از پاپیروس‌های مصر باستان تا لیزر؛ تاریخچه درمان هموروئید چگونه تغییر کرد؟

بیماری بواسیر یا هموروئید یکی از بیماری‌هایی نیست که با زندگی مدرن به وجود آمده باشد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد انسان‌ها هزاران سال است با علائمی مانند تورم، درد، خونریزی و بیرون‌زدگی در ناحیه مقعد مواجه بوده‌اند و پزشکان دوره‌های مختلف نیز تلاش کرده‌اند برای آن راه درمانی پیدا کنند.

البته پزشکی در گذشته با آنچه امروز می‌شناسیم تفاوت بسیار زیادی داشت. نبود بیهوشی مؤثر، شناخت محدود از آناتومی، نبود روش‌های ضدعفونی مدرن و همچنین نداشتن ابزارهای تشخیصی دقیق باعث می‌شد درمان‌های جراحی هموروئید در بسیاری از دوره‌های تاریخی با درد، خونریزی و عوارض قابل توجه همراه باشد.

جالب‌تر اینکه بعضی از اصول درمانی که هزاران سال قبل مطرح شده‌اند، از نظر مفهوم کلی هنوز هم در پزشکی مدرن دیده می‌شوند؛ با این تفاوت که امروزه شناخت دقیق‌تری از ساختمان عروق و بافت‌های ناحیه مقعد داریم و روش‌های درمانی بسیار کم‌خطرتر و کنترل‌شده‌تری در اختیار پزشکان قرار گرفته است.

نخستین شواهد؛ هموروئید در مصر باستان

یکی از قدیمی‌ترین شواهد مکتوب مرتبط با درمان علائم هموروئید به پزشکی مصر باستان بازمی‌گردد. در پاپیروس ادوین اسمیت که قدمت نسخه موجود آن به حدود ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد و همچنین در پاپیروس ابرس، دستورهایی برای درمان برخی علائم ناحیه مقعد ثبت شده است. در این متون از ترکیبات مختلفی مانند عسل، گیاهان، چربی و مواد قابض برای مشکلاتی استفاده شده که از نظر علائم، می‌توانند با هموروئید سازگار باشند.

با این حال یک نکته علمی مهم وجود دارد: نمی‌توان با اطمینان گفت تمام مواردی که در متون مصر باستان توصیف شده‌اند دقیقاً همان هموروئید امروزی بوده‌اند. بیماری‌های مختلف ناحیه مقعد می‌توانستند علائم مشابهی ایجاد کنند و تشخیص پزشکی در آن زمان مانند امروز امکان‌پذیر نبود. بنابراین بهتر است به جای اینکه بگوییم «اولین بیمار هموروئیدی تاریخ در مصر درمان شد»، بگوییم قدیمی‌ترین اسناد پزشکی شناخته‌شده، توصیف‌هایی از علائم و درمان‌هایی دارند که به بیماری‌های هموروئیدی شباهت دارند.

بقراط؛ زمانی که درمان جراحی هموروئید مطرح شد

چند قرن بعد، بقراط، پزشک یونانی قرن پنجم پیش از میلاد، نقش مهمی در ثبت روش‌های درمان بیماری‌های ناحیه مقعد داشت. در نوشته‌های منتسب به مکتب بقراط، روش‌هایی مانند بستن، برداشتن و سوزاندن ضایعات هموروئیدی توصیف شده است.

یکی از روش‌ها از نظر مفهوم بسیار جالب است: بستن پایه هموروئید با نخ تا زمانی که بافت از بین برود و جدا شود. این روش از نظر اصل ایده، شباهتی قابل توجه با روش‌های امروزی مانند لیگاسیون با باند دارد، هرچند ابزار، تکنیک، شرایط استریل و نحوه اجرای آن کاملاً متفاوت بوده است. بقراط همچنین استفاده از ابزارهایی برای معاینه و روش‌های جراحی مانند خارج کردن بافت و کوتر کردن را توصیف کرده است.

اما نباید این روش‌ها را با درمان‌های امروزی مقایسه مستقیم کرد. پزشکی آن دوران هنوز با مفاهیم امروزی درباره عروق هموروئیدی، بافت‌های حمایتی کانال مقعد، درجات بیماری و انتخاب درمان مناسب بر اساس شدت علائم فاصله زیادی داشت.

جراحی هموروئید

 

رومی‌ها چه تغییری در درمان ایجاد کردند؟

در دوره روم باستان، پزشکانی مانند سلسوس نیز درباره درمان هموروئید یا بواسیر مطالبی نوشته‌اند. در برخی روش‌های توصیف‌شده، ابتدا بافت هموروئیدی با نخ بسته می‌شد و سپس قسمت موردنظر برداشته می‌شد. در موارد دیگر نیز برداشتن مستقیم بافت و استفاده از بخیه مطرح بوده است.

جالینوس، پزشک مشهور دوران روم، بیشتر بر درمان‌های محافظه‌کارانه تأکید داشت و روش‌هایی مانند استفاده از داروهای ملین، پمادها و در برخی موارد زالو را پیشنهاد می‌کرد. این تفاوت دیدگاه یک نکته مهم را نشان می‌دهد: حتی در پزشکی باستان نیز یک روش واحد برای تمام بیماران وجود نداشت و پزشکان بسته به علائم، شرایط بیمار و برداشت خود از علت بیماری، درمان‌های مختلفی را امتحان می‌کردند.

قرون وسطی؛ جایی که جراحی همیشه انتخاب اول نبود

در قرون وسطی و حتی تا قرن‌های بعد، پیشرفت چشمگیری در درمان هموروئید اتفاق نیفتاد. بخش زیادی از دانش پزشکی همچنان تحت تأثیر دیدگاه‌های بقراط و جالینوس بود و نظریه اخلاط چهارگانه نیز برای توضیح بسیاری از بیماری‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت.

از طرف دیگر، جراحی در آن زمان بسیار پرخطر بود. نبود بیهوشی مدرن، نبود آنتی‌بیوتیک، ضعف روش‌های کنترل خونریزی و آنتی‌سپسی و همچنین خطر عفونت باعث می‌شد پزشکان با احتیاط زیادی به جراحی هموروئید نگاه کنند.

حتی در منابع تاریخی، مواردی از مرگ ناشی از خونریزی پس از جراحی هموروئید گزارش شده است. یکی از نمونه‌های مشهور، مرگ «دون خوان اتریش» در سال ۱۵۷۸ پس از جراحی هموروئید و خونریزی کنترل‌نشده عنوان شده است. این دوره به خوبی نشان می‌دهد چرا درمان هموروئید در گذشته تجربه‌ای بسیار متفاوت از درمان امروزی بوده است.

وقتی درمان‌های سنتی و باورهای عمومی وارد ماجرا شدند

در دوره‌هایی که درمان پزشکی پاسخ مناسبی برای هموروئید نداشت، روش‌های غیرعلمی و باورهای عامیانه نیز گسترش پیدا کردند.

برای مثال، در فرانسه قرون وسطی، «سنت فیاکر» به نوعی با بیماران مبتلا به هموروئید ارتباط پیدا کرد و محل مرتبط با او به زیارتگاهی برای افرادی تبدیل شد که به دنبال درمان بیماری بودند. حتی سنگی وجود داشت که بیماران روی آن می‌نشستند و اعتقاد داشتند می‌تواند بیماری را درمان کند. البته این موارد را نباید به عنوان درمان پزشکی مؤثر معرفی کرد؛ بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی برخورد انسان با بیماری هموروئید محسوب می‌شوند.

ابن‌سینا و پزشکان جهان اسلام

تاریخ درمان هموروئید فقط به مصر، یونان و اروپا محدود نمی‌شود. پزشکان جهان اسلام نیز دانش پزشکی یونان و روم را توسعه دادند و درباره بیماری‌های گوناگون، از جمله مشکلات گوارشی و مقعدی، مطالب متعددی در آثار پزشکی خود ثبت کردند.

در قرون میانه، نظریه‌های بقراط و جالینوس همچنان تأثیر زیادی بر پزشکی داشتند و بعدها پزشکانی مانند ابن‌سینا در تدوین و انتقال دانش پزشکی نقش مهمی ایفا کردند. کتاب «قانون در طب» قرن‌ها یکی از منابع مهم پزشکی در جهان بود.

یکی از نمونه‌های جالب در این دوره، نوشته‌های موسی بن میمون یا «میمونیدس» درباره هموروئید است. او بر این باور بود که جراحی نباید اولین انتخاب باشد و اصلاح رژیم غذایی و توجه به عواملی که زمینه‌ساز بیماری هستند اهمیت دارد. او حتی به این نکته اشاره کرده بود که اگر عوامل زمینه‌ای برطرف نشوند، احتمال ایجاد مجدد یا عود هموروئید وجود دارد. این نگاه از جهاتی با پزشکی امروز همخوانی دارد؛ چراکه اصلاح یبوست، کاهش زور زدن هنگام دفع و تغییر برخی عادات زندگی همچنان بخشی از مدیریت بیماری هموروئیدی هستند.

قرن نوزدهم؛ نقطه عطف درمان هموروئید

یکی از بزرگ‌ترین تغییرات تاریخ جراحی در قرن نوزدهم اتفاق افتاد. ظهور بیهوشی و پیشرفت روش‌های ضدعفونی، شرایط جراحی را به شکل چشمگیری تغییر داد. پیش از این دوره، بسیاری از اعمال جراحی با درد شدید، خطر عفونت و خونریزی همراه بودند.

اما با ورود بیهوشی و اصول آنتی‌سپسی، جراحان توانستند با دقت و ایمنی بیشتری عمل بواسیر کنند. این تحول در جراحی هموروئید نیز اثرگذار بود و به تدریج روش‌های استانداردتر برای برداشتن بافت هموروئیدی شکل گرفتند. پژوهش‌های تاریخی درباره درمان هموروئید، اواسط قرن نوزدهم را یکی از نقاط مهم گذار از جراحی سنتی و پرخطر به جراحی علمی مدرن می‌دانند.

از جراحی سنتی تا درمان‌های کم‌تهاجمی

در قرن بیستم، دانش پزشکی درباره ساختمان کانال مقعد و نقش بالشتک‌های هموروئیدی پیشرفت کرد. پزشکان به تدریج دریافتند که هموروئید صرفاً «رگ‌های متورم» نیست، بلکه با تغییرات عروقی و جابه‌جایی یا بزرگ شدن بالشتک‌های طبیعی هموروئیدی ارتباط دارد. امروزه بیماری هموروئیدی به صورت بزرگ شدن علامت‌دار یا جابه‌جایی دیستال این بافت‌های طبیعی تعریف می‌شود.

همزمان روش‌های درمانی متنوعی نیز توسعه پیدا کردند؛ از درمان‌های دارویی و تغییر سبک زندگی گرفته تا روش‌های مطبی و جراحی. لیگاسیون با باند لاستیکی، اسکلروتراپی، روش‌های انعقادی و تکنیک‌های مختلف جراحی به مرور وارد درمان بالینی شدند. هدف اصلی این روش‌ها نیز تغییر کرد: دیگر قرار نبود صرفاً «بافت را از بین برد»، بلکه تلاش شد درمان با کمترین آسیب، درد و عارضه ممکن انجام شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.