تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان
سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل میدادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیادهنظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدانها، سوارهنظام سنگیناسلحه و نیروهای احضار شده از دهها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورشهای داخلی و اجرای عملیاتهای نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.
نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری
ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارسها و مادها تشکیل میدادند. این انحصار قومی در ردههای بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب میشد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالتها یا ساتراپیها پایهگذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.
تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث میشد ارتش ایران بتواند در جبهههای گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سوارهنظامهای شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا میکردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته میشدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیادهنظام بودند، ترکیب تاکتیکی بینظیری را ایجاد میکردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیتهای مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشاندهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیادهنظام بومی رخ داد.
مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکهای از راههای شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابهجایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم میکرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراسانگیزی به ارتش ایران میبخشید و مانع از شکلگیری شورشهای منطقهای متعددی میشد.
دستهبندی و یگانهای اصلی ارتش هخامنشی
سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم دهدهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز میشد که تحت فرمان یک «دهبد» قرار داشتند. ده واحدِ دهنفره، یک گروه صد نفره را تشکیل میدادند و این ساختار تا ایجاد یگانهای هزار نفری و ده هزار نفری ادامه مییافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه میداد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.
پیادهنظام: سپارابارا و کمانداران
بخش عمدهای از پیادهنظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل میدادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیلشکلی از جنس حصیر بافته شده حمل میکردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد میکرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار میگرفتند که میتوانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تنبهتن بود.
با این وجود، نیروهای پیادهنظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفهای استانها تامین میشدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیادهنظام سنگیناسلحه یونانی (هوپلیتها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکسهای زرهپوش یونانی همیشه کارآمد نیست.
سوارهنظام و ارابههای جنگی
سوارهنظام، نیروی ضربتی و تعیینکننده ارتش هخامنشی محسوب میشد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بینظیری داشتند. اسبهای نیسایی که در دشتهای ماد پرورش مییافتند، به قدری قدرتمند بودند که میتوانستند وزن سواران زرهپوش را در مسافتهای طولانی تحمل کنند. سوارهنظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آنها را در هم بشکند.
علاوه بر سوارهنظام، ارتش ایران از ارابههای داسدار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده میکرد. این ارابهها که به تیغههای بران در محور چرخها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیادهنظام دشمن میتاختند تا آرایش آنها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیادهنظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابهها در نبردهایی با زمینهای ناهموار محدود میشد، اما حضور آنها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم میگشت.
گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی
در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوقحرفهای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافتهاند. دلیل این نامگذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت میماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار میشد، بلافاصله سرباز آمادهی دیگری جایگزین او میگشت تا هیچگاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.
ورود به گارد جاویدان تنها برای اشرافزادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سختترین آموزشهای نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکانپذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخهای پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل میکردند و تنها زمانی وارد میدان میشدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آنها شامل نیزههایی با انتهای سیبشکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آنها را در سلسلهمراتب ارتش مشخص میکرد.
تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان
تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زرههای سنگین و یکپارچه برنزی در ارتشهای غربی، ایرانیان از زرههای فلسدار (Scale armor) استفاده میکردند. این زرهها از صفحات کوچک فلزی ساخته میشدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچهای دوخته میشدند و ضمن ارائه حفاظت قابلقبول، انعطافپذیری و آزادی عمل فوقالعادهای به سرباز میبخشیدند.
| نام سلاح / ابزار | توضیحات و کاربرد نظامی | جنس و ساختار |
|---|---|---|
| آکیناکه (Akinakes) | خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تنبهتن و درگیریهای نزدیک در خط مقدم استفاده میشد. | آهن یا برنز با غلافهای چوبی مزین به طلا (برای اشراف) |
| اسپارا (Spara) | سپر مستطیلشکل و سبک که توسط پیادهنظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل میشد. | ترکیب چرم ضخیم و بافتهای تریکهای یا حصیری |
| کمان پارسی | کمانهای قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیادهنظام ایران به شمار میرفت. | چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب) |
| دوری (Dory) / نیزه بلند | نیزههای استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. | چوب زبانگنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقرهای |
لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستیندار با رنگهای روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوشهای چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» میگذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید میتوانست بخشهایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم میکرد اما در جنگهای تنبهتن سنگین یک نقطه ضعف محسوب میشد.
سربازان هخامنشی چگونه آموزش میدیدند؟
آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز میشد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشتههای مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسبسواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راستگویی بود. این جوانان در اردوگاههای نظامی سختگیرانه زندگی میکردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانههای خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را میآموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سختترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.
حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟
بر اساس گلنبشتههای کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت میکردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالیرتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیرههای بسیار غنیتر، پاداشهای نقدی به شکل سکههای دریک طلای هخامنشی و همچنین زمینهای کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانیمدت دریافت میکردند.
چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زرههای سنگین پیادهنظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیادهنظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت میکردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل میدادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساختهای نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارتهای جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

تاکتیکهای جنگی و استراتژیهای نظامی در میدان نبرد
دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیادهنظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین میکاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل میکردند. سپس دهها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن میریختند. این رگبار بیوقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین میبرد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد میکرد.
پس از تضعیف خطوط دشمن، سوارهنظام سنگین و ارابههای داسدار هخامنشی وارد عمل میشدند. ماموریت آنها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آنها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سوارهنظام کوبندهی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار میشد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سوارهنظام قابلیت مانور خود را از دست میداد.
منابع
- Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
- Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
- Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
- Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
- Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.
سؤالات متداول
مهمترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟
کمان پارسی اصلیترین و استراتژیکترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکههای دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.
تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده میشدند؟
تعداد آنها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نامگذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزشدیده دیگری جایگزین میشد تا عدد دههزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.
سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟
بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارسها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از دهها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختریها، مصریها، بابلیها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.
چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانیها دچار مشکل شد؟
ضعف زره پیادهنظام ایرانی نسبت به زرههای برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیتها) و عدم قابلیت مانور سوارهنظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستانهای یونان، از دلایل اصلی چالشهای ارتش هخامنشی در این نبردها بود.
آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقشهای بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب میشوند.
دوستان همنطور که میدونید گستر امپراطوری ایرانیان قبل از شکست از اسکند چقدر عضیم بود این خود گواه بر قدرت و عظمت ایرانیان داشته و دارد و اینرا کسی انکار نمی کند.ایران در جنگهای متعددی نه تنها بر یونانیان بر سایر حکومتهای آنزمان هم پیشی گرفته بود و دارای امپراطوری عظیمی بوده در حالی که نه یو نان کمتر حکمومت و تمدنی در آنزمان اینقدر عظیم بوده از نظر پیشرفت نیز ایرانیان خیلی جلوتر از همه حکومتهای آنزمان بودند. واقعا جای تاسف داره که تاریخ ما را کسایی نوشته اند (هردت)یاتحریف کرده اند که ما به حرفهای آنهابه ناچار استناد میکنم و در مورد شان صحبت میکنیم.بسیاری از اندیشمندان که به مطالعه وکنکاش در مورد نوشته های تاریخی آنزمان پر داخته اند که توسط (هردت)نوشته شده نه همه اما خیلی هاش نه در مورد ایران در مورد سایر حکومتها اغراق آمیز بوده (نه نمی گم دورغ شاید اشتباه کنم)ولی یکی از دوستان هم اشاره کرد آنها بعد از جنگ ماراتن با ایران چه کردند………آنها باورشان نمی شده که ایرانیان را شکست داده باشند……….نه ایران حکومتهای زیادی در طول تاریخ به دلایل متعددی دچار شکست بوده (ضعف پادشاه سرداران نا لایق.افراد دست نشاده غافلگیری و هزاران دلیل دیگر)…. این دلیلی بر عظیم نبودن ایرانیان نیست…اصلا در طول تاریخ…نمی دونم به چه دلیل چه بدو ورود اسکند و بعد از آن از ایران باستان کسی پاسداری ننموده همه دست به نابودیش زدن هریک به نوع که چیزی از آن نماند وسعی در شناساندن واقعیاتهای آنزمان وحتی سعی در بدست آورد اطلا عات ومستندات بیشتر که به ما در مورد شناخت نیاکانمان کمک کند کمر همت نبسته …………..حتی الان بد از نیاکانمان یاد میشود …به دلایل احمقنه ایی در محل های باستانی سد میسازند و هنوز مناطقی که کاوش نشدهاند را به زیر آب و ورطه نا بودی میکشا نند و……..کلا در طول تارخ به تاریخمان بد کرده اند ۱۰۰هزاران کتاب راجب این دوران ۳۰ساله نوشته اند اما دریخ از چند کتاب که حقیقتی جدید را به ایرانیا نشان دهد از گذشته شان برگیجدید را ورق بزند اگر میخواستم در این مورد بنویسم شاید هزاران صفحه هم کم بود………ولی از چیزهایی گفتم که خودتان قضاوت کنید نه کسایی که آنرا تحریف میکنند…..از نوشته های خودشان کمک گرفتم……..( امپراطوری عظیم ایران خود گواه بر توانمند بودن ایرانیان در آنزمان میباشد یک امپراطور زمانی که رقیبی نداشته چه رسد به کشوری……………..همچون یونان…….. امپراطوری که خود زمانی چه از نظر نظامی فرهنگی اقتصادی قوی بوده خود گواه بر توانا بودنش میباشد اگر جز اینها و فاکتر های مثبت متعددی دیگری نبود نمی توانسته وجود داشته باشد)
البته شاید بعضی جاها هم اشتباه نوشتم امید وارم سایرسن اصلاح کنند. مثال ساده هم بزنم……….برزیل شاید ۲۰ مسابقه بده و چندتاشم ببازه …آیا این دلیل بر اینه که فوتبالش………………. یا حق
عزیزان
تنها دلیل شکست ایران در نبرد ماراتن
و در دریاها از یونانی ها غرور خشایارشاه بود
چون فکر میکرد شکست ناپذیر هست دیگه وقتی رو برای استراتژی حمله نمیگذاشت
و با تمام نیروهاش حمله میکرد
که اشتباه محض بود
با سلام
حضورتون عارضم که تروخدا به این عمر ناسزا نگید
این آقا ،آدم بزرگی بود
به جهان و جهانیان خدمت کرد
به علم خدمت کرد
جان و مال خودش و وقف علم کرد
الان بسیاری از مقیاس های علم فیزیک بکمک حضرت عمر (ص) بیان میشه.
مثلا کسی که ریده باشه از مقیاس کله آن حضرت استفاده می کنه و بزرگی عمل را توصیف می کنه
مثلا من رفتم دستشویی و ریدم به سایز کله عمر یا ۲ کله عمر.
روحش شاد به اندازه کله اش
متاسفانه ایران عزیز ما داره به سمتی پیش میره که تا چندده سال آینده ایران یک کشوری میشه پر از آدمای چند ملیتی… نژادپرست نیستما ولی مث همین افغانیا که ایرانو پر کردن… مث عرب های جاهلی که اسمشونم بوی تعفن میده
ما ایرانی هستیم… آریایی هستیم… این سنتو حفظ کنیمو فقط با قواعد آریایی پیش بریم… مثلا دیگه اسم عربی نذاریم واسه بچه هامون…و………
جان من فدای خاک پاک میهنم
جانم فدای کوروش
یا زرتشت
الان دیگه نژاد ایران اریایی نیست! یه نژادی به وجود امده از (ترک.عرب.اریا)
ایران سرزمینی است که تاریخش و نه مردمش شناخته شدند ونه شناخته می شوند. تاریخش تحریف شد ومردمش خوی عربی پیدا کردند ( ترسو و حزب باد)
راستی میدونین زبان ایران باستان بختیاری بوده؟
من ایرانیم و دین زوری رو قبول ندارم دینی که کشورمو نابود کنه نمیخوام دینی که به ناموسم تجاوز کنه رو نمیخوام اگه اسلام دین برتر بود عربارو ادم میکرد از وقتی اسلام وارد ایران شده جز بدبختی چی داشته؟ درود بر کورش شاه جوانمردی
دورود من بارها همه رو به مطالعه دعوت می کنم و قضاوت رو به خودشون وا می دارم.
نظرت کاملا صحیح انسانهایی که قدرت تحلیل بالاتری دارند تعصب را کنار می گذارند همه ی گفته ها را می شنوند و تحلیل می کنند سپس بهترین را انتخاب می کنند.
آقااین سایت در باره حیوان شناسی نیست ، هرکی میخواد درباره عرب زرزر کنه بره سوسمار بزرگ کنه.
یارو بلال میخوره شب تا صبح اذان میگه.
خجالت هم که نمیکشه
این دین اسلام به جای اینکه اخلاقیات رو به آدما یاد بده چنان ضربه ای به تاریخ وفرهنگ وزبان کشورهایی همچون مصر و ایران و تمدن های میان رودان که البته سومی نسلشون به طور کل منقرض شده زده که مردم این کشورها به شدت عرب پرست بی خرد و نسبت به گزشتشون بی اطلاع شدند ما اگه همین یه دونه فردوسی را نداشتیم رسمن جز جهان عرب بودیم خوش به حال اروپایی ها که ۱۳۰۰ سال پیش گربه رو دم حجله کشتند و از تاریخشون حفاظت کردند ما تمام آگاهیمون از گذشتمون به سنگ نوشته های تخت جمشید که فقط درمورد پادشاهان بوده و کتاب های یونانی که دشمن شماره یک مابودند ختم میشه چیزی که اذیتم میکنه اینکه اسکندر علم و خرد مارو ازمون دزدیدو به نام ملتش ثبت کرد ولی انقدر که این سوسمارخورهای جنوب غرب ایران در ایران لجن پراکنی کرد اسکندر نکرد
افسوس که از هر قومی که به ایران حمله کرد ناخواسته اقوامی پدید آمدند که نه کامل پارس هستند ونه کامل عرب ویا اقوام دیگر….. برای همین در مباحثات وقتی صحبتی از قومی میشه سریع اون قوم شروع به جبهه گیری میکنه. وقتی من میگم ترکهای عثمانی غارت کردندو چپاول .یا غزنویان. یا اعراب یا…. قومی که یه ورش عربه شاکی میشه یا اونی که ترکه ویا…. اما باید قبول کرد وتاریخو نمیشه انکار کرد. در ضمن به نظر بنده اینکه پیامبر کی بوده مهم نیست. چون هموشون اومدند :گفتار نیک” کردار نیک” وپندار نیکو به مردم آموزش بدند. کدوم پیامبری گفته دزدی. هیزی. غارت مال مردم. افترا. حسد. زنا.و……. کار خوبیه؟ چرا ادیان رو زیر سوال میبریم. ؟ واز اطلاعات دوستان نیز متشکرم. من تحریک شدم که اطلاعاتمو راجع به وطنم بیشتر کنم.
تاریخ رخدادی است که همگان آن را میپذرند.مغرض نباش عرب تمدن ناپذیر است .زیرا خوی توحش /قتل/غارت/تجاوز در آنها عجین شده.
خیلی قشنگ بود
سپاس فراوان از شما