تمدن آشور باستان؛ از پیدایش دولتشهر آشور تا شکوه و سقوط نخستین ابرقدرت نظامی جهان
تمدن آشور باستان یکی از تأثیرگذارترین و قدرتمندترین تمدنهای میانرودان شمالی در خاورمیانه کهن بود که از هزاره سوم پیش از میلاد در امتداد رود دجله شکل گرفت. این امپراتوری کهن با نوآوریهای نظامی، سازماندهی دیوانی پیشرفته، هنر نقشبرجستهسازی، ساخت کتابخانههای عظیم رسی و پایتختهای باشکوهی چون نینوا، نمرود و آشور، الگوی نخستین شاهنشاهی چندملیتی جهان باستان را بنیان نهاد.
گاهنگاری و دورههای تاریخی تمدن آشور باستان
سرگذشت سیاسی و اجتماعی قوم آشور در گستره تاریخ خاورمیانه به سه دوره اصلی تقسیم میشود. هر یک از این اعصار با ویژگیهای اقتصادی، قلمروگشایی و تحولات اداری متمایزی شناخته میشوند و روند تکامل آشور را از یک کانون تجاری منطقهای به دولتی با اقتدار جهانی نشان میدهند.
۱. دوره آشور کهن (حدود ۲۰۲۵ تا ۱۳۶۵ پیش از میلاد)
در دوره آشور کهن، شهر آشور بهعنوان یک کانون تجاری خودگردان در امتداد مسیرهای بازرگانی شمال بینالنهرین فعالیت میکرد. بازرگانان آشوری شبکهای گسترده از مستعمرات تجاری موسوم به «کاروم» را در آناتولی (مانند کاروم کانیش یا کولتپه امروزی) ایجاد کردند. صادرات پارچههای باکیفیت و قلع به آناتولی در ازای دریافت نقره و طلا، شالوده اقتصادی پایداری برای پیدایش ساختار قدرت در آشور فراهم ساخت.
در اواخر این دوره، آشور برای مدتی تحت سلطه سلسله شمشی-ادد اول درآمد و پس از آن تحت نفوذ پادشاهی میتانی قرار گرفت، اما هسته هویتی و ساختار مذهبی خود را پیرامون معبد خدای ملی حفظ کرد.
۲. دوره آشور میانه (حدود ۱۳۶۵ تا ۹۱۱ پیش از میلاد)
با زوال قدرت میتانی، آشور تحت فرمانروایی آشور-اوبالیت اول (Ashur-uballit I) استقلال کامل خود را بازیافت و وارد صحنه دیپلماسی قدرتهای بزرگ عصر برنز پایانی نظیر مصر باستان و هیتیها شد. پادشاهان نامداری چون ادد-نیراری اول، شلمنسر اول و توکولتی-نینورتای اول قلمرو حکومت را تا بابل و رود فرات گسترش دادند.
در این عصر، قوانین آشور میانه تدوین شد و پایههای ایدئولوژی نظامی و سلطنتی پادشاهان آشوری شکل گرفت که وظیفه شاه را گسترش دائمی مرزهای قلمرو خدای آشور میدانست.
۳. دوره امپراتوری آشور نو (۹۱۱ تا ۶۰۹ پیش از میلاد)
امپراتوری آشور نو درخشانترین و در عین حال هراسانگیزترین دوره در تاریخ تمدن بینالنهرین محسوب میشود. با آغاز پادشاهی آداد-نیراری دوم، آشور وارد مرحلهای از فتوحات پیاپی شد. پادشاهانی نظیر آشورنصیرپال دوم، تیگلات-پیلسر سوم، سارگون دوم، سناخریب، اسرحدون و آشوربانیپال توانستند پهنهای عظیم از غرب فلات ایران تا مصر سفلی و از خلیج فارس تا آناتولی را زیر فرمان یک دربار واحد متمرکز کنند.
لوح حمورابی- پادشاه در مقابل خدای بابل ایستاده تا قوانین را از او بگیرد
| دوره تاریخی | بازه زمانی تقریبی | پادشاهان شاخص | مهمترین رویدادها و دستاوردها |
|---|---|---|---|
| آشور کهن | ۲۰۲۵ تا ۱۳۶۵ پ.م. | ایلو-شوما، اریک-دن-ایلی، شمشی-ادد اول | گسترش شبکه تجاری کاروم در آناتولی و رونق بازرگانی قلع و منسوجات |
| آشور میانه | ۱۳۶۵ تا ۹۱۱ پ.م. | آشور-اوبالیت اول، توکولتی-نینورتا اول | رهایی از سلطه میتانی، ورود به مکاتبات عمارنه و تدوین قوانین کیفری و مدنی |
| آشور نو | ۹۱۱ تا ۶۰۹ پ.م. | تیگلات-پیلسر سوم، سارگون دوم، سناخریب، آشوربانیپال | تشکیل نخستین ارتش منظم دائمی، فتح مصر و بابل، تأسیس کتابخانه نینوا |
ساختار سیاسی، اداری و شیوه حکمرانی تمدن آشور باستان
مدیریت سرزمینی به وسعت خاورمیانه در عصر باستان نیازمند سازماندهی دقیق و دیوانسالاری کارآمد بود. پادشاه در راس هرم قدرت قرار داشت و خود را «نماینده زمینی» و خادم خدای آشور معرفی میکرد. فرمانها و پیروزیها همگی به نام خدا ثبت میشد و نافرمانی از شاه، گناهی مذهبی در برابر نظم کیهانی قلمداد میگردید.
تیگلات-پیلسر سوم با کاهش اندازه استانها و افزایش تعداد والیان، مانع از تمرکز قدرت در دست استانداران محلی شد و نظام خبررسانی سریع سلطنتی (چاپار دولتی) را ایجاد کرد. در این ساختار، پیامها و دستورها با پستهای رله اسبسوار در کوتاهترین زمان در سراسر شاهنشاهی مبادله میشد که بعدها الهامبخش سیستم چاپارخانه هخامنشی گردید.
سیاست کوچ اجباری گسترده (Deportation) یکی دیگر از ارکان اداره قلمرو بود. آشوریان با جابهجا کردن اقوام مغلوب و پراکندن آنها در استانهای دوردست، پیوندهای قبیلهای و پتانسیل شورشهای محلی را تضعیف میکردند و همزمان نیروی کار متخصص را به مناطق کمجمعیت یا پایتختهای جدید منتقل مینمودند.
سازمان نظامی و فناوریهای جنگی آشور
ماشین جنگی آشور در زمره پیشرفتهترین نیروهای نظامی دوران کهن قرار داشت. پیش از اصلاحات تیگلات-پیلسر سوم، ارتش فصلی و متکی بر نیروهای شبهنظامی بود، اما او با ایجاد ارتش دائمی و حرفهای مجهز به سلاحهای آهنی، نیرویی یکدست و آمادهبهخدمت در تمام طول سال به وجود آورد.
لاماسو – مجسمه غول پیکر به شکل گاو بالدار با سر انسان
- نیروهای سوارهنظام و ارابهرانان: استفاده تخصصی از سوارکاران تیرانداز در کنار ارابههای سنگین جنگی مجهز به زره و تیغههای برنده.
- فناوریهای محاصره: کاربرد دژکوبهای سنگین چرخدار، برجهای متحرک محاصره و احداث خاکریزهای شیبدار برای تسخیر سریع مستحکمترین قلعههای خاورمیانه.
- پلی میانرشتهای از مهندسی جنگ: ساخت پلهای شناور با استفاده از مشکهای بادشده برای عبور لشکریان از رودخانههای خروشان دجله و فرات.
- سلاحهای آهنی فراگیر: تجهیز گسترده سربازان به زرههای فلسدار، کلاهخودهای مخروطی نوکتیز، شمشیرها و سرنیزههای آبدیده از جنس آهن.
علت شهرت آشور به خشونت و جنگاوری چیست؟
روایتهای کتاب مقدس و سالنامههای سلطنتی پادشاهان آشور سرشار از شرح شکنجه، کور کردن اسیران، برپایی برجهایی از جمجمه و آتش زدن شهرهای سرکش است. مورخان معاصر معتقدند این توصیفات بخشی از استراتژی «جنگ روانی حسابشده» (Calculated Frightfulness) بود تا هزینههای لشکرکشی کاهش یابد و حاکمان دیگر پیش از نبرد تسلیم شوند. با این حال، پژوهشهای جدید نشان میدهد رفتار آشوریان با اتباع وفادار و شهرهایی که مالیات خود را بهموقع پرداخت میکردند، عملگرایانه و مبتنی بر ادغام اقتصادی بوده است.
فرهنگ، خط و کتابخانه سلطنتی آشوربانیپال
تمدن آشور علاوه بر اقتدار نظامی، پاسدار بزرگ فرهنگ و میراث ادبی میانرودان بود. با آنکه زبان آشوری شاخهای از زبان اکدی با خط میخی بود، در سدههای پایانی زبان آرامی به زبان میانجی تجارت و اداری امپراتوری تبدیل شد.
آشوربانیپال، آخرین پادشاه مقتدر آشور، پادشاهی اهل ادب و خطاط بود که به فرمان او هزاران لوح گلی از سراسر معابد بابل و بینالنهرین جمعآوری، رونویسی و در کتابخانه نینوا طبقهبندی شد. کشف این کتابخانه در قرن نوزدهم میلادی گنجینهای بینظیر از متون نجومی، پزشکی، اسناد تاریخی و نسخههای گرانبهای حماسه گیلگمش و افسانه آفرینش (انوما الیش) را به بشریت بازگرداند.
چرا تمدن آشور باستان پایتختهای متعددی مانند نمرود و نینوا ساخت؟
تغییر پایتخت در تاریخ آشور تنها یک اقدام سیاسی نبود، بلکه نشاندهنده استقلال شاه از طبقه اشراف و روحانیون سنتی شهر مذهبی آشور به شمار میرفت. آشورنصیرپال دوم شهر کالح (نمرود) را با کاخهای مرمرین باشکوه و باغهای گیاهشناسی پهناور بنیان نهاد، سارگون دوم شهر دور-شاروکین (خورساباد) را ساخت و سناخریب نینوا را با کانالهای انتقال آب از کیلومترها دورتر، دیوارهای ستبر و کاخ بیهمتای جنوبغربی به بزرگترین و مدرنترین کلانشهر آن روزگار بدل ساخت.
آشور بانی پال در حال شکار شیر – نقش برجسته، ۶۰۰ سال قبل از میلادمحل نگهداری فعلی: موزه انگلیس
هنر و معماری تمدن آشور؛ شکوه نقشبرجستهها و لاماسو
هنر آشوری با هدف مشروعیتبخشی به قدرت سلطنتی و بازنمایی شکوه پادشاه آفریده میشد. دیوارهای کاخهای آشوری با سنگهای ارتداد (Orthostat) و نقشبرجستههای کمعمق تزئین میشدند که صحنههای شکار شاهانه، نبردهای سرنوشتساز و مراسم بارعام را با دقت تشریحی فوقالعاده و واقعگرایی کمنظیر به تصویر میکشیدند.
یکی از نمادهای برجسته معماری این تمدن، مجسمههای غولپیکر «لاماسو» (گاوهای بالدار با سر انسان) بودند که در ورودی کاخها و دروازه شهرها نصب میشدند تا به باور مردم کهن، ارواح پلید را برانند و هیبت سلطنتی را به بیننده القا کنند.
روابط آشور با اقوام همسایه و فلات ایران
آشور در طول قرنها با دولتها و اقوام ساکن فلات ایران، از جمله پادشاهی اورارتو در شمالغرب، عیلام در جنوبغرب و قبایل ماد و پارس در کوهستانهای زاگرس در تعامل و تقابل دائمی بود. لشکرکشیهای متناوب به کوههای زاگرس برای تهیه اسبهای اصیل ماد، قلع و لاجورد انجام میگرفت.
در دوره آشوربانیپال، ارتش آشور پس از جنگهای فرسایشی طولانی، شهر باستانی شوش پایتخت عیلام را ویران کرد. با این حال، نابودی عیلام به ایجاد خلأ قدرت در منطقه انجامید و شرایط را برای همپیمانی قبایل ماد و شکلگیری نخستین ساختار دولت مادی در مرزهای شرقی آشور تسریع کرد.
سقوط امپراتوری آشور؛ دلایل زوال سریع یک ابرقدرت
تمدن آشور با وجود نیرومندی شگفتانگیز نظامی، در کمتر از دو دهه پس از مرگ آشوربانیپال فروپاشید. تحلیلهای تاریخی نشان میدهند که مجموعهای از بحرانهای همافزا این سقوط شتابان را رقم زدند:
- جنگهای داخلی جانشینی: پس از درگذشت آشوربانیپال، شاهزادگان و سرداران ارتش درگیر منازعات خونین بر سر تاجوتخت شدند که شالوده دفاعی امپراتوری را از درون متلاشی کرد.
- گستردگی بیش از حد مرزها: ارتش آشور دیگر توان دفاع همزمان از مرزهای مصر، آناتولی، زاگرس و بینالنهرین جنوبی را نداشت.
- اتحاد تاریخی مادها و بابلیها: هووخشتره (پادشاه ماد) و نبوپلسر (بنیانگذار شاهنشاهی بابل نو) ارتشی متحد تشکیل دادند و پایتختهای آشور را یکی پس از دیگری محاصره کردند.
- سقوط نینوا و حران: نینوا در سال ۶۱۲ پیش از میلاد فتح و تخریب شد و واپسین سنگر آشوریان در حران در سال ۶۰۹ پیش از میلاد سقوط کرد و پرونده این شاهنشاهی برای همیشه بسته شد.
چگونه جغرافیای کوهستانی زاگرس در زوال آشور نقش داشت؟
کوههای زاگرس مامن اقوام سوارکار ماد بود که با تکیه بر جغرافیای ناهموار و جنگهای نامتقارن، مانع از تسلط کامل ارتش کلاسیک آشور بر سرزمین خود شدند. مادها با بهرهگیری از اسبهای چالاک و انگیزه بالا برای رهایی از خراجهای سنگین سالیانه، به سرعت انسجام یافتند و در پیوند با بابلیان، ضربه نهایی را بر ارتش فرسوده آشور وارد آوردند.
منابع
- Frahm, Eckart (ed.), A Companion to Assyria, 2017, John Wiley & Sons.
- Van De Mieroop, Marc, A History of the Ancient Near East, ca. 3000-323 BC, 3rd Edition, 2015, Wiley-Blackwell.
- Kuhrt, Amélie, The Ancient Near East: c. 3000–330 BC, 1995, Routledge.
- Veenhof, Klaas R., and Jesper Eidem, Mesopotamia: The Old Assyrian Period, 2008, Academic Press Fribourg / Vandenhoeck & Ruprecht.
- Postgate, J. Nicholas, Bronze Age Bureaucracy: Writing and the Practice of Government in Assyria, 2013, Cambridge University Press.
- Radner, Karen, A Short History of Babylon and Assyria, 2020, Bloomsbury Academic.
- Liverani, Mario, The Ancient Near East: History, Society and Economy, 2013, Routledge.
- Briant, Pierre, From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire, 2002, Eisenbrauns
- Oded, Bustenay, Mass Deportations and Deportees in the Neo-Assyrian Empire, 1979, Dr. Ludwig Reichert Verlag.
- Healy, Mark, The Ancient Assyrians, 1991, Osprey Publishing.
- Finkel, Irving, and Michael Seymour, Babylon: City of Wonders, 2008, Oxford University Press.
- Collins, Paul, Assyrian Palace Sculptures, 2008, British Museum Press.
- Potts, Daniel T., The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State, 2015, Cambridge University Press.
- Diakonoff, Igor M., “Media”, in The Cambridge History of Iran, Vol. 2: The Median and Achaemenian Periods, 1985, Cambridge University Press.
سؤالات متداول
پایتخت اصلی تمدن آشور کدام شهر بود؟
نخستین پایتخت مذهبی و باستانی آشور شهری به همین نام (آشور) در ساحل رود دجله بود، اما در دوران اوج امپراتوری، پایتخت به شهرهایی چون کالح (نمرود)، دور-شاروکین (خورساباد) و در نهایت نینوا منتقل شد.
کتابخانه نینوا چرا تا این حد در باستانشناسی اهمیت دارد؟
زیرا حاوی بیش از ۳۰ هزار لوح گلی خط میخی شامل علوم پزشکی، ستارهشناسی، مذهبی و برجستهترین آثار ادبی میانرودان مانند حماسه گیلگمش است که به دستور آشوربانیپال گردآوری شده بود.
امپراتوری آشور سرانجام توسط چه کسانی نابود شد؟
آشور در پی شورشهای داخلی و اتحاد نظامی ارتش مادها به رهبری هووخشتره و بابلیها به رهبری نبوپلسر با سقوط نینوا در سال ۶۱۲ پیش از میلاد و نابودی آخرین بازماندگان در حران (۶۰۹ پ.م.) منقرض شد.
مهمترین نوآوری نظامی آشوریان در خاورمیانه باستان چه بود؟
ایجاد نخستین ارتش منظم و حرفهای دائمی مجهز به ابزارهای محاصره دژکوب و منجنیق، نیروهای سوارهنظام زرهپوش و کاربرد گسترده سلاحهای فولادی و آهنی.
سلام در تاریخ آشور آمده پایتخت امپراتوری او اول شهر کاله یا کالح بوده که در بین النهرین واقع است وبعد نینوا شده است.
در قوم لربختیاری طایفه ای بنام کاله وجود دارد آیا امکان داره ربطی به آن داشته باشه اینها هم ب درکارهایشان ازخضرنبی کمک میگیرند.
لطفا آشوریان اگر با معنی این کلمه آشنایی دارند جواب بدهند
واقعا ما به یک سری پژوهشگر و کاربلد نیاز داریم که تمدن ایران باستان رو بدون اونکه غالبین و غربی ها بنویسن باز کنن چرا منه ایرانی هنوز نباید بدونم که بالاخره آشوریان خوب بودند یا بد برام مهم شده واقعا اگر نمرود در بابل بوده و حضرت ابراهیم عزیز رو در آتش انداخته و ادعای خدایی کرده و اگر تمدن آشور شکستشون داده پس باید خوب بوده باشند مثل الان که صهیونیستها انقدر دارن آدم میکشن و اگر یکی نابودشون کنه پس فردا غربی ها باز مینویسن که صهیونیست ها خیلی خوب بودن و تمام کشتار مردم غزه رو پاک میکنن!
تعدادی از نویسنده ایراد گرفتند گرچه پاسخ دندان شکنی هم دریافت کردند به نظرم اینها میخواستن از این طریق ثابت کنندکه از بازماندگان آشوریان هستند، البته غرور پیروزی بر ایرانیان وتمدن عیلامی برای مردمان و امپراطوری اشوریان زیاد دوام نیاورد وبه دست تمدن عظیم مادها سرههای شکست خورده جنگجویان آشوریان به وسیله گرزهای آهنین پودر شد خاک ویرانه های شهرهایشان به باد فنا رفت وبرای همیشه با دستان قدرتمند مادها از صحنه روزگار محو شدند،
اگر عده ای هستند که مغرور شده و میگویند ما از نژادآشوریان هستیم،،پس به یاد داشته باشید اگرنیاکان شما تمدن عیلام به مرکزیت شوش را نابود کردند،،من افتخار میکنم که نیاکان متمدن من مادها توانستند امپراطوری و مردمان مغرور آشوریان را برای همیشه از صحنه تاریخ محو و نابود سازند وبا گرزهای آهنین سرهای شکست خورده آنان را پودر کرده و خاک ویران شده شهرهایشان رابه باد فنا دهند ،
دعوا نکنین
سلام. آشوری ایرانی هیچ ربطی به تمدن آشور در سرزمین بین النهرین ندارد ..آشوری ایرانی نام یک مذهب و عقیده خاصی از ادیان باستانی ایران هستند .در مقابل آن آسوری هم داریم که از نژاد ارامنه می باشند ..و به زبان آسوری می نویسند..وحرف میزنند. بله طبق اسناد تاریخی آشوریان خونریزی ین اقوام تاریخ بودند سارگون دوم آشوری تمامی شهر آذربایجان یعنی تمدن اورارتو را در شهر های امروزی سلماس .خوی مرند ..مراغه .شبستر .وان ….با خاک یکسان کردند.و تمدن باستانی الخو را ویران کرده و آتشکده هفت وان سلماس را با خاک یکسان کرده و چندین هزار تن برنج ،نقره طلا و تنج و ….با خود به غارت بردند
کاملا درست فرمودید
الله یاۆردی
به دوازده قبیله از قوم سامی ” آشوری “میگویند .
در عهد باستان شغل ۹۰٪ از انسان تباران رمه گردانی بوده است، انسان نئانتردال جهت رفع گرسنگی به شکار و سپس انسان خردمند در حدود ۵۰۰هزار سال پیش به نگهداری حیوانات ضعیف میپرداخت .
انسان تباران برای دستیابی به چراگاه های بهتر به دور دستها میرفتن.
این سرزمین که اکنون در آن ساکن هستیم در مقطعی از زمان بسیار خوش آب و هوا بوده است (فلات ایران)
زمانی که پاشا های آشوری به این سرزمین آمدند تنها اقوام شوش یکجانشین بوده اند (تمدن عیلام)
طبق معمول قوم غالب سرزمینهای قوم مغلوب را مال خود میکند ،مثل همین زمینخارهای شهرداری امروزی.
عیلام بخشی از سرزمین میانرودان بوده است که زبان آنها به احتمال زیاد عربی بوده است .
استان قندهار در افغانستان دچار خشکسالی های پی در پی میشود و بخش زیادی از مردم آنها به این فلات مهاجرت میکنند و زبان فارسی از آن ایام وارد این فلات میشود .
شیرینی و آسانی زبان زیبای فارسی به سرعت رواج پیدا میکند .
بلوچستان انبار غله ی ایران بوده است (تغییر اقلیم)
شهر ری مرکز تجارتخانه ها و کاروانسراهای اقوام فارسی زبان میشود .
خوراسان در مسیر جاده ابریشم به رونق میرسد .
اصفهان و شیراز به مکانهای شاه نشین (تجار سرمایه دار) تبدیل میشود .و …….
اما دوستان عزیز فراموش نکنید که متاسفانه جنس انسان (بلانصبت شما خوبان )دروغ را ترک نکرده و نمیکند ، غرور را از خود دور نکرده و نمیکند
و سرقت را نیز همچنان (مادی ،معنوی ، فرهنگی ، هنری و…..)
همه ی اقوام به حمله ی اقوام دیگر غافلگیر میشدن.
خان های مغول ، پاشاهای آشوری، سامورایی های ژاپن
جنگجویان رومی و…… برای خود سلاح و ارتش فراهم کرده بودند .
فلات عزیز تو چه کشیده ای ؟
خلاصه اینها سیر تکامل انسان تباران و خواست خالق مهربان بوده تا امروز زندگی ما به این شکل درآمده .
پاشا” سناخ ریب “سرزمینهای زیادی را تصرف کرد اما اراده مافوق میراث آن را دوباره بین انسانهای دیگر تقسیم کرد.
پس بعد ازنسلهای ما هم فقط خدا تصمیم گیرنده است
بنده ارادتمند شما از قوم آشور ساکن استان کرمانشاه هستم و آرزوی خوشبختی برای تمام انسانهای زمین را دارم .
هنوز نمی دانیم که مرزبندی های دوران معاصر هیچ ربطی به تاریخ کهن و تمدنهای اعصار قبل از ما ندارد…. به عنوان مثال تمدن سومر که الان در مرزهای عراق کنونی جای دارد کاملا غیر سامی و تماما ایرانی بوده است!!!!!!!!!!
هنوز اکثر ما ایرانیان نمی دانیم که بجز هخامنشیان و مادها و پارت ها….. کاسی ها و ایلامی ها حدود ۱۱۰۰سال بر بابل که دولت شهری بزرگ و استراتژیک در عصر کهن بود حکومت میکردند!!!!!
براتون عجیب نیست که پیدا شدن چند تکه کاشی در اروپا تبدیل به کتابی حماسی میشود ولی هزاران هزار گل نوشته و سنگ نوشته در تخت جمشید یا هرجای دیگر (ایران بزرگ) حقوق کارگران و مهر حضور و غیاب ترجمه میشود…. مظلوم وطن
نگاه به مرزهای کنونی نکنید، با کمی توجه به جامه های بر تن و کلاههای بر سر و اساطیر و اسامی در می یابید که قومی ایرانی مانند مادها و یا کاسی ها و یا ایلامی ها صاحبان اصلی این آثار بجای هستند، فقط کافی است به جای کتب تحریف شده ۱۰۰سال اخیر عبرانیان به کتب کهن و گل نوشته های بجای مانده از ایران و هند و چین رجوع شود… حیف که پارسی باستان و سانسکریت کهن برای اساتید ما سخت و نامفهوم و….است…. ای ایران مظلوم….
سخت نیست ، متعلق به شما نیست . اون خط سومریه
اون لوح ها از کتابخانه ی موصل منتشر شده ، فکر کنم تازه از کابل سرزمین نیاکانتان برگشتی
دوستان یکی از بزرگترین دروغهای تاریخ تمدن آشور می باشد، با نگاهی به کتیبه ها ، جامه ها و توپولوژی و هزار و یک مورد و دلیل دیگر در می یابیم که ربط دادن کتابخانه و کاخ و… به این قوم هدیه پسرعموهای ایشان یعنی عبری ها و هم کیشان ایشان یعنی مسیحیان بوده است، قومی کوچرو و جنگ طلب میتواند فرهنگ نوشتار و علم سازندگی داشته باشد؟؟؟؟؟!!!