دربارهٔ کتاب استر

کتاب استر یکی از بخشهای عهد عتیق و تنخ یهودی است. شخصیتهای محوری کتاب استر، اخشورش، ملکه استر، مردخای وهامان هستند. کتاب استر به ملکه شدن یک دختر یهودی و تلاش او برای جلوگیری از کشتار یهودیان به دستور هامان وزیر اخشورش اشاره دارد. با لغو شدن حکم اعدام یهودیان، هامان وزیر به دار آویخته شد، که هر ساله عید پوریم به یادآوری این رهایی برگزار میشود. بر خلاف آنچه که این روزها جا افتاده است، جشن پوریم به جشن سیزده به در ایرانیان ربطی ندارد.
آرامگاه استر و مردخای (البته این آرامگاه منسوب به استر و مردخای می باشد) در همدان جزء مهمترین زیارتگاه های یهودیان ایران و جهان است.

تصویر خیالی استر و مردخای مشهور
ماجرای کتاب :
اخشورش پادشاه در سال سوم پادشاهی خود میهمانی با شکوهی در کاخ شوش برگزار می کند و پس از آنکه مستی بر وی چیره می شود، فرمان می دهد که ملکه اش ( وشتی) را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبائیش را به بزرگان و سایر مردم نشان دهد چون زنی نیکو منظر بود، اما ملکه از این کار خود داری می کند . شاه بسیار خشمگین می شود و پس از مشورت با بزرگان کشور ملکه را بر کنار می کند.[۱] همچنین اخشورش تصمیم می گیرد در همه ولایتها، نمایندگانی قرار می دهد تا دختران شایسته را به دار السلطنه شوش بیاورند و دختری که در دیدگاه پادشاه پسند آید به عنوان شهبانو برگزیده شود. در این میان پادشاه دختری به نام « هدسه » را می پسندد و به شهبانویی بر می گزیند که این شخص بعداً اِستر نام میگیرد. استرعموئی به نام مُردخای دارد که وی را تربیت کرده است(مردخای از قبل در دارالسلطنه شوش بوده است). استر یهودی بوده است اما این موضوع را به درخواست عمویش مردخای پنهان می کرده است.در این داستان ذکر می شود که مردخای توطئه ای را که دو تن از خواجه سرایان بر ضد شاه ترتیب داده بوده اند کشف می کند [۲] و همین موضوع بعد ها باعث ترفیع وی می شود. [۳]
یکی از بزرگان کشور به نام هامان بن همداتای اجاجی که از بی حرمتی مردخای و تعظیم نکردن او دل آزرده است، کینه ی یهودیان را به دل گرفته و با دلایلی مانند اینکه شرایع قوم یهود مخالف همه قومها است؛ از شاه اجازه می خواهد تا تمام آنان را به هلاکت رساند . [۴] ولی مردخای از جریان آگاه شده و بسیار غمگین می شود. مردخای از استر می خواهد که جلوی این کار را بگیرد. [۵] استر پادشاه راه به همراه هامان به دو میهانی دعوت می کند [۶] استر در میهمانی دوم به پادشاه می گوید که یهودی است و هامان قصد نابودی قوم یهود را دارد [۷] و در ادامه استر حکمی از شاه می گیرد که به موجب آن یهودیان از انهدام رهایی می یابند و دشمنان یهود به ویژه هامان به دار آویخته می شوند . [۸]
بر طبق گفته کتاب استر یهودیان هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خویش را کشتند و از دشمنان خود آرامی یافتند اما دست خود را به تاراج نگشادند. [۹]

تصویر احتمالی خشایارشا در تخت چمشید
نگارنده اثر :
نویسنده و تاریخ نگارش این کتاب معلوم نیست اما از تأکید نویسنده بر منشأ اعیاد یهودی و از نفوذ احساسات ملی یهودی میتوان دریافت که او یک یهودی بودهاست. وقوع داستان در تختگاه شوش و اشاره نکردن به یهودیه یا اورشلیم بیانگر این است که او ساکن یکی از شهرهای ایران بودهاست.
زمان نگارش اثر :
زودترین تاریخ پیشنهاد شده برای کتاب کمی پس از مرگ خشایارشا(«شا» بخشی از نام این پادشاه است و «خشایارشاه» به اشتباه بیان می شود) است که آن را ۴۶۰ قبل از میلاد دانستهاند. برخی نیز تاریخ نگارش کتاب را به پیش از بازگشت عزرا به اورشلیم و بازسازی آن توسط نحمیا دانستهاند.[۱۰] کتاب استر بیانگر این است که عید پوریم مدتی پیش از نگارش کتاب نیز برگزار میشد.[۱۱] بعضی محققین کتاب مقدس تاریخ نگارش کتاب را به دوران سلوکیها مربوط میسازند ولی عدم وجود کلمات یونانی و شیوه زبان محلی عبری نویسنده بیانگر این است که کتاب قبل از شکست ایران از سپاه اسکندر نوشته شدهاست. در این کتاب نویسنده به دعا و قربانی و عقاید یهودی به طور آشکار نپرداختهاست.
ابهامات و تصادهای تاریخی:
بعضی محققین داستان استر را با وقایع تاریخی در تضاد دانستهاند و در صحت آن تردید کردهاند. این داستان تنها در منابع یهودی بیان شده است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از هخامنشیان نیست .
به درستی مشخص نیست که اخشوروش دقیقا کدام یک از پادشاهان ایران است . سابقا آن را مربوط به اردشیر درازدست می دانستند اما نام اردشیر در قسمت های دیگر تورات به صورت «اَرتَه خشثتا» آمده است و اگر این حکایت راجع به اردشیر دراز دست بود همین نام را می نوشتند.[۱۲] همچنین ویژگی های شخصیتی اخشورش با توجه به تواریخ یونانی به خشایارشای هخامنشی نزدیک می باشد .[۱۳] این در حالی است که در کتیبه های به جا مانده از دوران خشایارشا چهره ای دیگر از وی ترسیم می شود.
برخی از مورخان یونانی تأکید دارند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است که به سن پیری رسیده است و بر اساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است. [۱۴] تأکید نویسنده کتاب استر بر صد و بیست و هفت ایالت شاهنشاهی ایران[۱۵] با واقعیت تاریخی بیست ساتراپی در تضاد است. بیشتر نامهایی که در این کتاب به کار رفتهاست، نامهای سامی و عبری و نه نامهای ایرانی است. این تضادها احتمالاً به دلیل ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بودهاست.
در کتاب استر ادعا می شود که چگونگی معظم ساخته شدن مردخای توسط پادشاه در کتاب تواریخ مادی و پارسی مکتوب است . [۱۶] شاید نام این شخص در کتب مادی و پارسی بوده است و این کتاب ها در طول زمان از بین رفته اند . اما با منابع کنونی که در دست است نامی از مردخای دیده نمی شود .
ابهامات داستانی :
دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم مینویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال میباشد. در مورد جشن پوریم، نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناختهاست.[۱۷] در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات تمدن ایران زمین بر یهودیت چنین آمدهاست که ماجرای پوریم از کتاب استر در واقع، یکی از قصههای ایرانی در مورد زیرکی و خدعههای شهبانوهای ایرانی در درون اندرونیهای پادشاهان میباشد و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز میباشد.[۱۸]
بگفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگر چه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی میپندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوع رمان بودهاست. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینها است که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آنها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیدهاند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل میشود؟»[۱۹]
بگفته شائول شاکد، استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهشگر نامدار تاریخ یهودیت، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته میشود. نظریههایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمیتوان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر میتوان نمونهای از تم (theme) معروف دسیسههای درون دربار و نجات یافتنهای معجزه آمیز نامید. [۲۰]
تاریخ نگارش کتاب استر نامشخص است اما معمولاً بین محققین اتفاقنظر وجود دارد که نگارش کتاب کمی بعد از سقوط هخامنشیان، احتمالا در دوره اشکانیان و حدود قرن دو یا سه قبل از میلاد بودهاست. نویسنده کتاب نیز ناشناختهاست. اما معمولاً چنین پنداشته میشود که توسط فردی از میان اقلیت یهودی ایران و بابل نوشته شدهاست. [۲۰]
بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نامهای ایرانی یا ایلامی برای کتابش را میدانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوش و یا فضای حاکم در دربار ایران داشتهاست. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات [۲۱] و خطاها [۲۲] زیر سؤال میرود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شدهاست. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شدهاست، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت میباشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشتن شدن کتاب استر جشن گرفته میشده و این داستان سعی در توجیه این جشن کردهاست.[۲۳]
فرهنگ بابلی:
نام هیچیک از نامهای ذکر شده در داستان استر یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش، بقیه، نام خدایان بابلی و ایلامی دارند. نام استر معادل نام ایشتار است. بانوی قهرمان داستان حتا «هدسه» و عروس خوانده میشود که از القاب خاص ایزد بابلست. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زدهاند. دشمن آنهاهامان را میتوان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتی مکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را میگیرد، بر همان ترتیب میتوان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. بر روی هم، همانندیها آنقدر زیاد است که نمیتوان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نامها با نام خدایان نشان میدهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساتیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی مییابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار میدارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفتهاست. به نظر میرسد غرض ظاهری این افسانه آن بودهاست که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود.در واقع کتاب استر همه چیز میتواند باشد جز تاریخ[۲۴]
داستان استر نمونه بارز حماسه و افسانه
می دانیم افسانه ها بازگو کننده ی اندیشه و بینش های یک ملت هستند و شاید ارزش افسانه ها بیشتر از تاریخ یک ملت باشد. وقتی به درون مایه ی داستان کتاب استر نگاهی می اندازیم می فهمیم که این داستان حرف دل قوم کهنه ی یهود را می زند . قومی که چندین بار در طول تاریخ در معرض نابودی قرار گرفته است و رنج های زیادی دیده است . در این داستان بیشترین چیزی که مورد توجه است قوم یهود می باشد و نظر چندان مهمی نسبت به پادشاه ایران ندارد و از وی یک چهره ی بی مسئولیت ترسیم می کند. یهودیان در برابر هامان که نمادی از دشمنی با خداوند و قوم یهود است، پیروز می شوند و هامان و تمام مبغضان یهود را به سزای اعمالشان می رسانند . شاید بتوان گفت که این داستان نمونه بارز یک افسانه است تا یک رویداد تاریخی . این داستان با نماد های گوناگون آرمان ها و درد های این قوم کهن را بیان می کند.
داستان جعلی از کتاب استر
مدتی است که بیان داستان های جعلی از داستان استر رواج پیدا کرده است . به نظر می رسد ناصر پورپیرار و به تازگی علی اکبر رائفی پور نقش مهمی در ترویج این داستان ها داشته اند .[۲۵] [۲۶]
البته تمام این داستان های جعلی یکسان نیستند اما در اکثر آنها مواردی واژگون نسبت به گفته های کتاب استر بیان می شود. معمولا در این داستان ها بیان می شود که مردخای باعث ملکه شدن استر می شود؛ در حالی که در کتاب استر نقل می شود که خود پادشاه استر را می پسندد. [۲۷]
همچنین در داستان های جعلی هامان به عنوان وزیر کاردان پادشاه معرفی می شود در صورتی که در کتاب استر از وی چهره ای خبیث ارائه شده است که قصد نابودی یهود را دارد . [۲۸]
در داستان های جعلی، هفتاد و هفت هزار نفری که توسط یهودیان کشته شدند، ایرانی و معمولا بی گناه خوانده می شوند، در حالی که در کتاب استر بیان می شود که این هفتاد و هفت هزار نفر از دشمنان یهود در سراسر قلمروی اخشورش بودند و یهودیان برای جلوگیری از نابودی خودشان این اشخاص را کشته اند. [۲۹] موارد چالش برانگیز دیگری هم در داستان های جعلی به چشم می خورد .
از آنجایی که این داستان فقط در منابع یهودی نقل شده است و دیگر منابع مهم در این باره خاموشند باید دید افرادی که بر این داستان جعلی تأکید دارند به چه منابعی استناد می کنند. معتقدان به داستان جعلی در حالی این داستان را یک حقیقت تاریخی می نامند که وجود اشخاصی با نام های استر، مردخای و هامان، در تاریخ هخامنشی در حاله ای از ابهام قرار دارد و شاید اصلا چنین اشخاصی در دربار ایران وجود نداشته اند.
آنچه در هنگام نقل این داستان های جعلی بیان می شود و از همه جالب تر است ربط دادن، سیزده به در به داستان استر و مردخای می باشد که بدون داشتن منابع دست اول بیان می شود.
بی ربط بودن سیزده به در به داستان استر
به طور کلی در میان جشن های به جا مانده از دوره ی باستان جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن ها را ندارد.[۳۰]
در کتابهای تاریخی اشارهی مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشدهاست اما در منابع کهن اشاره هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.[۳۱] اما در هیچ کدام از آنها اشاره نشده است که سیزدهم فروردین (تیر روز از فروردین) با جشن پوریم ارتباط دارد. همانطور که اشاره شد، نمی توان وجود افرادی مانند استر، مردخای، هامان و… را در تاریخ ایران و دوره هخامنشی اثبات کرد.
این در حالی است که تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته اند.[۳۲] برای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمه ی سعد – به معنی نیک و فرخنده – آمده است. [۳۳]
بنا بر گفته کتاب استر در عهد عتیق اتفاقات پوریم در سیزدهم و چهاردهم ماه اذار می افتد .[۳۴] باید توجه داشت که این ماه بیشتر نزدیک اسفند ماه است و ماه نیسان یهودیان نزدیک فروردین می باشد.
لینک های کمکی :
پانویس ها :
- استر – باب ۱
- استر – باب ۲
- استر – باب ۶
- استر – باب ۳
- استر – باب ۴
- استر – باب ۵
- استر – باب ۷
- استر – باب ۷ و ۸
- استر – باب ۹
- استر ۱۲:۸
- استر ۱۹:۹
- دهخدا – استر
- عبدالعظیم رضایی – ص ۲۸۳
- هرودوت و اشیل در نمایش حزن انگیز پارسی ها
- استر ۲:۱
- استر – باب ۱۰
- :: Purim. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009 from Encyclopædia Britannica Online
- The Judaic tradition» Jewish myth and legend» Sources and development» Myth and legend in the Persian period. (2009). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009, from Encyclopædia Britannica Online
- Greenspoon, Leonard J.. Ed: Micheal D. Coogan. The Oxford History of the Biblical World. Oxford University Press, 2001, 322-323.
- ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Shaul Shaked, “ESTHER,BOOK OF” Encyclopaedia Iranica Online, Access March 15, 2009, available at www.iranica.com
- بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج از جمله غیر محتملاتی که تاریخی بودن کتاب را زیر سؤال میبرند، میتوان از جشنی که پادشاه برای افسران اجرایی اش گرفت که صد و هشتاد روز به طول انجامید (۱:۱-۴)؛ نافرمانی ملکه وشتی از پادشاه؛ مکاتبه پادشاه به ملتهای مختلف در زبان خودشان و فرمان دادن به اینکه هر مردی در خانه خودش ارباب است (زبان رسمی آرامی شاهنشاهی بود)، اعطای مقامهای بالا به غیر ایرانیان نام برد.
- بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج برخی از خطاهای معروف کتاب عبارتند از: ذکر ۱۲۷ ساتراپ (استان) در امپراطوری ایران در حالی که هرودوت ۲۰ ساتراپ را ذکر میکند. بگفته هرودوت ملکه خشایار شاه آمستریس بود اگر چه در کتاب استر، استر این عنوان را بین سالهای هفتم و بیستم پادشاه داشت. قصه مصنوعی کتاب که صحبت از تضادها میکند: یهودیان و بت پرستان، وشتی و استر، به دار آویختنهامان و قرار دادن مردخای به عنوان وزیر، قتل عام غیر یهودیان و کشتارهای ضد یهودی نیز یک افسانه را پیشنهاد میکنند.
- Davies, William David. Louis Finkelstein. The Cambridge history of Judaism. William Horbury, John Sturdy, Steven T. Katz. Cambridge University Press, 1990, ISBN 0-521-21929-9 9780521219297, 366-367.
- پیامبر آریایی به نقل از کتاب آئین شهریاری در شرق، ص ۲۹۲
- سخنان علی اکبر رائفی پور درباره داستان استر – بخش نخست
- سخنان علی اکبر رائفی پور درباره داستان استر – بخش دوم
- استر ۱۶:۲
- استر ۶:۳
- استر باب های ۷ و ۸
- رجوع شود به زروان نوشته فریدون جنیدی
- برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به : سیزده به در
- اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان، تالیف استاد عبدالعظیم رضایی، ص483
- آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۲۶
- استر، باب نهم
واقعا داستان جالب و جذابیه و واقعا برام جالبه قوم یهودی که بعد از معجزات حضرت موسی از قبیل تبدیل شدن عصا به مار و شکافتن رود و … و نجات پیدا کردن از دست مصریان فقط سی روز عبادت یا همون دریافت ده فرمان حضرت موسی میشه چهل روز شروع میکنن به پرستیدن گوساله تاحدی که میگن میخواستن هارون(که به دستور حضرت موسی باید از اونها مواظبت میکرده تا منحرف نشن)رو بکشن ، تو این داستان یه سوپر من دارن به نام مردخای که حتی دربرابر هامان (که تازه دستور پادشاه هم بوه که تعظیم کنن ) سرهم خم نمیکنه والا کسانی که پیامبر خدابودند اینجوری از دست اینا عذاب میکشیدند و قسمت مشکوک دیگه داستان هم اینجاست که چرا مردخای و استر یهودی بودن خودشونو قایم میکنن و وارد دربار میشن اگر بگیم نمیخواستن ریا بشه که داستان کمدی میشه چون اصلا خود کوروش ملت های زیر نظرش رو در زمینه دین آزاد گذاشت پس این نشون میده که یهودی ها حتی خوشون هم میدونستن که سابقه درخشانی ندارند این داستان با این شکل با منطق من جور در نمیاد چون اگر مشروعیت تاریخی نداره پس یهودی ها یه مشته خرافاتی هستن که برمبنای یه داستان خرافی الکی خودشونو مثل زامبی در میارن و میریزن تو کوچه خیابون تا حرص ایرانیارو در بیارن و بعد حقوق بشر رو جار میزنن ولی اگر بخوایم منطقی به مراسم هامان کشی و کارهایی که این افراد تو اون روز میکنن نگاه کنیم این داستان حتی اگر واقعی هم نباشه اونا خیلی دوست دارن که واقعی باشه که هست علتشم میتونیم توی تاریخچه ایران بررسی کنیم حکومت هخامنشی با اون عظمت اخه چطور سرنگون میشه؟ غیر از اینه که مردمش دیگه اون حکومت رو نمیخواستن؟ و این ماجرا بی شباهت به ماجرای پذیرش اسلام توسط ایرانیان نیست که از استاد ادبیاتم این رو شنیدم که برام داستانشو تعریف کرد و میگفت اعراب بعد از ورود اسلام به ایران ایرانیان رو مسخره میکردن ( همون به نوعی نژاد پرستی ایران و عرب که از قدیم هم بود) و حضرت علی فرمودند که ایرانیان رو مسخره نکنید اینها انسان های متمدنی هستند و اگر نمیخواستند که شما بر آنها پروز بشید چنان لشکری در برابرتون قرار میدادن که حتی کوه هم نمیتونست در اون نفوذ کنه (البته خود متن یادم نیست نزدیک به مضمون ذکر کردم) پس ایرانیا خودشون اسلامو خواستن وگرنه کسی حریفشون نبود حالا بیاید برگردیم به ماجرای اصلی اگر ایرانیا هخامنشیان رو میخواستن میزاشتن اون حکومت از بین بره؟ اونم با اون گارد جاویدان و اقتداری که داشتند؟ درباره نحس بودن عدد سیزده هم بین ایرانیان واقعا بوده اینم معلم کلاس پنجمم خیلی سال پیش میگفت میگفت اصلا پلاک بعضی از خونه ها ۱۲+۱ بوده ایراد بعدی داستان اینه که از کجا معلوم که استر زیبا ترین دختر بوده که اونم صاف فامیل مردخای بوده؟ احتمالا به استفاده یهود از سحر و جادو در بابل اشنایی دارید که خداوند در قران میگه اینا از سحر برای اختلاف بین زن و شوهر و… استفاده میکردند تاجایی که خداوند دوفرشته میفرسته که روش ابطال اینارو یادشون بدن ولی یهودیان باز بدتر میکنن از کجا معلوم این مردخای هم از طریق همون سحر خشایار شاهو مجذوب استر نکرده باشه که اونجوری که داستان داره میگه خشایار شاه با دیدن استر میمرده براش؟؟؟ من به نظرم این داستان ( البته نه به این شکل بلکه جوری که تاریخ یهود میگه که خدمتتون عرض کردم ) و قتل مردم بی گناه ایران واقعیه من خودم داشتم بین نقاشی هایی که موضوع مشترک دارن چرخ میزدم (چون رشته ام گرافیکه ) که دیدم درباب این موضوع خیلی نقاشی از نقاشان بزرگ داریم و یکی هم موضوع قربانی شدن پسر حضرت ابراهیم که باز اون جا هم یهود داره داستان واقعی رو مثل اینجا منحرف میکنه تا به اهداف خودش برسه و پیشنهاد میکنم این سرچ رو هم تو اینترنت داشته باشید (اسماعیل یا اسحاق) که یهودیت به دروغ میگه اسحاق ولی اسلام میگه اسماعیل که پیدا کردن جواب با خودتون موفق باشید
مشکل اینجاست که سالها پیش تعداد زیادی از ایرانیان کشته شدند و الان همون روز رو توی اسرائیل جشن میگیرن،حالا حتی اگه این قضیه واقعیت نداشته باشه حمله یهودی ها به فلسطین ازار و اذیت بچه ها و نوجوان ها تصاحب خونه هاشون و کشورشون اینها هم واقعیت ندارن؟ با توجه به نوشته های کتاب تلمود بیگانه ستیزی یهودی ها کاملا مشخصه در عین حال نمیشه گفت همه یهودی ها بد هستند من به شخصه معتقدم اصول انسانیت ثابت و مشخص هستند کسی که از اصول انسانیت پیروی میکنه حالا هر دینی که داره شخص قابل احترامیه
نقد دیگری به این داستان را می تونید از لینک زیر دریافت کنید:
طبق این مقاله، داستان استر همان مغ کشی از سوی داریوشه
کتاب کمیته ۳۰۰ رو بخوانید
در ضمن کسی مخلصانه در راه کشورش (نمیگم در راه خداچون خدا به جنگ ما نیاز نداره ) جنگیده اینهمه از اون یاد نمیکنه وارزش زخمها (مدالهاش) را توی سینش نگه میداره مثل خیلی از کشته شده گان وطن (ایران )در طول تاریخ این سرزمین پرگهر
This is something I actually have to try and do a lot of analysis into, thanks for the post 500883
با سلام،
در پاسخ به مطالب آقای “عماد”.
اگه بخواهیم صادقانه به این موضوع نگاه کنیم که “خداوند بزرگ مرتبه بیهوده در کتاب بزرگش از قوم یهود به عنوان قوم ظالم و فاسد بیخودی یاد نمیکند”. من حرفتون رو قبل دارم که چنین چیزی نوشته شده! ولی “آیا این کتاب (قرآن) توسط خداون نوشته شده؟ مطمئنا که نخیر، توسط افرادی مثل من و شما که از حافظه قوی برخوردار بودن نوشته شده، پس میشه گفت که حتما توش اشتباهی شده چون اون موقع ها رکوردر نبود که مطالب و حرفها رو عین اون چیزی که بیان میشد ثبت کرد.
و یه چیزه دیگه، چرا پیامبر قرآن رو خودش ننوشته؟! چون بیسواد بود! ولی میگن که خداوند به پیامبر سواد داد. ولی جالب اینجاست که حتی یک کلمه قرآن بدست پیامبر نوشته نشده است.
مثل این میمونه که شما میخواهید از زندگی خود یک کتاب و دفتر خاطرات بنویسید، ولی این کار رو نمی کنید!! چند تا دلیل میتونه داشته باشه.
– شاید نمیخواست واقعیتها رو بنویسه! چون مجبور بود همه چیز رو بنویسه!!
در ثانی پیامبران معصوم از گناه بودن، ولی معصوم از اشتباه نه!
پس حتما اشتباهاتی داشتن که نمیخواستن ثبت کنن.
به نظر من یکیش جنگ بدر!
عزیزم نوشتن قرآن حالت دکته ای داشته . یعنی پیامبر می گفت و نویسندگان می نوشتند .
سلام. خیلی جالب است چشم بستن به واقعیت ها!!!! سال گذشته جشن پوریم ۷ فروردین بود و آنها همه ساله جشن می گیرند و تبلیغ می کنند و ما لنگیم که آیا وجود دارد یا نه!!!
رائفی پور که می گفت سیزدهم!!!!!!!!!!۱
ول کن بابا . ذاکر بیچاره یه چیزی گفت . تو کار گیری ها!
عماد عزیزم
حتی میلاد مهربان
ما در مقطعی حساس که کشور تحت وحشی ترین تهاجمات جهانی بود در انتخابی به بزرگای جهاد فی سیبل الله در حالیکه بیش از ۱۷ بهار از عمرم نگذشته بود راهی جبهه شدم . در ان زمان حتی حیات پس از جنگ نیز به مخیله امان خطور نمیکرد . به والله از نه تنها از این بابت از هیچکس طلب نداریم . بلکه ان فیض عظیم را ناشی از لطف خدا بخود میدانیم که در ان مقاطعه نصیب این کمترینها گردید .
هر نسبتی که دوستان و بچه های همین وطن بما میدهند نوش جانمان اما فقط ما راضی به ظلم ظالم چه در ایران و چه در دنیا معرفی ننمائید . عماد عزیز هیچکدام از دردها تیر و ترکش حتی ناراحتم نکرد و مرا به ضجه وانداشت . اما هنگامیکه ما را مواجب بگیر و راضی به ظلم ظالمان خصوصا در سنوات اخیر معرفی می نمایند سخت غمگین میشوم . فقط از انها سئوال می پرسم با کدامین ادله ؟
ما (دواطلبینی که در عنفوان جوانی راهی دشت بلا شدند )که از کسی چیزی نخواستیم در ۳۰ سالگی موهایمان نه از درد بدن بلکه از درد دین سفید شد . بگذریم . روی چون ماه همه جوانان ایران را می بوسم و معتقدم اگر مسئولین و زعمای قوم با جوانان ما صادق باشند جوانان ما با وفا ترین . با غیرت ترین . شجاعترین جوانان دنیا هستند همانگونه که امام عزیزم خمینی (ره) عزیز جواب صداقت و محبت خالصانه خود را از جوانان عصر خود با گذشت و جانبازی و فداکاری و ایثار و تقوا و هدایت الهی انان گرفت ایگاش اقایان امروز نیز بفهمند . که جوانان ما خوب می فهمند .
و اخرین خواهش من از همه جوانها حساب عملکرد ما و اقایان را به حساب دین خدا نگذارند چو دین خدا دین رحمت . بخشش . دوست داشتن زیبایی تلطیف قلوب . راستگویی . اعتقاد به جوان و (چه همانگونه که محمد جهان ارا و برادران زین الدین . حاج همت . برادران باکری . …. در سنین کمتر از ۲۵ سالکی فرماندهی لشکرها را بعهده داشتند . این نبود مگر سنت ریبای رسول الله مه اسامه زید ۱۸ ساله را فرمانده لشکر اسلام اعم از مهاجرین و انصار که نامهای بزرگی در ان شنیده میشد نصب نمودند )
بار دیگر دستانتان را بوسیده از شما متوقعم که دیگر برای یافتن بزرگمردان تاریخ پر گهرتان به تاریخ مراجعه ننمائید (منکر ان بزرگان نیستم ). چون بزرگترین انها از کنار شمار بی ادعا می گذرند . و بعضا به متلکهاب بعضی از جوانان با خنده پاسخ میدهند . و در خلوت برای انان دعا می کنند .
ملتی به سعادت دنیا و عقبی میرسد که بجوانان خود اعتماد نماید .
دو تا دستمالا خوردن تنگ هم بیا و ببین!!!!!
درود بر شما اقای اسماعیل مرتضای
منم با شما موافقم که دشمنی تمام دنیا با ما نشان استقلال ماست نشان افتخار ما و ایران ماست و کشوری نیستیم که کسی بخواهد برای ما تصمیم بگیرد به قول معروف هر گلی زدیم به سر خود زدیم . و افتخارمان این است که مستقل هستیم.
من عماد بدوی متولد سال ۷۰ هیچ با جنگ ارتباطی نداشتم ولی از همه شما عزیزانی که در راه حفظ استقلال این کشور به پا خواستید و مردانه از شرف و دینمون با خون و زخمهای بدنتان دفاع کردید بسیار قدر دانی میکنم و پاتون میبوسم به سبب کاری که کردید انشا… خدا پاداش این عمل نیک شما رو بدهد
و مطمئن باشید من حتی منی که هیچ لقبی ندارم همواره راهمان راه شماست.
من معتقدم این نظام اسلامی ایران تا اینجا در حال ازمون خطا بوده برای رسیدن به یک دکترین جدی و در اداره نظم جهان در راستای اسلام و تبلیغ ان است .
ملل دیگر در حال سفر به کرات دیگر و برنامه ریزی برای آینده شونن بعد ما هنوز داریم در کتابهای زیرخاکی بررسی میکنیم که آیا فلان قوم در زمان پادشاهی فردی به نام اخشوروش (که اصلا معلوم نیست کی هست؟!) در چندهزار سال پیش چند نفر رو قتل عام کرده!!!! پس مصریها هم باید انتقام خون هم وطنانشون رو از ما بگیرند چونکه پادشاهانی چون خشایارشا و اردشیر سوم حسابی دمار از روزگارشون در ۲۴۰۰ سال پیش درآووره بودند! این کشور اگر عقب مونده به خاطر عقب موندگی فکر مردمش در هزارها سال پیشه…من خودم خیلی به تاریخ و فرهنگ کشورم افتخار میکنم ولی اینکه بیاییم روابط الانمون با کشورهای جهان رو براساس وقایع گذشته قرار بدیم ابلهانه است. به فرض هم که یهودیها اون مقدار ایرانی رو کشته باشن الان از نظر شرعی هم اجازه داریم انتقام بگیریم؟؟؟ مردم ژاپن پس باید خیلی بی غیرت باشن که انتقام مردمشون رو از آمریکا نمیگیرند!
در این کتاب اساسا بحث جنگ و برخورد نظامی نیست بحث کینه ایست هزار ساله که انان با استفاده از شرایط بوجود امده به مردم حمله نموده و انان را از بین بردند
اتفاقا به نکته جالبی اشاره کردی:ابلهانه است. به فرض هم که یهودیها اون مقدار ایرانی رو کشته باشن الان از نظر شرعی هم اجازه داریم انتقام بگیریم؟؟؟
امیدوارم اینقدر منطق داشته باشید که فعل احمقانه را در هر صورت احمقانه بدانید . برفرض صحت کلامتان
ماجرای هولوگاست که بر ابعادو شکل ان هزاران اشکال وارد است . امروز باورش بصورت قانون در امده دقت فرمائید
باور = قانون
اصلی که در هیچ کجای دنیا مشابه اش صورت نگرفته
و انها از تمام دنیا به دلیل یک واقعه شبهه تاک در حال تاوان گرفتن هستند . امیدوارم به عنوان فردی که به گفتارتان اعتقاد دارید . در زیر همین کامنت برخورد این قوم (یهود) را با دنیا را احمقانه و غیر قابل درک و فهم اعلام فرمائید .
خدا را شکر در زمان حمله عراق به ایران جوانانی با تفکرات شما وجود نداشتند . وگرنه حقیر نمیدانستم که ایا امروز در نقشه جغرافیایی نامی از خوزستان یافت میشد یا نه . ضمنا انسان بهتر است همواره فرهنگ اقوام سرگش بر علیه خود را رصد نماید .
اینجانب در پی این نبودم و نیستم که بگم رفتار یهود درست بوده یا غلط…عملکرد ما در جهان چگونه هست؟؟؟ دنیایی برای خودمون ساختیم پر از دشمن!!! نگران جنگیدن من و امثال من هم نباشید …متاسفم که اینطور جنگ ایران و عراق رو به واقعه ای در ۲۵۰۰ سال پیش ربط میدید…!!!! ایران اون زمان در عین شکوه و عظمت و افتخار و شرافتی که داشت با مردم جهان رفتاری بسیار شبیه به آمریکای امروزی داشت و شاهنشاه ایران خودشو تصمیم گیرنده تمام جهان میدونست، پس دلتون به حال هخامنشیان نسوزه! حرفهای شما درمورد رفتار ابلهانه اسرائیل با جهان رو قبول دارم ولی آیا اونها الان در پی انتقام گرفتن از آلمانیها هستند؟؟؟ من به هیچ وجه موافق اسرائیل نیستم چون کشوری زورگو و با تفکرات سنگیست اما ماجرایی در ۲۵۰۰ سال پیش دلیل انتقام گرفتن ما از اونها نمیشه. در این صورت باید ما از مغولستان هم انتقام بگیریم. در ضمن وضعیت … امروز کشور، میراث عملکرد جوانان دهه ۶۰ میباشد البته از حق نباید گذشت که از دست ندادن وجبی از خاک ایران در جنگ ایران و عراق هم برمیگردد به غیرت ایشان جدا از دیگر تندرویهاشون. شما هم به این زودی امثال من رو قضاوت نکن…!
سلام..
آقا میلاد..اولا ما اسرائیل رو به رسمیت نمیشناسیم…
دوما ما دلمون به خاطر هخامنشیان نسوزه..بخاطر مردم اون زمان میسوزه…
واقعه هولوکاست هم هیچوقت اتفاق نیوفتاده…
یه سربه سخنرانی های استاد رائفی پور بزن..
توی اینترنت بنویس میاد..
برو بابا…..
من اسرائیل رو به رسمیت میشناسم…
من به هخامنشیان افتخار میکنم….
من رائفی پور رو دروغگو و مزدور میدونم…..
هولوکاست هم اتفاق افتاده….
ایشالا با این افکارت بعد از وارد سپاه قدس هم خواهی شد….
اصولا هولوکاست یعنی کشتار ۶ میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم
در المان . در حالی که کل یهودیان اروپا ۵.۴ میلیون نفر بودند و بعد از جنگ دویست هزار نفر به اسرائیل رفتند و تعداد زیادی هم در اروپا زنده ماندند .
من حساب کردم در طول جنگ جهانی دوم فقط دویست هزار نفر کشته شدند . با احتساب کسانی که به خاطر توپ و تانک و گلوله کشته شدند .
می توانم بگویم تعداد کسانی که در اردوگاه ها مردند از صدهزار نفر هم کمتر بوده . شواهد نشان میدهد ان ها هم نه بخاطر قتل عام بلکه به خاطر بیماری تیفوس مردند. ان هم از گرسنگی .
ببخشید در قسمت بالا منظورم از دویست هزار نفر کشته دویست هزار یودی بوده است .
بسیار جالب است ما به انحا مختلف گشتار ملتمان بدست قوم یهود را با لطایف الحیل منکریم پس حداقل به خود زحمت دادن بخشی از اخرین دیدار نخست وزیر زریم اشغللگر قدس با اوباما (رئیس جمهور امریکا ( را که حدودا ۲ هفته پیش انجام شد و کلمات رد و بدل شده به نقل از خبر گزاریهای خارجی را بررسی کنیم
نتایاهو ضمن تقدیم بخش استر از کتاب عهد قدیم که بصورت زیبایی طراحی و خط عبری نوشته شده بود را به اوباما هدیه نمود و گفت ما یکبار انان را (ایرانیان ) را نابود گرده ایم و بار دیگر توان اینگار داریم .
گذشته از تحریف و یا واقعیت این کتاب اندیشه یهود در برابر ایرانیان است انان ایرانیان را دشمن خود دانسته که یکبار توسط انان از بین رفته و بار دیگر نیز انان توان اینگار را دارند
ضمنا اگر عید پوریم ربطی به این تاریخ ندارد . پس مراسم هامان (ایرانی ) سوزی و یهیه گیگ و نانهایی بشکا هامان و بردیدن و خوردن ان به چه معناست ؟
بنده بهیچ وجه قصد تولید کینه از این قوم را نداشته اما کینه ای که انان قرنها در باورشان یدک گشیده و تقویت نمودند را چه کسی باید پاسخ دهد کینه ای که امروزه در قالب بازیهای انیمشن و تسخیر تهران و گشتار ایرانیان باور تر مند تر از هر روزی . تبدیل به ارزویی برای جوانان یهود گشته .
و روز بروز در جوانان و فرزندانشان این کینه را تقویت می کنند . و ما با لبخندی ملیح به انان میگوئیم ما را دوست بدارید چون شاهنشاه ما کوروش کبیر روزی شما را از اسارت بخت النصر (بابلیان نجات داد) لطفا ما را نگشید
جدا از اینهمه بی عملی از طرف خودمان حالم بهم میخورد و عملگرایی انان را می ستایم .