تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان
سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل میدادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیادهنظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدانها، سوارهنظام سنگیناسلحه و نیروهای احضار شده از دهها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورشهای داخلی و اجرای عملیاتهای نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.
نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری
ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارسها و مادها تشکیل میدادند. این انحصار قومی در ردههای بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب میشد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالتها یا ساتراپیها پایهگذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.
تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث میشد ارتش ایران بتواند در جبهههای گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سوارهنظامهای شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا میکردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته میشدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیادهنظام بودند، ترکیب تاکتیکی بینظیری را ایجاد میکردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیتهای مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشاندهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیادهنظام بومی رخ داد.
مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکهای از راههای شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابهجایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم میکرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراسانگیزی به ارتش ایران میبخشید و مانع از شکلگیری شورشهای منطقهای متعددی میشد.
دستهبندی و یگانهای اصلی ارتش هخامنشی
سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم دهدهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز میشد که تحت فرمان یک «دهبد» قرار داشتند. ده واحدِ دهنفره، یک گروه صد نفره را تشکیل میدادند و این ساختار تا ایجاد یگانهای هزار نفری و ده هزار نفری ادامه مییافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه میداد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.
پیادهنظام: سپارابارا و کمانداران
بخش عمدهای از پیادهنظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل میدادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیلشکلی از جنس حصیر بافته شده حمل میکردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد میکرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار میگرفتند که میتوانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تنبهتن بود.
با این وجود، نیروهای پیادهنظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفهای استانها تامین میشدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیادهنظام سنگیناسلحه یونانی (هوپلیتها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکسهای زرهپوش یونانی همیشه کارآمد نیست.
سوارهنظام و ارابههای جنگی
سوارهنظام، نیروی ضربتی و تعیینکننده ارتش هخامنشی محسوب میشد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بینظیری داشتند. اسبهای نیسایی که در دشتهای ماد پرورش مییافتند، به قدری قدرتمند بودند که میتوانستند وزن سواران زرهپوش را در مسافتهای طولانی تحمل کنند. سوارهنظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آنها را در هم بشکند.
علاوه بر سوارهنظام، ارتش ایران از ارابههای داسدار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده میکرد. این ارابهها که به تیغههای بران در محور چرخها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیادهنظام دشمن میتاختند تا آرایش آنها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیادهنظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابهها در نبردهایی با زمینهای ناهموار محدود میشد، اما حضور آنها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم میگشت.
گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی
در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوقحرفهای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافتهاند. دلیل این نامگذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت میماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار میشد، بلافاصله سرباز آمادهی دیگری جایگزین او میگشت تا هیچگاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.
ورود به گارد جاویدان تنها برای اشرافزادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سختترین آموزشهای نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکانپذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخهای پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل میکردند و تنها زمانی وارد میدان میشدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آنها شامل نیزههایی با انتهای سیبشکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آنها را در سلسلهمراتب ارتش مشخص میکرد.
تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان
تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زرههای سنگین و یکپارچه برنزی در ارتشهای غربی، ایرانیان از زرههای فلسدار (Scale armor) استفاده میکردند. این زرهها از صفحات کوچک فلزی ساخته میشدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچهای دوخته میشدند و ضمن ارائه حفاظت قابلقبول، انعطافپذیری و آزادی عمل فوقالعادهای به سرباز میبخشیدند.
| نام سلاح / ابزار | توضیحات و کاربرد نظامی | جنس و ساختار |
|---|---|---|
| آکیناکه (Akinakes) | خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تنبهتن و درگیریهای نزدیک در خط مقدم استفاده میشد. | آهن یا برنز با غلافهای چوبی مزین به طلا (برای اشراف) |
| اسپارا (Spara) | سپر مستطیلشکل و سبک که توسط پیادهنظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل میشد. | ترکیب چرم ضخیم و بافتهای تریکهای یا حصیری |
| کمان پارسی | کمانهای قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیادهنظام ایران به شمار میرفت. | چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب) |
| دوری (Dory) / نیزه بلند | نیزههای استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. | چوب زبانگنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقرهای |
لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستیندار با رنگهای روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوشهای چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» میگذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید میتوانست بخشهایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم میکرد اما در جنگهای تنبهتن سنگین یک نقطه ضعف محسوب میشد.
سربازان هخامنشی چگونه آموزش میدیدند؟
آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز میشد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشتههای مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسبسواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راستگویی بود. این جوانان در اردوگاههای نظامی سختگیرانه زندگی میکردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانههای خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را میآموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سختترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.
حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟
بر اساس گلنبشتههای کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت میکردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالیرتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیرههای بسیار غنیتر، پاداشهای نقدی به شکل سکههای دریک طلای هخامنشی و همچنین زمینهای کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانیمدت دریافت میکردند.
چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زرههای سنگین پیادهنظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیادهنظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت میکردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل میدادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساختهای نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارتهای جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

تاکتیکهای جنگی و استراتژیهای نظامی در میدان نبرد
دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیادهنظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین میکاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل میکردند. سپس دهها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن میریختند. این رگبار بیوقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین میبرد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد میکرد.
پس از تضعیف خطوط دشمن، سوارهنظام سنگین و ارابههای داسدار هخامنشی وارد عمل میشدند. ماموریت آنها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آنها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سوارهنظام کوبندهی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار میشد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سوارهنظام قابلیت مانور خود را از دست میداد.
منابع
- Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
- Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
- Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
- Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
- Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.
سؤالات متداول
مهمترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟
کمان پارسی اصلیترین و استراتژیکترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکههای دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.
تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده میشدند؟
تعداد آنها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نامگذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزشدیده دیگری جایگزین میشد تا عدد دههزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.
سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟
بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارسها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از دهها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختریها، مصریها، بابلیها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.
چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانیها دچار مشکل شد؟
ضعف زره پیادهنظام ایرانی نسبت به زرههای برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیتها) و عدم قابلیت مانور سوارهنظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستانهای یونان، از دلایل اصلی چالشهای ارتش هخامنشی در این نبردها بود.
آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقشهای بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب میشوند.
در هیچ ملتی تازمانی که آزادی نباشد پیشرفتی صورت نمی گیرد
بجا گفته اید؛ تکمیل می کنیم : و در هیچ ملتی نیز، تا هنگامی که آزادی قربانی استقلال گردد، پیشرفتی صورت نمی گیرد.
اِمروز ما گرفتار و قربانی استقلال شده ایم.
افسوس در این است کشور ما کشوری است که ببه عنوان اولین کشور آزادی داشته و به همه ی ادیان احترام می گذاشته است.
دم هرچی بختیاری و لر اصیل که تنها قومی هستند که از نظر ادبیات و نژاد پاک مانده اند گرم
masoud پاسخ در تاریخ Today ۲:۵۷ ب.ظ (۲ seconds ago):
bache ha salam.aval biain iad begirim ta be har kasai az har nejadi ehteram bezarim.2/biain ta zamani ke motalaate kafi nadarim sohbat nakonim va faghat goosh bedim.3be moshtarakate farhangimun esme motafavet nadim.
hala nasihat base biain bahse tarikhi bokonim;dar nabard ba esparta ha khashaiar shah az 1000ia1200farvand keshty estefade mikard[hervoet]har farvand hamele 800ia 1000 nafar sarbaz bude[iani hodude iek milion nafar,tavajoh konid ke in tedad niruie dariaiy emruze moadele 100 lashkare zerehi ast] va hamchenin hodude1700000 nafar sarbaz dar niruie zamini albate be joz10000 komando ie ke ozve garde javidane shah budand va11 sal doreie nezami dide budand.in lashkare azim va ta dandan mosalah taha dar barabare 7300 ionani gharar gerefte budand on ham dar gozargahi arze 15 metr. hal biain bebinim aghl chi mige???????????????????
dovom iranian be ellete hamle advate sangine nezami motahammele khesarae bishtar shodand nahich chize digar3nabarde anha 7 mah be tul anjamid4biain ghabul konim ke khashaiar zemn lojestike bartare nezami shahe danaiy nabude zira shahan baad az on ba tahrim eghtesadi va jam avarie tala az ionan movafagh be tazife on shodand5inke hanoz 45darsade tarikh danan motaghedand eskandare moghani ke iek do rage ie irani bud selseleie hakhamaneshi ro shekast dad na eskandare maghduni ke dar avaln jang koshte shod on farzande iek tabidi az nejade part bud6chera hamatun faghat be in 224sale hakhamaneshi gir dadin va az 5000 sale ghablesh cheshm pushi mikonid?dar hali ke kam az hakhamaneshian nabudand makhsusan az nazare tolide elm.
dar paian az tavajohetn tashakor mikonam va shoma ro aiandeie sarshar az azadie ahoraiy davat mikonam.zemnan be khatere in ke fingilish neveshtam ozr mikham
hargez zanu nakhaham zad hatta agar saghfe aseman kutah tar az ghamatam shavad”korosh kabir”
[پاسخ]
خسته نباشید! عجب بحث طولانی شد. من هم یه توضیح طولانی مینویسم امیدوارم خستتون نکنه. یه کم حمسه قاطیش میکنم که اگر بی مزه بود ببخشید. اما اصالت تاریخی مطلب رو به هیچ وجه دست نمیزنم.
سوال اولش یه چیز بود اما طبق عادت ایرانی(های جدید) از قسمت اصلی منحرف شد.
فقط برای اینکه رجوعی به سوال ابتدای کار کرده باشم، باید بگم همواره بخشی از ناریخ با اغراق و غرض ورزی و امثال اینها مخلوط شده که گاهی قابل تفکیک هم نیست. فقط برخی کتابها به خوبی به این مطلب اشاره میکنن و دید واقع بینانهتری دارن.
من بیشتر سعی کردم درباره مسایل نظامی مطالعه کنم(الان اونقدر از خط اصلیم دور شدم که رسیدم به ناپلئون D:).
من هم بدم نمیاد یه کم تو تاریخ دست ببرم و بگم هن اسکندر، هندیجان(غرب ایران) بوده نه هند کنونی.{یکی نمیگه اسکندر عقل نداشت به جای جواهرات هند بره یه شهر کوچک رو تصرف کنه؟! کاشکی عقل نداشت یا شایدم داشت که سرزمین های زیادی رو فتح کرد}
مطلب اول، هدف نبرد میان ایرانیان و روم، یونان و … همواره مورد شک بوده(مخصوصا ساسانیان و روم شرقی) و نفعی برای انها نداشته جز تضعیف و هزینه های سنگین که گاهی(برای مثال روم) منجر به نابودی تدریجی هر دو شده.
مطلب دوم، در مورد تعداد سربازان و تجهیزات که امروزه بسیار مطرحه نه در گذشته. در جنگهایی که میان ایران و دیگر ملتها رخ میداده، تا جایی که امکان حمل فیل داشتن از فیلهایی با زره سنگین و کمانداران زبر دستی استفاده میکردن که مرگ رو برای دشمن به ارمغان میاوردن و راهی جز رم دادن فیلها از میدان جنگ وجود نداشته(حتما فیلم فیلهای وحشی رو که در هند بر اثر بدرفتاری یه آدم رو دارن زیر پاشون له میکنن دیدید). بعدها ایرانیان از توپ روی فیل و نوعی توپ بسیار کوچک روی شتر استفاده میکردن(خیلی دوست دارم بدونم چطور حیوان رو تعلیم میدادن که خودش نترسه اما دشمن رو بترسونه).
نکته ی دیگه سبک مبارزه ی ایرانیان بوده که همیشه مبتنی بر حرکت مداوم سوارکارن و زد و خورد سواره نظام سبک کمان دار و نیزه دار بوده.
تصور کنید که مدافع هستید و از فاصله ۲۰۰متری داره روی سر دسته ی شما داره تیر میباره، نزدیک تر که میشن رو صف اول مدافعین نیزه میباره، صف اول از هم پاشیده رو دارید احیا میکنید که فرمانده ی ایرانی با گرز سعی داره که جمجمه ی شما رو خرد کنه. چی کار میکنید؟ آیا فرار به صفوف آماده ی عقبی گزینه مناسبی نیست؟
یادتون باشه رفتید بجنگید، نرفتید بمیرید!
تیر یعنی هزینه برای ارتش، الکی کسی تو جنگ تیر نمیزنه چون اصلا به جایی نمیخوره! باید بدونید تیرت انقدر خوب به نشانه میشینه که طرف رو میکشه وگرنه کاری بیهودست
(تیرهای ایرانیان و ژاپنی ها و آمازون ها که نام قبیله ای در مناطق خارج از شمال ایران بودن از کمانشون، فقط و فقط برای کشتن شخصی خاص خارج میشده و از این فیلما که یارو مثل دوش تیر میره خیلی خنده داره. در این میان مغولها استثنا هستند و ژاپنی ها در جنگ با اونها واقعا مشکل پیدا کردن. چون یه تیر به مغوله میزدن و مغوله صدتا تیر جواب میداده. بدبخت سامورایی! هرچند درمورد خوب بودن سامورایی شکه، ولی مغوله خیلی ……سانسور کردم فحشا رو)
حالا شما سازماندهی کردید صفوف از دست رفته رو و میخواید حال فرمانده ی ایرانی رو که در تیر رس کماندارتونه بگیرید، خب سواره نظام سبکی که پیشتر رو سرتون تیر میریخت به دلیل اینکه تقریبا هیچ زرهی به تن نداشت سروع میکنی با یک سری حرکات دایره ای خاک به پا کردن تا دید شما رو مختل کنه و فرمانده فرار کنه یا با تیرباران دسته ی کماندار اونها رو که نزدیک یک سری سپر مستقر کردید سر جاشون بشونه. و فرمانده به میانه ی سپاه سعی میکنه برگرده.
حالا سواره نظام سنگین که در دوره ای به کاتافراکت و سربازانی رایج تبدیل شدن به نیزه ی بلند برای کشتن خط دوم شما حجوم میارن و پس از درهم ریختن صف و دسته با شمشیر حمله ور میشن.
تا الان هم پیاده نظامتون خودش رو بهدون اینکه در معرض تیرباران شدید دشمن قرار بده خودش رو رسونده، نیزه دارها به سواره حمله میکنن و گرز به دستها به پیاده نظام(گرز به خوبی زره رو از هم میدریده و علیرغم کوتاه بودن، انواع و اقسام مفیدی برای حالات نحاجمی و دفاعی داشته. صلاح اولبه انسانها که در طی قرنها ارتقا داده شده و به صلاحی مخرب مبدل شده.
و بسیاری نکات مهم دیگه: برای مثال فکر کنید فلانی خواسته با ده هزار نفر به منطقه ای حمله کنه. خوب اینا آب نمیخوان غذا نمیخورن، حقوق نمیگیرن؟! میدونید روزانه یک وعده غذا دادن به اینها چه هزینه ای داره. اصلا چند راس چهارپا و … لازمه
بله دوستان در این ارقام گاهی اغراق شده و شمار سربازان دستکاری شده. مخصوصا تاریخ نگاران یونانی که به وضوح در مواردی دستکاری های پلیدی در تاریخ انجام دادن.
درنهایت کسی که میتونست تاکتیکهای ایرانیان رو خنثی کنه در جنگ بر اونها چیره میشده. بالاخره هر ارتشی یکروز شکست رو متحمل میشه. چه بسا این شکست هم جزیی از تاکتیک باشه یا مسایل سیاسی یا فساد اداری و کوتاهی و ….در اون دخیل بشه
انچنان که در کتاب دو قرن سکوت میخونیم فساد درمیان درباریان و ارتش منجر به تضعیف حکومت و خرد شدن ان با ضربات نه چندان محکم همسایگان میشه. این ضربه رو هر کسی میتونست بزنه که در آخر کسانی زدن که خودتون بهتر از من میدونید چه کسانی هستن
ببخشید اینقدر طولانی شد و سرتون رو درد اوردم. خیلی بیشتر جا داشت روی مطلب کار کنم. اما گذری به این سایت رسیدم.
در آخر امیدوارم ایرانی باشید! نه از این ایرانیهای تقلبی که هر روز تو کوچه و خیابانهای شهر میبینم، دارن دروغ تحویل هم میدن و از هم دزدی میکنن و …
من از نزدیک بیشترآثارباستانی ایران رو دیدم واقعامتاسف شدم حیف زحمت هزاران ساله درعرض چندسال ازبین میره.
آیا موردی شبیه روزه داری مسلمانان در دین زرتشتیان وجود دارد؟
آ یا کسی در مورد آیین های خاص ومراسم زرتشتیان اطلاعی دارد؟
فهمیدم فیروز نهاوندی کیه نمیخواد به خودتون زحمت بدین که بگین کیه………… به هر حال……. کارش اون دنیا ردیف باشه که عمر رو کشته……… واقعا راسته انی جان می خواهن مقبره شو خراب کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فیروز نهاوندی قاتل عمر هست دیگه. در مورد مقبرش خرابی ندارم.
توهین و ناسزا، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد و شایسته نیست.
چنین اَمری را پیشنهاد کردن باعث خوشحالی نیست.
کلا عربا آدم بشو نیستند
الانو میگم
اگه بزنی تو سرشون میشن فلسطین و بحرین و کمک میخوان
اگه بهشون رو بدی میشن عربستان و عراق و … و به خودشون اجازه آتش زدن پرچم ایران رو میدن و جرات کر کری خوندن برای ایران رو پیدا میکنن
البته همش اشتباه خودمونه
اگه آمریکا رو ول میکردیم و دهن این عربا رو آسفالت میکردیم دیگه جرات قدقد کردن نداشتند
انی جان ………. میشه به من بگی فیروز نهاوندی کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور مگه ؟
یعنی چی چطور مگه؟؟؟!!!!!!!!
دوستان……… این فیروز نهاوندی کیه که شما این همه بهش گیر دادین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خانم ها و آقایان………………… من ازتون خواهش دارم که به همدیگر توهین نکنید……… این کار شخصیت خودتون رو پایین میاره…………………. این بدانید که شما وانمود میکنید ایرانی هستین و آیین زرتشت رو دوست میدارید اما در حقیقت شما ایرانی نیستید زیرا پندارتان، گفتارتان و کردارتان نیک نیست…….. خطاب به کسانی که به همدیگر توهین میکنند…………
زنده باد ایرانی سرفراز
وزنده باد کوروش وسربازانش