آئين هندو كه تا اين زمان در هندوستان رواج كامل دارد، پيروان اين كيش از ديگر پيروان اديان موجود در هندوستان بيشتر است . گرچه تاريخ دقيق تحول برهمنى به آئين هندو كاملا روشن نيست ولى بطور تقريب ظهور آئين هندو مقارن قرن اول ميلادى است .
پيروان اين آئین در حالى كه روش و افكار توحيدى ، و وحدت وجودى و وحدت موجودى ، و رياضت و رهبانيت به منظور تزكيه نفس و وصول به مبداء در سر مى پرورانند، در عين حال تعريف و شناسائى روشن و دقيق از اين كيش ، بسيار سخت و مشكل است . اين فرقه در عين اينكه مشركند موحدند! و در حالى كه خدايان گوناگون را عبادت مى كنند، به وجودى قاهر كه علت العلل موجودات و ما فوق همه خدايان و ازلى و ابدى و بدور از هر گونه نقص است ، عقيده دارند. و بر اين باورند كه چون ((رب اعلى )) قابل درك مغزها و عقول نبوده حقيقت خود را به مصلحت عالم در سه مظهر متجلى نموده است :
1 مظهر خالقيت ، در برهما او خالق اين جهان است .
2 مظهر محافظت ، در ويشنو كه او حافظ و نگهبان موجودات اين جهان است .
3 مظهر قاهريت ، در شيوا كه او در رابطه با ميراندن و فناء كردن و معدوم نمودن اين جهان است .
اين سه مظهر خدايى ، بنابر مصالحى گاهى در ظهور و يا اداره امور كوتاهى مى ورزند، لذا سه خداى ديگر دست بكار مى شوند كه هر يك از آن خدايان عنوان و سمت و قدرتى دارند مانند: راما، كريشنا و ياگانش خداى عقل و حكمت و مانند آن . خلاصه اينكه ، داستان خدا يا خدايان در آئين هندو و در سه مظهر تجلى مى كند
1 برهما خالق جهان
2 ويشنو حافظ جهان
3 شيوا نابود كننده جهان
بنابر اعتقاد هندوان ، برهما پس از پديد آوردن اين جهان از دخالت در امور عالم دست كشيده و زمام امور جهان را به ((ويشنو)) و ((شيوا)) سپرده است . ويشنو، خداى زندگى و بقاء و شيوا، خداى كون و فساد و مرگ شد. ويشنو در معابد و بت خانه هاى هند، به اشكال گوناگون ترسيم شد و در اطراف او همواره تصويرى از ماده گاو و مرغى به نام ((كاوا)) كه به آفتاب منسوب است همراه مى باشد.

هندوان بر اين باورند كه تاكنون ((ويشنو)) بارها و بارها تجسم يافته و به اشكال گوناگون در آمده است تا از اين رهگذر جهان را نجات دهد. و اين اشكال و تصاوير كه ويشنو در قالب آنها مجسم شده ، صورت ماهى ، صورت خرچنگ ، صورت گراز، صورت آدمى ، صورت انسانى قد كوتاه ، صورت پاراسو و صورت را ما و صورت كريشنا مى باشد كه هشتمين تجسم دوره تناسخى ويشنو است .
از خدايان ديگر كه در بين هندوان مشهور است و هنوز هم مجسمه او را در بازار خريد و فروش مى كنند كريشنا است كه هندوان آن را بصورت خدايى سيه چرده كه در بين چوپانان در حال نى زدن است تصوير مى كنند. از ديدگاه هندوان ، كريشنا سيزده يا شانزده هزار معشوقه دلباخته دارد! كه وى آنان را به تسليم و رضا و نيكوكارى سفارش كرده است .
و اما ((ويشنو)) نيز ادوار تناسلى بسيارى را پشت سر نهاده و پرستندگان فراوانى دارد كه آن را آخرين جلوه و تجسم بودا خوانند.
و اما ((شيوا)) كه خداى كون و فساد و آفرينش و مرگ است ، داراى مظهرى است به نام ((لينگا)) كه مجسمه او را به شكل آلت تناسلى مرد ترسيم كرده اند و هميشه ((شيوا)) و ((لنگا)) در افوه با هم دلبستگى دارند و لذا مردم هند به شيوا((شيوالنگا)) مى گويند و شيوا غالبا با دو خداى خون آشام ديگر بنام ((دوگا)) و ((گالى )) شريك و همكار تلقى مى شود.
در بتخانه هندوان ، مجسمه شيوا را به گونه اى مجسم كرده اند كه داراى سه چشم و گردن بندى از طلاهاى مردگان و برگرداگرد او مار و افعى پيچيده است و در بعضى از محل ها مجسمه او را به شكل نيمى زن و نيمى مرد، ترسيم كرده اند، و شيوا چون خداى تخريب كمتر است ، و از طرفى چون ((ويشنو)) خداى عاطفه و مهربانى است ، طرافدارنش از جهت اينكه مراسم عبادى او با رياضت هاى شاقه و مشكل همراه است ، او نيز طرافدارانش را از دست مى دهد. امروزه شهر((بنارس )) محل طرفداران ويشنو شناخته شده است .
هندوان ، شهر بنارس را قبله خود دانند و اين شهر را ((ناف عالم )) خوانند كه تاريخ قدمت آن به قرن دهم پيش از ميلاد منتهى مى شود. در اين شهر، دوهزار بت خانه ، و چندين هزار بت و مجسمه ، و صدها گاو مقدس ، و بوزينگان مقدس و مراكز مخصوص غسل و تطهير، و اماكن ويژه سوزاندن اجساد مردگان وجود دارد كه مانند آن در هيچ نقطه جهان نيست .
رودخانه معروف گنگ ك در نظر هندوان بسيار مقدس است و ان را مادر همه آبهاى جهان گويند، و برخى مقدسان هند، جز اين آب نمى نوشند. رياضت و تزكيه نفس برجسته ترين مراسم عبادى گروه هندوان است و از اين رهگذر علاقه مادى را از دل بيرون مى كنند و در پرتو رياضت و سكون نفس و تفكر و فرورفتن در خود، به گمان خود، به كشف ذات لايتناهى دست مى يابند.
آنچه در اينجا قابل ذكر است اينكه : در آئين برهمنى دو موضوعليه السلام مهم و قابل توجه است ؛ يكى موضوع ((كرما)) و ديگرى ((تناسخ ))، كه اين دو در آئين هندو به همان قوت خود، باقى مانده است . پيروان كيش هندو كوشش فراوان دارند تا اعمال و كارهاى عبادى خود را هر چه بهتر انجام دهند تا به آن مقام دست يابند و ديگر حالت تناسخ براى آنان پيش نيايد و لااقل در حيات نوين خود، به صورت و جسم انسانى ظاهر شوند و به صورت حيوان پست در نيايند.
هندوان مراسم سوزاندن اجساد مردگان و ريختن خاكسترهاى اجساد آنان در رود مقدس گنگ ، و نيز مراسم عزادارى را به بهترين وجه انجام مى دهند تا در هنگام تجديد حيات ، مردگان به بهترين صورت ظاهر شوند. البته كيش فرقه هندوان به حالت نخستين خود باقى نماند و همچون بيشتر اديان و مذاهب كشور هند، داراى شاخه هاى فراوانى شد كه از ميان همه آنها به معرفى سه مذهب كه معروف ترند مى پردازيم : 1 مذهب براهما ساج 2 مذهب آريا ساج 3 مذهب بهاگيتى .
دو مذهب براهما ساج و آريا ساج در قرن 19 ميلادى پديد آمدند و اصول براهما ساج تركيبى از آئين ويشنوئيسم و مسيحيت بودائى است كه مذهب آريا ساج در بعضى از اصول با آن اختلاف دارد. و اما فرقه بهاگيتى نيز در قرن اخير بوجود آمده است و اصول ان تركيبى از تعاليم اسلام و تصوف و آئين هندو است ، و تا اندازه اى رنگ وحدت وجودى هندوان را دارد. بهاگيتى به معناى ((پارسائى )) آمده است و پيروان اين گروه معتقد به خداى يكتايند و خود را عاشق او مى دانند و اتحاد و عرفان را مايه نجات مى دانند، و بر اين باورند كه هر كس خود را گم كند، او را مى جويد. بزرگترين رهبر اين فرقه ((رامانده )) نام دارد.

