تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان

سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگ‌ترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل می‌دادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیاده‌نظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدان‌ها، سواره‌نظام سنگین‌اسلحه و نیروهای احضار شده از ده‌ها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورش‌های داخلی و اجرای عملیات‌های نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.

نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری

ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارس‌ها و مادها تشکیل می‌دادند. این انحصار قومی در رده‌های بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب می‌شد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالت‌ها یا ساتراپی‌ها پایه‌گذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.

تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث می‌شد ارتش ایران بتواند در جبهه‌های گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سواره‌نظام‌های شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا می‌کردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته می‌شدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیاده‌نظام بودند، ترکیب تاکتیکی بی‌نظیری را ایجاد می‌کردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیت‌های مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشان‌دهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیاده‌نظام بومی رخ داد.

نقش سرباز ارتش جاویدان در پارسه – سربازان نیزه دار پارسی

مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکه‌ای از راه‌های شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابه‌جایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم می‌کرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراس‌انگیزی به ارتش ایران می‌بخشید و مانع از شکل‌گیری شورش‌های منطقه‌ای متعددی می‌شد.

دسته‌بندی و یگان‌های اصلی ارتش هخامنشی

سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم ده‌دهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز می‌شد که تحت فرمان یک «ده‌بد» قرار داشتند. ده واحدِ ده‌نفره، یک گروه صد نفره را تشکیل می‌دادند و این ساختار تا ایجاد یگان‌های هزار نفری و ده هزار نفری ادامه می‌یافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه می‌داد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.

نقش سرباز ارتش جاویدان در پارسه

پیاده‌نظام: سپارابارا و کمانداران

بخش عمده‌ای از پیاده‌نظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل می‌دادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیل‌شکلی از جنس حصیر بافته شده حمل می‌کردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد می‌کرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار می‌گرفتند که می‌توانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تن‌به‌تن بود.

با این وجود، نیروهای پیاده‌نظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفه‌ای استان‌ها تامین می‌شدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه یونانی (هوپلیت‌ها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکس‌های زره‌پوش یونانی همیشه کارآمد نیست.

سربازان پارسی بر گرد کاخ

 

سواره‌نظام و ارابه‌های جنگی

سواره‌نظام، نیروی ضربتی و تعیین‌کننده ارتش هخامنشی محسوب می‌شد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بی‌نظیری داشتند. اسب‌های نیسایی که در دشت‌های ماد پرورش می‌یافتند، به قدری قدرتمند بودند که می‌توانستند وزن سواران زره‌پوش را در مسافت‌های طولانی تحمل کنند. سواره‌نظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آن‌ها را در هم بشکند.

علاوه بر سواره‌نظام، ارتش ایران از ارابه‌های داس‌دار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده می‌کرد. این ارابه‌ها که به تیغه‌های بران در محور چرخ‌ها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیاده‌نظام دشمن می‌تاختند تا آرایش آن‌ها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیاده‌نظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابه‌ها در نبردهایی با زمین‌های ناهموار محدود می‌شد، اما حضور آن‌ها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم می‌گشت.

سربازان مادی و پارسی، در پارسه – برای متمایز کردن پارسی ها و مادی ها به کلاه و لباس دقت کنید

گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی

در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوق‌حرفه‌ای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافته‌اند. دلیل این نام‌گذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت می‌ماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار می‌شد، بلافاصله سرباز آماده‌ی دیگری جایگزین او می‌گشت تا هیچ‌گاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.

ورود به گارد جاویدان تنها برای اشراف‌زادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سخت‌ترین آموزش‌های نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکان‌پذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخ‌های پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل می‌کردند و تنها زمانی وارد میدان می‌شدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آن‌ها شامل نیزه‌هایی با انتهای سیب‌شکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آن‌ها را در سلسله‌مراتب ارتش مشخص می‌کرد.

سرباز هخامنشی به شاه پارسه – داریوش اول – احترام می گذارد

تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان

تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زره‌های سنگین و یکپارچه برنزی در ارتش‌های غربی، ایرانیان از زره‌های فلس‌دار (Scale armor) استفاده می‌کردند. این زره‌ها از صفحات کوچک فلزی ساخته می‌شدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچه‌ای دوخته می‌شدند و ضمن ارائه حفاظت قابل‌قبول، انعطاف‌پذیری و آزادی عمل فوق‌العاده‌ای به سرباز می‌بخشیدند.

نام سلاح / ابزار توضیحات و کاربرد نظامی جنس و ساختار
آکیناکه (Akinakes) خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تن‌به‌تن و درگیری‌های نزدیک در خط مقدم استفاده می‌شد. آهن یا برنز با غلاف‌های چوبی مزین به طلا (برای اشراف)
اسپارا (Spara) سپر مستطیل‌شکل و سبک که توسط پیاده‌نظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل می‌شد. ترکیب چرم ضخیم و بافت‌های تریکه‌ای یا حصیری
کمان پارسی کمان‌های قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیاده‌نظام ایران به شمار می‌رفت. چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب)
دوری (Dory) / نیزه بلند نیزه‌های استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. چوب زبان‌گنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقره‌ای

لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستین‌دار با رنگ‌های روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوش‌های چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» می‌گذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید می‌توانست بخش‌هایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم می‌کرد اما در جنگ‌های تن‌به‌تن سنگین یک نقطه ضعف محسوب می‌شد.

سربازان هخامنشی چگونه آموزش می‌دیدند؟

آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز می‌شد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشته‌های مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسب‌سواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راست‌گویی بود. این جوانان در اردوگاه‌های نظامی سخت‌گیرانه زندگی می‌کردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانه‌های خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را می‌آموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سخت‌ترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.

سرباز پارسی سبدی در دست دارد گل نیلوفر؛ نماید صلح در دستان سربازان پارسی و مادی

حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟

بر اساس گل‌نبشته‌های کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت می‌کردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالی‌رتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیره‌های بسیار غنی‌تر، پاداش‌های نقدی به شکل سکه‌های دریک طلای هخامنشی و همچنین زمین‌های کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانی‌مدت دریافت می‌کردند.

چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟

با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زره‌های سنگین پیاده‌نظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیاده‌نظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت می‌کردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل می‌دادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساخت‌های نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارت‌های جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

سرباز پارسی، با نیزه و تیرکمان

تاکتیک‌های جنگی و استراتژی‌های نظامی در میدان نبرد

دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیاده‌نظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین می‌کاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل می‌کردند. سپس ده‌ها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن می‌ریختند. این رگبار بی‌وقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین می‌برد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد می‌کرد.

پس از تضعیف خطوط دشمن، سواره‌نظام سنگین و ارابه‌های داس‌دار هخامنشی وارد عمل می‌شدند. ماموریت آن‌ها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آن‌ها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سواره‌نظام کوبنده‌ی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار می‌شد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سواره‌نظام قابلیت مانور خود را از دست می‌داد.

منابع

  1. Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
  2. Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
  3. Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
  4. Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
  5. Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.

سؤالات متداول

مهم‌ترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟

کمان پارسی اصلی‌ترین و استراتژیک‌ترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکه‌های دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.

تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده می‌شدند؟

تعداد آن‌ها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نام‌گذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزش‌دیده دیگری جایگزین می‌شد تا عدد ده‌هزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.

سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟

بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارس‌ها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از ده‌ها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختری‌ها، مصری‌ها، بابلی‌ها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.

چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانی‌ها دچار مشکل شد؟

ضعف زره پیاده‌نظام ایرانی نسبت به زره‌های برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیت‌ها) و عدم قابلیت مانور سواره‌نظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستان‌های یونان، از دلایل اصلی چالش‌های ارتش هخامنشی در این نبردها بود.

آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟

اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقش‌های بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب می‌شوند.

منبع onlinelibrary tandfonline arjicc
390 نظرات
  1. بلوچ خان می گوید

    خنده دارترین جوک سال نود و یک به بازار آمد توجه توجه
    غضنفر ما میگه : کورش کبیر یه لر بیده
    حیف نون جواب میده : پ ن پ هخامنشی بوده علی جون

    1. مهدی لره می گوید

      مگه تو مجبوری با درست کردن جک برا ما شعورتو به نمایش بزاری من کی برا شما جک درست کردم که شما می کنی. من به شما پیشنهاد می کنم. کارو به جاهای باریک نکشونی از ما گفتن بود. لرا نا یه حدی منطقی هستند ببینن طرف داره مسخره بازی در میاره. دیگه کنترل از دستشون میره در ضمن کوروش یه لر بختیاری بوده. شهرشم تو خوزستان بود. ( ایذه)همه ی حرفام با منبع است. شما فعلا آریایی نبودن لرا رو ثابت کن. وگرنه عذر خواهی کن. صفحات ویکی پدیا هم بخون. تا با عظمت ترین قوم ایران آشنا بشی چون من مال بلوچا رو خوندم.

    2. حسین می گوید

      آقا اینجوری فقط شعور بلوچا رو به نمایش می زاری.

    3. حامد می گوید

      حالا شناختموتون آقا هیچ کس جواب این سادیسمس( بلوچ) رو نده. تا بیش از این لذت نبره.

  2. بلوچ خان. می گوید

    سلام بچه های بد ببخشید دیر بهتون سر میزنم خواستم تاریخ رو براتون یاداوری کنم : ۱- اسکندر همه جای ایران رو تصرف کرد ولی در بلوچستان شکست خوردبه خاطر دلاوری های مردان بلوچ. ۲-شاه اسماعیل بد ذات ایران را به فلاکت نشاند و با کشتار و جنایاتش (البته همراه جانشینانش)کاری کرد که جمعیت ایران از چهل ملیون به پنج ملیون برسه . اما تنها جایی رو که نتونست فتح کنه بلوچستان بودباز هم به خاطر اتحاد و شجاعتشون.۳- دین اسلام همه جای ایران رو با جنگ گرفت ولی در بلوچستان با اجازه وارد شد.۴-ایامیدونید دروازه های ایران به وسیله ژنرال بزرگ یزدگرد به نام سیاه سوار بلوچ به روی اعراب مسلمان گشوده شد پس شما مدیون ما هستین .۵-ازاین دست لغات زبان پهلوی در زبان بلوچی خیلی زیاده نه تنها زبان بلکه خیلی از اداب ورسوم ما هنوز یادگاری از دوران باستانه که در هیچ جای ایران مشاهده نمیشه . درسته که ما الان توی تاریخ ایران جدید مظلومیم اما تمام خصلت های یک ایرانی اصیل رو حفظ کردیم کاری که دیگران فقط ادایش رو در میارن یا تنها خاطره ای در تاریخ ازش خوندن . اینکه شما به حضرت عمر (رض) توهین میکنین علتی نداره جزاین که از مسلمان بودن خودتون ناراحتین چون این عمر بود که بانی اسلام اوردن ایرانیان شد بهتره جای بلغور کردن اراجیفی که به خوردتون میدن کمی دراین مورد تحقیق کنین واینقدر متعصب نباشید. توهین شما به شخصیت ایشون لطمه ای وارد نمی کنه و جایگاهشون پیش خدا رفیع است . از همت بلند بلوچ همین بس که برای عرض اندام خود نیاز به فحش وافترا ندارند . شما که ادعای اریایی دارید چرا متوسل به ناسزا میشید . شب به خیر لورااااااااااااااااااااااااااااااااا

  3. حامد می گوید

    هرکس در مورد عظمت لر ها شک داره بدونه لر یعنی اصیل ترین قوم ایران کهن ترین قوم ایران سابقه حضور لر ها در ایران به ۶۰۰۰ سال میرسه برین به این صفحات ویکی پدیا http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86 تازه ۳۰۰۰ سال بعدش آریایی ها دیگری مثل ماد ها وارد ایران میشن.

  4. کاوه می گوید

    بلوچ ای تو اون روحت من عمر اونجامم حساب نمی کنم مرتیکه ایرانی نما آرزو می کنم روزی برسه ایران از امثال شما که واقعا لکه ننگ هستید خلاص بشه

  5. بلوچ خان می گوید

    خوبه به جمع بی نزاکتها یکی اضافه شد برای من بحث شیعه و سنی مطرح نیست اقا محمد.برای فهم حقیقت نیازی به عوض کردن عقایدم ندارم چون میترسم مث شماهااز دایره عفت خارج شم .لرها تاریخشون از زمان رضاخان اغاز شد حالا اینکه دوسه تا از اونا دانشگاهی شدن و لابه لای تاریخ دنبال هویتشونن یه بحث جداست .ولی این همه غلو درست نیست .اونا اگه بودن پس نقششون کجای ایرانه.این ادرسایی هم که میدین از حوصله ام خارجه.

    1. مهدی لره می گوید

      منم کاری به شیعه سنی ندارم. اون دایره عفتم که گفتی یه نگاه به نظری که دادی بندازی می فهمی کی اول از دایره عفت خارج شد شما خودت با حرف اینکه عمر ما آریایی ها رو ادم کرده بحثو شیعه و سنی کردی. این آدرسام همه از ویکی پدیا هستند کسی که حوصله نداره یه صفحه مطلب بخونه و شعورش زیاد بشه بهترهه اظهار نظر نکنه. در مورد لر ها هم می تونی بری نظر باستان شناسان خارجی مخصوصا ایتالیایی رو بخونی. اونو اگه بودن نقششون کجای ایرانه این حرف خیلی مسخرس اقا من یه لرم خصوصیتی که لرا دارن و بقیه قوم های ایرانی ندارن اینه که می تونن تا هفت نسل خودشونو برات بگن و ارنجوری که من میدونم در واقع لر ها صاحبان اصلی ایران هستند و طبق گفته باستان شناسان خارجی تکرار میکنم خارجی ۶۰۰۰ سال پیش از کو های قفقاز وارد ایران شدند مدتی در کنار دریای خزر بودند اسم باستانی لر ها کاسی هستش برای همین یونانی به در یای خزر میگن کاپسین سی یعنی دریای کاسی ها بعد لرها اونجا رو ترک کرده و در کنار ایلامیان زندگی می کنند و با حمله به بابل او نجا رو فتح می کنند و به مدت ۱۰۰۰ سال به بابل فرمانروایی می کنند در واقع کاسی ها اولین قوم آریای بودند که وارد ایران شدند بعدش با پارس ها متحد میشن و هخامنشیان رو به وجود می آورند تا جایی که به گفته اکثر باستان شناسان بیشتر فرماندهان هخامنشیان پارسی بودند بعد اینو بدونید نظرات شما خیلی جاهلانه است این الماس کوه نور شما مدیون بختیاری هستید نادر شاه به کمک لر ها تونست هند رو فتح کنه. هم اکنون از بزرگترین نوابغ علمی ایران رو لر ها تشکیل می دهند. اولین نشانه های حضور بشر در ایران تقریبا به ۱۵۰۰۰۰ سال پیش بر میگرده که در لرستان زندگی می کردند بیان لرستان نقاشی هاشون می تونید رو ی غار ها بینید. هم اکنون هم همه ی کشور تقریبا دارن عربی حرف می زنند یعنی زبانی با قوائد فارسی و کلمات عربی ولی ما لرها هنوز داریم به پهلوی میانه صحبت می کنیم یعنی زبان ساسانیان دقیقا همون زبان. من به شما پیشنهاد می دم اطلاعات خود را در مورد اصیل ترین و کهن ترین قوم ایران افزایش بدید تا بعدا با این نظرات جاهلانه اسباب خنده ی ما و هم وطنانتان را فراهم نکنید به امید اینکه در ایران هیچ احمقی نباشد تا میان اقوام ایران تفرقه بیندازد

    2. علی می گوید

      ببین احمق جون. کوروش کبیر یه لر بختیاری بوده بعد تو میگی لر ها زمان رضا خوان وارد ایران شدند شرم بر تو باد. ویل دورانت» در کتاب خود کوروش بزرگ را یک « جوان بختیاری » نامیده است.

    3. سامان می گوید

      یه بار دیگه برو نظرتو بخون تا ببینی فاصلت تا دایره عفت خیلی زیاده شما که حوصله نداری یه صفحه بخونی بلکمم شعورت زیاد شه اصلا لیاقت بحث نداری برو برو دیگه نیا سایت کشید به گند با اون عمر زاقارت

    4. مهدی لره می گوید

      شرف داشته باش اسم خودتو بنویس اینقدر آبرو بلوچا رو نبر امثال شما ننگ ایرانند.

    5. مهدی لره می گوید

      در ضمن خط ۱۶ منظورم فرماندهان کاسی بود

    6. حسین می گوید

      بی نزاکت خودتیو جدو و آبادت برو نظرتو یه بار بخون تا بفهمی چه گهی خوردی

    7. حسین می گوید

      راولینسون در سفرنامه خود می‌نویسد: تاکنون این گویشهای رایج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پهلوی می‌دانستند ولی به نظر می‌رسد زبان لری از پهلوی باستان مشتق شده است که همزمان با زبان پهلوی به صورت جداگانه با آن تکلم می‌شده است. پس خفه قوچ

  6. مهدی لره می گوید

    ایران سرزمینی وسیعی است که در دل خود اقوام و طوایف مختلفی را با آداب و رسوم گوناگون جای داده و بخشی از این سرزمین وسیع قوم بزرگ لر زندگی می کنند . قوم بزرگ لر به دو ایل بنام لر کوچک و لر بزرگ (بختیاری) تقسیم می شود . این سرزمین در دامنه زاگرس قرار گرفته است که از طرف شمال اصفهان و لرستان و از طرف شرق به کهگیلویه و از طرف مغرب به استان خوزستان و از طرف جنوب تا انتهای بهبهان منتهی می شود . بنابراین سرزمین لرها قلمرو کوهستانی است .
    جمعی از پژوهشگران و مردم شناسان بختیاری ها و لرها را ایرانی الاصل می نامند و قدمت آنان را در این سرزمین تا شش هزار سال تخمین زده اند . پیوستگی گویش بختیاری ها با زبان پهلوی و اندکی هم به لسان پارسی خیلی عمیق تر از گویش های دیگر ایران زمین است . لغت بختیاری از دو لغت فارسی بخت و یار بر گرفته شده است

    1. علی می گوید

      فکر نمی کنم . بالغ باشی چند سالته؟

      1. علی می گوید

        ااااااا حواسم نبود میخواستم به بلوچ بگم آقا می بخشین اشتباه نقل قول کردم بلوچ چند سالته

  7. بابک می گوید

    خوب مهدی جان راست میگه شما می خوای با مخدوش کردن پاک ترین قوم ایران به چه هدفی برسی پیشنهاد من اینه که شما اول شیعه شو تا بتونیم حرف همو بفهمیم وگرنه دست به فحش من خیلی ملسه و مخصوص امثال شماس

  8. محمد می گوید

    زنده باد مردم آزاده ی ایران

  9. بلوچ خان می گوید

    مهدی عقده ای جوابو گرفتی

    1. حسین می گوید

      اگه به این صفحه ویکی پدیا در مورد گویش لری.http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%B4_%D9%84%D8%B1%DB%8C برین خواهید فهمید اصیل ترین قوم ایران چه زبانن چه نژادن لر ها هستند همینطور این صفحات http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C_(%D9%82%D9%88%D9%85) http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D9%84%D8%B1 آقای بلوچ آدم وقتی میخواد چرتو پرت هم بنویسه یکم فکر میکنه تازه از بقیه مزخرفاتی که گفتید فاکتور گرفتم

    2. مهدی لره می گوید

      عقده ای تو هستی و جد آبادت من هر حرفی زدم با سند زدم شما عقده ای هستی معلوم نیست چه کینه ای از لرا داری نکنه یه لر با هات آرههههه ما لرا یا بهتره بگم ایرانیا عمر و ابوبکر و و کلا عربا رو جز حیوانات هم حساب نمی کنیم. ولی من شخصا عمر اونجام حساب می کنم.

  10. مهدی می گوید

    سیوندی زبان مردم سیوند ۷۵ کیلومتری شمال شیراز از نظر صرف و نحو و واژگان بسیار به بختیاری شبیه است.

  11. مهدی می گوید

    محسن فارسانی در مقدمه دیوان ملا زلفعلی بختیاری این گویش ظریف را از مشتقات نزدیک زبان پهلوی می‌داند و در این خصوص می‌نویسد : خاک زاگرس به لحاظ کوهستانی بودن از هجوم اقوام بیگانه مصون مانده و گویش آنان کمتر با زبان ترکی و عربی مخلوط شده است. بفرما تخم عمر (بلوچ)

  12. مهدی می گوید

    محسن فارسانی در مقدمه دیوان ملا زلفعلی بختیاری این گویش ظریف را از مشتقات نزدیک زبان پهلوی می‌داند و در این خصوص می‌نویسد : خاک زاگرس به لحاظ کوهستانی بودن از هجوم اقوام بیگانه مصون مانده و گویش آنان کمتر با زبان ترکی و عربی مخلوط شده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.