمه سال که همه شون‌مُردند
    ارزش داره برای کساتی که روزگاری زیستند و خوب بودند یا نبودند مثلا رگ‌غیرتتون قلمبه بشه و با تمسخر همدیگه توی ذهن همدیگه دلخوری پیش بیارین!!!!
    نا سلامتی در عصر اتم و تکنولوژی و فضا زندگی میکنیم اون وقت برای عصر شتر سواران و حتی شترهاشون با حرفهای نه چندان خوب بجون همدیگه‌میفتین!!!!
    ارزشش رو داره آیا…
    فقط بگین خدا رحمتشون کنه و از گناهاشون بگذره.

  3. ناشناس می گوید

    سلام آقا شهرام اول تشکر می کنم از شما و دوم از مدیریت سایت . بارها اومدم اسنادی را که نوشته بودید را گرفتم و مطالعه کردم .
    ای وای ای وای ای وای و ای وای به روح پدرم قسم هوش از سرم پرید . چه قدرتی داشتند . چه هوشی داشتند و چه عظمتی .
    اونجا که شاه عباس مفت زمین میداد به مردم و تقریبا به حالت وام امروز که مردم خانه بسازند .
    اونجا که آشپز خانه متحرک داشتند
    اونجا که حمام متحرک داشتند
    و اونجا که سیصد هزار بنی چری را با گل کردن اطراف تبریز نگه داشتند.
    و بقیه اسناد
    به خدا قسم بعضی وقتها چشمام و اشک می گرفت .
    زبانم کوتاه و کلمات نمی توانند اون چیزهایی را که بودند بیان کنند .
    گمرک را خواندم و تاورنیه را و بیاناتش را .
    اون همسایه های ایران را که نوشتید روس با اون کیفیت و عثمانی بخصوص ارتش بنی چری اون را
    ازبکان و در اسناد دیدم که هند یکصد میلیون جمعیت داشته و بعداً این جمعیت در زمان قاجار
    در دست انگلیس بوده و ایران با انگلیس هم مرز بوده .
    چی می توانم بگم .
    این همه قاجار و افشار و صفویه جانبازی کردند .
    دمت گرم مرد .
    تازه متوجه شدم چقدر در تاریکی بودم و چه تاریخ درخشانی بوده که تاریک نشانش دادند .
    برای شما آرزوی خوشبختی می کنم . زنده باشی مرد.
    از مدیریت سایت هم تشکر می کنم .
    آدم احساسی نیستم اما در زمان خواندن واقعیات تاریخی بارها اشکم جاری شد .
    اونجایی که خبر حمله سیصد هزار بنی چری را به شاه عباس که نه شاه عباس کبیر میدهند و می‌ره گریه می‌کنه در فرهنگ ما از خدا طلب کمک می‌کنه
    اون پیترو این را اشتباه فهمیده
    اون شاه عباس کبیر مسولیت داشته نگران جان خودش نبوده
    واقعا افتخار کردم به پادشاهان صفویه و قاجاریه و نادرشاه کبیر .
    اون نفت را به شکلی که با معیار زمان نوشته بودید عالی بود . کشتار ارامنه را متوجه شدم .
    عالی بود .
    ممنونم .

  4. برادر شهرام می گوید

    با سلام نوشته بود کتاب را بیارم و از روش بنویسم.
    ایرانیان که ازبک ها و تاتارها را دشمن خطرناکتر خود می دانند و بیشتر از آنها خوف و واهمه در دل دارند چه اینها دسته جان منظمی ندارند و کمتر از آنان جنگ آزموده و کارزاردیده هستند چون در فصل بسیار نامناسب و از طریق ناشناخته به ایران دستبرد می زنند و ایرانیان را سخت پریشان خاطر می کنند و…
    آنان حملات خود را در گرمترین ایام تابستان انجام می‌دهند و ..
    ایران کوچک و بسیار چالاک دارند .
    پس نگاه که می کنید حملات آنها وحشتناک بود نامنظم و یکباره.
    به ینی چری نگاه کنید با جمعیت بیست میلیونی به قاجار نگاه کنید در برابر دشمن یکصد و بیست و شش میلیونی به ازبکان نگاه کنید و به مغولان هند .
    اینکه این سرزمین صدمه ندیده و مانده هوش و درایت می خواهد . اینکه می نویسم ترکان شمشیر بران این سرزمین بودند آیا اغراق کردم . الان معنی یکصد هزار ینی چری را می دانید الان عظمت روس در زمان جنگ را می دانید ازبکان را می شناسید و حکومت هند که مغولان بودند ترکیب ارتش هند و مغول
    و ایران جمعیتی بسیار اندک در برابر اینها
    اما قزلباش و قاجار و افشاریه فوق العاده بودند.
    عرق ملی عثمانیان را با بریدن خودشان بسنجید آیا شما برای کشور خود اینکار می کنید؟
    موفق باشید

    1. فرشاد می گوید

      سلام، وقت بخیر جسارتا همگام مطالعه ی سفرنامه ی پیترو دیدم نوشته بود شاه عباس بزرگ خودش رو از نسل پیامبر و امام شیعیان میدونه، خواستم بدونم این صحت داره ؟ یا اگه منظور خاصی داشته ممنون میشم توضیح بدید.

      1. مسعود عنایتی می گوید

        سلام
        شجره صفویان به صورتی که گفته شده از طرف پدری به امام کاظم(ع)می‌رسیده و شاهان صفوی روش تاکید فراوانی داشتند.
        کتاب سلسله النسب صفویه(زمان شاه سلیمان اول صفوی) نوشته شده، کتاب صفوه الصفا هم در مورد خاندان صفوی اولیه هست که داخلش ممکنه اشاراتی پیدا کنید.
        اما
        در ۱۰۰ سال گذشته عده ای سعی کرده اند این شجره رو به کل باطل کنن که با سند نویافته در چند سال پیش، اطلاعاتی از دوره ای که هنوز شاهی به نام شاه اسماعیل صفوی نداشتیم پیدا کردیم ، کتیبه‌ای ای پیدا شد که روش نوشته بود سلطان علی سید السادات ….
        سلطان علی رو به برادر بزرگ اسماعیل میرزا(بعدا شاه اسماعیل) می‌گفتند، یه خواجه علی هم داریم جد شاه اسماعیل هست اونم اسمش علی بوده(داخل کتاب تاریخ صفویه به روایت سنگ نبشته ها، بهش اشاره ای شده).
        در نتیجه شاه عباس از پدری به خاندان پیامبر و امام علی وصل می‌شده، از طرف مادری هم به خاندان مرعشی طبرستان وصل می‌شده که این خاندان هم از سادات مازندران هستند.

  5. امین می گوید

    شهرام فکرت عقبه از زندگی مدرن که دنبال این هستی که نسل مردم رو از هزار سال قبل پیدا کنی.ما همه ایرانی هستیم و دوستدار ایران مهم نیست اجداد ما از کجا بوده اند. آغا محمد خان خشونت زیادی داشته از جمله اون کشتار کرمان و یا گرجی ها اما باهوش ترین شاه قاجار هم خودش بوده. جانشینان آغا محمدخان سیاست داخلی و خارجی درستی نداشتن و آسیب زیادی زدن به کشور.

    1. برادر شهرام می گوید

      با سلام برادر شهرام هستم.
      آزاد جان فرض کن پدرت زمینی را دزدیده و به شما داده و فرض کن پدرت با بیست تا دزد اونم به مدت یک هفته با شکم خالی و تن و بدن به شده جنگیده و جانش را سر این قطعه زمین داده
      آیا فکر می کنی این دو زمین ارزشش یکی است؟ قطعا در حالت دومی بار مسولیتی را به دوش خواهی کشید و این باعث میشه این زمین را مفت از دست ندهی.
      شاه اسماعیل با تعداد کمتر و با اسلحه ای ابتدایی تر به خاطر مسولیتش در قبال کشورش و ملتش تا سر حد مرگ رفت .
      در یک روز ده ها هزار نفر کشته شدند اما یاد دادند کشور بخشیدنی نیست .
      قاجار نزدیک به چهارده سال با روس جنگید در دو جنگ نابرابر اما یک وجب زمین را مفت نداد . برای متر به مارس هر دو طرف همدیگر را کشتند . این بار مسولیت را برای ماها به ارمغان گذاشته .
      اگر شما برید آمریکا و بخواهید که تابعیت را بگیرید فکر کردی مثل شما فکر می کنند؟
      برادر گرامی کتاب تاریخ آمریکا را باید حفظ کنی و بفهمی آمریکا زیر بته عمل نیامده اونها هم خون‌هایی بسیار دادند مثل ما .
      اصولاً کشورهایی که الان پر چمشان را می بینی اون پرچم پشتش دریای خونه تا استقلال یافتند .
      آقا فرشاد و آقای عنایتی سلام
      اصولاً هر پادشاهی دو عنصر داره یکی نظامی و دیگری که بسیار مهمتر است مشروعیت داخلی .باید به نوعی این مشروعیت را به دست بیاری و شاهان صفوی خودشان را از نسل پیامبر معرفی کردند . در اینکه آیا به نسل پیامبر می رسند یا نه مشخص نیست . کسی با قاطعیت نمی دونه بگه اما این ابزاری بود برای مقبولیت و مشروعیت ملی .
      قبل از صفوی ها افرادی مثل آل بویه ومازیار و افراد دیگر هم از بهرام چوبین استفاده کردند .
      یعنی مشروعیت خود را با انتساب خود به بهرام چوبین و نه ساسانی ها به دست آوردند.
      این انتساب به فرد مقبول و محبوب برای رضا شاه و محمد رضا شاه هم بود .
      می دانیم که رضا شاه پهلوی قبل از پهلوی شدن میرپنج را به عنوان فامیل داره و قبل از اون هم فامیل نداره اما بنام رضا شصت تیری می شناختند .
      اصولاً فامیل در آخر دوران قاجار و سپس دوران پهلوی رایج شد .
      اما این فامیل پهلوی آنان را به دوران ایران باستان نسبت می داد و از این استفاده می کردند .
      شاهان صفوی از این روش استفاده می کردند و بس .
      سلام امین جان ببین اول می گویی فکرت عقبه بعد می گویید همان چیزی را که به غلط به ما گفته اند دنبالش نرید و نگید .
      آیا این که چه زحمتی پدران ما کشیده اند باید کسی این زحمات را نبیند . آیا این ناسپاسی نیست ؟
      مگر نمی گویید کسی که تاریخش را نداند مجبور به تکرار آن است .
      باید تاریخ را بشناسی و مهمتر زمانی که با واقعیات مواجه شدید خودتان را با واقعیات تطبیق بدید و نه واقعیات را با خواسته خودتان تطبیق بدید . اینجاست عقبه.
      نمی توانی با دستت جلوی خورشید حقیقت را بگیری و بگی هوا تاریکه چون من می خواهم تاریک باشه.
      حالا یک قسمت از تاریخ ایران را با اسناد و مدارک می گویم شاید اولین بار است که می شنوید .
      در تاریخ خوانده اید که فایر خان حاکم شهر اترار فامیل ترکان خاتون بود و به خاطر پول اون بازرگانان مغول آنها را کشت و مغول به ایران حمله کرد. .
      یک قسمت شوک دهنده اینجاست که
      ناصر خلیفه عباسی از قدرت سلطان محمد خوارزم شاه به هراس افتاده بود. برای جلوگیری از قدرت گیری سلطان محمد خوارزم شاه با توجه به اینکه قبل از خوارزم شاهیان یک سلسله ترک دیگر بنام سلجوقیان از آسیای میانه تا مصر رفته بودند به شدت از سلسله های ترک وحشت می کردند .
      ناصر خلیفه عباسی غوریان را که در سمت شرق سلسله خوارزم شاهیان بود را تحریک کردند نتیجتا بین سلطان محمد خوارزم شاه و غوریان جنگی در گرفت و غوریان متلاشی شدند و سلطان محمد خوارزم شاه متصرفاتش آنان را تصرف کرد.
      سپس ناصر خلیفه عباسی قراختاییان را تحریک و به جنگ با سلطان خوارزم شاهی کشاند و این بار سلطان خوارزم شاه با متحد ترک خود بنام کوچلک خان قراختاییان را شکست داد.
      اما اتفاقی که افتاد در خزانه غوریان به نامه های خلیفه عباسی به غوریان و تحریک آنان برای حمله به خوارزم شاه هم دست یافتند .
      این به شدت سلطان محمد خوارزم شاه را عصبانی کرد و با لشکری بزرگ به قصد نابود کردن ناصر خلیفه عباسی به سمت بغداد راه افتاد . در نزدیکی همدان در زمستانی وحشتناک گیر افتاد بسیاری از سپاهش از سرما یخ زدن. و برگشت .
      این در سال ۶۱۴ هجری قمری بود .
      جنگ غوریان و خوارزمشاهیان در سال ۶۱۲ بود.
      ناصر خلیفه عباسی یک پیک سرش را تراشید و نامه خود را روی سرش خالکوبی کرد از ترس اینکه به دست نیروهای سلطان محمد نیفتد .
      و برای چنگیز خان فرستاد.
      طبعا موهای طرف رشد کرد و نامه ای
      همراهش نبود . پیک راحت به چنگیز خان رسید .
      برای مغولان چیزی که مهم بود طلا و جواهر نبود . زمین های حاصلخیز و گاو و گوسفند و مهمتر از همه اسب بود .
      چون ابزار کار مغولان بودند و از دید مغولان ارزش جنگیدن را داشت .
      چنگیز اون بازرگانان را نه برای روابط بازرگانی بلکه برای جاسوسی فرستاد .
      به غایر خان اعلام می کنند این افراد تاجر نیستند اطلاعات شهر ها را دارند جمع می کنند و شمار سپاهیان خوارزم شاه را .
      چون اطلاعات را داشتند چاره ای به جز قتل آنها نیافت .
      و بقیه را می دانید . غایر خان فرار نکرد تا آخرین نفس در اترار ماند و به قوای کشته شد و به قولی دیگر اسیر شد و سپس کشته شد .
      حمله چنگیز به ایران غیر قابل اجتناب بود همانگونه که تا لهستان و اتریش پیش رفتند و هلاکو هم سلسله عباسیان را منقرض کرد و از سمت مصر می خواستند وارد آفریقا باشند .
      همچنانکه تا دهلی پیش رفتند . اصولاً فرماندهان مغول با صلح بیگانه بودند و چنگیز خان مغولان را همیشه در جنگ نگه می‌داشت و آنها مجبور به دور بودن از زندگی شهری بودند.
      شخصی است بنام ابن اثیر این در دربار ناصر خلیفه عباسی بود و این مورد را عیناً نوشته که خون اون همه مسلمان به گردن ناصر است .

      ابن اثیر از اونجا مهم است که از درون اتفاقات قصر ناصر خبر می دهد . این شخص از اعراب شیبانی هم هست .
      طایفه شیبانی همان طایفه ای است که اولین جنگ را با سپاه ساسانی راه انداختند .
      میر خواند در روضه الصفا
      در کتاب بارتلد بنام ترکستان ثبت است .
      در ویکی پدیا هم دیدم که منابع ابن اثیر را آورده که کاملا دقیق است .
      این هم شاهکار دست بردن ادبیاتی ها در تاریخ این سرزمین است .
      هر کجا دست زدند به جز تحقیر تاریخ ایران چیزی به ارمغان نیاوردند .
      فکر نمی کنم در دنیا چنین افرادی باشند که به تاریخ کشور خود خیانت کنند .
      این همان سیاستی غلطی بود که حس اعتماد به نفس ملی را از بین بردند و به جایش می خواستند از نو ملتی بسازند که چون فارسی صحبت می‌کنه پس بر می گرده به کوروش کبیر .
      لازم دیدم یک جمله زرتشتی را هم برایتان بنویسم . به تلفظ دقت کنید .
      اُشتا اَهمای یَهمای اُشتا کَهمای چیت
      این جمله فارسی اش اینه
      نیکی که از آن نیکی دیگری را نیکیست .
      اون جاهایی که علامت ندارد ساکن است .
      نه قواعدش و نه کلماتش و نه جنسش به فارسی می خوره.
      شما در کتابهای تاریخی که نوشتم اگر دقت کنید در همان کتاب پیترو دلاواله اون جایی که وارد ایران میشه می نویسه ایرانی ها هم ترک هستند و اصالتشان به ترک ها بر می گردد اما در اینجا اینها هم ترکی و هم فارسی صحبت می کنند .
      اما یک مورد شوک آور دیگر تر کان هند بنام تغلق ها این افراد و خلجی ها جلوی تهاجم مغول به دهلی را گرفتند . هر چند چون گوشت گاو که مقدس هندی ها بود را می خوردند موجب ناراحتی هندی ها بودند و یکی از شاهانشان خشن بود و بیرحم اما جلوی تهاجم مغول را گرفتند .
      این تاکیدی که روی ترکان می کنم این است که دوستانی می‌آمدند و می نوشتند ترکان و مغولان یکی هستند و موارد دیگر.
      بگذارید یک قسمت دیگر از تاریخ ترکان را بگویم
      امپراطوری روم غربی توسط ارتشی بنام آوار نابود شد و این آوارها مدتها از مجهولات تاریخ اروپا بودند . سه سال قبل یک گور بزرگ یکصد هزار نفری از آوارها کشف شد .
      دی آن ای آنها مشخص کرد که گروهی از مغولان بودند که خیلی پیش از چنگیز خان به اروپا رسیده بودند اما این مغولان از قدرت گیری ترکان در قرآن قوم و دریای خزر داشتند فرار می کردند .
      مطالب دقیق تر را می توانید در مجله سل مطالعه کنید به تاریخ سه سال قبل .
      حتما قسمت ابن اثیر در مورد سلطان محمد خوارزم شاه را بخوانید .
      این هم یک قسمت دروغ از تاریخ بود .
      البته دوستی نوشته بود که به هم فلان بگید اینها نه این غلطه.
      اگر همه حقیقت را بدانند این پایش را بیش از اندازه بر نمی داره و اون یکی پایش را بیش از حد عقب نمی کشه .
      هر دو حد و حدود همدیگر را دارند .
      اینجاست که محبت و احترام بوجود میاد .
      آزاد جان توهین به یکی از نشناختن خود بوجود میاد و نشناختن طرف مقابل . موقعیکه شناختی می بینی ترک مغول نیست . ترک
      قسمتی از تاریخ بد ایران نیست . ترکان خود تاریخ ایرانند .
      اما ظلمی که در دوران صد ساله اخیر به ترکان و ترکمان شده به نسبت فداکاری‌های که کرده اند بسیار زشت و منزجر کننده و کثیف است.
      کلمه ای برای نشان دادن این همه زشتی و این همه وقاحت نمی توانم پیدا کنم .
      آرزویی که دارم این است که همه الکی نگویند ما بهترین ما فوق العاده ایم باید بدانند نه حق توهین دارند که به کسی توهین کنند حتی قومیت خودشان و کسی هم حق ندارد به آنان توهین کنه .
      اون چیزی که در شناسنامه است بنام ایران به همان اندازه یک ملت باشه و نه چند قومیت که به جای اینکه در کنار هم باشند در روبروی هم بایستند .
      در این جنگ دوازده روزه از این ایرانی ها هم ترک کشته شد هم کرد و هم لر و هم عرب و بختیاری و بلوچ
      چه فرقی داشتند با هم همه بچه های این مادر بودند .
      موفق باشید

  6. برادر شهرام می گوید

    بعد این سند می شد و به شما می دادند . مثلاً شما به تبریز می رسیدید . اگر در بازار تبریز چیزی می فروختند و می خریدید سند می شد و مالیاتی هم کسر می شد.
    در بازارها دفتر خاصی بود که تمام معاملات اونجا ثبت شده و مالیاتی گرفته می شد .
    به فرض می رفتید به شیراز دزدان به کاروان شما می زدند . برگه را می بردید پیش حاکم شیراز و حاکم شیراز موظف بود چون در محدوده استحفاظی او دزدی صورت گرفته کل هزینه شما را با قیمت شیراز از اموال خودش به شما بده چون کوتاهی از اون بوده .
    اگر نمی داد به مراجع اطلاع می دادید و اونا می گرفتند چون اگر به پادشاه می گفتند پادشاه دودمان حاکم شیراز را به فنا میداد .
    همه می دانستند شاهان صفوی بخشش در این زمینه ندارند .
    پادشاه دستور میده مالیات نباید بدون اطلاع شاه افزایش پیدا کنه . حاکم قم آدم خوبی است و می خواهد قلعه بسازه خودسرانه مالیات را اضافه می کنه . قمی ها به شاه اعتراض می کنند دستور میده پسرش و خودش را بیاورند . به پسر حاکم قم اعلام می‌کنه پدرت را با وضع فجیع بکش و بعد از کشتن دوباره به جای پدر می گمارد .
    این بسیار خشن گفته شده ولی الان با این همه دسته گل که خاوریها را می بینم میدانیم
    باید اینگونه می بود تا جلوی فساد گرفته شود.
    این کتاب تاورنیه را به شدت توصیه کرده برای همه .
    از صفویه استاد زیادی در دست نیست چرا که محمود افغان در بیست و شش سالگی صفویه را سرنگون کرد و تمام اسناد آن را نابود کرد .
    بعداً چون نتوانست ایران پهناور آن زمان را اداره کند پشیمان شد ولی راه برگشتی نبود.
    بعد از صفویه سازمان اداری منظم نمی بینم دلیلش این بود که همه چیز از بین رفته بود . در دوران قاجار سیستم اداری از صفر ساخته
    شد .
    دو کتاب فوق العاده را هم معرفی کرد
    کتاب آبی بکوشش اخم بشیر گزارش‌های محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس در مورد انقلاب مشروطه
    و کتاب نارنجی باز احمد بشیر اما این بار گزارش وزارت امور خارجه روسیه
    دو کتاب دیگر هم هست
    جنگ اول ایران و روس دوران قاجار به قلم عبدالرزاقذمفتون دنبلی
    خاوری شیرازی مولف کتاب ذوالقرنین
    آقای غلامحسین زرگری نژاد در کتاب ماثر سلطانیه این دو جنگ را یک کتاب کرده .
    البته تمام نشده بقیه اش را هم یک ساعت دیگر می نویسم .

    1. فرشاد می گوید

      کاملا درست میفرمایید من در ۱ روز حدود ۷۰ صفحه از سفرنامه ی پیترو دلاواله رو خوندم، انقد دقیق و بی‌طرف داره وقایع رو مینویسه که واقن زیباست، درمورد سخت گیر بودن شاه که فرمودید کاملا درسته، یکجا عنوان میکنه اگه کالایی دزدیده بشه حاکم اون منطقه باید غرامت بپردازه و قیمت اونم خود مالک تعیین میکنه به قید قسم، بسیار جالب بود، و همچنین میگه خان شهر که یک ایالت رو اداره میکنه رفته جنگ و مقام زیر دستیش به جای اون داره به امور رسیدگی میکنه که واقن فکر کردم دیدم چرا انقد توی اداره ی مملکت و جنگ ها موفق بودند، در خیلی از دوره های دیگه به خصوص الان برعکسه و حکام آخرین افرادی هستند که درگیر جنگ میشن، عرق ملی رو فقط بلدند تلفظ کنند و عملا دلاوری، ذکاوت، تاکتیک جنگی و … صفر.
      امثال سلطان جلال الدین،شاهان صفویه، قاجار، افشار، طوایف قزلباش و … عرق ملی و تمامی صفات وابسته به اون رو به اوج رسوندند.
      بابت منابع هم خیلی ممنونم همشون رو یک به یک میخونم و هروقت هر منبع دیگه ای که به ذهنتون رسید لطف کنید که خیلی خیلی عقبیم🙏🏻

  7. برادر شهرام می گوید

    سلام برادر شهرام هستم.
    آقا فرشاد خوشحالم که مطالب مورد پسند بود . برای خود من هم فوق العاده بود . تفاوت بین
    نفت دوران قاجار که ۲۲۸ بشکه بود و دوران پهلوی اول که ۱۲۵۰۰۰ بشکه در روز را حساب کردم و در نظر گرفتم که جاده ها و بندر مفت ساخته شده و هزینه ای نبرده
    در آمد نفتی یک روز رضا شاه با یک سال و نصف دوران قاجار برابری می کرد .
    اون قسمت مقایسه دو کشور ایران و روسیه در دوران قاجار برایم خیلی عجیب بود و راستش معجزه بود که ایران سقوط نکرده .
    البته برادرم می گفت که از این معجزات به مدد هوش و شجاعت ترکان صدها بار اتفاق افتاده مثلاً یک موردش را فرستاده است.
    عثمانی به تبریز میرسه و تبریزی‌ها خیلی با روی گشاده از عثمانی ها استقبال می کنند .
    کل روز خیلی با اونها گرم می‌گیرند اما شب که میشه کشتار را شروع می کنند و سپاه عثمانی صبح فرار می‌کنه .
    یا یک قسمت دیگر نوه سلطان محمد خوارزم شاه را که مغولان به عنوان برده در عراق فروختند میشه سلطان مصر بنام قطز که کلمه ای مغولی است . قطر برای دومین بار مغولان را شکست میده اولین بار هم سلطان جلال الدین خوارزم شاه بوده که هر دو ترکند .
    کتابی است بنام تاریخ تجزیه ایران که تمام اسناد و مدارک داخلش دقیقا سند هستند.
    به قلم هوشنگ طلوع
    در جلد چهارم آن صفحه ۴۸ منشور پتر کبیر را بخوانید . برادرم گفت حتما همه شوکه خواهند شد.
    در مورد ینی چری کتابی است بنام تاریخ یعنی چری چاپ ۱۳۴۸ که مستند است.
    در مورد شاه اسماعیل کتابی است بنام
    شاه اسماعیل صفوی مجموعه نامه ها و اسناد دکتر عبدالحسین نوایی .
    کتاب دیگری است بنام تشکیل شاهنشاهی صفوی و احیا وحدت ملی دانشگاه تهران ۱۳۴۶.
    فهرست راهنمای اسناد صفوی مدیریت پژوهش وو تحقیق سازمان اسناد ملی ایران.
    جنگهای دوران صفویه ناشر تهران ستاد بزرگ ارتش ایران.
    این بررسی جنگهای صفویه از دید نظامیان دوران پهلوی است .
    تاریخ نظامی ایران بیانی خان‌بابا
    در مورد آقا محمد خان قاجار و شاه اسماعیل صفوی می گفت که کتابهای بیرون که به صورت داستانی نوشته شده اکثرا جنبه تجاری دارد و تاریخی نیست .
    برای اینکه دقیقا به اطلاعات ناب تاریخ ایران دست پیدا کنید مقالات دانشجویان دکترا را بخوانید .
    اینها در اینترنت گذاشته می شود . در مورد شخصیت آقا محمد خان قاجار تحقیقاتی است بنام امنیت دوران آقا محمد خان قاجار می گفت به قلم آقای دکتر جواد آقازاده است
    که می توانند از اینترنت بگیرند و شخصیت دقیق آقا محمد خان قاجار را ببینند.
    تاکید داشت که آقا محمد خان در میان دریای از افسانه ناپیداست . دلیلش این است که از شایعه های وحشتناکی برای ارعاب دشمنان استفاده می کرد مثل کور کردن همه کرمانی ها که پاتینجر نگفته ولی سیرجان ملکم هفت هزار عنوان می کند . دلیلش این است که علاوه بر اینکه آقا محمد خان از شایعه به عنوان سلاح استفاده می کرد . خود مردم ایران هم شایعه را به سرعت بزرگ و بزرگ تر و … می کنند . اگر باور نمی کنید حرفی به دوستتان بزنید و بگذارید این حرف به چرخه در یک ماه یک چیز جدید آرش در می‌آورند.
    در مورد صفویه
    کتاب سفرنامه سانسون که فقط برای دیدن اینکه صفویه چگونه ایران را اداره می کرد کافیست .
    سفرنامه شاردن اطلاعاتی در مورد ساروتقی خان تبریزی می‌دهد اما شهر و محله های اصفهان را با جزییات بیان می کند . اونجایی که می گفت محله عباس آباد محله تبریزی‌ها ست از این کتاب است .
    یک کتاب فوق العاده دیگری است بنام سفر نامه تاورنیه این کتاب به وضعیت عمومی مردم و روش حکومت صفویه در پایین ترین قسمت ها می پردازد .
    شهرام تاکید داشت که اگر می خواهید صفویه را دقیق و از دید عامه مردم بشناسید این کتاب را اول از همه بخوانید .
    می گفت هوش عظیم صفویه در این کتاب مشخص است و دلیلش را پرسیدم و گفت
    ایران سرزمینی است پر از کویر و بیابان .
    صفویه سربازهایی به عنوان گزمه در بیابان می گذاشت این افراد هر کسی را در بیابان می گرفتند باید می آوردند.
    فقط شاه عباس در یک سال اول حکومتی ۹۹۹
    کاروانسرا ساخت . کاروانها باید از راه عبور می کردند و در کاروانسراها توقف می کردند .
    این راهها همان راههایی است که آسفالت شده اند و شما این کاروانسراها را می بینید .
    هوش اون زمان و پشتکار آنها را ببینید و حماقت این دوره را مردم می روند و اینها را برای گنج می کنند و نابود می کنند . در کاروانسرا گزمه بود . بعضی ها در نزدیکی آنها پادگان بود . اگر شما در مهمانسرا یا هتل پول گذاشتید تجار قدیمی در کاروانسرا پول خواهند گذاشت.
    پس دزدان از راه نمی توانستند حرکت کنند . بیابانها هم برایشان نا امن بود .
    برای همین هیچ دزدی و هیچ آدم کشی در ایران نمی تونن فرار کنه . برای همین می گفت
    این ها هوش مطلق هستند.
    قسمت عجیب تر داستان این است که در مرز گمرک بوده مثل الان . کالا ها را شمارش می کردند و دقیق هم این کار را انجام میدادند . زمانیکه گمرک صفویه شلوغ بود دیگه شانسی می گشتند اما در مورد دیگری نوشته که کالا های بزرگ را نمی گشتند و به حرف تاجر اکتفا می کردند .

  8. برادر شهرام می گوید

    سلام برادر شهرام هستم.
    یک قسمت از تاریخ جنجالی که مربوط است به قتل مردم کرمان توسط آقا محمد خان قاجار را بررسی می کنم . این قسمت را هم دیروز به همراه مقایسه ایران و روسیه فرستاده بود . اون قسمت مقایسه و جمعیت دو کشور برای من هم شوک آور بود برای همین این را گذاشتم امروز بنویسم.
    شنیدیم که آقا محمد خان قاجار کرمانی ها را کور کرده و هفت هزار جفت چشم یا به قوای بیست هزار و به قوای دیگر هفتاد هزار جفت چشم را در آورده است.
    در سفر نامه پاتینجر اگر بخوانید نمی نویسه کور کرده و خبری از این موارد نیست.
    اعلام می‌کنه که سی هزار نفر در کرمان در زمان فتحعلی شاه زندگی میکنند.
    سی هزار نفر را هم آقا محمد خان تبعید کرده .
    دو سوم مردم کرمان در زمان محاصره از قحطی کرده اند .
    می دانیم نه هزار نفر هم به سپاه آقا محمد خان پناهنده شدند .
    حالا این نه هزار نفر را حساب نمی کنم . آدم های کشته شده را در نظر نمی گیرم .
    اگر دو سوم مردم شهر کشته شده باشد و یک سوم شصت هزار نفر بوده باشد یعنی کرمان در ابتدای قاجار یک شهر یکصدوهشتاد هزار نفری بوده .
    حالا میرم زمان پادشاهی محمد رضا پهلوی در سال ۱۳۳۵ یعنی ۱۹۵۶ کل جمعیت کرمان از سایت ۷۳۵۱۶ نفر بیشتر نبوده .
    می دانیم بعد از آقا محمد خان کرمان بسیار توسعه یافت با اتمام قاجار و پهلوی اول و پانزده سال از پهلوی دوره جمعیت ۷۳۵۱۶ نفر است .
    وسعت کرمان در انتهای دوران قاجار دویست هکتار بوده یعنی یک کیلومتر در دو کیلومتر.
    پس کاملا مشخصه که تمام این داستان دروغه .
    در جایی اعلام می‌کنند ششصد سر را برید و داد سیصد نفر حمل کردند و در یک جا از سرشان کنار ساخت که پاتینجر دیده.
    در جایی اعلام می‌کنه سوم می وارد کرمان شده و بیست و پنجم خارج شده.
    پس کل اطلاعات را در بیست و سه روز جمعه کرده .
    حالا به عنوان یک نفر که دیدم اطلاعات پاتینجر با واقعیت همانندی ندارها میان خود پاتینجر را از نو بررسی می کنم .
    پاتینجر نظامی انگلیسی است .
    در سفرنامه اش فاصله شهر ها و پوشش گیاهی و اتفاقات گذشته لشکر کشی ها را بیان می کند مثل افغانها.
    دوم پاتینجر به دقت در آمد شهر ها را می نویسد و اینکه از کجا هستند .
    برآورد ثروت شهر و گلوگاه این شهرها را که اون پول از کجا میاد.
    سوم وضعیت ضعف اون شهر ها در چیست .
    چهارم در بین مردم علمی چه صحبت های در جریان است .
    آیا تاریخ خود را می دانند یا نه. به چی باور دارند .
    در اونجایی که پیغامی به ژنرال ملکم می نویسد نشان‌دهنده ارتباطش است.
    و مهمتر از همه به روز می نویسد مثلاً
    سوم می فرستادم و الان بیست و پنج فلان جا هستیم این فاصله شهرها را مشخص می کند.
    این نوشتار نوشتار نظامی و تحلیل و بررسی و به سلطه کشاندن ایران در سالهای بعد است .
    اطلاعات فوق العاده دقیق است .
    و نقاط ضعف مردم ساده دل ما چگونه از باور غلط مردم علیه هم میشه استفاده کرد .
    موقعیکه سرپرسی ساسکس هفتاد هزار جفت چشم می نویسد این شخص فرمانده پلیس جنوب است.
    باید مردم علیه هم باشند تا انگلیس بیاد و بشه پدرشان.
    اون ادبیاتی ها و احمقانه از روی حماقت نوشته های این انگلیسی ها را باور کرده اند .
    در دو میلیون متر مربع در زمان اوایل قاجار آپارتمان سازی که نبوده تازه خانه های قدیم بزرگ بوده و اون محوطه دویست هکتاری خیابان طویله خانه های بزرگ و باغ و … داشته . باید مردم کرمان روی کله هم زندگی می کردند.
    تعجبم از اینه چگونه تا الان کسی این ها را بررسی نکرده ؟ عمدی بوده یا سهوی؟
    اونجا که فردی غیر متخصص وارد میشه و کتاب می نویسه من که اون کتاب را می خرم پول میدم که احمق بمانم و وقتم را برای عقب ماندگی بدهم .
    اینتر نت دارید گوگل را هم دارید نقشه های قدیمی کرمان هم هستند ببینید.
    الان خیلی راحت میشه درستی کتابها را سنجید . فقط باید خودتان مطالعه و تحقیق کنید .
    با تشکر

    1. فرشاد می گوید

      خیلی ممنونم از پاسختون من فرشادم که قبلا هم براتون پیام گذاشته بودم یادم رفت اسمَم رو داخل پیام قبلی بزارم ناشناس خورده. آرزوم اینه که تمام این منابع خوب رو(منابعی که ثابت میکنه تاریخ رو اشتباه بهمون خوروندن) راجع به قاجار و دیگر عصر های تاریخ ایران به دست بیارم و نشر بدم من خودم معلم زبان انگلیسی بودم و اگر منابع به زبان انگلیسی هم باشه و نسخه ی فارسی نداشته باشه راحت میخونمشون. ای کاش میشد توی یک پلتفرمی همون طور که استاد شهرام برای برادر بزرگوارشون یعنی شما منابع رو میفرستن برای ما هم میفرستادن. اما شاید به هر دلیلی برای شما و ایشون ناممکن باشه و جسارت نمیکنم.
      فقط عرض دیگه ای داشتم، خواستم اگر فرصت کردین تمامی این منابعی که راجع به تاریخ ایران و اقوامش مخصوصا ترک ها هست که اگر اشتباه نکنم بحث غالب پیام ها بوده در یک پیام برامون بنویسید که من و امثال من راحت به ترتیب تهیه کنیم، بخونیم و به اشتراک بزاریم،
      من طبق فرمایشات شما سفرنامه ی پیترو دلاواله ترجمه ی دکتر شعاع الدین شفا رو تهیه کردم و از امروز شروع به خوندنش میکنم.
      و همچنین یکسری مسائل دیگه برام خیلی جذابه که روشن بشه مثلا داخل اینترنت سفر نامه یا کتابی پیدا نمیکنم که خیلی دقیق حال و هوای شاه اسماعیل بزرگ و قزلباشان دلیر رو بعد از جنگ چالدران تا زمان از دنیا رفتنش رو به وضوح و به درستی توضیح بده، همچنین سفرنامه ای که دقیقا خصوصیات رفتاری آقا محمد خان رو به درستی شرح بده وخاطراتی که اون زمان جالب بوده و اتفاق افتاده داخلشون بخونم، مثلا سفر نامه ای که فرمودین برای یک اروپایی هست که یکسری اطلاعات راجع به قزلباش ها دادن(اینکه آدم خواری یک استراتژی بوده) و همچنین نحوه ی ورود ینی چری ها به سپاهشون(ماجرای داغ گذاشتن و بازنشست نشدن) که بسیار برام جالبه و شاید کسی زیاد به این موارد توجه نکنه و فقط براش این مهم باشه کدوم سپاه برنده شده.
      به شدت علاقه دارم به این نکات ریز در حال و هوای زندگیشون و فقط برام نتایج جنگ مهم نیست چون هنگام خوندن این مطالب و سفر نامه ها حس میکنم دقیقا در اون زمان دارم زندگی میکنم و همراه نویسنده دارم از نزدیک همه چیز رو میبینم. سفر نامه ی پاتیجر دقیقا یکی از همین مواردی هست که بسیار ارزشمنده.
      بازم خیلی خیلی سپاسگزارم از لطف، توجه و متانتتون شما خیلی چیز ها به بنده یاد دادین و تا ابد استاد بنده هستین و بسیار مفتخرم از توجه، لطف و متانت شما.

    2. Farshad می گوید

      امیدوارم پیام هام اومده باشه نمیدونم چند باری ارسال کردم و چیزی نمیاد حتی با یک اکانت دیگه امیدوارم حل شه مشکل.

      1. فرشاد می گوید

        الان دیدم خداروشکر پیامَم اومده انگار با تاخیر بارگذاری میشه

  9. برادر شهرام می گوید

    سلام برادر شهرام هستم. برادرم نوشته
    سلام بر دوست ناشناسی
    اول روش تحقیق تاریخی را ببینید بطور مثال جنگ های ایران و روس را بررسی می کنم .
    ۱. جمعیت روسیه چقدر بود و اولین سر شماری آن چقدر بود ؟
    نگاه می کنم اولین سرشماری ۱۸۹۷ بوده و جمعیت آن زمان روسیه ۱۲۶ میلیون نفر بوده و اولین سرشماری درست روسیه است.
    ۲. جمعیت ایران چقدر بوده ۱۳۳۵ جمعیت ایران نوزده میلیون نفر بوده

    ۳. سوال دیگر این است که محیط جغرافیای دو کشور چگونه است؟ روسیه سرد و سرسبز
    ایران بیشتر صحرا ست مثل دست کویر و کویر لوت ( توضیح اضافی لوت یک کلمه ترکی است به معنی آدم لخت عاری از پوشش کویر لوت یعنی هیچ پوششی ندارد)
    و هوای ایران گرمتر است از روسیه
    ۴. روس‌ها چه وضعیتی داشتند؟ به لحاظ وضعیت ثبات در کشور
    به لحاظ متصرفاتش
    به لحاظ ثروتمند بودند کشور
    جواب
    روس‌ها هم چهار خدا در کشورشان داشتند
    اولی ایوان مخوف روسیه وپایه های آن را ساخت
    دومی پطر کبیر که در جوانی برای یادگیری فنون کشتی سازی به عنوان یک کارگر به ایتالیا رفت و عین کارگر کار کرد و اصول کشتی سازی را یاد گرفت و با خود به روسیه آورد و کشتی سازی و بندر سازی متعلق به این فرد است .
    بعداً مفصل راجب این شخص و دو شخص بعدی خواهم نوشت .
    سومی کاترین کبیر زنی آلمانی و روس پرست
    و یکی از قدرتمند ترین های روسیه
    چهارمین شخص الکساندر نوه کاترین کبیر
    بزرگترین پادشاه کل تاریخ روسیه شکست دهنده ناپلون بناپارت . جهان شانس آورد این شخص در ۴۸ سالگی مرد . این شخص اگر نمی کرد برنامه اشغال کانادا و آمریکا را داشت
    همه جهان شانس آورد که این شخص مرد .
    پنجم در ایران وضعیت چگونه بود ؟
    بعد از برادر کشی های زند و کشور ویران شده آقا محمد خان ظهور کرده بود و ایران را از نو متحد کرده بود که کشته شد . دوباره کشور به هم ریخت . حسن خان شقاقی و بقیه ایران را وارد جنگ های داخلی کردن که فتحعلی شاه چند سال بود که وارث آقا محمد خان و کشور پریشان شده بود .
    جنگ در شرایط روس‌ها به لحاظ ثروت و جمعیت و عادت داشتن به سرما همگی در امتیاز صد بودند .
    اما در ایران برادران بلوچ برادران کرد برادران لر برادران اصفهانی برادران کرمانی و دیگر برادران از مازندران و خراسان و سمنان و غیره نبودند.
    سوال آیا روس‌ها امتیاز دیگری داشتند؟
    بله گرجی‌ها و ارامنه ایران را می شناختند و اطلاعات مهم را به روس‌ها می رساندند.
    پس روس‌ها بالای صد بودند و ایران زیر صفر
    به لحاظ پشتیبانی از جیره سربازان
    به لحاظ جمعیتی سربازان
    به لحاظ ثبات سیاسی روسیه
    اون طرف همه متحد این طرف همه بی خیال
    سوال؟ چه افرادی جنگیدند ؟
    فقط ترکان آذربایجان و تا به همدان
    حالا مهمترین سوال
    کل جمعیت آذربایجان را می نویسم مثلاً یک چهارم اون به فرض بیست میلیون نفر
    پنج میلیون نفر از اینها نصفشان زن و نصفشان مرد و نصفی کلشان بچه
    پیرها را هم جوان می پندارم .
    یعنی یک میلیون نفر و اون طرف را هم نگاه کنید .
    بعد بررسی می کنم چه اتفاقی برای ایران افتاد ؟ عهد نامه گلستان را امضا کرد . ده سال جنگید و یک قسمت کوچکی از ایران جدا شد . هیچ کشوری باور ایران نبود حتی ملتش به تهران حمله می کردند که پادشاه شوند حتی در شرایط جنگی که روسیه داشت فشار می‌آورد .
    شما این برآورد را انجام دهید هر کشوری از بین می رود .
    الان اکراین جلوی چشم شماست تمام کشورهای غرب ازش حمایت می کنند و شکست می خورد .
    ایران زمان قاجار ملتش برای جنگ نمی رفتند و انگلیس و فرانسه هم به ایران خیانت کردند.
    با این وجود روس‌ها آنقدر تلفات خوردند که به گلستان رضایت دادند .
    اصلا جنگهایی که شود نشان‌دهنده هوش ترکان در اون زمان بود .
    موقعیکه می گویم ترکان اینطوری بودند
    دوستان می‌آمد و می گویند پانترکی
    از اینجا به دوستان خوبم می گویم یک قومیت به تنهایی چنین کاری کند با یک همچین کشوری و با اون ثروت و قدرت و نفوس
    لایق ستایش نیست؟ مثل اینکه با چین بجنگیم و بعد از ده سال اونها بتوانند قشم و بحرین را بگیرند .
    به خودتان اون موقع افتخار نمی کنید؟
    هرچقدر دشمن قویتر شکوه پیروزی هم بیشتر

    اون وقایع جنگ و مقایسه کشورها را نخوانید شما الکساندر اول را نمی شناسید حتی دو کشور را به لحاظ جغرافیایی نسنجیده اید.
    ببینید حال فکر کردن به اینها را هم ندارید
    بعد یک عده می‌آمد و می گویند قاجار بی لیاقت بود . الان اون قسمت مقایسه را از دید تاریخی مقایسه کردم و دیدید و الان اون شرایط را می دانید.
    یک مورد دیگر در زمانی که روسیه در سال ۱۹۱۷
    وارد جنگ داخلی شد فقط بین هفت تا دوازده میلیون نفر کشته داد . این جمعیت اگر از ایران سال ۱۳۳۵ کم می شد دیگه کشور نابود بود و همچنین اضافه کنید چند میلیون کشته جنگ اول جهانی و بیست و پنج میلیون نفری که آلمانی ها از روسیه در جنگ دوم جهانی کشتند .
    باز می بینید آخ نگفته انگار نه انگار
    اما اگر این اتفاق ایران می افتاد در سال ۱۳۳۵
    یک نفر که چه عرض کنم دو برابر جمعیت ایران اون موقع از بین می رفت .
    عزیزان منظورم به لحاظ جمعیتی قاجار یک به بیست بود . نه پول داشت و نه ثبات و نه اتحاد ملی . فقط هوش و جسارت اون ترکان بود که روس‌ها از ارس نگذشتند.
    یک مثال دیگر از ترکان اون سه نفر از کلیبر که در جنگ جهانی دوم ارتش روس را پشت رودخانه ارس ۴۸ ساعت نگه داشتند یا اون شخص ژاندارم ترک ماکو که در بیرون شهر هفتاد روسی را با یک برنو کشته بود .
    اینها سند شجاعت و هوش و اعتقاد به کشور است . مجموع این اینها را می گویند وظیفه در قبال مادرمان ایران .
    چند تا ادبیاتی که وارد تاریخ شده اند فهمی از تاریخ ندارند .اونا عرق ملی را نابود کردند و کتاب‌شان هم ارزش خواندن ندارد .
    دوست ناشناسی من اگر می خواهی بدانی قبل از خواندن کتاب ببین اسم نویسنده را و بعد جستجو کن در اینترنت رشته اش چیه؟
    توی سایت طرف کتاب خودش را گذاشته اما از زبان شخص دیگری و نوشته دقیقا علمی نوشته شده منظورم آقای فواد است .
    در صورتیکه احتمالا سایت هم سایت خودشو طرف دیپلم است .
    هرگز مقایسه ای را هیچ کس بین ایران و روسیه انجام نداده بود اما مقایسه ای که انجام دادم نشان دادم چگونه باید هر موردی را تحقیقی بخوانید.
    آگاهی یعنی این . موفق باشید

    1. فرشاد می گوید

      خیلی ممنونم از پاسختون من فرشادم که قبلا هم براتون پیام گذاشته بودم یادم رفت اسمَم رو داخل پیام قبلی بزارم ناشناس خورده. خیلی خیلی ممنونم، آرزوم اینه که تمام این منابع خوب رو(منابعی که ثابت میکنه تاریخ رو اشتباه بهمون خوروندن) راجع به قاجار و دیگر عصر های تاریخ ایران به دست بیارم و نشر بدم من خودم معلم زبان انگلیسی بودم،و اگر منابع به زبان انگلیسی هم باشه و نسخه ی فارسی نداشته باشه راحت میخونمشون. ای کاش میشد توی یک پلتفرمی همون طور که استاد شهرام برای برادر بزرگوارشون یعنی شما منابع رو میفرستن برای ما هم میفرستادن. اما شاید به هر دلیلی ناممکن باشه برای شما.
      و بنده جسارت نمیکنم و خودم حتما پیدا میکنم، فقط یک عرض دیگه دارم، اگر فرصت کردین و حوصله داشتین هرچی کتاب و منبع که می‌شناسید برامون توی یک پیام بنویسید تا دونه دونه پیداشون کنیم و بخونیمشون، بیشترین چیزیم که فک میکنم اینجا مورد بحث بوده تحریف تاریخ مخصوصا تاریخ ترک ها هست و منم علاقه ی شدیدی دارم به خوندن و اشتراک گذاشتنشون. امروز سفرنامه ی پیترو دلاواله رو تهیه کردم و از امروز شروع به خوندنش میکنم. بازم ممنونم از توجه، لطف و متانتتون.

  10. برادر شهرام می گوید

    با سلام برادر شهرام هستم . منظور از ذکر تاریخ ها در قسمت قبل توضیح این نکته است . زمانی که مردم نمی دانستند طرف طنابش دست کیه خالص و مخلص ازش تبعیت کردند . در عکس های انقلاب مشروطه تمام شاخه های درختان را پر از دار زده ها است . خشم کورکورانه خشم خالص بدون تعقل ارتش ایران را نابود کرد . هر چند در بعد از آن هم تکرار شد.
    برای خشم و برای دشمنی باید حد و مرزی وجود داشته باشد .
    ببینید ارتش که متلاشی شده بود و جمع نشد اومدند عثمانی و روسیه باهم می جنگیدند .
    روسیه چند بار قصد جدا سازی استانهای ایران را داشت . در ۱۹۱۴ با بسیج ۲۵۰۰۰۰ ارمنی و شورش آشوریها که خوی را محاصره کردند و به ارومیه رفتند و … قصد ایجاد یک کشور بنام ارمنستان بزرگ را داخل خاک ایران و ترکیه داشتند . همه چیز مهیا بود و تنها چیزی که جلوی این کار را گرفت انقلاب داخل روسیه بود . بلاخره عثمانی تجزیه می شد اما قبل از اون شکست دادن آشور و ارامنه و روس‌ها و کشتار اونها بود . ارامنه در اون جنگ مظلوم نیستند و ترکهای عثمانی هم ظالم نیستند .
    دو دشمن خونی در برابر هم ایستادند و همدیگر را قتل و عام کردند هم ارامنه هم عثمانی ها . اما چون روس‌ها از جنگ کنار رفتند و ارامنه تضعیف شدند کشته های بیشتری شامل ارامنه و آشوری ها شد .
    این کشتار ارامنه نیست کشتار دو طرف از همه
    اگر در روسیه انقلاب نمی شد الان ترکیه ای ها ازش به عنوان قتل و عام نام می بردند و ارمنی ها انکار می کردند.
    لهستانی ها آلمانی ها را کشتار کردند در قبل از جنگ دوم و آلمانی ها لهستانی‌ها را .
    همیشه عمل و عکس العمل یک پروسه ایجاد می کند .
    ستارخان و باقر خان آدمهای علمی بودند مثل من و شما اما استعداد رهبری داشتند .
    آدمهای سالمی هم بودند چون از خانواده های اعیانی نبودند که با سفارت رفت و آمد داشته باشند . دو عنصر خارج از ادبیات روس و انگلیس بودند برای همین هم کشته شدند.
    دو کتاب را هم نام می برم بخوانید
    خاطرات رشدیه که عالیست اگر کتاب را نخوانید حداقل خلاصه آن را از اینترنت بخوانید .
    یکی هم تاریخ آموزش و پرورش در ایران این هم فوق العاده است .
    در مورد چاه شماره دو و سه هم از اینتر نت بخوانید . کتاب تاریخچه صنعت نفت هست اما خلاصه اش را هم می توانید از اینترنت گیر بیاورید .
    موفق باشید.

  11. برادر شهرام می گوید

    ۱۹۱۴-هنوز ایران ارتش ندارد . بختیاری ها نتوانسته اند ارتش تشکیل دهند. این به احتمال قوی کار انگلیس و روسیه است.
    روسیه فراخوان می دهد برای ارامنه روسیه که آنها را تجهیز می کند .۲۵۰۰۰۰ نفر آماده اند. قسمت شرق عثمانی ارمنی ها و آشوریها سکونت دارند در ایران هم هستند و در آذربایجان تحت حاکمیت روسیه و … .
    عثمانی با روس و انگلیس و فرانسه در گیر است و عربها هم شورش می کنند .
    در این حال ارامنه و آشوریها هم شورش کرده و در شرق دریاچه وان شروع به کشتار می کنند .
    واحد های کمی در اونجا هست که غافلگیر می شود .
    روس‌ها وارد خاک ایران شده تا تهران و قم می روند . عثمانی ها ارتش بزرگی را می فرستنده . اونا تا همدان را تصرف می کنند و در داخل ایران و کشور آذربایجان فعلی و آذربایجان غربی ایران و جاهای دیگر روس و ارمنی و آشوری را قتل و عام می کنند که شما به عنوان کشتار ارامنه می شناسید.
    ۱۹۱۷- قرار داد تقسیم ایران لغو می شود توسط دولت جدید شوروی و سردار اسعد می میرد. سردار اسعد فوت می کند.
    ۱۹۱۸-بین قشقایی و انگلیس و پلیس جنوب جنگ در می گیرد بنام نبرد ده شیخ.
    ۱۹۲۱بعد از حملات بسیار قشقایی پلیس جنوب ملغی شده و به استخدام کارگران و کارمندان اولیه نفت در می آیند.
    ۱۹۲۸-چاه شماره دو که منبع درآمد دوران رضا شاه است کشف می شود.
    ۱۹۳۳ رضا شاه قرارداد نفت بختیاری را لغو کرد
    و قرارداد جدیدی تنظیم کرد.
    موفق باشید . بقیه اش را بعداً می نویسم

  12. برادر شهرام می گوید

    با سلام برادر شهرام هستم.
    برادرم سه تا مطلب فرستاده بود که دو تای آنها خیلی ترسناک اند و نمیشه منتشر کرد .
    البته بهش گفته بودم که دو سه تا از اون مطالب که خون در رگ را منجمد می کنه را بفرسته با اسناد و مدارک فرستاد . بیش از ده بار اومدم بنویسم که منصرف شدم . دو کامنت بالایی را نگاه کنید سلیس نیست و یک مورد نام را فراموش کردم که ناشناس خورده .
    آنقدر ذهنم به هم ریخت و خواب را پراند.
    بعضی چیزها را نباید بدانی راست می گفت وحشتناک بود.
    یکی از اون کامنت ها را ببینم چگونه می توانم بیان کنم در آینده خواهم گذاشت و اما در این مورد به مسأله انقلاب مشروطه می پردازد.
    در مورد انقلاب مشروطه کتاب زیاد است اما از منظر کوتاه کردن دست پادشاه از قدرت مطلق صحبت نمی کنم . از منظر ایران با تاریخ وقایع بعدی نگاه می کنم .
    انقلاب مشروطه در ۱۹۰۶ میلادی به ثمر نشست. در این جنگ ارتش ایران متلاشی شد . این مورد را به خاطر داشته باشید .
    ۱۹۰۶- پیروزی مشروطه و فتح تهران توسط بختیاری ها و یپرم خان ارمنی وسپهسالار تنکابنی که بعداً سپهسالار تنکابنی خودکشی کرد.
    ۱۹۰۷- دیگه ارتش قاجار وجود نداشت بختیاری ها از طرف انگلیس و یپرم خان از طرف روس قدرت تمام عیار کشور شده اند.
    در این سال روسیه و انگلیس ایران را بین خود تقسیم کردند.
    ۱۹۰۸-سال پیدا شدن چاه شماره یک در مسجد سلیمان
    ۱۹۰۹-خوانین بختیاری سردار اسعد و نجف قلی خان صمصام السلطنه قرار داد ۱۶ درصدی مظفر الدین شاه را لغو یک قرار داد ۳ درصد بختیاری و ۹۷ درصد انگلیس را امضا کردند.
    ۱۹۱۰-ستارخان و باقر خان را به تهران دعوت کردند و آمدند و مهمان جمشید ارباب زرتشتی شدند. جمشید ارباب تاجر بسیار سرشناس بود که کمک مالی می کرد به مشروطه خواهان.
    صحبت های بین این سه باعث میشه که ستارخان و باقر خان طرح تحویل اسلحه دولت جدید تحت نظر بختیاری و یپرم خان را نپذیرد. نتیجتا اونا به محل ستارخان و باقر خان حمله می کنند.
    نتیجه آن شد که ستارخان از ناحیه زانو زخمی و گانگاریا کرد که پایش را بریدند و خانه نشین شد . یکسری که می خواستند ستارخان را خراب کنند نوشتند ستارخان می خواست از طریق پشت بام فرار کند در صورتیکه خانه ویلاییت و فرار غیر ممکن نتیجتا
    ستارخان ۱۹۰۴ فوت کرد.
    باقرخان در کردستان کشته شد.
    جمشید ارباب توسط روس ورشکست شد و مرد.
    ۱۹۱۴-شروع جنگ اول جهانی یکطرف آلمان و عثمانی و … طرف دیگر روس و انگلیس و فرانسه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.