تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان

سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگ‌ترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل می‌دادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیاده‌نظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدان‌ها، سواره‌نظام سنگین‌اسلحه و نیروهای احضار شده از ده‌ها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورش‌های داخلی و اجرای عملیات‌های نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.

نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری

ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارس‌ها و مادها تشکیل می‌دادند. این انحصار قومی در رده‌های بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب می‌شد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالت‌ها یا ساتراپی‌ها پایه‌گذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.

تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث می‌شد ارتش ایران بتواند در جبهه‌های گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سواره‌نظام‌های شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا می‌کردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته می‌شدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیاده‌نظام بودند، ترکیب تاکتیکی بی‌نظیری را ایجاد می‌کردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیت‌های مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشان‌دهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیاده‌نظام بومی رخ داد.

نقش سرباز ارتش جاویدان در پارسه – سربازان نیزه دار پارسی

مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکه‌ای از راه‌های شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابه‌جایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم می‌کرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراس‌انگیزی به ارتش ایران می‌بخشید و مانع از شکل‌گیری شورش‌های منطقه‌ای متعددی می‌شد.

دسته‌بندی و یگان‌های اصلی ارتش هخامنشی

سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم ده‌دهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز می‌شد که تحت فرمان یک «ده‌بد» قرار داشتند. ده واحدِ ده‌نفره، یک گروه صد نفره را تشکیل می‌دادند و این ساختار تا ایجاد یگان‌های هزار نفری و ده هزار نفری ادامه می‌یافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه می‌داد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.

نقش سرباز ارتش جاویدان در پارسه

پیاده‌نظام: سپارابارا و کمانداران

بخش عمده‌ای از پیاده‌نظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل می‌دادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیل‌شکلی از جنس حصیر بافته شده حمل می‌کردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد می‌کرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار می‌گرفتند که می‌توانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تن‌به‌تن بود.

با این وجود، نیروهای پیاده‌نظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفه‌ای استان‌ها تامین می‌شدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیاده‌نظام سنگین‌اسلحه یونانی (هوپلیت‌ها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکس‌های زره‌پوش یونانی همیشه کارآمد نیست.

سربازان پارسی بر گرد کاخ

 

سواره‌نظام و ارابه‌های جنگی

سواره‌نظام، نیروی ضربتی و تعیین‌کننده ارتش هخامنشی محسوب می‌شد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بی‌نظیری داشتند. اسب‌های نیسایی که در دشت‌های ماد پرورش می‌یافتند، به قدری قدرتمند بودند که می‌توانستند وزن سواران زره‌پوش را در مسافت‌های طولانی تحمل کنند. سواره‌نظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آن‌ها را در هم بشکند.

علاوه بر سواره‌نظام، ارتش ایران از ارابه‌های داس‌دار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده می‌کرد. این ارابه‌ها که به تیغه‌های بران در محور چرخ‌ها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیاده‌نظام دشمن می‌تاختند تا آرایش آن‌ها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیاده‌نظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابه‌ها در نبردهایی با زمین‌های ناهموار محدود می‌شد، اما حضور آن‌ها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم می‌گشت.

سربازان مادی و پارسی، در پارسه – برای متمایز کردن پارسی ها و مادی ها به کلاه و لباس دقت کنید

گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی

در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوق‌حرفه‌ای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافته‌اند. دلیل این نام‌گذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت می‌ماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار می‌شد، بلافاصله سرباز آماده‌ی دیگری جایگزین او می‌گشت تا هیچ‌گاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.

ورود به گارد جاویدان تنها برای اشراف‌زادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سخت‌ترین آموزش‌های نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکان‌پذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخ‌های پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل می‌کردند و تنها زمانی وارد میدان می‌شدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آن‌ها شامل نیزه‌هایی با انتهای سیب‌شکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آن‌ها را در سلسله‌مراتب ارتش مشخص می‌کرد.

سرباز هخامنشی به شاه پارسه – داریوش اول – احترام می گذارد

تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان

تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زره‌های سنگین و یکپارچه برنزی در ارتش‌های غربی، ایرانیان از زره‌های فلس‌دار (Scale armor) استفاده می‌کردند. این زره‌ها از صفحات کوچک فلزی ساخته می‌شدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچه‌ای دوخته می‌شدند و ضمن ارائه حفاظت قابل‌قبول، انعطاف‌پذیری و آزادی عمل فوق‌العاده‌ای به سرباز می‌بخشیدند.

نام سلاح / ابزار توضیحات و کاربرد نظامی جنس و ساختار
آکیناکه (Akinakes) خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تن‌به‌تن و درگیری‌های نزدیک در خط مقدم استفاده می‌شد. آهن یا برنز با غلاف‌های چوبی مزین به طلا (برای اشراف)
اسپارا (Spara) سپر مستطیل‌شکل و سبک که توسط پیاده‌نظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل می‌شد. ترکیب چرم ضخیم و بافت‌های تریکه‌ای یا حصیری
کمان پارسی کمان‌های قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیاده‌نظام ایران به شمار می‌رفت. چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب)
دوری (Dory) / نیزه بلند نیزه‌های استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. چوب زبان‌گنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقره‌ای

لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستین‌دار با رنگ‌های روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوش‌های چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» می‌گذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید می‌توانست بخش‌هایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم می‌کرد اما در جنگ‌های تن‌به‌تن سنگین یک نقطه ضعف محسوب می‌شد.

سربازان هخامنشی چگونه آموزش می‌دیدند؟

آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز می‌شد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشته‌های مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسب‌سواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راست‌گویی بود. این جوانان در اردوگاه‌های نظامی سخت‌گیرانه زندگی می‌کردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانه‌های خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را می‌آموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سخت‌ترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.

سرباز پارسی سبدی در دست دارد گل نیلوفر؛ نماید صلح در دستان سربازان پارسی و مادی

حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟

بر اساس گل‌نبشته‌های کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت می‌کردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالی‌رتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیره‌های بسیار غنی‌تر، پاداش‌های نقدی به شکل سکه‌های دریک طلای هخامنشی و همچنین زمین‌های کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانی‌مدت دریافت می‌کردند.

چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟

با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زره‌های سنگین پیاده‌نظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیاده‌نظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت می‌کردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل می‌دادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساخت‌های نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارت‌های جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

سرباز پارسی، با نیزه و تیرکمان

تاکتیک‌های جنگی و استراتژی‌های نظامی در میدان نبرد

دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیاده‌نظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین می‌کاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل می‌کردند. سپس ده‌ها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن می‌ریختند. این رگبار بی‌وقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین می‌برد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد می‌کرد.

پس از تضعیف خطوط دشمن، سواره‌نظام سنگین و ارابه‌های داس‌دار هخامنشی وارد عمل می‌شدند. ماموریت آن‌ها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آن‌ها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سواره‌نظام کوبنده‌ی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار می‌شد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سواره‌نظام قابلیت مانور خود را از دست می‌داد.

منابع

  1. Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
  2. Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
  3. Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
  4. Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
  5. Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.

سؤالات متداول

مهم‌ترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟

کمان پارسی اصلی‌ترین و استراتژیک‌ترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکه‌های دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.

تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده می‌شدند؟

تعداد آن‌ها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نام‌گذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزش‌دیده دیگری جایگزین می‌شد تا عدد ده‌هزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.

سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟

بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارس‌ها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از ده‌ها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختری‌ها، مصری‌ها، بابلی‌ها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.

چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانی‌ها دچار مشکل شد؟

ضعف زره پیاده‌نظام ایرانی نسبت به زره‌های برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیت‌ها) و عدم قابلیت مانور سواره‌نظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستان‌های یونان، از دلایل اصلی چالش‌های ارتش هخامنشی در این نبردها بود.

آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟

اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقش‌های بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب می‌شوند.

منبع onlinelibrary tandfonline arjicc
390 نظرات
  1. علیرضا می گوید

    اگر من در زمان حمله عراب زنده بودم به جای “ابو لولو”(فیروز نهاوندی) خودم با همین دستام اون عمر لعنتی رو سلاخی میکردم .

  2. فرزند پارس می گوید

    ؟

  3. بهزادتورانی می گوید

    ؟

  4. بهزادتورانی می گوید

    سربازان هخامنشی گوشواره داشتن معنیش چیه؟

  5. فرزند پارس می گوید

    کلیه مطالب درج شده بالا را خواندم . جالب بود.

    خوب است که هر کس آزادانه نظر و دیدگاه خود را بیان می کند

    مایه افتخار بنده است که یک ایرانی ام

    ایران باستان با آن همه عظمت و اقتدار

    لطفا کتابی در مورد تاریخ ایران زمین که مطالب را بدون غرض وتحریف و براساس واقعیت تاریخ نگاری کرده باشد معرفی کنید. با تشکر

  6. مجید می گوید

    به کوروش چه خواهیم گفت؟
    اگر سر بر آرد ز خاک
    اگر باز پرسد ز ما
    چه شد دین زرتشت پاک
    چه شد ملک ایران زمین
    کجایند مردان این سرزمین
    به کوروش چه خواهیم گفت؟
    اگر دید و پرسید از حال ما
    چه کردید بُرنده شمشیر خوش دستتان
    کجایند میران سر مستتان
    چه آمد سر خوی ایران پرستی
    چه کردید با کیش یزدان پرستی
    به شمشیر حق ، نیست دستی
    که بر تخت شاهی نشسته است
    چرا پشت شیران شکسته است
    در ایران زمین شاه ظالم کجاست
    هوا خواه آزادگی ،
    پس چرا بی صداست
    چرا خامش و غم پرستید، های
    کمر را به همت نبستید، های
    چرا اینچنین زار و گریان شدید
    سر سفره خویش مهمان شدید
    چه شد عِرق میهن پرستیتان
    چه شد غیرت و شور و مستیتان
    سواران بی باک ما را چه شد
    ستوران چالاک ما را چه شد
    چرا مُلک تاراج می شود
    جوانمرد محتاج می شود
    چرا جشنهامان شد عزا
    در آتشکده نیست بانگ دعا
    چرا حال ایران زمین نا خوش است
    چرا دشمنش اینچنین سر کش است
    چرا بوی آزادگی نیست، وای
    بگو دشمن میهنم کیست، های
    بگو کیست این ناپاک مرد
    که بر تخت من اینچنین تکیه کرد
    که تا غیرتم باز جوش آورد
    ز گورم صدای خروش آورد
    به کوروش چه خواهیم گفت؟
    اگر سر بر آرد ز خاک…

    1. پوریا می گوید

      bichare ma.. bichare kurosh..

  7. مجید می گوید

    ارتش هخامنشیان(بخونید ارزش داره)
    درود بر دوستان wow
    امروز این مطلب را از یک سایت وطنی پیدا کردم,براتون گذاشتم که شما دوستان هم استفاده کنید
    امیدوارم این مطلب اطلاعاتتون رو نسبت اجدادمون و تاریخ بی نظیر کشور ایران بیشتر کنه,امیدوارم.

    مقارن سال ۵۵۶ پیش از میلاد کوکب سعادت کورش بزرگ سردودمان هخامنش از افق کشور پارس طالع شد و در پرتو فروغ درخشان وجود او امپراطوری با شکوهی تشکیل گردید که تا آن زمان چشم روزگار نظیر آن را ندیده بود. شالوده‌ارتش ایران نیز در همان وقت به دست توانای آن شاهنشاه بزرگ ریخته شد و در اثر فداکاری و جان بازی همان ارتش بود که حدود و ثغور کشور پهناور او همواره در طول چند قرن از تجاوز بیگانگان محفوظ ماند.
    سپاه پیاده
    بنا به گفته گزنفون، تاریخ‌نگار یونانی، موقعی که کورش بزرگ فرماندهی ارتش پارس را به عهده گرفت، رسته‌ی اصلی ارتش ، پیاده بود که بیش‌تر برای رزم از دور بار آمده و به تیر و کمان و زوبین و فلاخن مسلح بود. کورش برای ایجاد و تقویت روح جنگاوری، به سی هزار نفر از سربازان پارسی که مطابق اصول تربیت کشور پارس دارای خصایل سپاهیگری برجسته‌ایی بودند، دستور دادند اسلحه خودشان را به نیزه و شمشیر تبدیل کنند و به مبارزه از نزدیک و رزم تن به تن خو بگیرند.

    آن رسته را “پیادگان سنگین اسلحه” مى خواندن و سلاح رسمى ایشان عبارت از یک نیزه بلند و یک یا تبرزین بود که با دست راست به کار مى بردند و یک سپر کوچک که از ترکه محکم بافته شده بود و شمشیر چپ مى گرفتند و به سینه خود هم جوشن مى بستند. سایر افراد پیاده به تیروکمان و فلاخه و در دست زوبین مسلح بودند که در میدان رزم به عنوان دسته هاى امدادى به کار مى رفتند.

    آنگونه که از تصاویر و یافته‌های باستان ‌شناسی بر می‌آید، ابزار جنگی این دسته از سپاهیان هخامنشی عبارت بود از: نیزه و تیر، سپرهای کوچک و هلالی بافته شده از نی، سپرهای بیضی شکل دارای یک برآمدگی فلزی در وسط به نام گل سپر که معمولا تصاویر زیبایی بر آن نقش شده‌اند، سپرهای بزرگ و مستطیلی، دشنه‌های ایرانی که دسته آنها طبق عادت معمول ایرانیان به صورت سر یک جانور ساخته می‌شد، دشنه‌ای کوتاه به نام «اکیناکه» که به کمر می‌‌آویختند، چاقوهایی که دسته آنها به شکل حیوان‌هایی مانند شیر، گاو و بزکوهی ساخته شده بود و کمان که مشخصه قومیت ایرانی بود، به همراه کمان ‌دانی که خاص ایرانیان بود.
    سواره نظام
    بنا به گفته گزنفون، کورش در مدت اقامت در دربار ماد و در نخستین برخورد با سوارهای لیدی در نبرد « پتریوم » تشخیص داد که سواران پارس نسبت به سوارهای مادی و به خصوص سوار نظام معروف لیدی خیلی ضعیف‌اند، به همین جهت تعداد سوارهای پارسی را از دو هزار نفر به ده هزار نفر رسانید و برای تشویق و ترغیب جوانان به سواری و سوارکاری، مقرر داشت هر کسی که از دولت اسب می گیرد باید همیشه سواره حرکت کند و به مرکب خود مأنوس و علاقمند بشود و در حسن نگاهداری آن از جان و دل بکوشد و برای سوارکاران خوب امتیازها و جوایزی قائل گردید که در مسابقه‌ها به آنان اعطاء می‌شد.

    ارابه‌هاى داس‌دار
    یکی از اختراعات تازه ایرانیان در عصر پرتحرک سده پنجم پیش از میلاد اختراع «ارابه داس دار» بود. این ارابه از هر طرف نیزه و شمشیرهای تهدیدکننده و در مرکز چرخ‌ها کاردهای داس مانندی داشت که نوک بعضی به طرف پایین و برخی دیگر به طرف بالا خمیده بود.

    این کاردها هر چیزی را که بر سر راه اسب‌های در حال تاخت قرار می‌گرفت،‌تکه‌تکه می‌کرد. در حقیقت ایرانیان پیروزی‌های خود را تا پایان سده چهارم پیش از میلاد مدیون این اختراع‌اند.
    بنا به روایت گزنفون تا زمان کورش بزرگ ارابه های جنگی معمول آن دوره را مطابق مرسوم «تروایی‌ها» می‌ساختند و به کار می‌انداختند و این نوع ارابه‌ها بین مادی‌ها و آشوری‌ها و سایر ملت‌های آسیایی معمول شده بود. کورش در ضمن آزمایش آن‌ها دستور داد ارابه های جدیدی بسازند که برای جنگ مناسب‌تر باشد. چرخ‌های آن ارابه‌ها را محکم تر و محور آن‌ها را درازتر از ارابه‌های قدیمی گرفتند تا از خطر خرد شدن چرخ‌ها و واژگون شدن ارابه‌ها بهتر جلوگیری شود.

    کرسی راننده‌ی ارابه از چوب خیلی محکم و به صورت برجکی ساخته می‌شد که بلندی آن فقط تا محاذی آرنج‌های راننده می‌رسید تا او در راندن اسب‌ها آزاد باشد. در دو انتهای محور چرخها دو داس آهنی به پهنای دو «ارش» رو به پایین و درست در زیر آن‌ها دو داس دیگر رو به بالا نصب کرده بودند که در موقع تاخت ارابه‌ها این داس‌ها به هر چیزی که برمی‌خوردند از هم می‌شکافتند.

    از ارابه‌های جدید در زمان کورش سیصد دستگاه تهیه شد و به فرمان او محل این ارابه‌ها در آرایش جنگی ، جلو خط اول پیاده نظام بود و مأموریت اصلی آن‌ها تاختن بر روی صفوف دشمن و شکافتن آرایش او و باز کردن راه و هموار ساختن خط سیر پیاده نظام حمله بود. هجوم وحشت آور و برق آسای ارابه‌ها هر گونه مقاومتی را در معبر خود متلاشی می‌ساخت.
    ارابه‌های داسدار تا اواخر دوره هخامنشیان در ارتش ایران معمول بوده و در نبرد « گوگمل » یعنی آخرین نبرد داریوش سوم با اسکندر در اردوی ایران دویست ارابه داس‌دار وجود داشته و در این مورد دیودور می گوید: « حمله‌ی ارابه های داس‌دار بسیار وحشت آور و برش داس‌های آن‌ها به اندازه‌ایی تند و تیز بود که افراد پیاده مقدونی را به دو نیم می کرد». به علاوه، در همین نبرد پنجاه فیل جنگی در اردوی داریوش سوم وجود داشته که موجب هراس و واهمه‌ی مقدونیان گردیده است و از قرار معلوم استفاده از فیل در جنگ از موقع تسلط ایران به حبشه و آفریقای شمالی و هندوستان غربی در ارتش ایران معمول شده است.

    گردونه‌ها
    علاوه بر اربه‌های داس‌دار، کورش بزرگ به ابتکار خویش دستور داد گردونه‌ها یا برج‌های چوبی بلند و چرخداری ساختند که هریک دارای هشت مال بند بود و هشت گاومیش به آن‌ها بسته می شد؛ هر برجی به چند خانه تقسیم و در آن بیست تن کماندار قرار می گرفتند.
    البته حرکت این گردونه ها کند بود و در موقع جنگ مانند حصاری پشت سر خطوط پیاده نظام صف می کشیدند تا چنان که در اثر شدت فشار دشمن پیاده نظام خودی مجبور به عقب نشینی بشود به محض رسیدن به نزدیکی صف این ارابه‌ها، هم مهاجم ناگهان زیر باران تیرکمانداران ارابه‌ها افتاده و مجبور به توقف گردد و هم پیاده نظام خودی در پناه ارابه‌ها قادر به خودآرایی شود و بار دیگر” به حمله مبادرت کند.
    ارتفاع این گردونه‌ها به اندازه‌ای بود که کمانداران از بالای آن‌ها به طور کامل بر دشمن مسلط می‌شدند و بعضی وقت‌ها نیز فرماندهی برای مشاهده‌ی اوضاع صحنه نبرد به یکی از این گردونه‌ها سوار می‌شد و از بالای آن عملیات طرفین را زیر نظر می گرفت.

    نیروى دریایى
    در زمان داریوش بزرگ، شاهنشاه هخامنشی به فکر ایجاد نیروی دریایی افتاد و ابتدا از کشتی‌های مستعمرات یونانی آسیای صغیر و مردم مصر و فینیقیه استفاده کرد. ولی بعد به فرمان شاه در فینیقیه و کاریه و یونیه و سواحل بوسفور کشتی‌هایی ساخته شد که مطابق نوشته‌های هردوت از کشتی‌های یونانی بزرگتر و سرعت سیرشان بیش‌تر بوده است.
    به طور کلی کشتی‌های نیروی دریایی هخامنشی بر سه نوع بوده است:
    ۱- کشتی‌های «تری روم» که دارای سه ردیف پارو زن در سه طبقه بوده و کشتی جنگی محسوب می شده است.
    ۲- کشتی‌های دراز مخصوص حمل و نقل اسب‌ها و سوار نظام.
    ۳- کشتی‌های کوچک‌تر برای بارکشی و حمل آذوقه و وسایل اردویی.
    ملوانان این کشتی‌ها اغلب از فنیقی‌ها و یونانی‌ها و یا مصری‌ها بودند، ولی افسران آن‌ها همیشه از بین پارسی‌ها و مادی‌ها انتخاب می‌شدند. بطوری که از گفته‌ی مورخ مذکور بر می آید، بارگیری این کشتی‌ها به وزن امروز ۵ تا ۱۵ تن بوده است، تعداد کشتی‌های ایران را در زمان خشایارشا چهار هزار فروند ذکر کرده اند.

    از روی اطلاعاتی که مورخین مذکور به ما می دهند معلوم می شود که ایرانی‌ها به امر دریانوردی آشنایی داشته‌اند، چنان که در زمان داریوش دو گروه اکتشافی از سواحل بحرالجزایر (دریای اژه) به یونان و ایتالیا و از هند به دریای عمان و بحر احمر و از راه نیل به دریای مغرب فرستاده می شود و در زمان خشایارشا گروهی برای کشف سواحل آفریقا مأمور می شوند.
    در دوران هخامنشیان در بعضی از جنگ‌ها دیده می شود از قوای مزدور و اجیر یونانی هم استفاده می‌کرده‌اند و همین موضوع بیش‌تر در سستی انضباط و اختلال ارتش آن دوره ایران دخالت داشته است. چنان که بعدها در جنگ‌های کورش کوچک با اردشیر یا جنگ‌های داریوش سوم با اسکندر نتایج این کار به خوبی معلوم شد.

    آرایش جنگى
    ایرانیان پیش از هر کارزار و پیش از هر اقدامی، ابتدا نقشه جنگی می‌کشیدند و در انجمنی از سران لشکر نقشه را به دقت مورد بررسی قرار می‌دادند. کاری که بعدها در سراسر دنیا به اصلی مهم در جنگ‌ها بدل شد.
    برای این که با شیوه‌ی به کارگیری رسته‌های مختلف در آن دوره آگاه شویم، آرایش جنگی قوای کورش را در نبرد «تمبره» از روی کتاب گزنفون بررسی می‌کنیم:
    ۱. در جلوی جبهه یک‌صد ارابه‌ی داسدار در یک خط.
    ۲. در پشت سر ارابه‌ها در خط اول گروه حمله‌ای مرکب از پانزده هزار پیاده سنگین اسلحه پارسی با آرایشی به عمق دوازده صف؛ پهلوهای این خط در هر طرف با چهار هزار سوار پارسی به عمق چهار صف پوشیده شده بود.
    ۳. زوبین اندازان در خط دوم برای این که زوبین‌های خود را از بالای سر خط اول به مسافت نزدیک پرتاب کنند.
    ۴. کمانداران در خط سوم قرار گرفته بودند و تیرهای خود را از بالای سر افراد خطوط جلو به مسافت دور می انداختند.
    ۵. واحدهای احتیاط که عبارت از نصف دیگر پیاده نظام سنگین اسلحه بود، درخط چهارم قرار داشت.
    ۶. در پشت سر این خطوط برج‌های متحرک یا گردونه‌ها در یک صف قرار داشته و حصار محکم و متینی را تشکیل می‌دادند.
    گزنفون در آرایش جنگی کورش از اسواران «جماز» هم ذکری می کند که فقط برای رم دادن اسب‌های لیدی مورد استفاده بود. به گفته‌ی گزنفون علاوه بر پرچم‌هایی که قسمت‌های مختلف هر یک برای خود داشتند، پرچم فرماندهی ایران عبارت از «عقاب زرین» بود که با بال‌های افراشته به چوب بلندی نصب کرده بودند. گزنفون اضافه می کند که در زمان او هم پرچم پادشاهان ایران به همین صورت بوده است.

    سازمان نوین
    تشکیلات ارتش در دوره باستان، خصوصا دوره هخامنشی آنگونه که از منابع یونانی و نیز کتیبه‌ها و الواح هخامنشی بر می‌آید، بسیار سازمان یافته بوده است.
    نظام تقسیم ‌بندی این ارتش ده‌ دهی بوده و به گفته مورخان یونانی، این تقسیم ‌بندی بسیار بهتر از تقسیم ‌بندی نظامیان یونان بوده است و گویا تا زمان مغول در سپاهیان آسیایی نظیرنداشته است. ده جنگجو یک دسته را زیر فرمان دهبد (از واژه دثه پیتی) تشکیل می‌داد؛ ده دسته یک گروه می‌شد زیر فرمان صدبد (ثته پیتی)؛ ده گروه یک «هنگ» را به سرداری هزاربد (از واژه هزار پیتیش) می‌ساخت؛ ده هنگ تشکیل یک «لشگر» می‌داد زیر نظر یک بیوربد (بئیورپیتی).
    مشابه همین تقسیم‌بندی را امروزه نیز در ارتش می‌بینیم. این سازمان ده ‌دهی از راه ایران در سازمان‌های یهودی، ارمنی، یونانی و حتی آلمان قدیم، یعنی گوتیک نیز نفوذ یافت.
    بالاترین قدرت نظامی هخامنشیان شش لشکر بود که با «سپاه جاودان» هفت لشکر را تشکیل می‌دادند و بدین گونه تعداد کل لشکر‌ها به عدد مقدس هفت می‌رسید.
    مورخین یونانی براین عقیده هستند که در زمان داریوش اول ارتش ایران سازمان نوینی پیدا کرد و پادگان‌های ثابتی در پایتخت‌های مختلف و مرکزهای کشورهای تابع ایران و قلعه‌های مرزی ایجاد شد. داریوش بزرگ ضمن اصلاحاتی در سازمان کشوری ایران از لحاظ سازمان لشکری و گسترش نیروهای انتظامی ، مملکت خود را به پنج منطقه‌ی نظامی تقسیم و فرماندهی هر منطقه‌ایی را به یک سپهسالار تفویض نمود.
    در پایتخت اصلی ایران، که مقر پادشاه بود، گارد مخصوصی مرکب از دو هزار سوار و دوهزار پیاده از بزرگ‌زادگان پارسی و مادی و شوشی تشکیل یافته بود که از حیث اسلحه و ساز و برگ ممتاز و مأمور حفاظت شاه بودند. اسلحه آنان عبارت از یک نیزه بلند، یک کمان دراز و یک ترکش پر از تیر بود که در مواقع تشریفات، به نوک نیزه‌های بلند سربازان یک گلوله زرین یا سیمین نصب می شد.
    داریوش سپاه مخصوص دیگری تشکیل داد که عده‌ی افراد آن به ده هزار نفر می رسید و به ده هنگ تقسیم می شد. این عده را «سپاه جاویدان» می‌خواندند، زیرا هیچ گاه از تعداد آن کاسته نمی شد و به جای کسانی که می‌مردند یا در جنگ کشته می‌شدند، بی‌درنگ کسان دیگری را می‌گماشتند. افراد این سپاه همگی رزم آزموده ودلیر و چالاک و در تیراندازی و سواری سرآمد دیگران بودند.

    در بررسی ارتش هخامنشی، یکی از جنبه‌های اعجاب بر‌انگیز آن وجود همین سپاه جاودان است. این سپاه ده هزار نفری «سپاه آماده باش» شاهنشاه ایران را تشکیل می‌دادند و نگهبانان شاهی بودند.
    تصویر سربازان جاویدان را در نگاره‌های جبهه شرقی آپادانا، یعنی همان نمای اصلی و نخستین تالار بار تخت جمشید، پشت‌ سر شاه که بر تخت نشسته، در سه ردیف روی هم می‌توان دید. در این تصویر، تعداد حدود صد سرباز به نمایندگی از ده هزار سرباز نقش شده‌اند.

    لباس بلند چین دار هخامنشی، کفش ایرانی سه‌بندی و نوار بی‌گره دور سر آنان نشان از پارسی بودن این افراد دارد.
    ایران‌شناسان از این نقوش نتیجه می‌گیرند که همه افراد «ده هزار جاودانان» از پارس‌ها بوده‌اند. نیزه دست همه این سربازان در قسمت پایین به یک انار کوچک ختم می‌شود. از این‌رو، یونانیان آنان را «سیب بر» نامیده‌اند.
    برهمه سپاه یک «سپاهبد» یا سپهبد (سپادپیتی) فرمان می‌راند که فرمانده کل گارد جاویدان و دارای قدرت فوق‌العاده‌ای بود. این سپاهبد یا خود شاهنشاه بود و یا توسط شاه از افراد خانواده خود و یا از میان دوستان طرف اعتمادش بر‌گزیده می شد.

    یکی از خصایص دوره هخامنشی، ‌شرکت خود سپاهبدان و سرکردگان در نبرد بود و تعداد زیادی از آنان هم در میدان‌های جنگ کشته شدند. مثلا از یازده پسر داریوش بزرگ پنج تن جان خود را در لشکرکشی به یونان از دست دادند.
    به گزارش استرابون،‌ تاریخدان و جغرافی‌دان یونانی، سربازان ایرانی را از ۲۰ تا ۵۰ سالگی در ارتش به خدمت می‌گرفته‌اند. تمرین‌های سپاهیان ایرانی به ویژه پسران نجبا بسیار دشوار بود و باید انواع ورز‌ش‌ها، ساختن انواع ابزارها، تیراندازی و نیزه ‌پرانی و نیز استقامت در جاهای سخت و راه‌های طولانی را می‌آموختند تا ورزیده شوند و بیش از همه باید حقیقت ‌گویی را می‌آموختند. به هنگام نبرد، سربازان به منظور حفاظت از بدن جوشن نیز می پوشیدند و کلاهی آهنین بر سر می‌گذاشتند.
    در زمان داریوش، در مرکز هر یک از کشورهای تابع ایران پادگان‌های ثابتی برای حفظ امنیت و جلوگیری از تجاوز احتمالی همسایگان برقرار شد. عده افراد این پادگان‌ها نسبت به وسعت و اهمیت منطقه تغییر می‌کرد، چنان که هردوت عده‌ی پادگان ایرانی مأمور مصر را ۲۴۰ هزارنفر ذکر می کند. در قلعه‌های سرحدی هم پادگان‌های ثابتی وجود داشت که ریاست آن با فرمانده قلعه « دژبان » بود.
    البته این پادگان‌ها غیر از قسمت‌های سوار و پیاده یی بود که در موقع جنگ از ولایت‌ها احضار می شدند و این قسمت‌ها اغلب تعلیم‌های نظامی مرتبی نداشته و لباس‌ها و سلاح‌های گوناگون و زبان‌ها و عادت‌های مختلف و به فرماندهی رؤسای محلی خودشان داخل ارتش شاه می شدند. به گفته هردوت، تاریخ‌نگار یونانی، این قبیل افراد گاهی فاقد زره و کلاه خود و جوشن بودند و سپرهایشان از ترکه‌ی بافته شده بود و نیزه‌هایشان کوتاه بود.
    گزنفون در فصل چهارم کتاب خود موسوم به « اکونومیکز » در این باب این طور می‌نویسد: شاه پارس اهمیت فوق العاده‌ایی به سپاه می‌دهد. بدین معنی که به والیان هر ایالت یا مردمی که خراج می‌دهند امر کرده است که عده‌ایی سوار و تیرانداز وفلاخن دار نگاه دارند و به آنان به خصوص گوشزد کرده که تهیه‌ی این قوا برای حفظ امنیت و دفاع در مقابل دشمن متجاوز تا چه اندازه لازم و ضروری است.
    وی ادامه می‌دهد: شاه سوای قوای مزبور، پادگان‌هایی در قلعه‌ها دارد و این قوای مختلف و سپاهیان اجیر را که باید به طور کامل مسلح باشند. شاه همه ساله سان می‌بیند. در موقع سان غیر از پادگان قلعه‌ها که همیشه باید سر پست خود حاضر باشند قسمتهایی هم در میدانی که برای سان معین شده جمع می شوند، واحدهایی که نزدیک مقر شاه هستند از برابر فرستادگان مخصوص شاه می گذرند. در قسمت‌هایی که از حیث اسلحه و وسایل وبه خصوص اسب‌ها مرتب باشند به سر کردگانشان درجه و امتیاز می دهند و برعکس به سرکردگانی که قسمت آنان نامرتب و بد باشد، کیفری سخت مقرر می شود و بیش‌تر این اشخاص را از کار برکنار می‌کنند و کسان دیگری را به جای آنان می گمارند.
    بر اساس روایت هردوت و سایر مورخان، این گروه‌های مختلف لشکری هر کدام پرچمی مخصوص به خود داشته‌اند ولی چگونگی این پرچم‌ها را شرح نداده‌اند و بیشتردرباره‌ی پرچم فرماندهی سخن رانده‌اند که چنان که ذکر شد به شکل عقاب طلایی با بال‌های افراشته بر بالای چوب بلندی نصب می کردند یا روی گردونه شاهی می افراشتند.

    لباس و تدارکات
    از نوشته های مورخین یونانی بر می آید که لباس‌های افراد نظامی مختلف و در هر یک از ملت‌ها و طایفه‌های تابع ایران به شکل لباس معمول همان ملت یا طایفه بوده است و به طور عموم عبارت از یک قبای دراز که تا پایین زانو می‌رسیده و روی آن کمربند یا شالی بسته می شده و شلوار که تا ساق پاها را می پوشانیده است. کلاه افراد به طور معمول از نمد مالیده و محکم و به شکل گرد (پارسی‌ها) یا چند ترک (مادی‌ها) یا دراز و نوک تیز ( سکاها ) بوده است.
    در حمله به دشمن نواختن کرنا و سرنا معمول بوده و هنگام هجوم تمام افراد با هم هرای می کشیدند. بنابر آن چه که هردوت از اردو کشی خشایارشا به یونان تعریف می کند t علاوه بر آذوقه و علیق چند روزه که در بنه ‌های جنگی با عده‌ها همراه بود، در طول راه تشکیل مراکز تدارکاتی و تهیه انبارهای آذوقه و علیق و همچنین ساختن جاده‌های نظامی و پل‌های موقتی و قایقی روی رودخانه‌ها و نیز ریختن درخت‌های جنگل برای باز کردن راه عبور قشون متداول بوده است.
    بنابراین، عملیات مربوط به « رکن چهارم » در آن دوره با حسن وجوه انجام می یافته چنان که اردوکشی خشایارشا را به یونان بعدها به خصوص از لحاظ امور مربوطه به رکن چهارم مورد مطالعه و تحقیق قرار داده‌اند. به طور کلی مورخین و فرماندهانی که از روی گفته‌های هردوت پیرامون این قضیه تحقیق و تعمق کرده اند، اردوکشی خشایارشا را به یونان از وقایع مهم تاریخ به شمار آورده‌اند و همه بر این عقیده هستند که از لحاظ استراتژی از عملیات نظامی برجسته و بی نظیر عهد قدیم است.

    خبررسانى و ارتباط
    از کارهای دیگر دوران پادشاهان هخامنشی که از نظر نظامی شایان اهمیت است، یکی ساختن جاده‌ها برای برقراری ارتباط بین ایالت‌ها و مرکز و بین خود آن‌ها و همچنین برای سهولت نقل و انتقال نیروهای نظامی از پادگان‌های مختلف به جبهه جنگ است که اغلب مورخان یونانی به خصوص هردوت از خوبی این جاده‌ها تعریف می‌کنند.
    دیگری ایجاد وسایل خبررسانی از جمله چاپارخانه‌های متعدد شامل تعداد زیادی از اسب‌های بادپا و چابک ‌سواران زبردست بود که احکام‌ و فرمان‌های نظامی را به سرعت و دست به دست به مقصد می‌رساندند. پیک‌های شاهی در راه‌های بزرگ هر ساعت اسبی را که تاخته بودند،‌ با اسب‌های تازه نفس عوض می‌کردند و به این ترتیب، پیام‌ها را با شتابی خارق‌العاده از جایی به جای دیگر می‌رسانیدند.
    هرودوت درباره‌ سرعت حرکت چاپارهای هخامنشی چنین روایت می کند: «هیچ جنبنده‌ایی را نمی توان فرض نمود که چالاک‌تر و سریع‌تر از این چاپارها طی طریق بنماید.»
    در زمان هخامنشیان روی خطوط ارتفاعی که چشم اندازی به یکدیگر داشته چهارطاقی‌ها و برج‌هایی می‌ساختند که اخبار و فرمان‌های فوری را با روشن کردن آتش روی آن‌ها با نشانه‌های مخصوص به یکدیگر مخابره می کردند. چنان که هردوت در چند مورد به مخابره با آتش اشاره
    می کند، از جمله به مخابره خبر فتح آتن از طریق جزیره‌های سیکلاد به سارد.
    امروز هم در بعضی نقاط ایران و بیشتر در نواحی جنوب، خرابه های این چهارطاقی ها و برجها که به نظر می‌رسد برای مخابره با آتش بوده، روی ارتفاعات موجود و نمایان است.

    بازرسان شاه
    از جانب پادشاهان هخامنشی برای هر ایالتی دو نفر بازرس معین شده بود که از بین اشخاص اصیل و مجرب و مورد اعتماد انتخاب می شدند و به منزله چشم و گوش شاه بودند و کلیه مشاهده‌های خود را درباره‌ی وضع مأمورین کشوری و لشکری به وسیله چاپار مخصوص و به طور مستقیم برای شاه می فرستادند. وجود همین اشخاص بود که مانع می شد در جریان کارهای لشکری و کشوری کمتر انحرافاتی رخ بدهد و این بازرسان همراه خود قوه اجرایی نیز داشتند.

    انضباط
    راجع به انضباط ارتش در دوره‌ی هخامنشی نهایت مراقبت و سخت‌گیری به عمل می‌آمد، مجازات‌هایی که برای جرم‌های نظامی بخصوص خیانت به شاه و مملکت وضع شده بود به شدت اجرا می شد. در عین حال نسبت به عملیات قضات نیز توجه خاصی داشتند و هر قاضی که بر خلاف عدالت حکم می داد. تحت تعقیب قرار می گرفت. به همین جهت مطابق روایات پلوتارک و دیودور قضات از بین رؤسای خانواده‌های درجه اول که در پارس همیشه مورد احترام و ملاحظه بودند، انتخاب می شدند و حتی در شورای نظامی هم از وجود ایشان استفاده می گردید.

    از توصیفات سپاهیان و ارتش که در دوره هخامنشی بگذریم، آنچه در تاریخ جنگ‌های هخامنشی و در طول تاریخ ایران شاخص و مایه مباهات هر ایرانی است،‌ روح فتوتی است که در میان سپاهیان ایران بود و نمود اعلای آن را در شخصیت کورش کبیر می‌توان یافت. ایرانیان به هر دشمنی که پناه و زنهار می‌خواست، روی خوش نشان می‌دادند و معمولا تقاضایش را می‌پذیرفتند و با زندانیان با محبت رفتار می‌کردند. با نجبا و شاهان اسیر شده رفتاری شایسته آنان در پیش می‌گرفتند.
    کورش همه شاهانی را که از وی شکست می‌خوردند،‌ تکریم می‌کرد و به آنان زمین و ملک یا حتی حکومت ناحیه‌ای را می‌بخشید تا در آسایش زندگی کنند. جوانمردی وی چنان بود که دشمنان سرسختش تبدیل به دوستانی وفادار و دلسوز شدند. نمونه بارز این شاهان می‌توان به کرزوس، شاه لیدی، اشاره کرد. روحیه‌ای که در تاریخ ایران تداوم پیدا کرد و در قالب چهره‌های پهلوانی و پس از اسلام، عیاری، بارها و بارها ظهور کرد.

    منابع:
    ۱- شاپور شهبازی، علیرضا؛«ارتش در ایران باستان»، مجله باستان‌شناسی و تاریخ،‌ ش۲۰، س دهم،‌ بهار و تابستان۱۳۷۵،‌ صص ۲۲- ۲۸.

    ۲- کخ،‌ هایدماری؛ از زبان داریوش ،‌ ترجمه پرویز رجبی،‌ چاپ سوم، تهران: کارنگ، ۱۳۷۷.

    ۳- مکنزی،‌ دیوید نیل؛ فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
    ۴- جمعی از نویسندگان به سرپرستی حکمت ؛ علی اصغر ؛ ایرانشهر ؛ یونسکو

  8. پانته آ می گوید

    سلام،
    متأسفانه من عکس های این مطلب را نمیتوانم مشاهده کنم.

  9. ارش می گوید

    دوستان من شنیدم می خوان ارامگاه پیروز نهاوندی رو که تو شهر کاشانه خراب کنن. راس راسی می خوان این کارو بکنن؟؟!!

  10. mostafa می گوید

    mikonan

  11. mostafa می گوید

    baba dametoon gharm hame parsie sare type nmikonan

  12. فرزند وطن می گوید

    درود و ستایش بر شما عزیزان ….به ادیان دیگر احترام بذارید!!
    من عاشق ایران و تمدنش هستم زنده باد ایران و ایرانی!!
    اما دینم اسلامه و مذهبم تشیع و خیلی هم دوسش دارم

    1. ارش می گوید

      اینجا هیچکس به هیچ دینی بی احترامی نمیکند فقط بحث ما درباره ی حمله ی اعراب سوسمار خور هست که می توان گفت که بزرگترین حمله به ایران در طول تاریخ بوده است که بیشترین تاثیر را بر جای گذاشت و همچنین حمله تازی ها ایران را نزدیک به هزار سال از جهان انروز عقب انداخت!
      و جالب اینکه هنوزم هستند کسانی که حمله تازی ها را حق ایرانیان میدانند و حتی فکر میکنند که ایرانی ها اتش پرست بودند!!!!!!!!!!
      در حالی که تنها سرزمینی که یکتا پرست بوده و هیچ گونه شرک و بت پرستی در ان نبوده ایران است!

      1. فرزند وطن می گوید

        دوست عزیز آقا آرش …یه نگاه کامل به نظرات بالا و نظراتی که در مورد زندگی جنسی پادشاهان هخامنشی هست بکن ببین چقد به مقام و منزلت پیامبر (ص)توهین شده….
        منم خودم میگم هیچ قومی اندازه عرب به ایران و ایرانی ظلم وستم نکرد …قوم مغول اومد و تحت تاثیر فرهنگ ایرانی قرارگرفت و متحول شد هرچند اونا هم وحشی بودند و خیلی خرابی ها به بار آوردند اما قوم عرب…………………..!!!!
        منظور من پیامبران و معصومین بودند وگرنه من خودم به این نکته واقفم که فرمودی…………..بازم ممنوم داداش …به امید روزی که همه برای ایران و با نام ایران فریاد خروش و اعتراض سر دهیم!!!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.